تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
اتحاد ملي انسجام اسلامي
ورزشی
هنری
حوادث
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 26خرداد ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * مديرعامل خانه كتاب در گفت وگو با قدس:
بن الكترونيكي كتاب نيمه نخست سال جاري توزيع مي شود
 * نگاهي به كتاب «حكمت هنر اسلامي» ؛ سنت گريزي به سبك سنت گرايانه!
 * آيسسكو اهانت به حرمين شريفين سامرا را محكوم كرد
 * معاون دانشجويي وزير علوم: دانشگاهها در سال 1390 به دنبال دانشجو مي گردند!
 * معاون پژوهشي دانشگاه تهران: 44 كشور اسلامي تنها 10 مقاله در سال توليد مي كنند!
 * در نشست بررسي كتاب «تاريخ فلسفه در قرن هفدهم» بيان شد؛
استمرار فلسفه در تاريخ فلسفه نهفته است
 * يونانيان با انديشه هاي مولوي آشنا مي شوند

مديرعامل خانه كتاب در گفت وگو با قدس:
بن الكترونيكي كتاب نيمه نخست سال جاري توزيع مي شود

 

* جواد صبوحي

اشاره:
سالهاست كه مصرف مفاهيم پر طمطراقي از جنس دولت الكترونيك ، تجارت الكترونيك ، جامعه اطلاعاتي و ... بيش از هر زمان ديگري



