تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-24
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 2مرداد ماه 1386


چند دقيقه با هوشنگ مرادي كرماني همسفر شويم ؛ او خودش را مي نويسد

 

زينب حاجي محمدزاده

1- متولد 16 شهريور1323 در روستاي سيرج ازتوابع كرمان
2- او اولين ساعات تولد، طعم فقررا با تمام وجود مي چشد.
3- تا پانزده سالگي در كرمان مي ماند.
4- پدر و مادرش را خيلي زودتر از حد تصور از دست مي دهد.
5- تحصيلاتش را در زمينه زبان انگليسي درتهران ادامه مي دهد.
6-اولين داستانش را درسال  1339 درنشريه خوشه با عنوان كوچه ما خوشبختها به چاپ مي رساند.
7- به گفته منتقدين در داستانهايش اول خودش را مي نويسد بعد سختيهاي كودكيهايش را.
 8- قصه هاي مجيدش را خيلي دوست دارد.
9- شايد به اندازه تك تك داستانهايش جايزه ومقام ولوح تقدير دارد.
10- در61 سالگي باز هم براي دردهاي كودكيش گريه مي كند.

بازهم سوال هاي من
كتابي كه براي خريدنش بار كشي كرديد را نگه داشته ايد؟
جاي خالي پدرو مادر را در كودكي حس مي كرديد؟
چاپ اولين داستانتان چه تأثيري در روند زندگي يك نويسنده داشت؟
راز اصلي موفقيتتان در نويسندگي چه بود؟
تا به حال چه جوايزي دريافت كرده ايد؟
اين بار سفرم را از سيرج كرمان شروع مي كنم و كودكي كنجكاو كه پدر و مادرش را قبل از هر خاطره رنگيني از دست مي دهد، بسياري از داستانهايش را از خاطرات كودكيش مي گيرد و فقري كه سايه سياه خود را تا هميشه كودكيش به دنبال دارد. بارها از او شنيده ايم كه براي خريد يك كتاب داستان بار يك كاميون نمك را خالي مي كند و شب براي ورق زدن كتاب از زبانش كمك مي گيرد.
سفرم اين بار به مجله خوشه، راديو محله، قصه هاي مجيد و نه تر و نه خشك ادامه پيدا مي كند و بعد به جايزه هانس كريستين اندرسن جايزه ويژه خوزه مارتيني و... به پايان مي رسد ومن امروز پشت برگهاي همان كتاب داستان كودكي منتظر داستانهاي جديدش هستم.

  


اينجا چه خبراست؟

 

يوسف محمدزاده

اول عليك سلام. اندر محسنات حشر و نشر ما نقشه ها با شما آدمها ياد گرفتن همين جور ادا و اطوارهاست. اين طور نيشتان را باز نكنيد كه كاشيها ديده مي شوند. سوتيهاي بچه هاي كلاس يادم نرفته است. همين سلام را هم از آقاي انصاري ياد گرفته ام.
تازه دارم مي كشفانم كه (مصدر:كشفاندن،كشفيدن(حالابماند)) شما آدمها چه موجودات معلوم الحالي هستيد. همه تان هم از يك كرباس و قماش هستيد. از آن موجود ظريف (مريف) كه در آفريقا در قبايل گومبالا گومبا زندگي مي كند تا آن پيرمرد اسكاتلندي كه عمري است در تيمي به نام (United Man) ارتزاق مي فرمايند. گفتم اسكاتلند؟ پس حالا كمربندتان را ببنديد كه مي خواهيم پرواز كنيم ...ويييييژ.
اگرهواپيمايتان به دوران روم باستان سفركند، درواقع به زمان شكل گيري اسكاتلند سفر كرده ايد. وقتي دو قبيله اسكوتي كه نام اسكاتلند از آن گرفته شده است و پيكتي با يكديگرمخلوط شدند و اسكاتلند زاده شد و به افتخار ادينبورگ اين شهر را به عنوان پايتخت برگزيدند و حالا هم كه با 5/5 ميليون نفر 5/8 درصد از جمعيت بريتانيا را دارد.
اسكاتلند پس از300 سال زير نظر بودن شهر لندن اداره حكومت پارلمان را دوباره در دست گرفته است و اين يعني استقلال نسبي.
اصولاً ساكنان شهرهاي ادينبورگ، گلاسكو، ابردين(پايتخت نفتي اروپا) اينورنس وايسترلينگ به اينكه بيشترين درصد دانشگاه را بين كشورهاي اروپايي كسب كرده اند، افتخار مي كنند و اين يعني رودست فرانسه و خان داداش (انگلستان) بلند شدن. حالا هم كه ژن ضدسرطان كشف مي كنند و اين افتخار را مي زنند تنگ كشف پني سيلين و...جديداً هم ببئي (برگرديد به دوران طفوليت:گوسفند) پرورش مي دهند و اسمش را مي گذارند دالي.
لابد به فكر قايم موشك بازي افتاديد!هان؟

  


ما هم به جاي شما بوديم سوت مي زديم!

