تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
عشقستان
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-07-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 3مرداد ماه 1386

[ هنری ]
 * نقاشي قهوه خانه اي ؛ هنري كه به فراموشي سپرده مي شود؛ رنگهاي فراموش شده
 * گپي خودماني با رضا رشيدپور/ مجري تلويزيون ؛ خلاقيت حرف اول را مي زند
 * پشت ويترين
 * 6 عنوان انيميشن وارد شبكه نمايش خانگي شد
 * هايكوهاي مدرن ژاپني وارد بازار كتاب مي شود
 * موسيقي دانان رژيم صهيونيستي بيانيه  صلح صادر كردند!
 * نويسنده ايراني الاصل از نسل امروز ايران دفاع كرد
 * اعتراض تهيه كنندگان به عدم اكران «سنتوري»
 * درخواست محاكمه صنفي براي مسؤول حادثه «آهنگراني»

نقاشي قهوه خانه اي ؛ هنري كه به فراموشي سپرده مي شود؛ رنگهاي فراموش شده

 

گروه هنر - تختي :نقاشي قهوه خانه اي حاصل تلاش عاشقانه هنرمندان وارسته و دلسوخته اي است ازجنس مردم كوچه و بازار.



روايتگران صادق و هنرمنداني كه پس از قرنها سكوت در زير سقف نمور و تاريك قهوه خانه ها،در سر هر كوي و برزني دست به قلم بردند و در محفل پر انس و الفت مردم، در وصف صداقت و پاكي ها و مردانگي ها نقش زدند و هنري سرشار از خلوص و سادگي آفريدند و به ياد پهلواني ها و قهرماني ها و به حرمت صحراي كربلا، صحنه ها آفريدند.
* پيشينه
نقاشي قهوه خانه اي ، سرشار است از باورها واعتقادات عميق ايراني و اسلامي، و البته با تكنيكهاي غير ايراني (رنگ روغن روي بوم، پارچه وديوار). از پيشينه تاريخي آن مدارك زيادي دردست نيست. به عقيده برخي، اين مكتب حدود 80 سال قبل در بين مردم كوچه و بازار شكل گرفت و گسترش يافت. از سوي ديگر، بعضي پژوهشگران، سابقه نقاشي عاميانه در ايران را به عهد صفويان، زماني كه تشيع گسترش مي يابد، مربوط مي دانند. با اين حال، مي توان باز هم به گذشته رجوع و رد پاي اين هنر را جستجو كرد.
نقالي از پيش از اسلام، بخصوص در دوره ساساني در دربار پادشاهان رواج داشته و اغلب با موسيقي همراه بوده است. در سه قرن اوليه اسلام، كار نقالان، بيان داستانهاي حماسي و ملي گذشته ايران با همان سبك و سياق دوره ساساني بوده است، اما بدون همراهي موسيقي.
با سروده شدن شاهنامه توسط فردوسي، نقالان دوره هاي بعد- بويژه در دوره هاي مغول و ايلخاني و تيموريان- به بيان داستانهاي حماسي و شبه حماسي و شاهنامه خواني، با توجه به مضامين شاهنامه فردوسي روي آوردند. با رواج قهوه خانه ها در دوره صفوي بخصوص در زمان شاه طهماسب كه اولين قهوه خانه ايران در قزوين پايه گذاري گرديد، كار نقالي و شاهنامه خواني به قهوه خانه ها كشيده شد.