در ميان جوامع در حال توسعه مورد استفاده قرار مي گيرد. هر از گاهي نيز مي توان شواهدي از تحقق هر يك از اين مفاهيم با نصب و راه اندازي سيستمهاي تازه از راه رسيده رايانه اي و بازنشسته شدن همقطاران پير آنها را در گوشه و كنار سراغ گرفت.
زمزمه جايگزين شدن بن هاي الكترونيكي خريد كتاب به جاي بن هاي كاغذي ده هزار ريالي را نيز بايد از آن قسم تلاشهايي دانست كه درهمين خصوص در حال انجام است.اين مهم و ضرورت آشنايي بيشتر از جزييات اين طرح، دستمايه گفت و گويي با سيد مهدي جهرمي مدير عامل خانه كتاب شده است كه تقديم حضورتان مي شود:
*تجربه الكترونيكي شدن بن هاي كتاب ظاهرا قبلاً انجام شده ، اما به نتيجه نرسيده، دليل ناتمام ماندن آن چه بوده است ؟
** يكي از اقدامهايي كه تا امروز براي روزآمد شدن فناوري و حمايت از صنعت نشر انجام شده ، ارايه بن خريد كتاب به صورت بن هاي كاغذي در قطعه هاي ، ده هزارريالي است .قبلا فعاليتهايي براي الكترونيكي كردن اين بن ها توسط برخي موسسات انتشاراتي انجام يافته و كارتهاي الكترونيكي خريد كتاب توليد و در اختيار اهل فرهنگ قرار گرفته بود، اما به دليل آنكه زير ساختهاي لازم براي اجرايي شدن آن صورت نگرفته و علاوه بر اين ابزار لازم در خصوص تبادل مالي آن آماده نشده بود، اين طرح به نتيجه مطلوبي نرسيد.
با توجه به اينكه درسال جاري طبق برنامه چهارم توسعه كشور و دستور سازمان برنامه مديريت و برنامه ريزي، هزينه مصروف شده براي حمايت از صنعت نشر در قالب يارانه كاغذ متوقف و مقرر شده است كه اين يارانه به شكل ديگري و بطور مستقيم به خواننده و مصرف كننده كتاب پرداخت شود، لذا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت فرهنگي اين وزارتخانه تصميم گرفتند راهكاري را انتخاب كنند كه يكي از اين راهكارها - كه بخش كارشناسي آن به خانه كتاب محول شد - جايگزيني بن الكترونيكي كتاب به جاي بن كاغذي بود تا بدين وسيله ، اين مسأله بتواند علاوه بر اينكه پوشش وسيعتري براي حمايت از مصرف كننده ايجاد مي كند، امكان توزيع بهتر بن ها را بين اقشار فرهنگي جامعه ايجاد نمايد و سازو كار روزآمد و بهينه اي را براي جلوگيري ازبروز برخي از سوء استفاده ها در اين روند، فراهم سازد.
علاوه بر اين ، دولت و بويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قادر خواهد بود از اين طريق و از رهگذر نظام مند كردن يارانه ها، بر روند توزيع ، كنترل و نظارت بر مصرف مطمئن شود و بداند يارانه كتابي كه در قالب بن اختصاص پيدا مي كند، چگونه توزيع و به دست مصرف كننده مي رسد. اطلاعات به دست آمده از اين طريق مي تواند در برنامه ريزيهاي آتي فرهنگي و اتخاذ سياستگذاريهاي آينده، راهگشا باشد.
* چطور ؟
** فرض كنيد وقتي بن الكترونيك كتاب توزيع شود، ما بهتر مي توانيم گستره جغرافيايي مصرف كنندگان اين كالا را بيابيم؛ يعني مثلا بدانيم امروز در شهر تهران چه تعداد كتاب فروخته شده و يا اين آمار در شهر قم و يا بندرعباس چگونه است و حتي بدانيم كه در محلات شهرهاي مختلف در هر روز و هر ساعت چه تعداد بن صرف خريد كالاي فرهنگي مي شود و چگونه توزيع مي گردد.تنها در اين صورت است كه مي توان در سياستگذاريهاي آينده از اين اطلاعات استفاده بهينه كرد و تصميم فرهنگي روشن تري از وضع فرهنگي جامعه ارايه داد.
خانه كتاب پس از فعاليتهاي كارشناسي كه در سال گذشته به منظور زمينه سازي تحقق اين امر انجام داد، به نتيجه گيري هاي روشني رسيد .ضمن اينكه با تعداد قابل توجهي از بانكهاي دولتي و خصوصي مذاكرات كارشناسي مفصلي را انجام داد و نتايج اين مذاكرات را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاونت فرهنگي منعكس كرد و در حال حاضر نيز مترصديم به زودي اين كار به مراحل اجرايي آن نزديك شود.
* آنچه اشاره كرديد، بيشتر معطوف به توزيع كنندگان و فرايند قبل از توزيع و مصرف است كه شامل شما هم مي شود، چقدر از محاسني كه به آن اشاره كرديد معطوف مصرف كننده است؟
** ما در فرايند توزيع نقشي نداريم، بلكه به عنوان مؤسسه اي فعال در حوزه اطلاع رساني كتاب، با فعاليتهايي كه در حوزه هاي فني و تكنولوژي جديد با كتاب مرتبط است ، آشنايي داريم و همين مسأله دليل انتخاب خانه كتاب به عنوان كارشناس اين مسأله بوده است. در زمينه توزيع، معاونت فرهنگي وزارت ارشاد و بانكهاي عامل وظايفي را برعهده خواهند گرفت.
اين عمليات از طريق ايجاد ارتباط با ناشران و كتابفروشان و استقرار پايانه هاي خريد كتاب ( POS ) در كتابفروشي ها انجام خواهد شد.
* بالاخره مرحله كارشناسي توسط شما انجام شده است .در روندي كه شما آن را دنبال كرديد اين كار چقدر به مصرف كننده سود خواهد رساند؟
** همان طور كه اطلاع داريد، با توجه به حذف يارانه كاغذ ، حجم بن كتابي كه در سال جاري و سالهاي آتي توزيع خواهد شد، نسبت به قبل افزايش پيدا خواهد كرد و مستقيما به دست مصرف كننده خواهد رسيد ؛ يعني در سيستم پيشين، يارانه صنعت نشر به ناشر تعلق مي گرفت و ناشر كاغذ مورد نياز خود را به جاي آنكه با قيمت بازار آزاد تهيه كند، با حدود يك سوم بهاي بازار تهيه و كتاب را توليد مي كرد و در اختيار مصرف كننده قرار مي داد. با اين شيوه ، تعيين بهاي پشت جلد كتاب و آنچه به دست مصرف كننده مي رسيد، با توجه به بهاي كاغذ بازار بود و نه قيمت و يارانه اي كه دولت در اختيار ناشر قرار مي داد؛ يعني ناشران هنگامي كه مي خواستند بهاي پشت جلد را محاسبه كنند، در اغلب مواقع بهاي كاغذ را مثلا بندي 21 هزار تومان محاسبه مي كردند ، در صورتي كه كاغذي كه از دولت تهيه مي كردند ، بندي 6 هزار و 500 تومان بود . يعني اين يارانه تنها در جهت حمايت از ناشر بود و در اغلب موارد خوانندگان كتاب و اقشار فرهنگي از يارانه بي بهره مي ماندند. اما الان يارانه مستقيماً به مصرف كننده پرداخت مي شود؛ اين مسأله بدين معناست كه مصرف كننده مي تواند از يارانه اي كه قبلا از آن محروم بود، كتاب مورد نظر خود را تهيه كند. اين مسأله علاوه بر اينكه به مصرف كننده كمك مي كند و كتابخواني را نيز در سطح جامعه رواج مي دهد، به مصرف كننده امكان مي دهد كتاب خوب و مناسب خود را انتخاب كند. علاوه بر اين، امكاني را فراهم مي نمايد تا ناشران كتابهاي ارزنده تر و مناسب با نياز مخاطب توليد كنند و محققان نيز در جهت عمق بخشيدن به تاليفات و تاليفاتشان گام بردارند. از سوي ديگر، چنانكه مي دانيد، بخشي از يارانه نشر كه به صورت بن كتاب توزيع مي شد، متأسفانه در مجاري غير قانوني مصرف مي گرديد و احياناً به كتاب تبديل نمي شد. سامانه اي كه براي بن الكترونيكي كتاب پيش بيني شده است، به اين صورت است كه دارنده كارت خريد كتاب، تنها مي تواند از پايانه هاي خريد كه در كتابفروشي ها استقرار يافته است خريد كند و حتي از دستگاههاي خودپرداز نيزنمي تواند پول دريافت نمايد. با اين كاراز بخشي از تخلفاتي كه در خصوص بن هاي كاغذي انجام مي گرفت، جلوگيري به عمل مي آيد .
*استقرار اين پايانه ها هزينه هاي بسيار بالايي را هم در پي دارد ، در اين مورد هم كار كارشناسي انجام شده است؟
** اين كار براي وزارت ارشاد و مصرف كنندگان هيچگونه هزينه اي به دنبال ندارد، بلكه نصب پايانه هاي خريد بر عهده بانك است. بانكها براي نصب پايانه خريد در فروشگاهها و مراكز خدماتي دررقابت فشرده اي با هم هستند بگونه اي كه شما امروز حتي فروشگاههايي را مي توانيد بيابيد كه در آنها 10- 15 دستگاه POS نصب شده است.اين هزينه به دليل سودي كه در اثر تبادل مالي نصيب بانك مي كند توسط بانك با اشتياق انجام مي شود و هيچگونه هزينه اضافه بر بودجه وزارت ارشاد و يا يارانه خريد كاغذ تحميل نمي كند.
* اين طرح در كشورهاي مختلف هم تجربه شده است؟
** ببينيد، نظامهاي متعدد فني نيز در اين خصوص وجود دارد كه يكي از ساده ترين آنها استفاده از كارتهاي مغناطيسي است كه ما هم از آن استفاده مي كنيم .سيستمهاي پيشرفته تر آن، كارتهاي چند لايه اي است كه مي توان چند اعتبار را در آنها تعريف كرد؛ اما كاري كه در حوزه كتاب در كشور ما انجام مي شود، يعني اختصاص يارانه كتاب به صورت مستقيم به مصرف كننده ، توسط بن كتاب كاغذي و الكترونيكي ، در نقاط ديگر انجام نمي شود و همين امر مويد توجه ويژه نظام جمهوري اسلامي به حوزه فرهنگ است.
* از ويژگيهايي كه اين كارتها دارند چيزي نگفتيد؟
** كارتها از نوع كارتهاي مغناطيسي است كه در زمينه هاي ديگر نيز از سوي بانكها و مؤسسات ديگر تحت عناويني چون كارت هديه ، پس انداز ، خريد و ... استفاده مي شود. نكات امنيتي اين كارت در حد قابل قبولي است؛ چون تمام مراحل از سوي بانك دنبال مي شود و قطعاً بانك عامل همان حساسيتي را كه در خصوص كارتهاي ديگر دنبال مي كند، در مورد اين كارتها نيز اعمال مي نمايد. تنها تفاوت اين است كه اين كارتها محدوديت خريد دارند؛ يعني شما تنها از يك محل خاص يعني كتابفروشي مي توانيد خريد كنيد. آنچه در خصوص بهاي اين كارتها بايد گفت اين است كه روش اعطاي يارانه وزارت ارشاد براي بن خريد كتاب قبلاً اينگونه بوده است كه مثلا وزارت علوم و تحقيقات و فناوري براي توزيع بن كتاب در ميان دانشجويان خود به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مراجعه مي كرده و وزارت ارشاد بخشي از بهاي بن و وزارت علوم و تحقيقات ، بخش ديگر آن راتقبل مي كرده است، يعني يارانه وزارت ارشاد از بودجه وزارت علوم بصورت مشاركتي توسط بن در اختيار وزارت مربوط قرار مي گرفته و ميان دانشجويان و اعضاي هيات علمي و در مناسبتهاي مختلف بين كاركنان توزيع مي شده است. در مورد اخير نيز،در مورد كارتهاي الكترونيكي تعيين مبلغ شارژ هر كارت بر عهده نهاد و موسسه اي است كه قصد دارد آن را در ميان پرسنل خود توزيع كند.
*تفاوتي كه اين كارت با بن هاي كاغذي پيدا مي كند چيست؟
**ببينيد ، دانشجويي كه در ترم نخست تحصيل خود وارد دانشگاه مي شود بن خريد كتاب با هر مبلغي كه وزارت علوم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و يا موسسه مربوطه پيشنهاد كند در اختيار ش قرار مي گيرد. اين كارت در مقاطع تحصيلي مختلف تا پايان دوره تحصيل و به دفعات مي تواند شارژ شده و مبلغي در آن قرار گيرد.
*تكليف كارتهاي مفقود شده چه مي شود؟
**روال مربوط در اين مورد مثل كارتهاي ديگر است ؛ چون عمليات اجرايي صدور كارت و مسايل پيراموني آن با بانك انجام مي شود ساز و كار آن هم توسط بانك و چارچوب مقرراتي مربوط به آن دنبال مي شود.
* ميزان يارانه اي كه هرسال بابت بن كتاب تعلق پيدا مي كند چقدر است؟
** يارانه كاغذ در سال گذشته 67 ميليارد تومان بوده است. بخش قابل توجهي از اين مقدار مي بايست به يارانه اعطايي از طريق بن كتاب تعلق مي گرفت كه رقم دقيق آن را نمي دانم .
* توزيع اين بن ها چه زمان شكل اجرايي به خود خواهد گرفت؟
** در حال حاضر مراحل كارشناسي و مذاكرات با بانك عامل انجام شده و آنها مشغول تنظيم دستورالعملها و آيين نامه هاي مربوط هستند و ان شاء ا... در نيمه اول امسال بن الكترونيكي كتاب بين اهل فرهنگ توزيع مي شود و مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
علاوه بر اين كتابفروشي هايي هم كه براي نصب پايانه هدف هستند شناسايي شده اند و بانك مربوط، مشغول تدوين مقررات فني  3 هزار دستگاه POS در 3 هزار كتابفروشي در سطح كشور براي شروع كار است . اين دستگاهها خريداري و وارد كشور شده و آماده نصب است.
*اجراي اين طرح روال آزمايشي خود را طي كرده است؟
**اين طرح در نمايشگاه كتاب استاني به صورت آزمايشي اجرا خواهد شد .ضمن اينكه در نمايشگاه كتاب استاني استان مازندران كه در 27 خرداد افتتاح مي شود كارشناسان نقاط ضعف اين طرح را بررسي خواهند كرد.البته در نمايشگاه كتاب استاني بجنورد همين مسأله در حال بررسي است و در نمايشگاه كتاب استاني بعد، در مرحله اجرايي بصورت توزيع بن الكترونيكي كتاب انجام خواهد گرفت.
*و حرف پاياني؟
**اميدوارم اين حركت ، گام مثبت و راهگشايي براي توسعه فرهنگ كتابخواني در سراسر كشور و تعميق فرهنگ عمومي جامعه باشد. قطعا هر فعاليت تازه اي با پرسش ها و ابهامها و احيانا با چالشهايي روبرو خواهد بود كه اميدوارم با توجه به عظمت و معنويتي كه در اين كار وجود دارد تمامي اهل فرهنگ با آن همراهي و همگامي كنند تا نواقص احتمالي هر چه زودتر مرتفع شود .

