تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
كفشدوزك
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 14تیر ماه 1386


در سالروز خاموشي استاد محمد معين ؛ ... از شمار خرد هزاران بيش

 

* عباسعلي سپاهي يونسي

نيماي بزرگ قبل از مرگش در قسمتي از وصيت نامه اش نوشته بود: بعد از من هيچ كس حق دست زدن به آثار مرا ندارد، بجز دكتر



محمد معين، اگرچه او مخالف من باشد. دكتر معين حق دارد در آثار من كنجكاوي كند. او مثل صحيح علم و دانش است. با وجودي كه او را نديده ام اما مثل اين است كه او را ديده ام. كاغذ پاره هاي مرا بازديد كند، ولو اين كه او شعر مرا دوست نداشته باشد.
بعد ازمرگ نيما، معين «افسانه و رباعيات» و «ماخ اولا»ي او را با همكاري آل احمد و دكتر جنتي عطايي، طبق وصيت نيما، به چاپ رساند، اما بيماري و در نهايت مرگش باعث شد نتواند ادامه كار را پي گيرد.
استاد معين از اهالي سرسبز شمال بود. متولد 1297  هجري در شهر رشت. در همسايگي دريا و درخت و كوه زيست و در راه ادب و هنر اين سرزمين، خود كوهي بود و كوهستاني. آنها كه از زندگي اش چيزي مي دانند آگاهند كه او چه زحمتها و چه سختيهايي را درراه كاري كه در پيش گرفته بود متحمل شد و چه رنجهايي را در زندگي از سر گذراند.
دركودكي، ابتدا مادر و به فاصله كمتر از هفته اي پدرش را از دست داد و نگهداري اش را پدر بزرگش كه مردي روحاني و با عالم بود برعهده گرفت اما سرپرستي او نيز دوامي نداشت و بعد از چند سال زندگي را وداع گفت و معين ماند و تنهايي و رنج. اما با اين همه او همچنان استوار به علم آموزي خود ادامه داد.
او از جمله دانش آموزاني بود كه از اداره  معارف  گيلان ، به  همراه  چند نفر ديگر، انتخاب  شدند و با پرداخت  مبلغي  ماهانه  آنها را به تهران  فرستاند. معين  دوره  دوم  متوسطه  را در رشته اي  ادبي ، در دبيرستان  دارالفنون  تهران به  پايان  رساند. در ادامه تحصيلش در رشته  ادبيات  و فلسفه  دارالعلمين  عالي  مشغول  به  تحصيل  شد ودر سال  1313 ليسانس  خود را با نوشتن  رساله اي  به  زبان  فرانسه  درباره  «لوكنت  دوليل » شاعر فرانسوي  قرن  نوزدهم  وبنيان  گذار مكتب  ادبي «پارناس» اخذ كرد.
بعد از گرفتن مدرك كارشناسي، دوره   شش  ماهه دانشكده افسري  احتياط  را در شش  ماه  اول  سال  1314 گذراند و در مهر ماه  همان  سال ، به  عنوان  دبير در اهواز مشغول  به  خدمت  شد. به خاطر لياقتي كه از خود نشان داد، پس  از سه  ماه  به  رياست  دانشسراي  شبانه روزي  عالي  منصوب  گرديد.
