تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
اتحاد ملي انسجام اسلامي
ورزشی
هنری
حوادث
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-06-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 26خرداد ماه 1386

[ هنری ]
 * گفتگو با مهين نويدي / طراح گريم سينما و تلويزيون؛ وقتي رنگها، آدمهاي تازه اي مي سازند!
 * به بهانه انتشار كاست «هميشه در ميان» اثر استاد محمدرضا لطفي ؛ ايران اي سراي اميد ...
 * نگاهي به فيلم «پارك وي» ساخته فريدون جيراني ؛لطفاً نخنديد، بترسيد!
 * خوانش ؛ پلاك 16
 * روايت رئيس اتحاديه تهيه كنندگان سينماي ايران از ديدار با رئيس پليس تهران
 * پيشنهاد تشكيل صنفي تازه  از تهيه كنندگان سينماي ايران
 * « تورناتوره » جوايز برتر جشنواره  سالانه   سينماي ايتاليا را گرفت
 * «شجريان» نتايج كارگاه آوازش را تا 2 ماه ديگر اعلام مي كند
 * «سخت جان »  بهترين فيلم اكشن تاريخ سينما شد

گفتگو با مهين نويدي / طراح گريم سينما و تلويزيون؛ وقتي رنگها، آدمهاي تازه اي مي سازند!

 

* مليحه پژمان

مهين نويدي را از فيلم «آن سوي آينه» مي شناسيم. حدود 27 سالي است كه كارمند صدا و سيماست و به عنوان چهره پرداز،



