|
* حامد احمدي
مالك اشتر لبنان و حمزه كربلاي ايران، لقبي است گوياي شخصيت عظيم و وارسته اي كه تلاش خستگي ناپذير را با ايثار، عشق،

فداكاري، صبر و پايداري همراه ساخت تا واژه اي به نام آزادي و آزادگي را براي رهاندن انسانها از بند ظلم، ظالمان و جهل جاهدان صرف كند و ترسيمي باشد از حيات و ممات ابرمردي كه آهن و اشك را در عرفان و نبرد به هم آميخت و راه كمال را به سرعت پيمود. آري شهيد والامقام دكتر مصطفي چمران فرمانده ستاد جنگهاي نامنظم ايران، مؤسس پايگاه چريكي مستقل مبارزان ايراني در لبنان، دانش آموخته دوره هاي سخت چريكي و جنگهاي پارتيزاني در مصر، همراه و ياور روزهاي سخت امام موسي صدر، بنيانگذار سازمان «امل»، مبارز خستگي ناپذير كوههاي جبل عامل فلسطين، به اهتزاز درآورنده پرچم سرخ تشيع در برابر جبارترين ستمگر زمان و... بود

كه همواره در طول دوران پربركت زندگي اش كوشيد تا «حر»گونه آزاده باشد و در اوج آزادگي نيز شربت شيرين شهادت را نوشيد و به بهترين درجات كمال بشري رسيد. كانال بيست متري همراه با نصب چند پمپ آب در كنار رودخانه كارون و سد عظيم گل و لاي و منهدم كردن انديشه هاي شوم تسخير اهواز، پل معلق رودخانه كرخه و فتح دهلاويه و به آغوش كشيدن ارتفاعات سهمگين ا... اكبر و آزادسازي سوسنگرد عزيز، تنها گوشه اي از عملياتهاي جسورانه و خطرناك اين فرمانده غرورآفرين سپاه اسلام بود كه به عنوان اسوه اي از تحركات نظامي در ايران و جهان درخشيد، اما واقعيت اين است كه تمام اين حماسه ها از تابش عرفان در ذره بين عشق شكل گرفتند و اين تحركات حاصل شبهاي تار و تنهايي بود كه راه را براي نگريستن در افقهاي روشن گيتي هموار كرد تا مردي ساخته شود كه قبل از آنكه آموزنده جنگهاي پارتيزاني باشد معلم عشق و عرفان باشد. از اين رو برآن شديم تا در سالروز عروج عاشقانه اين فرزانه دوران، ابعاد اجتماعي و فرهنگي ايشان را مورد بررسي قرار دهيم. حضور مصطفي چمران از 15سالگي در محضر درس آيةا... طالقاني در مسجد هدايت و فلسفه و منطق استاد مطهري و برخي ديگر از استادان و انديشمندان حوزوي و دانشگاهي، موجب شد تا پايه هاي انديشه اي وي به نحوي شايسته و عميق در ژرفناي هويت ناب اسلامي شكل بگيرد و همين نكته آغازي بود تا به پاس بهره مندي از خرد و فهم دردمنداني همچون مطهري و طالقاني گام در تحولات و تحركات اجتماعي بگذارد و اولين گام خدمت به مردم و گشودن درهاي آزادي را از زادگاهش شروع كند و به گونه اي دقيق و قاطع در

روند مسايل جامعه نقش ايفا نمايد. انجمن اسلامي دانشگاه تهران در شرايطي پاي به عرصه حيات گذاشت كه با تلاش افرادي همچون مصطفي چمران در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت نفت نقش ويژه اي را ايفا كرد. حضور پويا و پرتحرك اين جوان پرتلاش در مسايل جامعه خود گوياي جنب و جوش فطري و فكري او بود. * انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا در شرايطي كه جهان غرب مي كوشيد تا دروازه هاي تمدن غربي را در معجونهاي ايزم وايسم و ال در روح و جان مردمان شرق بويژه كشورهاي اسلامي تزريق كند، روز به روز اين انديشه ها در حال گسترش بود. چمران به همراه دوستانش در قلب فتنه و نيرنگ، آواي طنين انداز حركتهاي اسلامي را به صدا درآورد و در اولين سالهاي حضورش در آن كشور انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا را پايه گذاري كرد، هرچند استمرار بر عقيده چمران باعث شد تا از سوي رژيم شاه بورس تحصيلي شاگرد ممتازي وي قطع شد و اما اين حركت جريان جديدي را در مسير اسلام خواهي دانشجويان آمريكايي به وجود آورد. اين روند تا بدانجا رسيد كه دعاي كميل كه

