|
* مليحه پژمان
اين روزها در خبرها مي خوانيم كه آخرين آمارها در حوزه سينما، نشان از حضور بي فروغ فيلمهاي سينمايي ايران در جشنواره ها و مجامع جهاني دارند.

وقتي علت را جويا مي شويم مي بينيم، امسال هم مثل سالهاي گذشته، به دلايلي فيلمهاي ايراني نتوانستند مورد توجه مسؤولان جشنواره هاي خارجي باشند. جشنواره هاي اروپايي، آسيايي و آمريكايي چون كن، ونيز، برلين، مسكو و... كه مديران آنها علاقه شديدي به شركت فيلمهاي ايراني در بخشهاي مختلف جشنواره اي شان داشتند، امسال حتي يك فيلم ايراني را در جشنواره خود نمايش نداده اند. در حالي كه اين جشنواره ها هميشه توجه ويژه اي به سينماي ايران داشته اند و در بازار فيلم فجر، فيلمهاي ايراني مورد توجه كارشناسان سينمايي كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفته بودند. با اين توصيف جاي سؤال است چرا آثار سينماي ايران در اين جشنواره ها حضور كمرنگي داشته اند؟ آيا نگاه و كيفيت آثار سينمايي در كشور ما تنزل كرده؟ آيا سوژه هاي فيلمهاي ايراني بكر و تازه نيستند و همين مسأله تب توجه به سينماي ايران را در دنيا سرد كرده، يا اينكه مسؤولان اين جشنواره ها رويكردي سياسي دارند، از آنجا كه اين مسأله نيازمند تحليل و بررسي دقيق تري بود، به سراغ سينماگران، منتقدان، كارشناسان و برخي از مسؤولان دست اندر كار در امور بين الملل سينماي ايران در وزارت ارشاد و بنياد سينمايي فارابي مي رويم تا تصويري كاملتر از اين اتفاق ببينيم.
*محمدرضا اعلامي/كارگردان نگاه جشنواره هاي جهاني تغيير كرده است «خيلي از موارد در اين مسأله دخيل هستند. اول اين كه حالت كشف و شهودي كه سينماگران نسبت به اين جشنواره ها داشتند، از بين رفته و چون ديگر چيزي براي عرضه مطابق با خواست آن جشنواره ها نداريم و تكرار آثار سينمايي گذشته هم لطفي ندارد، پس فيلم جديدي هم نداشته ايم كه نگاه اين جشنواره، را به سينماي ايران متمركز كند، اما به عقيده من ما نبايد با هدف شركت در اين جشنواره ها فيلم بسازيم، چون بايد مطابق خواست آنها فيلم توليد كنيم، آن وقت سينما، ديگر سينماي ايران نخواهد بود. از طرف ديگر ما در اين سالها آثار خوبي هم داشته ايم، ولي اين كه چرا مورد تأييد جشنواره هاي خارجي نبوده اند، به اين برمي گردد كه نگاه جشنواره هاي جهاني خيلي تغيير كرده و شايد هدف از برگزاري اين جشنواره ها نوعي قدرت نمايي باشد.»
* ابوالفضل جليلي/كارگردان اگر ما را طرد كنند، به نفع سينماي ملي ماست جليلي يكي از دلايل عدم درخشش سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني را اين طور شرح مي دهد: «سينماي ايران رو به تكرار است و جوانهايي كه وارد عرصه سينما مي شوند، عناصر فيلمهاي موفق را تكرار مي كنند.» اين كارگردان درباره حضور كمرنگ سينماي ايران در جشنواره هاي متعدد جهاني هم مي گويد: «هر جشنواره اي علاقه دارد فيلمهاي متنوع تر و تازه تري را به نمايش بگذارد، ولي در سينماي ما هيچ اتفاقي در چند سال اخير نيفتاده است.» جليلي به سياستهاي بين المللي در اين مورد اشاره مي كند و مي گويد: «اگر تمام جشنواره هاي دنيا ما را طرد كنند، به نفع سينماي ملي و هويتي ماست. نبايد اين را فراموش كنيم كه ما داراي ايدئولوژي جهاني هستيم و در عين حال بايد با دنيا ارتباط برقرار كنيم. حدس من اين است كه سياستهاي جهاني در اين راستاست كه ايران در هيچ زمينه اي مطرح نشود، ولي ما كار خودمان را مي كنيم و فكر خودمان را به همه دنيا منتقل مي كنيم.»
