تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 31تیر ماه 1386

[ حوادث ]
 * يك داستان واقعي ؛ رمز عابر بانك و يك ماه حقوق بر باد رفته
 * شهادت 11 مأمور سپاه در درگيري با اشرار مسلح
 * پايان كلاهبرداري دكتر قلابي از بيوه هاي پولدار
 * در دادگاه كيفري تهران ؛متهم جنايت «تهران نو» فقط انكار كرد
 * دندانپزشك هوسباز دستگير شد
 * پايان شوم فرار دوقلوهاي تهراني
 * خفاشهاي آبادان شكار شدند
 * اهداي عضو يك مرگ مغزي، چهار بيمار را نجات داد
 * انفجار مين دو نفر را در دهلران كشت
 * نگهبان معتاد، سارق لوازم حفاري بود
 * قتل اعضاي يك خانواده در تبريز
 * مردي به خاطر يك گاو دو پسرش را كشت
 * مادركشي مرد آمريكايي
 * رئيس قوه  قضاييه خواستار صلح و سازش در پرونده كبري شد
 * سارق معتاد در صرافي به دام افتاد
 * بايگاني راكد

يك داستان واقعي ؛ رمز عابر بانك و يك ماه حقوق بر باد رفته

 

گروه حوادث: اين يك داستان نيست، واقعيتي است كه متأسفانه برخي از مردم بدون توجه به هشدارهاي پليس و با اعتماد بي جا، به



