تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 18تیر ماه 1386

[ هنری ]
 * نشست نقد مجموعه شعر «حبسيه هاي يك ماهي كه دل به دريا زد» ؛
يك تماشاگرنما در خانه هنرمندان!
 * نگاهي به فيلم سينمايي «اگه ميتوني منو بگير» ساخته شاهد احمدلو ؛ سينماي تلويزيوني!
 * آمارها نشان مي دهد؛ سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني از « مد » افتاد
 * در لوكيشن بازسازي شده  بيمارستان « جماران »؛
« فرزند صبح » سرانجام پس از سه سال به پايان مي رسد
 * تحليل گاردين بر كتاب اعترافات گونتر گراس
 * پرويز مشكاتيان: گروه عارف در تهران و شهرستانها كنسرت مي دهد
 * جي. كي. رولينگ: گريه نكردم، ماتم گرفتم
 * «تعطيلات مستربين» در شبكه سه
 * سخنراني ايرج افشار در مراسم رونمايي از شاهنامه فردوسي
 * يازدهمين جشن سينماي ايران آغاز شد
 * «هزار خورشيد تابان» و «شرح حال ديانا» در صدر پرفروشها
 * ابوالفضل جليلي:سينماي ما تكراري شده؛ جشنواره ها تنوع مي خواهند
 * هيات علمي و سر داوران جايزه «گام اول» معرفي شدند

نشست نقد مجموعه شعر «حبسيه هاي يك ماهي كه دل به دريا زد» ؛
يك تماشاگرنما در خانه هنرمندان!

 

گروه هنر: همه كساني كه بعدازظهر روز شنبه براي شركت در جلسه نقد و بررسي مجموعه غزلهاي عليرضا بديع به خانه هنرمندان ايران رفته بودند، شاهد رويدادي بودند كه تأسف و انزجار آنان را باعث شد.