* پرويز شيخ طادي/كارگردان ما همچنان اندر خم يك كوچه ايم! شيخ طادي در مورد جشنواره هاي جهاني مي گويد: «همان طور كه مي دانيد، اين جشنواره ها چند دسته اند، بعضي در اين جشنواره ها حساسيت بيشتري دارند و در جهان سر و صداي زيادي به پا مي كنند و شايد بخشي از اهميت ويژه اين جشنواره ها به خاطر تبليغات آنها باشد. اين دسته مهم از جشنواره ها، اغلب رويكرد سياسي دارند، اما تعدادي از جشنواره ها هم به وجوه هنري آثار سينمايي مي پردازند و به قولي انساني تر مي انديشند. قضاوت و داوري آنها هم متفاوت است. اما اگر هم دربخش جشنواره هاي سياسي و هم غيرسياسي توفيق نداشته باشيم يعني اين كه سينماي ايران دچار ضعف شده و رو به سقوط است كه در اين صورت ما بايد براي اين سينما، چاره اي اساسي بينديشيم. البته ما در بخشهاي اجرايي و تبليغاتي هم در جشنواره هاي جهاني ضعيف عمل مي كنيم، در حالي كه رژيم صهيونيستي خيلي قدرتمند ظاهر مي شود. مثلاً در جشنواره «كن» امسال با تبليغات و جوسازي هاي زياد، جايزه هاي بسياري دريافت كردند، در حالي كه ما حتي موقعيت آن را نداشتيم فيلمهايمان را به نمايش بگذاريم.» شيخ طادي در ادامه مي گويد: «15 سالي هست كه مسؤولان بخش بين الملل سينماي ايران به جشنواره كن مي روند، هزينه مي كنند و با دست خالي برمي گردند و «ما همچنان اندر خم يك كوچه ايم»! اين مسائل ضعفهايي است كه بر سينماي ايران حاكم است. به جرأت مي گويم ما در اين مورد بشدت از بخش بين الملل بنياد سينمايي فارابي لطمه خورده ايم! اغلب جوايزي كه سينماگران ما تاكنون دريافت كرده اند، يك حركت كاملاً شخصي و خودجوش بوده و امور بين الملل سينما در اين مسأله نقشي نداشته است. نمي دانم مسؤولان اين بخش تا كي به اين وضع ادامه خواهند داد؟»
* فرج ا... سلحشور/كارگردان نبايد به خاطر اين كم توجهي، عزا بگيريم! سلحشور در مورد حضور سينماي ايران در مجامع بين المللي مي گويد: «پشت اين مسأله مي تواند مجموعه اي از عوامل وجود داشته باشد، ولي آنچه بيشتر به چشم مي آيد رويكرد سياسي دست اندركاران اين جشنواره است، گويا دوست ندارند ايران مطرح شود. روي فيلمهاي ايراني كنترل بيشتري مي شود و فيلمهايي كه ضد ايران ساخته شود مثل فيلم «پرسپوليس» مورد استقبال قرار مي گيرد. اما نمي دانم اهميت اين كه اين جشنواره ها ما را تحويل بگيرند چقدر است؟ آيا جشنواره هاي خارجي ملاك مهمي براي يك فيلمساز هستند؟ اگر اين طور است پس ما بايد كشورمان را فراموش كنيم و باب دل اروپا فيلم بسازيم و قوانين كشورمان را بر اساس خواسته ابرقدرتها تنظيم كنيم! جشنواره هاي خارجي مبلغ سينماي موجود دنيا هستند، سينمايي كه فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم مردم دنيا را تحت تأثير قرار داده و مي خواهد بر اساس خواست ابرقدرتها در تمام دنيا تنها يك فرهنگ حاكم باشد. اما اين نگرش حاكم بر جشنواره هاي خارجي چقدر براي ما مهم است؟ اگر روزي در جشنواره هاي خارجي به ما بها ندادند بايد عزا بگيريم؟ به جرأت مي شود گفت گردانندگان جشنواره هاي خارجي صهيونيستها و استكبار جهاني هستند، پس نبايد نگران باشيم كه چرا فيلمهاي ما در اين جشنواره ها مورد استقبال قرار نمي گيرند.»
