تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
ورزشی
هنری
حوادث
دوربين
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 25تیر ماه 1386

[ هنری ]
 * گزارش اكران فصل بهار سينماي ايران ؛ متنوع بود!
 * نگاهي به مجموعه شعر «صداي موجي زن» سروده « مونا زنده دل » و «هدي قريشي»؛
برزخ پست مدرن
 * بيضايي با «سهراب كشي» برمي گردد
 * و در اين نزديكي...
 * برگزيدگان جشن بزرگ داستان انقلاب يازده ميليون تومان هديه مي گيرند
 * براي برپايي هفتمين دوسالانه نقاشي ؛
انجمن نقاشان و مركز هنرهاي تجسمي به توافق رسيدند
 * فيلمبرداري «خاك آشنا» بهمن فرمان آرا به تهران رسيد
 * در جدول كتابهاي پرفروش هفته؛جيمز پاترسون صدرنشين شد

گزارش اكران فصل بهار سينماي ايران ؛ متنوع بود!

 

* نرگس خرقاني

هر فصلي خصوصيات خاص خود را براي اكران فيلم دارد. مثلاً فصل بهار خيلي براي توزيع كنندگان فيلم در هاليوود جذاب نيست، اما، از



آنجا كه حساب سينماي ايران از تمام دنيا جداست، در سينماي ايران روندي معكوس جريان دارد و فروردين ماه براي اكران فيلم، ماه مناسب و پر فروشي است، حتي اگر مقارن با تعطيلات باشد و تلويزيون هم پر از فيلمهاي مختلف سينمايي باشد.
* اخراجي هاي پر سود!
اگر بخواهيم پرفروش ترين فيلم فصل بهار را اعلام كنيم، بدون شك اين فيلم «اخراجي ها» است، فيلمي كه ركوردهاي فروش در سينماي ايران را شكست و پرفروش ترين فيلم سينماي ايران تا به امروز شد.
هر چند كه اين فيلم به مانند «آتش بس» همه را شوكه نكرد و از قبل همه چيز درباره آن قابل پيش بيني بود.
با توجه به جريان مطرح شدن فيلم اخراجي ها كه از جشنواره فيلم فجر آغاز شد و برگزيده شدن اين فيلم از سوي تماشاگران و صحبتهاي جنجالي كارگردانش، از همان ابتدا پيش بيني مي شد كه اين فيلم، فيلمي پر فروش و موفق باشد. حتي اكران اين فيلم در ايام نوروز كه تلويزيون پر از فيلمهاي سينمايي رنگارنگ بود هم، نتوانست چيزي از موفقيت اين فيلم بكاهد.
هر چند كه بسياري از منتقدان به فيلم ده نمكي روي خوش نشان ندادند، اما ده نمكي با اصرار عجيب و جالب توجهي، سعي زيادي براي فوق العاده جلوه دادن فيلم خود داشت !
مدتي پس از اكران هم، سي دي هاي آن با كيفيت عالي روانه بازار شد، اما آنقدر اين فيلم زياد فروخته بود كه اين سي دي ها هم خلل آن چناني در فروش آن ايجاد نكرد.
موفقيت اين فيلم و فروش بيش از دوميليارد توماني آن باعث شد كه صحبت ساخت قسمت دوم اين فيلم به ميان آيد تا سازندگانش از همين حالا، چند ميليارد ديگر را به حساب خود واريز شده بدانند !