طراحي گريم بسياري از فيلمهاي سينمايي و مجموعه هاي تلويزيوني را به عهده داشته است.
وي در كنار اين فعاليت مي كوشد تا حاصل سالها تجربه اش در زمينه طراحي گريم را در كلاسهاي كانون سينماگران جوان در اختيار هنرجويان اين رشته قرار دهد. گفت و گوي ما را با اين هنرمند بخوانيد.
***
* علاقه شما به هنر گريم به كجا برمي گردد؟
** به علاقه خانواده ام به هنر. برادرم نقاشي را سالهاست دنبال مي كند و من هم از همان دوران نوجواني به نقاشي علاقه خاصي داشتم و اين هنر زمينه فراگيري گريم را در من ايجاد كرد. اما بر حسب يك اتفاق به تلويزيون كشيده شدم. من بارها براي گروه كودك به طور آزاد نقاشي مي كشيدم. در آن زمان مسؤول بخش نقاشيها خانمي بود كه وقتي نقاشيهايم را مي ديد هميشه مي گفت: چرا با اين ذوق و علاقه به گريم روي نمي آوري؟ مدتي فكر كردم و بعد تصميم گرفتم اين هنر را دنبال كنم. هر چند در اوايل، خانواده ام چندان موافق نبودند، چون دوست داشتند من به دانشگاه بروم و درس بخوانم، ولي سرانجام من با شركت در امتحان ورودي تلويزيون و قبولي در اين رشته وارد دنياي گريم شدم كه تا به امروز هم اين حرفه را دنبال مي كنم.
* و تعريف شما از هنر گريم؟
** هنر گريم، تغيير چهره مطابق با كاراكتر قصه است، به طوري كه نقش بازيگر براي تماشاگران باوركردني باشد. وقتي بازي به دل مي نشيند كه به باور تماشاگر نزديك باشد و در اين ميان در بسياري اوقات هنر گريم به عنوان يكي از عوامل تأثيرگذار خودنمايي مي كند.
* جايگاه هنر گريم در دنيا؟
** جايگاهي باارزش و معتبرتر از ايران، زيرا اين هنر و حرفه را بيشتر از ما مي شناسند و البته داستانهاي پرگريم اين شناخت را در كشورهاي خارجي به وجود آورده اند. متأسفانه در ايران سناريوها جز در مواردي، معمولاً گريم خاصي ندارند تا اين هنر جلوه بيشتري پيدا كند.
* سخت ترين كاري كه تا به امروز انجام داده ايد، مربوط به كدام سريال يا فيلم سينمايي بوده؟
** فكر مي كنم يكي گريم فيلم «نرگس» بود كه شرايط و فضا را براي كار سخت تر مي كرد، چون ما در هوايي گرم و بسته گريم مي كرديم. گريم پركار خانم «فريماه فرجامي» اگر اشتباه نكنم روزي 10 بار روتوش گريم داشت و آن قدر انرژي، دقت و سرعت عمل مي طلبيد كه هر وقت يادم مي آيد خستگي آن كار را حس مي كنم. فيلم ديگر «بماني» آقاي مهرجويي بود كه آن هم در فضاي گرم ايلام فيلمبرداري مي شد و گريم سخت سوختگي با وسايلي كه در گرما آب مي شد و بارها مجبور مي شدم عمل روتوش را انجام بدهم. درحال حاضر هم گريم سريال «در چشم باد» به كارگرداني آقاي جعفري جوزاني را بر عهده دارم كه آن هم كار سنگيني است. سريالي با 3 دوره تاريخي كه بالطبع شخصيت سازي و گريم خاص خودش را مي طلبد.
* كمي از كارهاي گذشته بگوييد.
** مجموعه هايي مثل: اميركبير، رعنا، هزاردستان، دبيرستان خضراء، آرايشگاه زيبا، كهنه سوار، قصه هاي زي زي گولو، مادام شمسي، ورثه آقاي نيكبخت، گل من گلي و... در سينما هم فيلمهايي مثل: مأموريت، ترنج، تمام وسوسه هاي زمين، گزارش يك قتل، نرگس و ...
* گريم چه ويژگيهايي در صحنه هاي متفاوت دارد؟
