|
* زهرا دلپذير
سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي سازمان ملل متحد (يونسكو)، در راستاي تلاش براي ترويج فرهنگ كتاب و كتابخواني در جهان، هر سال شهري را به عنوان «پايتخت جهاني كتاب» انتخاب مي كند.

براين اساس، «بيروت» نهمين شهري خواهد بود كه در سال 2009 پايتخت جهاني كتاب مي شود. پيش از اين نيز شهرهاي مادريد (2001)، مقدونيه (2002)، دهلي نو(2003)، آنتورپ(2004)، مونترال(2005)، تورين(2006)، بوگوتا(2007) و آمستردام (2008) براي اين عنوان انتخاب شده اند. اين درحالي است كه ايران در دو دوره اخير حتي نامزدي را براي احراز اين مقام به يونسكو معرفي نكرده است. در همين زمينه، با اساتيد صاحب نظر در رشته كتابداري و اطلاع رساني گفتگويي داشته ايم كه درپي مي آيد: در كميته اي كه مسؤوليت انتخاب پايتخت جهاني كتاب را برعهده دارد، نمايندگان سازمان يونسكو و برخي از سازمانهاي حرفه اي در صنعت كتاب از جمله انجمن بين المللي ناشران، فدراسيون بين المللي كتاب فروشان و فدراسيون بين المللي سازمانها و مؤسسات كتابخانه ها حضور دارند. بديهي است، شهري كه توسط اين كميته انتخاب مي شود، بايد شرايط خاصي را دارا باشد.
شاخصها كدامند؟

دكتر عباس حري، عضو هيأت علمي گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه تهران و استاد نمونه كشور، با اشاره به اينكه درحال حاضر كشورهاي مختلف در نوعي رقابت علمي و فرهنگي براي احراز اين عنوان تلاش مي كنند، مي گويد: كشوري كه پايتخت جهاني كتاب شود، با اين ويژگي فرهنگي بين بقيه كشورها ممتاز شناخته مي شود و طبيعي است كه چنين عنواني يك سري مسؤوليتها را هم به دنبال خود مي آورد، زيرا بايد تلاش كند رتبه اش را ارتقا دهد و يا رتبه ارتقا يافته اش را حفظ كند. وي درباره شاخصها و پيش شرطهاي احراز اين مقام اظهار مي دارد: معيارهاي مورد نظر، اصول، اركان و مباني كلي هستند كه جهان به عنوان معيارهاي كلي به آنها اعتقاد دارد. به عنوان مثال، كشوري كه مي خواهد پايتخت جهاني كتاب شود، بايد تمام تلاشهايي را كه در زمينه توليد و تبليغ يك كالاي خوب صورت مي گيرد، در مورد كتاب هم انجام دهد؛ يعني مشتري پسند باشد، خوب عرضه و تبليغ شود و بتوان برايش بازار صادرات فراهم كرد زيرا نشر بويژه در زمينه كتاب نبايد در داخل يك كشور محبوس بماند بلكه بايد توانمندي حركت در مقياس فرامرزي و جذب مشتريهاي بيرون از مرزهاي داخلي را داشته باشد. البته، لازم است ابتدا بازارهاي منطقه اي و جهاني را شناخت و سپس با رقباي خارجي به رقابت سالم پرداخت. اين استاد دانشگاه مي افزايد: يكي ديگر از شاخصهاي مورد نظر، عضويت در كپي رايت جهاني است، زيرا اگر كتابها با مجور ناشر و مؤلف اصلي ترجمه و تكثير شوند، توزيع آنها دامنه گسترده تري پيدا مي كند. برخي ناشران داخلي تصور مي كنند اگر از جهت حقوقي و اقتصادي مبلغي را به ناشر يا مؤلف اصلي كتاب بپردازند، در قيمت كتاب تأثير مي گذارد؛ درحالي كه اين طور نيست و در دو همايشي كه در باب كپي رايت در كشورمان برگزار گرديد، به اين مسأله اشاره شد كه در صورت داشتن مجوز ناشر اصلي هم براي كتاب تبليغ و بازاريابي مي كند در نتيجه شمارگان كتاب افزايش يافته و هزينه سرشكن مي شود و از يك سو كتاب ارزان تر به دست مصرف كننده مي رسد و از سوي ديگر كسي به خود اجازه نمي دهد كتابي را كه قبلاً ترجمه شده، ترجمه كند.
