|
هنوز يك روز از سوء قصد به جان حضرت آية ا... خامنه اي در مسجد ابوذر نگذشته بود كه حزب جمهوري اسلامي در منطقه سرچشمه

تهران در ساعت 20 و 30 دقيقه روز يكشنبه هفتم تيرماه 1360 تشكيل جلسه داد و نخبگان و انديشمنداني از پاكترين فرزندان ايران عزيز گردهم آمدند تا به بررسي مسايل روز كشور بپردازند و لبان پرتحرك و حق گوي خردمند شهيد دكتر آية ا... بهشتي بحث انتخابات رياست جمهوري و مسأله تورم را قطع كرد و گفت: «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهره سازي كنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند...» و ناگهان بمب مهيب كار گذاشته شده توسط سازمان منافقين در دفتر حزب، لبان حق گوي اين بزرگمرد تاريخ ايران را با «انا لله و انا اليه راجعون» معطر كرد.
* انديشه مخوف سازمان متحجر منافقين از اولين روز شكل گيري انقلاب اسلامي در ساختارها و تشكيلات و با راهبردها و اصول كاري متعدد كوشيد تا با در اختيار گرفتن جايگاههاي متعدد حكومتي، ساختار و محتواي جامعه را بر حسب انديشه هاي مخوف استعمارگران شكل دهد، اما در اين ميان شخصيتها و تفكرهاي انقلابي كه در رأس آن امام راحل (ره) حضور داشت، بار ژرف نگري در خشتهاي خام آن زمان،

هويتهاي سوخته اي را پيش بيني كردند كه امروزه بر هر مرد و زن ايراني بيش از هر چيزي شناخته شده ترند. بعد از كوتاه شدن دستهاي كثيف منافقين از جريان حركت مردمي و سير تحولي انقلاب، تلاش كردند تا با حذف مهره هاي كليدي كشور، جامعه را با تشنج روبه رو و هدفهاي پليد خود را پياده كنند. از اين روز حزب جمهوري اسلامي كه مركزيت برجسته ترين نيروهاي لايق انقلاب بود و بارها با تيزبيني هاي هدفمند كوشيده بود تا از تكرار تولد خائناني چون بني صدر جلوگيري كند، سدي عظيم در برابر پيشبرد سياستهاي تخريبي آنان به شمار مي رفت. كوردلان منافق مي انديشيدند كه مي توان با به شهادت رساندن مسؤولان عالي رتبه، اوضاع را بحراني و انقلاب را با بن بست روبه رو كرد و با همين هدف، جمع خردورزي از وزيران كابينه حقوقدانان و نمايندگان مجلس را به شهادت رساندند و اين در حالي بود كه برخلاف اهداف تبيين شده آنان، نه تنها تزلزلي در اركان نظام به وجود نيامد، بلكه حركتهاي انقلابي با هوشياري و پايداري وصف ناشدني به تحركات خود ادامه دادند.

* چراغ هدايت در شرايطي كه غم واندوه، روح و جان جامعه اسلامي را در بر گرفته بود و اين احساس كه وقوع انفجار و كشته شدن 72 شخصيت سياسي و حقوقي كه هر كدام از اركان جامعه بودند، مردم را اندوهناك كرده بود، امام راحل در پيام تسليتي به گونه اي دقيق و ارزشمند پايه هاي معرفتي و قلبي ملت را ترميم كرد. در اين پيام كه بيشتر به يك چراغ هدايت در روزهاي خون و آتش و بحران شباهت داشت، فرمودند: «ملتي كه براي اقامه عدل اسلامي و اجراي احكام قرآن مجيد و كوتاه كردن دست جنايتكاران ابرقدرت و زيستن با استقلال و آزادي قيام نموده است، به خود باكي راه نمي دهد كه دست جنايت ابرقدرتها از آستين مشتي جنايتكار حرفه اي بيرون آيد و بهترين فرزندان راستين او را به شهادت رساند... شما ملتي را كه معلول هايشان در تختهاي بيمارستانها آرزوي شهادت مي كنند و ياران را به شهادت دعوت مي كنند، نشناخته ايد.»

