تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 14تیر ماه 1386


آرامش با رفتار ساده روزمره ؛ چه كنيم كه شادمان باشيم ؟

 

* مترجم: قاسم بابايي

در دنياي پر استرس و پرتلاطم امروز، تنها راه كسب آرامش از راههاي ساده و قابل دسترس امكان پذير است.




راههاي رسيدن به آرامش به قرار زير است :
1- شمارش و يادداشت كردن موهبت هاي روزانه
سانجوليو بومرسكي، روانشناس تجربي مركز تحقيقات ريورسايد اوكلاهما، متوجه شده است آن دسته از افرادي كه موهبتهاي روزانه را كه باعث مسرت خاطر و آرامش آنها شده است، يادداشت مي كنند و حداقل از 5 موهبت هفته اي يك بار ياد مي نمايند به مراتب آرام تر و راحت تر از آنهايي هستند كه فقط سه بار در هفته اين عمل را انجام مي دهند.
وي درباره علت اين موضوع مي گويد: اين يك مسأله زمان بندي شده و يا هر از چندگاهي است. وقتي افراد به طور متناوب كاري را انجام دهند، درواقع تازگي و مفهوم كار را از دست داده اند، اما آنهايي كه حتي يك بار در هفته اين كار را انجام مي دهند، از قوت قلب و دريافتهاي عميق رواني قويتري برخوردارند، آنهايي كه موهبتهاي زندگي خود را حتي يك بار در هفته بر مي شمارند مجبور هستند كه روش و سبك زندگي شخصيت و اهداف خود را با آن تطبيق دهند.
2- به موسيقي گوش دهيد




