تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
عشقستان
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 11مرداد ماه 1386


من ستاره يك نفر ديگه ام!

 

چند روزيه كه رفيق مفيق هاي سيروس شايعه كردند كه سريال يانگوم اينا داره به آخراش نزديك ميشه. اين سيروس ما هم از روزي كه اين خبر رو شنيده، رفته تو لك! هر چي هم من بهش ميگم بابا ناراحت نباش، اينا سرياله. تو كتِش نميره كه نميره.
به او گفتم كه تصوير تو ماه است
به من خنديد ، يعني رو به راه است
ولي وقتي كه عينك را زدم ...اخ
يقين كردم كه حرفم اشتباه است!
* زهرا دري
***
شبي گفتم به او مانند بلبل :
«بيا پروانه شو، تا من شوم گل»
به جاي او شنيد اين حرف زنبور
مرا بوسيد از خوشحالي و هُول!
زهرا دري
***
درست اوايل تير بود كه تب يانگوم اين داداش ما رو گرفت !از همون موقع تصميم داداش سيروس ما براي شركت در كنكور جدي شد. قبلاً ثبت نام كرده بود تا امسال بعد از سالها يك كارداني مارداني اي چيزي قبول شه و قرار نبود با توجه به گفته جناب وزير مبني بر قبول شدن 3 نفر از 4 نفر توي كنكور امسال چيزي بخونه. ولي از اوايل تير به كوب شروع كرد به خوندن! آخه مي گفت «مي خوام پزشكي قبول بشم، بعدشم تخصص طب سوزني بگيرم!» طفلك يادش رفته بود كه توي انساني ثبت نام كرده بود!
شعر آزاد!
براي دانشگاه آزاد...!
در پشت اين ميز
ما در خيال وضع خيط و پيط خويشيم؛
يعني كه اينجا
در اين اتاق سرد و نمناك
شادان و شنگوليم از گفتار استاد
اينجاست دانشگاه آزاد!
***
ما در خيال مدرك بي مصرف خويش
آينده تابان كشك آلود خود را
-آرام، آرام-
در اين تجارتخانه معروف و گمنام
چشم انتظاريم
چوخ بيقراريم!
***
ماييم مردان فرار از تانك و از تير
آينده ساز مرز و بومي شير تو شير
كمبود امكانات و كشك و قند و چايي
بي اعتدالي، نارسايي
الحق چه خوش گفته « ابو المجد سنايي »«1»
«اي دل بلا، اي دل بلا، اي دل بلايي!»
***
ما از تبار سنگ پاييم
از سرزمين « اسب ابلق، سم طلا» ييم!
پا در هواييم!
آه اي رئيس كل دانشگاه آزاد
در جيب من ديگر نمي يابي پشيزي
از لطف سركار
من غوره اي بودم، ولي گشتم مويزي!
آيا ميان آنچه در زنبيلتان است،
هنگام ثبت نام در آغاز هر « ترم»
چيزي به نام « رحم » يا « انصاف » هم هست ؟!
***
طرح جديد « علم بازار شبانه » (!)
ما را ز شكوي كرد مأيوس!
لبهايمان را مثل « زيپي » روي هم دوخت
صد جايمان سوخت!
آه اي بزرگاني كه اندر رأس كاريد
وقتي كه روز اول ترم
شهريه ها را مي شماريد،
آنگه كه خوشحاليد و شنگوليد و دلشاد
آهسته زير لب بگوييد:
« بيچاره دانشجوي دانشگاه آزاد!»
«بيچاره دانشجوي دانشگاه آزاد!»
زرويي نصرآباد
***
چند سؤال و جواب جالب:
شباهت دماسنج با ورقه امتحان در چيست؟ هر دو وقتي به صفر مي رسند آدم مي لرزد!
چرا دود از دودكش بالا مي رود ؟ چون ظاهراً چاره ديگري ندارد!
چرا لك لك موقع خواب يك پايش را بالا مي گيرد؟ چون اگر هر دو تا رو بالا بگيرد ؛ مي افتد!
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چيست ؟ هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون!
اختراعي كه براي جبران اشتباههاي بشر درست شده است، چيست ؟ طلاق!
***
روز مرد هم اومد و رفت، ولي هنوز نظم و نثر طنزه كه براي زن (البته فقط از نوع مادرزنش!) توي وبلاگها پيدا مي شه!:

كفگير، گرين كارت، تريلي، ارزن
سيم كارت، روماتيسم، ترافيك فرضاً(!)
در مورد هر مسأله اي در دنيا
بايد نظرش را بدهد مادرزن!
استاد احمد
***
همين يك مادر و يك زن كه دارم
خدا را شكر زن ديگر ندارم
نكردم صيغه چون سر سخت بودم
وگرنه روز زن بدبخت بودم
وبلاگ هامش
***
و:
گيوتين، سر به سر آدمها نمي گذارد.
هيچ كس بخوبي آيينه اداي آدم را در نمي آورد.
آن قدر كله گنده بود كه هيچ كلاهي سرش نمي رفت.
مهدي محمدي
***
همين روزاست كه نتايج اوليه كنكور بياد و رتبه نياورده ها باز بشنوند، سال ديگه اي هم هست و كنكور آخر راه نيست و اينايي كه رفتن دانشگاه چه گلي به سر...و، و، و....ولي من ميگم:كنكور كنكوره، هيچ كارش هم نميشه كرد! ولي فقط بدون كه تو هم ستاره خودت رو توي آسمون داري.

  


لطفاً كنكور را حذف نكنيد

 

* حسن احمدي فرد

همكاران محترم با توجه به اين كه طرح «حذف كنكور تا سال 90» به تصويب رسيده است و به زودي شاهد نامه هايي خواهيم بود كه در مخالفت با اين طرح به امضا مي رسد، بنده مي خواهم پيشاپيش نظر مخالف خود را درباره اين طرح - به پشتوانه 6 ماه كار