** گريم در تئاتر بايد مطابق نور، دكور و لباس بازيگر باشد و رنگ بايد غليظ تر به كاربرده شود، زيرا فاصله بازيگر و تماشاگر زياد است. اما در سريالهاي تلويزيوني غلظت كمتر و گريم نرمتر است. در عرصه سينما هم گريم بايد خيلي ملايم باشد، به گونه اي كه تماشاگر بتواند به راحتي با آن چهره ارتباط برقرار كند.
* طرحهاي اوليه تان براي گريم يك شخصيت را چطور انتخاب مي كنيد؟
** هر طراحي ابتدا قصه را مي خواند و بر مبناي شخصيتها و تيپ بازيگران طرح گريم در ذهن او شكل مي گيرد، سپس با كارگردان بحث و گفت و گو مي كند و طرح مورد نظرش را روي چهره بازيگر اجرا مي كند. سپس عكس گرفته مي شود و تداوم گريم بر مبناي عكس توسط مجري گريم براي حصول چهره نهايي صورت مي گيرد.
* بارها درباره گريم فانتزي شنيده ام. در اين مورد توضيح مي دهيد؟
** بله. گريم فانتزي به نوعي نقاشي روي صورت به سبك خاص اطلاق مي شود كه بر اساس نور، دكور و صحنه، رنگ و لباس و فرم شكل مي گيرد. در اين نوع گريم از رنگهاي تند و شاد بيشتر استفاده مي شود. بر همين مبنا در سريال تلويزيوني «جزيره جادو» كه كاري فانتزي است، من اين شيوه گريم را اجرا كردم.
* در حال حاضر امكانات كافي براي گريم در كشورمان وجود دارد؟
** بله، خوشبختانه امكانات گريم تا حدودي در كشورمان وجود دارد و اگر كمبودي احساس شود مي توان كمبودها را جبران كرد.
* براي علاقه مندان ورود به اين عرصه چه حرفهايي داريد؟
** بايد بگويم كه تنها راه موفقيت در اين عرصه شناخت و آمادگي از اين حرفه است، لذا بعد از كشف استعداد، بايد دوستداران اين هنر سعي كنند دوره هاي نقاشي را بگذرانند، كتب روان شناسي و جامعه شناسي را مطالعه كنند و با علم و آگاهي در اين راه قدم بگذارند.

  


به بهانه انتشار كاست «هميشه در ميان» اثر استاد محمدرضا لطفي ؛ ايران اي سراي اميد ...

 

* عباسعلي سپاهي يونسي
در هر زمانه و روزگاري هنرمنداني زندگي مي كنند كه زندگي آنان به علت قدرت بالاي هنرشان و سرآمد بودنشان مورد توجه



دوستداران هنر قرار مي گيرد و البته آنان كه كارشان ارزشمندتر و قوي تر است، بيشتر در كانون توجهات قرار دارند و استاد محمدرضا لطفي يكي از اين هنرمندان است. نمي توان از موسيقي ايراني نوشت و از محمدرضا لطفي سخني به ميان نياورد، همان طوركه نمي توان شخصيتهايي چون محمدرضا شجريان؛حسين عليزاده؛ پرويز مشكاتيان، فرامرز پايور، استاد جليل شهناز، شهرام ناظري، محمد موسوي، حسن كسايي، هوشنگ ظريف و... را ناديده گرفت.
محمدرضا لطفي در زمستان 1384 دوباره به ايران آمد، اما اين بار نه براي ديدن، بلكه آمد تا بماند آن هم بعد از حدود بيست سال زندگي درغربت .
خبر آمدن لطفي به ايران را مي توان يكي از بهترين خبرهاي هنري سال 84  دانست. او از بزرگان موسيقي جدي ايران و خالق آثار ارزشمندي در حيطه تار و سه تار نوازي است، آثاري كه هر كدام حاصل سالها تلاش و ممارست در دنياي هنر است كه به آساني براي هيچ هنرمندي به دست نمي آيد و البته لطفي بايد اين گونه باشد، زيرا او شاگرد بزرگاني چون استاد علي اكبر شهنازي، عبدا... دوامي، نور علي برومند، و...بوده است.




