|
* عباسعلي سپاهي يونسي
نيماي بزرگ قبل از مرگش در قسمتي از وصيت نامه اش نوشته بود: بعد از من هيچ كس حق دست زدن به آثار مرا ندارد، بجز دكتر

محمد معين، اگرچه او مخالف من باشد. دكتر معين حق دارد در آثار من كنجكاوي كند. او مثل صحيح علم و دانش است. با وجودي كه او را نديده ام اما مثل اين است كه او را ديده ام. كاغذ پاره هاي مرا بازديد كند، ولو اين كه او شعر مرا دوست نداشته باشد. بعد ازمرگ نيما، معين «افسانه و رباعيات» و «ماخ اولا»ي او را با همكاري آل احمد و دكتر جنتي عطايي، طبق وصيت نيما، به چاپ رساند، اما بيماري و در نهايت مرگش باعث شد نتواند ادامه كار را پي گيرد. استاد معين از اهالي سرسبز شمال بود. متولد 1297 هجري در شهر رشت. در همسايگي دريا و درخت و كوه زيست و در راه ادب و هنر اين سرزمين، خود كوهي بود و كوهستاني. آنها كه از زندگي اش چيزي مي دانند آگاهند كه او چه زحمتها و چه سختيهايي را درراه كاري كه در پيش گرفته بود متحمل شد و چه رنجهايي را در زندگي از سر گذراند. دركودكي، ابتدا مادر و به فاصله كمتر از هفته اي پدرش را از دست داد و نگهداري اش را پدر بزرگش كه مردي روحاني و با عالم بود برعهده گرفت اما سرپرستي او نيز دوامي نداشت و بعد از چند سال زندگي را وداع گفت و معين ماند و تنهايي و رنج. اما با اين همه او همچنان استوار به علم آموزي خود ادامه داد. او از جمله دانش آموزاني بود كه از اداره معارف گيلان ، به همراه چند نفر ديگر، انتخاب شدند و با پرداخت مبلغي ماهانه آنها را به تهران فرستاند. معين دوره دوم متوسطه را در رشته اي ادبي ، در دبيرستان دارالفنون تهران به پايان رساند. در ادامه تحصيلش در رشته ادبيات و فلسفه دارالعلمين عالي مشغول به تحصيل شد ودر سال 1313 ليسانس خود را با نوشتن رساله اي به زبان فرانسه درباره «لوكنت دوليل » شاعر فرانسوي قرن نوزدهم وبنيان گذار مكتب ادبي «پارناس» اخذ كرد. بعد از گرفتن مدرك كارشناسي، دوره شش ماهه دانشكده افسري احتياط را در شش ماه اول سال 1314 گذراند و در مهر ماه همان سال ، به عنوان دبير در اهواز مشغول به خدمت شد. به خاطر لياقتي كه از خود نشان داد، پس از سه ماه به رياست دانشسراي شبانه روزي عالي منصوب گرديد. استاد معين به صورت مكاتبه اي ، به فراگيري ، روانشناسي عملي (خط شناسي ، قيافه شناسي ، مغزشناسي )، از آموزشگاه روانشناسي بروكسل بلژيك پرداخت . با تسلطي كه به زبان عربي داشت ، در اهواز تعدادي از كتابهاي عربي را ترجمه و چاپ كرد. دكتر معين در سال 1318 بار ديگر به خاطر جديت و توانايي اي كه از خود نشان داد با انتقالش به تهران موافقت شد و به تهران آمد تا بيش از پيش تواناييهاي خود را نشان دهد. درتهران به معاونت اداره دانشسراهاي مقدماتي برگزيده و تدريس در دانشسراي عالي را نيز عهده دار شد. استاد معين اولين دارنده مدرك دكترا از دانشگاه تهران بود. روز سه شنبه ، هفدهم شهريور 1321، با ارايه رساله «مزديسنا وتأثير آن در ادبيات فارسي» به عنوان اولين دكتراي زبان وادبيات فارسي ، فارغ التحصيل شد. در جلسه دفاعيه دكترايش دكتر علي اكبر سياسي ، وزير فرهنگ وقت ، استاد پورداوود، استاد راهنماي رساله ، ملك الشعراي بهار وجمعي از اساتيد دانشگاه ودانشجويان حضور داشتند و رساله دانشمند جوان با درجه «بسيار خوب » پذيرفته وتصويب شد. زندگي استاد معين به تمامي صرف تحقيق و نوشتن و تدريس شده بود. به خاطر آشنايي كه به زبانهاي انگليسي ، فرانسه ، عربي و برخي از زبانهاي ايران باستان داشت ، براي شركت و سخنراني در محافل علمي ، مطالعه وتحقيق ، به كشورهاي خارجي ، از جمله آمريكا، آلمان ، فرانسه ، انگلستان ، بلژيك ، هلند، سوئيس ، سوئد، ايتاليا، فنلاند، شوروي ، تركيه ، هند و پاكستان دعوت و يا از طرف دولت ، اعزام گرديد. در نوشتن لغتنامه، همكار استاد دهخدا شد و استاد در وصيتنامه اش تكميل و چاپ لغتنامه را به دكتر محمد معين ، كه با علاقه وتلاش خود توانسته بود اعتماد و اطمينان دهخداي سختگير را به خود جلب كند، واگذار كرد. در حوزه تصنيف و تأليف ، در حوزه تصحيح ، در حوزه ترجمه ؛ حدود يك صد مقاله در زمينه هاي ادبيات وزبان ، تاريخ و فرهنگ ، كتاب شناسي فلسفه و مذاهب ورجال حاصل كارنامه اين استاد برجسته است. سال 1345 استاد معين از طرف دولت مأمور شد تا سفري به تركيه داشته باشد و درجمع دانشمنداني كه درتركيه جمع شده بودند درباره ايران سخنراني كند. او با دو نفر از همكارانش به تركيه رفت. پس از ده روز كار مداوم ، كه حتي فرصت استراحت چند ساعته در شبانه روز را از او گرفته بود، هشتم آذرماه 1345 به تهران بازگشت و بدون استراحت باز هم به دانشگاه رفت. فرداي آن روز در دانشگاه در هنگام كار دچار سكته مغزي شد. او را به بيمارستان رساندند، دكتر تا چند روز قادر به صحبت بود. اما سرانجام بيهوش شد و با تمام سعي وتلاش ، پزشكان نتوانستند برايش كاري بكنند. دو پروفسور و جراح مغز از شوروي و پنج تن ديگر از انگلستان براي درمانش ، به ايران آمدند اما باز هم نتيجه اي نداشت . در چهاردهم مرداد 1346، دكتر معين را با همان حالت بيهوشي به بيمارستان نوتردام شهر مونترال كانادا اعزام كردند. سه ماه درآن جا بستري بود. در آن سه ماه سه بار روي مغز وي جراحي انجام شد ، اما اوضاع تغييري نكرد. در پانزدهم آبان 1346، استاد را از كانادا به ايران آوردند و در اتاق 314 بيمارستان فيروزگر تهران بستري كردند. بعد از آوردن استاد به تهران او مدت چهار سال و هفت ماه خاموش، باجسمي سرد درحالي كه وزنش به حدود 17 كيلو رسيده بود، ساعت 11 روز يكشنبه سيزدهم تيرماه 1350 درسن 59 سالگي در بيمارستان فيروزگر زندگي را بدرود گفت تا بعد از شنيدن خبر خاموشي اش اين بيت بر لبها نقش ببندد: از شمار دو چشم يك تن كم وز شمار خرد هزاران بيش نشر «فرهنگ معين » كه يكي از كارهاي بزرگ اين استاد بود از زمان انعقاد قرارداد تا چاپ كامل ، شانزده سال به طول انجاميد. معين از دنيا رفته بود و همه جلدهاي فرهنگ خود را نديد. بعد از مرگ او دوباره و اين بار براي هميشه به همسايگي جنگل و دريا و كوه برگشت و در آستانه اشرفيه به خاك سپرده شد. عبدالرحيم جعفري ، بنيانگذار مؤسسه انتشارات امير كبير در كتاب در جستجوي صبح درباره دكتر معين مي نويسد: چون به كار خود اعتماد داشت، در عين بي ادعايي به كار خود مي باليد و حق هم داشت. در ضمن اينكه خوش برخورد بود، با كوچكترين ناملايمي از كوره در مي رفت. از كثرت كار عصبي و زودرنج بود. هيچ تفريح و عادت و اعتيادي نداشت. خانواده دوست بود، از محل كارش در دانشگاه يا لغتنامه يك سر به خانه مي رفت و پس از مختصر استراحتي به كار مي پرداخت و تا پاسي از نيمه شب غرق در كتاب و مطالعه و تحقيق و تأليف و نوشتن بود. آرام صحبت مي كرد. وقتي لبخند مي زد وبا صداي خنده اش كمي بلند مي شد، آدم خيلي خوشحال مي شد كه او سرانجام لبخند به لب آورده يا خنديده است. هيچگاه دلش نمي خواست كسي از او دلگير و ناراحت شود.بعضي از افتخاراتي كه دكتر معين موفق به اخذ آنها شد عبارتند از: نشان درجه دوم علمي در سال 1316، نشان درجه دوم علمي در سال 1321، نشان درجه دوم سپاس در سال 1327، نشان لژيون دونور، دريافت جايزه Tambour در سال 1322، دريافت نشان هنر و ادبيات از دولت فرانسه در سال 1340، دريافت نشان Order des palmes Academiques ژنرال دوگل رئيس جمهور فرانسه. |