|
* محمد هرمزي
امروزه نياز مالي بخشهاي مختلف توليد- به خصوص در حوزه هاي احداث، بهره برداري و توسعه واحدهاي توليدي به سرمايه هاي اندك

و راكد پس انداز كنندگان- بر كسي پوشيده نيست. در اين بين بازارهاي مالي اعم از سرمايه و پول به عنوان پل ارتباطي بين عرضه كنندگان و متقاضيان سرمايه نقش تعيين كننده اي در تجهيز منابع و سوق دادن آن در مسير رشد و توسعه اقتصادي ايفا مي كنند. رونق اين بازارها نه تنها از گستردگي بازارهاي غير رسمي و سفته بازي مي كاهد، بلكه لازمه توسعه و رشد اقتصادي كشورها نيز محسوب مي شود. اما فارغ از اين نقش براي بازارهاي مالي، وضعيت بازار سرمايه و پول در كشور ما چندان سامان يافته نيست، به خصوص اينكه اين بازارها در توليد ناخالص داخلي و در كل رشد اقتصادي كشور سهم چنداني ندارند. به تناسب ضعف اين بازارها مي توان از بازارهاي غيررسمي صحبت كرد كه تا به حال با حضور قدرتمند خود بخش قابل توجهي از حجم نقدينگي را جذب كرده اند كه از آن جمله مي توان به بازار مسكن، زمين و طلا و سكه اشاره كرد.
ناكارآمدي بازار سرمايه اما اين پرسش مطرح مي شود كه چرا دو بازار مهم تجهيز منابع به تناسب وظايف خود سهم اندكي در توليد ناخالص داخلي داشته اند؟ مديركل دفتر تحقيقات و سياستهاي پولي وزارت امور اقتصادي و دارايي درباره دلايل ناكارآمدي بازار سرمايه مي گويد: به طور كلي كم عمق بودن بازارهاي اوليه و ثانويه، تنوع نداشتن در ابزارهاي مالي مورد استفاده در بازار كه بتواند تمام سلايق سرمايه گذاري را با توجه به خطرپذيري آن پوشش دهد و نبود شفافيت كامل اطلاعات از جمله دلايل عملكرد نه چندان قوي اين بازار محسوب مي شود. البته فضاي اقتصادي و سياسي حاكم بر كشور نيز از جمله عوامل مهم تأثيرگذار در اين بازار بوده است. وي تصريح مي كند: به نظر مي رسد كه قسمت عمده كاهش سهم بورس در توليد ناخالص داخلي طي يكي دو سال اخير از افت قيمت سهام شركتها ناشي شده است، به نحوي كه افزايش 5/1درصدي تعداد سهام و حق تقدم مبادله شده در سال 84 نسبت به سال 83 حكايت از افزايش ميزان معاملات دراين فاصه زماني دارد، حال آن كه كاهش نسبت ارزش جاري سهام به GDPاز رقم 28درصد در سال 83، به رقم 19درصد در سال 84 به طور عمده از كاهش قيمتها تأثير گرفته است. خورسنديان همچنين درخصوص چالشهاي نظام بانكي كشور مي گويد: مشكلات نظام بانكي كشور نيز به عنوان بخش اصلي بازار مالي به دو دسته قابل تفكيك طبقه بندي مي شود كه برخي مسايل خارج از نظام بانكي و در بستر كلان اقتصاد كشور و برخي ديگر محدوديتهايي است كه خود را به نظام بانكي كشور تحميل مي كند.