يك امتياز ويژه!

دكتر رحمت ا... فتاحي، رئيس انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران و مدير گروه كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه فردوسي مشهد، با بيان اينكه براي هر انتخابي بخصوص در سطح ملي و بين المللي شاخصهايي را در نظر مي گيرند و پس از انتخاب نامزدها داوران آنها را اولويت بندي و مشخص مي كنند، مي گويد: در مورد كار فرهنگي بزرگي مثل پايتخت كتاب سال، معيارهاي عيني تري لازم است كه برخي از آنها كمي و برخي كيفي هستند. وي اضافه مي كند: تعداد عناوين و شمارگان هر كتاب در هر حوزه، نوبت چاپ و ويرايش، تعداد منابعي كه هر كتاب براي تأليف از آنها استفاده كرده، ميزان بهره مندي از منابع معتبر و تنوع موضوعي كتابها، از جمله معيارهاي كمي هستند. وي مي افزايد: ميزان توجه به موضوعات مورد نياز روز در سطح ملي، منطقه اي و بين المللي، شهرت و مرتبه علمي نويسندگان (كه آيا در سطح ملي و جهاني صاحب نام هستند يا نه) و ظاهر و ويژگيهاي خاص هر كتاب نيز جزو معيارهاي كيفي شمرده مي شوند. رئيس انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران، احراز اين مقام را يك تبليغ علمي و فرهنگي بسيار مثبت براي كشور منتخب مي داند و ادامه مي دهد: چنين موقعيت خاص و ممتازي، به نوعي نشان دهنده ثبات فرهنگي، اقتصادي و سياسي و پشتيباني و حمايت نظام سياسي از چنين فعاليتهايي در پايتخت كتاب جهان است و سبب افزايش اقدامهاي فرهنگي، جرأت و اعتماد به نفس بيشتر انديشمندان آن كشور مي شود. وي مي افزايد: از سوي ديگر، برنامه ريزان، مسؤولان و تصميم گيرندگان آن كشور موظف مي شوند به اعتبار انتخاب عنوان پايتخت كتاب جهان، امكانات بيشتري را در اختيار بخش فرهنگي و نشر كتاب خود قرار دهند.
پيروز در بازار رقابت جهاني كتاب كشور ما در سال 2006 براي عنوان پايتخت جهاني كتاب اعلام آمادگي كرد، اما مجمع جهاني كه مسؤول رسيدگي به اين مسأله بود، تهران را رد كرد و ايران با يك رأي به تورين باخت. در واقع، در آن زمان مسايل سياسي موجب شد از انتخاب ايران صرف نظر كنند. اما نكته قابل توجه اين است كه ايران در دو دوره اخير حتي نامزدي را به يونسكو معرفي نكرد، درحالي كه احراز اين مقام مي توانست جايگاه بين المللي ويژه اي را در افكار عمومي جهان براي تهران كسب كند. دكتر حري در اين زمينه مي گويد: اگر يك سلسله شرايط در كشورمان اعمال شود، اين ظرفيت را داريم كه در بازار رقابت جهاني كتاب موفق شويم. وي مي افزايد: ما در كشورمان از نظر تنوع موضوعي كتابها مشكلي نداريم؛ مسأله ما بحث شمارگان آثار است، زيرا اگر سرانه جمعيت را در نظر بگيريم، مي بينيم كه شمارگان كتابها پا به پاي جمعيت كشور افزايش نمي يابد. در نتيجه، در طول زمان ميانگين شمارگان ما كاهش يافته است. اين استاد دانشگاه با اشاره به اينكه توجه به فرهنگ كتاب و كتابخواني وظيفه همه نهادهاي جامعه است، مي گويد: از آن جا كه كالاي فرهنگي با فرهنگ سر و كار دارد و فرهنگ هم در همه ابعاد جامعه پراكنده است، همه در بهبود وضعيت كتاب در كشورمان نقش