گوش دادن به موسيقي، بخشهايي از مغز شما را فعال مي كند و مي تواند خوشحالي را به شما برگرداند و همان حالتي را به شما منتقل كند كه از غذا خوردن لذت مي بريد. با دادن آرامش به بدن بر اثر شنيدن موسيقي، فشارهاي عصبي شما آزاد مي شود.
يك بررسي و مطالعه نشان داده است كه افراد مسن كه در زمان عمل جراحي چشم خود به موسيقي گوش مي دهند، كمتر احساس درد و يا فشار خون مي شوند و حتي قلب آنها به مراتب بهتر از كساني كه در هنگام عمل جراحي به موسيقي گوش نمي دهند، كار مي كند.
3- همنوعانتان را دوست بداريد
دوست داشتن همنوعان مي تواند بر دردهاي روحي انسانها اثرات عميقي داشته باشد و در نبود درد، به تقويت روحيه كمك كند و ترشحات هرموني درون بدن تا جايي كه خالي از استرس باشد، به آرامش فكر و تقويت روحيه منجر مي گردد و چنانچه، ترشحات هرموني با استرس همراه باشد قطعاً به عدم اعتماد به ديگران و تنش منجر خواهد شد.
4- جنبه مذهبي و معنوي خود را تقويت و تغذيه كنيد
بررسيها نشان داده است كه افراد با اعتقادات مذهبي قوي، به مراتب خوشحالتر از افراد بي دين هستند.
ديويد مايرز، يك روان شناس اجتماعي در مركز روان شناسي هوپ كالج واقع در ميشيگان مي گويد: ايمان به خدا باعث حمايت اجتماعي و به وجود آمدن حس فراتر از خود مي گردد. ايمان به خداوند تنفس و جريان خون را در بدن تسهيل مي كند. نماز باعث آرامش و سكون بدن و كاهش دردهاي جسماني و عصبي مي شود. انرژي مضاعفي به بدن مي رساند، ايمان به خدا، انسانها را به سرچشمه لايزال الهي متصل و پشتوانه معنوي عميقي را به افراد بشري مي بخشد.
5- حركت دادن به بدن
زماني كه استرس داريد، قدم بزنيد بدن را به حركت درآوريد تا خون رساني به تمام اندامهاي بدن به سرعت و سهولت صورت بگيرد. تنها با ورزش است كه مي توانيد به عنوان علمي جنجالي، به مبارزه با تمام استرسهاي خود برخيزيد با حركات فيزيكي مي توانيد انرژي مطلوبي به دست آوريد و از اين طريق سلامتي و شادابي خود را حفظ كنيد.
6- خنده هاي بلند
كسي را پيدا كنيد كه با خنداندن شما اشك را در چشمان شما جاري سازد. تحقيقات ثابت كرده كه مردم به صورت گروهي بيشتر و بلندتر مي خندند تا در تنهايي. خنديدن باعث كاهش هورمونهاي ويژه استرس شده و سيستم ايمني بدن را بيشتر تقويت مي كند، همان طور كه بدون خنديدن ايمني بدن ضعيف مي شود.
7- از كارهاي خير غفلت نكنيد
زماني كه وارد بانك مي شويد، در را براي كسي كه پشت سر شما وارد مي شود، باز نگهداريد و يا كسي كه همزمان با ورود شما در حال خارج شدن است، براي او در را باز نگهداريد تا او قبل يا بعد از شما خارج شود.
همين كار را با كسي كه آدرسش را گم كرده و يا از شما آدرس دقيق محل مورد نظر خود را مي خواهد انجام دهيد، بنابراين مي تواني در طول آن روز زندگي ات كه به سر كار مي روي و بر مي گردي به دوستان مستقيم و يا غريبه هايي كه نيازمند كمك شما هستند و يا همكاران دور و نزديك خود خدمت و ياري رساني تا به شادي و رضاي روحي برسي.
مهرباني كردن به ديگران مي تواند هم تو را خوشحال تر سازد و چنانچه در روز 5 نوبت از اين كارها را انجام دهي به مراتب خوشحالتر و راضي تر از آنهايي خواهي بود كه هفته اي 5 كار نيك انجام مي دهند.
8- در انديشه كسب درآمدهاي مالي باشيد، اما در خدمت پول نباشيد
حتماً داستان معروف افسانه يوناني را شنيده ايد كه به حس لامسه «ميداس» شهرت داشت. او كه با قدرتي فوق العاده دست به هر چيزي مي زد به طلا تبديل مي شد تا آنجا كه از اين مسأله خسته شد و آرزو كرد كاش به زندگي عادي اش باز مي گشت.
