|
* غلامرضا قلندريان
پيشنهاد كنسرسيوم هسته اي از سوي سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان در حالي صورت گرفته است كه علايق هسته اي و سرمايه گذاري در اين خصوص، كشورهاي عربي را به سوي گام نهادن در چنين مسيري تشويق مي نمايد. عربستان سعودي به عنوان يكي از مهمترين بازيگران منطقه اي و تأثيرگذار در تحولات خاورميانه، با ارايه پيشنهاد مذكور در پيوند با ايران كه از تجارب قابل قبولي در زمينه انرژي هسته اي برخوردار است، ضمن ايجاد زمينه همگرايي، افق اميدواركننده اي را جهت دستيابي ديگر كشورها به حقوق هسته اي خود نويد مي دهد. امروزه انرژي هسته اي باتوجه به كاركردهاي متنوع آن و جايگزيني بسيار كم هزينه و مقرون به صرفه به جاي انرژي فسيلي، جاذبه هاي زيادي را جهت رويكردهاي هسته اي در كشورهاي جهان ايجاد نموده است. اما قوانين حاكم بر آژانس در سالهاي اخير به دليل زياده خواهيهاي برخي كشورهاي جهان اول دستخوش تحول شده و با تفسيرهاي ناصواب، تعاملهاي حقوقي را به گونه اي، امنيتي يا سياسي نموده است. اكنون حمايت كشورهاي غيرمتعهد از مواضع ايران تأييدي بر اين موضوع است كه ضمن حمايت از ماهيت كاركردي مقررات آژانس، در مقابل افزون طلبي هاي كشورهاي غربي ايستادگي كرده اند. بدون ترديد، شكل گيري چنين طرحي، زياده خواهيهاي اردوگاه غرب را كه بر عقب نشيني جمهوري اسلامي از حقوق هسته اي خود اصرار دارند، فاقد وجاهت حقوقي مي نمايد و با حمايتهاي خود، ايران را در رسيدن به مقصد و مقصود خويش ياري مي كند. اگر كنسرسيوم مطروحه به مرحله عمل برسد، آژانس بين المللي انرژي اتمي بايد با تدوين قوانين و احترام به مقررات موجود، حقوق هسته اي كشورها را به رسميت شناخته و اين جايگاه حقوقي به مفهوم تعريف شده خود انجام وظيفه نمايد. اين سازمان ناگزير است - در صورت گسترش تقاضاي دستيابي به انرژي هسته اي- با بازتعريف مسؤوليتها و وظايف خود، پاسخگويي به حقوق كشورها را تسريع نمايد. فضاي بسته فعلي آژانس به دليل هدف سازي كاذب و استيلاي افكار آمريكايي، اين جايگاه حقوقي را تحت سيطره آمريكا قرار داده است. بدين ترتيب، اگر همين روند در آژانس حاكم باشد، سازمانهاي بين المللي بايد در جهت نهادينه كردن رفتارهاي پارادوكسيكال گام بردارند كه اين پروسه نمي تواند قابليت توجيه و دفاع داشته باشد. به نظر مي رسد گرايشهاي وسيع به انرژي هسته اي، اهرم فشاري بر سازمانهاي بين المللي خواهد شد تا از اين رهگذر مناسبات هسته اي با كشورها را از مواضع منطقي تعريف نمايند و آپارتايد هسته اي به تدريج به پايان تاريخ مصرفش برسد. از سوي ديگر، چنين پيشنهادي مي تواند در ايجاد همگرايي تأثير قابل توجهي داشته باشد. كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس كه تحت تأثير تبليغات سوء بيگانگان نسبت به انرژي صلح آميز ايران قرار دارند، با اين همكاري ضمن رفع سوءتفاهم و ابهام، بستر همزيستي مسالمت آميز را فراهم مي نمايند. به عبارت ديگر، ايران بارها بر همسويي با همسايگانش تأكيد و اعلام كرده است امنيت منطقه بايد با مشاركت كشورهاي مسلمان همجوار حل و فصل