يك شاعر(؟!) جوان كه در سالهاي اخير همواره به دنبال جنجال آفريني بوده است، ناگهان سخنراني خود را در اين نشست به بهانه عدم توجه مجري جلسه به سخنان خود ترك كرد.
وي به همين بسنده نكرد و ميكروفون روي ميز را بشدت به سمت مجري مراسم كه يك خانم بود، پرت نمود و باعث ايجاد تنش در جلسه شد.
برخي از حاضران شاعر ياد شده را در حالي كه همچنان فرياد زنان به مجري جلسه معترض بود، از جلسه خارج كردند و نشست پس از مدتي روال عادي خود را پي گرفت.
در اين نشست حميدرضا شكارسري، شاعر و منتقد در خصوص ويژگيهاي زباني و تصويري غزلهاي مجموعه «حبسيه هاي يك ماهي كه دل به دريا زد» صحبت كرد.
همچنين نقدي كه سيامك بهرام پرور بر اين مجموعه نوشته بود توسط مريم جعفري قرائت شد.
بهرام پرور با اشاره به اينكه غزل بديع، غزل كشفهاي تصويري پياپي همراه با حركتهاي ظريف در فرم است، تأكيد كرد: تصويرپردازي بديع حد و مرزي ندارد و او حتي از مسايل ساده نظير باورهاي عاميانه براي ايجاد تصاوير سود مي برد.
وي با اشاره به اينكه بديع به سمت يافتن لحن خاص خود در شعر در حركت است اضافه كرد: زبان شعري او متعلق به ادبيات كهن فارسي است و او در بسياري از غزلهايش زباني نسبتاً باستان گرا را به خدمت مي گيرد، اما از سوي ديگر همواره به دنبال حفظ هماهنگي واژگان خود است.
بهرام پرور طنز ظريف بديع را متكي به خيال پردازي و داراي ويژگي گسترش به تمام متن ارزيابي كرد و در عين حال پاره اي آسانگيري هاي زباني شاعر جوان را يادآور شد.
محمدرضا شالبافان نيز در اين نشست در سخناني با تقسيم بندي مجموعه ياد شده به دو بخش، دفتر اول را متكي بر نگرش فلسفي كلاسيك ارزيابي كرد كه در آن انسان، خويش را مركز جهان مي پندارد.
وي دفتر دوم را به لحاظ عينيت گرايي و بروز شدن ابزارهاي شاعري بديع موفق تر ارزيابي كرد و از اينكه شاعر در آثار جديدش به دنبال پيگيري سروده هاي بخش دوم اين مجموعه نيست، ابراز تأسف كرد.
شالبافان همچنين از فخامت به عنوان يكي از عناصر شعري حاضر در غزلهاي بديع نام برد.
آرش شفاعي منتقد ديگر نشست با بيان تاريخچه اي از سير تطور غزل جوان خراسان گفت: بديع و همنسلان او از تجربه هايي خوشه مي چينند كه در اوايل دهه هفتاد با جسارت جمعي از شاعران جوان خراسان نظير عليرضا سپاهي لايين و محمد رمضاني فرخاني در تمام كشور جريان ساز شد.
وي با اشاره به اينكه فخامت، مؤلفه ذاتي شعر خراسانيان است، گفت: به نظر من يكي از كاركردهاي تجربيات عليرضا بديع در غزل خراسان، برخلاف نظر بسياري اين است كه او توانسته در پاره اي موارد كه فخامت، دست و پاي شعر او را مي بسته، از اين فخامت فاصله بگيرد.
شفاعي، بديع را از معدود شاعران خراساني دانست كه جسارت عاشقانه سرايي محض به خود داده اند و افزود: البته او در اين حيطه گاه چنان تندروي مي كند كه به دامن سانتي مانتاليزم مي افتد.
نكته ديگري كه شفاعي به آن اشاره كرد تهي بودن شعر بديع از شناسنامه اقليمي بود؛ وي گفت: نيما به ما آموخت كه توجه به اقليم به معناي قافيه كردن نام يك شهر نيست، بلكه به معناي آن است كه شاعر در ساختار، زبان و تصوير خاستگاه خود را كه با گوشت و پوست لمس كرده بازتاب دهد چه آنكه زمستان اخوان را تنها كساني خوب درك مي كنند كه زمستانهاي دهه چهل مشهد را به چشم ديده باشند.
شفاعي گفت: سؤال من اين است كه نيشابوري كه بارها از دل تهاجمهاي خونين سر بر آورده و دومين شهر فرهنگ ساز جهان اسلام بوده در شعر بديع كجاست؟ نيشابوري كه بوي شك خيام، عارفانگي عطار و رندانگي ابوسعيد بدهد؟
در اين مراسم همچنين عباس كرخي و ابراهيم لكزيان شاعران نيشابوري به سابقه شعري و ضعف و قوتهاي غزلهاي عليرضا بديع اشاره كردند.

  


نگاهي به فيلم سينمايي «اگه ميتوني منو بگير» ساخته شاهد احمدلو ؛ سينماي تلويزيوني!

 

