تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 14تیر ماه 1386


در گفت و گو با كارشناسان عنوان شد ؛ فاطمه(س)، حقيقت طريقت بود

 
حقيقت وجود حضرت زهراي اطهر(س) اقيانوس پاك و پرصلابتي است كه خداوند تبارك و تعالي آن را به رسول گرامي خويش هديه كرد



تا سرمشق عفت براي زنان در همه دورانها باشد و پاك زيستي و خداگونه زندگي كردن را به انسانها بياموزد.
زهراي مرضيه(س) در همه مراحل زندگي كوتاه خويش در راه تحكيم بنيانهاي نهال نوراني توحيد كوشيد و از همان دوران كودكي، رياضت در راه اسلام را مشتاقانه بر خود هموار كرد و تا پايان زندگي نيز به اين روش ادامه داده و سرانجام از بارزترين مدافعان توحيد در تاريخ اسلام و انسان شد.
بخش عمده اي از حيات دختر پيامبر(ص) در عصري بود كه خورشيد رسالت فضاي ظلماني روزگار جهالت را بتدريج به عصر فضيلت و ديانت تبديل كرده بود و مدينه النبي به مثابه بوستان فضيلت و حقيقت تلالويي شكوهمند داشت. همچنان كه زهرا(س) در پديد آوردن عصر فضيلت و ديانت به پدر بزرگوارش كمك شاياني كرد، پس از رحلت جانسوز پدر نيز در حراست از دستاورد عصر رسالت شجاعانه كوشش كرد.
گر چه از نظر زماني فعاليت حضرت فاطمه(س) در اين دوره قسمت اندكي از حيات پرثمر ايشان را در برمي گرفت، ولي به دليل حساسيت و شكوهمندي، اين دوره از فعاليت آن بانوي يگانه از اهميت فراواني در تاريخ اسلام برخوردار است، به طوري كه ايشان در اتحاد و انسجام مسلمانان در عصر خود بسيار تأثيرگذار بودند.
همزمان با سالروز ولادت حضرت زهراي مرضيه(س) در زمينه نقش آن حضرت در اتحاد و انسجام مسلمانان با چند تن از كارشناسان گفتگويي انجام داده ايم.

زهرا؛نمود وحي آسماني
سرزمين حجاز در دوران رسالت پيامبر(ص) شاهد تحولي شگرف در فرهنگ و تمدن بود. مسلمانان جزيرة العرب با عبور از دوراني كه در تاريخ، داغ جاهليت بر آن خورده، فرهنگ غني و سرشار از كرامت و معنويت اسلام را تجربه مي كردند.
اما در اين ميان قرآن كريم و رسول گرامي(ص) گهگاه هشدارهايي به مسلمانان مي دادند؛ هشدار نسبت به عقبگرد و بازگشت به جاهليت، آيات كريمه نيز گاهي غيرمستقيم به مسلمين بيدارباش مي داد...
روشن است كه در زمان جدايي پيامبر رحمت و هدايت از امت و محروم شدن مردم از وجود پرخير و هدايت بخش حضرت كه مانند مشعلي نور مي پراكند و گرما مي بخشد، دوران حساسي را پيش مي آورد.
ما شيعيان به حكم دستورات صريح خدا و رسولش نسبت به خاندان پيامبر(ص)، مودت و محبت ويژه اي داريم، اهل سنت نيز اهتمام زيادي نسبت به بزرگداشت اصحاب رسول خدا(ص) و حتي كساني دارند كه مدت كوتاهي به حضور آن حضرت رسيده اند.
در اين ميان فاطمه(س) وظيفه و رسالت خود را در اين عرصه جهاني نيكو فهميده و دريافته بود.
زهراي مرضيه(س) از جمله كساني است كه در همه مراحل زندگي خويش در راه تحكيم بنيانهاي نهال نوراني توحيد كوشيد و در همه فراز و فرودهاي عصر رسالت و پس از آن همراه پرشوري براي پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) بود.




دكتر علي بيات، مدير گروه تاريخ دانشكده الهيات دانشگاه تهران با اشاره به اين كه اسلام تحول عميق و ديرپايي را در تاريخ بشر پديد آورد و سيماي فرهنگي، فكري، سياسي، اجتماعي و تمدني بخش گسترده اي از جهان را متحول ساخت مي گويد: با ظهور اسلام جايگاه و حيات زن نيز دستخوش انقلاب و تحولي عميق گرديد و به زن از منظر صفات و ارزشهاي الهي انساني نگريسته شد. به عبارت ديگر اسلام تعريف و طرح جديدي از هندسه وجودي زن ارايه كرد.
وي مي افزايد: معرفت و آگاهي، عبوديت و بندگي، مسؤوليت پذيري، كرامت و استقلال شخصيت، طهارت اخلاقي، خودشناسي و خوديابي و حضور آگاهانه در همه عرصه ها و صحنه هاي زندگي نيز افقهاي تازه اي بود كه اسلام پيش روي زن گشود. زني كه نه نماد فرهنگ تاريخي و اجتماعي خود، بلكه نمود خلاقانه وحي آسماني و فرهيخته و ادب آموخته فرهنگ اسلامي و در عين حال سرچشمه جوشان و زلال معرفت بود كه ذهن و ضمير همواره پويان و تشنگان حقيقت فرهنگ اسلامي را سيراب مي كند.
دكتر بيات اضافه مي كند: شخصيت زهرا(س) تنها به عنوان شخصيت زني مسلمان، همچون ديگر زنان مسلمان مطرح نيست كه اگر چنين بود قالب برساخته و برگرفته از فرهنگ جاهلي عرب بود، يعني زني اسير جبر فرهنگي و اجتماعي تاريخ خود و ارزشها و سنتهايي كه زن را در جامعه مردسالار عرب، به چشم كالا و كنيز مي ديد. اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: بنابراين فاطمه(س) يك الگو، يك نمونه و يك معيار است تا همه زنان و بلكه مردان مسلمان، عيار مسلماني خود را پس از رحلت پيامبر(ص) با او بسنجند، يك مقياس است تا ارزش مسلماني خود و اعتقاد و پايبندي و التزام عملي خود را به آموزه هاي قرآني و سنت نبوي پس از رحلت پيامبر(ص) با او اندازه گيري كنند.




