تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
پنجره
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-06-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 22خرداد ماه 1386


براي «مارسل پروست» خالق «در جستجوي زمان از دست رفته» به بهانه تولدش؛
زماني كه از دست نرفت...

 

* خديجه زمانيان

وقتي مترجم رمان « در جستجوي زمان از دست رفته»، اين كتاب را ترجمه كرد، به كساني كه اين كتاب را خوانده اند نامه اي نوشت و



در نامه اش جامعه كتابخوان را به دو دسته تقسيم كرد آنهايي كه «جستجو» را خوانده اند و آنهايي كه هنوز آن را نخوانده اند و بعد در نامه اش توضيح داد كه چرا اين تقسيم بندي را داشته است!
***
« در جستجوي زمان از دست رفته» هشت جلد است؛ يك رمان سيال ذهن طولاني، خيلي ها به طنز مي گويند فقط خود «مارسل پروست» و مترجم آن اين اثر را كامل خوانده اند و بعد مي گويند: «مگر در روزگار سرعت، مي شود چنين رمان روان شناختي قطوري را خواند؟!» اگر چه كه اين رمان وقتي منتشر شد جنجالهاي زيادي را برانگيخت. درباره اش گفتند: «شيوه اي جديد در رمان نويسي» و بعد اسمش را گذاشتند «رمان نو» يا «رمان سيال ذهن» چيزي شبيه به «اوليس» جويس و بعد خيلي ها همان دو، سه جلد اول را خواندند تا بدانند اصلاً اين رمان روان شناختي چي هست؟ و اين آقاي پروست چي نوشته؟!
***
«دوست عزيزم!
اين نامه را از راه دور اما با دل نزديك برايت مي نويسم، نزديك به پاس تجربه اي كه با هم پشت سر گذاشته ايم، يا مي گذاريم اگر تو بخواهي، هر وقت كه بخواهي... .
... واقعاً معتقدم كه كتابخوانها دو دسته اند، آنهايي كه «جستجو...» را خوانده اند و آنهايي كه هنوز نه. خيلي هم به اين فكر كرده ام كه عمق اين تمايز كجاست. كتابهايي كه مهر خودشان را تا ابد به ما مي زنند خيلي اند... . « در جستجو...» چكيده يك بعد تازه است، بعد تازه اي در نوشتن (اگر اهل نوشتن باشي) بعد تازه اي در خواندن، بعد تازه اي در فكر كردن، در ديدن. براي شرح اين بعد تازه مي شود از خود پروست كمك گرفت، به خصوص كه خيلي اهل من من نبود و اگر چيزي درباره شيوه كار و ديدگاههاي خودش گفته باشد يعني خيلي مهم بوده كه مستقيماً به زبان آورده. ... منتقدها او را به اين متهم كرده بودند كه ميكروسكوپ گذاشته بود و واقعيتهاي كوچكي را بزرگ مي كرد اما جواب پروست اين بود كه تلسكوپ گذاشته و نه واقعيتهاي كوچك بلكه بسيار دور را مي ديد و شرح مي داد، چيزهايي كه به قول خودش «البته بسيار ريز بودند اما كوچكي شان از آن جا بود كه در فاصله اي بسيار دور قرار داشتند و هر كدام دنيايي بودند.» منظور پروست از «بسيار دور» همان «بسيار عميق» بود.
... دوست عزيزم، تجربه اي كه كتابخوانها را به دو دسته «پروست خوانده» و «پروست نخوانده» تقسيم مي كند تجربه رسيدن به شيوه اي از ديدن و به عمق تأملي از آدم است كه البته پيش از پروست هم وجود داشته اما او آن را به تمركز و انسجامي رسانده كه بعد از او ديگر به اسم او مي شناسيم و «در جستجوي زمان از دست رفته» را به نوعي كتاب راهنماي اين نوع انديشيدن مي كند... .
«جستجو» كتابي است كه مدام بايد بخواني چون ابزاري است كه مدام بايد دستت باشد. شايد اين هم شيوه ديگري از گفتن همان چيزي است كه گفتم. «جستجو» كتابي است كه آدم را مال خودش مي كند، كتابي است كه آدم را ول نمي كند، و چه خوب! »
«قسمتي از نامه مترجم كتاب»
***
«مارسل پروست» را به سبب نوشتن همين رمانش مي شناسيم. يك رمان هشت جلدي كه تمام عمر خودش را صرف نوشتن آن كرد؛ رمان «در جستجوي زمان از دست رفته».
پروست در اين اثرش دو سنت شكني مهم، هم در فرم و هم در محتوا انجام داد؛ اول اين كه در آن زمان مؤلف، هيچ گاه جزء شخصيتهاي داستان نبود و به نوعي يك وقايع نگار داناي كل محسوب مي شد. پروست در «در جستجوي زمان از دست رفته» اين سنت را كاملاً زيرپا گذاشت. كتاب او سراسر، يك تك گويي است كه تا حدود زيادي بر خود پروست منطبق است.
دوم اين كه تا قبل از «در جستجوي زمان از دست رفته» رمانها طرح مشخصي داشتند اما در «در جستجو...» اين طرح وجود ندارد. درست است كه حوادث يكي پس از ديگري مي آيند ولي هيچ گاه حادثه اي غيرمنتظره كه جريان را بر هم بزند در داستان ديده نمي شود. هيچ شخصي كه سرنخ دست او باشد در كتاب حضور ندارد، اين كتاب مثل خود زندگي است، آرام و كسل كننده و در عين حال شگفت انگيز!