  


نگاهي به كتاب «حكمت هنر اسلامي» ؛ سنت گريزي به سبك سنت گرايانه!

 

* شيدا اميني

اشاره: از معدود كتابهايي كه در كشور به عنوان يكي از منابع درسي حكمت و هنر اسلامي نگاشته شده، كتاب «حكمت هنر



اسلامي» تأليف دكتر زهرا رهنورد است .خانم رهنورد در مقدمه اي كه بر چاپ دوم اين كتاب نوشته، اذعان نموده نگاهش به هنر اسلامي تفاوتي اساسي با متفكران سنت  گرايي دارد كه نقادانه در مكتب آنها شاگردي كرده است .
به نظر وي، آموزه هاي هنر مدرن و نياز به حضور هنر اسلامي در دنياي معاصر در اين برداشت مؤثر بوده است .
با تكيه بر اين مبنا، او معتقد است هنر اسلامي نه با سنت و نه با نوآوري، هيچ  كدام در جدال نيست و با حضور بي زمان خود مي تواند مفاهيم نو و معاصر را پاسخگو باشد، دنياي جديد را درك كند و حتي به يكي از خاستگاههاي زيباشناسي براي آينده تبديل شود .در نوشتار حاضر سعي شده است در ابتدا گزارشي از اين كتاب و آنگاه عيارسنجي و نقادي از آن ارائه گردد .

قرائتي جديد از هنر اسلامي
رهنورد در مقدمه كتاب خود، جهان را يك واحد در نظر مي گيرد؛ واحدي در اوج كثرت و تنوع و زيبايي كه نگين اين كار، كار هنري انسان يعني كامل ترين موجود خلقت مي باشد .او هنر اسلامي را وارث تمام تجربيات بشر تا آن زمان مي داند كه با انديشه توحيدي جمع مي  شود .هنر اسلامي با مدد جستن از رمزگرايي خاصي كه در بطن اعتقادات اين دين نهفته است، توانسته اشكال و فرمها را به قلمرو عرفاني وارد كند .اين هنر با وجود آنكه به مدت 13قرن با فرهنگهاي مختلف عجين بوده، توانسته ماهيت ناب و خالص خود را حفظ كند و تنها در سده بيستم ميلادي، به دليل سلطه مدرنيته و استعمار از پويايي خود فاصله گرفت .به نظر وي، پس از رواج مدرنيته در هنر اسلامي، اين هنر دچار بحران هويت شد زيرا ارتباط خود را با سنت قطع كرد و از فرهنگ غرب متأثر گرديد .