بنابراين پول مي تواند هم سبب خوشبختي و هم مانع آن شود. به شرط آنكه به درستي از آن استفاده كنيم نه آنكه فقط آن قدر پس انداز كنيم كه از امكانات موجود خود را بي بهره سازيم و يا فقط به فكر روزهاي باراني و يا روزهاي بازنشستگي مان باشيم.
آن وقت معلوم نيست كه واقعاً آينده هم چندان بر وفق مرادمان باشد.
9- با احساسات مثبت زمينه موفقيتهاي خود را فراهم سازيم خوشحالي مي تواند ما را به سوي موفقيت بيشتري رهنمون سازد تا آنكه راههاي ديگر را بيازماييم.
خوشحالي افراد مي تواند فرصتهاي جديدي را پيش روي ما قرار دهد و هدفهاي تازه اي را بر روي ما بگشايد. بنابراين تنها با يك خودآزمايي فردي براي به دست آوردن زمينه هاي مثبت به سوي موفقيتهاي قوي گام برداريم زيرا خوشحالي همواره نتيجه يك سري احساسات مثبت است. موفقيت نتيجه عوامل و مؤلفه هاي بسياري چون سلامتي فيزيكي، اطلاعات، هوشمندي و هوشياري، خانواده و اطرافيان مثبت مي باشد.
10- خود را با ميراثمان بشناسيم
تقويت، تقدير و ستايش و حفظ فرهنگ افراد درواقع تقويت هويت آن فرد يا افراد با هويت فرهنگي گذشته شان مي باشد و نيز اين نوع برخورد، فرصت جديد ديگري را براي احترام و تقويت به فرهنگ ديگران را براي ديگر افراد فراهم مي سازد.
يك تحقيق و بررسي جديد نشان داده است اهالي مكزيك و چين به دليل حفظ سنتهاي شان به مراتب احساس خوشحالي بيشتر و مسرت خاطر عميقي دارند. حال آن كه آنهايي كه از اين هويت دورند، سرخوردگي و ناراحتي و استرس بيشتري دارند.
روانشناسان متوجه شده اند همياري و ارتباط ميان هويتهاي فرهنگي با ثبات و نيز احساسات مثبت در آفريقاييها، آمريكايي تبارها و مليتهاي آمريكايي بيشتر به چشم مي خورد.
11) از خاطرات خوشحال كننده به عنوان راهنما استفاده كنيد: ياد بگيريد كه از دستگاه اسكن حافظه خود به عنوان بانك اطلاعات و خاطره هاي شخصي براي تقويت روحيه و تحريك استعدادها و خلاقيتهاي خويش نهايت استفاده را ببريد.
اسكن نمودن اين خاطرات در بانك حافظه مي تواند به نوباروري و نوزايي حافظه و بازآفريني و باز هويتي شما براي خوشحالتر شدن كه كليد موفقيت زندگي است نهايت استفاده را ببريد.
«باربارا، بيكر هولستون»، روانشناس و نويسنده كتاب «خود درماني با كشف هويت خويشتن خويش» ضمن ارايه مطالب بالا مي گويد: آنهايي كه مي خواهند توانمندتر و قويتر مطرح شوند، مي توانند گذشته خود را اسكن كنند، آن وقت متوجه مي شوند استعدادهايي دارند كه تا روز گذشته نه خود آنها را كشف كرده بودند و نه خود را در مقايسه با ديگران مثبت تر ديده بودند. بويژه كه خود را پس از اين مرحله در مقايسه با ديگران قويتر خواهيم يافت. زيرا تا ديروز خود را قبول نداشتيم.
12) خوشبين باشيد
خوشبيني مهارتي اكتسابي است و راههاي گوناگوني براي كسب آن وجود دارد. روانشناس معروف «ماري آن توروياني» نويسنده همكار كتاب «خوشبيني خودانگيزشي» با ارائه مطلب فوق در جريان طرح تحقيقاتي خود مي گويد: از سه راه مي توانيد خوشبيني خود را كسب و كشف كنيد.
اول: تسلط بر خود، قبل از آن كه احساساتتان بر شما غلبه كند. گامهاي بلند و قدمهاي سريع برداريد، در حالي كه شانه هايتان به عقب و سرتان بالا قرار دارد حال آنكه افرادي كه بدبين هستند هم آرام و هم گامها و قدمهاي كوتاه و هم سرشان هميشه پايين و به تعبيري سرافكنده هستند.
دوم: تن و لحن صداي خود را عوض كنيد. به طوري كه جذاب و مملو از انرژي باشد.