كارشناسي كه به صورت فشرده طي 2 روز صورت گرفته - اعلام كنم.
الف) حذف كنكور و افزايش نمكي ها
مستحضريد كه در اين برهه از زمان، هم اكنون، در هر خانواده، 1 يا 2 يا 3 يا چند فرزند پاي كنكوري وجود دارد كه هر كدام از اين فرزندان 10 يا 20 يا 30 يا بيش از آن كتابهاي آموزش فنون كنكور، شيوه هاي تست زني، طرز مصرف كيك و آبميوه در 5 ثانيه و... دارند كه با حذف كنكور اين كتابها به درد هيزم شومينه مي خورند، اما چون بخش عمده اي از دو دهك پايين جامعه شومينه ندارند، ناچار مي شوند آنها را به نمكي ها بدهند و به ازاي آن چند بسته نمك تصفيه نشده دريافت كنند.
جدا از عوارضي كه مي تواند مصرف نمك غيربهداشتي در جامعه داشته باشد، ازدياد كتابهاي كنكور مي تواند باعث افزايش درآمد نمكي ها بشود، اي بسا درآمد اين قشر عزيز خوش صدا، از درآمد ما هم بيشتر بشود كه در آن صورت سيل عظيم نيروي كار به سوي شغل شريف نمكي روي مي آورد و احتمالاً بسياري از خيابانها دچار آب گرفتگي بشود. از ما گفتن بود.
ج) حذف كنكور و آسيب رساني به مخ بينندگان
همكاران محترمي كه هنوز تلويزيون ايران را تماشا مي كنند، بخوبي مي دانند بخش عمده اي از درآمد صداو سيما از طريق همين آگهي هاي ريز و درشت مراكز آموزش و كلاس كنكورهاست و با حذف كنكور بخش عمده اي از آگهي هاي رسانه ملي باد هوا مي شود و تلويزيون ديگر نمي تواند سريالهاي خوش ساختي مثل «يانگوم و افسر مينجوي» خريداري نمايد. آن وقت مجبور مي شود يا سريالي مانند «كليد اسرار» را جايگزين آن كند يا يك برنامه زنده تلويزيوني با اجراي «فرزاد حسني» ترتيب بدهد كه در هر صورت صدمات جبران ناپذيري بر مخ بينندگان وارد خواهد آمد. نگيد نگفت.
پ) حذف كنكور و افزايش رانندگان شهري
حواستان باشد كه با حذف كنكور بخش عمده اي از درآمد معلمها كه نه از طريق پرداخت معوقه ها، بلكه از طريق تدريس در كلاس كنكورها تأمين مي شد، دود مي شود و مي رود به هوا و هواي تهران را آلوده تر مي كند، در نتيجه معلمان بنا به سنت مألوف، علي رغم سهميه بندي بنزين به شغل رانندگي در آژانس رو مي آورند و همين باعث افزايش تردد در سطح شهر شده و مصرف بنزين دوباره افزايش پيدا خواهد كرد. مي گوييد نه امتحان كنيد.
ل) حذف كنكور و كمبود اضافه كار
توجه داريد كه در سالهاي اخير بخش عمده اي از انرژي همكاران در چند كميسيون صرف بحث و بررسي درباره كنكور اين بلاي جوامع در حال رشد و توسعه يافتگي شده است و چه ساعتهاي طولاني كه وقت گرانبهاي همكاران در كميسيونهاي مربوطه به عنوان اضافه كار رد شده است و مزاياي آن دريافت شده يا دريافت خواهد شد.
پس با حذف كنكور ديگر درباره چي در كميسيون بحث كنيم؟ درباره دانشگاه آزاد؟ درباره آقاي «ج»؟ برو بابا دلتون خوشه !فلذاست كه با توجه به نظرات كارشناسي فوق، بنده طرح خود را كه حاصل همان 6 ماه كار كارشناسي فشرده طي 2 روز است، به حضورتان اعلام مي كنم و آن طرح اين است كه بياييم به جاي حذف كنكور آن را با همه دردسرهايش به آمريكا صادر كنيم. بله تعجب نكنيد. مي توانيم كنكور را به آمريكا صادر كنيم و به ازاي آن سازمان ملل را وارد كنيم و با يك تير دو تا از طرحهاي همكاران به هدف مي خورد حتي اگر آمريكا حاضر نشد به ازاي دريافت كنكور، سازمان ملل را به ما بدهد، مي توانيم آن «ج» را به آنها بدهيم، آن وقت ديگر حتماً سازمان ملل را دو دستي تقديم خواهد كرد.

  


شير باغ وحش چكه مي كرد!!

 

خيلي گرسنه بود، چون با چاپلوسي پاچه خواري مي كرد.
شير باغ وحش چكه مي كرد!!
قلمي كه مغز ندارد، حتماً آبرويت را خواهد برد.
سايه خط فقر بروي سرم مانع تابش نور خورشيد شد.
صاحب مرغداري به ناله هاي مرغ سحر توجه اي نداشت.
زندگي مردم پستي و بلندي زيادي دارد، شايد آسفالتش خوب نباشد و شايد پيمانكارش!
وقتي تو بورس شكست خورد، از سنگيني آن رو دل گرفت.
وقتي به گردنش كش آويزان كرد، به جرم گردنكشي دستگير شد.
سعي مي كرد در صدف قلبم مرواريد شود.
اين گناه هست كه گناهكار را تعريف مي كند.
بعضي از حرفها را بايد تو تاريخ بنويسند و تو جغرافي بخوانند.
شايد ما مردگاني باشيم كه ايام مرخصي را در اين دنيا سپري مي كنيم.
شايد زندگي، راهپيمايي به سوي مرگ باشد.
براي عضويت در انجمن انسانهاي فقير هم بايد حق عضويت پرداخت!
گذاشتن و برداشتن جرم نيست، مگر اين كه بخواهي كلاهبرداري!
اره دندانهايش را پس از بريدن درخت خلال كرد.
صداي پاي آب زيباست، اما نه سيل خروشان
سهراب گل هاشم
آنقدر به ترميم علاقمندم كه روزنه اميدم را نيز وصله كردم.
روحم دوست ندارد، بر اثر سقوط بميرم، چون مجبور مي شود فاصله بيشتري براي رسيدن به آسمان طي كند.
پرنده ناشي براي پرواز مهندس پرواز استخدام كرد.
داس مه نو، سالي 12 بار ماه كهنه را درو مي كند.
خودكشي به منزله سبقت غيرمجاز از ملك الموت است.
هزار پا ادعا كرد كه در مقايسه با او هزاردستان با مشخصات ظاهريش هويت متفاوتي دارد.
مطمئن باش همين قدر كه به خانه برسم، كاري مي كنم كه از پا درآيد. بعد يك كفش گشادتر مي خرم.
در روز مادر پايان نامه اش را تقديم مادر كرد و روز پدر فاكتور هزينه ها را به پدر تقديم كرد.
ازدواج يعني: يك عمر موافق جنس مخالف بودن.
استفاده از لب جهت لبخند، به جاي حرف زدن كارايي آن را افزايش مي دهد.
بيمار فقير آرزو داشت نور خورشيد به جاي داشتن ويتامين D، يك مولتي ويتامين واقعي بود.
آلزامير هم سبب نمي شود آدم نفس كشيدن را فراموش كند.
به دنبال آدم با ظرفيتي مي گشت كه اگر او را كشت، نميرد!
همه با سقوط ماهيت خود را از دست مي دهند، اما ماهيت باران در سقوط است.
مهدي محمدي

