|
جواد صبوحي
آخرين روزهاي زمستان 84 بود كه دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي حكم انتصاب جانشين نصرا... جهانگرد در شوراي عالي اطلاع

رساني را امضا كرد. در آن حكم نام شخصي آشنا به علوم اسلامي و از سوي ديگر داراي سوابق قابل توجهي در زمينه نرم افزارها و شبكه هاي رايانه اي ديده مي شد. حجة الاسلام حميد شهرياري آمده بود تا دبير شورايي شود كه اكنون بيش از شش سال از عمرش مي گذرد و پاي حكم انتصاب دبير سابق آن امضاي سيد محمد خاتمي به چشم مي خورد. «حجة الاسلام دكتر حميد شهرياري» متولد 1342 است، مدرك كارشناسي فقه و اصول سطح 2 خود را از حوزه علميه قم دريافت كرده و كارشناسي ارشد الهيات و معارف اسلامي و دكتراي فلسفه تطبيقي را در دانشگاه قم گذرانده است. وي مديريت گروه فلسفه و الهيات مركز تحقيق و توسعه علوم انساني سازمان «سمت» و معاونت پژوهشي همين سازمان، مديريت شبكه اطلاع رساني ( اينترنت) حوزه و رياست مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي را در كارنامه خود دارد. او به زبان عربي مسلط است و به رواني به انگليسي سخن مي گويد. وي در سال 66 شاگرد اول حوزه شد و «اثر شورا در فتوا» موضوع پايان نامه كارشناسي ارشدش پژوهش برتر در حوزه دين

شده و در سال 78 در جشنواره بين المللي خوارزمي به دليل توليد نرم افزار، از سيد محمد خاتمي جايزه گرفت. دكتر شهرياري دل پري از همكاران «دولتي» خود دارد، اما وقتي اتاقش را ترك مي كنيم، توصيه مي كند قدري صحبتهايش را «تلطيف» كنيم و متذكر مي شود تمام آنچه را گفته است، به حساب دلسوزي او بگذاريم.. * آقاي دكتر، جايگاه حقوقي شورا به كجا رسيده است؟ قبلاً گفته بوديد شورا هنوز در سازمان مديريت و برنامه ريزي چارت مصوب ندارد و جايگاهش در ساختار حقوقي كشور مشخص نيست ؟ ** طي هفت سال فعاليت شوراي عالي اطلاع رساني، همكاران ما موفق نشده بودند چارت دبيرخانه را به تصويب سازمان مديريت برسانند .همين مسأله مشكلاتي را براي ما به وجود آورد كه درصدد رفع آن هستيم . اما سال گذشته به خاطر مشكلاتي كه براي دبيرخانه ايجاد كردند، اين كار هم متوقف شد... * كدام مشكلات؟ ** مسأله چالش ادغام. اين مسأله موجب توقف خيلي از امور شد، يكي از كارها كه متوقف ماند همين مسأله تصويب چارت بود كه با رفع آن درصدد هستيم آن را هم به تصويب برسانيم. * شما دغدغه اصلي شوراي عالي اطلاع رساني را مسايل فرهنگي عنوان كرده ايد و اين كه در دوره سابق يكي از ايرادها اين بوده كه معمولاً طرحهاي توسعه اي در طرحهاي توسعه اقتصادي متمركز بوده است. در آيين نامه مصوبه مرداد ماه سال 84، آيين نامه شوراي عالي اطلاع رساني دستخوش اصلاحاتي و در نخستين بندهاي آن بر چهار محور مسايل فرهنگي، اجتماعي، ديني و اخلاقي تأكيد شد. آيا اين مسأله به معناي در حاشيه قرار گرفتن فعاليتهاي اقتصادي شورا در زمان تصدي مسؤوليت شماست؟ ** ببينيد، در 21 تيرماه سال 84 يعني حدود هشت ماه قبل از اين كه من تصدي اين مسؤوليت را عهده دار شوم شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوبه اي داشت كه طبق آن فعاليتهاي شورا به حوزه فرهنگي ، اجتماعي و اخلاقي محدود شده بود و اين رويكردي نبود كه با حضور من بر آن تأكيد شود؛ بنابراين حوزه هاي اقتصادي قبل از ورود من به اين شورا از شرح وظايف سازماني آن خارج شده بود و طبعاً من هم انتقادي به اين مسأله نداشتم. در حقيقت وارد محدوده اي شده بودم كه از قبل تعريف شده و هنگام تصدي مسؤوليت آقاي جهانگرد اين تغيير رخ داده بود. به نظر من، اشكالي وجود دارد و آن از اين جا ناشي مي شود كه حوزه هاي چندگانه امنيت، اقتصاد و فرهنگ با هم ارتباط دارند و هر يك مي توانند به صورت زير بخش يكديگر تعريف شوند؛ بنابراين وضعيت به گونه اي است كه حداقل در حوزه كاربردها اگر تفكيكي صورت بگيرد، ما را دچار مشكلاتي مي كند . به نظر من، يكي از مشكلاتي كه در حال حاضر در حوزه IT با آن مواجه هستيم همين تفكيك شرح وظايفي است كه در اين آيين نامه وجود داشته است. فكر مي كنم آن آيين نامه نيازمند كار كارشناسي بيشتري بوده و بايد كار كارشناسي بيشتري بر روي آن انجام مي گرفت. * گفتيد اگر اين تفكيك نباشد، دچار مشكل مي شويد. مي توانيد دقيقاً به اين مشكلات اشاره كنيد؟ ** جايي كه قرار است تصميم نهايي گرفته و اطلاعاتي در آن تجميع شود، كاملاً با هم تداخل و ارتباط دارد شما اگر مي خواهيد درباره تأمين اجتماعي و يا فرهنگ مطالعه كنيد، اين مسأله نيازمند وجود اطلاعاتي است كه در اختيار نيروي انتظامي و يا قوه قضاييه است. نمي توانيد فرهنگسازي را به نحوي انجام دهيد كه حوزه امنيت، فرهنگ و اقتصاد مرزهاي مشخصي داشته باشند. در خود عمليات از يكديگر تفكيك مي شوند، اما اطلاعات توليدي كاملاً با هم در ارتباط هستند. ديگر اين كه، اگر مجموعه اي مي خواهد سياستگذاري كلان كشور را انجام دهد، به اين ارتباطهاي اطلاعاتي نياز دارد و نمي توان بدون توجه به آن ارتباطهاي سياستگذاري كلان را حداقل در حوزه كاربردي انجام داد. به نظر من، بهترين راهي كه مي توانيم پيش رو داشته باشيم اين است كه با توافق و هماهنگي با يكديگر به سمتي حركت كنيم كه اين سه مقوله يعني امنيت، فرهنگ و اقتصاد جايگاه ارشدي پيدا كند و يك شورا مجموعه اين فعاليتها را تحت پوشش خود قرار دهد. بسياري از مشكلاتي كه ما در دو - سه سال اخير با آن مواجه بوديم، ناشي از تفكيك وظايف است كه به نظر من كار درستي نبوده است. *از ميزان توليد اطلاعات در كشور اطلاع داريد؟ ** ما متأسفانه از آنچه در درون وزارتخانه ها رخ مي دهد، اطلاعات زيادي در اختيار نداريم. برخي از وزارتخانه ها و ادارات كل در درون مجموعه خود اطلاعات را توليد مي كنند و گزارشهاي مربوط به آن را در اختيار دارند، اما اين كه محلي موفق به جمع آوري اين اطلاعات شود و سپس بتواند اين اطلاعات را سامان داده و نقايص آن را برطرف كند، وجود ندارد. من دو ماه گذشته نامه اي براي تمامي وزارتخانه ها ارسال كردم مبني بر اين كه تمام اطلاعات خود را و يا حداقل گزارش اطلاعات خود را براي ما ارسال كنند. اما متأسفانه غير از يك مورد هنوز از جاي ديگري اين اطلاعات را دريافت نكرده ايم، اما اميدواريم با تلاشي كه در جشنواره «تسما» انجام مي شود، انگيزه اي براي مديران دولتي و خصوصي به وجود بيايد تا گزارشهاي خود را ارايه كنند تا ما هم طبق آن، گزارش و اطلاعات خود را ارايه دهيم. * اين اطلاعات چه نفعي را به طور اخص عايد مجموعه سازماني و به طور اعم عايد جامعه خواهد كرد؟ ** متأسفانه اطلاعات بساماني را در حال حاضر براي تصميمهاي كلان مديريتي در كشور نداريم و اگر احياناً در بخشي از مجموعه ها موجود است، اين اطلاعات سامانمند نيست و اگر هم در برخي از بخشها سامانمند است، در اختيار نهادهاي ديگر كه به آن نياز داشته باشند، قرار نمي گيرد. ما در هر يك از اين زمينه ها با چالش مواجهيم و بايد به سمتي حركت كنيم كه اين چالشها برطرف شود. مشكلي كه چندي پيش در كارت سوخت ايجاد شد اين بود كه ما نتوانستيم بين اطلاعات شناسنامه اي و اطلاعات سكونتي افراد هماهنگي ايجاد كنيم. به هر حال به نظر مي رسد بايد سازمان تهيه اطلاعات در كشور موجود باشد و وقتي موجود نبود و شما تصميمي بر اين اساس گرفتيد، دچار همين خطاها مي شويد .اينها واقعيتهايي است كه ما با آن مواجهيم و متأسفانه دولتمردان ما به صورت جدي به اين امور توجه نمي كنند و بدون برنامه ريزي و توجه به حوزه اطلاع رساني وارد مقوله اي مي شوند كه به شكست منجر مي شود و بعدها گناه آن به گردن اطلاع رساني و احياناً كامپيوتر مي افتد. در صورتي كه اين گونه نيست؛ ما سامانه مساعدي براي جمع آوري اطلاعات و ارتباطات اطلاعات با يكديگر نداريم. از سويي ديگر گاهي اوقات اطلاعات توليد مي شود، ولي سامانمند نيست؛ يعني اطلاعات جامع نيست و كسي متعهد نشده است كه اين اطلاعات جامع به صورت الكترونيكي در محلي موجود و حفاظت شده باشد و ارتقا پيدا كند. اشكال اينجاست كه هنوز تعريفهاي طبقه بندي تبادل اطلاعات در درون دولت و بين دولت و بخش خصوصي و همچنين ميان بخش خصوصي وجود ندارد و به همين دليل ما دچار چالش ديگري هستيم و آن اين كه توليد كننده اطلاعات نمي خواهد اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار دهد. * سازمان «تسما» چطور مي تواند اين همه اطلاعاتي را كه از منابع مختلف استخراج مي شود و به دستتان مي رسد ساماندهي كند؟ ظاهراً صورت مسأله كاملاً روشن است، اما واقعاً راه حلي هم براي آن سراغ داريد؟ ** ما مجموعه اي هستيم كه براي سياستگذاري در حوزه فرهنگ، اجتماع و دين، اخلاق فعاليت مي كنيم. اشكالي كه اساسنامه دارد و باعث شده تا اين حوزه ها از يكديگر تفكيك شود، اين است كه ايجاد ارتباطات را دچار چالش كرده است. اشكال ديگر كه مديريت كلان دولتي آن را ايجاد كرده، اين است كه شوراهاي جداگانه اي را ايجاد كرده ايم؛ يك شورا در سازمان مديريت قرار دارد، ديگري در وزارت ارتباطات و فناوري است و يك شورا هم در شوراي عالي انقلاب فرهنگي و اينها نيز از نظر ساختار سازماني با يكديگر هماهنگي ندارند. ما هم متكفل بندي از مجموعه فعاليتها هستيم كه خط و زبان فارسي است و در اين خصوص هم كارهاي جدي انجام گرفته است. غير از اين حوزه قرار