 

سيد علي طباطبايي
بازم وقت كارنامه اعمال شده و بعضي از ما سرهامون را انداختيم پايين و يا داريم سوت مي زنيم و يا بغض كرديم و يك نيشگون كوچوكو كافيه تا از ته دل داد بزنيم «چراااااااااااااااااااااااااااا؟» بله قربان با شما هستم. شما كه چون فيزيك دوست نداشتي يا رياضي تو مغزت نمي رفت و شايد اصلاً حوصله عربي نداشتي، كلاً بي خيال خواندنش شدي و حالا بايد يك بار ديگه بخواني. اما غصه نخور امروز مي خواهيم ببريمت به يك گردش علمي در جنگل انبوه و بي انتهاي اينترنت تا ببنيم اصلاً امثال تو چرا؟
اول اين كه دنبال توجيه نباش. حتماً الان مي خواهي بگي كه انيشتن هم تو مدرسه زياد مردود شده است. يا اين كه اصلاً اينها مهم نيست. ولي بايد بداني كه اصلاً اين طور نيست. انيشتن در مدرسه خودش بسيار قوي و بي مانند بوده، فقط وقتي مي خواست در سن 16 سالگي وارد دانشگاه شود از آنجا كه كلي عاشق فيزيك و رياضي بود خيلي درسهاي ديگر را تحويل نمي گرفت و نمره خوبي در زبان فرانسه دريافت نكرد. پس ديگه خودتان را با انيشتن هم مقايسه نكنيد لطفاً!
حالا كه مثل يك آدم شجاع با قضيه روبه رو شديم، مي توانيم راجع به موضوع صحبت كنيم. خوب حالا خيلي ناراحت نباش، چون براي همه پيش مياد كه در يك برهه اي از زندگي شان دچار مشكل درسي شوند. بعضي وقتها اين مشكل درسي ناشي از مشكلات روحي و اجتماعي است و بعضي اوقات هم خودش باعث اين طور عوارض مي شود. مطالعات نشان داده كه اين افتهاي تحصيلي در سالهايي كه مقطع تحصيلي تغيير مي كند، شايعتر است. از اين رو در اين طور شرايط لازم است دانش آموز با حداقل آسيب، خود را با شرايط جديد پيرامونش وفق دهد. در اين كار نقش پدر و مادر بسيار مهم است. پس مي توانيد با چند دقيقه صحبت كردن در طول روز با والدين تان فكرهاي اضافي كه حواستان را پرت كرده از سرتان بريزيد بيرون.
مشكل اصلي در اين دوره هاي افت استرس زياد دانش آموز و عدم احساس راحتي در محيط جديدي است كه در آن قرار گرفته. محيطي كه بايد در آن به دنبال دوستهاي جديد، صندلي جديد، و مدرسه جديد باشد و مشكلات هم به سادگي قبل حل نمي شوند.
به همين دليل مشاركت در يك فعاليت فوق درسي مفرح از قبيل ورزش يا موسيقي مي تواند كمك زيادي به آرام شدن نوجوان كند.
اما اگر اين دوره افت، گذرا نبود و چند وقتي با شما باقي مانده است ديگر بايد دنبال دلائل اساسي تري بود. دلايل آن هم مي تواند خيلي گسترده باشد و برخورد با آنها هم به تنهايي براي نوجوان ممكن نيست، پس اگر چنين مشكل مداومي ايجاد شد، بد نيست با يك مشاور مجرب در ميان بگذاريد.

  


رو كم كني جهاني

 

ايرج نويسا
com.navisa@gmail.iraj


اينجا راديو بادبادك است. دوستان عزيز نوجوان، دختر خانمها ، آقا پسرها سلام.
وقت بخير.
]موسيقي[
احوالتون چطوره ؟ با گرماي هوا چكار مي كنيد؟ شيرجه مي زنيد توي استخر! پس مواظب آدمهايي كه دارند شنا مي كنند باشيد!
]موسيقي[
قرار بود برنامه هفته قبل راجع به شنا در فصل تابستان باشد كه متأسفانه به خاطر بروز يكسري مشكلات فني، برنامه پخش نشد. اين هفته هم كه مي خواهيم راجع به موضوع ديگر حرف بزنيم. اما شما اگر فرصت پيدا كرديد، از شنا كردن غافل نشويد.
]موسيقي[
نزديك تابستان كه مي شود همه درباره اوقات فراغت حرف مي زنند و بحث انواع و اقسام كلاسهاي تابستاني، مثل فصل دوم سال داغ مي شود. بله؟ مي فرماييد درباره اوقات فراغت در يك برنامه ديگر حرف زده ام؟ بله مي دانم. الان هم اصلاً نمي خواهم راجع به آن حرف بزنم. اما اجازه نمي دهيد كه. فقط چند لحظه تحمل كنيد. فقط چند لحظه ...
]موسيقي[
اين همه كلاسهاي جور واجور مي رويد از درسي گرفته تا ورزشي و هنري كه اگر به اندازه باشد اصلاً هم بد نيست. اما خدا وكيلي روزي چند ساعت، نه حالا توقع زياد هم نداشته باشيم، روزي چند دقيقه كتاب، مجله يا روزنامه مي خوانيد؟ فقط لطفاً كتابهاي درسي را فاكتور بگيريد!
]موسيقي[
حساب كرديد؟ چي؟ روزانه نمي شود حساب كرد؟ هفته اي پنج دقيقه ؟ آن هم وقتي مي خواهيد برويد كلاس منجوق دوزي، سر برگشتن جلوي دكه روزنامه فروشي فقط تيتر روزنامه ها را مي خوانيد؟ چي فرموديد؟ اهان با حساب خواندن تيتر مجله ها و عنوان كتابهاي پشت ويترين كتابفروشي سر خيابان هفت دقيقه حساب كنيم خيرش را ببينيم !واقعاً كه مرحمت زياد.
]موسيقي[
يك گزارش بشنويد من باز برمي گردم خدمتتان. حالم اصلاً خوب نيست. فكر كنم گرما زده شده باشم!