  


كمي شوخي با استادان طنز!

 

ارژنگ حاتمي

اين روزها ايسنا كمي تا قسمتي توجه ويژه اي به طنز مي كند و هر روز گفتگويي در مورد طنز در خروجي اش قرار مي دهد، اين گفتگوهاي جدي از جانب طنزنويسان فرصتي مناسب بود تا سعي كنيم خياط را در كوزه بيندازيم، هر چند آخرش خودمان ته چاه مانديم!

جواد مجابي: طنز نوشتاري و تصويري ما فقير است.
يكي از كارشناسان امر تغديه در همين خصوص گفت:«هر چقدر پول بدي آش مي خوري!»، گروهي از آگاهان نيز اعلام داشتند آقاي مجابي فراموش كردند بگويند طنزنويس ما هم فقير است.
همچنين ايشان فرمودند: كار جدي در دنياي طنز نديده ام؛ فقط عده اي با استعداد فوق العاده توانسته اند مضامين طنزآميز اجتماعي را در رسانه ها مطرح كنند.
در همين ارتباط يكي از مطلعان كه نخواست نامش فاش شود، گفت: در عوض به اندازه كافي در دنياي جدي طنز ديده ايم !همين مطلعان فرمودند حتماً منظور آقاي مجابي از عده اي با استعداد فوق العاده گروه بر و بچ سوسه است، گفتني است، بر پايه آخرين اخبار صد در صد تاييد شده اين فرد مطلع كسي نيست جز «آقاجان» (همان مسؤول صفحه سوسه!)

بهاء الدين خرمشاهي: يادگيري طنز بدون استاد معنا ندارد!
با اجازه اين استاد بزرگوار يك علامت تعجب در انتهاي جمله شان قرار داديم، يحتمل منظور ايشان شركت در كلاسهاي فيل هوا كني است، هر چند آخرش نفهميديم طنزنوشتن چه ربطي به هوا كردن فيل دارد!
يك سؤال: استاد اولين طنزنويس چه كسي بوده است؟ ( و يا به عبارتي اولين نفري كه در عالم خلقت هستي طنزنويس شد، استادش كه بود؟!)

رضا رفيع: بعضي طنزپردازان درشت نويسي مي كنند!
آخه چرا اين قدر درشت نويسي مي كني؟ مگه نمي دوني اينجا وجبي حق التاليف نمي دن، بابا يه كم ريزتر اين همه كاغذ سفيد رو حروم كردي كه چي؟ مي دوني با اين همه كاغذ مي شد چند تا درخت ساخت؟!