* همايون اسعديان /كارگردان سينماي ما در سرازيري قرار گرفته است اسعديان با اشاره به بحث جدي حضور آثار سينمايي در جشنواره هاي خارجي مي گويد: «اولين نكته اي كه به ذهن مي آيد، اين است كه خيلي گفته مي شود: «جشنواره هاي خارجي از جنبه سياسي به فيلمهاي ما مي پردازند» در حالي كه ما هم همين كار را دنبال مي كنيم! يعني ما هم در جشنواره فيلم فجر فيلمهايي را انتخاب مي كنيم كه با خط و خطوط سياسي و فرهنگ خودمان جور دربيايد و اين در تمام دنيا مرسوم است و يك نوع سياستگذاري به شمار مي آيد. نكته دوم اين كه هر سال بعضي از جشنواره ها مثل «كن» تعريف مشخصي دارند. مثلاً يك دوره به نام (كشف در سينماي آفريقا) است، در اين دوره نگاه و داوري جشنواره به سمت پيدا كردن استعدادهاي هنري در آفريقاست. در يك مقطع هم، آسيايي، اروپايي و... است. حالا در شرايطي اگر ما در اين تقسيم بندي قرار گرفتيم و خيلي هم از سينماي ما استقبال شد، ممكن است در حال حاضر در اين موقعيت قرار نداشته باشيم، اين مسأله نمي تواند به معناي سياست بازي صرف تلقي شود.» وي ادامه مي دهد: «البته عدم اين انتخابها شايد به كيفيت كارهايمان هم بستگي دارد و قرار نيست همه كارهايمان را با كيفيت بدانيم. همان گونه كه سينما در همه جاي دنيا افت و خيز دارد، ولي ما در اين سالهاي اخير كمي در سرازيري قرار گرفتيم و اين مسأله در انتخاب آثار جشنواره اي دخيل بوده است. اما من تأكيد مي كنم، اين كه برخي تصور مي كنند بايد فيلم سياه بسازند تا در جشنواره هاي خارجي مورد توجه قرار بگيرند، يك اغراق بزرگ است، چون در گذشته شاهد بوده ايم آثار خوبي از عباس كيارستمي بسيار در اين جشنواره ها مورد توجه قرار گرفته اند. به عقيده من اگر برخي آثار ضدايراني مي سازند و مورد توجه قرار مي گيرند، به اين برمي گردد كه فيلم مثلاً از جنبه هاي مردم شناسي، تكنيك و... براي آنها اهميت داشته است، ولي اين مسأله ملاك اصلي در داوري جشنواره هاي جهاني نيست.»