سوم: از عبارتها و كلمات اميدواركننده و موزون و قوي استفاده كنيد. مانند كلمه «چالش» بيشتر از«مشكل» را به كار ببريد و يا بيشتر به «فرصتها» فكر كنيد تا «شكستها» افكار و رفتار مثبت، داراي تأثيرهاي مثبت بر روي بيوشيمي مغز شما هستند. آنها بر سطوح هورمونهاي تنش زاي «سر و تونين» غلبه مي كنند و به شما علامت خوشحالي مي دهند. آن وقت مغز شما در اختيار شماست. همين مسأله به شما كمك مي كند كه حتي طي 4 تا 6 هفته عادت خود را نيز تغيير دهيد، زيرا با اعتماد به نفس و خوشبيني به آينده از عادتهاي بد خود فاصله مي گيريد.
13) چيزهاي جديدي را امتحان كنيد
خيره شدن به نورهاي زننده، گرم كردن حلقه هاي گرين لند ونيز يادگيري موسيقي جديد و ابزار جديد موسيقي را متوقف كنيد. اگر كارهايي كه اغلب شما را خوشحال مي كند، كار جديدي را آغاز كنيد «ريچارد واكر» روانشناس دانشگاه «وينستون سالم» پس از بررسي 30 هزار خاطره و 500 دفتر روزانه كه از 3 ماه تا 4 سال خاطرات را در بر داشته است به اين نتيجه رسيده است كه آنهايي كه در تجربيات متنوع و گوناگون درگير هستند، بيشتر قادر به حفظ و بروز احساسات مثبت و نيز به حداقل رساندن احساسات منفي هستند تا آنهايي كه تجربيات محدود و كم دارند.
روانشناس «باربارا فردريكسون» در دانشگاه «كاروليناي شمالي كاپيتول هيل»، در مطالعات خود به احساسات دوگانه مثبت پي برد. در تحقيقات او آمده است ميزان بار احساسات مثبت به بار منفي در انسان بالاي 3 به يك و پايين 11 به يك مي باشد.
14) مشكلات خود را با ديگران در ميان بگذاريد
صحبت كردن درباره حوادث خوب يا بد، ضمن آن كه به سبك شدن بار مشكلات كمك مي كند، در خوشحالي و شادي بخش بودن انسان هم مؤثر است. حتي اگر مسأله از آن طرف خط تلفن صورت بگيرد.
در يك آزمايشگاه و طي آزمايشهاي كنترل شده روانشناسي «ريچاردواكر» از دانشگاه وينستون سالم ايالتي، متوجه شد نتايج اين امر دوگانه است: مردمي كه بر احساسات مثبت و رفع نگرشهاي منفي ديگران اصرار دارند
«واكر» مي گويد: تعريف كردن داستان خود، بهترين كاركرد را دارد وقتي كه مخاطبان بسيار، اما مخالف وجود داشته باشند، زيرا اين امر كمك مي كند تا داستان خود را به طرق مختلف و در دفعات بسيار براي افراد گوناگون تعريف كنيد.
15) ميان كار بيرون و خانه توازن ايجاد كنيد.
درست است كه آسمان محل زندگيمان آبي است، اما بعضي وقتها ما با كار زياد در بيرون و آوردن خستگيهاي خود به خانه، آسمان آبي بالاي سر خودمان را تيره و تار مي كنيم. با انجام كارهاي خود از طريق اينترنت و اي ميل و ارسال به خانواده هايمان، در واقع دچار همان ماشين زدگي نسلهاي گذشته پدرانمان شده ايم.
اين گونه انعطاف پذيري كشف شده جديد ميان كارهاي خارج از منزل با مسايل خصوصي زندگي شايد براي برخي مفيد باشد، اما براي برخي ديگر مشكل ساز مي شود.
در سال 2003 محققان دانشگاه ميشيگان متوجه شدند آنهايي كه ميان كار خارج و كار منزل خود مرزبنديهايي قايلند، بيشتر با خانواده هاي خود ارتباط دارند.
محققان مذكور، اين گونه افراد را به گروههاي همگرا و ناهمگرا تقسيم كرده اند و پيشنهاد كرده اند كه شناخت مرزبنديهاي مناسب ميان كار اداري و كار منزل مي تواند بر خوشحالي و روحيه بخشي و بهبود حال آنها نيز تأثير بگذارد.
16) انتظارات و توقعات واقع بينانه داشته باشيد
در سال گذشته، اولين نقشه خوشحالي و شادي جهاني ارايه شد، كه طي آن دانمارك در رأس اين نقشه واقع شد. براي مدت 30 سال ملتي توانسته بود بر اساس معيارهاي اروپايي همگان را در دستيابي به معيارهاي درست زندگي شاد رهنمون كند.