* داستان اعتياد
فيلم «خون بازي» كه در آخرين روزهاي سال 85 اكران شد، در اوايل امسال نيز همچنان به اكران خود ادامه داد و بر خلاف فضاي غم انگيز خود، در سايه فيلم اخراجي ها توانست فروش قابل قبولي داشته باشد.
«خون بازي» در جشنواره فيلم فجر بسيار مورد توجه قرار گرفت و بخصوص بازي «باران كوثري» در اين فيلم نمود چشمگيري داشت. البته نوع رفتار اين بازيگر جوان پس از موفقيت ناشي از اين فيلم نيز، در نوع خود جالب توجه بود كه حتي در برنامه«شب شيشه اي» اعلام كرد كه در فيلم ابراهيم حاتمي كيا بازي نخواهد كرد كه متعاقب آن، پدرش (جهانگير كوثري) تلفني اين موضوع را منكر شد و از او خواست كه حرفش را پس بگيرد!
اين گفته چه تاثيري براي باران كوثري داشت خيلي مهم نيست، اما برنامه «شب شيشه اي» را آنقدر جنجالي كرد كه دوباره اين قسمت برنامه تكرار شد و موفقيتي شد براي دست اندركاران اين برنامه پر مخاطب شبكه تهران.
* نقابي كه كاش برداشته نمي شد !
ديگر فيلم جنجالي كه طي اين مدت به نمايش درآمد فيلم «نقاب» بود. هر چند كه اين فيلم در اكران خيلي خوب فروش نكرد، اما از جهاتي ديگر پر سر و صدا و جنجالي بود.
نخستين جنجال اين فيلم بر سر توزيع سريع سي دي هاي قاچاقش در سطح شهر بود كه با كيفيت عالي به فروش مي رسيد. اينكه اين فيلم از چه كانالي به دست سي دي فروشان رسيد هم معمايي است كه هنوز هم پشت نقاب است! اگر چه تهيه كننده فيلم شديداً به اين موضوع اعتراض كرد و آن را توطئه دانست، اما جنجال فيلم نقاب به همين جا پايان نيافت و پس از آن بحث بر سر موضوع اين فيلم در گرفت و اينكه تا چه حد ساخت چنين فيلمي درست است؟ با اعتراض جمعي از نمايندگان مجلس به اكران اين فيلم كه پس از سه سال اجازه نمايش يافته بود، اكران آن بسيار محدود شد و كار به جايي رسيد كه مسؤولان ارشاد به دليل اكران اين فيلم از مردم پوزش خواستند! اين هم يكي ديگر از اتفاقات نادر سينماي ايران بود كه امسال شاهد آن بوديم.
* بترسيد و بخنديد !
ديگر فيلم به نمايش در آمده در بهار، فيلم «پارك وي» ساخته فريدون جيراني بود كه جزو معدود فيلمهاي سينماي ايران به شمار مي رود كه در ژانر وحشت ساخته شده است. هر چند كه اين فيلم بيش از اينكه ترسناك باشد، پر از صحنه هاي خشونت آميز است و به همين دليل ديدن آن براي نوجوانان زير 16 سال ممنوع اعلام شده، اما مشخص نيست كه تا چه حد در سينماهاي نمايش دهنده فيلم به اين توصيه ها عمل شد، اما حداقل وسيله خوبي براي تبليغ اين فيلم به شمار مي رفت.