فاطمه(س) كه خود رهروي پيامبر(ص) است، پس از پيامبر(ص) راهنماست تا راه مستقيم، در ميان صدها بيراهه و كوره راه گم نشود. او كه خود دختر پيامبر(ص) است و مادر امامان، نخستين مفسر اصل امامت و مدافع حريم ولايت است، آن هم در زماني كه اصل امامت مغفول در ميان امت بود. خلاصه آن كه فاطمه(س) حقيقت طريقت بود، طريقتي كه از شريعت مايه مي گرفت و به حقيقت راه مي برد.

فاطمه(س)؛ سياستمداري در اجتماع
اتحاد از واژه هاي بنياديني است كه در فرهنگ ديني ما جايگاه ويژه اي دارد.
در قرآن كريم، آيات فراواني وجود دارد كه خداوند در آن اهميت اتحاد و همبستگي را برمي شمارد و مؤمنان را به اين امر خطير رهنمون مي شود.
با نگاهي به زندگي انديشمندان اسلام درمي يابيم كه آنها با ژرف انديشي در آيات قرآن و روايات پيامبر(ص) و خاندان پاك او به اين حقيقت دست يافته اند كه ريشه بسياري از نابسامانيهاي مسلمانان در عرصه هاي گوناگون، تفرقه و چنددستگي است.
كاملاً روشن است كه آنچه مي تواند جامعه اسلامي معاصر ما را از تفرقه برهاند، اتحادي است كه تبيين عقلي و نقلي داشته باشد، به بيان ديگر اتحادي مي تواند راهگشا باشد كه محور آن قرآن كريم سنت پيامبر(ص) و سيره معصومان و اهل بيت(ع) باشد. امامان شيعه و حضرت زهرا(س) دخت پيامبر در انديشه شيعي مقام بزرگي دارند. در انديشه اهل سنت نيز دختر گرامي پيامبر(ص) از ارج و مقام والايي برخوردار است و امامان شيعه، عالمان و فقيهان بزرگ امت اسلام و يادگاران پيامبر(ص) به شمار مي روند. از اين رو هر دو گروه به دختر گرامي پيامبر(ص) احترام مي گذارند، بايد اذعان نمود كه حضرت فاطمه زهرا(س) نقش بسيار مهمي در اتحاد اسلامي ايفا كرد كه تاكنون كمتر به آن توجه شده است.
وحدت از نگاه حضرت فاطمه(س) مؤلفه هاي خاصي دارد كه درنگ هوشمندانه در آن حقايق بسياري را آشكار مي سازد.
در باور فاطمه(س) اقامه برخي از اعتقادها در جامعه، آن جامعه را از تفرقه مي رهاند، در مقابل زير پا نهادن آنها مردم را از اتحاد دور و به تفرقه دچار مي سازد.