نيست كه طبق اساسنامه وارد حوزه اجريي شود، مگر اين كه به سامانمندي و سياستگذاري كمك كند. نهادهاي وزارتي و اجرايي بايد مسؤوليتشان را به خوبي انجام دهند. از سوي ديگر براي اين كه اين مجموعه ها مسؤوليتشان را به خوبي انجام دهند، بايد ساختارهاي دروني شان متناسب با توليد اطلاعات، تعريف شده باشد. ما اين مقوله را در برخي دستگاهها نمي بينيم، در بعضي جاها هم كه ديده مي شود توجه مديران ارشد دولتي به اين حوزه كم است. در درون وزارتخانه ها مديراني هستند كه به اين حوزه مسلطند ، اما چون در حوزه كلان و فرا وزارتي رانش دولتي لازم براي پيش بردن اين حوزه در دو سه سال اخير مفقود شده است و كسي نيست تا سكاندار و فرمانده جدي اين حوزه باشد تا طبق ساختار سازماني و احساس درك و وظيفه خود اين موضوع را بپذيرد، دچار مشكل شده ايم. * راه حلش چيست؟ ** راهش اين است كه فردي سكاندار اين حوزه شود و بتواند اهميت توليد اطلاعات را در درون دستگاههاي اجرايي وزارتخانه ها القا كند. وزارتخانه ها بايد اطلاعات كافي داشته باشند و اطلاعاتشان در دسترس نهادهاي ديگر قرار بگيرد. ممكن است وزارت علوم بداند كه در دانشگاههاي مختلف چند دانشجو دارد؛ اما بايد اين اطلاعات را به صورت مستمر منتشر كند تا اين كه ما چه تعداد دانشجو، در چه مقطعي و در محلهايي پذيرش كرده ايم و اين اطلاعات را در اختيار ساختار اطلاع رساني قرار دهد تا همه بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. ممكن است من بخواهم در زمينه تدريس خط زبان فارسي فعاليت كنم، بنابراين نياز دارم بدانم چه تعداد دانشجو در اين زمينه پذيرش شده اند. اين اطلاعات وجود دارد، اما در دسترس نيست و چون آماده و در دسترس نيست، طبعاً نمي توانم آنها را مديريت كنم، چون به اطلاعاتي نياز دارم كه اين اطلاعات در دسترس من نيست. دولت بايد به توليد اطلاعات در درون دستگاههاي اجرايي توجه نشان دهد . * بودجه سال 84 شما 5/6 ميليارد تومان و بودجه سال 85 نيز 5/3 ميليارد تومان، بودجه امسال چقدر است؟ ** ارقامي كه گفتيد مصوب بوده، ولي طي دو سال گذشته حتي يك پنجم اين ارقام به دبيرخانه شورا اختصاص نيافته است و همين مسأله ما را با چالشهايي مواجه كرده است؛ حتي موافقتنامه هايمان در دي ماه سال گذشته امضا شده است؛ يعني حدود ده ماه، نتوانستيم هيچ كاري انجام دهيم؛ اين مسأله ناشي از بي توجهي به همين حوزه و درگيريهاي بيخود و عدم كارشناسي در تقسيم سياستگذاريها مي شود كه برخي حوزه ها بدون كارشناسي و دقت در حوزه سياستگذاري از يكديگر جدا شده اند و همين امر باعث شده است تا چالشهايي در اجرا به وجود بيايد. از سوي ديگرهم اگر در ظاهر اين تقسيمات اشكالي نباشد، متأسفانه متصديان سياستگذاري نتوانسته اند به تفاهم اجماعي برسند تا اين كه اين اجماع به پيشرفت آينده كمك كند. اين مسأله بيشتر معطوف به كساني است كه سياستگذار اين حوزه هستند. متأسفانه دولتمردان هم به اين حوزه كم توجهي مي كنند و ما خسارتهاي اين كم توجهي را خواهيم ديد. حتماً اين مسأله را بنويسيد كه خسارتهاي ناشي از بي