بروز آن منجر مي شوند. اين واقعه چندي پيش در تهرانسر به وقوع پيوست.
پيرمرد با شنيدن حرفهاي كارمند بانك احساس كرد كه تمام بانك به دور سرش مي چرخد، تكيه اي به پيشخوان داد و در حالي كه عرقهاي سرد پيشاني اش را پاك مي كرد، چشمش به پوستري در مقابلش افتاد كه نوشته بود: هشدار پليس آگاهي به استفاده كنندگان از عابر بانك؛ كارت و رمز عبور خود را براي دريافت پول در اختيار افراد ناشناس قرار ندهيد.
* ساعت 4 بعد از ظهر، تهرانسر- بلوار لاله
... پيرمرد در حالي كه سعي داشت تمام وزن خود را بر روي عصاي چوبي اش بيندازد، آهسته، آهسته پله هاي آپارتمان را به سمت در حياط طي كرد، هنوز چند قدمي از در منزل دور نشده بود كه صداي لرزان ديگري از سوي آيفون شنيده شد: حاجي، حاجي!
پيرمرد برگشت و خطاب به صدا گفت: بله بفرماييد؟!
- حاج آقا يادت نره موقع برگشت از بانك حتماً چاي و گوشت بخري، امشب مهمون داريم.
پيرمرد پاسخ داد: چشم. اگه حقوق به حسابم واريز شده باشه؟!
دقايقي بعد پيرمرد نزديك بانك رسيد و مردي را مشاهده كرد كه در مقابل عابر بانك در حال گرفتن پول بود.
با خود گفت: خدا را شكر كه سالمه! خدا كنه امروز ديگه پول به حسابم واريز شده باشه.
قدمهاي خود را تندتر برداشت تا از مرد مقابل عابر بانك براي دريافت پول كمك بگيرد، اما در يك چشم بر هم زدن، مرد كارت خود را برداشت و سوار بر موتورسيكلت خود، دور شد.
پيرمرد در مقابل عابر بانك تنها ايستاد و با دستان لرزان خود، كارت را از جيبش بيرون آورد و داخل كارت خوان گذاشت و گفت: ببينم خودم مي تونم كاري كنم يا نه؟
چشمهايش را به كلمات درج شده بر روي صفحه دوخت، اما نور خورشيد در آن بعداز ظهر گرم، اجازه خواندن به چشمهاي كم سويش را نمي داد.
در حالي كه خدا خدا مي كرد تا كسي به عابر بانك مراجعه كند، ناگهان جواني را ديد كه به سوي او مي آيد.
جوان كه ظاهري مرتب و مؤدب داشت، به پيرمرد نزديك شد و قبل از اينكه او خواسته اش را مطرح كند، گفت: پدر جان مشكلي پيش آمده؟ من مي توانم به شما كمك كنم؟
پيرمرد با خوشحالي گفت: جوان خدا خيرت دهد آمدم حقوقم را بگيرم. راستش قبلاً به بانك مراجعه مي كردم اما از اين ماه قرار شده حقوق بازنشسته ها را هم به حساب عابر بانك بريزند اما از دكمه هايش سر در نمي آورم. ممكن است به من كمك كنيد؟
برق شادي از چشمان جوان درخشيد و به دور و بر خود نگاهي انداخت و گفت: حتماً پدرجان.
... سريع كارت را از دست پيرمرد گرفت و گفت: پدرجان رمز كارتت را به من مي گويي؟
پيرمرد دست به جيب خود برد و جلد كارت را بيرون آورد و شماره رمز خود را كه بر روي كاغذي با چسب بر روي آن چسبانده بود، شروع به خواندن كرد: دو ، شش، ....
جوان بر روي عابر بانك خم شد و بعد از لحظه اي كارت را داخل جلد نايلوني اش گذاشت و به پيرمرد داد و گفت: پدر جان هنوز پولي به حسابت واريز نشده، برو يك روز ديگه بيا.
پيرمرد با تعجب گفت: عجب! اما ديروز به بانك زنگ زدم گفتند امروز حتماً به حساب شما واريز مي شه.
جوان در حالي كه به سرعت از پيرمرد دور مي شد، شانه هاي خود را به بالا انداخت و با گفتن نمي دانم! در يك لحظه دور شد.
پيرمرد در حالي كه زير لب غرولند مي كرد به سمت منزلش رفت.
* نيم ساعت بعد در منزل
زن: چي شد حاجي باز كه دست خالي برگشتي؟
پيرمرد: هيچي حاج خانم! حقوقمو هنوز به حسابم نريختن!
زن: امروز پنجم ماه است آخه نمي گن اين حقوق بخور و نمير بازنشستگي را به مردم بديم اوناهم دخل و خرج دارن؟
پيرمرد: فردا مي رم بانك ببينم چه خبره؟
صبح روز بعد، پيرمرد به بانك رفت. كارمند بانك با ديدن مشتري قديمي اش، شروع به احوال پرسي كرد و با لبخندي گفت: آقاي عباسي ان شاءا... كه حقوقتو گرفتي ديگه؟
پيرمرد با تعجب گفت: نه! ديروز هم رفتم اما حسابم خالي بود.
كارمند بانك پاسخ داد: چطور ممكنه؟ حقوق شما واريز شده حتماً طرز استفاده از كارت را بلد نبودي؟
پيرمرد عصايش را به دست ديگرش جابجا كرد و پاسخ داد: اتفاقاً از جواني خواستم كه اين كار را برام انجام بده اما اون گفت كه حسابم خاليه!
كارمند بانك كارت را از پيرمرد گرفت از روي كارت خوان پيشخوان، حساب پيرمرد را چك كند اما پس از ديدن كارت با تعجب گفت: اين كارت ربطي به بانك ما نداره. فكر كنم كارت را اشتباه آوردي!
پيرمرد پاسخ داد: نه من كارت ديگه اي ندارم!
دقايقي بعد، پس از اينكه كارمند بانك از طريق سيستم رايانه اي، حساب پيرمرد را چك كرد دريافت كه تمامي موجودي اش بعداز ظهر ديروز برداشت شده و كارت عابر بانك او نيز جعلي است.

  


شهادت 11 مأمور سپاه در درگيري با اشرار مسلح

 