عدم توسعه بازارهاي مالي اما يكي از كارشناسان برجسته اقتصادي نيز درخصوص سهم اندك بازارهاي سرمايه و پول در توليد ناخالص داخلي به خبرنگار ما مي گويد: اين دو بازار در حوزه مالي چندان توسعه پيدا نكرده است، زيرا نهادها و ابزارهاي ضروري در آنها شكل نگرفته است. دكتر تقوي مي افزايد: بانكهاي سرمايه گذاري در كشورهاي توسعه يافته بازار اوليه را شكل مي دهند، در صورتي كه اين بازار در كشور ما هنوز مراحل ابتدايي خود را طي مي كند. از سوي ديگر هنوز ابزارهايي نظير اوراق قرضه شركتهاي خصوصي در بازار سهام و بانكها مبادله نمي شود و يا حجم آن بسيار اندك است. وي تأكيد مي كند: در بازارهاي سرمايه و پول، اوراق مشتقه و معاملات سلف انجام نمي گيرد، بنابراين سهم اين بازارها در توليد ناخالص ملي كم است كه در نتيجه رشد اقتصادي نيز ناچيز است. وي درخصوص نقش توسعه بازارهاي مالي در رشد اقتصادي كشور نيز اظهار مي دارد: اتفاقاً اين نظريه يكي از موضوعاتي است كه در دست بررسي است، زيرا عامل و محرك رشد اقتصادي است. وي با اشاره به پيشينه اين نظريه كه مربوط به دهه 1960 ميلادي است، تأكيد مي كند: طبق بررسيها، نقش بازارهاي مالي در رشد و توسعه اقتصادي خيلي اهميت دارد به خصوص اينكه بر دو نظام مالي (بانكي و سرمايه) استوار است.
حضور قدرتمند بازارهاي غيررسمي وي درباره علل رشد قدرتمند بازارهاي غيررسمي نيز مي گويد: وقتي بازارهاي رسمي در كشور توسعه نيافته است، بازارهاي زيرزميني و غيررسمي جاي خالي بازارهاي فوق را پر مي كنند. تقوي تأكيد مي كند: بازارهاي رسمي توانايي جذب سرمايه ها را ندارند و از سويي متقاضيان سرمايه به ناچار براي تأمين منابع خود به اقتصاد زيرزميني روي مي آورند. اگر بازارهاي مالي توسعه يابد، حجم بازارهاي غيررسمي كوچكتر مي شود و حتي ممكن است كه به صفر نزديك شود. وي در خصوص عدم همپوشاني دو بازار سرمايه و پول مي گويد: چنانچه يكي از اين بازارها تكان بخورد قاعدتاً بايد ديگري را تحت تأثير قرار دهد، اما چون هر دوي اين بازارها در كشور از رونق چنداني برخوردار نيست، تأثيري روي هم ندارد. وي با ذكر مثالي تأكيد مي كند: وقتي نرخ سپرده در بازار پول كاهش مي يابد سپرده ها بايد به سمت بورس حركت كند، اما ديديم كه اين گونه نشد. وي با اشاره به آسيب شناسي بازار مالي كشور تأكيد مي كند: هنوز زيرساختهاي مورد نياز اين بازار توسعه پيدا نكرده است.
اصل 44 و رونق بازار وي درخصوص عملياتي شدن سياستهاي اصل 44 قانون اساسي و ايجاد تحول در بورس نيز تأكيد مي كند: با اينكه بازار سرمايه توسعه يافته نيست، اما واگذاريها باعث افزايش عمق مالي در اين بازار مي شود به نوعي كه حجم و ارزش معاملات نسبت به ارزش جاري سهام در بورس بالا مي رود. وي پيشنهاد مي كند: در بازار سرمايه و به خصوص بورس كه مهمترين نهاد جذب سرمايه است، دولت نبايد مداخله كند، هرچند كه نمي توان منكر ضرورت نظارت آن بر اين بازار براي جلوگيري از فساد مالي شد، در غير اين صورت با بروز فساد به بازار شوك وارد مي شود كه متناسب با آن اقتصاد كشور را تحت تأثير قرار مي دهد. وي اضافه مي كند: توسعه بورسهاي منطقه اي كار مطلوبي است، اما ما در برخي جاها كپي كار شده ايم، يعني با اينكه در برخي مناطق بورس تشكيل شده، اما معاملات آن آنقدر زياد نيست كه حتي كرايه و هزينه آن محل جبران شود. در همين حال يك كارگزار بورس اوراق بهادار مي گويد: رسالت اصلي ما براي رشد و توسعه اقتصادي هر كشور- كه افزايش سهم بازار سرمايه از نرخ هاي پس انداز مردمي است- تقريباً از دست رفته و همين امر موجب شده كه رونق بازارهاي سرمايه در شهرستانها بسيار كم رنگ شود. علي اسلامي بيدگلي مي افزايد: تالارهاي فيزيكي در سالهاي 81 و 82 به واسطه رونقي كه در بازار سرمايه آن سالها حاكم بود گسترش يافت، اما در حال حاضر اكثر تالارهاي منطقه اي به جز چند شهر بسيار بزرگ نظير اصفهان و كرج زيان ده هستند. |