اما رهنورد معتقد است در كتابش نه مي خواهد به مسايل بحران هويت درهنر پاسخ دهد و نه پايان بخشيدن مسأله تعارض جمع هويت و نوآوري را اعلام كند، بلكه خواهان آن است كه نگاهي تازه به هنر اسلامي بيندازد و قرائتي جديد از آن بدهد تا جوهر حيات باطراوت آن را در نظامي شهودي - عقلاني و اجتماعي- ذهني سامان بخشد و نمايي جديد از تواناييها و زيباييهاي آن را آشكار سازد .

هنر اسلامي در گفتمان حكمت
رهنورد شناخت و دريافت زيباييهاي سرشار و گيج كننده هنر اسلامي را جز با حكمت حكيمان ميسر نمي داند و اين مفهومي است كه براي نخستين بار «تيتوس بوركهارت» آن را به كار برده و از حكمت هنر اسلامي سخن گفته است .
در اين حكمت، اما انسان و خدا وجود دارند و اين تمايز سبب مطرح شدن مفهوم غربت مي  شود كه سرچشمه بسياري از كارهاي هنري است .سرچشمه تكاپوهاي متنوع زيباشناسي انسان براي نجات از تنهايي و وصل به جاودانگي، همين است، هرچند اين غربت با اضطراب اگزيستانسياليستي متفاوت است .پس هنر اسلامي در گفتمان حكمت قرار دارد .در اين راستا، سير تحول مفهوم حكمت از يونان باستان و از سقراط تا متفكران پسامدرن، به بحث گذاشته مي  شود .
رهنورد نسبتي ميان حكمت و استعلا نيز برقرار مي كند .به نظر وي، استعلا آن امري است كه به دنبال بيان امور مافوق حسي و متعالي و در پي ارايه راز و رمزهاي وجود است و از آن رو كه به ساحتي متعالي تعلق دارد، فلسفه، عرفان، مذهب و هنر بنا به سرشت تعالي جوي خود با آن تقارن و يگانگي دارند .استعلا جهت گيري از خود به سوي مافوق خود است؛ يعني انسان با رسيدن به بيروني  ترين نقطه محدوديتهاي وجودي  اش به وراي آن كشانده مي شود و اين همان استعلا جويي انسان است .

زيبايي شناسي ديني و فلسفي
رهنورد ميان دين و هنر نيز تشابهاتي مي بيند .او از «رودلف اتو» نقل قول مي  كند كه امر قدسي و امر متعالي زيبايي  شناسي از برخي جهات همانند يكديگرند .هر دو توصيف ناشدني اند و هر دو خصوصيت تنزل و تعالي را براي نظاره كننده فراهم مي كنند .اين دو به قدري به هم نزديكند كه ممكن است تجربه زيبايي شناسي هنري براي برانگيختن تجربه ديني به كار رود .با اين همه، اين دو تجربه تفاوتهايي نيز دارند .
او نگاهي هم به تاريخ فلسفه و جايگاه هنر در اين تاريخ دارد .در اينجا مواضع فلوطين و افلاطون نسبت به هنر و زيبايي پررنگ مي شوند .فلوطين برخلاف افلاطون قايل به تمايز ميان زيبايي و دين نيست و واژه «حسن» اين نزديكي و قرابت را بخوبي نشان مي  دهد، زيرا اين واژه هم به معناي زيبايي و هم به معناي خير و خوبي است .اين در حالي است كه افلاطون خير و حقيقت را بر زيبايي مرجح مي داند .

تجربه هاي متعالي
رهنورد هنر ديني را تجربه اي زيبايي  شناختي از امر متعال و مقدس مي داند، هرچند اين تجربه در طول تاريح بروزها و تجليات متنوعي داشته است .اين تنوع هنرهايي مانند هنر بودايي، هندويي، مسيحي، اسلامي، يهودي، شينتويي و كنفسيوسي را به وجود آورده، اما همه اينها در اينكه امري قدسي موضوع و محور هنر است، مشترك هستند .چه به آموزه هاي مابعدالطبيعي دست بزنيم و چه تأكيدي بر طبيعت روا داريم، اگر غايت هنر ديني امر قدسي باشد، هنر ديني شكل گرفته است؛ هرچند ما با دو رويكرد رئاليستي و ايدئاليستي در باب هنر ديني روبه رو هستيم .رهنورد، اما رويكرد خود را رويكرد سومي مي داند كه در آن ظواهر حسي مي توانند از ذات حقيقي اشيا سخن بگويند و در عين حال خود معتبر باشند .وي اين رويكرد را «رويكرد آيه اي» نام مي نهد .اين هنرهرچند طبيعت گرا نيست، طبيعت را نشان مي  دهد؛ البته از منظري متفاوت .رهنورد رويكرد خود را در اينجا به نگاه «شوان» نزديك مي داند كه برخلاف بوركهارت نسبت به نمايش طبيعت يا واقعيت منفي  پردازي نمي  كند .
رهنورد در تعريف حكمت هنر اسلامي از سنت گرايان بسيار متأثر است .ارجاعات وي در اين زمينه بيشتر به آراي آنهاست .
او از «بوركهارت» مي  گويد كه اين مفهوم را براي اولين بار مطرح كرده و هنر اسلامي را مبتني بر حقايقي مي داند كه طيفي از واژگان سامان يافته در كنار يكديگر آن را بيان مي كنند و در مركز اين واژگان، «توحيد» قرار دارد .اين واژگان هم عبارتند از: توحيد الهي، وحدت، كثرت، نظم، علم و زيبايي .
او سپس آراي نصر و اعواني را مي آورد كه اين دو نيز بر تمايز هنر قدسي با هنر مدرن دست گذاشته اند و اهميتي ويژه را براي هنر ديني و حكمت نهفته در آن قايل شده اند .