در جريان درگيري با اشرار مسلح  در اطراف  زاهدان، 11 تن از مأموران  سپاه  پاسداران  انقلاب اسلامي به شهادت رسيدند.
به گزارش ايسنا، سردار اسكندر مؤمني، معاون  عمليات  نيروي انتظامي درخصوص جزئيات اين حادثه گفت:   اين  درگيري  بين  اشرار و نيروهاي  سپاه  قرارگاه  «شهيد ميرحسيني » رخ داد و پس از اقدام جنايتكارانه اشرار مسلح، بالگردهاي  هوانيروز و هوا ناجا به  همراه  نيروهاي  سپاه  و نيروهاي  انتظامي،  از روز گذشته  منطقه  را به  محاصره  در آورده اند و در تعقيب  اشرار متواري هستند.
وي  افزود: شهادت 11 تن از كاركنان  بسيجي  كادر و وظيفه  در اين درگيري در حالي بود كه  9  تن نيز مجروح  و به  بيمارستان  منتقل  شدند .
از سوي ديگر مركز اطلاع رساني  قرارگاه  عملياتي  رسول اكرم(ص)  اعلام  كرد: مأموران  قرارگاه  عملياتي  نصر و قرارگاه  عملياتي  شهيد ميرحسيني  ضمن  انجام عمليات پاكسازي  در جنوب  سيستان  و بلوچستان  با اشرار مسلح  منطقه  درگير شدند.
اين عمليات پاكسازي كه در ارتفاعات  پيرسوران   انجام شد، به هلاكت چهار تن از اشرار مسلح  و زخمي شدن  7  تن ديگر منجر شد.
اين مركز همچنين گزارش داد: عمليات  تعقيب  اشرار و پاكسازي  با جديت  ادامه  دارد .

  


پايان كلاهبرداري دكتر قلابي از بيوه هاي پولدار

 

گروه حوادث: پيشنهاد ازدواج مرد ميانسال به يك زن در حال طلاق پرده از كلاهبرداري وي از زنان پولدار تهراني برداشت.
اين مرد 40 ساله با معرفي خود به عنوان جراح متخصص مغز و اعصاب، طرح دوستي با زنان پولدار مي ريخت و به بهانه ازدواج از آنها كلاهبرداري مي كرد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما؛ بيست و چهارم تيرماه جاري زن جواني با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران، با ارايه دادخواستي به سليماني قاضي شعبه ياد شده گفت: چند روز قبل هنگامي كه در دفتر وكيل مدافع خود بودم تا مقدمات طلاقم را از همسر معتادم فراهم كنم، مردي كه رابطه نزديكي با وكيلم داشت و خود را جراح مغز و اعصاب معرفي مي كرد، به من گفت از طريق دوستاني كه در دادگستري و دادگاه خانواده دارد، مي تواند در زماني كوتاه زمينه جدايي ما را فراهم كند.
شاكي در ادامه شرح ماجرا افزود: به خاطر رابطه خوبي كه دكتر با وكيلم داشت، به درخواست وي مبني بر ملاقات در محل كارش پاسخ مثبت دادم. بنابراين وقتي به ديدنش رفتم، در كمال تعجب با پيشنهاد ازدواج او مواجه شدم.
اين زن همچنين اضافه كرد: پيشنهاد وي در آن شرايط خاص برايم كمي عجيب بود، بنابراين با وجود آنكه با همسرم قهر بودم، ماجرا را برايش شرح دادم و به اتفاق هم تصميم گرفتيم موضوع را از طريق قانون پيگيري كنيم.
به دنبال اين دادخواست، به دستور قاضي شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي پرونده براي رسيدگي به پليس آگاهي ارجاع شد.
كارآگاهان پليس پس از بررسي پرونده دريافتند كه دكتر «قلابي» يك زنداني فراري به هويت «لطيف» است كه به اتهام كلاهبرداري و ارتباط نامشروع با 4 زن پولدار تحت تعقيب پليس قرار دارد.
بدين ترتيب با اطلاعاتي كه شاكي پرونده در اختيار كارآگاهان قرار داد، متهم در محل قرارش با شاكي شناسايي و دستگير شد.
لطيف پس از دستگيري صبح ديروز در شعبه دوم دادسراي جنايي تهران در برابر قاضي سليماني قرار گرفت و ضمن اعتراف به 4 فقره كلاهبرداري و ارتباط نامشروع گفت: ابتدا زناني كه وضع مالي مناسب داشتند اما زيبايي چنداني نداشتند را شناسايي مي كردم. سپس با معرفي خود به عنوان پزشك جراح مغز و اعصاب پيشنهاد ازدواج و سفر به خارج و زندگي در غرب را به آنان مي دادم و در نهايت پس از جلب اعتمادشان از آنها كلاهبرداري مي كردم.
وي در خاتمه دفاعياتش با اشاره به اينكه تاكنون توانسته چيزي حدود 100 ميليون تومان از طعمه هايش كلاهبرداري كند افزود: هنوز يكي از اين زنان تصور مي كند من قصد ازدواج با او را دارم.
گفتني است، متهم با صدور قرار بازداشت موقت در اختيار كارآگاهان پليس مركز قرار گرفت تا تحقيقات بيشتري از وي به عمل آيد.