دكتر ستار عودي، مدير گروه تاريخ تشيع دانشگاه امام صادق(ع) و عضو پژوهشي دايرة المعارف اسلام با اشاره به اين كه حضرت زهرا(س) نقش بسيار مهم و سرنوشت سازي در تاريخ بشريت دارند، به طوري كه رفتار ايشان پس از  14 قرن هنوز هم مي تواند بهترين الگو و سرمشق براي ما باشد مي گويد: اين بانوي بزرگوار، به جز نقشي كه در خانه به عنوان همسر و مادر دارند، در جامعه نيز با شجاعت، شهامت، عزت و افتخار به عنوان يك سياستمدار ظاهر شده و به دفاع از حريم ولايت و امامت مي پردازند.
وي مي افزايد: انفاق فراوان به فقرا، كمك به پيامبر(ص) در جنگ احد، ايجاد نشاط معنوي در محيط زندگي پيامبر و... جلوه هاي گوناگون اتحادآفرين آن حضرت در زمان رسول خدا(ص) است، پس از رحلت پيامبر(ص) هم با ايراد خطبه هاي ارزشمند خود- يكي در روزهاي آغازين پس از رحلت رسول خدا(ص) و ديگري قبل از شهادت - رسالتشان را در اتحاد و انسجام اسلامي ايفا كردند.
دكتر عودي اضافه مي كند: اين بانوي بزرگوار در يكي از خطبه هاي خود مسلمانان را يد واحده مي دانند و تأكيد مي كنند كه اي مسلمانان در مقابل ظلم تسليم نشويد، بايد توجه داشت كه در اين خطبه معروف خطاب حضرت زهرا(س) به يك گروه خاص نيست، بلكه به همه مي گويند، من آمده ام به شما بگويم كه اگر اصول اسلامي را اكنون زير پا بگذاريد، در طولاني مدت نمي توانيد به اين اصول پايبند باشيد.
وي مي افزايد: حتي آن حضرت در قسمتي از سخنانشان به مسلمانان مي فرمايد: هر كس از گفتن حق سكوت كند، شيطان لال است، به طور كلي ايشان در اين خطبه سه مسأله مهم را به مسلمانان گوشزد ميكنند: 1- در مقابل ظلم تسليم نشوند 2- توهينها و حقارتها را نپذيرند 3- بر اصول اوليه اي كه مبنايش اتحاد اسلامي است پايبند باشند.
وي ادامه مي دهد: در آن زمان بسياري از انصار و مهاجرين سخنان ايشان را تأييد كردند، هر چند آن زمان چندان براي اعتراض يا تأييد خطبه ايشان مناسب نبود. مدير گروه تاريخ تشيع دانشگاه امام صادق(ع) ادامه مي دهد: اين خطبه معروف بازگوكننده خطبه پيامبر(ص) در حجة الوداع است، در واقع در اينجا حضرت سخنگوي پدر بزرگوارشان هستند و بعدها امام حسين(ع) با تأسي به سيره مادر بزرگوارشان مي فرمايند: اگر زندگي من با خواري باشد «هيهات من الذله»، و اين همان خواري است كه حضرت زهرا(س) مي فرمايد: بهتر است انسان در مقابل كفر بايستد حتي اگر موجب كشته شدنش شود.
وي خاطرنشان مي كند: بنابراين، اين خطبه مبني بر دفاع از حق مسلم انسانها و اتحاد و انسجام مسلمانان است و مي تواند در عصر حاضر بهترين الگو براي مسلمانان باشد. دكتر محمدرضا جباري، عضو هيأت علمي گروه تاريخ مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) مي گويد: تمدن اسلامي را مي توان از دو جنبه كيفي و كمي بررسي كرد كه متأسفانه جنبه كيفي كمتر در مباحث تمدني مورد توجه قرار مي گيرد، در حالي كه اگر از جنبه كيفي به تمدن اسلامي نگاه كنيم درمي يابيم كه ائمه معصوم(ع) خط صحيح رسالت پيامبر(ص) را ادامه دادند زيرا بديهي است كه تفسير و تأويل قرآن جز توسط معصومان(ع) كه از آبشخور علوم الهي بهره مند هستند، امكان پذير نيست، پس امامان معصوم نقش اساسي در ارتباط با تمدن دارند هر چند نام آنها به ميان نيايد.
وي مي افزايد: با توجه به اين نكته اگر به مجاهدتهاي فاطمه(س) پس از رحلت پيامبر(ص) و نقش ايشان در ترسيم يك مسير واحد الهي براي امت اسلامي و دور كردن آنها ازتشعب و دوگانگي نگاه كنيم، مي توانيم به جرأت بگوييم كه فاطمه زهرا(س) نقش اصلي را در جنبه هاي كيفي تمدن اسلامي داشتند و اگر تلاشهاي ايشان نبود، زمينه براي ادامه اين راه توسط ائمه(ع) فراهم نمي شد، بنابراين تمام نقشهاي علمي، آموزشي و تمدني كه امامان شيعه(ع) در طول سه قرن پس از حيات مادر گراميشان داشتند، همه مرهون حركت فاطمه(س) است.
اين استاد دانشگاه اضافه مي كند: پس از رحلت پيامبر(ص) امت اسلام به دنبال خط صحيح مي گشت و اگر وجود مبارك حضرت زهرا(س) نبود، امت اسلام در برابر انحرافاتي كه پديد آمده بود، خط صحيح را نمي يافت و دچار سردرگمي مي شد اما حركت فاطمه(س) توانست امت را از اين سردرگمي حفظ كند و براي كساني كه حقيقت طلب و هدايت خواه بودند، مسير درست را ترسيم كنند، پس قطعاً حضرت زهرا(س) يكي از عوامل مهم انسجام بخش تمدن اسلامي در عصر خود بودند و در عصر حاضر نيز مي توانند بهترين الگو براي مسلمانان باشند.