به گزارش راديو بادبادك
سلام دوستان عزيز، اميدوارم تابستان خوش گذشته باشد و تا به حال از آن به خوبي استفاده كرده باشيد، امروز موضوع ما خيلي جذاب و جديد است. با ما همراه باشيد، من در يكي از خيابانهاي پررفت و آمد شهر ]صداي بوق رفت و آمد [منتظر اولين دوست هستم تا به سؤالات پاسخ دهد.
]قطع شدن ارتباط[
]آقاي نويسا[
]خش، خش[
مجري: خوب دوستان عزيز به علت مشكل فني، ارتباط ما با گزارشگرمان قطع شد، اميدوارم در قسمتهاي بعد برنامه بتوانيم، صداي ايشان را به خوبي دريافت كنيم.
«سلمان يزدي»

اينجا راديو بادبادك است . تنها راديو نوشتاري جهان!
]موسيقي[
گزارش كه پخش مي شد يكي از دوستان شنونده با برنامه تماس گرفتند و پرسيدند اين گزارشي كه پخش شد چه ربطي به موضوع برنامه داشت؟ ما هم خدمتشان عرض كرديم خودمان هم نمي دانيم !اين را گفتم كه شما تلفن را برنداريد و دوباره همين سؤال تكراري را بپرسيد!
]موسيقي[
من حالم بهتر شد. خيلي ممنون، ولي شما هم قبول كنيد كه اين هفته اي هفت دقيقه، كه مي شود به عبارتي روزي يك دقيقه، يك كم براي مطالعه كردن كم است. باور كنيد خيلي خوب نيست كه هميشه از آن لحاظ در دنيا ركورد دار باشيم!
]موسيقي[
اين آگهي هم شده بلاي جان برنامه ما. آن قدر زياد شده كه مجبور شده ايم وقت برنامه را كم كنيم. اما در همين وقت كم بياييد، يك قراري با هم بگذاريم شما با راديو تماس بگيريد و اسم آخرين كتابي كه خوانده ايد با توضيح كوتاهي درباره داستان آن بگوييد. ما هم قول مي دهيم در راديو با نام خودتان اعلام كنيم. اين كار چه حسني دارد؟ حسنش در اين است كه از طريق تنها راديو نوشتاري جهان، به مردم دنيا ثابت مي  كنيم كه راديو بادبادك و مخاطبانش با اين آمارهايي كه داده مي شود، ربطي ندارند.
]موسيقي[
بياييد به دنيا ثابت كنيم ما خواندن بلديم!
]موسيقي[
رفقا بي صبرانه منتظر همكاري و حضور شما در اين رو كم كني جهاني هستم، پس تا هفته بعد و به اميد تماسهاي شما مرحمت شما زياد، جلوه شما برقرار و به اميد ديدار. در پناه حق باشيد.

  


گلپري پر از قصه است و اطلسي

 

افروز ارزه گر
عصرها من و گلپري كنار باغچه مي نشينيم. حرف مي زنيم. جوك مي گوييم. مي خنديم و براي كلاغهاي بي خيال عصر، زبان درازي مي كنيم. طفلكي ها لجشان مي گيرد. شروع مي كنند به قار قار كردن و من براي گلپري اطلسي مي چينم.
حياطمان پر از اطلسي و بنفشه و نيلوفر است. عصر ها حياط خانه ما آب پاشي مي شود. گلها را آب مي دهيم و گلپري برايم از گل قصه مي گويد. از گل و فرشته .
گلپري مي گويد: گلهاي اطلسي، خانه كوچك فرشته هاست. آنها صبحها قبل از پاشيده شدن نور روي گلها ، آن وقت كه قطره هاي ريز و كوچك لاي گلبرگها سرسره بازي مي كنند، لا به لاي اطلسيها خوابند. خواب نور مي بينند.
نور كه مي آيد، كش و قوسي به تنشان مي دهند و بالهاي كوچكشان را بهم مي زنند. آواز خوانان پرواز مي كنند و ...
قصه هاي گلپري قشنگ است .
مامان روي ايوان نشسته و براي خواهر كوچكم قصه مي گويد. مي دوم روي ايوان. مامان قصه هاي قشنگي مي گويد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com