پروست مي خواست رماني بنويسد كه يك روايت ساده نباشد بلكه نوعي ماجراي ذهني، فكري يا زيبايي شناختي باشد؛ نوعي حماسه دروني. در جهان داستاني پروست، رمان تنها يك داستان نيست بلكه آميزه اي است از احساسها، برداشتها و تجارب يك قهرمان در دنيايي مشخص و نوعي پژوهش است؛ نوعي جستجو.
در اين كتاب پروست تبديل به يك خاطره نويس شده، خاطره نويس خودش و جامعه اي كه حافظه او را پر كرده است. كتاب مثل يك رؤياست، زمان داستان مشخص نيست، زمان يك جريان منظم مثل زمان ساعت و تقويم نيست؛ زمان، ذهن انسان است. ذهن هزار توي انسان كه در يك لحظه به گذشته هاي دور و نزديك، به حال و آينده سرك مي كشد.به اين صورت بود كه پروست در كنار نويسندگان مثل «جويس، موزيل و كافكا» توانستند رمان قرن 20 را زنده نگه دارند. آنها با آفريدن رمان نو توانستند رمان را از مرگ نجات دهند و به اوج قدرت برسانند.
***
مارسل پروست در سال 1871 در يك خانواده اشرافي در فرانسه به دنيا آمد. او از كودكي و از 9 سالگي مريض بود و به بيماري تنگي نفس دچار شد. بيماري اي كه همه عمر او را مجبور كرد در خانه بماند. انزوا و سكوت همدم او شد و او را بيش از حد حساس كرد.
پروست در رشته فلسفه و علوم سياسي تحصيل كرد. اگر چه هيچ وقت در اين دو رشته مشغول به كار نشد. اما مطالعاتش را در نوشته هايش به كار گرفت. فقط خواند و نوشت چون خوشبختي را فقط در عالم هنر و كار جستجو مي كرد.
بيماري اي كه از كودكي با آن دست و پنجه نرم مي كرد. اگر چه جسم او را آزار مي داد اما تجربه اي شد براي كشف قالبي نو براي رماني نو. بيماري، ناخوشي و انزوا به او امكان مي داد كه درگير تجربه اي تازه از زندگي شود. درگير فكر در مود آدمها و تجربه هاي زندگي. پروست سعي مي كرد رنج و دردش را به تفكر مبدل سازد و از امكاني كه رنج به او مي داد خلاقانه در جهت ابداع و كشف انديشه در نوشته هايش بهره گيرد. سعي مي كرد احساسهاي رقيق، پيچيده و ظريف را تشخيص دهد و با يك تحليل رواني آنها را در داستانش به كار بگيرد. او با اين ديد و انديشه، تحولي در رمان قرن 20 كه به سوي فنا و مرگ پيش مي رفت به وجود آورد، تحول در قالب، در فرم و در محتواي رمان آن روز و خب موفق هم شد.او در يكي از يادداشتهايش به رابطه بيماري و نوع نوشتنش اشاره مي كند:
«وقتي كه كودكي خردسال بودم، سرنوشت هيچ يك از شخصيتهاي تاريخ قدسي جهان در نظرم به اندازه سرنوشت نوح دشوار نمي نمود و آن به سبب طوفاني بود كه او را به مدت چهل شبانه روز در يك كشتي محبوس داشت. بعدها من غالباً بيمار شدم و در طي روزهاي طولاني ناگزير شدم كه در اين «كشتي» بمانم. در آن هنگام دريافتم كه نوح با وجود اين كه در كشتي دربسته و محصور به سر مي برد و سراسر زمين در تاريكي بود، از عرشه آن كشتي توانست به خوبي جهان را نظاره كند.»«در جستجوي زمان از دست رفته» هشت جلد است. اولين جلد شاهكار پروست، «از جانب خانه سوان» نام داشت. پروست اين جلد را با هزينه شخصي خودش چاپ كرد چون هيچ ناشري حاضر به چاپ اين اثر پروست نشد، اما منتقدان اين اثر را بعد از چاپش (البته با كمي خودداري) ستودند و فهميدند اين اثر شيوه تازه اي در ديد و نگاه به دنيا ارائه مي دهد.پروست طرح اصلي رمان بزرگش را در 7 بخش تنظيم كرده بود: «از جانب خانه سوان»، « در سايه دختران نوشكفته»، «جانب خانه خانواده گرمانت»، «سدوم و عموره»، «زن زنداني»، «آلبرتين» و «زمان بازيافته».دو سوم اين اثر بزرگ در زمان حيات پروست و بقيه بعد از مرگش چاپ شد.
***
همه زندگي پروست نوشتن و خواندن بود. انگار به دنيا آمده بود تا كه كاري بكند و فقط 52 سال وقت داشت كه آن كار را به سرانجام برساند و آن كار هم نوشتن يك اثر هشت جلدي بود...
او سراسر روز را در اتاق تاريك مي خوابيد و همه شب را بيدار مي ماند. در 52 سالگي بيماري اش حاد و به ذات الريه شديد مبتلا شد. در حالي كه از تنگي نفس رنج مي برد و در تب شديد مي سوخت دست از كار نكشيد، در اين روزها از همه چيز و همه كس روي گرداند، از خانواده، از دوستان و از پزشك....
روز 17 اكتبر چند خطي در توصيف مرگ نوشت، روز 18 اكتبر حالش بدتر شد تا اين كه سرانجام در ساعت 30/4 دقيقه بامداد همان روز توانست از رنجي كه سالها آنها را به دوش مي كشيد، رها شود. او در حالي رفت كه شهرت جهاني اش در حال پيدايش بود و نفوذش در حال افزايش.