فاطمه(س) را نمي شناسيم!
اما چگونه مي توان اين الگوي انسان ساز را به عنوان يك معيار و نمونه عملي سرلوحه خود قرار داد؟
دكتر بيات در پاسخ به اين سؤال مي گويد: بيشتر كساني كه به فاطمه(س) عشق و ارادت دارند و در ولادتش جشن مي گيرند و در سالروز شهادت جان گدازش عزاداري مي كنند و دهه ها برايش به پا مي دارند، آگاهي درستي از نقش عظيم و انحراف ستيزي، شخصيت، سيماي تاريخي و اثر عميق ايشان در تحولات پر دامنه تاريخ اسلام ندارند.
وي مي افزايد: از اين تأسف بارتر نا آگاهي جوانان مسلمان، بخصوص دختران و زنان ما نسبت به شخصيت اين بانوي بزرگوار است، زيرا نمي دانند كه چگونه بايد با ايشان پيوند و رابطه برقرار كنند. الگو و نمونه بودن ايشان را درك نكرده اند و الگو گرفتن و پيروي از ايشان را در منش و روش اخلاقي و معنوي، عبوديت و بندگي، خودسازي و خودآگاهي، معناگرايي، ايثار،شهادت، جهاد، ذكر، فكر، زهد و ساده زيستي و... درنيافته اند. نام او را مي برند و بر فرزندان خود مي نهند، اما كمترين شناختي از نامه افكار و اعمال و كارنامه زندگي اش ندارند، بارها طرف خطاب و سؤال جوانان بوده ام و هستم كه امروزه شخصيت آن حضرت چگونه مي تواند براي ما الگو و سرمشق باشد؟ او كه در 1400 سال پيش زندگي مي كرد و با واقعيات و مسايل دوره تاريخي خودش مواجه بوده و امروزه واقعيات و مسايل زندگي ما چيز ديگري است!
اين استاد دانشگاه اضافه مي كند: وقتي با چنين سؤالها، ابهامها و سردرگمي هايي از سوي نسل جوان مواجه مي شوم، بيش از آن كه آنان را مقصر بدانم، تقصير را متوجه اهل علم و متوليان امور معارف ديني و اسلامي مي دانم كه در شناساندن ابعاد شخصيتي آن حضرت به زبان فهم و نياز نسل امروز كوتاهي كرده اند.
دكتر عودي هم در اين زمينه اظهار مي دارد: هر چند به بركت انقلاب اسلامي بيداري و نهضتي در زمينه معارف اسلام به وجود آمد ولي اين اقدامها براي روشن كردن سيره آن حضرت بسيار كم است.
وي مي افزايد: من به نويسندگان و هنرمندان توصيه مي كنم كه ديد وسيعتري نسبت به اين مسأله داشته باشند و اولاً ابعاد مختلف زندگي آن حضرت را در قالب فيلم و سريال به تصوير بكشند، دوم اين كه سيره ايشان را به زبان ساده و روان در كتابهايي جذاب به نسل جديد معرفي كنند.
به مسؤولان نيز توصيه مي كنم مؤسساتي را كه در ارتباط با سيره آن حضرت فعاليت مي كنند تقويت نمايند اين استاد دانشگاه تأكيد مي كند: اگر مراكز تحقيقاتي و رسانه هاي ما مسؤوليت خود را به خوبي ايفا كنند خواه ناخواه القائات لطيفي به نسل جوان منتقل مي شود و ديگر براي انتقال مفاهيم ديني به آنها نيازي به اجبار نيست.
دكتر جباري هم مي گويد: بايد در ارتباط با معرفي سيره حضرت زهرا(س)  به دو نكته توجه كرد؛ اول اين كه وقتي ما مقامات معصومين و اوج منزلت حضرت فاطمه(س) را معرفي مي كنيم، برخي تصور مي كنند كه براي ما رسيدن به آن اوج امكان پذير نيست، زيرا آنها صاحب جايگاهي فوق بشري هستند، در حالي كه اين تصور غلطي است كه خود معصومين(ع) و حتي قرآن هم آن را رد مي كند، قرآن كريم هم پيامبر(ص) را اسوه حسنه مي داند، پس وظيفه ما اين است كه تا حد امكان خود را شبيه آنها كرده و به سمت آنان حركت كنيم، زيرا اگر جايگاه و منزلت آن بزرگواران مانع حركت ما در مسير آنان بود، هيچ گاه ما را به راه خود فرا نمي خواندند.وي مي افزايد: نكته دوم اين است كه شناخت معصومين(ع) از خلال گفتارها و رفتار و سيره آن بزرگواران امكانپذير است و براي اين كار بايد حتماً شناخت جوانان را نسبت به ائمه(ع) افزايش دهيم.
اين استاد دانشگاه ادامه مي دهد: ما معصومان را در حد بسيار محدود به جوانان شناسانده ايم در حالي كه اگر زيبايي سيره و رفتار آنان را ارايه كنيم، ديگر لازم نيست بگوييم اين زيبايي را دوست داشته باشيد، چون خود به خود فطرتشان آنها را به سوي آن زيبايي جذب و در اين مسير هدايت خواهد نمود.