* مهدي نصيري

* اگه ميتوني منو بگير
كارگردان: شاهد احمدلو




بازيگران: حميد لولايي، سحر زكريا، سحر ولدبيگي و نيلوفر خوش خلق
خلاصه داستان: آقا بزرگ هنگام مرگ وصيت مي كند طبق رسم هميشگي خانواده لاقوز، آقابالا بايد براي برادر كوچكترش، شازده، سه زن بگيرد. در غير اين صورت دست آقابزرگ از خاك بيرون خواهد ماند. آقابالا براي اينكه سهم الارث برادرش را هم به دست آورد، سه زن را به بهانه ازدواج، مأمور از بين بردن او مي كند... .
***
«شاهد احمدلو» متولد 1353 تهران، فرزند «محمد ولي احمدلو» - بازيگر سينما - است. احمدلو دانش آموخته رشته نقاشي دانشگاه آزاد (هنر و معماري) است. فعاليتهايش در زمينه كارهاي سينمايي را با ايفاي نقشي كوتاه در فيلم «سرب» آغاز كرده و دستيار كارگردان و منشي صحنه فيلم «ساحره» در سال 1376 بوده و در آثاري چون «باج خور»، «دره شاپرك ها»، «دندان مار» و... نيز بازيگري كرده است. فيلمبرداري پشت صحنه، طراحي جلوه هاي ويژه (ملاقات با طوطي) و 10 سابقه بازيگري، همه فعاليتهايي است كه «شاهد احمدلو» پيش از توليد نخستين فيلم بلند سينمايي اش «چند مي گيري گريه كني؟» انجام داده است.
اين فيلم با توجه به آخرين حضور «منوچهر نوذري» در سينما و تبليغات گسترده، توانست فروش خوبي در سينماها داشته باشد و احتمالاً همين موفقيت زمينه هاي توليد «اگه ميتوني منو بگير» را فراهم كرده است.
«اگه ميتوني منو بگير» در ادامه شيوه فيلم اول احمدلو ساخته شده و مهمترين آن اين است كه با تكيه بر همه ابزارهاي دم دستي و سطحي سينما، بتواند تماشاگر را به خنده وادارد.
سينماي ايران طي چند سال اخير پر شده از اين گونه فيلمها، كه نه تنها كمترين دستمايه هاي يك كار استاندارد متوسط سينمايي را دارا نيستند، بلكه نمي توان آنها را حتي براساس مشابهتهاي اندك با قالب ژانري كه در زيرمجموعه آن قرار مي گيرند نيز مورد بررسي قرار داد.
در حال حاضر، دو نوع فيلم سينمايي تجاري خيلي ضعيف در سينماي ايران توليد مي شود كه تقريباً اكثر فيلمهاي اكران شده و در نوبت اكران را شامل مي گردد.
اول، آن دسته آثاري كه با تكيه بر بازيگران جوان و موضوعهاي ملودراماتيك جوان پسند سعي در جلب مخاطب دارند. اين فيلمها بيشتر با دستمايه قرار دادن سوژه هاي تكراري و موضوعات دستمالي شده و داستانهاي ضعيف ساخته مي شوند و معمولاً مهمترين ويژگي شان استفاده از دخترها و پسرهاي جوان و بازيگران محبوب و معروف سينما و تلويزيون است. «نقاب» و «صحنه جرم» دو نمونه از اين نوع فيلمها هستند كه در حال حاضر در حال اكرانند.
اما نمونه دوم كه بيشترين حجم توليدات سينمايي را هم به خود اختصاص داده، آثار ضعيف كمدي است. «ميهمان»، «قلقلك»، «اخراجي ها» و «اگه ميتوني منو بگير» آخرين نمونه هايي هستند كه در اين گروه مي توان به آنها اشاره كرد. آثاري از اين دست، به راحتي و بدون توجه به عناصر واستانداردهاي سينما و ژانر و با صرف كمترين هزينه توليد مي شوند و به اميد جلب توجه مخاطب با تكيه بر به خنده واداشتن او روانه اكران مي گردند.