جلال سميعي: رسانه هاي زيادي ترجيح مي دهند طنز را حذف كنند.
- ها؟ كي گفته؟ حذف طنز؟ اون هم در رسانه ها؟ دروغه! خوبه هر شب داره از تلويزيون سريال طنز منتشر ميشه و هر هفته يك صفحه سوسه حاوي يه عالمه مطلب طنز چاپ مي شه، حالا تو اين وسط شايد بعضي ستون ها مثل ستون صبحانه پشت ميز ناهار خوري هم خراب بشن كه البته زياد مهم نيست!
صداي يكي از خواننده ها: تو به سريالهاي آبدوغ خياري چارخونه و مظفر مي گي طنز؟! يا به اين مطالب خنك خودتون؟!
در ضمن يكي از آگاهان به دليل بالا بردن سطح معلومات عمومي نويسنده مطلب عنوان داشت راديو هم جزو رسانه محسوب مي شود.

رحيم رسولي: جايگاه طنز را بايد با رندانه عمل كردن تثبيت كرد
از آنجا كه اكثر نويسندگان صفحه سوسه داراي مدرك زير كارشناسي ارشد هستند، واحد ترجمه سوسه در حال تلاش براي برگرداندن صحبتهاي آقاي رسولي به زباني ساده تر و قابل فهم براي نويسندگان سوسه است!

محمدعلي علومي: جاي خالي نقد طنز بشدت احساس مي شود
در همين ارتباط برخي از آگاهان اعلام داشتند اصولاً جاي خيلي چيزهاي ديگر نيز احساس مي شود، از جمله جاي خالي بها دادن به طنزنويسان جوان( البته از نوع غيرتهراني اش!) و جاي خالي مو روي سر پدربزرگ بنده!

شهرام شكيبا: دست طنزپرداز بسته است.
اِ ولم كنين دستامو! بهت مي گم ول كن ... ول نمي كني؟ خودت خواستي ها؟! باشه ... نگي نگفتي ... حالا كه دستامو ول نمي كني با دماغم طنز مي نويسم!
برخي از متخصصان كه اكثر آنها دكتراي زز بودن را دارند، معتقدند اين گفته آقاي شكيبا توجيهي است براي نشستن ظرفها در خانه!
گفتگوي مرتبط:
- چرا ظرفا رو نشستي؟!
-- مگه نمي دوني دستهاي طنزنويس بسته است؟! با اين دستها چه جوري ظرف بشورم؟!
- با دستهاي بسته ظرف بشوري بهتره تا اينكه با كله باد كرده طنز بنويسي؟! نكنه بازم هوس ملاقه كردي؟!

منوچهر احترامي: طنز مكتوب در يك جنگ نابرابر با طنز تصويري است.
ما نيز با اين گفته استاد منوچهر احترامي شديداً هم عقيده هستيم، اگر شما هم مي خواهيد بدانيد اين جنگ چقدر نابرابر است همين را بدانيد كه حق التاليف صد مطلب طنز من مساوي است با حق التاليف نوشتن فيلمنامه يك قسمت 40 دقيقه اي براي يك سريال طنز ... آخ !از كله خودم داره دود بلند ميشه ... شما رو نمي دونم!

ابوالفضل زرويي نصرآباد: بايد جايي براي طنزنويسان جوان در نظر گرفت كه بتوانند با پيشكسوتان همصحبت شوند و تجربياتشان را به هم منتقل كنند؛
حالا گرفتن جا و مكان و تالار و هتل و ... پيشكش، شما به ميل هاي ما جواب بدهيد، ما كلاهمان را به هوا شوت مي كنيم!

رؤيا صدر: طنزنويسان جوان را كساني كه به دنبال كار به صورت جدي هستند، دانست.
گشتيم نبود، نگرد نيست! پدر من ... ببخشيد مادر من ... اين چه حرفيه؟ كار جدي اون هم طنز؟! آخه با اين حق التاليفها كه بايد شبي يك كتاب شونصد صفحه اي طنز بنويسي تا بتوني به آن به عنوان يك كار جدي حساب كني!

نادر ختايي: جوانان عجولند و تنها ويژگي آثارشان به روز و مدرن بودن است و كار نسبتاً ضعيف تري را عرضه مي كنند.
با تشكر بسيار از اينكه اين همه به طنزنويسان جوان روحيه و اعتماد به نفس مي دهيد، بايد بگويم ما اصلاً هم عجول نيستيم!
... اِ چي تموم شد؟! پس كو اسم من؟! من كه كارم خيلي درسته، پس چرا ايسنا با من مصاحبه نكرد!