  


به بهانه ميلاد امام خميني (ره)؛روزي كه خورشيد تكرار شد

 

90 سال به عقب باز مي گرديم، سلسله متزلزل پادشاهي قاجار توان اداره صحيح كشور را ندارد، قدرت مركزي تضعيف و به موازات آن



قدرتهاي محلي سر برآورده  اند. در هر گوشه اين سرزمين  شاهزاده اي با به كار گرفتن خدم و حشم بساطي به راه انداخته و ياغيان و اشرار از فرصت استفاده كرده و مردم را غارت مي كنند. بار مالياتهاي فزاينده بر دوش مردم سنگيني مي كند و شلاقها تنها بر گرده محرومان و پابرهنگان فرود مي آيد. قدرت حكومت مركزي - حكومت ايالتها و ولايتها، خانهاي كوچك و بزرگ محلي و سرانجام طراران و دزدان و اشرار، بسان حلقه اي ملت را در محاصره گرفته و هر لحظه حلقه تنگتر مي شود. ملت گرسنه و بي دفاع است و مردم ستم ديده اند.
در چنين شرايطي، خمين كوچك در ميان جلگه اي بزرگ نيز به كام آشوب فرو رفته است. كمر مردم از ستم خانها و شاهزادگان خميده، هر كس در خود قدرتي سراغ دارد از اعمال آن دريغ نمي كند و خلاصه همه درها به روي مردم بسته است.
در اين زمان، در شهر كوچك خمين تنها يك در بر روي مردم باز است. تنها يك جا ملجأ محرومان است و دلها فقط در يك خانه آرام مي گيرد و آنجا جايي جز بيت و منزل حاج آقا مصطفي خميني نيست. خانه اي قلعه مانند كه در پس دروازه محله سادات در شرق خمين واقع شده است، خانه اي نه چندان بزرگ كه دو برج بلند در شمال و مشرق آن چشمها را به سوي خود مي خواند.
برجهايي كه بر فراز آن بارويي به ارتفاع تقريبي دو متر براي سنگربندي روزنه هايي براي تيراندازي تعبيه شده است. اين برجها به واسطه ارتفاع بلندي كه دارند بر شهر مشرف بوده و از آنجا هر گونه حركتي كنترل مي  شود.
رودخانه اي كه از پشت  بيت مي گذرد، جنوب قلعه را امنيت  بخشيده است. شبها دروازه شرقي شهر بسته مي  شود و نگهباناني چند بر فراز باروي شهر تا صبح بيدارند و به گاه اضطرار و وجود خطر تهاجم اشرار، بر تعداد آنان اضافه مي  شود و تا صبح فرياد «بيدار باش - بيدار باش» به گوش مي رسد.
بيت مصطفوي از طريق كوچه  اي پيچ در پيچ و باريك به بازار و مسجد جامع متصل مي گردد، كوچه  اي كه از ابتدا تا انتها در زير ديد و كنترل باروي برج قرار دارد.
هجوم اشرار و دزدان غارتگر (كه سر در آخور شاهزادگان و خانها داشتند) و صداي ناهنجار سم ستوران كه با سرعت  به پيش مي  تازند، هول و هراسي عظيم در دل مردم مي  افكند و غبار مرگ بر جبين  شان مي  نشاند. در چنين مواقعي، خانهاي شهر اگر با دزدان همراهي نكنند، اميدي به خيرشان نيست، بنابراين هيچ مأمن و پناهي جز بيت آقا مصطفي خميني يافت نمي  شود.
آقا مصطفي، سيدي جليل القدر و مجتهدي محبوب و عاملي كه براي دفاع از محرومان سلاح بر دوش گرفته و براي حفظ حيثيت، آبرو و مال و جان مردم، جان در طبق اخلاص نهاده است و مردم، آناني كه به هيچ جا راهي ندارند و قدرت دفاع از خود و خانواده را در خود نمي بينند همه به منزل آقا مصطفي روي مي آورند، پس از ورود اين بي پناهان و پا برهنگان درها بسته مي شود، مردان بر روي برجها رفته و در  باروها سنگر گرفته و به سوي دشمن شليك مي كنند. اين روحيه سلحشوري و مبارزه و دفاع است كه كارساز بوده و تهاجمهاي اشرار را با شكست مواجه مي كند.
در اين دوران و در اين منزل است كه كودكي چشم به جهان مي گشايد (تاريخ 20 جمادي  الثاني 1320 هجري قمري) و از طرف پدر نام روح ا... بر خود مي  گيرد. هيچ كس از آينده خبر ندارد. مردم تنها اطراف خويش را مي بينند كه جز سياهي چيزي به چشم نمي آيد. ظلم و ستم اشرار و خانها به اعلا درجه خود رسيده است، مصطفي چاره اي مي  انديشد، «شكايت  خانها به حكومت منطقه بردن». بنابراين  راه اراك را در پيش مي گيرد و با اسب بدان سو مي  تازد، اما قبل از رسيدن به مقصد (در روز جمعه 12 ذيقعده 1320 قمري) آماج تير كين ظالمان قرار مي گيرد. و خونش زينت  بخش صحرا مي  گردد. او در واقع انتقام حمايت از سيلي خوردگان را پس مي  دهد، انتقام پناه  دادن به محرومان و پا برهنگان، و در اين زمان روح  ا... چهار ماه و بيست و دو روز بيشتر ندارد.
مبارزه با اشرار ادامه مي يابد و روح ا... ، كه اطرافيان او را آقا روح ا... صدا مي زنند در همان خانه بزرگ مي  شود. با گذشت زمان با رنجها و آلام مردم آشنا مي شود و در مي يابد كه پدرش براي چه قرباني شد بنابراين در همان دوران نوجواني همراه با برادر بزرگتر در مبارزه با اشرار شركت مي جويد و از فراز باروي قلعه به سوي متجاوزان شليك مي كند.
و اما امروز از آن دو برج كه منشأ خير براي اهالي خمين بود، يكي بيش نمانده است. صحن خانه  اي كه بنيانگذار جمهوري اسلامي در آن پا به عرصه وجود نهاد، خاموش و ساكت در زير بارش باران و تابش آفتاب با ديوارهاي كهنه درد دل مي  كند.
اين صحن كهن خاطراتي خوش و ناگوار در دل خود جاي داده است. حوض كوچك منزل نور خورشيد را تكرار مي كند، درهاي چوبي و كوچك بيت  بسته است، پله هاي برج با شيب بسيار تند پيچ و تاب خورده و به زحمت  خود را به بارو مي  رساند، ولي در آنجا ديگر اثري از مبارزان نمي  يابد.
آجرهاي كف حياط هنوز مانده  اند، ولي عبور از تاريخي يكصد ساله، از آنها رنگ و رويي باقي نگذارده است. امروز كف كوچه آسفالت  شده، خانه  هاي خشت و گلي اطراف به مرور جاي خود را به خانه  هايي نوساز با نمايي آجري يا سنگي داده اند. تنها زادگاه امام (ره) است كه همچنان با خشت و گل خويش در اين ميان جلب توجه مي  كند و همه را به خود مي  خواند، باروها ندا مي  زنند: «خميني، سازش ناپذيري را در اينجا تجربه كرد، ظلم ستيزي را اينجا آغاز كرد. محروم نوازي را در اين خانه و از پدر به ارث برد. آغاز نقطه جهاد را در اين مكان گذارد و نخستين آثار تلفيق دين و سياست را در اين منزل رؤيت كرد.»
آري، اين منزل اگر چه كمتر از 20 سال از امام (ره)   ميزباني نكرد، اما خاطراتي بيش از قرنها در دل خود جاي داده است.