آنان در مركز ژورنال پزشكي انگلستان با نام «ژورنال مديكال بريتيش» تلاش دارند تا بفهمند كه چرا دانماركي ها راضي تر و قانع تر از سوئديها و يا فنلانديها هستند، حال آن كه از فرهنگ مشترك و زمينه هاي رشد يكساني برخوردارند.
براي مثال پيروزي قاطع فوتباليستهاي دانماركي در جام قهرماني فوتبال اروپا در سال 1992 آنها را به شكل مردمي و دولتي شاداب حفظ كرده است و در عين حال در غرور كاذب اين پيروزي فرو نرفته اند.
حال آن كه يوناني ها و ايتاليايي ها از درجه رضايت و همچنين قانع بودن سطح پاييني برخوردارند.
يكي ديگر از دلايل راضي بودن و قانع بودن با درجه بالاي دانماركي ها اين است كه آنها انتظارات و توقعاتشان بالا، اما همزمان بسيار واقع بينانه با آرمانهايشان برخورد مي كنند. در نتيجه واقع بيني آنها نيز از ديگر دلايل شادي و خوشحالي آنها است.
17) از زمان غافل نشويد
جامعه مي تواند با نداشتن زمان مشخصي براي كار به ورشكستگي برسد. اما چه اتفاقي خواهد افتاد اگر مردم بتوانند كنترل بيشتري بر روي زمانهاي خود داشته باشند تا خوش بيني خود را نسبت به استفاده از آن افزايش دهند؟
ممكن است شما نيازمند برداشتن موانع و از بين بردن سرگرميها و فرصتهايي باشيد كه به اتلاف وقت شما منجر مي شوند و نيز از برخورد احساسي خون آشامها اجتناب كنيد.
«ماري ان توروياني»، همكار نويسنده كتاب «خوشبيني خودانگيخته» مي گويد: اين كار درست مانند نظافت و تميز نمودن خانه سر وقت خودش مي باشد. روان شناسان اين كار را «اولويت گرايي» و يا نظم و ترتيب دادن مي نامند كه بر اساس اهداف واقع بينانه روزانه پيش مي رود و در قالب تصويري بزرگتر و برخي اوقات به طور كشف شده ارايه مي شود.
توروياني همواره يك سؤال مشخص را براي وارد كردن شوك به مراجعه كنندگانش خارج از انتظارشان را از آنها مي پرسد. و آن اين است كه:
چه احساسي داريد، وقتي كه پس از دو يا سه سال كاري را مداوم و مشخص در زمان معين انجام مي دهيد؟ با اين سؤال افراد همچون خرسي كه قلاده در گردن دارد مي نشينند. او سپس خود چنين پاسخ مي دهد: ترسيم و تصور كنيد آن احساسي را كه دوست داريد داشته باشيد.
ممكن است در دو شب با يادداشت در تقويم خود بر روي آن چيزهايي تمركز كنيد كه مايليد زمان بيشتري را بر روي آنها صرف كنيد.
20) بخنديد
ادامه بدهيد. من مزاحم شما و خنديدنتان نمي شوم. زيرا اين كار ممكن است شما را خوشحالتر سازد. بر اساس علم روان شناسي، اگر فردي احساس كند كه هر آن چه كه احساستان شما را در لحظه در آن واحد، به خنديدن و خوشحال شدن وا مي دارد، از آن پرهيز نكنيد، لذا حتي وقتي احساس مي كنيد كه اين موضوع براي شما با خنديدن بهتر مي شود اين كار را بكنيد. براي اجتناب از آن چه رفتار غيرعادي ناميده مي شود كه طي آن اعمال و تفكرات ما چندان با هم همخواني ندارند، در ذهن ما واكنش نشان مي دهد تا تغييرات در ما را از حالت غيرعادي به سوي تصحيح و درست نمودن اعتقادات و عقايد ما در مسيري با رفتارمان يكسان و هماهنگ قرار دهد. مانند خنديدن ما كه بعضي وقتها ممكن است از نظر ديگران عجيب باشد، همان گونه كه ديگران از نظر ما نيز عجيب به نظر مي آيد.
اما توصيه اي كه روان شناسان مي كنند آن جايي است كه احساس خنديدن براي شادي و خوشحالي به شما دست مي دهد، خود را از خنديدن محروم نكنيد اما براي اجتناب از سوء تفاهمها، ديگران را نيز با خود همراه كنيد.
* منبع: فورچون