  


فريدون جنيدي:مسؤولان، مدافع زبان فارسي نيستند

 

فريدون جنيدي معتقد است، زبان فارسي ضربه پذير نيست؛ اما جواناني كه به  طرف فرهنگ غربي مي روند، مي توانند در زبان فارسي اختلال ايجاد كنند.اين شاهنامه پژوه در گفتگويي با ايسنا، متذكر شد: زبان فارسي با ادبيات باشكوهش هميشه مانند رستم دستان و فردوسي بر فراز قله  دماوند خواهد ايستاد، و اگر چه ميزان كم دانايي برخي جوانان در زبان فارسي مي تواند در اين زبان اختلال ايجاد كند، اما اين زبان همواره پابرجا خواهد ماند.جنيدي با بيان اين  كه دستگاههاي دولتي اصلاً مدافع زبان فارسي نيستند، گفت: مسؤولان ما اصلاً به زبان فارسي توجه نمي كنند و تنها به مسايل خاصي توجه دارند. اين استاد زبانهاي باستاني ايراني همچنين با انتقاد از عملكرد فرهنگستان زبان و ادب فارسي، اظهار داشت: بسيار بد است كه پس از سالها، هنوز به وضع معادلهايي نامناسب مانند «درازآويز زينتي» به جاي «كراوات» مي پردازند! او در ادامه از اظهار نظر افراد غيركارشناس در حوزه  ادبيات ايران و زبان فارسي انتقاد كرد و گفت: افرادي كه هيچ مطالعه اي در زمينه  فرهنگ ايران ندارند، حق اظهار نظر درباره  زبان فارسي را ندارند.
جنيدي همچنين دليل معادل سازي نامناسب براي واژه هاي بيگانه در زبان فارسي را، به كارگيري افراد غيركارشناس عنوان كرد.