توجهي به اطلاعات و اطلاع رساني در 5 سال آينده به صورت جدي گريبان ما را خواهد گرفت. ما اگر نتوانيم اطلاعات توليد كنيم، نمي توانيم مديريت صحيح كنيم و نمي توانيم به هيچ عنوان گامهاي اوليه دسترسي به جامعه دانايي محور را برداريم، لازمه همه آنچه سند چشم انداز به همه مديران كشور الزام كرده است، توليد اطلاعات سامانمند است و اگر اين اطلاعات در كشور ما توليد نشود، به زودي شاهد خسارتهاي جبران ناپذير آن خواهيم بود. * از رقم بودجه چيزي نگفتيد ** حدود 5/4 ميليارد تومان؛ كه اگر تمام اين بودجه به ما اختصاص پيدا كند، سعي خواهيم كرد عمده آن را در حوزه فرهنگ هزينه كنيم. * چه زمان تخصيص پيدا مي كند؟ ** تخصيص بودجه منوط به امضاي موافقتنامه است و با توجه به اين كه موافقتنامه قبلي ما در دي ماه امضا شده است. اگر دوستان ما را ياري كنند و دولت هم عنايت خاصي به اين حوزه داشته باشد، اميدواريم در شهريور ماه بتوانيم موافقتنامه جديد را امضا كنيم . امسال وضعيت نسبت به گذشته تفاوت خاصي پيدا كرده است؛ اول اين كه جايگاه شوراي عالي اطلاع رساني تثبيت شده و ديگر اين كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اسفندماه نامه اي را به سازمان مديريت ارسال كرده است، مبني بر اين كه با توجه به تقسيم وظايف، دبيرخانه شوراي عالي اطلاع رساني مي تواند بودجه خود را دريافت كند؛ يعني تا امروز اين ابهام وجود داشته است كه شورا مي تواند اين بودجه را دريافت كند يا نه. اين پرسش و زحمت را ديگران براي ما ايجاد كرده اند . * در جامعه اطلاعاتي با مفهوم شكاف اطلاعاتي مواجهيم، شوراي عالي اطلاع رساني چگونه مي خواهد شكاف اطلاعاتي ميان ما و كشورهاي توسعه يافته را كمرنگ كند؟ ** اين فاصله بسيار عميق و در عين حال همچون صخره هاي عمودي است. گاهي شما مي خواهيد پلي بين دو تپه بزنيد، كارتان ساده است؛ اما زماني قرار است پلتان را ميان زمين و آسمان ايجاد كنيد، ما اكنون چنين وضعيتي داريم و بايد بعد از گذشت يك سال و نيم اين كار را انجام دهيم. مشكل مديريتي در كشور ما در حوزه IT واقعاً جدي است. اين حوزه، حوزه اي نيست كه بتوان به تنهايي كاري براي آن كرد. ما به فرهنگ سازي نياز داريم و بايد اين فرهنگ سازي به بدنه سازمانها راه پيدا كند. * اين پل را شما ايجاد مي كنيد يا بخش اجرايي؟ ** توسط دستگاههاي اجرايي پل زده مي شود. ما صرفاً مي توانيم مسأله اي را سياستگذاري و ابلاغ كنيم . با ابلاغ هم كار پيش مي رود. بايد سياستگذاري و ابلاغ به گونه اي باشد تا آن فرهنگسازي انجام شود و زمينه مساعد را انجام دهد. در اين خصوص ذهنيت مديران براي جذب مديران خيلي مهم است؛ يعني بايد براي اطلاعاتي كه قرار است توليد شود، هزينه كنيم. شما اگر بخواهيد يك كتاب 400 صفحه اي را ديجيتالي كنيد، به 450 هزار تومان هزينه نياز داريد. اين هزينه ها بايد در كشور انجام شود در حالي كه از حيث منابع دچار كمبود هستيم؛ مثل اين است كه بگويند مثلاً تهران براي حل مشكلاتش به ده - بيست پل ديگر نياز دارد. بنابراين بايد اطلاعات كليدي را زودتر شناسايي