برخاسته از دل پاك مولاي متقيان بودند، توسط وي ترجمه و پاسخگويي بسياري از رنجها و دردهاي معنوي دانشجويان آن كشور گرديده و روز به روز بر غناي معرفتي مردمان افسارگسيخته از غربزدگي آن ديار گرديد. * ناسيوناليسم عربي قيام خونين پانزده خرداد نه تنها در داخل كشور تحول ساز بود، بلكه روح پوياي مردان فرهيخته اي همچون مصطفي چمران را نيز به لرزه درآورد و در يك حركت جسورانه و سرنوشت ساز به همراه تعدادي از دوستان رهسپار مصر شد و در كمتر از دو سال در زمان عبدالناصر سخت ترين دوره هاي جنگهاي پارتيزاني را پشت سرگذاشت و در شرايطي كه جهان عرب دچار ناسيوناليسم عربي شده بود، جسارت كلام منتقدانه چمران موجي از اعتراض را در كشورهاي عربي بويژه مصر به وجود آورد، به گونه اي كه عبدالناصر در پاسخ به ايشان گفت: اعتراضهاي شما را مي پذيرم و معتقدم جريان ناسيوناليسم عربي آنقدر قوي است كه نمي توان به راحتي با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد مي كنم كه بيشتر اين تحركات از ناحيه دشمن و براي ايجاد تفرقه در بين مسلمانان شكل مي گيرد. در همين دوران بود كه امام موسي صدر مجذوب خلوص و فداكاري اين دانشمند فرهيخته شد و او را براي ياري رساندن به محرومان و مستضعفان جنوب لبنان به ياري فراخواند. * تعهد و پايبندي دكتر مصطفي چمران هرچند مدارك عالي تخصصي در حوزه فيزيك را از يكي از معتبرترين دانشگاههاي جهان كسب كرده بود، اما در طول تمام عمر پربركت خود كوشيد تا خدمتگزاري صالح و صادق براي مردم باشد و جا و مكان برايش معنا و مفهومي نداشت و در اين ميان بعد از حركتهاي ارزشمند و تحول ساز سياسي، اجتماعي و نظامي اش در مصر و لبنان بعد از پيروزي انقلاب به همراه ديگر همرزمانش بعد از گذشت 23 سال هجرت به وطن خود بازگشت و با تأكيد و تأييد امام خميني(ره) در ايران ماند و تحولات شگرف و تأثيرگذار ديگري بر فراز و فرودهاي اين نظام نوپاي اسلامي گذاشت. * ساده زيستي زندگي بي تكلف و ساده و بي ريا مهمترين ويژگي دكتر چمران بود، وي در شرايط مختلف قبل و بعد از انقلاب در حالي كه ميتوانست از فضاي مناسب مالي و اقتصادي بهره مند شود، اما بي تكلف به تمام سنتهاي اشرافي و دولتمردي پشت كرد و اوج سرافرازي و سربلندي را در سادگي پيدا كرد. فرار از فضاي آرام كاليفرنيا و تحمل روزهاي سخت مصر، تعويض كلاس درس با تمرينهاي فشرده جنگهاي نامنظم، گذاشتن مدرك دكتراي فيزيك در كتابخانه و پوشيدن لباس خدمت پر زحمت به مستضعفان، پشت سرگذاشتن معاونت نخست وزيري و در دست گرفتن اسلحه و پناه گرفتن در صحنه هاي سر به فلك كشيده كردستان، ترك كرسي نمايندگي مجلس و در آغوش كشيدن پيكر متشنج ايران (خوزستان) و... تنها نمونه هاي كوچكي از ساده زيستي اين مردبزرگ بود كه مي توانست بدون رنج و زحمت با در اختيار گرفتن بهترين پستها و سمتهاي كليدي در آرامش و رفاه زندگي كند، اما حس خدمت عاشقانه به ملت جسارت را دوباره در وجودش زنده ساخت. دكتر مصطفي چمران در رابطه با پشت كردن به دنيا و ساده زيستن مي گويد: من دنيا را طلاق دادم، خداي بزرگ مرا در آتش عشق و محبت سوزاند، مقياسها و معيارهاي جديد بر دلم گذاشت و خواسته هاي عادي و مادي و شخصي در نظرم حذف شد. روزگاري گذشت كه دنيا را سه طلاقه كردم و از همه چيز خود گذشتم. از همه چيز گذشتم و با آ غوش باز به استقبال مرگ رفتم و اين شايد مهمترين و اساسي ترين پايه پيروزي من در اين امتحان سخت باشد. * خدايي بودن دكتر مصطفي چمران به درستي خدا را درك كرده بود و مي كوشيد تا در هر حال راضي به رضاي خدا باشد و در مسير يزدان پاك گام بردارد، ايشان دنيا را ميدان بزرگ آزمايش مي دانست و هدف اصلي آن را در عشق تبيين مي كرد و معتقد بود كه همه چيز در اين دنيا با بشر