پس بايد از چنين هنرمندي انتظار آثاري فاخر و جدي را داشت، زيرا تربيت در دستگاه بزرگان، شاگرداني بزرگ را در پي دارد.
لطفي صاحب آثاري چون قافله سالار، رمز عشق، خموشانه،(كمانچه نوازي) به ياد عارف، به ياد درويش خان، پرواز عشق و... است. آثاري كه هر يك به تنهايي نشان از توانمنديهاي سرشار و ارزشمند او دارد .
لطفي درهمه سالهايي كه ترك وطن كرده بود بيكار ننشست و به ترويج موسيقي اصيل ايراني در ديگر كشورها پرداخت. درمدت اقامتش در آمريكا كنسرتهايي را برگزار كرد و علاوه برآن مركز فرهنگي - هنري شيدا را در نقاط مختلف جهان از جمله پاريس، زوريخ، و ژنو بازگشايي نمود.
او پس از ترك ايران در دو نوبت به وطن آمد؛ نخست بعد از مهاجرت خود در سالهاي 65 - 1364  در اواسط دهه هفتاد و در نوبت ديگر سال 1384 كه آمد تا بماند و دنباله كار خويش گيرد و از آن زمان بار ديگر در كانون توجه اهالي موسيقي و هنر دوستان ايراني قرار گرفت.
لطفي پس از آمدن به ايران، دوباره مؤسسه «آواي شيدا» را راه اندازي كرد و به آموزش هنرجويان موسيقي پرداخت و انتشار آلبومهايش را در دستوركار قرار داد. اين هنرمند همچنين قول برگزاري كنسرتي را در روزهاي 14، 15 و 16 تيرماه در كاخ نياوران داد كه پاسخي بود به تقاضاي دوستداران ساز دلنشين او. «هميشه درميان» و «چهارگاه» تازه ترين آثار منتشر شده لطفي 61 ساله است كه 20 سال دوري از ايران و زندگي در نقاط مختلف جهان را تجربه كرده است. «هميشه درميان» نامي است اشارت وار به حضور هميشگي محمدرضا لطفي درموسقي ايران، چه آن زمان كه كانون «چاووش» را راه انداخت و با گروههاي عارف و شيدا در روزهاي انقلاب و روزهاي جنگ با آهنگهاي ماندگاري چون «ايران اي سراي اميد» و «برادر بي قراره» با مطلع «شب است و چهره ميهن سياهه / نشستن در سياهي ها گناهه»
با انقلاب مردم همراه شد و درتوصيف سياهي آن روزها با همكاري خوانندگاني همچون محمدرضا شجريان و شهرام ناظري با مردم همصدا و همدل شد و چه درسالهايي كه به غربت رفته بود و دوستداران هنر دلتنگش بودند.
بخش اول اين كنسرت به اجراي بداهه نوازي سه تار استاد لطفي در دستگاه شور با تنبك محمد هاشمي به همراه اشعاري از سايه (هوشنگ ابتهاج) و حافظ است.
اگر چه لطفي را با تار و سه تارش مي شناسيم، اما او داراي صدايي گرم و دلنشين است و آوازش سبب تنوع آلبوم هايش مي شود. او اين بار هم با صدايي دلنشين شعري از «هوشنگ ابتهاج» دوست ديرينه اش را مي خواند و شعري از حافظ شيراز؛ و گرمي صدايش بر دلنشين تر شدن كارش مي افزايد.
بخش دوم «هميشه در ميان» به اجرايي خصوصي در سال 1362 برمي  گردد كه تار لطفي با همراهي تنبك زنده  ياد استاد ناصر فرهنگ  فر آن را خلق كرده است. لطفي خود درباره انگيزه و شور و حال زمان اجراي «هميشه در ميان» چنين گفته است:
«هنگامي كه پس از چند سال سكونت در ايتاليا براي نخستين بار به آلمان رفتم، احساس ديدار دوستان گذشته ام مرا بسيار خوشحال كرد. آتش نهفته اي كه در دل همه عاشقان فرهنگ ايران بود در اثر دوري از وطن گداخته تر شد و رفته رفته شعله گرفت. قطار من حدود بعدازظهر وارد ايستگاه شد و با توقف آن گويي قلب من هم داشت مي ايستاد. هوا كمي سرد بود و هنوز بوي روغن سوخته لوكوموتيوهاي جنگ جهاني دوم به مشام مي رسيد. هنگامي كه پايم را از قطار بر زمين گذاشتم تني چند از دوستان و هواداران موسيقي ام را ديدم.
در يك لحظه، چهره همه وطن پرستان، ايثارگران و شهداي انقلاب 57 را با چشم دل ديدم. مجيد درخشاني، دوست و شاگرد پرمهرم، تدارك كنسرتي كوچك را در كلن ديده بود. اين نخستين كنسرت من در كلن آلمان بود. حال من بسيار دگرگون بود... . موسيقي گريبان روح مرا گرفت و مرا از ميان دردها، غصه ها، خوشيها، التماسها، نگاهها، تاريكيها و روشناييهاي زندگي عبور داد و من ديگر ندانستم كه چه وقت كنسرتم تمام شد. هنگامي كه چشمهاي بسته ام را باز كردم همه را گريان و متأثر ديدم. تا لحظاتي كسي را ياراي حركت نبود و به يك باره بغض سالن در ميان هيجان حاضران تركيد و من خودم را مثل هميشه خجالت زده ديدم.
شرمسار از اين همه محبت، عشق، وفاداري كه همواره وجدان مرا در مقابل مردم به درد مي آورد.همين احساس بود كه مرا راهي ايران كرد...»
لطفي بدون شك از هنرمندان بزرگ ايران زمين است. آنهايي كه مصاحبه زنده او را، چند شب قبل از راديو ايران شنيدند دريافتند كه او چگونه با شور و حرارت از هنر و مسؤوليتش در قبال هنر، مردم سرزمينش و... سخن گفت و به راستي او اين گونه است، زيرا درهمان گفتگو هم از كارهايش درروزهاي انقلاب سخن گفت و از اينكه با چه شوري و عشقي اثري هم چون «سپيده» را با همكاري هوشنگ ابتهاج و محمدرضا شجريان در كمترين فرصت آماده و يك روز بعد از پيروزي انقلاب در 23 بهمن ماه سال 1357 به راديو رساند تا نشاني باشد از تعهد هنر اصيل ايراني.
بايد قدر چنين هنرمنداني را دانست و از هنر آنان استفاده كرد و اين وظيفه بيش از هر كس متوجه دستگاههاي هنري اين سرزمين است.