  


غول رسانه اي صهيونيستي كيست؟

 

مترجم: حسين رزمنده
رابرت مرداك غول رسانه اي صهيونيستي، براي نفوذ و سيطره خود بر جهان تلاش مي كند. لوس آنجلس تايمز در گزارشي به بررسي



وضعيت گذشته و حال مرداك، غول رسانه اي استراليايي الاصل آمريكايي پرداخته است؛ كه بشرح زير تقديم خوانندگان گرامي مي شود.
در پاييز سال 2003 قانوني در كنگره به تصويب رسيد كه بر اساس آن مالكيت شركتها بر تلويزيونهاي محلي كه در 35 درصد خانه هاي آمريكا قابل دريافت است، محدود مي شد. ايستگاه فاكس متعلق به مرداك تقريباً در 39 درصد خانه ها قابل دريافت بود و اين مي توانست براي آن مشكل ساز شود. اما مرداك با استفاده از لابي هاي قوي كه داشت، رايزنيهايش را آغاز كرد تا اينكه در پايان با حمايت كاخ سفيد در جلسه اي كه در يك نيمه شب برگزار شد رهبران كنگره را راضي كرد درصد فوق به 39 تغيير پيدا كند. او در اين راه از اهرمهاي ارتباطهاي كاري - تجاري كه با پيشنهادكنندگان اصلي طرح داشت، استفاده كرد. دامنه گسترده داراييهاي رسانه اي مرداك، ابزار مختلفي را در اختيارش قرار مي دهد؛ از كمك مالي براي تبليغات انتخاباتي گرفته تا دادن شغل به مقامهاي سابق و استفاده از آنها در جهت تأييد يك طرف و تخريب مخالفان.
وي به عنوان كسي در آمريكا شناخته شده است كه با راه اندازي فاكس نيوز كفه ترازو را به نفع رسانه هاي محافظه كار سنگين تر كرد. اما اكنون ديده مي شود در راستاي منافع تجاري اش حاضر است از ايدئولوژي محافظه كارانه اش هم دست بكشد، به طوري كه در سال گذشته مرداك با تبديل «نيويورك پست» به يك روزنامه مهيج داراي افكار راست گرايانه، وارد صحنه مطبوعات آمريكا شد.
او سپس 5 ميليارد دلار بابت خريد يكي از اركان اخبار اقتصادي، «داوجونز» كه مالك وال استريت جورنال است، پرداخت؛ اقدامي كه او را به يكي از قدرتهاي بزرگ و تأثيرگذار بر روند اقتصادي - تجاري جهان تبديل كرد. او كه با مالكيت يك روزنامه اسراييلي كارش را آغاز كرده بود، اكنون به غولي تبديل شده كه مالك شبكه بزرگي از رسانه هاي خبري است. او در هنگامي كه در سال 1987 با ادوارد كندي به مشكل برخورد، دچار زيانهايي شد. او فهميده بود كه نمي تواند به چهره مهمي چون كندي بي احترامي بكند و منتظر تبعات سنگين آن نباشد.
مرداك به همين لحاظ آموخت كه چگونه خود را با تغييرات سياسي وفق دهد و با هر بادي جهت خود را خاموش يا روشن كند. نمونه هايي از اين برخوردها را در همسويي با آمريكا و انگليس از مارگارت تاچر تا توني بلر، و از جولياني جمهوريخواه تا بيل كلينتون دموكرات را در فهرست حمايت كنندگان مالي دو حزب اصلي آمريكا در برهه هاي مختلف مي توان نام برد.
در اوايل سال 2004، شركتي بنام «نيلسن ميديا ريسرچ» با بهره گيري از يك فناوري پيشرفته، به بررسي ميزان تأثيرگذاري پخش آگهي هاي بازرگاني و رده بندي آنها در شبكه هاي مختلف تلويزيوني پرداخت. نتايج منتشره نمايان گر اين بود كه در اين زمينه كانالهايي كه به «نيوزكورپوريشين» متعلق هستند، دچار افت محسوسي شده اند.
رابرت مرداك با جنگ آمار، تلاش كرد تا خطر ضرر چند صد ميليون دلاري را خنثي كند.
او در اين راه يك شركت مشاوره اي را كه ارتباط نزديكي با دولت كلينتون داشت، به استخدام خود درآورده تا سيستم كار آنها را بي اعتبار كند و اعتراضهايي را - كه گستاخانه نيز بودند- به مدت دو سال در مناطق مختلف كشور به راه انداخت و حتي چند تن از نمايندگان دموكرات به نفع او وارد ميدان شدند. روزنامه نيويورك پست نيز پوشش خبري آن را بر عهده داشت. در مرحله بعدي، مرداك براي اعمال فشار به «نيلسن ميديا ريسرچ» به متحدان خود در حزب جمهوريخواه متوسل شد تا در سناي آمريكا لايحه اي مطرح شود و نيلسن را خطا كار معرفي كنند.
كمكهاي مالي تقريباً به طرف تمام نماينده هاي پشتيبان سرازير شد. در سال 2005 به 29 حامي اصلي مجموعاً 144650 دلار توسط كميته اجرايي نيوزكورپوريشين و واسطه ها پرداخت شد تا در نهايت بتوانند حرفشان را به كرسي بنشانند كه از همان سيستم قبلي استفاده شود و جايگاهشان در آگهي هاي بازرگاني را حفظ كنند. بيش از 70 سال است كه دولت آمريكا مالكيت رسانه اي را به نحوي قانونمند كرده است تا مانع تشكيل قطبهايي شود كه قدرت بيش از حدي در انتشار اطلاعات دارند. در بيشتر زمان دو دهه خبر، مرداك در كشمكش با اين محدوديتها بوده است و توانسته در اين راه استثناها و قوانين ساده كننده اي كسب كند. مرداك در اين را از متحدان جمهوريخواه خود، چون نيوت كينگريچ رئيس سابق مجلس و دولت بوش، برخوردار بود. كنگره جديد نيز با زيرپاي گذاشتن قوانين مخابراتي براي اولين بار در چند دهه اخير، به شركتهايي همچون شركت مرداك اين اجازه را داد كه سهمشان را در ميزان مخاطبان داخلي افزايش دهند.
در زمينه انتشارات كتاب نيز مرداك توانست به دليل نفوذ بالايي كه داشت، امتيازهايي را كسب كند.
پس از آن، مرداك به دنبال راضي كردن خانواده «بنكرافت» براي فروش روزنامه «وال استريت جورنال» است. داوجونز پيشنهاد كرده است كميته اي تشكيل شود تا از استقلال تحريريه اين نشريه محافظت شود و در آن نقشي نيز به خانواده بنكرافت و سردبير آن و مسؤولان كنوني روزنامه داده شود.
* منبع: لوس آنجلس تايمز