اغلب اين فيلمها يك موضوع ساده و عموماً تكراري را به سطحي ترين شكل ممكن مورد استفاده قرار داده اند و در عوض تمام توجه و تأكيدشان را صرف سرهم بندي موقعيتها و بيشتر گفتار كميكي كرده اند كه نمونه هاي مشابه آن را در همه سريالهاي تلويزيوني سالهاي گذشته مي توان مشاهده كرد.
سينماي ايران متأسفانه چند سالي است كه به بيماري تلويزيون زدگي مبتلا شده است و تأسفبارتر اينكه اين سينماي تلويزيوني مخاطبان بسيار زيادي هم دارد و عموماً در اكران هم خوب مي فروشد.
اما دومين فيلم بلند «شاهد احمدلو»، حتي از بسياري از نمونه هاي تلويزيوني هم ضعيف تر است. اولين ويژگي فيلم، حضور چشمگير بازيگران تلويزيوني است كه طي سالهاي گذشته به خاطر حضور در طنزهاي روتين شبانه، به اسم و رسمي رسيده اند و «حميد لولايي» هم در اين ميان، با سه نقشي كه در فيلم دارد، در مركز توجه قرار گرفته است. لولايي كه در «چند مي گيري...» تكيه كلامهاي سريالي اش را بارها براي خنداندن تماشاگران مورد استفاده قرار داده بود، در اين فيلم به دفعات لحن تيپهاي پيشين او را تكرار مي كند. او كه بازيگر ثابت دو فيلم بلند شاهد احمدلوست، نه تنها فضا و حضورش را به سمت اين دست كارها نزديك مي كند، بلكه حتي در خلق موقعيتهاي كميك تلويزيوني هم موفق نيست و شخصيتي و تيپي به مراتب ضعيف تر از كارهاي پيشين را ارايه مي كند. (گرچه اين تيپ در ميان كارهاي لولايي نمونه متفاوتي است.)
سحر زكريا، سحر ولدبيگي، علي صادقي و چند بازيگر ديگر فيلم هم كساني هستند كه قبلاً بارها آنها را در مجموعه هاي مختلف تلويزيوني و بويژه كارهاي طنز شبانه ديده ايم.
اما گذشته از حضور بازيگران، مهمترين ايرادي كه مي توان متوجه اين فيلم و آثار مشابه ديگر آن در سينما دانست، نداشتن داستان خوب و حتي يك داستان و چارچوب داستاني متوسط است.
«اگه ميتوني...» حاصل تورم يك ايده خام در قالب موقعيتي كميك است. از طرفي، بايد براي پسر ثروتمند آقا بزرگ سه همسر انتخاب شود و از طرف ديگر آقابالا پس از استخدام سه خواهر به عنوان عروس، آنها را مأمور سر به نيست كردن شازده مي كند. اين طرح اوليه كه چند موقعيت مشابه را به دنبال مي آورد، همه آن چيزي است كه فيلم بايد دستمايه هاي كميكش را از آن بگيرد.
شاهد احمدلو حتي در بالقوه ساختن طنز از ظرفيتهاي داستان هم ناموفق بوده است. فيلم احمدلو در تمام مدت نمايش با موقعيتها و طنز كلامي ضعيف اش تماشاگر را از تماشاي كار دلزده مي كند.
خنده و كمدي تنها در مقاطعي محدود از ميان حركات سخيف و موقعيتهاي كاذب و بي ادبانه بازيگران و شخصيتها، امكان ظهور پيدا مي كنند كه اين هم ضعيف و كم ارزش است. به جز اين مقاطع در اكثر زمان نمايش فيلم مخاطب نشسته بر صندلي سينما، در انتظار لبخندي كوچك تنها مي ماند.
در مجموع، فيلم جديد «شاهد احمدلو» كه مشخصاً براي فروش در گيشه توليد شده، يكي از ضعيف ترين فيلمها در ميان آثار ضعيف سينماي كمدي ايران است كه گمان نمي رود بتواند فروش فيلم قبلي او را تكرار كند.