  


در دادگاه كيفري تهران ؛متهم جنايت «تهران نو» فقط انكار كرد

 

گروه حوادث: عامل جنايت تهران نو به رغم اعترافهاي اوليه منكر ارتكاب قتل شد.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل دي ماه سال گذشته عوامل كلانتري 128 تهران نو هنگام گشتزني در محدوده كلانتري ياد شده به يك دستگاه خودرو ماكسيماي نقره اي كه كنار خيابان متوقف شده بود مظنون شدند.
مأموران پليس هنگام بازرسي خودرو با جسد مردي مواجه شدند كه بر اثر اصابت گلوله اي به شقيقه سمت راستش پشت فرمان خودرو افتاده بود.
به دنبال كشف اين جسد تحقيقات پليسي و قضايي با حضور قاضي كشيك ويژه قتل و كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي و عوامل تشخيص هويت در محل آغاز شد.
در بررسيهاي اوليه تيم تحقيق مشخص شد مقتول كه «مسعود» نام داشت پس از مشاجره لفظي با جواني در يك غافلگيري مورد اصابت گلوله قرار گرفته و از پاي در آمده است.
با شناسايي مقتول و اظهارات يكي از شاهدان كه مشاجره لفظي مقتول با ضارب را ديده بود، يازده نفر از دوستان «مسعود» شناسايي و پس از دستگيري تحت بازجويي قرار گرفتند.در جريان بازجوييها سرانجام «فرهاد» 33 ساله، دوست مقتول دچار تناقض گويي شد و پذيرفت به خاطر اختلاف مالي سيزده ميليوني، مسعود را با شليك يك گلوله به قتل رسانده است.
«فرهاد» با توجه به اعترافهاي صريح خود، بازسازي صحنه جرم و همچنين اظهارات شاهد پرونده كه شب حادثه وي را در حال مشاجره لفظي با مقتول ديده بود از سوي قاضي تحقيق گناهكار شناخته شد و پرونده اش پس از صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.
صبح ديروز قاضي عزيز محمدي رئيس شعبه 71 به همراه 4 قاضي مستشار به جلسه رسيدگي به پرونده جنايت تهران نو رسميت بخشيد.
در ابتداي اين جلسه دلداري نماينده دادستان و اولياي دم ازهيأت قضايي خواستار اشد مجازات (قصاص نفس) متهم شدند.
در ادامه اين جلسه، متهم به درخواست قاضي عزيز محمدي پشت تريبون رفت و در دفاع از خود گفت: من قاتل نيستم و در مرگ دوستم هيچ نقشي نداشته ام.
وي اعترافهاي خود در تحقيقات مقدماتي در مرجع انتظامي و نزد بازپرس پرونده را ناشي از فشار دانست و گفت: من انگيزه اي براي قتل دوستم نداشتم.
وي با رد اظهارات شاهد پرونده گفت: هرگز آن شب با مسعود نبودم تا فردي توانسته باشد مرا در حال مشاجره با او ببيند.
وي در پايان به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: من و مسعود با هم دوست بوديم و هيچ اختلاف مالي نداشتيم.
چگونه مي توانستم بدون هيچ دليل و انگيزه اي او را بكشم.