در كل بسياري از تماشاگران اين فيلم پس از تماشاي آن با اعصاب خرد و حال بد از سينما خارج شدند. اگر چه «پارك وي» داستان ضعيفي دارد و بسياري از صحنه هايش كپي برداري از نمونه هاي خارجي است، اما كارگرداني خوبي دارد و تنها نقطه قوت آن نيز شايد همين باشد.
* خنده حتي بدون دليل !
ديگر فيلمي كه طي اين مدت به نمايش درآمد، فيلم «اگه مي توني منو بگير» ساخته شاهد احمدلو كارگردان جوان سينماي ايران بود. اين فيلم كه دومين اثر شاهد احمدلو در مقام كارگردان بود، در مقايسه با فيلم قبلي اش يعني"چند مي گيري گريه كني؟" يك عقب گرد براي كارگردانش به شمار مي رود.
در فيلم قبلي اين كارگردان، به بخشي از فراموش شد گان جامعه در قالب طنز تلخ اشاره شده بود، اما در اين فيلم تنها با يك سري شوخيهاي دم دستي و آبكي، سعي در خنداندن تماشاگر شده است. بايد ديد كه آخر و عاقبت اين كارگردان كه علاقه مند به نشان دادن آدم هاي كج و معوج و عجيب و غريب است به كجا ختم خواهد شد؟!
* ورود ممنوع!
ديگر فيلمي كه در فصل بهار به نمايش درآمد، فيلم «صحنه جرم؛ ورود ممنوع» بود كه همان گونه كه بي سر و صدا ساخته شده بود، بي سر و صدا هم اكران شد و البته بي سرو صدا از پرده اكران پايين آمد! ابراهيم شيباني كارگردان اين فيلم كه دومين فيلم بلند خود را ساخته، پس از «زهر عسل» تا حدي در كارش پيشرفت نشان مي دهد، هر چند كه فيلم پليسي اش در حد همان فيلم پليسي هاي ساده تلويزيوني باقي مي ماند و نمي تواند فروش قابل ملاحظه اي داشته باشد و تماشاگران را به سينما جذب كند.
* فيلمهاي تازه اكران شده
فيلم «روز سوم» كه فيلم منتخب هيأت داوران درجشنواره فجر امسال بود، در آخرين روزهاي خرداد ماه به نمايش درآمد و هنوز نمي توان در مورد فروش اين فيلم چيزي گفت و بايد منتظر ماند و ديد كه اين فيلم چه فروشي خواهد داشت. ديگر فيلم اكران شده، فيلم «گرداب» ساخته حسن هدايت است. فيلمي كه براي ايفاي نقشهاي اصلي اش از دو چهره محبوب تلويزيوني يعني شهاب حسيني و لاله اسكندري سود جسته است.
اكران آخرين فيلم مسعود كيميايي يعني فيلم «رئيس» هم از ديگر اتفاقات مهم اين روزهاست كه بايد منتظر پايان اكران آن بود تا بتوان بهتر در باره ارتباط آن با مخاطبانش گفت.
در كل، فيلمهاي اكران شده در بهار فيلمهايي از ژانرهاي مختلف بودند و بر خلاف هميشه كه وجه اغلب فيلمهاي به نمايش درآمده در سينماها، فيلمهاي بي سر وته كمدي بود، طي اين مدت خوشبختانه فيلمهاي مختلفي براي سلايق مختلف تماشاگران به نمايش درآمد.