پس از مدتي، اين هنرمندان با تأثير گرفتن از فضا و محيط قهوه خانه ها، همراه با داستان سرايي نقالان و شاهنامه خوانان، به خلق تصاويري ساده و زيبا بر زمينه ديوارگچي قهوه خانه ها و بر روي پارچه ها پرداختند. بدين ترتيب، نقاشان اين مكتب با وجود اينكه هيچ گونه آموزش آكادميك نديده بودند، توانستند با شور فراوان، گوشه اي از تاريخ هنر اين سرزمين را به نام خود رقم بزنند.
نمونه آثار به جا مانده از گذشته هاي دور در قالب تابلوها و گچبريها، بر وجود گونه اي از اين هنر در قرون 1213 دلالت دارد، نقاشيهايي بر روي كاشيهاي كاخ چهل ستون اصفهان در زمان سلطنت شاه عباس دوم و نادرشاه.
استاد احمد خليلي يكي از نقاشان قهوه خانه اي درباره پيشينه نقاشي قهوه خانه اي مي گويد: «سابقه اين نقاشي بسيار طولاني است و بنا به گفته استاد بلوكي فر، حدوداً به 3 هزار سال پيش بر مي گردد؛ ولي به علت ناپايداري زمينه هايي كه بر روي آنها نقاشي مي شده، تنها آثاري كه بروي سنگ يا كاشي نقاشي شده، بر جاي مانده است. ولي مهمترين جرقه اين هنر، در دوره صفويه زده شد. علت آن هم، توجه پادشاهان صفوي از جمله شاه عباس به تشيع بود كه باعث شد در ساخت اين گونه تابلوها اشاره بيشتري به وقايع روز عاشورا و قصص قرآني شود. رواج پرده خواني و باز شدن قهوه خانه ها نيز از علل ديگر گسترش اين هنر بود. بيشتر آثاري كه در آن زمان آفريده مي شد، بر روي قلمدانها، جلد كتابها و ... بوده كه با شكل امروزينش، از لحاظ شيوه كاري بسيار تفاوت داشته است».
ازمشخصات بارز اين هنر به لحاظ مضموني، مردمي بودن آن و فاصله گرفتنش از هنر درباري است. هنري كه حاصل تلاش هنرمنداني گمنام بود كه ابتدا در زمينه نقاشي بر روي كاشيها به تجربياتي دست يافته بودند.
نقاشي قهوه خانه اي، به واسطه حضور در عرصه نقالي و شمايل گرداني، مي تواند بخشي از هنرهاي ايراني محسوب شود از طرفي، به دليل دارا بودن خصوصيات هنر نقاشي مي توان آن را در رده هنرهاي تجسمي جاي داد.
ذكر اين نكته حايز اهميت است كه اين سبك نقاشي در برهه اي از زمان شكل گرفت كه توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابرقدرت سياسي روسيه و بريتانيا در ايران به ستوه آمده بودند و بنابراين، براي حفظ وحدت ملي و جلوگيري از تأثيرات بيش ازحد هنر بيگانگان بر فرهنگ و هنر ايران بخصوص نقاشي، به مضامين حماسي شاهنامه فردوسي گرايش پيدا كردند و اين تمايل، با انقلاب مشروطه شدت بيشتري يافت. با ظهور مشروطه خواهي و مشروطيت درايران، روح حماسه طلبي در بين ايرانيان عهد قاجار جاني تازه گرفت و نقش نقاشان قهوه خانه اي كه مضامين حماسي شاهنامه را بر تابلوي نقاشي كشيده بودند، بيشتر مشخص شد.
* قهوه خانه ها
براي شناخت بهتر نقاشي قهوه خانه اي، بايد ابتدا قهوه خانه ها را بهتر بشناسيم. فضاهايي كه با داشتن سابقه طولاني حضور مردم كوچه و بازار، سينه به سينه حافظ ميراث كهن و انديشه و ذوق سنتي ايران بوده است.
در همين قهوه خانه ها بود كه نقالان و شاهنامه خوانان، روايتهاي ملي را با شور و هيجان عرضه مي كردند و بدين شكل و در طول قرنهاي متمادي، قهوه خانه ها ويژگيهايي كسب كردند كه به خاطر ارتباطات گسترده چنين مكانهايي با مردم، حايز اهميت است. در واقع، قهوه خانه ها با گرد هم آوردن مردم و روايت گويي نقالان شاهنامه خوان، در گذشته نقش رسانه هاي جمعي امروز را بازي مي كردند كه البته شامل آداب ورسوم و روشهاي خاص خود هم بوده است.
درابتدا قهوه خانه ها، به قشر درباريان اختصاص داشت. تا اوايل سلطنت شاهان قاجار، اين وضعيت به همين صورت ادامه داشت تا اينكه در آن زمان با ساخت و ساز زياد قهوه خانه ها، اين فضاها جنبه عمومي پيدا كرد. كار نقالان به قهوه خانه ها كشيده شد و قهوه خانه چي ها براي جذب مشتري از آنها استقبال كردند.