  


«فرزاد حسني» ممنوع التصويرشدن خود را تكذيب كرد

 

فرزاد حسني شايعه ممنوع التصوير شدن خود را تكذيب كرد و خواستار ساخته شدن يك دستگاه «شايعه كش» در رسانه ها شد!به گزارش فارس، فرزاد حسني مجري تلويزيون و كارگردان راديو اعلام كرد: با فضاي شايعه مخالفم و با استفاده از روشنگري، با اين مسأله مبارزه خواهم كرد.او معتقد است: اين شايعات دلايل غيرمنطقي اما قابل عرضه براي يك اتفاق غيرمعمول را فراهم مي كند و به نظرم چون يكسري از افراد نمي توانند رفتارهايم را حلاجي كنند، پس به شايعه پناه مي برند.اين مجري جوان در ادامه، در مورد ممنوع التصوير شدن خود، گفته است:  خيلي از دوستان تماس گرفتند و در اين مورد با من صحبت كردند، به هرحال احساس مي كنم متأسفانه فضا براي قبول شايعات مهيا شده است. جالب اين جاست كه شايعه پردازي كسب و كار پررونقي هم شده است.

  


يك فنجان چاي با سعيد خادمي هنرمند نقاشي خط؛خريد آثار هنري به فرهنگسازي نياز دارد

 

* سيد مصطفي حسيني رادMh27rad@yahoo.com
سعيد خادمي هنرمند خوشنويس، متولد 1341 است. او كه درحال حاضر بيشتر در زمينه نقاشي خط فعاليت دارد، عضو انجمن