استاد معين به  صورت  مكاتبه اي ، به  فراگيري ، روانشناسي  عملي  (خط شناسي ، قيافه شناسي ، مغزشناسي )، از آموزشگاه  روانشناسي  بروكسل  بلژيك  پرداخت . با تسلطي  كه  به  زبان  عربي  داشت ، در اهواز تعدادي از كتابهاي عربي را ترجمه و چاپ كرد.
دكتر معين  در سال  1318  بار ديگر به خاطر جديت و توانايي اي كه از خود نشان داد با انتقالش به تهران موافقت شد و به تهران آمد تا بيش از پيش تواناييهاي خود را نشان دهد. درتهران به معاونت  اداره  دانشسراهاي  مقدماتي  برگزيده و تدريس  در دانشسراي  عالي را نيز عهده دار شد.  استاد معين اولين دارنده مدرك دكترا از دانشگاه تهران بود. روز سه  شنبه ، هفدهم  شهريور 1321، با ارايه رساله  «مزديسنا وتأثير آن  در ادبيات  فارسي» به  عنوان  اولين  دكتراي  زبان  وادبيات  فارسي ، فارغ التحصيل  شد.
در جلسه  دفاعيه   دكترايش دكتر علي  اكبر سياسي ، وزير فرهنگ  وقت ، استاد پورداوود، استاد راهنماي  رساله ، ملك الشعراي  بهار وجمعي  از اساتيد دانشگاه  ودانشجويان حضور داشتند  و رساله دانشمند جوان با درجه   «بسيار خوب » پذيرفته  وتصويب  شد.
زندگي استاد معين به تمامي صرف تحقيق و نوشتن و تدريس شده بود. به خاطر آشنايي كه  به  زبانهاي  انگليسي ، فرانسه ، عربي  و برخي  از زبانهاي  ايران  باستان  داشت ، براي  شركت  و سخنراني  در محافل  علمي ، مطالعه  وتحقيق ، به  كشورهاي  خارجي ، از جمله  آمريكا، آلمان ، فرانسه ، انگلستان ، بلژيك ، هلند، سوئيس ، سوئد، ايتاليا، فنلاند، شوروي ، تركيه ، هند و پاكستان  دعوت  و يا از طرف  دولت ، اعزام  گرديد.
در نوشتن لغتنامه، همكار استاد دهخدا شد و استاد در وصيتنامه اش تكميل  و چاپ  لغتنامه  را به  دكتر محمد معين ، كه  با علاقه  وتلاش  خود توانسته  بود اعتماد و اطمينان  دهخداي  سختگير را به  خود جلب  كند، واگذار كرد.
در حوزه تصنيف  و تأليف ، در حوزه    تصحيح ،   در حوزه   ترجمه ؛ حدود يك  صد مقاله  در زمينه هاي  ادبيات  وزبان ، تاريخ  و فرهنگ ، كتاب شناسي  فلسفه  و مذاهب  ورجال  حاصل كارنامه  اين استاد برجسته است. سال 1345 استاد معين از طرف دولت مأمور شد تا سفري به تركيه داشته باشد و درجمع دانشمنداني كه درتركيه جمع شده بودند درباره ايران سخنراني كند. او با دو نفر از همكارانش به تركيه رفت. پس  از ده  روز كار مداوم ، كه  حتي  فرصت  استراحت  چند ساعته  در شبانه روز را از او گرفته  بود، هشتم  آذرماه  1345 به  تهران  بازگشت  و بدون  استراحت  باز هم به دانشگاه  رفت. فرداي آن روز در دانشگاه در هنگام كار دچار سكته  مغزي  شد. او را به بيمارستان رساندند، دكتر  تا چند روز قادر به  صحبت  بود. اما سرانجام بيهوش  شد و با تمام  سعي  وتلاش  ، پزشكان  نتوانستند برايش كاري بكنند. دو پروفسور و جراح  مغز از شوروي  و پنج  تن  ديگر از انگلستان  براي  درمانش ، به  ايران  آمدند اما باز هم  نتيجه اي  نداشت . در چهاردهم  مرداد 1346، دكتر معين  را با همان  حالت  بيهوشي  به  بيمارستان  نوتردام  شهر مونترال  كانادا اعزام  كردند.