به دليل جو حاكم در آن زمان، تأثير فرهنگ غربي و رفتن بعضي هنرمندان به خارج از كشور و تأثيرپذيري آنها، فرنگي مآبي كم كم وارد نقاشي ايراني شد، اما همان طور كه گفته شد، عده اي هنرمند برخاسته از بطن جامعه و مخالف وضعيت فرنگي مآبي حاكم بر جامعه هنري عهد قاجار و بدون تأثير از نقاشي غربي و با حفظ و رعايت اصول نقاشي ايراني، به تصوير كردن نقل نقالاني روي آوردند كه ياد آور دلاوريهاي مردم اين مرز و بوم بودند.در اين رابطه، شاهنامه فردوسي، بهترين موضوع براي تصوير كردن بود.
* نقاشي قهوه خانه اي، نقاشي خيالي
استاد محمد رضا حميدي، از هنرمندان برجسته اين مكتب نقاشي، در توضيح ويژگيهاي اين هنر ارزنده مي گويد: «نقاشي قهوه خانه اي، هنري صرفاً تخيلي است، چنانكه گاه به آن نقاشي خيالي نيز گفته مي شود. نقاش بدون بهره گيري از هر گونه مدلي، به ترسيم آن مي پردازد و نقاشي او صرفاً حاصل تصورات ذهني اوست. او با تصوير كردن آنچه مي انديشد، دست به تصويرسازي مي زند؛ تصاويري كه بيشتر شامل صحنه هاي روز عاشورا، صحراي كربلا وشرح پهلواني هاي شاهنامه فردوسي است .»
اين هنر پايه ها و مباني شناخته شده اي دارد. ويژگي بارز آن، حفظ اصالت در نقاشي چهره هاست، به صورتي كه حتي در ساختن مجالس بزم و رزم، نقاش تلاش فراواني براي ترسيم چهره ها دارد، به همين دليل حالت و حركت در اين نقاشي خيلي كم است .
استاد خليلي نيز ويژگيهاي اين مكتب را اين گونه شرح مي دهد : «نقاشي قهوه خانه اي از لحاظ شيوه هنري، خصوصياتي مختص به خود دارد. اين شيوه از نقاشي، به لحاظ سادگي به نقاشي كودكان شباهت دارد كه اين امر به عمد توسط نقاشان به كار مي رود (چرا كه تمام هنرمندان قهوه خانه اي آثاري دارند كه مهارت آنها را در طبيعت سازي نشان مي دهد.) دومين خصيصه اين نوع نقاشي، خيالي سازي است؛ يعني تمام آثاري كه آفريده شده با موضوعاتي برگرفته از تخيل اين هنرمندان بوده است و از مدل براي طرحهايشان استفاده نمي كردند. پيروي از سه دسته موضوعات مذهبي، اساطيري و فرهنگ عامه از ديگر خصوصيت اين شيوه است. يا وقتي كه مي خواستند فردي را از لحاظ شخصيت و مقام، با اهميت نشان دهند، اين كار را با بزرگ طراحي كردن ابعاد آن فرد نشان مي دادند. ولي متأسفانه اين شيوه نقاشي چند دهه است در اين ملك از رونق افتاده و از بازماندگان نسل دوم اين شيوه نقاشي هم چند تن بيشتر نمانده اند».
استاد محمد فراهاني، از ديگر هنرمندان اين سبك، مي گويد: «نقاشي قهوه خانه اي از نظر خود ما نقاشها، يك هنر ملي است. در قديم، مردم خيلي به اين نقاشيها علاقه داشتند».
استاد اسماعيل زاده در اين راستا مي گويد: در قديم، مردم علاقه خاصي به نقاشيهاي ما نشان مي دادند و گاهي كه ما تصاويري از ائمه اطهار(ع) مي كشيديم، مردم آنها را مثل يك شيء مقدس عزيز مي شمردند. در بررسي اين هنر بومي، نكته قابل اهميت اين است كه نقاشي قهوه خانه اي، هنر ايران را وارد مرحله تازه اي مي كند؛ مرحله اي كه تلاش دارد با اتصال به اندوخته هاي هنر ايران زمين و اعتقادات و فرهنگ ايراني، براي خود پشتوانه اي استوار بيابد».
استاد حميدي در اين رابطه مي افزايد: «تصاوير و پرده هاي نقاشي شده، نمادي از ذوق و انديشه و اعتقادات مذهبي آفرينندگان آن هستند. همچنين اين نقاشيها متأثر ازمجالس عزاداري امام حسين (ع) و مجالس پهلواني و حماسي اند.»
با وجود هجوم تأثيرات غرب، اين نوع نقاشي، اصول خاص خود را حفظ كرد و هويت ملي و مذهبي هنر ايران را در دوره معاصر محفوظ داشت.
* هنرمندان مكتب نقاشي قهوه خانه اي
هر جا سخن از نقاشي قهوه خانه اي به ميان مي آيد، بي درنگ ياد اساتيد بزرگ اين رشته- استاد محمد مدبر و استاد محمد حسين قولر آقاسي- در ذهنها زنده مي شود. هنرمندان بزرگي كه هيچگاه نامي فراخور هنر والايشان كسب نكردند و در نهايت گمنامي ديده از جهان فرو بستند.