* بهشت، بهشتي دكتر سيد محمدحسين بهشتي كه به موتور محركه انقلاب معروف بود، در طول تمام تحركهاي سياسي و اجتماعي قبل و بعد از انقلاب ظهور و بروز جدي داشت و به عنوان يكي از اركان قدرتمند در پيشبرد اهداف كشور نقشي بي بديل و تأثيرگذار داشت. وي با وجود مسؤوليت حزب جمهوري اسلامي و انديشه اي پويا و كلامي حقگو در ميان مردم جايگاهي وصف ناشدني داشت و به عنوان نظريه پرداز انقلاب اسلامي فرآيند تبيين اهداف و سياستهاي كلي نظام را به خوبي برعهده داشت. اين ميزان نفوذ در ميان اذهان عمومي خود عاملي بود تا به عنوان خاري در چشم دشمنان و سدي در مقابل فرصت طلبان باشد. از اين رو، پس از شكل گيري حزب جمهوري اسلامي گروهكهاي مخالف بويژه سازمان منافقين كوشيدند تا با انتشار شايعات مختلف، سيماي اين مرد آسماني را در ميان مردم مخدوش جلوه دهند و اين تحركات تخريبي تا بدانجا پيش رفت كه تهمت و افترا زدن به شهيد بهشتي اوج گرفت. ايشان كه مهمترين هدفش حفظ و تحرك و پويايي انقلاب بود، همچنان پابرجا و استوار بر اصول اعتقادي انقلاب تأكيد مي ورزيد و در طول تمام دوران فعاليتهاي بعد از انقلاب، بشدت مورد هجوم مخالفان قرار گرفت. از اين رو، رهبر كبير انقلاب در رابطه با ايشان فرمودند: «بهشتي مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام بود.» بعد از شهادت مظلومانه اين مرد بزرگ، بسياري از حقايق تاريخي آن زمان فاش و بار ديگر رسوايي از آن منافقين كوردل گرديد.
* انديشه دكتر بهشتي مسأله آزادانديشي به عنوان يك جريان فكري تأثيرگذار و با سابقه در حوزه هاي علميه همواره به خاطر غناي ارزشمند معرفتي كه از خود نشان داده، منشأ و هدايت كننده جريانهاي جديد فكري تأثيرگذار در جامعه بوده است. جوشش فكري در انديشه متفكر شهيد دكتر بهشتي به خاطر تكيه به آستان قدسي حوزه هاي علميه منشأ تحول فكري وي بود و حضور ايشان در دانشگاه با اين پشتوانه ارزشمند علمي موجب بروز و ظهور كانونهاي علمي تأثيرگذار در دانشگاه و سطوح مختلف علمي جامعه شد. فراگيري و گسترش ظرفيتهاي عيني معرفتي در كنار توسعه يافتگي بنيانهاي علمي وي در دانشگاه موجب شد تا اين شهيد بزرگوار براي فراگيري روز افزون دانش و تقويت و هدايت آن، ميل وصف ناشدني به آموختن و گسترش و اشاعه ابعاد مختلف آن داشته باشد. آگاهي خلاق مبتني بر تسلط جالب توجه به علوم جديد غربي و اسلامي، تشعشعات كم نظيري در شؤون شخصيتي و فكري ايشان به وجود آورد، به گونه اي كه روح تعبد و ايمان در كنار انديشه اي خلاق و منطقي، هويت استثنايي در حوزه هاي اجتماعي، سياسي و فكري و ... از ايشان تعريف كرد.
*مسؤوليت پذيري از ديگر جوهره هاي شخصيتي دكتر بهشتي، مسؤوليت پذيري و تكيه بر سنجش افكار و مشاوره گروهي بود. وي مطابق با خويشتنداري و تنش زدايي مي كوشيد تا بنيان و بسترهاي تشكيلاتي و سازماني را به صورت كاملاً هدفمند، هدايت و راهبري كند. سه ويژگي اثربخش فهم خلاق، آزادانديشي ديني و دانش اسلامي و غربي باعث شد تا بهشتي در تحولات بنيادين مديريتي نظام، نقش ويژه اي ايفا كند كه از آن ميان مي توان به تدوين قانون اساسي، سازماندهي و ساماندهي يك تشكيلات حزبي قدرتمند در اوايل انقلاب، ايجاد كانونهاي فكري و عقيدتي براي اشاعه و ترويج فرهنگ انقلابي و تبيين اهداف و رسالت نظام اسلامي، ترسيم خطوط كلي اقتصاد اسلامي، تعريف و تشريح زيرساختهاي حقوقي و تربيتي و بنيان نهاد ساختارهاي محكم تشكيلاتي براي پيشبرد اهداف عاليه نظام و ... به عنوان جلوه هاي جاودانه مسؤوليت پذيري و تدبير وي، اشاره كرد.
* از معماران بزرگ دكتر شهيد بهشتي از معماران بزرگ تجديد بناي تفكر انقلابي و تشكيلاتي كشور بود و در شرايطي كه ايسم ها و ايست ها از خلا سياسي، اجتماعي كشور بهره برداري مي كردند وي تبيين و ترويج فرهنگ انقلابي و جلوه هاي مانايي حكومت اسلامي را در جامعه پي گرفت. بهشتي با هدف حركت در شرايط مستقيم گام برمي داشت و با بينش عميق سياسي عرصه را بر تمام تحركات زايد سياسي وقت تنگ كرد. ايشان با سخنان حق گويانه و عدالت محورانه خود بدون هيچ گونه ترس و واهمه اي از مخالفان و دور از هرگونه تعارف و تكليف، آگاهي ژرف اسلامي را به روح و جان جامعه تزريق مي كرد. وي از گفتار بيهوده و بي هدف خودداري مي كرد و هميشه مي كوشيد تا كردار و عملي صالح و درخور شأن يك انديشمند اسلامي بروز دهد. دكتر بهشتي يكي از طراحان خط امام و اصول بنيادين انقلاب بود و در به راه انداختن جريانهاي اصيل اسلامي پيشتاز، نقش ارزشمندي را ايفا كرد. وي در تحقق انديشه هاي امام و خنثي ساختن تحركات سازشكارانه ليبرالها نقش كليدي داشت و هميشه به روشنفكران ليبرال معاند تأكيد مي كرد كه انقلاب به متوليان و مسؤولان اين چنيني نياز ندارد. وي در تحقق شايسته سالاري ديني سهم بسزايي را ايجاد كرد و كوشيد تا سازمانهاي اصيل اسلامي، رهبران خردورزي را كه جامعه را به هدف عاليه مي رسانند، در جريانهاي انتخاباتي تعريف كنند.