همراه شده است و تمام ابزارها و وسايل كار براي همگان وجود دارد. وي مي گويد: عاليترين نمونه هاي صفت، زيباترين مظاهر خلقت، از سنگريزه ها تا ستارگان، از سنگدلان جنايتكار تا دلهاي شكسته يتيمان، از نمونه هاي ظلم و جنايت تا فرشتگان حق و عدالت، همه چيز و همه چيز در اين دنياي رنگارنگ خلق شده است. انسان را به اين بازيچه هاي خلقت مشغول كرده است. هر كسي به شأن خود به چيزي مي پردازد، ولي كساني يافت مي شوند كه سوزي در دل و شوري در سر دارند كه به اين بازيچه راضي نمي شوند، اين نمونه هاي زيباي خلقت را دوست دارند و مي پرستند... اين فرزانه دوران به درستي خدا را لمس كرده بود و هر قدمش در راه رضاي خدا بود. او مي خواست تا به بهترين شكل ممكن، عاشق خدا باشد و از هر راهي براي رسيدن به نهايت انديشه بشر بهره بگيرد. چمران دوست داشت تا همچون اشكي كه در چشم يتيمي بجوشد، آهي كه از سينه بينوا و دردمندي به آسمان صعود كند، يا كلمه حقي باشد كه در برابر جباري بايستد و باز همچون درياي مصيبتي كه در كوير فقر و حرمان بسوزد تا پوچي لذت زودگذر را بچشد و ناپايداري روزگار را ببيند و لذت مبارزه را حس كند و ارزش شهادت را بياموزد. * شرف شيعه ماناترين و ماندگارترين آرزوي چمران شهادت بود و همراه بودن با اين سلاح را ماندگاري و دور شدن از آن را فاني شدن مي دانست و در اين رابطه با خداي خود اين چنين سخن مي گفت «خدايا تو را شكر مي كنم كه شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز كردي كه عليه طاغوتها و ستمگران و تجاوزگران قيام كنند و با خون سرخ خود، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاك كنند و ارزش و اهميت شهادت را در محركه حيات بفهمند و با ايمان خدايي و اراده آهنين خود را از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشد، علي وار زندگي كنند و در راه سرخ حسين(ع) قدم بگذارند و شرف و افتخار تشيع را كه قرنها دستخوش چپاول ستمگران بود دوباره كسب كنند... * وحدت دكتر مصطفي چمران به عنوان يك منتقد و هميشه از دور شدن ملتهاي مسلمان از همديگر گلايه داشت، وي تنها رمز موفقيت آنها را در حفظ وحدت و توجه ويژه به آن مي دانست و در اين راه مي كوشيد تا بينش عميقي در اين زمينه بر روح و جان جوامع مسلمان تزريق كند. هرچند ايشان به خاطر فعاليتهاي گسترده نظامي و علمي كمتر توانست به عنوان يك ناطق و سخنران در اين زمينه نقش ايفا كند، اما در همه حال با درك كاستي ها و ضعفها، بعد از پيدا كردن شناخت نسبي از چگونگي ايجاد تحول و تحرك براي خروج از بحران، با شخصيتها و انديشمندان و فعالان سياسي اجتماعي به بحث و مناظره و تبادل نظر مي پرداخت و از اين راه تلاش مي كرد تا با پياده كردن طرحها و برنامه هاي متعدد شرايط را بهبود بخشد. دكتر مصطفي چمران هميشه اصل وحدت و اتحاد را سرلوحه كار خود قرار مي داد و مي گفت؛ بايد بدانيم كه استعمار هميشه اختلاف مي اندازد تا سلطه خود را حفظ كند و در حال حاضر اختلافهاي مذهبي، قومي، حزبي و سياسي در اين منطقه از هر نقطه ديگري از جهان بيشتر است و طرح كسينجر و استعمارگران ديگر نيز استفاده از همين اختلافها و دامن زدن به آنهاست، براي مبارزه با دشمن بايد به سوي وحدت رفت و اسلام تنها راهي است كه مي تواند توحيد نيروها را در اين منطقه تأمين نمايد. در اين منطقه مذاهب گوناگون، مليتهاي متفاوت و اقوام مختلف زندگي مي كنند و تكيه بر اين عوامل بيشتر باعث تفرقه و تشتت مي شود. فقط در سايه مكتب اسلام است كه مذاهب گوناگون تحت الشعاع قرار مي گيرند و مليتهاي مختلف احساس همرنگي و يگانگي با ديگران دارند. زيرا اسلام با همه آنها يكسان و برادروار عمل مي كند. * نه شرقي، نه غربي كاپيتاليسم