* رضا درستكار/منتقد سينما قرار نيست هميشه قهرمان باشيم! رضا درستكار در اين مورد مي گويد: «سؤالهاي شما مجموعه اي از جوابها را در پي دارند كه اگر نخواهيم سياسي كاري كنيم و مثل برخي از تفكرات كه در اين زمينه وجود دارد، همه چيز را به مسائل سياسي مرتبط بدانيم، بايد آن را اين طور بررسي كنيم كه مجموعه اي از عوامل سبب شده سينماي ايران كمتر مورد توجه محافل و جشنواره هاي خارجي قرار بگيرد، كه مهمترين آنها، اين است كه ما در روند سينماي ايران سير نزولي داشته ايم. سينماي ايران درسالهاي بعد از انقلاب به دليل شرايط خاص كه داشته، يكي از تلاشهايش اين بوده كه از گذشته خودش جدا شود تا به يك تولد تازه برسد. اتفاقاً مديران وقت سينماي ايران، اين تولد تازه را بيشتر در تقويت حضورهاي بين المللي ديدند، زيرا بايد تصوير گذشته سينماي ايران از اذهان جهاني پاك مي شد، اما در حال حاضر اين بحثها كاربردي نيستند.» اين منتقد در ادامه مي گويد: «آنها سينماي ايران را در سطحي ترين جنبه ها تقويت كردند نه در زمينه زيرساختها و ضعف امروز سينماي ايران محصول اين بي توجهي هاست.» نكته بعدي اين است كه قرار نيست هميشه قهرمان باشيم. يك دوره طلايي به دنبالش سردي هم به دنبال خواهد داشت. در حال حاضر اين دوره بر سينماي ايران حاكم است و دليل آن كم كاري دست اندركاران سينما و مسؤولان سينمايي كشور است و در حال حاضر قهرمان جشنواره هاي جهاني سينماي ساير كشورهاي دنيا هستند كه حرفهاي تازه تر با ساختارهاي قوي تري دارند. سينماي ايران بايد بتواند بر روي مباني فني تأكيد كند و در عرصه نمايش، توليد و تكنيك و... به روز شود. ما در حال حاضر در دوران ماقبل مدرن به سر مي بريم!» درستكار در مورد رويكرد سياسي در جشنواره ها مي گويد: «من رويكرد سياسي را با قاطعيت رد مي كنم. به عقيده من چيزي به نام سياسي نگري در جشنواره ها وجود ندارد. مثلاً همين امسال خودم شاهد بودم كه در جشنواره كن فيلمي به نام «صادرات واردات» از اتريش در جشنواره فيلم كن حضور داشت كه سياه ترين تصوير ممكن را از يك كشور به بيننده منتقل مي كرد. نه تنها هيچ توجهي به آن نشد، بلكه با يك نمايش معمولي، همه اين فيلم را سرزنش كردند، چون حتي ساختار هنري هم نداشت. سياست در سينما وجود ندارد، مگر در مورد سياستهاي داخلي كشورها، مثلاً در جشنواره هاي ايراني فيلمي از اسرائيل شركت نخواهد كرد. چون اين سياست جاري يك كشور است و به سياست در سينما ربطي ندارد!»
* اكبر نبوي/ منتقد سينما مگر جشنواره ها چقدر مي توانند روي يك سينما مانور كنند؟! اكبر نبوي در مورد حضور سينماي ايران در عرصه هاي بين المللي مي گويد: «بارها تأكيد كرده ام كه سينماي ايران دارد از مد مي افتد! روزگاري فيلمهاي سينماي ايران به اعتبار درونمايه هاي انساني كه داشتند مثل آثار عباس كيارستمي، مجيد مجيدي و... مورد اقبال جشنواره هاي جهاني بودند بعد از مدتي 2 اتفاق در سينماي ايران افتاد؛ اول جريان پذيرش سفارش در برخي از كارگردانهاي