استاد محمد مدبر از بنيانگذاران مكتب نقاشي قهوه خانه اي، در كودكي و در كارگاه كاشي سازي استاد عليرضا قولر آقاسي با پسر وي حسين قولر آقاسي آشنا شد. آنها هر دو در اين كارگاه به آموختن راز و رمز نقاشي و رنگ آميزي روي كاشي مي پرداختند و با يكديگر در هنر نقش پردازي رقابت مي كردند.
وي قلمي توانا در هنر تصوير سازي وقايع كربلا و حماسه هاي مذهبي داشت. علاوه بر اين درساخت و پرداخت معصوميت شهيدان كربلا و آشكار نمودن شقاوت وخشونت اشقيا و دشمنان پيامبر، هنرمندي بي همتا بود.
در خاطراتي كه از مدبر در كتابهاي تاريخ هنر آمده است، نقل كرده اند كه: «اغلب ديده شده بود كه در حين نقاشي عاشورا و روز محشر، وي در يك دست قلم موي نقاشي و در دست ديگر دستمالي خيس از اشك داشت و در حين كار نوحه هاي سوزناك مي خواند. مي ديدي كه او واقعاً آنچه راكه مي خواند، دارد نقاشي مي كند. به سبب همين شيفتگي و اخلاص بود كه او را نقاش عاشورا مي خواندند.»
وي سالهاي پايان زندگي اش را از طريق نقاشي بر روي سنگ قبرها و در گورستان گذراند. خودش در مورد علت اشتغال به اين كار گفته بود: «از گرسنگي و بدبختي به گورستان و مردگان رو كردم، جاي آدم بي پناهي مثل من، فقط گورستان بود. آن روزها از همت مردگان مي توانستم شكم گرسنه ام را سيركنم! آدم وقتي قادر نباشد براي دل زنده ها نقاشي كند، چرا نبايد ذوقش را به پاي مرده ها بريزد؟!»
سرانجام وي درسال 1346 و يك سال پس ازمرگ يار وفادار و هم قلمش «قولر آقاسي»، در دكه اش جان سپرد و دوستان وي، پيكر نحيفش را در مسگرآباد به خاك سپردند. ازجمله آثار وي مي توان به تابلوهاي «مصيبت كربلا»، «گودال قتلگاه»، «دارالانتقام مختار»، «عزيمت حضرت مسلم به كوفه» و«كشته شدن سياوش» اشاره كرد.
استاد مدبر، سردمدار نقش آفريني پرده هاي مذهبي بود.
استاد«حسين قولرآقاسي» فرزند «علي رضا قولر آقاسي» ازهنرمندان و استادان بزرگ نقاشي به روي كاشي و قلمدان بود. وي اصول نقش پردازي را نزد پدر ياد گرفت. وي با پذيرفتن سفارش ازقهوه خانه هاي معروف آن زمان و تصوير كردن آنچه مرشد در قهوه خانه ها بيان مي كرد، هنر خود را روز به روز گسترش مي داد.
وي در كنار مدبر، از بنيانگذاران نقاشي خيالي يا قهوه خانه اي محسوب مي شود. اين هنرمند، توانايي خود را در نقش كردن حماسه هاي ملي شاهنامه با بهره گيري از واقعيات و انباشته هاي ذهن وخيال خود، به هنرشناسان اثبات كرده است.
آقاسي در ارتباط با هنر زيباي خود گفته بود: «ما از همان اول ازطبيعت سازي پرهيز كرديم. نه كتابي خوانده بوديم، نه دنيا را گشته بوديم. مداحي، نوحه اي خوانده بود، آقايي منبر رفته بود، نقالي شاهنامه نقل كرده بود، ما هم چيزهايي در خيالمان پرورانديم و جرأت كرديم ونقش اين خيال را آشكار كرديم. اگر ما طبيعت سازي مي كرديم، اگر اصول را رعايت مي كرديم، جايمان در قهوه خانه ها نبود و نقاش مردم نمي شديم...!».
از وي آثار زيبايي در موزه ها و مجموعه ها به جا مانده كه از ميان آنها مي توان به چند نمونه زيراشاره كرد: «نبرد رستم و سهراب»، «رستم و سهراب»، «گرفتار شدن خاقان چين به كمند رستم» و «شكسته شدن ديو سفيد به دست رستم ».
او همچون دوست ديرينه خود، در نهايت سختي و ملالت زندگي گذراند و سرانجام در اوج فقر و تنهايي درسال  1345در بيمارستان ديده از جهان فروبست. او را درمسگرآباد و در كنار يار هم پيمانش، به خاك سپردند.
خوشبختانه پس از قولر آقاسي و مدبر، شاگردانشان مانند فتح ا... آقاسي، عباس بلوكي فر، حسن اسماعيل زاده، محمد رضا حميدي و حسين همداني راه استادانشان را به نيكي ادامه دادند.
*
نقاشي قهوه خانه اي، به مرور و با تغيير فرهنگ جامعه و كم شدن حضور مردم در قهوه خانه ها، مخاطبان خود را از دست داد و اكنون اين هنر سنتي اين سرزمين، مي رود كه از خاطره ها و يادها فراموش شود. اميد كه چنين مباد!