  


نگاهي به مجموعه شعر «صداي موجي زن» سروده « مونا زنده دل » و «هدي قريشي»؛
برزخ پست مدرن

 

* محمدرضا شالبافان

اشاره: «صداي موجي زن» مجموعه مشترك «مونا زنده دل» و «هدي قريشي» از شاعران جوان خطه خورشيد است كه تقريباً تنها



قالب غزل را در خود جاي داده است. اين دو شاعر از نامهايي هستند كه در حال و هواي غزل پست مدرن نفس مي كشند. با اين مقدمه، مطلب زير در نگاه به اين مجموعه نگاشته شده است.
«... اگر غرب و سرزمينهايي كه نسبت به غرب شرطي شده اند، به عالم پست مدرن مي پيوندند، در شرق از همان آغاز، آشنايي با غرب و مقاومت فرهنگي، به نحوي هويت چندگانه و به تعبيري بعضاً چهل تكه يافته است و گويي هيچ گاه اين سرزمينها دوران مدرن نداشته اند و از همان آغاز، در عالمي شبيه عالم پست مدرن زندگي كرده اند.»
«دكتر محمد مددپور/ هنر و زيبايي در نظر متفكران يونان و روم»
جمله اي كه از مرحوم مددپور نقل شد، كوتاه ترين و صريح ترين جواب براي تمام كساني است كه معتقدند جامعه ما و در نتيجه آن جامعه ادبي ما هنوز مدرن نشده كه بخواهد پست مدرنيسم را از سر بگذراند! اما اينكه در اين سكون محسوس ادبي و بويژه ركود شعر فارسي؛ جريان «غزل پست مدرن» از سر دلخوشي و رفاه مفرط چند جوان شاعر، مشغول به بازي گرفتن حيثيت باشكوه غزل فارسي است، مي تواند نامزد «بي مزه ترين شوخيهاي سال» باشد. نه جريان جامعه ما (به قول دكتر مددپور) چنان بوده و هست كه بتوان با بهانه «تناقض» اين نام، همه چيز را تباه كرد و نه غزل، ديگر آن تعريف كلاسيك خود را حفظ كرده است. پس من در همين ابتدا به صراحت موضع خودم را نسبت به «غزل پست مدرن» يا «غزل متفاوت» براي آناني كه نمي دانند، مثبت اعلام مي كنم!
اما از اين بحث گذشته، مجموعه «صداي موجي زن» با طرح روي جلد زيبا و رندانه خود، براحتي ما را به محتوايش ترغيب مي كند. در برخورد اول و برخوردهاي بعدي به اين نتيجه رسيدم كه فضاي شاعري «مونا زنده دل» از «هدي قريشي» شايد فرسنگها فاصله دارد و بهتر ديدم كه به اين دو كاملاً جداگانه بپردازم.
نخست؛ برخورد قريشي با غزل كه نمونه اي از اتفاقات در حال تنفس است، اگرچه بسيار به حاشيه رانده شده است. اين جريان كه بيشتر به نام «غزل فرم» ناميده مي شود مهمترين ويژگي خود را در شعرهاي مثل شعرهاي قريشي مي بيند.
قريشي به عقيده من اصلاً به «غزل متفاوت» نزديك نيست؛ زيرا مهمترين شبه ويژگي اين جريان، برخورد عصيان زده و اسكيزوفرنيك با روايت است. اما غزل قريشي چند ويژگي دارد كه تقريباً همه شان با موقعيت پسامدرن ناسازگارند كه سعي مي كنم به آنها به طور مختصر اشاره كنم:
الف) روايتهاي توصيفي:
اين روايتها بيشتر از زبان اول شخص بيان مي شوند و حتي گاهي به حديث نفس مي رسند:
با «نه» شروع شد ... و به «نه» مي شود تمام
عشقي كه خورده روح مرا مثل يك جذام!
ب) اصرار بر ضربه پاياني در روايت:
اين راهكار از آخرين تمهيدات جريان «غزل فرم» براي فرار از مرگ حتمي بود كه در غزلهاي قريشي با اصرار پيگيري شده است:
سه ماه تلخ ... سه ماه ... سه ماه... بي مفهوم
و انتظار براي نتيجه اي معلوم
زني نشسته كنار جنازه يك مرد
به جرم كشتن مردي كه عاشقش ... محكوم!!
دو تا پياله شراب و دو تا پياله عسل!
بيا! بنوش به ياد فرشته مرحوم
هدي قريشي شهري- 1360
و روي سنگ نوشته دليل: نامعلوم!
وهي بنوش... و بازي و صحنه آخر:
دو تا جنازه عاشق، دو تا گل مسموم!
ج) حضور تقابل نخ نما شده زن و مرد
اين حضور به دفعات با اعتراضهاي سطحي اجتماعي پيوند مي خورد:
سكانس آخر: زن/ پشت بام/ يأس/ سقوط