پيوند پژوهشهاي سنت گرايانه و جديد
رهنورد رويكردهاي خود را در اين كتاب بدين قرار تقسيم بندي مي كند: رويكرد اول، رويكرد تأويلي به هنر اسلامي است .در اين شيوه، صور زيبايي شناختي اسلامي به نحوي تحليل و تفسير مي شوند كه افق معنا از شكل تا مفاهيم متعالي اسلامي از تجريدي  ترين تا تجربي  ترين حالت گسترش يابد .
رويكرد دوم، ظهور مرحله اي جديد در هنر اسلامي است كه با بيان زيبايي شناسي نويني روبرو است، بدون آنكه از ساحت قدسي آن كاسته شود و آن حضور شكل غيرتجريدي در هنر اسلامي است .
در اين بيان همچنان رمز، نماد، معنا و قدسي حضور دارند، اما مسايل و مضامين عيني و تاريخي در اين معنا تأثير كرده و زمانمندي را به آنها افزوده تا ملموس شود .
رويكرد سوم، تأثيرها و حضور فرديت هنرمند و حضور عاطفي مخاطب اثر است كه شرايط جديد آن را طلب مي كنند، و در نهايت رويكرد چهارم، انتخاب قلمرويي وسيع براي بيان موضوع هنري است .اين قلمرو وسيع نه تنها ساحت پرستش و تقدس و حضور و خضوع محض كه مضامين خير و شر را در عرصه هاي وسيع مورد توجه قرار مي دهد تا بتواند مسايل رايج جامعه  شناسي را كه بشر بدانها مبتلاست، نشان دهد .به نظر مي  رسد رهنورد توجه به اين جنبه ها را براي پيوند دادن ميان پژوهشهاي سنت گرايي و پژوهشهاي جديد در باب هنر ضروري مي داند . طبق اين نگاه جديد هرچند بيان تجريدي رمزي و نمادگرايانه والاترين شكل ارائه محتواي قدسي است، صورت منحصر به فرد آن نيست.

حكمت اسلامي، روانشناسي هنر نيست
فصل دوم اين كتاب، «روشهاي حكمت هنر اسلامي» نام دارد .در اينجا دكتر رهنورد تصريح مي كند، روش حكمت هنر اسلامي روش جامعه  شناسانه نيست، زيرا در جامعه  شناسي هنر مضاميني چون وضعيت اجتماعي، پايگاه اقتصادي، مخاطب و منزلت اجتماعي هنرمند مورد مطالعه قرار مي  گيرد .در حالي كه حكمت هنر اسلامي از اين زوايا به هنر نمي  پردازد .حكمت هنر اسلامي، روانشناسي هنر نيز نيست، زيرا روحيات هنرمند و تأثرپذيري اش از جامعه در كنار موضوعات ديگر در روانشناسي هنر مطرح است و بحثهايي كه «يونگ» و «فرويد» مطرح مي  كنند، در اينجا مطرح مي  شوند، در حالي كه حكمت هنر اسلامي از اين دريچه به موضوع نمي پردازد .
رهنورد حتي حكمت هنر اسلامي را الهيات و كلام نيز نمي داند و هرچند اين حكمت تجربه زيبايي شناسي حوزه هاي الهيات، جامعه  شناسي، روانشناسي و حوزه هاي ديگر را به كار مي گيرد اما از آنها مستقل مي پندارد.
او مؤلفه رويكرد خود را تأويلي و هرمنوتيكي مي داند .به نظر وي، چون هنر اسلامي سرشار از رمزها و نمادهاي متنوعي سرشار است كه هريك در وراي خود ميداني از معاني و حوزه هاي مختلف را در بر مي گيرند، مي توان از شيوه تأويل به عنوان بهترين روش حكمت هنر اسلامي نام برد .او پس از آنكه سعي مي كند با رويكرد خود هنرهاي مذهبي چون هنرهاي تائوئيستي و هندوئيستي را بررسي كند، وجه غالب اين هنرها را تكيه بر رستگاري به صورت شخصي مي داند و اين در حالي است كه در هنر اسلامي، بسياري از كم و كاستهاي اين هنرها حضور ندارند .
هنر اسلامي مكاشفه اي است از صورتهاي گوناگون هستي كه حقيقت اين صورتها را در قالب كلام، موسيقي، تصوير، حجم و معماري به تجسم مي گذارد و در روند اين مكاشفه، حيات فردي و جمعي انسان را برتري مي بخشد، تا آن حد كه به غربت انسان پايان بخشد و قرب واقعي انسان را محقق كند .اين هنر بر خلاف هنرهاي شرقي ديگر هم جنبه هاي لاهوتي دارد و هم ناسوتي و هم جنبه هاي فردي و هم جمعي .
بدين  گونه است كه مؤلف به بنيادهاي نگرش هنر اسلامي مي رسد كه عبارتند از: نگرش آيه اي، نگرش تسبيحي، عدل در دستگاه هستي، تصوير ايده آال از جهان سرمدي و جنت، مدينه فاضله مبتني بر قسط و عدل و تلقي خاصي نسبت به انسان .

هنر انقلاب اسلامي، الهام پذيري هنر اسلامي از اوضاع زمانه
مؤلف در فصلي به بررسي هنر انقلاب اسلامي مي پردازد و با وجود اشتراكهاي فراواني كه ميان اين دو نوع هنر) هنر اسلامي و هنر انقلاب اسلامي) قايل است، برخي از نقاط تمايز اين دو نوع هنر را نيز پررنگ مي كند .هنر اسلامي تركيبي شگفت انگيز از رمزهاي تصويري است كه درساحتي فرازماني صورت گرفته، است در حالي كه حوادث و ماجراها به هنر انقلاب اسلامي رنگ زمانه مي بخشند و آن را در قيد اشكال و روي دادهاي معين زمان در مي آورند .تزيين در هنر اسلامي براي بيان فضاي قدسي است .در هنر اسلامي رمزها آنگونه خالص و ناب شده اند كه اغلب به هيچ رو تداعي كننده اشكال بيروني نيستند، اما هنر انقلاب اسلامي به طور عمده از عينيات الهام پذيرفته و از اجتماع و اوضاع زمانه بهره گرفته است .اگرچه اين هنر هم رمزي است، تجربي و فيگوراتيو هم هست .
او سپس اينگونه نتيجه مي گيرد كه هنر انقلاب اسلامي نمونه اي است از هنر فيگوراتيو در روند تجربيات سبك  شناسانه متداول و بين المللي بويژه سبكهاي سورئاليستي، اكسپرسيونيستي، پست امپرسيونيستي و واقع گرايي اجتماعي كه با ايجاد سبكهايي جديد متكي بر سنتهاي هنري اسلامي مي تواند به عنوان بخشي از هنر اسلامي با زبان و بيان جديد تلقي شود كه تجربه ديني را با بيان زيبايي شناسي تازه اي ارائه مي كند، در حالي كه پشتوانه مذهبي خود را حفظ كرده است .