  


آمارها نشان مي دهد؛ سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني از « مد » افتاد

 

آمارها نشان مي دهد سينماي ايران، امسال از نظر تعداد حضور و ارزش جوايز كسب شده، نسبت به سالهاي گذشته، از افت



مشهودي برخوردار بوده و حضور كمرنگي در جشنواره هاي مختلف جهاني داشته است.
گزارش خبرنگار سينمايي فارس حاكي است، امسال نيز در ادامه روند چندسال اخير، فيلمهاي ايراني به دلايل گوناگون نتوانستند مورد توجه مسؤولان جشنواره هاي خارجي باشند كه اين موضوع نياز به بررسي و تحليل از سوي مسؤولان و سينماگران دارد.
فيلمهاي ايراني در حالي طي چهار ماه نخست سال  86 موفق به حضور پرتعداد و موفقيت آميز در جشنواره هاي جهاني نشده اند، كه پيشتر سينماي ايران علاوه بر حضور در اين جشنواره ها، جوايزي نيز كسب مي كرد.
جشنواره هاي اروپايي، آسيايي و آمريكايي چون كن، برلين، مسكو و سنگاپور كه مديران شان علاقه شديدي به شركت فيلمهاي ايراني در بخشهاي مختلف جشنواره  اي شان داشته اند، امسال حتي يك فيلم ايراني را در جشنواره خود نمايش نداده اند كه آخرين مثال از عدم حضور سينماي ايران در جشنواره هاي خارجي را مي توان به حضور تنها يك فيلم در بخش جنبي جشنواره كارلووي واري اشاره كرد در حالي كه اين جشنواره هميشه عنايت ويژه اي به سينماي ايران داشته است يا جشنواره سنگاپور؛ كه به صورت يك سنت، همواره فيلمهاي سينماي ايران در آن شركت مي كردند، امسال حتي يك فيلم ايراني در فهرست خود نداشت.
اين اتفاقها در حالي رخ مي دهد كه در بازار فيلم جشنواره بيست  و پنجم فيلم فجر فيلمهاي ايراني مورد توجه كارشناسان سينمايي از كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفته بودند.
پس از پايان جشنواره بيست وپنجم فيلم فجر، امير اسفندياري رئيس بازار فيلم تهران گفت: استقبال ميهمانان خارجي از فيلمهاي اتوبوس شب (كيومرث پوراحمد)، سنتوري (داريوش مهرجويي)، خون بازي (رخشان بني اعتماد)، پابرهنه در بهشت (بهرام توكلي) و قفلساز (غلامرضا رمضاني) بيش از بقيه فيلمهاي جشنواره بيست و پنجم بود.
پرسش اصلي در اين زمينه اين است كه آيا در اين سالها كيفيت فيلمهاي ايراني دستخوش تنزل شده است؟ يا شرايط سياسي ايجاب مي كند كه رويكرد جشنواره هاي خارجي به سينماي ايران، تغيير كند؟ يا اساساً تب توجه به فيلمهاي ايراني با آن سوژه ها و ساختارهاي ساده در جشنواره هاي جهاني فرو نشسته است؟

  


در لوكيشن بازسازي شده  بيمارستان « جماران »؛
« فرزند صبح » سرانجام پس از سه سال به پايان مي رسد

 

با گرفتن صحنه هاي مربوط به آخرين روزهاي حيات حضرت امام (ره) در بيمارستان، فيلمبرداري «فرزند صبح» بعد از سه سال به پايان مي رسد.
به گزارش ايسنا، عوامل اين فيلم هم اكنون آخرين صحنه هاي مربوط به كودكي حضرت امام (ره) را در لوكيشن شهريار فيلمبرداري مي كنند و با ساخته شدن لوكيشن بيمارستان آخرين تصاوير اين فيلم فيلمبرداري خواهد شد.
بنا بر اين گزارش، فيلمبرداري «فرزند صبح» به كارگرداني بهروز افخمي كه از مهرماه سال 83 آغاز شده است تا اواخر تير ماه به پايان خواهد رسيد.
محمد رضا شرف الدين تهيه كننده اين فيلم نزديك شدن به چهره حضرت امام(ره) در كاري سينمايي، گرفتن چند صحنه استثنايي، طراحيهايي براي دوربين كه براي اولين بار در دنيا تجربه مي شود و انتظاري 2 ساله براي بزرگتر شدن بازيگر خردسال فيلم را از ويژگيهاي فرزند صبح مي داند و معتقد است: باوجود خستگي كه از توليد اين كار برايم مانده اما وقتي به فيلم و راشهاي موجود فكر مي كنم مي بينم كه به طولاني شدن فيلمبرداري مي ارزيد.
گروه سازنده  «فرزند صبح» در تلاش هستند فيلم را به جشنواره فيلم فجر سال 86 برسانند.