و رنگ قرمز/ تصوير روي زن... و سكوت
درون شهر: شلوغي مرد و زن/ ترافيك
و رنگ زرد زمينه/ صداي واضح سوت
اتاق دختر: مردي كنار پنجره است
درست پشت به تصوير، ساكت و مبهوت
اما دنياي ذهن شاعري به نام «مونا زنده دل» را حال و هوايي ديگر است. زنده دل در كنار اينكه از قريشي تواناتر است، حداقل تا آستانه ورود به موقعيت پسا مدرن مي رود.
«زبان» و «روايت» در غزلهاي زنده دل به گونه اي مناسب با هم گره خورده اند و در كنار هم پيش مي آيند، اما اگر براي مشخص شدن مؤلفه ها، اصرار بر جدا كردن آن دو بورزيم، با تقسيم بندي اين چنيني روبه رو مي شويم:
الف) زبان
حضور كاركردهاي زباني مناسب در بيشتر غزلهاي زنده دل به چشم مي آيد. از برخوردهاي نو با افعال تركيبي گرفته تا حضور پسوندهاي غيرمنتظره و يا استفاده مناسب از جملات معترضه.
آشوب مي شود دلم از بوي اين جسد
كه چند سالم است به من فحش مي دهد
يا:
قشنگ من! پري قصه هاي پير شده!!
كدام قلعه دنيا تو را اسير شده؟
و:
اتاق تنگ شد از بس هوا... كه كم ... دارم
خفه، خفه، خفه مي ميرم از خودم، دارم...
در كنار اين اتفاق، شاعر به يكي از مهمترين اجزاي ساخت لحن، كه همان انقطاع طبيعي جملات است هم توجه داشته است:
موزيك ناملايم باران، زن توي پس زمينه آبي
«تو يك فرشته اي كه خداوند از آسمان هفتم ... خوابي...؟!»
و يا شاعر بخوبي گاهي با به كارگيري كلمات، نسبي گرايي دنياي معاصر را در شعر خود جاي داده است:
سرنگ معمولي، آزمايش ساده
و اتفاق مهمي كه هي نيفتاده
ب) روايت
اما ماجراي روايت در غزلهاي زنده دل با كمك پاياپاي زبان، ژرف تر و سنگين تر است.
روايتهاي زنده دل، مانند قريشي معمولاً اول شخص است، اما اين روايتها بر خلاف قريشي معمولاً سرگردانند.
اين روايتها گاهي از سياليت متن به گونه اي مناسب بهره مي گيرند و در انتها به اتفاقي محتوم نمي رسند كه همه از شبه مؤلفه هاي متنهاي شبه پسا مدرن است.
از مهمترين نتايج روايتي با توصيفهاي مذكور، تغيير راوي در متن روايت است كه معمولاً در غزلهاي زنده دل ديده مي شود:
زن نيست، ابر منتظري زير چادر است
«خوبي مونا؟ هنوز هم از من دلت پر است؟!»
يا در انتهاي همان غزل:
مثل مرور سطحي زخمي كه ... «خوب شد!»
مثل صداي هق هق آقاي دكتر است
و يا در شعري ديگر - حتي- با نگاه به جريانهاي ذهني فرويدي به ادغام دو روايت با هم مي پردازد و «تداعي» بخوبي در شعر حضور مي يابد:
«اگر هنوز به يادم مي افتد از بارون...»
(سكوت، سيگاري كه ...) نمي كشم! ممنون!
به خانه برگشتم مثل نامه آخر
كه اسم خيس فرستنده مي چكيد از «نون»
«تو شاعري مثلاً؟!» ... كه نمي توانم بي...
«تو عاشقي ؟!» ... كه سرم درد كرده از مجنون
(به شيشه مي زند انگشتهاي نامريي اش
نگاه مي كند اين قصه را از آن بيرون)
فقط براي خودم قبر كوچكي هستم
كه چشمهاي تو را سعي مي كنم/ مدفون
به من نگاه بكن مرد گنده! مي ترسي؟!
از اينكه مرده ببيني مرا... و يا از خون؟!
به هم بزن همه خاطرات تلخم را
به زور هم شده چيزي بخور از اين معجون...
البته در كنار اين ويژگيهاي قابل توجه، از اجراي نامناسب يك ايده نسبتاً خوب هم بايد سخن بگويم كه پشتوانه درخوري از تركيب آوايي ندارد و با قافيه عجيب و غريبش، به سمت هجو تمايل يافته است.
خودكار گيج، چندم امضا، ورق، ورق
خنديده شد به فال تو آقاي شق و رق...
و اما در پايان بايد به اين نكته اشاره كنم؛ «مونا زنده دل» بخوبي دريافته كه شروع يك غزل مي تواند از نقاط حساس و حياتي باشد و او معمولاً با تمهيدات مناسبي مخاطب را به دنبال كردن شعر خود فرا مي خواند.

