|
* عباسعلي سپاهي يونسي
از اين جا تا شما فاصله اي است به اندازه همه دلتنگي هاي عالم، كه دارند دل به دل منتشر مي شوند و سال به سال با ما قد مي كشند و بزرگ مي شوند. دلتنگي هاي ما در نبودن شما گوناگون است، به اندازه همه آنهايي كه دوستتان دارند، دلتنگي هاي جور واجور است؛ دلتنگي هاي پير، دلتنگي هاي جوان، دلتنگي هاي كودكانه، دلتنگي هاي بزرگسالانه، دلتنگي هاي مردانه، دلتنگي هاي زنانه و.. حالا مي بينيد چقدر آدم دلتنگ شماست؟ حالا مي بينيد چقدر دوستتان داريم، دوستتان داريم از صميم دل، مثل ماهي كه دريا را. ما منتظريم، منتظر خبري از جاده ها، از جاده هايي كه راه رسيدن شما به ماست. ما منتظريم و همه درهايي كه براي باز شدن براي شما سالهاي سال است كه منتظرند؛ منتظرند تا روزي برسيد و آنها را در بزنيد و گل از گلشان بشكفد. دارم فكر مي كنم در آمدنتان چه بايد كرد؟ كوچه ها را آب و جارو بايد كرد، خانه را گردگيري و دلها را پاك و شفاف بايد نمود؛ دلهايي كه غبار گرفته اند، نمي توانند ميزبان شما باشند، بايد دست به كار شد، بايد تا دير نشده است بذرهاي خوبي و پاكي را در مزرعه دلها كاشت و با باران ارادت اهل بيت(ع) آبياري شان نمود تا شما با لبخندي تأييدمان كنيد. از اين جا تا شما... بگذريم. ما دلتنگ شماييم! |