  


اين رقابت بي قاعده

 

سرويس ترجمه - مدير انستيتو آمريكا و كانادايي علوم روسيه معتقد است جهان در آستانه رقابتي قرار دارد كه تابع قانوني نيست.
به گفته سرگئي راگوف، اكنون سيستم كنترل بر تسليحات كه پس از جنگ سرد ايجاد شده بود، در حال فرو پاشيدن است اين سيستم آخرين روزهاي خود را مي گذراند.
راگوف اظهار داشت: دولت بوش كنترلي گزينشي بر تسليحات دارد. آمريكا از قرارداد دفاع ضد موشكي و قرار كلي و همه جانبه ممنوعيت آزمايشهاي هسته اي خوشش نمي آمد و از اين قراردادها خارج شد. فعلاً آمريكايي ها قرارداد موشكهاي برد كوتاه و متوسط را مي پسندند. اما اين براي مدتي طولاني خواهد بود.
وي در ادامه مي گويد: به عقيده من، يكي از علل بحران در زمينه سيستم كنترل بر تسليحات، سياست اتخاذ گامهاي يكسويه توسط دولت جرج بوش است.
هدف اصلي و استراتژيك آمريكا، جلوگيري از ايجاد رقيبي با نيروي برابر است كه اتحاد جماهير شوروي چنين بود. در نتيجه، تمايل به تك قطبي بودن، آمريكا را به يكي از دشوارترين بحرانها در تاريخ خود رساند. اكنون مسلم است كه پيامدهاي جنگ در عراق براي آمريكاييها بسيار دشوار و سنگين تر از پيامدهاي جنگ با ويتنام خواهد بود. به عقيده وي، در پاييز امسال در آمريكا مباحثي بسيار دشوار در رابطه با حداقل سازي نتايج شكست در عراق آغاز خواهد شد. اما ديگر هيچ كس درباره پيروزي صحبت نمي كند.
راگوف معتقد است: جهان تك قطبي پيش از آن كه شكل گيرد، فرو ريخت. وي تصريح نمود، پس از پايان جنگ سرد، سيستم جديد امنيت بين المللي ساخته نشد. اكنون عملاً تمامي «مراكز قدرت» منطقه اي، سلاح هسته اي در اختيار دارند.
متأسفانه اكنون رويايي به شكل روابط متقابل ميان روسيه و آمريكا در حال شكل گيري است، بدين ترتيب كه زمينه هاي همكاري جاي خود را به رقابتها داده است.
راگوف مي گويد: سازمان ملل متحد و ساير نهادها «كارايي» اندكي دارند، از اين رو بايد آنها را مؤثر و كارآمد كرد و يا درباره ساختارهايي انديشيد.
منبع: آنتي وار

