|
* دكتر مجيد صفاتاج
هفته گذشته، كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا در گفتگو با شبكه NBC در پاسخ به سؤال خبرنگاري كه پرسيده بود «آيا آمريكا در مورد ايران هنوز به گزينه نظامي فكر مي كند؟» اظهارداشت: «رئيس جمهور هرگز گزينه هايش را از روي ميز بر نخواهد داشت و با صراحت مي گويم كه هيچ كس نبايد از رئيس جمهوري آمريكا بخواهد گزينه هايش را از روي ميز بردارد.» وي سپس تصريح كرد: «اگرچه واشنگتن به راه حل ديپلماتيك معتقد است، اما ايران بايد بداند كه سياست ما جنبه اجباري نيز دارد.» اين گونه اظهارات مقامهاي آمريكايي در مورد ايران و استفاده از واژه «اجبار» در رابطه با جمهوري اسلامي ايران براي تغيير سياستها و برنامه هاي خود و حتي تهديد نظامي كشورمان، براي اولين بار نبوده و براي آخرين بار نيز نخواهد بود. از آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي كه منافع آمريكا در معرض خطر قرار گرفت، همواره در گفتمان سياسي مقامهاي واشنگتن اجبار و زور و تهديد نظامي به كار رفته است، زيرا آمريكا با وقوع انقلاب اسلامي، يكي از حساس ترين مناطق استراتژيك جهان را از دست داد و دستش از ذخاير عظيم انرژي كوتاه شد. در حقيقت ايران طعمه اي نبود كه استكبار جهاني به آساني از آن صرف نظر كند، بلكه شاهرگ حياتي آنها بود. اسناد و مداركي كه از اين دولت امپرياليستي بر جاي مانده، از اهميت و حياتي بودن ايران براي آمريكا حكايت دارد. از جمله، در يكي از اسناد كشف شده در لانه جاسوسي آمريكا آمده است: «ايران براي آينده قابل پيش بيني، بسيار مورد توجه ايالات متحده خواهد بود. جايگاه اين كشور به تنهايي ضامن اين پيش بيني است. ايران كشور عمده منطقه در ميان اتحاد شوروي و شبه جزيره سرشار از نفت عربستان است. تا زماني كه نفت خاورميانه براي غرب اهميت دارد، دوستي ايران واجد اهميت شديد براي ايالات متحده آمريكاست. آمريكا منافع بسيار مهم ديگري نيز در ايران دارد. ايران محل وسايل اطلاعاتي آمريكاست كه با فايده بي همتايي كه دارد، در مكان ديگري قابل تقليد نيست.» (اسناد لانه جاسوسي، ج 24) به همين دليل پس از آنكه مردم مسلمان ايران تحت رهبري خردمندانه حضرت امام(ره) و با شجاعت و پايمردي خود سرزمين ايران را از چنگ آمريكا در آوردند، براي اولين بار جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا و برژينسكي مشاور امنيتي او، از اشغال نظامي منطقه و ايران سخن به ميان آوردند. برژينسكي در اين باره اظهار داشت: «به نظر من جايگاه استراتژيك ايران آن چنان براي غرب اهميت دارد كه آمريكا بايستي به هر ترتيب كه شده و با دست زدن به هر اقدامي - حتي اشغال نظامي - جلو اينكه غرب ايران را از دست بدهد، بگيرد.» جيمي كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا نيز در 23 ژانويه 1980 مركزيت خليج فارس را در قدرت جهاني آمريكا مورد تأكيد قرار داد و گفت: «واشنگتن براي حفظ استيلاي خود در منطقه، آماده به راه انداختن جنگ است.» چنانكه مشاهده مي شود، در سياستها، شگردها و برنامه هاي زنجيره اي آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران، از كودتا و جنگ و تحريم تا حمله و اشغال نظامي و... پيش بيني شده بود، زيرا موقعيت ژئوپلتيكي ايران در منطقه باعث شده تا نظريه پردازان سياسي - صهيونيستي آمريكا، از جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك هژمون منطقه اي نام ببرند و به مقامهاي آمريكا توصيه كنند اين كشور از هژموني مستقل منطقه (ايران) جلوگيري كند و رفتار آنها را در مناطقي كه از نظر ژئواستراتژيك و منابع طبيعي با اهميت هستند، تحت كنترل در آورد. شايد به دنبال اين سياست بود كه جيمز ولسي رئيس پيشين سيا، قبل از حمله آمريكا به عراق در سال 2003، اظهارداشت: «با تصرف عراق، نفت آن را به سرعت به دست مي گيريم و با سه ميليون بشكه توليد روزانه، عربستان را به زانو در مي آوريم، اوپك را منحل مي كنيم و ايران نيز در اين ميان همچون قطعه كيكي خوردن آن راحت خواهد بود.» (ماهنامه چشم انداز، شماره 34) مردم مسلمان ايران نزديك به سه دهه است با اين گونه از ادبيات سلطه گرانه و استعماري مقامهاي آمريكايي آشنا بوده، و هيچ گاه اين گونه تهديدها كوچكترين خللي در انجام وظايف آنان و پيشبرد اهداف انقلاب وارد نساخته است. ملت ايران تهديدهاي آمريكا و بويژه تحريمهاي آن كشور و متحدانش را در دوران دفاع مقدس هنوز به ياد دارد. با وجود آنكه همه جهان استكبار و عوامل آن از رژيم بعثي و متجاوز صدام حمايت مي كردند، ملت ايران كوچكترين درنگي در حمايت از رهبر انقلاب و آرمانهاي آن و حفظ و ثبات كشور خويش نكردند، وظيفه خود را به موقع انجام دادند و سرانجام هم پيروزي نصيبشان شد. شرايط كنوني نيز هرگز از دوران دفاع مقدس براي دولت و ملت مقاوم ايران سخت تر نيست، بلكه خودكفايي ايران در امور دفاعي - كه بنا بر اعتراف بسياري از سياستمداران و نظريه پردازان غربي، مقتدرترين كشور منطقه خاورميانه است- عملاً باعث شده تا از امنيت پايدار و مردمي و ثبات سياسي و تأثيرگذار در منطقه برخوردار باشد. اما از ياد نبريم كه شرط استمرار اين ثبات و پايداري و رسيدن به اهداف بلندمدت توسعه كشور، انجام وظيفه اي است كه به دوش تك تك آحاد ملت ايران و بويژه دولتمردان جمهوري اسلامي ايران گذاشته شده است كه در شرايط سخت از زير بار مسؤوليت خويش شانه خالي نكنند و وظيفه خويش را به دوش ديگران و نسل آينده تحميل نسازند. در غير اين صورت، اگر تكليف خويش را به ديگران واگذار كنيم، گرفتار همان بلايي خواهيم شد كه مولاي متقيان علي(ع) فرمودند: «سوگند به خدا كه هيچ قومي در خانه خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر آنكه ذليل شد. شما تكليف خويش را به گردن يكديگر انداختيد و از يكديگر گسيختيد و بي ياور گشتيد تا در نتيجه غارتگريها، شما را متلاشي ساختند و بر وطنهاي شما مسلط شدند.» (نهج البلاغه، خطبه 27) |