  


تحليل گاردين بر كتاب اعترافات گونتر گراس

 

«برتولت برشت» در كتاب «آلمان، مادر رنگ پريده»، شعر معروفي دارد كه در سرنوشته آن آمده است: «بگذاريد ديگران درباره ي



رسوايي شان صحبت كنند؛ من از رسوايي خودم صحبت خواهم كرد.» اما گونتر گراس خلاف آن عمل كرده است. او نزديك 60 سال رسوايي اش را در سر پروراند و بروز نداد، در حالي كه در تمام اين مدت،  ديگران را به صحبت درباره  رسوايي شان تشويق مي كرد.»
به گزارش ايسنا، روزنامه  گاردين در مطلبي درباره  گونتر گراس و كتاب اعترافات او با نام «پوست  كندن پياز» همچنين آورده است: گراس اكنون به علت افشاگريهايش تهديد شده است و در تلاش براي حفظ جايگاه نويسندگي خود، كتاب «پوست كندن پياز» را منتشر كرده و به طرز گستاخانه اي از خوانندگان خواسته تا اين كتاب را بخرند؛ اين تنها افشاگري مهم در كتاب طولاني و مزخرف اوست.
اين سكوت طولاني و نوع شكسته شدن آن، شهرت گراس را چنان به طرق مختلف خدشه دار كرده است كه او هرگز نمي تواند آن را ترميم كند؛ تأسف از اين كه او خود متوجه آن نشده است. كتاب «پوست كندن پياز» افشا مي سازد كه گونتر گراس 17ساله، كه تا آن زمان بدترين مسؤوليت و سمتي كه قبول كرده بود، تفنگدار غيرنظامي بوده است،  اكنون داوطلبانه به عضويت واحد برگزيدگان ارتش آلمان با عنوان «ارتش اس اس» درمي آيد.
زماني كه اين حقيقت تابستان گذشته اعلام شد، روزنامه ها و برنامه هاي تلويزيوني آلمان تا دو هفته به انعكاس آن پرداختند. گراس با انجام مصاحبه هاي طولاني با نمايندگان روزنامه محافظه كار «فرانكفورتر آلگمانيه ساتيونگ»، سعي كرد از شدت اين هجمه ها بكاهد و وانمود كند كه اتفاقي نيفتاده است؛ اما اين رسوايي هرگز ترميم نخواهد يافت. اكنون «وجدان آلمان» بعد از جنگ جهاني، بايد نام گونتر گراس را تحمل كند.
كتاب «پوست كندن پياز» سالهاي 1939 تا 1959 را به تصوير كشيده است؛ دوراني كه كتاب «طبل حلبي» او منتشر شد. اين كتاب شرح  حال دوران جواني گراس است.
افشا شدن عضويت گونتر گراس در «اس اس» بسيار دير در اين كتاب مورد اشاره قرار گرفته است. خواننده براي رسيدن به اين موضوع بي صبرانه صفحات كتاب را ورق مي زند و زماني كه به اين قسمت از كتاب مي رسد، از نفس  افتاده و خسته تر از آن است كه بتواند ادامه  آن را بخواند.
نويسنده  مطلب گاردين مي نويسد، خودش هم زماني كه به اين قسمت از كتاب رسيده، آن را دو هفته كنار گذاشته و براي ادامه  آن تمايلي نداشته است.
از جمله افتخارات و جوايزي كه گراس موفق به كسب  آنها شده است، به جايزه  «گئورگ بوشنر» در سال 1965، جايزه «توماس مان» در سال 1996، جايزه  «شاهزاده آستوري» در سال 1999، جايزه  نوبل ادبيات در سال  1999 و دكتري افتخاري از دانشگاه آزاد برلين در سال  2005 مي توان اشاره كرد.