  


دندانپزشك هوسباز دستگير شد

 

گروه حوادث: پليس تهران يك مرد را كه به بهانه استخدام منشي، زنان و دختران جوان را به دفترش مي كشاند و مورد آزار و اذيت قرار مي داد، بازداشت كرد.
اقدامهاي پليسي و قضايي براي بازداشت اين دندانپزشك قلابي در پي اعلام شكايت منشي دايم وي صورت گرفت.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل دختر جواني با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي و با ارايه دادخواستي از فساد اخلاقي صاحب كارش خبر داد.
اين دختر جوان در تشريح ماجرا گفت: حدود 4 ماه قبل به عنوان منشي در مطب دندانپزشكي به نام «داود» استخدام شدم.وي با اشاره به اينكه، داود در روزهاي اول استخدام من سعي داشت مرا مورد آزار و اذيت قرار دهد، گفت: اما من به هر طريق ممكن در مقابل خواسته هاي شيطاني او مقاومت مي كردم.
شاكي در ادامه شرح ماجرا گفت: مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه متوجه شدم داود با دادن آگهي استخدام در روزنامه اي، دختران جوان را به مطب مي كشاند و آنان را با تهديد اسلحه مورد آزار و اذيت قرار مي دهد.
با اعلام اين شكايت به دستور قاضي تحقيق پرونده، متهم عصر جمعه توسط كارآگاهان پليس آگاهي مركز شناسايي و بازداشت شد.پليس در بازرسي از مطب اين مرد يك دستگاه بي سيم، يك قبضه اسلحه كلت كمري، اسپري اشك آور و باتوم كشف و ضبط كرد.همچنين در تجسسهاي پليسي مشخص شد، نامبرده فاقد هرگونه تخصص پزشكي بوده است.
به گفته «جعفري» جانشين سرپرست دادسراي جنايي تهران تاكنون چند نفر از قربانيان متهم با اعلام شكايت، خواستار رسيدگي پرونده خود شدند.
گفتني است، پرونده اين فرد در شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي تهران در دست بررسي است.

  


پايان شوم فرار دوقلوهاي تهراني

 

گروه حوادث: دو خواهر دو قلو در تهران كه در پي مشاجره با مادر خود از منزل فرار كرده بودند، گرفتار يك باند فساد شدند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، 28 خردادماه مادري به اداره آگاهي استان تهران مراجعه و اعلام كرد: در اثر بحث و درگيري با دختران دوقلويم بر سر پاره اي از مسايل خانوادگي آنان از منزل خارج و تاكنون بر نگشته اند.
با دريافت اين خبر، مراتب در دستور كار مأموران قرار گرفت و با فعال كردن شبكه منابع اطلاعاتي با در دست داشتن مشخصات دختران جوان به تمامي واحدهاي گشتي انتظامي و آگاهي، تحقيقات گسترده اي در اين خصوص آغاز شد.
پس از گذشت 21 روز از شكايت، در ساعت 30/23 دقيقه هنگامي كه سعيده و مريم به صورت بلاتكليف در حال پرسه زدن در مهر ويلاي كرج بودند توسط مأموران كلانتري دستگير شدند و با توجه به سابقه فرار از منزل به اداره آگاهي منتقل گرديده و تحت بازجويي قرار گرفتند.
در تحقيقات و بازجوييها مشخص شد دختران پس از فرار از منزل به مدت سه شبانه روز در امامزاده طاهر كرج بودند و در آنجا با فردي به نام غلام آشنا شدند. غلام ضمن طرح دوستي و صحبت، دختران را اغفال كرده و آنان را به منزلي كه متعلق به يكي از دوستانش به نام فرامرز بود برده و با مخفي كردنشان به مدت 18 روز از آنان سوءاستفاده مي كرد.
اين گزارش حاكي است، با گرفتن نظريه پزشك قانوني، كار مأموران شكل ديگري به خود گرفت. پليس با اخذ حكم قضايي فرامرز را در يك اقدام غافلگيرانه دستگير نمود و متهم رديف دوم نيز تحت تعقيب است.
گفتني است، فرامرز به همراه سعيده و مريم جهت ادامه رسيدگي به پرونده، تحويل اداره مبارزه با مفاسد پليس اطلاعات گرديدند.

  


خفاشهاي آبادان شكار شدند

 

آبادان- خبرنگار قدس: خبر تكان دهنده تجاوز به چهار زن در آبادان در 20 روز گذشته باعث جريحه دار شدن افكار عمومي اين شهر شده است.