خاستگاه هنر
بحث خاستگاه هنر يكي از بحثهاي چالش برانگيز در تاريخ و فلسفه هنر است و مؤلف نيز سعي كرده در فصل چهارم با عنوان «جهان هزاره ها و هنر انسان نخست» بدان بپردازد .در اين ميان، رهنورد بسياري از نظريه هايي را كه در جهان جديد در اين باب وجود دارند، زير سوال مي برد .به نظر وي، نظريه هاي ماركسيستي و سرمايه داري در اين زمينه كه خاستگاه هنر را معيشت ابزاري و تكنيكي مي بينند، مشتركند .به نظر وي، يكي از بزرگترين مشكلات اين تفسيرها، توسل به تعريفي خاص از انسان است كه انسان نخستين را محصول تاريخ و داراي هويت تاريخي تلقي مي كند .در تمامي اين نگرشها كه محصول دنياي جديد است، انسان داراي ماهيتي صرفاً اجتماعي است يا صرفاً تاريخي و در مجموع اين انسان موجودي است فاقد هر عنصر فراتاريخي و اين برخلاف رويكرد ديني است .او از ابن عربي مثال مي آورد كه تصريح مي كند، نخستين انسان يك انسان كامل بود، يعني حضرت آدم(ع) كه واجد همه كمالات روحي و معنوي بود .بدين ترتيب، نخستين انسان موجودي فراتاريخي و الگوي برتري براي درك انسان نخست و معرفت نسبت به اوست پيرو اين تلقي، نخستين انساني كه هنر را آفريد موجودي بود كه تمايلات مادي و معيشتي براي حفظ وجود و حيات و منافع در او به صورت بالفعل وجود داشتند، ضمن آنكه تعارضي ميان انگيزه هاي خير وشر در او موجود بود، اما اين انسان مي توانست از اين دايره تنگ خود فراتر رود و جهان را از منظري ديگر ببيند و اين بالاتر رفتن نيز مي تواند به عنوان انگيزه كار هنري قلمداد شود .او در اين ساحت حس مي كند غريب است و بايد به اصل خود برگردد و يكي از اين پاسخها به غربت، كار هنري است .او در انتها به اين نتيجه مي  رسد كه هنرمند در كار هنري انگيزه هاي مادي هم دارد، اما از نقش انگيزه هاي معنوي براحتي نمي  توان گذشت .

و اما نقد...
در باب كتاب حكمت هنر معنوي مي توان به نكاتي بسيار اشاره كرد .از نقاط قوت كتاب يكي را مي توان اين دانست كه پژوهشگري كه خود هنرمند است، به نگارش اين اثر مبادرت كرده است .متأسفانه در ديار ما بسياري از افرادي كه درخصوص هنر اسلامي سخن مي گويند، از اين هنر اطلاعي ندارند و تنها به ذكر كلي گوييهايي در اين زمينه اكتفا مي كنند .اما رهنورد با توجه به اينكه خود به برخي از وجوه هنراسلامي مسلط است و از سوي ديگر دستي در نگارش و پژوهش دارد، توانسته تا حدي اين نقصان را برطرف نمايد .زباني هم كه براي نگارش اين اثر به كار گرفته شده، ضمن آنكه زباني جدي است، روان و سليس است و اين سبب مي شود دانشجوياني كه بناست در درس حكمت هنر معنوي از كتاب استفاده كنند، راحتتر با آن ارتباط برقرارمي نمايند .
اما در باب نقاط ضعف كتاب هم مي توان به مواردي اشاره كرد اولاً كتاب از اصول تحقيق فاصله گرفته و بسياري از رويكردهاي جديد به هنر اسلامي را نفي كرده است .با توجه به اين نگاه، مؤلف نتوانسته رويكردي منصفانه به هنر اسلامي بيفكند .او تصريح كرده كه از سنت گرايان در تحقيق خود فاصله گرفته، اما رويكرد كلي وي هم همان رويكرد سنت گرايانه است .البته اتخاذ اين رويكرد ذاتاً عيب نيست، اما اگر ما در پژوهشهايمان از مقام انصاف فروافتيم، استعداد آن را خواهيم داشت كه به تحليلها و بصيرتهاي ناقصي برسيم .
از سوي ديگر، معتقديم هنر انقلاب اسلامي، هنري مهم است و به پژوهشهاي بسيار نياز دارد، اما درج آن در كتابي كه بنا است حكمت هنر اسلامي را مشخص كند موضوعيت چنداني ندارد .به بياني ديگر، اگر بخواهيم هنر انقلاب اسلامي را در اين كتاب بياوريم هنر بسياري از دوره هاي ديگر تاريخي را نيز پررنگ نماييم .
كتاب «حكمت و هنر اسلامي»، بسيار كم حجم است و در آن بسياري از موضوعات چون هرمنوتيك، جامعه شناسي و روانشناسي هنر و همچنين نسبت هنر و دين بدون آنكه بيشتر مورد بررسي قرار گيرند، رها شده اند .ما موافق طولاني نويسي نيستيم اما كتاب حقيقتآً بايد حجم بيشتري را به خود اختصاص مي داد .علاوه بر اين بسياري از نقل  قولهايي كه مؤلف در كتاب خود درج كرده -بخصوص نقل قولهايي كه از سنت گرايان آمده اند- بدون آنكه عيارسنجي شوند رها گشته اند .اين ضعف نيز در كتاب پررنگ است .
اما شايد بتوان مهمترين ضعف كتاب را به رويكرد ارزشي منوط دانست كه نويسنده اتخاذ كرده است .اگر با كاري پژوهشي بخواهيم حوزه اي را بر ديگر حوزه ها برتري دهيم، احتمال دارد به دام كلي گويي و شعار گويي بيفتيم و اين خطايي است كه نويسنده مرتكب شده و بنابراين بدان دام افتاده است .هنر اسلامي يقيناً هنري برجسته است كه كارنامه قابل قبولي را از خود به جاي گذاشته است، اما اگر رويكردي سعي كند نگاهي كاملاً قدسي به اين هنر داشته باشد و علاوه بر اين نقاط ضعف آن را نبيند، از نگاهي پژوهشي و همه جانبه فاصله گرفته است .
از سوي ديگر، ضعف رهنورد به فقدان مباني نظري برمي گردد .او پژوهشگري نيست كه بتواند در باب ماهيت سنت، حكمت، معرفت، فرهنگ و هويت سخن بگويد و در برخي مواقع تعدادي از اين مفاهيم مشابه را به جاي هم به كار گرفته است .نظام سازي رهنورد براي پيشبرد بحث ضعيف است و همين سبب شده شاكله كلي اثر وي عقيم بماند .بي ترديد نمي توانيم از يك پژوهشگر انتظار داشته باشيم به همه مضامين و موضوعات موجود در حكمت هنر اسلامي اشاره كند، اما از وي اين توقع مي رود كه حداقل تعريفي از مفاهيم كليدي به كاربرده داشته باشد .ما بعد از خواندن اين اثر هنوز نمي دانيم عنوان «حكمت هنر اسلامي» درست است يا «حكمت و هنر اسلامي» و تفاوت ميان اين دو چيست .اين يكي از اولين خلط و خبطهايي است كه در دانشگاههاي ما در باب نسبت «حكمت» با «هنر اسلامي» صورت مي گيرد و رهنورد بايد موضع خود را در قبال آن مشخص كند .
خلط و خبطهاي ريز و درشت ديگر نيز در كتاب رهنورد اندك نيستند .به طور مثال، در اين اثر هرمنوتيك به عنوان يك رويكرد در نظر گرفته شده كه در تقابل با رويكردهاي جامعه شناسي هنر، روانشناسي هنر و ...قرار دارد، در حالي كه مطلب از اين قرار نيست و دليل اين امر هم استفاده اي است كه متخصصان روانشناسي و جامعه شناسي هنر از بحثهاي مربوط به هرمنوتيك مي كنند .بنابراين، ما با طيفي از آثار روانشناسي هنر و جامعه شناسي هنر روبرو هستيم كه در آنها از روش هرمنوتيكي استفاده شده است .جالب اينجاست كه رهنورد جز در تك جملاتي، نگاه خود را به مفهوم هرمنوتيك نيز مشخص نكرده است .
رويكرد رهنورد به مفاهيمي چون ماركسيسم و سرمايه داري نيز بر فهم هاي دست چندم از اين رويكردها متكي است و به هيچ عنوان بر منابع اصيلي استوار نيست و كتابشناسي مؤلف در آخر كتاب اين ادعا را به خوبي اثبات مي كند .