  


نگاهي به فيلم «پارك وي» ساخته فريدون جيراني ؛لطفاً نخنديد، بترسيد!

 

* امير حسين نوريان

* پارك وي
نويسنده و كارگردان: فريدون جيراني
بازيگران: نيما شاهرخ شاهي، رعنا آزادي ور، نيوشا ضيغمي، بيتا فرهي و محمدرضا شريفي نيا




خلاصه داستان: كاميار پسري روان پريشي است. پدر او، مادرش را طلاق داده و در خارج از كشور زن ديگري گرفته و او كه مادر روان پريشي هم دارد، عاشق دختري مي شود. مادر و پسر آنقدر دخترك را اذيت مي كنند تا ... .
***
1- «فريدون جيراني» سالهاست دارد فيلمهايي با مضمون عشق افراطي كه در نهايت به خشونت و قتل مي انجامد مي سازد. اين مسأله فارغ از تمام ضعفهايش باعث شده جيراني به متخصصي در ساخت قصه چنين عشقهاي جنون آسا با رگه هاي ساديستي و مازوخيستي تبديل شود كه در نوع خود جذاب و قابل تحسين است. علاوه بر اين، چنين نگاه و مقوله اي در سينماي ماغنيمت است كه در صورت نبود چنين نگاهي، جاي خالي اين گونه فيلمها به شدت در سينماي ما احساس مي شد. «قرمز»، موفق ترين اثر جيراني محصول چنين نگاهي بود كه جيراني را بيش از پيش به سينما معرفي كرد، اما پس از اين همه تجربه موفق، «پارك وي» چندان چنگي به دل نمي زند.
2- مثلث روايي داستان متشكل از مادر، پسر و عروس بشدت معيوب است و هيچ كدام از روابط اين آدمها و ديگر آدمها با اين افراد اصلاً قابل توجيه نيست. در اين ميان بيشترين ايرادها متوجه «رها» نامادري عروس خانواده است. او با تمام ديانت و مقيد بودنش، در كنار اينكه روانپزشكي قهار نيز هست، بي هيچ توجيهي، همسر مردي لاابالي و دايم الخمر مي شود. او در مراسم خواستگاري با آنكه متوجه روان پريشي هاي «كوهيار» و مادرش مي شود، اما هيچ واكنشي نشان نمي دهد و در حالي كه به شدت به دختر همسرش علاقه دارد، تنها به تذكري درد دل وار بسنده مي كند. رفتارهاي مادر و پسر نيز اصلاً با هيچ معياري - با آنكه هر دو روان پريشند - قابل باور نيست. به ياد بياوريد صحنه اي را كه كوهيار به مادرش مي گويد: «پدر زنم را با تبر كشتم!» و مادرش به او مي گويد: «چرا اين كار را كردي پسرم»!
تمام اينها حاكي از آن است كه ذهنيت جيراني فارغ از منطقهاي روان شناسانه و ايجاد روابط موجه براي آدمهاي قصه اش در جستجوي يافتن داستاني ذهني برپايه روان پريشي هاي دلخواهانه است. اين بي منطقي ها و عشقهاي روان پريشانه خيالي در «پارك وي» به اوج خود رسيده و از اين رو «پارك وي» را مي توان در زمره آثار بسيار ضعيف جيراني دانست.
3- ژانر «كمدي ناخواسته» دارد حسابي سايه اش را بر سر فيلمهاي ايراني مي گستراند. فيلمهايي كه با تمام ضعفهاي مبتديانه شان، آنقدر خودشان را جدي مي گيرند كه حسابي خنده دار مي شوند كه به عنوان آخرين نمونه آن مي توان به «خون بازي» و «پارك وي» اشاره كرد. مثلاً «خون بازي» آن قدر ايرادهاي اساسي و مشكلات روايي دارد كه بسياري از صحنه هاي مثلاً نفسگير فيلم، تماشاچيان را در سالن سينما حسابي و از ته دل مي خنداند !اين خنده ها گاهي به خارج از زمان فيلم نيز كشيده مي شود. جايي كه فيلمسازان و دست اندركاران فيلم با پزهايي حرفه اي از زحماتي كه براي ساخت اين همه ايراد و مشكل متحمل شده اند حرف مي زنند و مثلاً مي گويند: «فيلم را با تن هاي پايين رنگ تصويربرداري كرديم تا تأثير صحنه هاي فيلم بر مخاطب بيشتر شود. البته بعد كه فيلم را تماشا مي كنيد، مي بينيد فيلم آنقدر مشكلات اساسي دارد كه استفاده از چنين تمهيدي، خود باعث خنده و تفريح بيشتر مي شود.
«پارك وي» نيز همين طور بوده و حسابي درگير ژانر كمدي ناخواسته شده است. «پارك وي» قرار است فيلم وحشتناك و دلهره آوري باشد كه نفس همگان را در سينه محبوس كند، اما در اوج صحنه هاي مثلاً نفس گير فيلم، كافي است به خنده هاي مداوم و از ته دل تماشاگران در سالن سينما دقت كنيد تا به قدرت اين ژانر ناخواسته پي ببريد. اين ژانر دارد از فيلمهاي واقعاً كمدي نيز مردم را بيشتر مي خنداند و به رقيبي جدي براي فيلمهاي كمدي تبديل مي شود. كمدي ناخواسته كم كم به جزء جدايي ناپذير سينماي ما براي فيلمهاي پر از ايرادي كه خودشان را خيلي جدي گرفته اند تبديل شده اند. اما نكته قابل توجه در مورد اين فيلمها اين است كه خنديدن به ژانر «كمدي ناخواسته» خيلي بيشتر از خنديدن به فيلمهايي كه به قصد كمدي بودن ساخته شده اند، مي چسبد!

  


خوانش ؛ پلاك 16

 

دو خوانش از شعر پلاك 16 اثر ابوالفضل حسني
دروازه وا مي شود
با راه مي رويم!
پخش مي شود توي هوا
كاغذ پاره ها
مي ريزد روي سرمان
روي صورتمان
گوشواره ها النگوها...
كيف و كتابها......
سيم خاردار از دو طرف جاده را دنبال مي كند
چاله چوله ها رد مي شوند ازما
سنگريزه پا را مي زند
كش مي آيد سايه پشت سرمان
آفتاب لپ مان را مي كشد....
چاقو! در مي آيد از لابلاي تمشكها
كيفها كتابها دفترها.....
مي پاشد روي سرمان
روي صورتمان
پرت مي شويم وسط خارها
بچه ها ازمدر سه ها مي زنند بيرون....