به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ پاسدار عليرضا متين راد فرمانده نيروي انتظامي آبادان با تأييد اين خبر گفت: 9 جوان غيربومي كه از شهرهاي شادگان، ماهشهر و مسجد سليمان به آبادان آمده بودند با سه دستگاه پيكان و يك دستگاه پرايد در 20 روز گذشته به چهار زن در حومه اين شهر تجاوز و اموال آنها را نيز سرقت كردند.
وي افزود: بلافاصله پس از اطلاع از اين موضوع، پليس آبادان با تشكيل چهل تيم تجسس و به ويژه در محلهاي وقوع جرم وارد عمل شد و موفق گرديد هشت نفر از 9مجرم را دستگير كند.
وي اضافه كرد: مجرم نهم نيز شناسايي و بزودي دستگير مي گردد.
وي با بيان اينكه تمامي مجرمان جوان و زير سي سال دارند، گفت: به غير از خودرو پرايد كه سه سرنشين داشته است، ساير خودروها با دو سرنشين پس از سوار كردن مسافر زن، آن را به بيرون شهر منتقل و پس از آزار و اذيت، اقدام به سرقت اموال آنها نيز مي كردند.
وي گفت: اين افراد شيشه هاي خودروي خود را به رنگ دودي درآورده و با استفاده از اين شگرد و اعمال زور اقدام به سرقت به عنف مي كردند.
سرهنگ متين راد با هشدار جدي به شهروندان آباداني، از همه آنان به ويژه بانوان خواست فقط از خودروهاي عمومي مسافركش و وسايل نقليه عمومي استفاده كرده و از سوار شدن به خودروهاي مشكوك به ويژه شيشه دودي خودداري كنند.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، اين افراد هيچ گونه ارتباطي با يكديگر نداشته و در اقدام خود به صورت خودسرانه عمل مي كردند.
كمبود خودروهاي مسافركش پس از سهميه بندي بنزين يكي از دلايل استفاده مردم از خودروهاي مسافركشي است.
نيروي انتظامي آبادان قبلاً در اقدامي امنيتي و انتظامي تمامي تاكسيها و مسافركشهاي اين شهرستان را شناسنامه دار كرده بود.

  


اهداي عضو يك مرگ مغزي، چهار بيمار را نجات داد

 

شهركرد- خبرنگار قدس: با اهداي اعضاي بدن مرحوم بهروز بهرامي به چهار بيمار نيازمند حيات دوباره بخشيده شد.
به دنبال مرگ مغزي مرحوم بهروز بهرامي كه بر اثر ايست قلبي اتفاق افتاد، نامبرده با رضايت خانواده تحت عمل جداسازي اعضا قرار گرفت.
مسؤول هماهنگي تيم پيوند اعضاي شهركرد با اعلام اين خبر گفت: طي يك عمل جراحي چهارساعته كه در اتاق عمل بيمارستان هاجر(س) شهركرد انجام شد، كليه ها، جگر و پانكراس (لوزالمعده) بيمار متوفي جداسازي و براي پيوند به بيماران نيازمند، به مركز پيوند شيراز ارسال شد.
خانم سياح همچنين گفت: اين پانزدهمين عمل اهداي عضو است كه در شهركرد انجام مي شود.
وي افزود: از مرحوم بهروز بهرامي 35 ساله اهل و ساكن شهر باباحيدر، دو فرزند پسر چهارساله و شش ماهه به يادگار مانده است.

  


انفجار مين دو نفر را در دهلران كشت

 

ايلام- خبرنگار قدس: انفجار مين در دهلران دو كشته و چهار نفر زخمي بر جاي گذاشت.
فرماندار دهلران با اعلام اين خبر گفت: عصر روز چهارشنبه گروه تخصصي در حين جمع آوري و پاكسازي منطقه چم سري از مناطق جنگي و عملياتي اين شهرستان بر اثر انفجار مين دچار حادثه شدند.
نعمت ا... صفري خاطر نشان كرد: مجروحان اين حادثه بلافاصله توسط نيروهاي امدادي به مراكز درماني انتقال داده شدند.
وي بيان داشت: دهلران با 220 كيلومتر مرز مشترك با كشور عراق به عنوان جبهه مياني در طول هشت سال دفاع مقدس، يكي از بزرگترين كانونهاي آلوده به مين، تله هاي انفجاري و گلوله هاي عمل نكرده در مناطق مرزي كشور مي باشد.
گفتني است، در جريان دوران دفاع مقدس، يك ميليون و 700 هزار هكتار از مناطق مرزي استان ايلام در شهرستانهاي مرزي دهلران و مهران به مواد منفجره و مين آلوده شد.