  


آيسسكو اهانت به حرمين شريفين سامرا را محكوم كرد

 

سازمان تربيت، فرهنگ و علوم اسلامي (آيسسكو) با محكوم كردن انفجار در حرمين شريفين سامرا اعلام كرد: مسلمانان عراق بايد با حفظ وحدت خود نقشه هاي دشمنان را خنثي كنند.به گزارش مهر، اعضاي آيسسكو در بيانيه  اي با محكوم كردن اين اقدام، از مردم عراق خواستند با حفظ وحدت همه نقشه هاي شوم دشمن براي ايجاد تفرقه در ميان صفوف مسلمانان را برملا كنند.
در بيانيه اين سازمان با تأكيد بر لزوم تشكيل جبهه اي واحد براي رويارويي با دشمن، از علماي مذاهب مختلف اسلامي خواسته شده با جلوگيري از گسترش اختلافهاي فرقه اي، ضمن حفظ وحدت با يكديگر همكاري و هم انديشي كنند.

  


معاون دانشجويي وزير علوم: دانشگاهها در سال 1390 به دنبال دانشجو مي گردند!

 

آمارها نشان مي دهند تا سال 88 جوش و خروش براي آموزش عالي فروكش مي كند و بلافاصله آمار متقاضي آموزش عالي به سرعت



پايين مي آيد، به طوري كه دانشگاهها در سال 90 به دنبال دانشجو مي گردند.به گزارش مهر، محمود ملاباشي با بيان اين مطلب افزود: افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو در سال 86 در مقطع كارشناسي بين سه تا پنج درصد و در مقطع كارشناسي ارشد بين 10 تا 15 درصد خواهد بود.معاون دانشجويي وزارت علوم در خصوص وامهاي دانشجويي گفت: در حال حاضر 20 درصد دانشجوياني كه شهريه پرداخت مي كنند زير پوشش وام شهريه و 40 درصد دانشجويان متقاضي كمك هزينه تحصيلي تحت پوشش اين وام قرار دارند كه تلاش مي شود سطح پوشش اين وامها با پيش بيني هايي كه در متمم بودجه صورت مي گيرد، افزايش يابد.

  


معاون پژوهشي دانشگاه تهران: 44 كشور اسلامي تنها 10 مقاله در سال توليد مي كنند!

 

57 كشور اسلامي وجود دارد كه 44 كشور آنها روي هم 10 مقاله علمي در سال توليد مي كنند بنابراين براي ارتقاي علم در دنياي اسلام و ايجاد بازار دستاوردهاي فناوري ايران در اين كشورها بايد با آنها ارتباط برقرار كنيم كه اين مهم با توجيه كردن سفراي ايران امكان پذير مي شود.
به گزارش مهر، علي اكبر موسوي موحدي در نخستين نشست هم انديشي مديران روابط بين الملل دانشگاهها در دانشگاه تهران با بيان اين مطلب افزود: علم مقوله اي بين المللي و لايتناهي است و كشور نمي شناسد، بنابراين ارتباط بين المللي دانشگاهها يك ركن و بستر اساسي براي پيشبرد علم است. علم يك نهاد اجتماعي و يك نهاد پيشرو سياسي و اقتصادي در جامعه بشري است و هر كسي كه در دانشگاه قرار مي گيرد جايگاهش، جايگاهي جهاني است.
معاون پژوهشي دانشگاه تهران از حضور 300 دانشمند تراز اول ايراني در دنيا خبر داد و گفت: دانشگاههاي ايران با چه تعداد از اين دانشمندان ارتباط دارند و يا سعي در برقراري ارتباط با آنها كرده اند؟
موسوي موحدي افزود: وظيفه دفاتر روابط بين دانشگاهي و بين الملل دانشگاهها فقط امور جاري مانند فرصتهاي مطالعاتي يا كنفرانسهاي علمي و دعوت از هيأت خارجي نيست، بلكه وظيفه اصلي اين دفاتر مسأله سياست سازي و سياستگذاري براي بين المللي كردن علم است.
معاون پژوهشي دانشگاه تهران با بيان اينكه تفاهمنامه هاي ميان دانشگاههاي كشور با دانشگاههاي خارج راكد مانده است، خواستار فعال شدن اين تفاهمنامه ها شد.