***
به گمان من ذهن تصويري شاعر در اين متن ذهني كم بين و البته راحت طلب است. فعال و جسور نيست. اما از طرفي خيلي دوست دارد ايجاد تصوير كند و از طريق تصوير با مخاطبش ارتباط برقرار كند ولي متأسفانه توقف نكردن او بر روي همين كلمه«ايجاد» او را در نهايت تصويرنويس يا تصويرگر خوبي مي كند ولي تصويرساز دقيقي بار نمي آورد. چون «ايجاد» با «خلق» همراه است اما تصويرنويسي با توصيف. به جز آن تصوير انتزاعي اول كه:«دروازه وا مي شود/ ما راه مي رويم» بقيه تصاوير، ارائه تصوير است نه خلق آن. مثل فيلمبرداري ذهني از يك صحنه خاص و پخش فرم به فرم آن به صورتي روايي خطي است. حتي به نظر من ساخت كل شعر هم يك ساخت تصويري نيست بلكه از تصوير عقب مي ماند. اين جمله منقطع نمونه خوبي است به گمانم: «كاغذ پاره ها/ مي ريزد/ روي سرمان/ روي صورتمان/ كه فقط كمي جابه جايي نحوي در آن صورت گرفته است تلاش براي تصويرسازي را البته در اين شعر در «سيم خاردار از دو طرف...» و «چاله چوله ها رد مي شوند از ما». شاهد هستيم ولي اينگونه استفاده از استعاره مكنيه هم متأسفانه كاربردي بسيار مستعمل و كليشه اي دارد.
به همين دلايل كوتاه مي گويم شعر«پلاك 16» شعري مبتني بر تصوير نيست بلكه شعري مبتني بر توصيف است كه در مرحله گذار تصاوير عيني از ذهن راوي نتوانسته تصاوير را به نفع خود ضبط كند و هنجارهاي تصويري واقع را بشكند.
نكته دومي كه به ذهن من مي رسد، درباره موسيقي اين شعر است يا دست كم ريتم نامحسوس شعر. به گمان من ممكن نيست ابوالفضل حسني بگويد من در اين شعر به موسيقي لغات و در كل موسيقي توجه نداشته ام چون فرم دايره اي، تعدد فعلها و تكرارها و جابه جاييهاي نحوي مثل «مي ريزد بر روي سرمان/ روي صورتمان/ گوشواره ها/ النگوها و...» بيانگر اين نكته اند كه شاعر يا ناخودآگاه شاعر براي ايجاد موسيقي اهميت خاصي قائل بوده، اما لحن روايي يكنواخت، ريتم موسيقايي آن را هم از هيجان انداخته است. كلمات با تمام كوششي كه براي ايجاد آهنگ دارند اما هم آوا نيستند. واگرايي ريتميك در استفاده از لغات ناهماهنگ يك ساخت موسيقايي خنثي براي شعر به وجود آورده.
البته اين نكته هم گفتني است كه فرم اين شعر و مهمتر ازآن ويژگيهاي ذاتي آن، اين چيزها را پيش مي كشد.
نكته ديگري كه باز خيلي گذرا به آن اشاره مي كنم درباره فرم دايره اي اين شعر است و تأكيد بر اين نكته كه نقطه قوت شعر هم به گمان من همين فرم دايره وار آن است. خب در يك فرم دايره اي چه تكنيكي بيشتر از همه اهميت دارد؟ به نظر من «تكرار». تكرار به شعر هارموني مي دهد. يعني 3 كار مي كند: 1- ايجاد فرم 2- ايجاد موسيقي 3- تداعي معاني. با اين تكنيك ما در عين حال و در آن واحد هم در ابتداي شعر هستيم و هم در انتهاي آن. ميانه ها هميشه سرگردانند. از هر طرف كه برويم هم به انتها مي رسيم هم به ابتدا. رابطه اجزا به اين ترتيب بي نهايتند. اما اين تكرار در شعر بايد يكسان و يكنواخت نباشد، نوسان داشته باشد. تصويرها، توصيفها، جمله هاي انشايي و خبري و مهمتر از همه وجه موسيقايي كلام نبايد يكدست يا به قولي «نعل به نعل» تكرار بشوند. نوسان داشتن به اين معناست كه هم خانواده باشند اما دوقلو و يك جور نباشند، شاعر بايد تصويري را كه مي خواهد تكرار كند از فراموش كردن تصوير اوليه تكرار كند نه از به يادآوري آن. ريتمي را كه مي خواهد تكرار كند از فراموش كردن ريتم قبلي به وجود بياورد نه از اجراي نت به نت آن.
بقيه اجزا نيز به گمان من به همين شكل بايد باشد. خب حالا با اين تفاسير از خودم مي پرسم كه آقاي حميد آيا به نظر تو شعر پلاك 16 توانسته در استفاده از اين تكنيك موفق عمل نمايد؟ و خودم به خودم پاسخ مي دهم: تقريباً. و البته اضافه مي كنم كه اين موفقيت نسبي شاعر در ايجاد فرم، به هيچ وجه نمي تواند دليل محكمي بر اين ادعا باشد كه بتوانيم بگوييم شعر، شعر خوبي است، نه.
* حميد تقي آبادي

  


روايت رئيس اتحاديه تهيه كنندگان سينماي ايران از ديدار با رئيس پليس تهران

 