  


احساسات ضد اسراييلي در انگليس

 

سرويس ترجمه: دانشگاهيان انگليس و سالنهاي اجلاس اتحاديه هاي كارگري مدتهاست همدردي خود را با فلسطيني ها اعلام مي كنند. اين امر، سرانجام باعث شد شماري از اتحاديه هاي حرفه اي، خواستار تحريم اسراييل شوند. اين موضعگيريهاي رو به افزايش با وجود تلاشهاي رهبران انگليس براي فرو نشاندن آن به تدريج به يك بحران ديپلماتيك تبديل مي شود.
زمينه اين حركت، انتقاد از اسراييل به دليل اشغال قلمرو فلسطين است كه آنان را به عدم ارايه امكانات آموزشي به فلسطيني ها از طريق تجاوز به پستهاي بازرسي، مقررات آمد و شد و اخراج و دستگيري اساتيد، فعالان علمي و دانشجويان متهم مي كنند. چنين در خواستهايي در كشورهايي مانند كانادا، سوئد، ايرلند، نروژ، هلند، آفريقاي جنوبي و ديگر دموكراسيها صورت گرفته است، اما هيچ كدام به اندازه انگليس مورد توجه واقع نشده است.
انگليس پيوندها و منافع ديرينه اي را در جهان عرب دارد. بلر نخست وزير سابق از اين حركت انتقاد كرده و حتي وزير آموزش خود را به نشانه اتحاد با اسراييل به تل آويو فرستاد.
شماري از طرفداران تحريمها دانشگاههاي اسراييل را به سكوت و عدم موضعگيري در برابر اين موضوع متهم مي كنند و بر اين باورند كه آزادي بيان در دانشگاهها در آن جا ديده نمي شود. از سوي ديگر، يكي از يهوديان سرشناس انگليس هشدار داد احساسات ضد صهيونيستي از زمان كوچ او از آلمان به انگليس در سال 1936 چندين برابر شده است. وي در جلسه اي درباره احساسات ضد صهيونيستي كه توسط مجلس لردها برگزار شده بود، گفت: حدود هفتاد سال از آمدن من به اين كشور مي گذرد و هيچ گاه به اندازه امروز، نگران افزايش احساسات ضد صهيونيستي در اروپا نبوده ام. من نگران افزايش روزمره شديد احساسات ضد اسراييلي دانشگاههاي بريتانيا هستم. اين امر در بسياري از جهات براي من كاملاً روشن است و يكي از بزرگترين نگرانيهاي من وجود اين دانشگاههاست كه مواردي از اخراجها و تبعيضهاي ضد صهيونيستي هم در آن جا ديده شده است. رهبران دانشگاهها و دولتمردان بايد با قدرت با اين مسأله مقابله كنند.
منبع: آسوشيتدپرس

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com