ايراني از ناحيه افراد، جريانها و جشنواره هاي خارجي قوت گرفت و در نتيجه سير فيلمسازي برخي از سينماگران دستخوش تغييرات جدي شد، كه به اين مسأله آسيب زيادي زد. از طرف ديگر، رونويسي فيلمها از روي دست همديگر و تكرار مضامين و مفاهيم در آثار سينمايي سبب شد اقبال مديران جشنواره ها بويژه داوران نسبت به آثار سينماي ايران، كمرنگ و كمرنگ تر شود. اما نكته دوم كه به نظرم خيلي اهميت دارد اين است كه برخي از جشنواره ها مثل «كن»، به اعتبار رقابت ديرينه اي كه با آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسكار دارد و خودش را كاشف هنرمندان برجسته در عرصه سينما مي داند، هر چند سال يك بار روي يك جريان يا افراد سينمايي زوم مي كند و آنها را به عنوان محصولات هنري و هنرمندان كشف شده از ناحيه خود به دنيا عرضه مي كند. روزگاري نگاه اين جشنواره به سينماي ايران بود و برخي از كارگردانهاي ايراني. اما مگر جشنواره كن چقدر مي تواند روي اين افراد مانور كند؟ از طرفي ديگر برخي از دوستان كارگردان خيلي قضيه را در عرصه سينما شوخي تلقي كردند. از جمله كارهاي اخير عباس كيارستمي كه من در جشنواره كن امسال نبودم، ولي دوستاني كه حضور داشته اند تعريف كردند داوران و منتقدان جشنواره گفته اند ما چقدر بايد اين سوژه ها را ببينيم؟ چرا كيارستمي نسبت به سينما انحرافي نگاه مي كند و از جديتهاي آن غافل شده؟!» نبوي در ادامه تأكيد مي كند: «مجموعه اي از اين عوامل سبب شده سينماي ايران از آن وضعيت خارج شود و آن تب و حرارت گذشته را «خوشبختانه» نداشته باشد كه البته اين خوشبختانه را با تأكيد مي گويم!» آن هم به دليل اين كه هموطن سينماگر من اگر بخواهد بعد از اين كار كند، سعي نمايد به سينما جدي بنگرد و با گذاشتن چند پلان كثيف و چرك از جامعه خودش و فرياد زدن در جشنواره هاي خارجي، سعي در كسب اعتبار نكند. با قاطعيت مي گويم، افزون بر 90 درصد آثاري كه از ايران به جشنواره هاي خارجي رفته، چه فيلم كوتاه و چه بلند، واجد ارزشهاي سينمايي به معناي دقيق كلمه نيستند، بلكه بخش عمده اي از آنها، ناشي از برخي سوءتفاهمها نسبت به سينما توليد شده است. من نيت و قصد اين دوستان را زير سؤال نمي برم، گر چه معتقدم با آگاهي كامل از كاري كه انجام مي دهند فيلم مي سازند، اما بخش عمده آنها به اعتبار اينكه وضعيت سينماي ايران را طوري ديده اند كه اگر بخواهند در جشنواره هاي جهاني صاحب نام، اعتبار و... باشند، بايد اين راه را طي كنند، در حالي كه سينما براي خودش منطق، دستور زبان و اصول و قواعد دارد كه بايد رعايت شود. اميدوارم دوستان كارگردان بعد از اين نسبت به قوانين سينما جدي تر باشند. اما نكته آخر اينكه؛ در هر كشوري و در هر زماني هنرمندان نيازمند تشويق هستند. من گمان مي كنم «مديريت فرهنگي كشور» بايد يك سؤال جدي را مطرح كند و آن سؤال اين است كه چقدر با هنرمندان مفاهمه و همزباني مشترك داشته و در تشويق و ترغيب آنها بر اساس آن مفاهمه و تبادل نظر فرهنگي به كدام نقطه رسيده كه بتواند عواطف و مجموعه اي از غبطه هاي دروني هنرمند را نسبت به منافع ملي درك كند؟!