  


گپي خودماني با رضا رشيدپور/ مجري تلويزيون ؛ خلاقيت حرف اول را مي زند

 

* مليحه پژمان

رضا رشيدپور متولد تهران است و قبل از اينكه وارد دانشگاه شود تا مهندسي ساختمان بخواند، وارد صدا و سيما شده و در عرصه



گزارشگري راديو مشغول فعاليت مي شود. مثل خيلي هاي ديگر، او با آزمون و تست وارد اين عرصه شده و براي همين، پله هاي ترقي را يكي يكي طي كرده. رشيدپور براي اينكه خيلي هم از تحصيلات آكادميك هنر مورد علاقه اش دور نباشد، يك دوره كارگرداني را هم در دانشكده سوره سپري كرده است. اكثراً با چهره و اجراي او آشنايند، بخصوص آنها كه سه سال هر روز صبح او را از برنامه «صبح بخير ايران» مي ديدند. رشيدپور برنامه هاي زيادي را اجرا كرده از جمله: شب ايراني، سفرهاي دور ايران، ترنم، انواع مسابقه هاي تلفني و اخيراً هم برنامه «شب شيشه اي» در شبكه تهران. سراغي از او مي گيريم، اين گپ را به زمان ديگري موكول مي كند و به قول خودش كلي كلك سوار مي كند كه از اين مصاحبه صرف نظر كنم كه اين اتفاق نمي افتد و سرانجام در يكي از روزهاي گرم تابستان فرصت مصاحبه دست مي دهد. از او در مورد همكاري اش در «صبح بخير ايران» مي پرسم كه مي گويد: «تنها دليل عدم همكاري من با اين گروه، «اختلاف سليقه» بود! تصميم گرفتم مدتي استراحت كنم و به برنامه هاي مورد علاقه ام برسم. البته مجموعه «صبح بخير ايران» شايد به دليل سوء تفاهم، مهره هاي بزرگي را از دست داد. پشت دوربين، آدمهاي متفكري حضور داشتند كه هر روز از هشت صبح تا هشت شب براي اين برنامه جلسه مي گذاشتند و فكر مي كردند. اين گروه 3 سال اين برنامه را هدايت مي كردند تا اينكه به مجله اي پويا دست پيدا كرده بوديم. متأسفانه به دلايلي اين گروه متلاشي شد و همه آن فكرها و ايده هاي خوب از بين رفتند.» و شما بعد از آن چه كرديد؟
«بعد از قطع ارتباطم با اين برنامه، سعي كردم به علاقه هايم بيشتر برسم. از نويسندگي كه به آن علاقه بسيار داشتم و دارم تا اجرا. برنامه اي را براي سيماي اصفهان نوشتم با عنوان «زنده رود» كه بيننده هاي زيادي داشت. و بعد از آن «شب شيشه اي» را در شبكه تهران دنبال كردم كه اين برنامه رويكردي مهمان محور داشت و البته مورد توجه خيلي از بينندگان قرار گرفت. شايد يكي از دلايل جذابيت اين برنامه، صميميت با مردم و مهمان برنامه بود و اينكه برخي از مهمانان تا به حال روي آنتن سيما ديده نشده بودند.» مي پرسم چرا اين برنامه از شبكه سراسري پخش نشد كه مي گويد: «شايد به اين دليل كه براي شبكه تهران طراحي شده بود و شايد هم به دلايل ديگر كه بگذريم...»
