|
* امير جاملو
جمشيدي و ميرزاپور با تيم پروين بستند
بعد از يك فصل نيمكت نشيني پژمان جمشيدي و مصدوميت ميرزاپور، اين دو نفر با استيل آذين تمام كردند.

جمشيدي درخصوص قرارداد اظهار داشت: حضور علي پروين در اين تيم باعث خواهد شد به تيمي فراتر از يك تيم دسته اولي به استيل آذين نگاه شود. جمشيدي تصريح كرد: به خاطر پروين با استيل آذين قرارداد سفيد، امضا كردم. ميرزاپور هم به خاطر پروين سفيد امضا كرد. انگيزه ما از حضور در تيم پروين، انگيزه مالي و مادي نبود. *** اين تيم كاملاً شخصي است. علي پروين چند صد ميليون پول خرج كرد تا مقابل رسانه هايي كه بيش از يك دهه كنار گوش او فرياد زدند «ديگر دورانت تمام شده» بايستد و بگويد: «تيم خودمه. هر كاري دلم بخواد مي كنم. هيچ كس نمي تونه بنويسه چرا فلاني رفت و بهماني آمد. استيل آذين تيم خودمه.» به زعم پروين، نوشتن و اظهارنظر كردن در خصوص مسايل شخصي ديگران كار درستي نيست و اين نظريه البته مدتهاست كه به عنوان يك اصل انكارناپذير پذيرفته شده است. پرداختن به استيل آذين كه اين روزها در توليد خبرهاي داغ حتي استقلال و پرسپوليس را هم پشت سر گذاشته و زودتر از آنچه تصور مي شد توجه توده را به خود جلب كرده است؛ آن جايي مجاز و لازم به نظر مي رسد كه تعدادي از بازيكنان با سابقه كه بعضاً هواخواهان پرشماري هم ميان مديران تيمهاي ليگ برتري دارند با علي پروين سر ميز مذاكره مي نشينند و قرارداد امضا مي كنند. تيمي كه گلر اول فوتبال ايران را براي پيراهن شماره يك خود كانديدا مي كند، حتي اگر تمام سرمايه اش از جيب سلطان و چند آدم مشتي(!) ديگر استخراج شده باشد، هرگز شخصي نيست و ناخودآگاه حساسيت جامعه فوتبال را بر مي انگيزد. در روزهايي كه قرمز و آبي گوشهايشان را به اتاقهاي مديران سازمان چسبانده اند تا بلكه صاحبان جديد خود را بشناسند، استيل آذين بدجوري آستينها را بالا زده و تيم حيرت انگيزي را جمع و جور مي كند. در پس اخبار عجيب و غريبي كه از اين مجموعه تازه تأسيس به گوش مي رسد جاه طلبيهاي مردي نهفته است كه مي خواست پايه هاي خود مختاري اش را در پرسپوليس بنا كند، اما چون از بد حادثه دهها هزار نفر مسابقات آن تيم را از نزديك تماشا مي كردند و عاشقش بودند، اين استراتژي با شكست مواجه شد، پروين رفت و حالا با پر برگشته است. قابل پيش بيني بود كه خانه نشيني او زياد طول نمي كشد. بازگشت يك شخصيت منحصر به فرد كه در طول اين سالها احساس دوست داشتن و تنفر خيليها را برانگيخته، اتفاق هيجان انگيزي است كه قطعاً در آينده اي نزديك داستانهاي تماشايي و خواندني بسياري را رقم خواهد زد. استيل آذين حتي اگر با هدف حركت سايه به سايه پشت سر پرسپوليس و تحريك كردن هواداران ناراضي اين تيم تشكيل شده باشد و مانند آذربايجان پس از دستيابي به اهداف قطعي به حال خود رها شود، جريان دوست داشتني و قابل دفاعي است. جذب مهره هاي شناخته شده و اسم و رسم دار اصلي ترين هدف پروين محسوب مي شود و بدون شك خود او بهتر از هر كس مي داند براي صعود به ليگ برتر نيازي به اين همه سرمايه گذاري و ريخت و پاش نيست. ميرزاپور و يكي دو نفر ديگر در نقش سوپراستار به استيل آذين مي روند، اما ساير بازيكنان تيم شخصي را ستاره هايي كه در گذشته اي نه چندان دور براي خود صاحب اعتبار بودند و عمدتاً در استقلال و پرسپوليس جايگاه ثابتي داشتند تشكيل مي دهند. براي آنهايي كه هرگزنتوانستند فوتبال بدون هياهو و حاشيه را تحمل كنند و حتي در تركيب اصلي تيمهاي متمول كه در ورزشگاههاي خالي از تماشاگر به ميدان مي رفتند، دوام نياوردند، ظهور استيل آذين كه به واسطه جاذبه ها و دافعه هاي هميشگي علي پروين در محافل خبري خودي نشان مي دهد و خواهد داد و البته خوب هم پول مي دهد رويداد كوچكي نيست. پژمان جمشيدي، بهروز رهبري فرد، حامد كاويانپور، محمدرضا ماماني، داود سيدعباسي و عده پرشمار ديگري از اين دست بازيكنان در استيل آذين به تمام آرزوهاي خود مي رسند. پول هست، تماشاگر هست، خبرنگار هم هست. تيم پروين با وجود آن كه تهديدي جدي براي تيمهاي پر هياهو و پر حاشيه پايتخت محسوب مي شود، مي تواند بخش بزرگي از دلمشغوليهاي استقلال و پرسپوليس را رفع كند. قرمز و آبي آن جايي به بن بست خوردند كه با فشار رسانه ها و هواداران خود به جذب بازيكنان نه چندان شاخص اما تبليغاتچي تن دادند. نفراتي مثل مسعود زارعي، فراز فاطمي، اصغر طالب نسب، مرتضي ابراهيمي، علي عليزاده و... مي توانند در ساير تيمهاي ليگ برتري تأثيرگذار باشند، اما راه باشگاههاي پرحرف و حديث و اغلب بي صاحب را در پيش گرفتند تا بيشتر ديده شوند. قرمز و آبي در اكثر بازيهاي حساس و پر تماشاگر ناكام ماندند چون ستاره هايشان زير بار فشار جمعيت دوام نياوردند و از تماشاگر خودي ترسيدند. استيل آذين تمام جذابيتهاي لازم را دارد. طالبان شهرت و هياهو كه از نظر فني هم چيزهايي در چنته دارند تمام خواسته هايشان را در بازيهاي كم فشار ليگ يك در آغوش مي گيرند. بخشي از فشار رسانه اي و مردمي ناخود آگاه به استيل آذين معطوف مي شود و قرمز و آبي مي توانند بازيكنان با كيفيت تري را كه ليگ يك وسوسه شان نمي كنند، جذب كنند. آنچه البته با توجه به اتمسفر آشفته و فاجعه بار حاكم بر اين دو باشگاه بعيد به نظر مي رسد ، آنها به احتمال زياد از اين موقعيت ويژه هم طرفي نمي بندند. |