به عقيده من اين مديريت كه به ديروز و امروز هم مربوط نيست، چقدر به شكل كلي تلاش كرده اند در يك فرآيند فرهنگي (نه يك فرآيند حكومتي و سياسي) با هنرمندان بخصوص در عرصه سينما ارتباط داشته باشند، كه عموم علاقه ها و حس طبيعي نياز به تشويق هنرمند را در داخل برطرف كنند كه براي جلب نظر جشنواره هاي خارجي دست به ساخت هر فيلمي نزنند كه تاريخ تمدن و عزت فرهنگي ما را زير سؤال ببرد، در غير اين صورت، سوء تفاهمهاي موجود ميان هنرمندان سينماگر و مديران فرهنگي كشور باقي خواهد ماند. *** اگر تا اينجا، مسأله را دنبال كرده ايد، حتماً نقاط روشني براي شما هم پيدا شده. سينماگران از دغدغه هايشان گفتند و منتقدان آسيب شناسي كردند و به قولي گفتني ها را بيان كردند. اما ببينيم مسؤولان در اين مورد چه مي گويند. دو نهاد فرهنگي، اولي در وزارت ارشاد با عنوان دفتر جشنواره ها، مجامع و بين الملل سينما و دومي با عنوان امور بين الملل سينما در بنياد سينمايي فارابي، آنها هم حرفهايي براي گفتن دارند. *** * دكتر حبشي /مدير دفتر جشنواره ها و مجامع بين الملل سينما در وزارت ارشاد اسلامي بودجه كنوني سينماي ما براي توليد آثار فاخر كافي نيست حبشي در مورد سياستهاي اين مجموعه در خصوص ارتقاي حضور فيلمهاي سينمايي در جشنواره هاي خارجي مي گويد: «آنچه مسلم است اينكه حضور در جشنواره هاي بين المللي مي تواند يك فرصت باشد و يا يك تهديد. اما چگونه مي توان آن را فرصت تلقي كرد؟ زماني كه ما از موضع يك سينماي ملي، هويت گرا كه ارزشهاي آييني و تمدني ما را متبلور مي كند و در جهت ارزشهاي خودمان حضور سينمايي دارد ياد مي كنيم، اين جشنواره ها مي توانند يك فرصت باشند، به شرط اينكه بتوانيم ذائقه جهاني را به سمت خودمان سوق بدهيم و انديشه ها و ديدگاههاي زيبايي شناسانه خود را به دنيا معرفي كنيم. اما اگر در اين سينما ضعيف عمل كنيم و ذائقه جهان استكبار و غرب را بپذيريم و براي آنها فيلم بسازيم و با يك از خودبيگانگي فرهنگي و تاريخي فقط به كسب جايزه بينديشيم، اين حضور براي ما تهديد است.» دكتر حبشي در مورد رويكرد سياسي اين جشنواره ها مي گويد: «به نظرم، نگاه ما به جشنواره ها بايد به اين شكل باشد كه ببينيم منافع ملي، هويتي و فرهنگي ما با حضور در اين جشنواره ها تأمين مي شود يا در عدم حضور؟ اين كه گاهي رويكرد سياسي در برخي جشنواره هاي خارجي ديده مي شود، صحيح است و عدم حضور ما در اين مجامع درست مثل دفاع از حقوق فرهنگي، ملي و هويتي است. آثار سينمايي ما بايد جهان تشنه حقيقت را متحول و از اين طريق افقهاي تازه اي را به جهان عرضه كند. اين ظرفيت در سينما وجود دارد. بايد به نكته اي هم تأكيد كنيم كه بودجه كنوني سينماي ما براي توليد آثار فاخر كافي نيست، هر چند گاهي با همين بودجه اندك، با ساخت آثاري ارزشمند، جهان را تحت تأثير قرار داده ايم.»