  


نگهبان معتاد، سارق لوازم حفاري بود

 

گروه حوادث- زنجاني: نگهبان يك شركت حفاري به اتهام سرقت دستگير و به جرم خود اعتراف كرد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت مدير يك شركت حفاري در مشهد مبني بر اينكه قطعات و لوازم دستگاه حفاري به ارزش 10 ميليون ريال به سرقت رفته است، پرونده اي در شعبه 55 دادياري زير نظر قاضي شاكر تشكيل شده و تحقيق مأموران انتظامي درباره اين سرقت آغاز شد.
در خلال تحقيقات مأموران انتظامي، مدير شركت اظهار داشت كه با توجه به اعتياد نگهبان شركت به مواد مخدر «كريستال»، به رفتار وي مظنون است و مأموران انتظامي در پيگيري اين ماجرا نگهبان شركت را دستگير كردند.
متهم در حضور قاضي شاكر به سرقت لوازم دستگاه حفاري اعتراف كرد و گفت: لوازم حفاري مسروقه را در چند مرحله به دو نفر مالخر فروخته ام.
مأموران انتظامي با راهنمايي متهم هر دو مالخر را دستگير كردند و متهم اصلي پرونده كه سه مورد سابقه كيفري در رابطه با سرقت و تخريب عمدي نيز دارد، روانه زندان شد.

  


قتل اعضاي يك خانواده در تبريز

 

گروه حوادث: پليس آگاهي تبريز، با كشف جسد سه تن از اعضاي يك خانواده كه در منزلشان به قتل رسيده اند، تحقيقات خود را براي دستگيري عامل يا عاملان اين جنايت شروع كرده است.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، سه تن از اعضاي يك خانواده ساكن شهر تبريز، در منزلشان واقع در خيابان«آزادي» اين شهر به قتل رسيدند.
اجساد اين قربانيان كه يك زوج به نامهاي «مجيد» 80 ساله و «رقيه» 45 ساله به همراه دختر هفت ساله شان به نام «لادن» در حالي كه بر اثر واردآمدن ضربات جسم برنده مانند چاقو به قتل رسيده اند، كشف شد.
مأموران كلانتري 11 به محض اطلاع از وقوع اين جنايت در محل حضور يافتند و همچنين بررسي علت و انگيزه قتل و نيز شناسايي عامل يا عاملان آن از سوي مأموران پليس آگاهي، ادامه دارد.

  


مردي به خاطر يك گاو دو پسرش را كشت

 

گروه حوادث: يك مرد كنيايي پس از قهر همسرش از خانه كه بر سر فروش يك رأس گاو صورت گرفت، دو پسر خود را به قتل رساند.
گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از روزنامه نيشن حاكي است، پليس كنيا ديروز مردي را پس از به قتل رساندن دو پسر بچه خردسال خود در استان «گاتوندو » دستگير كرد.
براساس اين گزارش، اين مرد كه هنوز هويتش فاش نشده، با ضربات چاقو دو پسرخردسال خود را به قتل رساند و با دخالت همسايه ها در محل جنايت دستگير شد.

  


مادركشي مرد آمريكايي

 

گروه حوادث: مرد 36 ساله آمريكايي مادر 62 ساله اش را با ضربات گلوله به قتل رساند.
گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس به نقل از سايت «لوكال تن» حاكي است، جرالدوگومز مرد 36 ساله اهل ايالت فلوريداي آمريكا بر سر اختلافي كه با مادرش «آنجلا گومز» داشت با وي درگير شده و وي را مورد اصابت گلوله قرار داد.