  


در نشست بررسي كتاب «تاريخ فلسفه در قرن هفدهم» بيان شد؛
استمرار فلسفه در تاريخ فلسفه نهفته است

 

نشست بحث و بررسي به مناسبت انتشار كتاب «تاريخ فلسفه در قرن هفدهم» نوشته «اميل برئيه»، نويسنده و مورخ نامدار فلسفه فرانسوي در سالن شهر كتاب مركزي برگزار شد.




استاد فلسفه دانشگاه تهران در نشست بررسي كتاب «تاريخ فلسفه در قرن هفدهم» گفت: استمرار فلسفه به صورت تاريخ فلسفه، دليلي بر زنده بودن فلسفه است.
به گزارش مهر، دكتر كريم مجتهدي، استاد فلسفه دانشگاه تهران در اين نشست، گفت: البته در عصر باستان در يونان و كشورهاي باستاني و حتي ديگر جاها تا به امروز تاريخ فلسفه وجود نداشت؛ به اين دليل كه نيازي به فلسفه احساس نمي شد و تنها مي شد از زندگي حكما بحث كرد و علت اين امر هم روشن است، چون براي مردم باستان و سنتيها و حتي برخي تمدنهاي سنتي امروز آنچه در گذران است كامل نيست و چيزي كه مشمول زمان است بايد دور ريخته شود و چيزي كامل است كه تغيير نكند. از اين رو حكمت وحشت دارد از چيزي كه تغيير مي كند و تمام كوشش يونانيها مهار كردن زمان است و تمام جهان شناسي شان در جهت حفظ زمان است.
دكتر مجتهدي سپس به بيان اتفاق رخ داده در عصر جديد پرداخت و گفت: آنچه در جهان جديد آمده است، عكس قديم است و در اين دنيا آنچه ازلي و ابدي است، واقعي نيست و آنچه در صيرورت است، واقعي است و فلسفه در حركتش فلسفه است. تا وقتي زنده ايم صيرورت است و اين فكر جديد ريشه هايش در قرن هفدهم و هجدهم است كه البته ولتر نيز در برابر بوسوئه به اين امر اشاره كرده است. بنابراين گرچه الزاماً فلسفه جديد كامل تر از گذشته نيست و تنها مرحله ديگري از تفكر است، اما اگر تغيير نكند يعني حيات ندارد و فلسفه اي نيست. بنابراين، توجه به تاريخ فلسفه اهميت والايي دارد و خود نفس فلسفه در تاريخ فلسفه از لحاظ حيات مفهوم فلسفه اهميت فوق العاده اي دارد.
در ادامه اين نشست، كامران فاني، محقق و مترجم گفت: ترجمه كتاب تاريخ فلسفه در قرن هفدهم غبطه برانگيز است.
وي به اهميت برئيه در زمينه تاريخ فلسفه و جزو ذاتي دانستن آن در تاريخ فلسفه اشاره كرد و گفت: از نظر برئيه، منشأ فلسفه، شرق است و يونانيان بيشتر به شرح و تبيين پرداختند نه كشف و ابداع. دوم اينكه از نگاه او تفاوت فلسفه با ديگر علوم عقلي بخصوص دين و علوم تحصيلي در اين است كه فلسفه تنها در صورتي وجود دارد كه تفكري مستدل در ميان باشد، يعني فكري كه به انتقاد از خود بپردازد و روح انتقادي در آن منعكس باشد. در فلسفه چيزي كه به آن تمايز مي دهد نسبت به ديگر علوم روح انتقادي است. سوم اينكه سير تطور و تكاملي فلسفه بايد نشان دهد كه آيا فلسفه رشد كرده است يا خير؟
همچنين دكتر رضا داوري نيز در اين نشست گفت: ما اكنون پيش و بيش از هر زماني به تفكر فلسفي و مطالعه دقيق فلسفه و سير تاريخي آن نياز داريم. فلسفه گرچه مسائل هر روزه ما را حل نمي كند، اما مي تواند جايگاه ما را در جهان روشن كند.
وي به اهميت فلسفه در زمانه حاضر اشاره كرد و گفت: ما اكنون پيش و بيش از هر زمان به تفكر فلسفي و مطالعه دقيق فلسفه و سير تاريخي آن نياز داريم، فلسفه گرچه مسائل هر روزه ما را حل نمي كند اما مي تواند جايگاه ما را در جهان روشن كند.

  


يونانيان با انديشه هاي مولوي آشنا مي شوند

 

مثنوي مولوي توس «لينا ميستاكيدو» به زبان يوناني ترجمه و در سه هزار نسخه منتشر شد.




به گزارش مهر، در راستاي بزرگداشت مولانا جلال الدين رومي در سالي كه به نام شاعر و عارف بزرگ ايراني نام گذاري شده است، ترجمه كتاب مثنوي معنوي به زبان يوناني، از سوي انتشارات سيدريس، بزرگ ترين و معتبرترين ناشر كتاب در يونان منتشر شد.
سيد محمدرضا دربندي، رايزن فرهنگي ايران در يونان با بيان اينكه مولانا در اشعار خود، علاوه بر استفاده از برخي مفاهيم فلسفه يونان، از واژه هاي يوناني نيز بهره برده است، افزود: پس از مذاكره و توافق با دانشكده ادبيات و فلسفه دانشگاه آتن، قرار شده است مثنوي مولانا به عنوان يكي از واحدهاي درسي آزاد اين دانشگاه در رشته هاي ادبيات و فلسفه گنجانده شود.
پس از آنكه سازمان آموزش، علوم و فرهنگ ملل متحد (يونسكو) سال 2007 را سال مولانا نام گذاري كرد، همايش هاي مختلفي براي معرفي اين عارف ايراني برگزار شده است.
چندي پيش نيز ترجمه اي از مثنوي معنوي به زبان ايتاليايي طي مراسمي با حضور رهبران ديني و فرهنگي ايتاليا و سفيران چهل كشور به پاپ بنديك شانزدهم اهدا شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com