  


پرويز مشكاتيان: گروه عارف در تهران و شهرستانها كنسرت مي دهد

 

گروه موسيقي عارف به سرپرستي «پرويز مشكاتيان» آبان ماه در تهران و شهرستانها كنسرت مي دهد.




«پرويز مشكاتيان» آهنگساز، سرپرست گروه عارف و نوازنده برجسته سنتور در گفتگو با فارس گفت: در اين كنسرتها كه از آبان ماه آغاز مي شود به همراه گروه عارف البته بدون «كامكارها» و «شهرام ناظري»، در تهران و شهرستانهاي ايران تا بدانجا كه شدني باشد به روي صحنه مي رويم و قطعاتي را در دستگاههاي نوا، شور، دشتي، بيات ترك، افشاري و سه گاه اجرا خواهيم كرد.
وي در خصوص جايگزيني خواننده اي به جاي «شهرام ناظري»در گروه افزود: حضور خواننده بستگي به چگونگي كار و اجرايمان دارد به طوري كه ممكن است سه خواننده در اين اجرا گروه عارف را همراهي كنند.
«مشكاتيان» در ادامه با اشاره به قيمت بليتهاي اين كنسرت اظهار داشت:از آنجا كه موسيقي من جز براي شنوندگان و مخاطبان آن داراي ارزشي نيست قيمت بليتها را حداقل تعيين مي كنم. يعني هزينه ها را برتعداد صندليها تقسيم و قيمت بليتها را اعلام مي كنيم.

  


جي. كي. رولينگ: گريه نكردم، ماتم گرفتم

 

«جي كي رولينگ» خالق رمانهاي هري پاتر گفت كه پس از پايان نگارش كتاب گريه نكرده است.
به گزارش خبرگزاري مهر، جي كي رولينگ در مصاحبه اي با بي بي سي گفت: بعد از پايان يافتن هري پاتر گريه نكردم اما پايان آن چنان غم انگيز بود كه ماتم گرفتم چون باورنكردني بود.
او در ادامه گفت: الآن به يك استراحت نياز دارم و بعد از نوشتن اين كتاب واقعاً مي خواهم استراحت كنم.

  


«تعطيلات مستربين» در شبكه سه

 

فيلم سينمايي «تعطيلات مستربين» به كارگرداني استيو بندلاك براي پخش از شبكه سه سيما دوبله شده است.
به گزارش مهر، فيلم سينمايي «تعطيلات مستربين» به مديريت دوبلاژ حسين خدادادبيگي براي شبكه سه سيما دوبله شده است.
منوچهر والي زاده به جاي مستربين صحبت كرده است. اين فيلم را استيو بندلاك سال 2007 به مدت 90 دقيقه ساخته و فيلمنامه را هميش مكول و رابين دريسكول نوشته اند.

  


سخنراني ايرج افشار در مراسم رونمايي از شاهنامه فردوسي

 

در نشست رونمايي شاهنامه گرانمايه فردوسي به تصحيح دكتر جلال خالقي مطلق، ايرج افشار و كاظم موسوي بجنوردي سخنراني خواهند كرد.
اين نشست روز سه شنبه 19 تيرماه ساعت 17 در محل مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامي، تالار اميرالمؤمنين(ع) برگزار مي شود.
دبير جلسه علي دهباشي است و كاظم موسوي بجنوردي (رئيس مركز دايرةالمعارف)، ايرج افشار، دكتر صادق سجادي، دكتر علي اشرف صادقي و دكتر جلال خالقي مطلق در آن سخنراني مي كنند.