گردد. اگر اين پيشنهاد بسترساز هماهنگيهاي ديگر شود، مي توان به آينده اي درخشان براي ملتهاي حاشيه خليج فارس اميدوار بود. سالهاست جبهه استكبار با سوءاستفاده از شكافهاي موجود در ميان كشورهاي اسلامي، در صدد تعميق اختلاف بين آنان مي باشد تا از اين رهگذر بتواند جايگاهي براي خود جستجو كند. كشورهاي فرامنطقه اي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تبليغات كاذب سعي در فضاسازي مسموم عليه نظام جمهوري اسلامي داشتند تا بتوانند جبهه اي بومي در مقابل انقلاب اسلامي شكل دهند. خوشبختانه مواضع سالهاي اخير دولتمردان عربي با وجود پروپاگانداي غربيها به رهبري آمريكا، دسيسه هاي آنان را در جهت تقويت اردوگاه ضد ايراني در منطقه، با شكست مواجه نموده است. سران اسلامي و ملتهاي مسلمان بر اين باورند كه ايران اسلامي در استراتژيهاي فرامرزي خود درخصوص تعامل با ديگر كشورها، احترام متقابل و رعايت حسن همجواري را در دستور كار قرار داده است. اينك كه انرژي هسته اي به عنوان جايگزيني مناسب براي انرژيهاي فسيلي قلمداد مي گردد، كشورهاي حاشيه خليج فارس نيز با وجود داشتن انرژي فسيلي قابل توجه، به دليل تجديد ناپذير بودن سوختهاي ياد شده، ناگزير از سرمايه گذاري در پروژه هاي انرژي هسته اي مي باشند. همانگونه كه امروزه برخي از كشورها بهره چشمگيري از انرژي هسته اي دارند، به تبع آن ديگر دولتها نيز بر اساس نيازهايشان مي توانند در اين زمينه سرمايه گذاري كنند. بر اساس برخي آمارها، در ايالات متحده 160 مركز هسته اي وجود دارد كه در برخي از اين مراكز مقاصد غيرصلح آميز و تكثير عمودي سلاحهاي هسته اي دنبال مي شود، و يا 70% انرژي برق در كشور فرانسه از انرژي هسته اي استحصال مي گردد. بدين ترتيب، كشورهاي ديگر بر اساس يك مطالبه عمومي در جهان كه مسير اهتمام دولتها از انرژي قديم به منابع جديد آن معطوف شده است، مي توانند پروژه هاي صلح آميز هسته اي را به عنوان يك سازوكار، جهت مرتفع نمودن نيازهايشان تعقيب نمايند. اميد مي رود، اولاً: كشورهاي مسلمان در جنوب غربي آسيا ضمن بازتعريف منافع خويش بر مبناي مؤلفه هاي بومي و اسلامي، با بهره گيري از ظرفيتهاي موجود، در جهت ارتقاي سطح روابط بكوشند و طرح تفرقه افكني بيگانگان را با شكست مواجه نمايند. ثانياً: همه دولتهاي منطقه خليج فارس در يك آزمون جديد با رويكرد همگرايي حول محور انرژي هسته اي، از تجارب ايران اسلامي كه توانسته است طي سالهاي متمادي اين فناوري را با قابليتهاي داخلي خود بومي نمايد، بهره مند گشته و اين فرصت را بستر رفع سوءتفاهمهاي موجود قرار دهند. شايسته است در سالي كه از سوي مقام معظم رهبري «انسجام اسلامي» نامگذاري شده است، جهان اسلام با شاخصهاي عقيدتي و فرهنگي خود، اين مهم را عملياتي نموده و دست رد به سينه تفرقه افكنان در ميان ملتهاي اسلامي بزنند. در مقطعي كه رويكردهاي هسته اي صلح آميز در ميان دولتهاي همسايه شكل گرفته است، بايد اين فرصت را مغتنم شمرد و ملتها را به افق وحدت اميدوار نمود تا اين مؤلفه به عنوان يك شاخص همگرايي در راستاي كسب قدرت براي جهان اسلام منظور گردد. |