  


بيضايي با «سهراب كشي» برمي گردد

 

گروه هنر- نصيري: «بهرام بيضايي» نويسنده، پژوهشگر و كارگردان تئاتر ايران پس از يك وقفه دوساله، بار ديگر با كارگرداني نمايش «سهراب كشي» به تئاتر برمي گردد.
بيضايي كه سال 1384 با نمايش «مجلس شبيه در ذكر استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين» فصل گرمي را براي تابستان تئاتر به ارمغان آورده بود، ضمن تأييد اين خبر گفت: فعلاً متن «سهراب كشي» به مركز هنرهاي نمايشي ارايه شده است، اما تا اين لحظه هيچ قراردادي بسته نشده و اجراي نمايش به صورت قطعي تأييد نشده است، بنابراين نمي توان در مورد آن صحبت كرد.
بيضايي كه تا چندي پيش سرگرم توليد فيلم پرتگاه بود، در مورد زمان احتمالي اجراي اين نمايش گفت: با اين حال فكر مي كنم در صورت قطعي شدن و شروع تمرينات، سهراب كشي تا اواخر آبان ماه به روي صحنه برود.
نويسنده نمايشنامه هايي چون «مرگ يزگرد»، «چهار صندوق»، «پرده خانه»، «پهلوان اكبر مي ميرد»، «خاطرات هنرپيشه نقش دوم»، «هشتمين سفر سندباد» و «دنياي مطبوعاتي آقاي اسراري»، دوسال پيش از مجلس شبيه ....» نمايش «شب هزار و يكم» را در تئاتر شهر به روي صحنه برده بود و پنج سال قبل از آن هم با نمايش «كارنامه بندار بيدخش» به روي صحنه رفته بود.
لازم به ذكر است كه بخشهايي از نمايش «سهراب كشي» پيش از اين با عنوان «سهراب كشي مويه تهمينه»، توسط «مژده شمسايي» در آيين بزرگداشت بيضايي خوانده شده بود.

  


و در اين نزديكي...

 

شور جنون
*ليلا جعفري




لب تشنه تر از روز الست آمده بودي
ها كوزه خورشيد به دست آمده بودي
مي خواستي از سكر لبش جام بگيري
با بوسه اي از نيست به هست آمده بودي
انگار خدا در نفست ريخت عطش را
چون جام تهي دست به دست آمده بودي
تا پلك زدي شور جنون در نفست ريخت
در آينگي گم شده مست آمده بودي
آه اي غزل آيينه شدي شعله شدي حيف
آن كوزه كه افتاد و شكست آمده بودي

دوباره شعر
* سيد اصغرصالحي
به شعر مي كشدم چشمهاي روشن ت
ودوباره شب، شب تاريك ،من، نوشتن ت
وتمام دهكده را بوي شعر برمي داشت
اگر كه باد كمي مي وزيد بر تن ت
وتو شاه بيت غزلهاي وحي و تنزيلي
خدا چه معجزه اي كرد با سرودن ت
وو چشمهاي تو كم كم به شعر من حك شد
شبيه دست من و تار و پود دامن ت
وتويي كه دست مرا بي گمان نمي گيري
و من كه آخر، بادستهاي دشمن تو-
-اگرچه تلخ ولي شاعرانه مي ميرم
اگرچه نوش ولي خون من به گردن ت
وهنوز در دل اين لحظه هاي دور از دست
به شعر مي كشدم چشمهاي روشن ت

واشك
* احسان نوري
از تن براي اشك تو بايست شانه ساخت
آغوش را براي تو ديوانه خانه ساخت
بايد حذر نمود نبايد غزل سرود
بايد براي دلخوشي تو ترانه ساخت
از درد و رنج خويش نبايد سرود تا
لبخندهاي شاد تو را جاودانه ساخت
همچون پرنده اي كه براي پرنده اي
از بالهاي زخمي خود آشيانه ساخت-
در شايد و نبايد تو شاعرانه سوخت
با بودن و نبودن تو عاشقانه ساخت
پنهان ز چشمهاي شما، چشمهاي من
سي و سه بار در دل پل رودخانه ساخت