دارند. وي مي افزايد: بايد معيارهاي ما در مورد مطالعه كتاب مورد بازنگري قرار گيرد، زيرا داوريهاي ما براساس شاخصهاي چند دهه قبل است و نگاه ما به تعداد كتابهايي كه افراد مي خوانند و زماني كه براي مطالعه صرف مي كنند، «گوتنبرگي» است؛ يعني كتاب چاپي مد نظر ماست درحالي كه اكنون جوانان ما وقت زيادي را صرف مطالعه اينترنتي مي كنند. اين موضوع را هم بايد در معيارهاي جديد وارد كرد. وي در مورد بهبود وضعيت كتابخواني در كشور مي گويد: بايد آموزش ما از حالت تك درسي خارج شود؛ دوم اينكه خانواده ها بپذيرند وقتي جوانانشان كتاب مطالعه مي كنند، كار مثبتي را انجام مي دهند، سوم اينكه محيط آموزشي ما فضايي را فراهم كند كه نوجوانان به جز مطالعه كتابهاي درسي خود با ديدگاههاي مختلف در عرصه علوم انساني، رياضي و... آشنا شوند و در واقع تفكر انتقادي در آنها رشد كند. دكتر حري خاطرنشان مي كند: وزارت ارشاد، وزارت اقتصاد، وزارت علوم و تمام مراكز آموزشي پيش و پس از دانشگاه و خود نظام نشر و يارانه هايي كه به عنوان مشوق به آن تعلق مي گيرد، مي تواند در برطرف كردن چالشهاي موجود در عرصه چاپ و نشر كتاب مؤثر باشد. ما براي بسياري از كالاها يارانه را مي پذيريم، اما در مورد فرهنگ كمي بي مهري مي شود. حال آنكه فرهنگ معمولاً متعلق به كل نظام است و وقتي صحبت از سياست فرهنگي مي كنيم، يعني يك جامعه براي خود يك سياست فرهنگي دارد و اين سياست فرهنگي وقتي كل نگر باشد، هيچ ركن يا نهادي نمي تواند نسبت به آن بي اعتنايي كند و همه نهادها بايد به اندازه تلاش خود فعاليت كنند؛ آن موقع مي توان گفت كه انعكاس فعاليتهاي فرهنگي ما به صورت يك كالاي فرهنگي مثل كتاب درج مي شود. دكتر فتاحي هم با بيان اينكه ايران در سطح منطقه از نظر انتشار كتاب، كشور مطرحي است، مي گويد: كشور ما با وجود محدوديتهاي چاپ و نشر، كمبود كاغذ و... جنب و جوش و پويايي علمي و انتشاراتي خوبي داشته و توانسته است خود را مطرح كند. از نظر شاخصهاي كيفي هم در طول چند سال گذشته ناشران ما چه به لحاظ ساختار و استانداردهاي نشر و چه به لحاظ وضعيت فيزيكي كتاب، معيارهاي خود را بالا برده اند و شايد اراده هاي سياسي اجازه نداده در طول سالهاي گذشته، ايران چنين موفقيتي (انتخاب به عنوان پايتخت جهاني كتاب) را كسب كند. وي مي افزايد: برخي از افراد دليل كاهش شمارگان كتاب را كاهش سرانه مطالعه در كشور مي دانند. اين مسأله دلايل چندي دارد: دليل اول: نفوذ اينترنت و ماهواره، دوم نظام آموزشي تك كتابي كه فقط يك كتاب را به دانش آموز معرفي مي كند و رقابت كنكور كه فرصت مطالعه كتابهاي ديگر را مي گيرد و سوم نظامهاي كلان اقتصادي، سياسي و... كشور است؛ زيرا وقتي فردي مجبور است براي تأمين معاش خود چند جا كار كند، فرصت مطالعه نخواهد داشت. وي تأكيد مي كند: براي بهبود وضعيت نشر و توزيع كتاب از يك سو و افزايش مطالعه افراد جامعه از سوي ديگر، نيازمند يك برنامه راهبردي و استراتژيك هستيم و اين برنامه نه تنها جنبه هاي تفكري، بلكه راهكارها و جنبه هاي علمي را هم بايد مد نظر داشته باشد. |