سه  ماه  درآن  جا بستري  بود. در آن سه ماه سه  بار روي  مغز وي جراحي انجام شد ، اما اوضاع تغييري نكرد. در پانزدهم  آبان  1346، استاد را از كانادا به  ايران  آوردند و در اتاق  314 بيمارستان  فيروزگر تهران  بستري  كردند. بعد از آوردن استاد به تهران او مدت چهار سال  و هفت  ماه    خاموش، باجسمي  سرد درحالي  كه  وزنش  به  حدود 17 كيلو رسيده  بود، ساعت  11 روز يكشنبه  سيزدهم  تيرماه  1350 درسن 59 سالگي در بيمارستان  فيروزگر زندگي را بدرود گفت تا بعد از شنيدن خبر خاموشي اش اين بيت بر لبها نقش ببندد:
از شمار دو چشم يك تن كم
وز شمار خرد هزاران بيش
نشر «فرهنگ  معين » كه يكي از كارهاي بزرگ اين استاد بود از زمان  انعقاد قرارداد تا چاپ  كامل ، شانزده  سال  به  طول  انجاميد. معين از دنيا رفته بود و همه جلدهاي فرهنگ خود را نديد.
بعد از مرگ او دوباره و اين بار براي هميشه به همسايگي جنگل و دريا و كوه برگشت و در آستانه اشرفيه  به  خاك  سپرده  شد.
عبدالرحيم  جعفري ، بنيانگذار مؤسسه  انتشارات  امير كبير در كتاب در جستجوي صبح درباره دكتر معين مي نويسد: چون به كار خود اعتماد داشت، در عين بي ادعايي به كار خود مي باليد و حق هم داشت. در ضمن اينكه خوش برخورد بود، با كوچكترين ناملايمي از كوره در مي رفت. از كثرت كار عصبي و زودرنج بود. هيچ تفريح و عادت و اعتيادي نداشت. خانواده دوست بود، از محل كارش در دانشگاه يا لغتنامه يك سر به خانه مي رفت و پس از مختصر استراحتي به كار مي پرداخت و تا پاسي از نيمه شب غرق در كتاب و مطالعه و تحقيق و تأليف و نوشتن بود. آرام صحبت مي كرد. وقتي لبخند مي زد وبا صداي خنده اش كمي بلند مي شد، آدم خيلي خوشحال مي شد كه او سرانجام لبخند به لب آورده يا خنديده است.
هيچگاه دلش نمي خواست كسي از او دلگير و ناراحت شود.بعضي از افتخاراتي كه دكتر معين موفق به اخذ آنها شد عبارتند از: نشان درجه دوم علمي در سال 1316، نشان درجه دوم علمي در سال 1321، نشان درجه دوم سپاس در سال 1327، نشان لژيون دونور، دريافت جايزه Tambour در سال 1322، دريافت نشان هنر و ادبيات از دولت فرانسه در سال 1340، دريافت نشان Order des palmes Academiques ژنرال دوگل رئيس جمهور فرانسه.