افسانه
* سودابه مهيجي
شوق وقتي ماهي چشم تو را بي تاب كرد
رونق رخساره ام را حيله قلاب كرد
فتنه سودابه بودن آتشي شد ناگزير
خشك و تر را در مذاق كام خود خونآب كرد
سنگ بودن سرنوشت خيره قلب تو بود
شعله خودكامه من سنگ را هم آب كرد
تو سياوش نه، تو آرش بوده اي در عين عشق
چشم هايت تير خود را عاقبت پرتاب كرد
آتش خشمم گلستان شد كه در آغوش ت
وبوي يوسف قصه اي شد ، شعله ها را خواب كرد
نه تو در پرهيز خود ماندي ، نه من در التهاب
عشق، اين افسانه هاي كهنه را ناياب كرد
* * *
اي پلنگ دلربا ! زخم تو بر شب مانده است
آه از ، آن پنجه و كاري كه با مهتاب كرد...

بخت من
* علي اكبر ياغي تبار
يك عده چشمهاي مرا كور كرده اند
يعني مرا به عشق تو مجبور كرده اند
از من فرار مي كني اما چه فايده
آنها مرا براي تو منظور كرده اند
شيرين تلخكام! خدايان در آسمان
بخت مرا به خاطر تو شور كرده اند
شب مثل روز بود كساني در اين ميان
مهتاب را گرفته و بي نور كرده اند
خيلي عجيب نيست اگر بي توجهي
آنها تو را ميان تو محصور كرده اند
وا... من كه لايق عشق تو نيستم
يك عده چشمهاي مرا كور كرده اند

بوي گندم
* شيما تقيانپور
حواي حسرت نصيبم، بي وسوسه بي تلاطم
در حسرت يك گناهم ، در حسرت بوي گندم
مي آيي و مي نشيند در سينه ام عطر سيبي
رد مي شوي ازكنارم بي يك نگاه و تبسم
اين چارفصل هميشه در انتظار تو طي شد
بي آنكه حتي بدانم مي آيي از فصل چندم
خاموش و ساكت گذشتي ازچار راه غريبي
رفتي نگفتي كه اينجا من ماندم و حرف مردم
خاكسترم مانده بر جا بي دست آتش نژادت
هرگز به آتش نيفتد دامان پرهيز هيزم
با اين همه بهترينم بگذار رو راست باشم
حواي حسرت نصيبم، در حسرت بوي گندم

  


برگزيدگان جشن بزرگ داستان انقلاب يازده ميليون تومان هديه مي گيرند

 

بيش از يازده ميليون تومان جوايز نقدي به برگزيدگان «جشن بزرگ داستان انقلاب» در بخشهاي «رمان»، «داستان بلند انقلاب» و «داستانهاي كوتاه انقلاب» اهدا مي شود.
به گزارش خبرگزاري قرآني ايران (ايكنا) به نقل از ستاد خبري جشن بزرگ داستان انقلاب، در نخستين جايزه  اين جشن در بخشهاي «رمان» و «داستان بلند انقلاب» به اثر برگزيده مبلغ 40 ميليون ريال، اثر برتر مبلغ 30 ميليون ريال و اثر تقديري مبلغ 20 ميليون ريال اهدا مي شود.
در بخش داستان كوتاه انقلاب نيز به اثر برگزيده مبلغ 10 ميليون ريال، اثر برتر مبلغ 7 ميليون و 500 هزار ريال و اثر تشويقي مبلغ 5ميليون ريال اختصاص مي يابد.
نويسندگان مي توانند آثار داستاني خود را با درون مايه  انقلاب اسلامي تا نيمه  اول دي ماه سال 1386 به دبيرخانه  «جشن بزرگ داستان انقلاب» ارسال كنند.
دبيرخانه  اين جايزه در تهران، تقاطع خيابانهاي حافظ و سميه، حوزه  هنري،  مركز آفرينشهاي ادبي، كارگاه قصه و رمان (دبيرخانه  جشن بزرگ داستان انقلاب)، صندوق پستي 15815/1677 واقع شده است.