رئيس اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان سينماي ايران گفت: برخورد سردار رادان در نشست ويژه با اعضاي اتحاديه تهيه كنندگان، بسيار خوب و دوستانه بود و اين باعث دلگرمي و اميدواري تهيه كنندگان سينماي ايران شد.
به گزارش فارس، مرتضي شايسته رئيس اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان فيلم ايران، گفت: طبق هماهنگي هاي به عمل آمده، اعضاي اتحاديه، با سردار احمد رضا رادان فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ در نشستي شركت كرد.
در اين نشست تهيه كنندگان سينماي ايران ابتدا مشكلات خود را بيان كردند و بحثهايي در زمينه توزيع فيلم و عرضه غيرمجاز مطرح شد كه مهمترين آنها، سازماندهي دقيق عليه شبكه قاچاق ويدئويي، بحث درباره وضعيت فعلي شبكه رسمي ويدئويي كشور، از دست رفتن اكران شهرستانها براي تهيه كنندگان و وضعيت فعلي تهيه كنندگان خطرناك شدن سرمايه گذاري در سينماي ايران بود.
شايسته، در مورد درخواستهاي تهيه كنندگان از سردار رادان، گفت:  در اين نشست تهيه كنندگان درخواستهايي را هم مطرح كردند، كه از جمله اين درخواستها، مي توان به تشكيل واحد ويژه تخصصي در نيروي انتظامي براي امر مبارزه با قاچاق و سرقت فيلمهاي سينمايي در تمام استانها با فرماندهي پايگاهي در استان تهران، به طوري كه عمليات كارآگاه و عملياتي را با هم انجام دهند، اشاره كرد.
وي افزود: درخواست ديگر، سركشي دايم به فروشگاهها و مغازه هاي مجاز يا غيرمجاز است و همچنين سركشي به كارخانه ها و مراكز تكثير عمده، همراه انجام يكسري كارهاي اطلاعاتي عميق و اساسي براي گشايش كساني كه سرنخ اين قضايا را برعهده دارند، كه در اين نشست، همه اين درخواستها مطرح شد.
مرتضي شايسته در ادامه به برخورد قاطع سردار رادان اشاره كرد و گفت: به گفته سردار رادان، از اين پس هر فروشگاهي كه يك فيلم قاچاق در آن وجود داشته باشد، به علت نگهداري كالاي دزدي پلمپ خواهد شد.
شايسته ادامه داد: ايشان براي هماهنگي با فرماندهان ساير بخشهاي تلويزيوني، اعلام آمادگي كرد و با سخنانش اميدها را در زمينه قاطعيت مبارزه با قاچاقچيان افزايش داد، چون تا به حال هم تنها برخورد جدي با دزدان سينماي ايران، توسط نيروي انتظامي و پليس امنيت عمومي استان تهران رخ داده است.
شايسته در مورد آخرين وضعيت طرح مبارزه با CDهاي قاچاق گفت: مبارزه با اين CDها به طرح امنيت ملي ملحق شده است و از نيروي انتظامي هم براي همكاري فرماندهان اين نيرو در سراسر كشور كمك خواسته ايم كه با قول ايشان، به زودي اين اتفاق خواهد افتاد. همين طور قرار است يك سري هماهنگيهايي بين ما و نيروي انتظامي براي پيشبرد اين مبارزه انجام شود و جلسات مشترك پيشگيري برپا كنيم تا مبارزه با قاچاق را، به شكلي اساسي انجام دهيم.
شايسته در پايان گفت: عزم نيروي انتظامي مؤيد اين امر است كه برخورد با مراكز اصلي توليد و توزيع CD هاي قاچاق بزودي شدت بيشتري خواهد گرفت.

  


پيشنهاد تشكيل صنفي تازه  از تهيه كنندگان سينماي ايران

 