  


گزارشي از جلسه نقد مجموعه شعر «عطر تند نارنج» سروده سيامك بهرامپرور؛
گاهي به آسمان نگاه كن!

 

* محمد پوروهاب

«شعر بهرامپرور به علت ناآشنايي با پيشينه غزل پارسي، نتوانسته از پس اتفاقهاي زباني خويش برآيد.»
محمدرضا شالبافان كه در نشست نقد كتاب «عطر تند نارنج» سروده «سيامك بهرامپرور» سخن مي گفت، خاطرنشان كرد: «در اين بين استفاده نامناسب از قافيه، ناتواني در رسانايي زبان و ناتواني موسيقيايي در غزلها مزيد بر علت شده تا شاهد مجموعه اي نه چندان قابل قبول باشيم.
وي كه در خانه هنرمندان ايران سخن مي گفت، ادامه داد: محتواي اشعار بهرامپرور معمولاً يا به عاشقانه هاي زميني مي پردازند و يا با چنگ و دندان به انتقاد از وضعيت اجتماعي مشغولند.»
پس از وي اسماعيل اميني در نقد اين كتاب، خاطرنشان كرد: «بي صبري، ويژگي جامعه ماست و اين مسأله در شعر هم تجلي يافته و شعر بهرامپرور هم از اين تجلي بهره فراواني برده است.
وي افزود: «من آن بخشهايي از شعر بهرامپرور را كه در نظر اول متفاوت به نظر نمي آيند، ولي در ادامه به تفاوت مي رسند مي پسندم، ولي اغلب شعرهاي اين كتاب به سرگرمي پهلو مي زند.
پس از وي سعيد بيابانكي در بررسي اين مجموعه گفت: «يك خواننده معمولي، پس از خواندن كتاب به چند مشخصه بر مي خورد. نخست ابيات فراوان در غزلها، دوم استفاده از قافيه هاي غيرمتعارف و سوم استفاده بسيار زياد از واژه هاي لاتين. در كتاب، تك بيتهاي بسيار خوبي هم ديده مي شود و نشان دهنده نگاه شاعري وي هستند، ولي بعضي از بيتها، در ميان شعر جدي به سمت هزل مي روند و اين اتفاق، انسان را مي آزارد. به نظر من بهرامپرور در بسياري از غزلهايش به سمت ايجاد سبك رفته، حال آنكه برجستگي در كتاب، آنجاست كه او شاعري كرده است.»
در ادامه احسان مهديان در نقد مجموعه گفت: «شاعر، در جاي جاي اشعار خود به استراق سمع از مسايل اجتماعي مي پردازد و از ادبيات و زبان اجتماع نيز تبعيت مي كند و به ساختار تاريخي- اجتماعي يورش مي برد.»
وي افزود «شعر بهرامپرور با طنز وارگي نيز پيش مي آيد. غزلهاي وي پيكره هايي هستند كه مي توان به آنها مدتها نگريست و لذت برد، زيرا توسط پيكرتراش ماهري تراشيده شده اند.»
در ادامه سيدمهدي موسوي در نقد كتاب خاطرنشان كرد: «بهرامپرور در مجموعه اش به همه وادي ها دستي انداخته است.
وي افزود: يكي از جنبه هاي مثبت اين رويكرد، اقبال عمومي است، اما همين موضوع ضعفهايي را ايجاد مي كند. حس اين اشعار بسيار قوي، اما در عين حال اين ويژگي سبب دور شدن از تفكر عميق فلسفي مي شود و كمرنگ شدن كشفهاي شعري نيز نتيجه همين مسأله است.»
موسوي ادامه داد: وي قافيه هاي دشواري استفاده كرده و جنبه مثبت اين قافيه ها زاده شدن تصاوير تازه است، ولي اين انتخاب، تيغ دو لبه است. مشكل آنجا بيشتر مي شود كه بهرامپرور با بيتهاي بيشتر به سراغ غزل مي رود، ضمن اينكه در اين مجموعه رديف هم نقش مهمي ايفا مي كند.
در پايان نشست سعيد كيائي در سخناني كوتاه گفت: «بيتهاي فراوان غزلهاي بهرامپرور و قافيه هاي فراوان آن گاهي به شعرها لطمه مي زند. ضمناً بسياري از غزلهاي او با محتواي عاشقانه زميني سروده شده اند. عاشقانه هايي كه حتي به آسمان نگاه هم نمي كنند.

  


خبرهاي كوتاه

 