از غرب و كمونيسم از شرق به روشها و گونه هاي متفاوت اسلام را تحت الشعاع تحركات سياسي، اجتماعي و فرهنگي خود قرار مي دادند و هر كدام مي كوشيدند تا زودتر از ديگري براي ربودن روح اسلام و جايگزين كردن تفكر خود تلاش كنند، اين در حالي بود كه متأسفانه ملتها براي نجات از سلطه هاي شيطاني سعي مي كردند تا به يك ابرقدرت متوسل نشوند و مي كوشيدند تا از اين راه هم خود را در برابر ديگران حفظ نمايند، هم حقيقت را انكار نكنند تا اينكه آيين پاك محمدي(ص) در هويت يك كشور مستقل اسلامي در قلب جهان اسلام طلوع كرد و باعث آن شد تا ديگر ملتهاي مسلمان و گروهها و انديشه هاي هدفمند اسلامي براي مبارزه با سلطه هاي مستبدانه و مستعمراتي به ابرقدرتها پناه بردند. دكتر چمران زيبا اين روايت را تفسير مي كند؛ ما شاهديم كه انقلابهاي متعددي براي مبارزه با سلطه موجود خود را در اختيار ابرقدرت ديگر قرار دادند و به انتظار كمك آن دل بستند. ما شاهديم كه براي مبارزه با آمريكا و اسرائيل چه كشورها و انقلابهايي به آغوش شوروي پناه بردند تا فلسطين را آزاد كنند. در حالي كه دو ابرقدرت در عين رقابت و مبارزه با هم، بر سر تسلط بر منطقه و استعمار و استثمار ملتها، با هم توافق دارند و در اين زمينه تا زماني كه ما استقلال ذاتي و خودكفايي خود را تأمين نكنيم، بازيچه قدرتهاي خارجي و سياستهاي شوم استعماري باقي خواهيم ماند. فكر دنباله روي و تكيه به غرب و شرق بايد از ميان برداشته شود و مردم ما بر خلاقيت و ابتكارهاي شخصي خود تكيه كند و در راه خودسازي علمي و تكنيكي كشور خويش بكوشند و شخصيت و هويت فرهنگي خويش را باز يابند و سرنوشت مردم خود را از واشنگتن و مسكو آزاد كنند. * شيعه راستين چمران دردمند، همچون يك شيعه راستين، سراپا شيفته امام زمان(عج) بود و مشكلات اجتماعي را با آرزوي ظهور حضرت مهدي(عج) و ديدار او تحمل مي نمود. چمران، عالمي متعهد بود كه توان علمي خود را در راه كمك به مستضعفان به كار مي گرفت، بدون آنكه ادعايي داشته باشد. به همين جهت تربيت يتيمان لبنان را، جايگزين تدريس و تحقيقات پيشرفته در مؤسسات با اسم و رسم آمريكا نمود. شهيد مصطفي، عارفي بود كه روح بلندپروازش لبريز از ايمان و توكل بود. ايمان و توكلي كه قلب شيفتگان او را قوت و آرامش مي بخشيد. دكتر مصطفي كمتر حرف مي زد، ولي همان سكوت و نگاه عميقش بهترين آموزنده بود. با آنكه مي توانست معلم خوبي باشد، ولي ترجيح مي داد به عنوان يك مربي مكتب تربيتي خود را درست اداره كند. مكتب شيعه در لبنان و كانون گرم ستاد عمليات جنگهاي نامنظم در خوزستان، نمونه هايي از اين تربيت را پيش چشم ما قرار مي دهند. تا جايي كه تربيت شدگان كه اين مكتب، به تأسي از مربي خود به راحتي شربت شهادت مي نوشند. تربيت شدگاني نه تنها از ايران، بلكه از شيعيان لبنان، كه همه تعلقات خود را در آن سرزمين جنگ زده رها مي كنند و به عشق پيروزي انقلاب اسلامي ايران همراه برادران ديني خود، در كربلاي خوزستان شهيد مقابله با مطامع شيطاني استكبار جهاني مي شوند. * عروج عاشقانه رزمنده هميشه بيدار روزهاي تار جنگ و خون بعد از سركشي به تمام سنگرها با همرزمانش روبوسي كرد و در پشت نزديكترين خاكريز به دشمن ايستاد و تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او قرار گرفته هيچكس جلوتر نرود، در همين لحظه بود كه باران خمپاره صداميان شروع به ريزش كرد. دكتر دستور داد تا همه همرزمانش از او جدا شوند و خود حسين وار در برابر آماج حملات دشمن قرار گرفت، خمپاره دشمن بر پشت سر، سينه، دو دست ايشان اصابت كرد و بدين سان فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت در 31خردادماه 1360به ملكوت اعلي پيوست. |