* امير اسفندياري/مدير امور بين الملل بنياد سينمايي فارابي هميشه بايد به آينده فكر كنيم اسفندياري در مورد مسايل موجود در زمينه حضور آثار سينمايي در جشنواره هاي جهاني مي گويد: «اين مسأله ابعاد گسترده اي دارد و بايد درست بررسي شود. وقتي اتفاقي در حوزه سينمايي كشور مي افتد، به دليل عدم كارشناسي در اين زمينه، مشكلات باقي مي ماند. اصولاً در اين قضيه، دو جريان سينمايي با هم مخلوط مي شوند. ما يك نوع سينماي بدنه يا تجاري داريم و يك نوع سينماي مخاطب خاص كه اين مسأله در تمام دنيا رايج است و در جشنواره ها بيشتر فيلمهاي هنري و مخاطب خاص مورد توجه هستند. اما در مورد سينماي بدنه يا تجاري بايد كار بيشتري انجام شود. همه مي دانند كه سينماي ما سالها در عرصه هاي بين المللي موفق ظاهر شده، ولي در زمينه تجاري موفقيت كمتري داشته است. اما در مورد اين كه سينماي ما حضور بين المللي قوي داشته بايد بگوييم كه اين مسأله نكته اي حائز اهميت و قابل توجه است، زيرا همه سينماهاي ديگر در ساير نقاط جهان، زماني مطرح شده اند و زماني هم افول كرده اند، اما سينماي ايران مدت زمان زيادي دروازه هاي جهاني را باز كرده است.» اسفندياري در ادامه مي گويد: «هميشه سعي مي كنيم نقاط ضعف را بزرگ جلوه بدهيم و نقاط مثبت را نديده بگيريم، سال گذشته در جشنواره «كن» سينماي ايران فيلم نداشت، ولي در همان سال، حضوري بسيار قوي در ساير جشنواره ها داشتيم. جشنواره هايي مثل «برلين» با 6 فيلم، «لوكارنو» با 2 فيلم، «شانگهاي»، «كارلووي واري» ، «قاهره»، «ونيز» و... كه در برخي از آنها هم جايزه دريافت كرده ايم. امسال هم به جز جشنواره فيلم كن، در جشنواره هاي «شانگهاي» و «كارلو وي واري» حضور داشتيم و بي ترديد در «لوكارنو» و «مونترال» هم حضور خواهيم داشت. اين پرونده جشنواره هاي خارجي با پيگريهاي طولاني به نتيجه رسيده و در راستاي كمك به حضور تجاري سينماي ايران بازار فيلم و برنامه هاي تلويزيوني ايران در كنار جشنواره فيلم فجر تأسيس شده و 10 سال است در اين زمينه به شكل گسترده فعاليت مي كند و رشد قابل توجهي داشته است. اين همه، موفقيتهاي سينماي ايران است و راههايي براي ورود به عرصه هاي جهاني. به عقيده من همه اتفاقهاي خوب، يك شبه نمي افتد، بلكه نيازمند برنامه ريزي و مدت زمان مناسب براي اجراي اين برنامه ها هستيم.» مدير بازار فيلم در مورد حضور فيلمهاي با مخاطب خاص مي گويد: «سال گذشته ما، فيلمهاي پرمخاطبي در اين حوزه داشتيم مثل «چهارشنبه سوري»، «بيدمجنون» و... كه موقعيتهاي جهاني هم داشتند، ولي بايد به اين نكته هم توجه كنيم كه هميشه سينماي كودك ما بيشتر مورد توجه بوده، اما چند سالي است افت كميت در اين زمينه داشته ايم. البته امسال توجه بيشتري به اين حوزه شده و ما مي توانيم در جشنواره هاي آينده روي اين فيلمها حساب كنيم.» اسفندياري خاطرنشان مي كند: «سينماي ايران نيازمند تكنيك و سرمايه گذاري است. بايد بودجه بيشتري صرف اين حوزه فرهنگي كنيم و فيلمهاي بهتري با مضامين بين المللي توليد كنيم. من مخالف اين هستم كه فيلم را براي جشنواره بسازيم، چون در اين صورت موفق نخواهيم بود. آن دسته از فيلمهاي سينمايي توانسته اند در اين جشنواره ها صاحب نام و جايزه شوند كه به فرهنگ ما نزديك بوده اند، چون به مضاميني پرداخته اند كه براي همه مليتها قابل لمس بوده اند. آثاري مثل «بچه هاي آسمان»، «خانه دوست كجاست» و... كه در تمام دنيا مردم با آنها ارتباط برقرار كرده اند. ضمن اين كه ارژينال هم هستند. حتي بسياري از اين فيلمها در كتابهاي درسي كشورهاي ديگر تدريس مي شوند، اما باز هم مي گويم هميشه بايد به آينده بيانديشيم، نقاط ضعف را در سينماي خودمان پيدا كنيم و آنها را برطرف كنيم و فقط به شعار و حرف بسنده نكنيم.» |