رشيدپور فعاليتهايش را از راديو شروع كرده. از او در مورد كار در راديو و تأثير آن در اجراهايش در تلويزيون مي پرسم كه مي گويد: «راديو به عنوان يك آموزشگاه در كارم تأثير بسياري داشت. در عين اينكه فضاي اين دو رسانه بشدت از هم متمايز است، ولي نمي شود از نقش راديو در تقويت توانايي يك مجري بسادگي گذشت.»
رشيدپور مطالعه و تحقيق را يكي از ملزومات اجرا و كار مجريان مي داند. خودش روزانه هفت - هشت روزنامه را مي خواند، از طريق اينترنت با تازه ترين دستاوردهايي كه در حيطه كاري اش وجود دارد، آشنا مي شود و به طور مستمر برنامه هاي راديو و تلويزيون را پيگيري مي كند. مجري «شب شيشه اي» كه تجربه هاي كاري فراوان در كنار مجريان قديمي دارد، در مورد تقليد اجراي مجريان جوان از قديمي ها مي گويد: «اگر كسي فاقد دانسته ها و اطلاعات شخصي باشد و صرفاً به تقليد يكسري از فاكتورهاي ثبت يك مجري ديگر بسنده كند، كار اشتباهي است، ولي اگر فردي با اتكا به دانسته ها و دانش خودش، از كار مجريان قديمي هم الگوبرداري كند به نظرم منطقي است.»
رضا رشيدپور عقيده دارد: «خلاقيت نه در عرصه اجرا، بلكه در ساير عرصه ها هم تأثيرگذار است. انسان خلاق، انساني ماندگار است و در حال حاضر هم خلاقيت حرف اول را مي زند و اگر كسي فاقد اين خصيصه باشد خيلي زود محو مي شود.»
از آنجا كه رشيدپور سابقه اجراي مسابقات تلفني را هم داشته از او در مورد الگوبرداري از مسابقات خارجي مي پرسم كه مي گويد: «قبول كنيم كه تلويزيون يك پديده غربي است و تكنيكهاي فني و برنامه سازي در غرب خيلي موفق تر از ما ارايه مي شوند، پس الگوبرداري ما از تلويزيونهاي خارجي ايرادي ندارد، ولي بايد اين الگوهاي غربي را به هويت و بافت بومي و ايراني و اسلامي نزديك كنيم.» او در مورد شيوه اجراي برخي از مجريان كه به صورت طنز يا رسمي انجام مي شود مي گويد: «اينكه بگوييم اجراي «موفق» يا «ناموفق»، برمي گردد به مجموعه عواملي كه از مختصات آن نوع اجرا محسوب مي شوند و شما نمي توانيد بگوييد كدام مجري موفق تر است و كدام شيوه اجرا بهتر، چون هر كدام سبك خودشان را دارند و نحوه كار آنها را بايد در ژانرشان مقايسه كنيم.»
اما يك مجري خوب چطور مي تواند پله هاي ترقي را طي كند؟ رشيدپور در اين مورد مي گويد: «تخصص در اجرا، دو بخش دارد. يك بخش آن ذاتي است و بخش ديگر اكتسابي. در مورد بخش ذاتي نمي شود كاري انجام داد، ممكن است يك نفر فطرتاً توانايي اين كار را داشته باشد و فرد ديگري نداشته باشد. 60 درصد تبديل شدن به يك مجري موفق به اين حيطه مربوط است. در بحث اكتسابي هم به استعداد شخص بستگي دارد، يك نفر ممكن است در مدت دو ماه به اين جايگاه برسد و ديگري در مدت چند سال هم نتواند جايي براي خودش پيدا كند.» از رشيدپور در مورد برنامه آينده اش مي پرسم كه مي گويد: «اين يكي را بگذاريد براي زمان خودش. اين طوري بهتر است!»