كنيم و سرمايه گذاري را از آن مناطق آغاز كنيم. * من هم قبول دارم كه كار و وظيفه شما سياستگذاري است. اما ضمانت اجرايي اين سياستها با چه مرجعي است. مثل اين است كه بودجه اي صرف شود، اما برآيندي ندارد... ** قضيه ما اكنون اين طور است كه چهار - پنج دستگاه سياستگذار IT در كشور داريم، اما هيچ نكته اي از اين سياستگذاريها بيرون نمي آيد. من اين جمله را با مطالعه مي گويم، تا زماني كه مقامات ارشد اجرايي اراده شان بر پيشرفت اين مهم نباشد، پيشرفت نخواهيم كرد. بايد اراده جدي در سطح مديريت ارشد اجرايي و براي توليد اطلاعات ايجاد شود. * بالاترين مدير اجرايي در كشور رئيس جمهور است. شما هم دبير شورايي هستيد كه رياست آن بر عهده رئيس جمهور است و از قضا مديران برخي از واحدهاي اجرايي هم در آنجا حضور دارند. چرا مشكلاتي كه با آن مواجه ايد را به آنها منتقل نمي كنيد؟ بالاخره مشكلاتي از اين قسم يك شبه به وجود نيامده است؟ ** البته ممكن است واقعاً مشكل يك شبه به وجود آمده باشد؛ چون از پيدايش IT بيش از 15 سال نمي گذرد. يك فرد اگر رئيس جمهور هم باشد، به تنهايي نمي تواند اين مسأله را حل كند، ولي من معتقدم بايد اين ديد در سطح وزيران و معاونان ارشد آنان پيدا شود كه در حوزه هاي مربوط به خود، شروع به توليد اطلاعاتي كنند كه در دسترس آن سازمان اطلاع رساني قرار دارد. مقصودم اين است كه هر فرد بايد بداند كه اطلاعات را به چه فردي برساند، تا او نيز طبق اطلاعاتي كه در اختيارش قرار گرفته است، وظيفه خود را به خوبي انجام دهد. بنابراين بايد اين تبادل اطلاعات در سطوح ارشد - نه تنها رئيس جمهور- بلكه وزارتخانه ها و دستگاههاي اجرايي و بدنه هايي با واسطه يك مقام ارشد، شكل بگيرد، بايد اراده جدي آنها اين باشد كه در سازمان خود توليد اطلاعات كنند. البته در برخي سازمانها اين اراده جدي وجود دارد؛ اما امكانات كافي در اختيار مديران قرار نمي گيرد. مثلاً در آموزش و پرورش و وزارت علوم اين اراده وجود دارد، اما امكانات كافي در اختيار برخي از مديران قرار نمي گيرد. * شوراي عالي اطلاع رساني هر چند وقت يك بار تشكيل جلسه مي دهد؟ ** حداقل بايد هر 6 ماه يكبار تشكيل شود، اما متأسفانه به دليل همان كم لطفي ها و كم توجهي ها هنوز تشكيل نشده است. * در سال گذشته تشكيل شد؟ ** نه تشكيل نشد. * و قرار است در اين جلسه مديران و وزيران حضور داشته باشند؟ ** بله. حدود هفده نفر. البته مديراني هستند كه نسبت به اين مهم توجه نشان مي دهند، ولي گويا موضوع IT در اولويتهاي آخر قرار دارد . * يك سال از طرح شما مي گذرد. براي توسعه اطلاعات چه كار كرديد؟ ** بله يك سال از اين طرح مي گذرد، اما از امكاناتي كه در اختيارش قرار دادند، هنوز سه ماهي بيشتر نمي گذرد. اجازه بدهيد 6 ماهي بگذرد و بعد در مورد آن صحبت كنيم. البته من خيلي به طرح «تسما» اميدوار هستم و فكر مي كنم حتي با تمام مشكلاتي كه داشته ايم، حركت بسيار موفقي شروع شده است. در حوزه زنان، بازيهاي رايانه اي، جامعه اطلاعاتي، آموزش الكترونيك و ... مطالعاتي را شروع كرده ايم. |