مجمع  فيلمسازان سينمايي ايران با اشاره به فراگير نبودن اتحاديه تهيه كنندگان، از خانه سينما خواست به سازمان صنفي تازه اي در امر تهيه كنندگي سينماي ملي ايران، بيانديشد.به گزارش فارس، مجمع  فيلمسازان سينمايي ايران، در بيانيه اي اعلام كرد: تقاضا مي كنيم كه همكارانمان در اتحاديه تهيه كنندگان، در هنگامه چپاول و غارت اموال سينمايي توسط   قاچاقچيان، پا در راه اتحاد و همراهي بگذارند. بعضي دوستاني كه هنوز خيال مي كنند مي توان با هو و جنجال و مچ گيريهاي واهي، افكار عمومي سينما يا مردم را به  بازي گرفت و بي اعتنا به معرفت ، دانايي و تجربه سينمايي، همه چيز را با ظاهرسازي برگزار كرد و چيزي گفت و به چيزي نظر داشت، بايد باور كنند كه چنين روزگاري، سپري شده و اين گونه نمايشها، مشتري خود را از دست داده است.
در اين بيانيه مي خوانيم: بعضي دوستان اتحاديه، بايد باور كنند كه اين بازي ديرينه كه همه فعاليتهاي صنفي، برمدار نان و نام وكام عده اي معدود بگردد و ديگران موظف باشند كه خود را وامدار و مرهون و مديون آقايان فرض كنند، ديگر خريدار ندارد. امروزه  اهالي سينما، با تفكر و آگاهي در فعاليتهاي صنفي شركت مي كنند و حق خود را به ديگران وا نمي گذارند.
در پايان اين نمابر آمده است: براي همه ما بهتر است در اين روزهاي سخت يار يكديگر باشيم تا بتوانيم در سينماي آينده جايگاهي در خور پيدا كنيم.
محمد بزرگ نيا، عليرضا رئيسيان، محمدعلي نجفي، ابوالحسن داوودي و محمدعلي سجادي، اعضاي هيئت مؤسس اين مجمع فيلمسازان سينمايي ايران هستند.

  


« تورناتوره » جوايز برتر جشنواره  سالانه   سينماي ايتاليا را گرفت

 

پنجاه و يكمين دوره  جوايز سالانه سينماي ايتاليا - ديويد دي دونالتالو - با اهداي جوايز سه بخش برتر به فيلم «تورناتوره» برگزار شد.




به گزارش ايسنا، فيلم «زن ناشناس» ساخته  «گيوسپ تورناتوره» توانسته در سه بخش بهترين فيلم، بهترين كارگرداني و بهترين بازيگر نقش اول زن انتخاب اول هيأت داوران جوايز سينمايي  «ديويد دي دونالتالو» انتخاب شود.
فيلم «زن ناشناس» كه در جشنواره فيلم رم نيز بهترين اثر انتخاب شد، داستان يك مهاجر غيرقانوني اوكرايني در ايتاليا است كه البته اين فيلم در خارج از ايتاليا چندان موفقيتي به دست نياورده است.
تورناتوره كه بيشترين شهرتش را براي فيلم «سينما پاراديزو» - برنده اسكار 1990 بهترين فيلم خارجي - دارد پيش از اين دوبار ديگر در سال 1999 براي فيلم «ستاره ساز» و سال 1998 براي فيلم «افسانه  1990» موفق به دريافت جايزه  معتبر سينمايي ايتاليا شده بود.

  


«شجريان» نتايج كارگاه آوازش را تا 2 ماه ديگر اعلام مي كند

 

«محمد رضا شجريان» تا 2 ماه ديگر نتايج اولين كارگاه آوازش را اعلام و اقدام به ادامه برگزاري اين كارگاه خواهد كرد.
«علي جهاندار»يكي از اعضاي هيأت داوران كارگاه آواز «شجريان» در گفتگو با فارس، گفت: اولين كارگاه آواز استاد«شجريان» چندي پيش برگزار و آزمون اين كارگاه نيز توسط ايشان انجام شد، با برگزاري تور اروپا، نتايج اين كارگاهها به تعويق افتاد و در حال حاضر نيز با برگشت «شجريان» از اين اجراها، وي اعلام كرده كه نتايج تا 2 ماه آينده اعلام خواهد شد.
وي افزود: افراد انتخابي توسط «شجريان»در جلسات بعدي به طور مستقيم تعليم مي بينند. البته مابقي هنرجويان نيز در اين جلسات حضور خواهند داشت تا به صحبتهاي «شجريان» ضمن آموزش گوش فرا  دهند.
جهاندار گفت: همچنين طي جلساتي كه در آينده برگزار مي شود، وي بعد از تعليم چند نفري كه انتخاب مي شوند، از بقيه هنرجويان نيز آزمونهايي را مي گيرد و در هر مرحله، تعدادي ديگر را نيز برمي گزيند.

  


«سخت جان »  بهترين فيلم اكشن تاريخ سينما شد

 

فيلم سينمايي «سخت جان» به عنوان بهترين فيلم اكشن تاريخ سينما انتخاب شد.
به گزارش ايسنا،  مجله  Entertainment Weekly در شماره  جديدش فهرست بهترين 25 فيلم اكشن سينما را اعلام كرد كه در رتبه  اول، فيلم «سخت جان» قرار گرفته است كه در آن «بروس ويليس» در نقش پليس با تروريستها مي جنگد.
در اين فهرست، فيلم «غريبه ها» در رتبه  دوم قرار دارد و «سرباز جاده» در حالي در مكان سوم ايستاده است كه فيلم «ماتريكس» رتبه هاي چهارم و پنجم را در اختيار دارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com