  


رئيس قوه  قضاييه خواستار صلح و سازش در پرونده كبري شد

 

رئيس قوه  قضاييه با ارسال نامه اي به دادسراي جنايي تهران، خواستار اقدام به صلح و سازش در پرونده  كبري رحمانپور شد.
به گزارش ايسنا، عصمت ا... جابري قاضي اجراي احكام دادسراي جنايي تهران با اعلام اين خبر، تصريح كرد: طي نامه اي كه به واحد صلح و سازش دادسراي جنايي (ناحيه  27 تهران) از سوي رئيس قوه  قضاييه ارجاع شده است، ايشان خواستار اقدام به صلح و سازش در مورد پرونده كبري رحمانپور متهم به قتل مادرشوهرش شده است.
وي افزود: در اين نامه آمده است «باز هم مصلحت در صلح و سازش است. تلاش شود با صلح و سازش خاتمه پيدا كند».
جابري ادامه داد: طي بازديدي نيز كه دايره  اجراي احكام روز چهارشنبه از زندان داشت، رحمانپور با اظهار ندامت و پشيماني بار ديگر تقاضاي بخشش از اولياي دم داشت و اظهار كرد كه من خود جزو اين خانواده بودم، اما بنا بر يك لحظه اشتباه و جهالت اقدام به اين كار كرده ام. از خانواده  اولياي دم تقاضاي بخشش دارم و آن مرحومه را نيز مانند مادر خود مي دانم.
كبري رحمانپور متهم است كه روز 15 شهريور سال 79 اقدام به قتل مادر شوهر خود كرده است.

  


سارق معتاد در صرافي به دام افتاد

 

جوان معتادي كه با ورود به يك صرافي قصد سرقت مسلحانه داشت، در اقدام خود ناكام ماند و دستگير شد. به گزارش فارس، در ساعت 30/15 دقيقه مأموران گشت انتظامي تهران از اقدام به سرقت مسلحانه فردي در يكي از صرافيهاي خيابان فردوسي با خبر شدند.
مأموران با حضور در صحنه دريافتند فردي معتاد به نام بهروز وارد يكي از مغازه ها شده و با چاقو صاحب مغازه را تهديد كرده است، اما صاحب مغازه از دادن وجه درخواستي به وي امتناع كرده است. بهروز نيز با ضربات چاقو وي را مجروح و متواري شده است.
جعفري، معاون دادسراي امور جنايي تهران در گفتگو با فارس، درخصوص اين پرونده گفت: بهروز پس از گريختن چندين متر پايين تر توسط همسايه ها دستگير شده و به درون مغازه باز گردانده شد تا مأموران به محل رسيدند.
وي ادامه داد: خوشبختانه با انتقال سريع صاحب مغازه و انجام عمل جراحي وي از مرگ حتمي نجات پيدا كرد.

  


بايگاني راكد

 

شماره 42 روزنامه وقايع اتفاقيه پنجشنبه 26  محرم الحرام  1268ه ق برابر 1230 ه.ش
از ممالك چين نوشته بودند كه كار ياغيان آن مملكت روز به روز قوت مي گرفت و بهتر پيش مي رفت و خاموش كردن فساد و آشوب از ولايات هنوز در قوه دولت چين نشده بود. قشون ياغيان يكصد و چهل هزار جمعيت بوده اند وقشوني كه خاقان ممالك چين به جنگ ياغيان آن ولايت مي فرستاده است به تدريج فرار مي كرده اند و داخل قشون ياغيان مي شده اند.

شماره 43 پنجشنبه وقايع اتفاقيه 3 صفر 1268 ه.ق برابر 1230 ه.ش
از وقايع غريبه نوشته بودند كه حاجي زينل نام كه به فراخور حال متمول بوده در كنار شهر ارمي باغي داشته است در وقت تكاندن گردو عمله پنج شاهي اجرت خواسته است كه درخت گردويي كه در باغ حاجي مزبور بوده است بتكاند، حاجي مزبور از راه صرفه جويي به او اجرت نداده خود بالاي درخت رفته و گردوها را تكانده است بعد كه پايين آمده به نظر دقت و احتياط به درخت وارسي كرده ديده است كه در شاخهاي باريك و بلند درخت به قدر سي عدد گردو مانده است، طمع مشاراليه به هيجان آمده دوباره به درخت بالا رفته است كه آنها را نيز بتكاند در اين اثنا شاخه درخت شكسته و چنان به زمين خورده كه في الفور درگذشته است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com