|
* مهدي نصيري
امروزه ديگر كمتر مي توان خودروهاي قديمي و مدل پايين را در نمايشگاهها و بنگاههاي فروش خودرو مشاهده كرد. ركود بازار خريد و

فروش اين خودروها به ويژه در شهرهاي بزرگ در سالهاي گذشته باعث رونق پيدا كردن بازارهاي مكاره خريد و فروش خودرو در گوشه و كنار شهرها شده است. اين بازارها كه در اكثر شهرها زير پوشش شهرداري قرار گرفته اند، در اغلب مراكز استانها وجود دارند و در روزهاي بخصوصي (عصر پنجشنبه و جمعه) رونق زيادي هم پيدا مي كنند. بازار خريد و فروش خودرو تهران در بزرگراه آزادگان، بازار كرج در منطقه حيدرآباد، بازار پونه از جمله بازارهاي خريد و فروش خودرو است كه در روزهاي مشخصي بويژه روزهاي جمعه خريداران و فروشندگان را در خود جمع مي كند. اين بازارها معمولاً پر از جمعيت و مملو از خودروهاي جديد و قديمي است كه در دو رديف و در كنار هم پارك شده اند. سري به بازار پونه مي زنم. ساعت تقريباً سه بعدازظهر است. صاحبان بيشتر خودروها به خاطر گرمي هوا در داخل نشسته اند و منتظر آمدن خريدار هستند و كاپوت خودروهايشان را هم براي بازديد آنها بالا زده اند. بعضيها هم شماره تلفن و مدل را پشت شيشه عقب چسبانده اند و خودشان در سايه نشسته اند. همه كساني كه در بازار خريد و فروش خودرو قدم مي زنند، يا فروشنده اند، يا خريدار. البته دلالها و تماشاگرها هم وجود دارند. ضمن اينكه چندين نفر هم در مكانهاي مختلف پاركينگ در حال كارشناسي و تعيين قيمت و ارزش گذاري هستند. در ميان فروشندگان كه بيشترشان اتومبيلهاي خود را به بازار آورده اند هم كساني وجود دارند كه اصلاً كارشان خريد و فروش است و برخي خودروهاي مدل پايين را مي خرند و براي فروش به شهرستانهاي كوچك اطراف مي برند. خيلي از فروشندگان و خريداران را هم جواناني كه خودشان را «ماشين باز» معرفي مي كنند، تشكيل داده اند. شيطان بازار بازاري در شهر كرج به «شيطان بازار» معروف است. دليل اين نامگذاري ظاهراً به خاطر وسوسه اي است كه در رابطه با خريد يا فروش خودرو در اشخاص به وجود مي آورد. در «شيطان بازار» هر شخصي به همان راحتي كه مي تواند خودرو مورد نظرش را بفروشد، به همان آساني هم مي تواند وسيله ديگري را انتخاب كند و بخرد. « شيطان بازار»محل خريد و فروش خودرو اشخاصي است كه قصد دارند واسطه ها را در جريان انجام معامله هايشان از ميان بردارند. اما آيا واقعاً در اين جا واسطه ها وجود ندارند؟ دلالها و معامله گران آنچه به راحتي مي توان در بازار مشاهده كرد، اين است كه دلالها نبض معاملات را در دست دارند و چه در جريان خريد و چه در فروش اتومبيلها نقش و حضورشان تعيين كننده است. البته پاركينگ علاوه بر دريافت مبلغ پانصد تومان - هزينه ورود پارك خودروها در مكانهاي مشخص - كارشناساني را نيز در اختيار معامله كنندگان قرار داده است. در گوشه و كنار پاركينگ اين كارشناسان را مي توان با كارتهايي آويزان برگردن ديد و از ساير مردم جدا كرد. در هر صورت با وجود همه آنچه كه در شكل گرفتن معاملات اين بازار ديده مي شود، در كنار هم قرار گرفتن دلالها و كارشناسان مي تواند بار ديگر واسطه ها را در ميان طرفين معامله قرار دهد و البته شايد بازار دلالي را هم گرم كند. در واقع هيچ تضمين دقيق و كلي اي در مورد ارزشگذاريها هم وجود ندارد. مثلاً هيچ كس نمي داند اگر كارشناسي با جانبداري از يكي از طرفين معامله قيمتي غير واقعي را پيشنهاد بدهد، چه ضمانتي براي قبول آن وجود دارد! علي مرتضي نژاد، يكي از افرادي است كه تا به حال دوبار در اين بازار اقدام به خريد خودرو كرده است. وي كه پس از چندين ساعت حضور در بازار هنوز موفق به خريد خودرو مورد علاقه اش نشده است، در مورد قيمتهاي كارشناسي مي گويد: فكر نمي كنم اين قيمتها قيمت واقعي اتومبيلها باشند، چون خيلي از فروشندگان خودروهايش را پس از ارزشگذاري زير قيمت تعيين شده توسط كارشناسان به فروش مي رسانند و اصلاً مشخص نيست كه اين ارزش گذاريها بر چه مبنايي صورت مي گيرد. تضميني وجود ندارد يكي از مشكلات عمده بازار معاملات خودرو نبود نظارت كافي و قانوني بر روند معاملات است. در اين بازار خريدار بدون اينكه فروشنده را بشناسد يا اطميناني بر انجام معامله داشته باشد، خودرويي را خريداري مي كند، اما اگر مشكلي در مراحل مختلف معامله يا پس از آن به وجود آيد، در مقابل مشكلات قانوني احتمالي هيچ تضميني دريافت نمي كند. يكي از افرادي كه براي خريد خودرو به شيطان بازار آمده است، در مورد تضمينهاي موجود در جريان معامله مي گويد: بيشتر خودروهايي كه براي فروش به اين جا آورده مي شوند، خودروهايي هستند كه قديمي اند، بارها دست به دست شده اند و اگر جديد هستند نقص فني دارند و نمي توان آنها را در نمايشگاه و مكانهاي معتبر فروخت. شما مي توانيد دستي به سر و روي ماشينتان بكشيد و كمي به آن برسيد و بعد آن را به راحتي در اين بازار بفروشيد و در مقابل هيچ چيز هم مسؤول نباشيد. به همين خاطر به اين جا شيطان بازار مي گويند. يكي از اهالي محل از خانه بيرون مي آيد. در ميان اين همه جمعيت فروشنده و خريدار حضور او را غنيمت مي شمارم و خودم را به سختي به او مي رسانم. در مورد مشكلات و دردسرهاي بي نظمي بازار در اطراف خانه اش با او صحبت مي كنم. مي گويد: اين بازار و آدمهايي كه از همه جاي شهر و حتي شهرهاي ديگر آمده اند، آسايش و آرامش را از اهالي محل گرفته اند و در ضمن امنيت اين محله را كه منازل مسكوني زيادي هم در آن واقع هست با خطراتي مواجه كرده است. به خصوص عصر پنجشنبه و جمعه ها كه وقت استراحت و آرامش است، صداي بوق ماشين و تردد وسايط نقليه واقعاً ما را كلافه كرده است. وي مي افزايد: شهرداري بايد مكان ديگري را در خارج از شهر و يا اطراف آن براي چنين بازارهايي در نظر بگيرد تا براي مردم مزاحمتي ايجاد نشود. وي به ترافيك سنگين خيابان اشاره مي كند و مي گويد: حداقل پليس بايد نظارت بيشتري بر اين بازار داشته باشد و بايد اجازه اين شلوغي و تجمع خارج از بازار را به افراد ندهد و بازار را به داخل پاركينگ محدود كند. |