  


مناقب حضرت فاطمه(س) در قرآن

 

امروزه در شرايطي كه فمينيسم جهاني بر افكار جهانيان چنبره زده و با شعار هاي دلفريب خود سعي دارد تعاريف، الگوها و نظام جديدي از روابط بشري به وجود آورد و در بسياري از كشورهاي غربي نيز بدان دست يافته و به كشورهاي اسلامي نيز تاحد زيادي تأثير گذارده، شناخت و تأسي به الگوهايي كه اديان آسماني بويژه اسلام ارايه كرده است، بيش از پيش ضرورت مي يابد.
زنان بسياري در طول تاريخ بشريت به مقامهاي بالاي معرفتي و جايگاه رفيع قرب الهي رسيده اند؛ هرچند بسياري از آنان مقربان بي نام و نشانند، لكن كم نيستند زناني كه خوش درخشيدند و نام و يادشان تا ابد زنده ماند و نزد پروردگارشان مقامي بس بلند يافتند. حضرت زينب(س) كه به فرموده امام زين العابدين(ع)، عالمة غيرمعلمة است(1)، حضرت معصومه(س)، حضرت حوا، هاجر، ساره، همسر عمران يا مادر مريم و... از جمله اين زنان هستند، لكن در ميان اين زنان نمونه و نامي، چهار زن مقدس به قله هاي علم و معرفت صعود كرده و الگوي عالميان شدند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: خداوند متعال از ميان زنان عالم چهار زن را برگزيد: مريم، آسيه، خديجه و فاطمه(س).(2)
اما بر احدي از اهل اسلام پوشيده نيست كه صديقه طاهره، فاطمه زهرا(س) برترين بانوي مقرب درگاه خداوند و منشأ بركات بي پايان در عالم است. دختر بهترين پيامبران، همسر برترين امامان، مادر سيد و سالار شهيدان و يازده نور پاك آسماني كه ولايتشان تا قيامت پابرجاست و وارثان همه فضيلتها و كمالات هستند، تنها گوشه اي از افتخارات اين بانوي با عظمت اسلام است.
در طول تاريخ بشريت، درباره هيچ بانويي تا اين حد فضيلت، عظمت و بزرگي بيان نشده است، صدها روايت معتبر و متواتر در مناقب آن حضرت از پيامبر اكرم(ص) و ديگر معصومان(ع) رسيده است. صدها كتاب در فضايل و مناقب او به رشته تحرير در آمده است؛ ارايه 126 جلد كتاب در نرم افزار ريحانه (كتابخانه تخصصي حضرت زهرا(س)) تنها بخشي از اين آثار است. اما بدون ترديد هيچ كتابي به اندازه قرآن كريم فضايل والا و بلند براي آن حضرت بيان نكرده است.
فضايل و مناقبي كه قرآن كريم درباره فاطمه زهرا(س) بيان كرده، به دو قسم قابل تقسيم است: نخست فضايلي كه به عنوان اهل بيت عصمت(ع) با ديگر معصومان مشترك است و دوم فضايلي كه مخصوص آن حضرت است.
از آنجا كه حضرت فاطمه(س) يكي از اهل بيت و يكي از معصومان(ع) است، هر فضيلتي كه در قرآن كريم براي اهل بيت(ع) بيان شده باشد، شامل حضرت زهرا(س) نيز مي شود. اين قبيل فضايل بسيار است؛ عصمت، طهارت، شفاعت، امامت، اخلاص، سبقت در خيرات، نورانيت، شجره طيبه بودن، ائمه ايمان بودن و... از جمله اين فضايل است كه در اين نوشتار درصدد شمارش آنها نيستيم و از باب نمونه به دو مورد اشاره مي كنيم:

فاطمه(س) كلمه بي پايان خداوند و الگوي كامل بشريت
خداوند متعال در قرآن كريم، با تعابير مختلفي از انبياي بزرگ و اولياي خود ياد كرده است؛ يكي از اين تعابير كه بيانگر حكمتهاي بسياري است، «كلمه و كلمات» است. قرآن حضرت عيسي(ع) را كلمه ناميده و مي فرمايد: «}ِنَمَا الْمَسيحُ عيسَي ابْنُ مَرْيمَ رَسُولُ ا... وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها }ِلي  مَرْيمَ؛ مسيح عيسي بن مريم فقط فرستاده خدا و كلمه اوست كه او را به مريم القا نمود»(3) و يا آنجا كه از قول ملائكه فرموده: «يا مَرْيمُ }ِنَ ا... يبَشَرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَي ابْنُ مَرْيم ؛ اي مريم  !خداوند تو را به كلمه اي از طرف خودش بشارت مي دهد كه نامش مسيح، عيسي پسر مريم است.»(4)
قرآن كريم در آيات متعددي، اهل بيت(ع) را «كلمات» ناميده است؛ يكي آيه 37 سوره بقره است كه ماجراي توبه حضرت آدم را بيان كرده كه آن حضرت با توسل به كلمات خداوند توبه كرد و توبه او پذيرفته شد: «فَتَلَقَي آدَمُ مِنْ رَبَهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيهِ }ِنَهُ هُوَ التَوَابُ الرَحيم؛ سپس آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و خداوند توبه او را پذيرفت چرا كه خداوند توبه پذير و مهربان است.»(5) در روايات اين كلمات به محمد، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) تفسير شده است كه حضرت آدم با توسل به اين بزرگواران توبه كرد و خداوند توبه اش را پذيرفت.(6)
در آيه 109 از سوره كهف نيز كلمات خدا را بي پايان مي شمارد و مي فرمايد: «قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبَي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبَِي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً ؛ بگو اگر درياها براي (نوشتن) كلمات پروردگارم مركب شود، درياها پايان مي گيرد پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان يابد، هر چند همانند آن (درياها) را كمك آن قرار دهيم»(7) در آيه 27 سوره لقمان نيز مشابه آن را فرموده است: «وَ لَوْ أَنَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامُ وَ الْبَحْرُ يمُدَهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ ا... ؛ و اگر همه درختان روي زمين قلم شود و دريا براي آن مركب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مي شود ولي كلمات خدا پايان نمي گيرد.»(8)
ائمه(ع) در تفسير اين آيه شريفه فرموده اند: «وَ نَحْنُ الْكَلِمَاتُ الَتِي لَا تُدْرَكُ فَضَائِلُهَا وَ لَا تُسْتَقْصَي؛ ماييم كلماتي كه فضايل آن درك نمي شود و به شماره در نمي آيد.»(9) نتيجه آن كه حضرت فاطمه(س) يكي از كلمات بي پايان خداوند است كه زبان از شمارش فضايل او و قلم از نوشتن آن عاجز است و نه قلمي هست كه بتواند همه فضايل او را بنويسد و نه جوهري ياراي اين همه كمالات را داشته باشد. علاوه بر اين، كيست كه بتواند بر بلنداي كمال او دست يابد تا بتواند به بيان يا نوشته درآورد. لكن بر ماست كه قدر آنچه از يم بي مثالش به دلهاي ما محبان تراوش مي كند بدانيم و بر محبت او استوار مانيم و در زندگي مادي و معنوي خود سيره و سخن او را شاهراه سعادت و نجات قرار دهيم و با پيروي از آن بانوي بزرگ، خود را از اسارت شعارهاي دلفريب فمينيسم، ليبراليسم و ايسم هاي ديگر آزاد سازيم.
نكته اي كه تذكر آن در اينجا لازم مي نمايد اين است كه چگونه مي توان از كسي كه بر قله فضايلش صعود نتوان كرد، الگو گرفت؟ آيا اساساً موجودي كه انسانها از شناخت كامل آن عاجزند، مي تواند الگوي مردم باشد؟ پاسخ آن است كه بله بايد الگوي معنويت و كمال، خود بي نقص و عيب باشد و بايد كمالاتش محدود نباشد، زيرا كه اگر مردم بتوانند به الگوي خود برسند، ديگر او الگو نخواهد بود و حركت نيز متوقف مي شود، لذا بايد الگو در حدي باشد كه همه علما، فضلا، بزرگان و تمام مدعيان در برابر او تواضع كنند. بدين روي پيامبران از جميع امت خود افضل بوده اند. پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: هيچ پيامبري را خدا مبعوث نكرد مگر آن كه عقل او را كامل كرد و عقل او از جميع امتش برتر شد و آنچه نبي در نفس و ضمير خود دارد، از اجتهاد و تلاش همه مجتهدان برتر است.(10)
بشر هم از ابتدا به الگوي قدسي گرايش نشان داده و اين طور نبوده است كه اگر الگويي خيلي عظمت داشت از آن گريزان باشد؛ لذا در همه اديان مذاهب چنين الگوهايي مطرح است. به عنوان مثال، با اينكه حضرت عيسي(ع) در همان دوران نوزادي اش، به محض اين كه زبان به سخن مي گشايد، خود را بنده خدا معرفي مي كند؛ «}ِنَي عَبْدُ ا... آتانِي الْكِتابَ وَ جَعَلَني  نَبِيا»(11) ولي ميليارد ها انسان كه خود را پيروان او مي دانند، به آن همه فضايل اكتفا نكرده و او را خدا خواندند.
خلاصه آنكه در اعتقاد ما مسلمانان، پيامبران و ائمه (عليهم السلام) خلفاي به حق خدا در زمين اند و در عين آن كه موجوداتي ملكوتي و فوق معرفت بشر غيرمعصوم اند، لكن مشاكلت ظاهري و موانست با مردم(12) از ويژگي هاي آنان است. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «ما پيامبران مأموريم به اندازه عقول مردم با آنان سخن بگوييم»(13) با فقرا بيشتر همنشين بوده اند تا اغنيا، از ضعيفان حمايت و دستگيري كرده اند و... . اين خصايص موجب گشته هر كس بتواند در حد ظرفيت خود از آنان بهره گيرد. از اين رو، تقديس آنها منافاتي با الگوگيري از آنان ندارد.
حضرت فاطمه(س) نيز از اين قاعده مستثنا نيست، با آن كه سيده زنان عالميان و كلمه بي پايان خداوند است و هيچ كس غير از خدا و خود معصومان را ياراي شناخت همه فضايلش نيست، در عين حال كاملترين الگوي جهانيان است و بلكه به همان دليل تا ابد الگوي همگان است.