خوشنويسان ايران است و گواهينامه ممتاز خود را در رشته هاي نستعليق، كتابت و شكسته در سال 1364 اخذ كرده است.
خادمي عضو انجمن صنفي طراحان گرافيك ايران هم هست و تاكنون 5 نمايشگاه انفرادي بين سالهاي 1370 تا 1386 برگزار كرده و در كنگره هاي انجمن خوشنويسان ايران و نمايشگاههاي جمعي مختلفي حضور داشته است.
بهانه گفتگوي ما با سعيد خادمي، برگزاري نمايشگاهي از آثار نقاشي خط اوست كه با موضوعات اسماء ا... و شعر شاعران بزرگ ايران در نگارخانه سروش برپا شده است.
بعد از ظهر يك روز نسبتاً گرم بهاري است كه خادمي مهمان گروه هنر مي شود و من فكر مي كنم برگزاري نمايشگاهش بهانه خوبي است تا درد دلها و ناگفته هاي اين هنرمند هنرهاي تجسمي را بشنويم.
از خادمي درباره مسايل اقتصادي هنرمندان سوال مي كنم و اينكه آيا در نمايشگاهش، آثار در معرض فروش هم هستند يا نه. او مي گويد: «براي متقاضيان خريد آثار، چنين امكاني در نمايشگاه فراهم است.» خادمي ادامه مي دهد: «متأسفانه در كشور ما هيچ گونه فرهنگسازي درباره خريد آثار توسط مردم، انجام نشده است. اين درحالي است كه هنرمندان بخصوص هنرمندان هنرهاي تجسمي تمايل زيادي براي فروش آثارشان دارند، زيرا اين مسأله هم به تأمين زندگي آنها كمك مي كند و هم اينكه به هرحال توليد آثار هنري هم خود به خود بسيار هزينه بر است و فروش اين آثار مي تواند كمك شاياني به اين هنرمندان بكند.»
وي درباره هنر «نقاشي خط» مي گويد: «اين هنر علاوه براينكه در كشور خودمان مي تواند جايگاه بسيار بالاتر و شايسته تري داشته باشد مي تواند به عنوان هنري كه قابليت صدور فرهنگ ما به ديگر كشورها را دارد مورد توجه قرار گيرد.
«نقاشي خط» هنري است كه افرادي مثل استاد رضا مافي، استاد حسين زنده رودي، فرامرز پيل آرام و... آن را شروع كرده اند و بعد از انقلاب اسلامي هم ادامه پيدا كرده است و هم اكنون استاداني مثل آقاي احصايي و رسولي از بزرگان اين رشته شمرده مي شوند.»
خادمي با اشاره به اين موضوع كه گاهي اوقات خارجي ها قدر هنر ما را بهتر و بيشتر از خودمان مي شناسند، مي گويد: «استاد حسين زنده رودي سالهاي سال پيش از اين، آمده بود تابلوهاي نقاشي را با خط تلفيق كرده بود و در همان سالها، فرانسوي ها او را به كشورشان بردند و ضمن توجه به هنر او، القاب هنري بزرگي هم به او اعطا كردند. رضا مافي هم از خط نستعليق به نقاشي خط رسيد و آثار او هم بسيار مورد توجه كشورهاي اروپايي قرار گرفت.»
از خادمي مي پرسم كه دلايل جذابيت هنر «نقاشي خط» چيست؟ در پاسخ مي گويد: «همان طور كه مي دانيد نقاشي يك هنر و زبان بين المللي است و خوشنويسي يك هنر سنتي در كشور ما به شمار مي رود. تلفيق اين دو و تولد «نقاشي خط» جلوه گاهي است كه علاوه بر داشتن ظرفيتهاي تازه بصري به زبان بين المللي نقاشي هم نزديك مي شود.
بنابراين، اين هنر، هم مورد توجه جوامع هنري خارجي قرار مي گيرد و هم مخاطبان داخلي را جذب مي كند. ما از همين ظرفيت «نقاشي خط» مي توانيم براي معرفي بيشتر هنرهاي سنتي خود مثل «خوشنويسي» به كشورهاي ديگر استفاده كنيم.»
فرهنگسازي در زمينه خريد آثار هنري در كشور ما مقوله اي است كه واقعاً مورد غفلت قرار گرفته و نهادهاي مسؤول هم دراين باره كاري انجام نداده اند. خادمي در اين زمينه چنين مي گويد: «بسياري از مردم ما به هنرهايي مثل نقاشي علاقه مند هستند و تابلوهاي نقاشي و كوبلن و... را خريداري و در منزل استفاده مي كنند. اما هيچگاه براي مردم امكان خريد آثار اورژينال و نسخه هاي اصلي آثار فراهم نشده است، درحالي كه بسياري از مردم حاضرند براي خريد اين آثار هزينه كنند و به هنرمندان سفارش توليد اثر بدهند.
از طرفي اين فرهنگ هم بايد در جامعه ترويج شود كه سرمايه گذاري روي آثار تجسمي مي تواند يك سرمايه گذاري فرهنگي و اقتصادي باشد. به طور يقين تابلويي كه امسال به قيمت صدهزار تومان فروخته مي شود، پنج سال بعد قيمتي بسيار بالاتر از اينها خواهد داشت و مرور زمان بر ارزش آن مي افزايد.»
اين هنرمند نقاشي خط درباره وظايف نهادهاي مسؤول در زمينه خريد آثار هنري و فرهنگسازي آن اعتقاد دارد: «سازمانها و نهادهاي فرهنگي- هنري از جمله وزارت ارشاد و همچنين رسانه ها نقش تعيين كننده اي در فرهنگسازي در زمينه فروش آثار هنري دارند و تعريف ساز و كار اين مسأله و اطلاع رساني به مردم وظيفه اي است كه اين نهادها بايد نسبت به انجام آن بيشتر اهتمام ورزند. درحال حاضر رسم است كه در بسياري از مراسم و همايشها هدايايي از سوي نهادها به افراد اهدا مي شود. چه اشكالي دارد اگر اين هدايا توليدات هنري اورژينال هنرمندان باشند؟ اين اتفاق مي تواند هنر را به خانه هاي مردم ببرد و هنرمندان را هم از گوشه هاي انزوا و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات ريز و درشت مادي خارج كند.
وقتي شما يك اثر اصل را خريداري مي كنيد مطمئن هستيد از اين اثر فقط يك نسخه توليد شده و آن هم در اختيار شماست و اين مسأله جذابيت خاصي دارد. اين ارزش در حال حاضر چندان براي مردم شناخته شده نيست و اين وظيفه وزارت ارشاد است كه با ايجاد موقعيتها و برگزاري جشنواره ها و حراجي هاي هنري و با هماهنگي با گالري دارها اين امكان و اطلاع را در اختيار مخاطبان هنر قرار دهد تا بتوانند براساس توان مالي خود نسبت به خريد آثار هنري اقدام كنند.»
خادمي در پايان با اشاره به اينكه كشور ما و تمدن بزرگ ايراني بزرگترين دست آوردهاي هنري را در طول تاريخ به جهان عرضه كرده، به نقش سازنده هنر و هنرمندان در تعامل هاي فرهنگي اشاره مي كند و مي گويد: «در سالهاي اخير حركتهاي خوبي در زمينه معرفي و صدور هنر ايراني به ساير كشورها انجام شده كه حتي افقهاي تازه اي در عرصه هاي تعامل فرهنگي و سياسي باز كرده است، ولي اين ابتداي راه است و براي رسيدن به نقطه مطلوب راه درازي در پيش داريم. ما غني ترين سرمايه ها را در اختيار داريم كه اگر از آنها حمايت نكنيم به زودي آثارشان را در موزه هاي بزرگ اروپا و آمريكا خواهيم ديد و اين بسيار جاي تأسف خواهد داشت.»
نمايشگاه آثار «سعيد خادمي» كه 20خرداد گشايش يافته تا 26خرداد در محل نگارخانه سروش مشهد واقع در خيابان فلسطين1، صبح و عصر ميزبان عموم بازديد كنندگان است.