* ارتباط با امام دكتر بهشتي به شدت مورد اعتماد امام خميني (ره) بود، از اين رو در ايام مبارزه به عنوان يكي از رازداران انقلاب در كنار ايشان حضور يافت و تلاشهاي زيادي براي انتقال خط مشي و راهبردهاي فكري امام بر گروهها و تشكيلات و منشهاي سياسي انجام داد و سرانجام نيز به عنوان يكي از چاره انديشان انقلاب و نيازسنجان توانمند تمايلات سياسي و عمومي مردم حضور پررنگي داشت و با تيزهوشي و كارداني و تدبير در اداره امور، بسياري از تحركات درون جامعه را ساماندهي و سازماندهي كرد.
* انقلاب اسلامي ايشان در رابطه با انقلاب اسلامي ايران گفت: بنده عرض مي كنم كه موضع انقلاب اسلامي اين است كه زندگي به سوي تعالي معنوي برود. رشد ما بايد رشد انديشه، قطب، ايمان، عشق به كمال، عشق به انسانيت و خدا، خدمت صادقانه، الفت و برادري و قهر با دشمنان باشد. اگر اين خط، خط ما باشد بايد صادقانه جامعه را به اين سمت ببريم. ما خواهان تعالي انسان هستيم؛ زيرا بي بند و باري نوعي اسارت است و ما مي خواهيم فرزند فرزندان شما اسير بي بند و باريها نباشد، انقلاب اسلامي ايران بايد بيش از هر چيز ضد نفاق و دورويي و موضعگيريهاي رو در بايستي مأبانه باشد و مواضع انقلاب بايد روشن و صريح بين ما مورد گفتگو قرار گيرد تا روشن شود چرا با هم دوست و همراه هستيم، چرا خداي نكرده با يكديگر رو به رو هستيم. آنچه از كلام حق گوي دكتر بهشتي برمي آيد، صداقت در گفتار در مورد انقلاب است، زيرا در جريانهاي آغازين شكل گيري انقلاب، هرگونه بي تدبيري از يك طرف و رو در بايستي از طرف ديگر به شدت مخرب جامعه مي شد. از اين رو، در تمام سخنرانيها و نطقهاي خود با كلامي صادقانه و كاملاً منطقي و اصولي ديگران را در جريان كار قرار مي داد و هيچ گاه از مواضع جامعه و انقلاب به خاطر هيچ چيز نمي گذشت. ايشان جريان حركت مردمي و برپايي انقلاب 57 را يك نعمت و هديه الهي ارزيابي مي كرد كه به دست مردم و خونهاي شهيدان راه اسلام شكل گرفته است و از اين رو نگاه كاملاً مسؤوليت پذيرانه و دقيق به تمام اوضاع و جريانهاي آن زمان داشت. به جرأت مي توان گفت، اگر بهشتي نبود جريانهاي ليبراليسي همچون خوره روح و جان حكومت اسلامي را تخريب مي كردند و ايشان با مناظره هاي گسترده و شفاف سازيهاي اصولي و علمي، حق خود را به انقلاب اسلامي به زيباترين شكل ممكن ادا كرد. وي همچنين انديشه هاي التقاطي را در تعاليم اسلامي غيرقابل پذيرش ارزيابي مي كرد و معتقد بود كه در اسلام صاحبان يك مكتب، آرا و انديشه هاي مكتبهاي ديگري و بيگانه را نمي توانند در ماهيت اسلام تلخيص كنند و عامل نفوذ انديشه هاي بيگانه باشند، اما به هر شكل كه ميسر است بايد ساختار حكومت ديني به سوي امت واحده پيش برود و بدون الگوگيري از هر تفكر ناصواب بيگانه، اصل اسلام را پرورش و پردازش نموده و به روح و جان همگان تزريق كرد. در اين رهگذر، مكاتب و انديشه هاي اسلامي از هر نياز مذهبي و عقيدتي، بايد بر اصل اصول اسلامي پايبند و در راه پيشبرد آرماني ترين شعاير اسلامي در حكومت ديني پيشقدم باشند. * اتابك احمدي |