  


پشت ويترين

 

* اولين خبر ستون «پشت ويترين» اين هفته مربوط است به چاپ ترجمه اي از كتابهاي «پل آستر»
بابك تبرايي بتازگي كتابي از پل آستر - نويسنده آمريكايي - را ترجمه كرده و به بازار كتاب فرستاده است. اين كتاب كه «ابداع و انزوا» نام دارد از سوي نشر افق منتشر كرده است.




كتاب «ابداع و انزوا» در دو دوره نوشته شده است. بخش اول در سال 1979 پس از مرگ پدر پل آستر و تأملات ناشي از آن نوشته شده كه درباره مرگ پدرش است و بخش ديگر دو سال بعد و پس از جدايي از همسرش و گذراندن زندگي در تنهايي را در بر مي گيرد.
آستر در اين كتاب به مفاهيمي چون تنهايي، انزوا، شانس و نيز تفاوت اين مفاهيم پرداخته، به طوري كه اين كتاب به نوعي به پروسه نوشتن اختصاص يافته است.
كتاب «ابداع و انزوا» نه مقاله است، نه زمان و نه پرداختن صرف به زندگي، بلكه پرداختن به منابع متعارف توأم با تأملات نويسنده است.
* خبر دوم مربوط است به چاپ كتاب گفتگوهايي كه نويسندگان خارجي و داخلي انجام داده اند.
اين كتاب كه «هنر نويسندگي» نام دارد، به كوشش مجيد روشنگر منتشر شده و شامل گزينه اي از گفتگوها، مقالات و نامه هاي نويسندگان ايران و جهان است.
در اين كتاب گفتگو با نويسندگان ايراني و خارجي از جمله خورخه لوييس بورخس، گونترگراس، فادين گورديم، اكتاوپوپاز، آلن رب گري يه، تقي مدرس، سودابه اشرفي، ميلان كوندرا و ... ديده مي شود.
كتاب «هنر نويسندگي» توسط انتشارات مرواريد به چاپ رسيده است.
* خبر بعدي مربوط است به چاپ مجموعه داستاني از امين فقيري
اين مجموعه داستان كه «ببينم نبض تان مي زند؟!» نام دارد قرار است به زودي منتشر شود.
«ببينيم نبض تان مي زند؟!» شامل 10 داستان كوتاه است كه فقيري از سال گذشته مشغول نوشتن آن بوده است.
* چاپ و انتشار «دايرة المعارف سينماي دفاع مقدس» چهارمين خبر ستون «پشت ويترين» اين هفته است. جلد اول اين دايرة المعارف، همزمان با برگزاري يازدهمين جشنواره سراسري فيلم دفاع مقدس منتشر مي شود كه شامل «مشخصات فيلمهاي توليد شده در حوزه دفاع مقدس به همراه شناسنامه» «خلاصه فيلم»، «نقد فيلم» و ... است.
همچنين در اين دايرة المعارف، شناسنامه فيلمهاي مستند دفاع مقدس و شناسنامه كارگردان نيز آورده خواهد شد.
* زمانيان

  


6 عنوان انيميشن وارد شبكه نمايش خانگي شد

 

فارس: در اولين قدم بعد از جمع آوري آثار غيرمجاز، 6 عنوان انيميشن با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وارد شبكه نمايش خانگي شد.
اين انيميشنها با عناوين آن سوي پرچين، جرج كنجكاو، ستاره لارا، روباتها، عصريخبندان2، و كارخانه هيولا كه در انجمن گويندگان جوان دوبله شده اند توسط پخش تازه تأسيس «رنگين كمان» عرضه شد.
اين مركز پخش كه فعاليتش تنها در زمينه كودكان و نوجوانان خواهد بود در جهت ساماندهي و قانونمند كردن بازار انيميشن و حمايت از دوبله اين آثار و همكاري با مؤسسه رسانه هاي تصويري تأسيس شده است.

  


هايكوهاي مدرن ژاپني وارد بازار كتاب مي شود

 

مهر: مجموعه اي از هايكوهاي مدرن ژاپن با گردآوري و ترجمه قدرت ا... ذاكري در كتابي با عنوان «زنبور بر كف دست بوداي خندان» توسط انتشارات مرواريد وارد بازار كتاب مي شود.
ذاكري در اين مجموعه 205 هايكو از 47 شاعر مدرن ژاپن را كه در فاصله سال 1900 تا آغاز جنگ جهاني دوم سروده شده اند از زبان ژاپني به فارسي برگردانده و علاوه بر اين، مقدمه اي با موضوع «سير شكل گيري هايكوي مدرن در ژاپن» را نيز به كتاب الحاق كرده است.
لازم به توضيح است كه در تاريخ ادبيات ژاپن هايكو به سه دسته كلاسيك، مدرن و معاصر تقسيم بندي مي شود. آنچه از هايكوهاي ژاپني تاكنون به فارسي ترجمه شده، هايكوهاي كلاسيك بوده اما اين كتاب نخستين مجموعه اي است كه هايكوي مدرن را در بر مي گيرد.

  


موسيقي دانان رژيم صهيونيستي بيانيه  صلح صادر كردند!