  


عكاس ماليايي برنده جايزه برتر بي ينال ونيز شد

 

برگزاركنندگان پنجاه و دومين بي ينال ونيز، جايزه شير طلايي يك عمر دستاورد حرفه اي را به «ماليك سيدبه»، عكاس اهل مالي، اعطا كردند.
به گزارش فارس، «ماليك سيدبه»، عكاس اهل مالي اولين آفريقايي است كه تاكنون توانسته اين جايزه را در رقابتهاي بي ينال ونيز از آن خود نمايد.
«رابرت استور»، مدير هنري بي ينال ونيز در مراسم اعطاي اين جايزه گفت: هيچ هنرمند آفريقايي طي نيمه دوم قرن 20 و آغاز قرن 21 تا اين اندازه براي پيشبرد سطح عكاسي در منطقه تلاش نكرده و در جهت غني سازي آرشيو عكاسي، تاريخچه اين هنر و همچنين افزايش سطح آگاهي ما نسبت به گنجينه فرهنگي آفريقا گام برنداشته است.
«سيدبه» 72 ساله ضمن قدرداني از چنين جايزه اي گفت: اين جايزه را به نمايندگي و به افتخار تمامي عكاسهاي جهان و بالاخص كشور مالي دريافت مي كنم.

  


معاون هنري وزارت ارشاد: از برپايي دوسالانه انجمن نقاشان حمايت مي كنيم

 

معاون هنري وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي گفت: معاونت هنري از برپايي دوسالانه نقاشي توسط انجمن نقاشان ايران حمايت كرده و اميدوار است كه اين حركتها به گسترش عمومي هنر در سطح وسيع جامعه ختم شود.
«محمد حسين ايماني خوشخو» در گفتگو با ايرنا؛ افزود: معاونت هنري در برپايي هفتمين دوسالانه نقاشي تهران با توجه به ابعاد فرا صنفي ؛ ملي و بين المللي آن، وظيفه حمايتي و اجرايي دارد.وي تأكيد كرد: با در نظر گرفتن مصالح عمومي جامعه و منافع كليه گرايشهاي هنري رايج كشور اهداف آن را تعريف و سياستگذاري كند.
معاون هنري ارشاد افزود: يكي از نمونه هاي بارز نمايشگاههاي دوسالانه فراصنفي و بين المللي كه با ابعاد وسيع در كشور برگزار مي شود، دو سالانه گرافيك است كه از ابتدا با هم فكري و همكاري انجمن صنفي طراحان گرافيك
ايران و تشكيل شوراي منتخبي از نمايندگان اين انجمن و متخصصان دفتر امورهنرهاي تجسمي معاونت هنري و موزه هنرهاي معاصر تصميم گيري، برنامه ريزي و برپايي آن دنبال شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com