محمدرضا اصلاني: طنز سياسي زياد مي بينم؛ طنز فلسفي هرگز
احتمال اول: هنوز آقاي اصلاني روزنامه هاي مربوط به هفت هشت سال پيش را مطالعه مي كنند!
احتمال دوم: آقاي اصلاني به سايتهاي فيلتر شده خيلي سر مي زنند؛ البته منظورم سايتهاي خبري فيلتر شده است!
يك سوال: ها ائي طنز فلسفي كه وگفتي يعني چه؟!

طنز امروز بي روح و بي خاصيت شده است.
- ] ... [ي ]... [!!خودت بي روحي؟ !به نوشته هاي من ميگي بي خاصيت؟ !مگه نوشته هاي من برگ چغندره؟!  اي]...[
-- چيه دور برداشتي؟! اين حرفا رو آقاي عبدالجواد موسوي زدند!
- آخ !آخ !ببخشيد!
-- ببخشيد فايده اي نداره، خب راست مي گن ديگه، همين مطلبت رو نگاه كن نه روح داره، نه جسم داره، نه خاصيت، نه ارزش غذايي داره ... هيچي نداره!

توضيح پاياني: ما مخلص تمام اين پيشكسوتان امر طنز هستيم، حتي اگر خلافش هم ثابت شود!

  


سوسه بر جرايد

 

- ارسال smsجان پنج نفر را در نيويورك گرفت
پس اگه زنگ مي زدن چي مي شد!
- شناسايي خواربارفروشي كه بنزين آزاد مي فروخت
چيه مگه !بنزين كه از خواربار مهمتره!
- پاسخ يك مسؤول به يك مادر: پول نداري؟ بچه ات را بفروش.
حتماً خودشم وقت بي پولي همين كار رو ميكنه!
سردسته باند سرقت پيرزن80 ساله بود
چه مادر بزرگ هنرمندي!
- وقتي قلعه نويي كم نمي آورد: بهترين بازي تاريخ ايران را برابر كره جنوبي انجام داديم
... چون بهترين مربي تاريخ ايران رو داشتيم!
- صفايي فراهاني: مديران ورزش عامل ناكامي فوتبال ايران
خوبه خودتون مي دونين مشكل از خودتونه!
- متهمان پرونده C130 تبرئه شدند
اين همه هياهو آخرش هيچي!
- اعتراض به فيلترينگ اينترنت مجلس
كاش ما مردم هم مي توانستيم اعتراض كنيم!
- فروش بنزين آزاد همراه با اجاره ويلا در شهرهاي ساحلي!
پس بنزين جاي ژيلا رو گرفت!
- صادرات فرش ايران روند نزولي دارد!
خوردن فرش براي حل مشكل گوارشي
(دليل كاهش صادرات فرش رو گرفتين!)
- بوش و مالكي هر دو هفته درباره ايمان به خدا صحبت مي كنند
خداوند حفظ شان كُناد!
- اقدامات دولت نهم بايد بخوبي اطلاع رساني شود
كدوم اقدامات!؟
- دولت نخود و لوبيا وارد مي كند
آهان !منظور از اقدامات رو فهميديم!
- تك رقمي شدن تورم از آرزوهاي كشور است
آرزو بر جوانان عيب نيست فقط حيف كه بهش نمي رسن!
- ظرفيت پذيرش دانشجو رشد 50 درصدي داشته است
ولي اشتغال زايي فراموش شده!
- صفار: كسي جلوي فعاليت رسانه ها را نگرفته!
ولي ممكن است توقيف يا فيلتر شوند!
- گفتگوي نمايندگان سوريه و اسرائيل در دستشويي شوراي امنيت
محل امنيت دار ديگه اي وجود نداشت!
- نماينده تهران : رئيس مجلس حق قطع كردن ميكروفن نماينده را ندارد
پس فلسفه وجودي رئيس مجلس چيه؟!

محمدرضا حسيني

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com