عصمت و طهارت فاطمه(س)
در اعتقاد شيعيان، هيچ گونه ترديدي در عصمت و پاكي اهل بيت(ع) از هرگونه معصيت و پليدي وجود ندارد. چنين عقيده اي محصول براهين عقلي و نقلي بسيار است كه در مجموع هرگونه شكي را در اين زمينه از بين مي برد. روايات معتبر در اين زمينه از نظر لفظي و معنوي بيش از حد تواتر است. در قرآن كريم نيز آيات متعددي بر اين معنا صراحت يا اشارت دارند. مثلاً آياتي كه بر وجوب اطاعت بي چون و چرا از اهل بيت(ع) دلالت دارند، لزوم عصمت آنها را نيز به ارمغان مي آورند. لكن يكي از صريح ترين آياتي كه در اين زمينه وجود رارد، آيه 33 از سوره احزاب است كه به آيه تطهير شهرت يافته است: «}ِنَما يريدُ ا... لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَ يطَهرَكُمْ تَطْهيراً؛ خداوند فقط مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»(14)
شيعيان اتفاق نظر دارند كه مراد از «اهل بيت(ع)» در آيه شريفه، خمسه طيبه يعني پيامبر اكرم(ص)، علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) هستند و به تبع آنها بقيه ائمه را نيز شامل مي شود. رواياتي كه در تفسير اين آيه شريفه بر خمسه طيبه وارد شده است، بسيار زياد است. در تعدادي از اين روايات متواتر آمده است كه پيامبر(ص)؛ علي، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السلام) را زير كسا(عبا) قرار داد و اين آيه در حق آنان نازل شد.(15) اهل سنت نيز روايات بسياري را نقل كرده اند كه همين تفسير در آنها ارايه شده است. حسكاني در «شواهد التنزيل» بيش از 130 حديث در اين زمينه نقل كرده است. صحيح مسلم، صحيح ترمذي، مسند حنبل، تفسير طبري، درالمنثور سيوطي و... نيز احاديثي در اين زمينه نقل كرده اند. در «احقاق الحق» بيش از هفتاد منبع از منابع معروف اهل سنت گردآوري شده و منابع شيعه در اين زمينه از هزار هم مي گذرد.(16)
از نگاه قرآن كريم، حضرت فاطمه(س) كرامتهاي منحصر به فرد نيز دارد؛ شب قدر بودن فاطمه(س) كه در تفسير فرات كوفي(17) از امام صادق(ع) نقل شده، از جمله اسراري است كه به تصريح همان حديث، فهم آن بر همگان ميسر نيست و بحث از آن نيز مجالي ديگر مي طلبد.
اختر تابناك زنان عالم
از ديگر ويژگي هاي فاطمه زهرا(س) اين است كه سيده زنان عالميان است و احاديث متواتر(18) نيز در اين زمينه وارد شده است كه اين عقيده آسماني را تأييد مي كند. هر چند اين عقيده به لفظ «سيدة نساء العالمين» در قرآن كريم نيامده است ولي قرآن كريم با تعبير «كوكب دري» كه ستاره فروزان عالم اختران است، به بهترين وجه بر اين كه فاطمه(س) سيدة زنان عالميان است، اشاره كرده است؛ آيه 35 سوره نور مي فرمايد: «ا... نُورُ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحُ الْمِصْباحُ في  زُجاجَةٍ الزَجاجَةُ كَأَنَها كَوْكَبُ دُرِي؛ خداوند نور آسمانها و زمين است مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي (پر فروغ) باشد و آن چراغ در شيشه اي است. آن شيشه گويي ستاره اي فروزان است»(19). امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه فرمودند: «فَاطِمَةُ كَوْكَبُ دُرِي بَينَ نِسَاءِ أَهْلِ الدنْيا؛ فاطمه ستاره درخشان زنان دنياست».(20)
1- الاحتجاج، ج2، ص305 بحارالانوار، ج45، ص164: وَ أَنْتِ بِحَمْدِ ا... عَالِمَةُ غَيرُ مُعَلَمَةٍ فَهِمَةُ غَيرُ مُفَهَمَة
2- الخصال، ج1، ص225 بحارالانوار، ج96، ص383: وَ اخْتَارَ مِنَ النِسَاءِ أَرْبَعاً مَرْيمَ وَ آسِيةَ وَ خَدِيجَةَ وَ فَاطِمَة
3- (4)النساء171
4- (3)آل عمران 45
5- (2)البقرة37
6- الكافي، ج8، ص304، ح472، وسائل الشيعة، ج7، ص99، ح8845، بحارالانوار، ج26، ص326، ح9
7- (18)الكهف 109
8- (31)لقمان 27
9- الاحتجاج، ج2، ص454، الاختصاص، ص93، بحارالانوار، ج4، ص151
10- المحاسن، ج1، ص193، بحارالانوار، ج1، ص91
11- (19)مريم 30
12- (14)}براهيم 11
13- الامالي للطوسي، ص481، ح1050، بحارالانوار، ج2، ص69، ح23: «}ِنَا أُمِرْنَا مَعَاشِرَ الْأَنْبِياءِ أَنْ نُكَلِمَ النَاسَ بِقَدْرِ عُقُولِهِم»
14- (33)احزاب 33
15- الكافي، ج1، ص286
16- دايرةالمعارف قرآن كريم، ج1، ص424
17- تفسيرفرات الكوفي، ص581، ح581، بحارالانوار، ج43، ص65، ح58
18- الكافي، ج1، ص458، من لايحضره الفقيه، ج4، ص179، تهذيب الاحكام، ج3، ص110
19- (24)النور35
20- الكافي، ج1، ص195، بحارالانوار، ج4، ص18
حسين سيف اللهي

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com