|
«مايك مه يرز» از آن استعدادهاي عجيب هاليوود است. كسي كه مي تواند در يك فيلم، نقش چهار شخصيت متفاوت را بازي كند و

در همان حال فيلم را هم كارگرداني كند. چهار قسمت «آستين پاورز»، كمدي منحصر به فرد «مايك مه يرز» ، نشانگر استعداد اين پديده هاليوود است. دستمزد او براي حضور در پروژه شرك جنجال فراواني به همراه داشت، به گونه اي كه نشريات، تغيير دستمزد وي را در سه قسمت اين انيميشن و براي هر پروژه، سه برابر پروژه پيشين خوانده اند. * آيا از بازگشت دوباره به نقش «شرك» راضي هستي؟ ** خب ، خيلي خوشحالم كه قسمت تازه اي از شرك ساخته شد. حس و حال اين فيلم را دوست دارم. اين فيلم براي من يك دنياي بانمك است كه در آن فرصت ديدار دوباره با دوستان قديمي ام را پيدا مي كنم و در عين حال، يك تجربه عجيب و غريب هم هست. تو بايد در يك استوديوي دربسته صدابرداري، به يك موجود كارتوني موجوديت و جان بدهي و من در اين كار براي خودم يك سري دوستان خيالي هم خلق كردم! * براي بازي در شرك 3 از اول برنامه نداشتي؟ ** من فقط داخل يك ماشين زمان بندي شده افتادم و اون بود كه من را اين طرف و آن طرف مي برد. * اصلاً چطور شد كه وارد اين پروژه شديد؟ ** خوب حتماً در زمان خودش فكر مي كردم كه ايده فوق العاده اي است! * در اوايل اكران اولين فيلم شرك، روزنامه ها نوشته بودند كه شما از ابتداي نگارش فيلمنامه به فروش فيلم اميد زيادي داشته ايد؟! ** جفري كاتزنبرگ گفت؛ من دوست دارم كه تو، توي يك فيلم انيميشن حضور داشته باشي. من جفري را دوست داشتم، پس گفتم؛ تو فقط بگو كي هست و من بايد چي بپوشم! اونم گفت؛ اسمش شركه. در نتيجه من هرگز چيزي نمي دانستم، چه برسد به آن كه به آن اميد هم داشته باشم! من به بهترين نحوه ممكن عمل كردم و ديديد كه چه اتفاقي افتاد. * درباره معروفيت فيلمهاي «شرك» در طول اين سالها چه فكر مي كني؟ ** فكر مي كنم اين فيلمها به مرور زمان زيباتر شده اند و قسمتهاي جديد آن بهتر از قسمتهاي قبلي بوده اند. به اعتقاد من، فيلمنامه آنها عالي هستند و از اين كه بخشي از اين جريان هستم هيجان زده ام و احساس مي كنم كه برنده بزرگ يك مسابقه مهم ورزشي هستم!بسياري اين احساس را دارند كه مي خواهند در هر كاري بهترين و عالي ترين باشند و من در رابطه با «شرك» همين احساس را دارم. احساس خستگي نمي كنم. در طول توليد و ساخت سه قسمت «شرك» كاراكتر من هم تحول و گسترش يافت. در قسمت اول او مجبور بود ياد بگيرد خودش را دوست داشته باشد تا ديگران هم او را دوست داشته باشند. * براي كاراكتر شرك در قسمت سوم اين انيميشن چه كار خاصي كرده اي و براي تمايز آن از قسمتهاي قبلي، چه ترفندهايي در صداپيشگي اش به خرج داده اي؟ ** وقتي به قسمت اول و دوم فيلم نگاه مي كردم، دقيقاً احساسم اين بود كه براي سومين فيلم بايد راه و روش ديگري را پيش بگيرم. مي خواستم مطمئن شوم كه يك سازگاري و استواري وجود دارد. نوعي فشار غير تحميلي را احساس مي كردم. دو قسمت اول فيلم با استقبال خيلي خوبي روبه رو شدند و مي ديدم كه بايد در سومين قسمت ضمن ادامه همين راه، كارهاي ديگري هم انجام بدهم. تو مي خواهي اعتبار آنچه كه تا به حال به دست آمده راحفظ كني و باعث احترام بيشتر برايش بشوي. حالا با قسمت سوم تو مي خواهي به بيننده بگويي؛ «متشكرم كه با ما همراهي مي كنيد.» به همين دليل ، همه ما مي خواستيم سومين قسمت فيلم تا حد امكان بهترين آنها باشد. به نظر من شخصيتهاي سريالي به گونه اي مشابه رشد مي كنند. در اين فيلم، من دليل بازگشت شرك را مي دانم، چون در قسمتهاي قبلي شخصيتش را شناخته ام. در طول فيلم هم سكانسهاي زيادي است براي اداي احترام به قسمتهاي پيشين اين فيلم كه مخاطب قسمتهاي اول و دوم با آنها ارتباط برقرار مي كند و به خوبي نشان مي دهد كه كاراكترها، هيچ تغيير مشخص و واضحي نسبت به قبل نداشته اند. با وجود اين، تفاوتي مشخص ميان اين فيلم و دو تاي قبلي وجود دارد. صداي من و لحن آن كمي تغيير كرده و صدا عميقتر شده است. ايجاد اين تغيير در صداي شرك خواست خودم بود. * براي شرك هم مثل بقيه فيلمهايتان دفترچه شخصيت نگاري درست كرده بوديد؟ ** من هركاري را كه مي كنم، از آن نت برمي دارم. به طور ميانگين براي هر پروژه حدود 6 ماه از شكل گيري اولين ايده تا قرار گرفتن فيلم در مقابل تماشاگر، زمان لازم است. در دو ماهي كه من اين انيميشن را آغاز كردم، به مدير پروژه گفتم، «من يك سال وقت مي خواهم تا اين شخصيت را بيرون بكشم» و دقيقاً همان مقدار زماني بود كه براي پرورش «آستين پاورز» صرف كردم. * اين زمان طولاني كه شما براي اين فيلم صرف كرديد و دوري از دنياي سينما و بازيگري جلوي دوربين، برايتان سخت نبود ؟ ** خيلي سخت بود. در طي اين مدت فيلمنامه هاي زيادي به دستم رسيد كه خيلي از آنها نيز فيلمهاي خوبي شدند، ولي وقتي شما بايد يك سال ونيم از عمرتان را با يك فيلم بگذرانيد، بايد يك سال ونيم واقعاً تبديل به مولكولي از آن فيلم شويد! * از صدا آفريني خودتان در اين سه قسمت از فيلم شرك راضي بوديد؟ ** به نوبه خودم خوب ظاهر شدم و وقتي از ديدگاه كودكانه هم به فيلم نگاه مي كردم، با اين كه در جاهايي به شخصيت پردازي شرك كمي خشن انديشيده شده بود، اما باز هم كار به دل مي چسبيد. من با كودكان و همچنين والدين زيادي درباره شخصيتم در اين فيلم صحبت كردم و فكر مي كنم اغلب از آن راضي بودند. * آيا مي دانيد كه قرار است چه اتفاقي در قسمت چهارم اين فيلم بيفتد؟ اين طور به نظر مي رسد كه قسمت چهارم فقط در صورتي ساخته خواهد شد كه شرك و فيونا از هم جدا شوند! ** شما قصه قسمت چهارم شرك را مي دانيد؟! من كه چيزي نمي دانم! *** جولي اندروز تنها بازيگري است كه در دو سال پياپي براي دو فيلمي نامزد اسكار شده كه هر دو تم داستاني مشتركي دارند و جالب اين جاست كه اندروز در يك شخصيت ثابت، دو بازي متفاوت ارايه داده است. اما امروز او در سن 71 سالگي ، هرچند از سينما دور است، اما گاهي دغدغه سينما او را دوباره به استوديوهاي پر زرق و برق هاليوود مي كشاند. چند سال پيش و پس از غيبتي طولاني، حضور يكباره اش به عنوان صداپيشه، آن هم با انيميشن پر سروصدايي مثل «شرك» جاي حيرت و شگفتي داشت. اندروز پس از موفقيت قسمت دوم شرك، صداپيشگي قسمت سوم اين انيميشن را نيز تقبل كرد. مصاحبه زير بعد از اكران شرك 3 و به همين بهانه با بانويي است كه حالا ديگر فيلمهايش جزيي از تاريخ سينماست. *** * در ابتدا بازگشتتان به سينما را تبريك مي گويم. ** من هم خدا را شكر مي كنم كه هنوز مي توانم كاري را انجام بدهم كه عاشق انجام دادنش هستم. * بهانه اين مصاحبه، حضورتان در «شرك 3» است. چطور شد بعد از چند دهه، دوباره به سراغ صداپيشگي آمديد؟ ** من نيامدم ، بلكه به اين پروژه دعوت شدم و به نظر خودم خيلي شانس آوردم كه اين اتفاق افتاد. همان اقبالي كه براي حضور در «اشكها و لبخندها» و «ويكتور / ويكتوريا» به سراغم آمد. اين فيلم پر از نكته هاي بكر و تازه است. به گفته اي ديگر، سرشار از ذوق و قريحه است. براي همين من فكر مي كنم كه براي همه اعضاي گروه، حضور در چنين پروژه اي جاي بسي خوشبختي داشت. * اما در صداي شما حس تازه اي به چشم مي خورد. آيا دليلش اين بود كه در هنگام كار در اين پروژه در وضعيت خوبي بوديد؟ ** من فكر مي كنم در انيميشن «شرك» اين انرژي وجود داشت و من وابسته به آن فيلمنامه و كارگرداني بودم و دليل اصلي اين اتفاق را همان مدرن بودن شرك نسبت به انيميشنها و فيلمهاي ديگر ساخته شده در اين ژانر مي دانم. * و به همين خاطر است كه با انتخاب اين شخصيت براي ايفاي نقش آن، رو در روي سنت ايستاديد؟ ** خوب شرك مدرن است؛ پس ما هم بايد مدرن باشيم. اولين و مهمترين وجه قضيه، داستان كهني است كه مي خواهيم آن را بازگو كنيم. داستان همچنان قابل روايت و ارزشمند است و من خيلي خوشحالم كه مي توانم به عنوان قسمتي از روايت يك داستاني كهن حضور داشته باشم. اما نوع اين روايت فرق كرده ، چون مخاطبان اين روايتها عوض شده اند. ديگر ما كودكهايي با روحيه 20 سال پيش نداريم كه برايشان «سيندرلا» بسازيم و آنها از ديدنش لذت ببرند. كودك امروزي به حتم داستانهاي امروزي تري مي خواهد. * آيا اين تفاوت در تغيير روايت، در ساختار آن هم اعمال شده بود؟ ** حتماً! شما به كيفيت اين انيميشن نگاهي بيندازيد و يك مشابه آن را پيدا كنيد. نويسنده ها از بهترينها بودند، كاراكترها فوق العاده شخصيت پردازي شدند و در همين شخصيت پردازيها بود كه آن انرژي وجود داشت تا مرا ترغيب به حضور در اين كار كند. * علاقه شما به كودك و ژانر كودك به شدت در فيلمهايتان مشخص است. چند كتاب هم در زمينه ادبيات كودك از شما منتشر شده. از فعاليتهاي ادبي تان بگوييد. ** در حال حاضر يك اتوبيوگرافي در حال نگارش دارم كه كاملاً وقت فعاليت در سينما و تئاترم را گرفته است. يك نيمه از زندگي كاري ام را. * و هدفتان از نوشتن آن چه بوده؟ ** نوشتن يك اتوبيوگرافي، جدا از اين واقعيت كه يك ناشر از شما مي خواهد بنشينيد، بنويسيد و پول خوبي بگيريد، دليل محكمتري هم دارد، مي خواهم كتاب را به نوه هايم تقديم كنم. فكر مي كنم اينها دلايل خوبي براي نوشتن باشند. پس من مشغول نوشتن شدم و از سالهاي نخستين حضورم بر صحنه تئاتر كه فكر نمي كنم افراد زيادي درباره آن بدانند نوشتم و آن را با ذكر نكاتي جزئي از پشت صحنه كارهايم بهم آميختم. جولي اندروز اكنون صداپيشگي بازسازي يك اثر كلاسيك به نام «افسونگر» را نيز پذيرفته است. * ترجمه : امير اطهر سهيلي |