 

ايسنا: براي نخستين بار در تاريخ دنياي علم و موسيقي رژيم صهيونيستي، تعدادي از موسيقي دانان، متخصصان و هنر آموزان عرصه  موسيقي كلاسيك، بيانيه  مشتركي را در مخالفت با اشغال فلسطين و حمايت از صلح، آشتي و حل و فصل دوجانبه  بحران فعلي صادر كردند!
به گزارش روزنامه  هاآرتص - چاپ رژيم صهيونيستي - امضاكنندگان اين بيانيه  مكتوب اعلام كرده اند: ما با اشغال سرزمينهاي فلسطيني كه به درازا كشيده است و تصوير ما را در دنيا مخدوش كرده، مخالفيم. ادامه  اشغال اراضي اي كه فلسطينيان در آن ساكن هستند، از لحاظ اخلاقي اشتباه است. تنها راه حل اين مسأله، انجام مذاكرات مسؤولانه با حزب ا...، سازمان آزاديبخش فلسطين، حماس، لبنان و سوريه است.
اين بيانيه قرار است براي نخستين بار در يك كنسرت موسيقي زنده كه همزمان با چاپ نهمين جلد از نشريه  ادواري رژيم صهيونيستي به نام «تاوپلاس» و با حضور نوازندگان ساز هاي مدرن الكتريكي برگزار مي شود، براي عموم خوانده شود.

  


نويسنده ايراني الاصل از نسل امروز ايران دفاع كرد

 

مهر: به دنبال جار و جنجالهاي پديدآمده ناشي از اسارت ملوانان انگليسي در ايران و ترسيم سيمايي ناپسند و خشن از ايرانيان در غرب، «ناهيد راشلين» رمان نويس ايراني الاصل از هموطنان خود دفاع كرد.
«ناهيد راشلين» رمان نويس ايراني الاصل تبعه آمريكا در گفتگو با روزنامه نيويوركر، ضمن دفاع از هموطنان خود در برابر اتهامات ناروايي از قبيل خشن، سنتي و ناآگاه بودن، ايرانيان را انسانهايي آگاه و باهوش خواند.
ناهيد راشلين در ايران متولد شد و از دوران كودكي به آمريكا رفت و در آنجا ماندگار شد. او در ايالات متحده به تحصيل پرداخت و تاكنون رمانها و داستانهاي زيادي را نوشته است كه معروفترين آنها «دختران ايراني» است.به گزارش نيويورك تايمز اين كتاب جزو 4 رمان برتر سال 2006 خوانده شده است. مقالات و داستانهاي كوتاه او در روزنامه هاي معتبر آمريكا از جمله نيويورك تايمز و نيوز دي به چاپ رسيده است.

  


اعتراض تهيه كنندگان به عدم اكران «سنتوري»

 

فارس: اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان فيلم سينمايي ايران طي بيانيه اي اعتراض خود را به حذف اكران فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي اعلام كرد.
در اين بيانيه آمده است: باعث تأسف است كه فيلمي پس از نمايش در جشنواره بين المللي فيلم فجر و دريافت پروانه نمايش و عقد قرارداد نمايش در سوم مردادماه با سينما قدس، به دلايلي كه اعلام هم نمي شود، از چرخه اكران خارج مي شود.
در ادامه اين بيانيه تصريح شده است: روابط عمومي اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان فيلم سينمايي ايران لازم مي داند اعلام نمايد فيلم سنتوري كليه مراحل قانوني را براي دريافت پروانه نمايش طي كرده است. اين بيانيه مي افزايد: روابط عمومي اتحاديه تهيه كنندگان لازم مي داند تأكيد نمايد روشهاي اين گونه به حذف نمايش فيلمهاي ارزشمند سينماي ايران منجر مي گردد و باعث مي شود تا علاوه بر وارد شدن خدشه جدي به امنيت كار و سرمايه گذاري در حيطه سينما، تماشاگر سينما را نيز دچار سردرگمي نمايد.

  


درخواست محاكمه صنفي براي مسؤول حادثه «آهنگراني»

 

گروه هنر: شوراي توليد اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع كنندگان فيلم سينماي ايران خواستار محاكمه صنفي مسؤولان حادثه پيش آمده براي پگاه آهنگراني شد.
سيد غلامرضا موسوي دبير شوراي توليد اتحاديه ضمن اعلام خبر فوق افزود: شوراي توليد در آخرين نشست خود ضمن بررسي حادثه پيش آمده براي هنرمند جوان خانم پگاه آهنگراني، لازم دانست كه از كليه تهيه كنندگان و مديران توليد سينماي ايران بخواهد در زمينه ايمني توليدات خود با دقت و وسواس بيشتري عمل نمايند و همچنان اول ايمني سپس كار را مورد نظر قرار دهند.
موسوي افزود: شوراي توليد جهت جلوگيري از اتفاقات بعدي و حساس كردن مسؤولان توليد فيلمهاي سينمايي بر انجام اقدامات ايمني لازم، پيشنهاد كرد كه مسؤولان فيلمي كه باعث آسيب رساني به خانم پگاه آهنگراني شدند، در يك محكمه صنفي محاكمه شوند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com