  


يازدهمين جشن سينماي ايران آغاز شد

 

گروه هنر- دبير يازدهمين جشن سينماي ايران شرايط شركت فيلمهاي سينمايي و مهلت ارسال آثار متقاضي را به دبيرخانه جشن امسال اعلام كرد.
روابط عمومي خانه سينما اعلام كرد: براساس اين فراخوان همه فيلمهاي سينمايي كه از شهريورماه  1385  تا مردادماه 1386 به نمايش درآمده، پروانه نمايش گرفته يا در يكي از جشنواره هاي سينمايي داخلي شركت كرده باشند، مي توانند با اعلام تهيه كننده و تكميل فرم در يازدهمين جشن سينماي ايران شركت كنند.
يازدهمين جشن سينماي ايران به دبيري پرويز پرستويي روز 21 شهريورماه همزمان با روز ملي سينما برگزار مي شود و سينماگران مي توانند براي كسب اطلاعات بيشتر با دبيرخانه جشن به شماره 77650088 تماس بگيرند.

  


«هزار خورشيد تابان» و «شرح حال ديانا» در صدر پرفروشها

 

«هزار خورشيد تابان» اثر خالد حسيني و «شرح حال ديانا» نوشته تينا براون در صدر پرفروش ترين كتابهاي هفته گذشته قرار گرفتند.
به گزارش مهر به نقل از نيويورك تايمز، «هزار خورشيد تابان» خالد حسيني كه هفته پيش از صدر فهرست پايين افتاده بود اين هفته دوباره به جايگاه خود برگشت و در صدر قرار گرفت اما اين بار «شرح حال ديانا» اثر تينا براون را هم كنار خود دارد.
براين اساس رمان «سيزدهمين بدجنسي بي ثمر» اثر ژانت ايوانوويچ با يك پله سقوط در جايگاه دوم پرفروش ترين كتابها قرار گرفته است.
همچنين «خانه ييلاقي» اثر دانيل استيل خود را به رده سوم پرفروشها رسانده است. اين رمان داستان زندگي يك نويسنده را روايت مي كند.
«برداشت دوم» اثر كاترين كولتر و «بي خيال خوشگلي كشنده» اثر جكي كولينز به ترتيب در رده هاي چهارم و پنجم قرار گرفته اند.

  


ابوالفضل جليلي:سينماي ما تكراري شده؛ جشنواره ها تنوع مي خواهند

 

ابوالفضل جليلي كارگردان سينماي ايران گفت: يكي از دلايل عدم درخشش سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني اين است كه رو به تكرار گذاشته و جوانهايي كه وارد عرصه سينما مي شوند، عناصر فيلمهاي موفق را تكرار مي كنند.
اين كارگردان درباره حضور كمرنگ سينماي ايران در جشنواره هاي معتبر جهاني ادامه داد: هر جشنواره اي علاقه دارد كه فيلمهاي متنوع تر و تازه تري را به نمايش بگذارد ولي در سينماي ما هيچ اتفاق تازه اي حداقل در چهار، پنج سال گذشته نيفتاده است.
وي به تأثير سياستهاي بين المللي نيز دراين امر اشاره كرد و گفت: اگر تمام جشنواره هاي دنيا ما را طرد كنند، به نفع سينماي ملي و هويتي ماست. نبايد اين را فراموش كنيم كه ما داراي ايدئولوژي جهاني هستيم و در عين حال بايد با دنيا ارتباط برقرار كنيم.
جليلي در انتها خاطرنشان كرد: حدس من اين است كه سياستهاي جهاني در اين راستاست كه ايران در هيچ زمينه اي مطرح نشود اما ما كار خودمان را مي كنيم و براي آنها كار نمي كنيم بلكه مي خواهيم فكر خودمان را به دنيا منتقل كنيم.

  


هيات علمي و سر داوران جايزه «گام اول» معرفي شدند

 

راضيه تجار، محمد رضا بايرامي، فيروز زنوزي جلالي، پرويز بيگي حبيب آبادي و جواد محقق به عنوان اعضاي هيأت علمي جايزه «گام اول» معرفي شدند.
رسول آباديان طراح و مسؤول دبيرخانه جايزه «گام اول»، با اعلام اين مطلب به مهر افزود: كتابهايي كه در اين دوره ارزيابي مي شوند در چهار بخش قرار دارند كه شعر و داستان بزرگسال و شعر و داستان كودك و نوجوان را دربرمي گيرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com