* فيلم هاي «دزدان دريايي»، «ستاره هاي سوخته»، «روپيه»، «اسكن»، «از جنس پريشاني»، «آنتوان فيشر»، «باغ هاي كندلوس» و «محافظ» پايان هفته از شبكه هاي مختلف سيما روي آنتن مي روند.
* نوزدهمين نشست ادبي «قصه هشتم» ويژه نقد كتاب «آن يتيم نظر كرده» نوشته محمد رضا سرشار،16 تيرماه جاري ساعت 30/16 در محل حرم مطهر رضوي، صحن هدايت، ساختمان شماره 2 دانشگاه علوم اسلامي رضوي ميزبان علاقه مندان خواهد بود.
* محمدرضا لطفي نوازنده برجسته تار پس از 25 سال دوري از صحنه هاي موسيقي در ايران، از امشب به مدت 3 شب در كاخ نياوران به روي صحنه مي رود.
* روزنامه گاردين با تيتر «ريگاني ديگر در عرصه سياست» خبر از كانديداتوري «فرد دالتون تامپسون»، بازيگر سينما و تلويزيون، در انتخابات رياست جمهوري  آمريكا در سال 2008 داد.
* فيلمي از زندگي صادق چوبك- داستان نويس معاصر ايراني- ساخته مي شود.
* به  قلم غلامرضا امامي، روايتي مدرن از زندگي حضرت زينب(س) ارايه مي شود.
* جي.كي رولينگ در مراسم اكران جديدترين فيلم هري  پاتر در لندن گفت: «از به پايان رساندن آخرين كتاب هري  پاتر، ناراحت، اما آسوده خاطرم.»
* مراسم تجليل از عليرضا قزوه در انديمشك برگزار مي شود. مراسم يادشده از سوي مؤسسه  فرهنگي- هنري الغدير 15 تيرماه برگزار خواهد شد.
* احمد بيگدلي: وقتي داستانهاي اين سالها را مي خوانيد، فكر مي كنيد قبلاً اين داستانها را خوانده ايد. انگار همه ايستاده اند بالاي تپه و هر كدام دارند به يك جاي مشخص نگاه  مي كنند.
* به  قلم علي غضنفري، كتابي در معرفي شعر آلمان به  چاپ مي رسد. اين مجموعه  دو زبانه  شامل گزيده اي از شعر آلمان از پيدايش تا امروز است.
* مجسمه هاي پنجمين دوسالانه مجسمه  ايران با شوراي دبيران به موزه  هنرهاي معاصر تهران مي روند.
* علي پويان قصد دارد نمايشي را براساس زندگي رودكي شاعر بزرگ ايراني اجرا كند.
* با برگزاري جشنواره  «شبهاي سفيد»، «دايره گچي قفقازي» به تئاتر «روهر» آلمان مي رود.
* با نمايش «بادكنك سفيد»، «دايره»، «طلاي سرخ» و «آفسايد»؛ بزرگداشت جعفر پناهي در جشنواره  فيلم ارمنستان برگزار مي شود.
* دومين جشنواره فيلم رم با نمايش فيلم گانگستري «نفس دوباره» به كارگرداني آلن كورنو و بازي مونيكا بلوچي و دانيل اوتوي و با حضور احتمالي آنها در مراسم فرش قرمز آغاز مي شود.
* بهروز غريب پور قصد دارد بعد از پايان اجراي نمايش «اپراي مكبث» در تالار فردوسي دو نمايش «اپراي ليلي و مجنون» و «اتللو» روي صحنه ببرد.
* جلد هفتم هري پاتر ارزانتر از بهاي جهاني در ايران توزيع مي شود.
* جمال ميرصادقي: ادبيات در ايران تأثيرگذاري خود را از دست داده است.
* «كليد بهشت» دفتر شعري از رباعيات و دوبيتي هاي شاعران معاصر ايران در تكريم بانوي گرامي اسلام و مقام زن به تازگي وارد بازار كتاب شده است.
* صابر امامي: هنوز سنت نقادي در ايران پا نگرفته است.
* دبير نهمين دوسالانه گرافيك ايران: اعتبار يك دو سالانه در برگزاري منظم آن است بنابراين بايد براي حفظ آبرو و اعتبار كشورمان دوسالانه را در زمان مشخص خود برگزار كنيم.

  


عيدانه ؛ بانوي آب

 

* بهمن صالحي

بانوي آب
چون هاله اي ز عاطفه  ماه
با جامه اي ز نور
در قصر آفرينش كامل خورشيدوار
ايستاده به درگاه،
نامش
ظهور زهره در آفاق عشق
مهرش
فروغ سرمدي
با ابر مهرباني دستانش
بانوي آب
در لحظه هاي آبي رؤياست
آئينه  كرامت درياست
ا
ووالاترين اميره  گلها
در دست مداين روحاني است
شعر شرف
برسينه كتيبه  تاريخ
اسطوره  شگفت طهارت
منظومه  فضايل انساني است
گهواره  دو شير شجاعت
در جنگل ستاره و خنجر
باران شامگاهي
بر گستراي مزرعه  كهكشان
آموزگار صبح
بر پاكي و صفاست
بانوي باستاني دلها
- آميزه  تعقل و پرهيز
معناي زن
در مكتب مبارك قرآني است
با او سخن
جز با وضوي اشك مگوييد
وز او نشانه اي
جز در جهان ساكت و خاكستري خواب مجوييد
كان نخل رنج ديده
و آن سرو سوگوار
از مرگ ارغواني خورشيد
تعبير صادقانه  اندوه
در شعر ناتمام جواني است
بانوي بانوان
برج بلند و سبز رهايي
از خاك و خاكيان
معراج نور
از پهنه  زمين
تا عرش آسمان...

عطر ياس
* مصطفي جليليان مصلحي
آن روز، شكوفه باغ جان را پر كرد
صد هودج نور كهكشان را پر كرد
با آمدن شميمي از كوثر عشق
عطر گل ياس آسمان را پر كرد

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com