  


براي برپايي هفتمين دوسالانه نقاشي ؛
انجمن نقاشان و مركز هنرهاي تجسمي به توافق رسيدند

 

انجمن هنرمندان نقاش و مركز هنرهاي تجسمي ، براي برگزاري هفتمين دوسالانه نقاشي سرانجام به توافق رسيدند.نعمت لاله اي سخنگوي انجمن هنرمندان نقاش در گفتگو با فارس با اعلام اين خبر گفت: طي مذاكراتي كه با حبيب ا... صادقي رئيس مركز هنرهاي تجسمي داشتيم به توافق لازم براي برپايي هفتمين دوسالانه نقاشي رسيديم.
وي افزود: بايد هزينه و اعتبار لازم براي برپايي اين دوسالانه را برآورد كنيم تا به اطلاع رئيس مركز هنرهاي تجسمي برسانيم كه البته 15 درصد از كل هزينه برآورد شده را براي تشكيل دبيرخانه دوسالانه هزينه خواهيم كرد.
لاله اي همچنين درباره بازگشت آيدين آغداشلو به عنوان دبير هفتمين دوسالانه نقاشي اظهار اميدواري كرد كه ايشان مجدداً دبيري دوسالانه را بپذيرد و اضافه كرد: انجمن نقاشان، آمادگي برگزاري دوسالانه را داشت و از مدتها پيش، شوراي سياست گذاري آن را تشكيل داد و آيين نامه برگزاري دوسالانه هاي نقاشي را تدوين كرده است.
حبيب ا... صادقي كه از ابتداي رياست خود در مركز هنرهاي تجسمي و موزه هنرهاي معاصر اعلام كرده بود تمامي دوسالانه هاي بر زمين مانده را برگزار خواهد كرد، چندي پيش در نشست خبري دوسالانه مجسمه سازي اعلام كرد با برگزاري دوسالانه هاي نقاشي و تصويرگري پرونده تمامي دوسالانه هاي برزمين مانده بسته خواهد شد.
تاكنون دوسالانه هاي نگارگري، سفال و سراميك،عكس، پوستر و گرافيك برگزار شده و دوسالانه هاي كاريكاتور و مجسمه سازي نيز درمرحله نهايي اجرا قرار گرفته اند كه پاييز سال جاري برگزار خواهند شد،  دوسالانه تصويرگري و نقاشي نيز تا پايان امسال برگزار خواهند شد كه به اين ترتيب وعده هاي صادقي براي برپايي تمامي دوسالانه ها محقق خواهد شد.

  


فيلمبرداري «خاك آشنا» بهمن فرمان آرا به تهران رسيد

 

فيلمبرداري «خاك آشنا» بهمن فرمان آرا در كردستان به پايان رسيد و گروه براي ادامه  فيلمبرداري به تهران آمدند.




به گزارش ايسنا، اين كارگردان سينما كه به همراه عوامل جديدترين ساخته  سينمايي اش طي هفته  گذشته فيلمبرداري بخشهايي از اين فيلم را در كردستان به پايان رساند، براي فيلمبرداري بخشهاي باقي مانده  راهي تهران شدند.
رضا كيانيان، بابك حميديان، مريم بوباني، بيتا فرهي، رويا نونهالي، نيكو خردمند، هدايت هاشمي و رعنا آزادي فر در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند.

  


در جدول كتابهاي پرفروش هفته؛جيمز پاترسون صدرنشين شد

 

رماني از جيمز پاترسون با كنار زدن «هزار خورشيد تابان» و ديگر كتابهاي پرفروش هفته گذشته به صدر پرفروش ها آمد.
به گزارش مهر به نقل از نيويورك تايمز، رمان «سريع» اثر جيمز پاترسون موفق شد با كنار زدن پرفروش ترين كتابهاي هفته گذشته خود را در صدر پرفروشها قرار دهد.
بنابراين «هزار خورشيد تابان» اثر خالد حسيني در رده دوم قرار گرفت و جايگاه سوم نيز به رمان «سيزده بدجنسي بي ثمر» اثر ژانت ايوانوويچ اختصاص يافت.
پنجمين كتاب پرفروش هفته نيز «خانه هاي ييلاقي» اثر دانيل استيل بوده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com