تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
عشقستان
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-02
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 11مرداد ماه 1386


گفت وگو با دكتر علي گرانمايه پور ؛ « روزنامه نگاري توسعه » در ايران مهجور است

 

جواد صبوحي
اشاره:
امروزه بسياري از دولتمردان ما بر اين مهم كه بخش اعظمي از تلاش روزنامه نگاران در انعكاس اخبار به اخبار و رخدادهاي توسعه



مربوط است، اتفاق نظر دارند، اما به نظر مي رسد هنوز عزمي جدي براي برنامه ريزي مدون و منسجم به منظور انعكاس مطلوب اين گونه اخبار از سوي روزنامه نگاران نگرفته است. چرايي اين مسأله، موضوع گفتگوي ما را با دكتر علي گرانمايه پور، عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، شكل مي دهد:
* آقاي دكتر! مفهومي كه ما از «روزنامه نگاري توسعه» در كشور خود سراغ داريم، با الگوهاي رشد همخواني دارد؟
** ببينيد، بحثي كه در خصوص مفهوم توسعه وجود دارد اين است كه توسعه را به معناي پيشرفت كيفي و كمي تلقي مي كنند. عمدتاً در كشورهاي جهان سوم تفاوتهايي بين آمارهاي توسعه و رشد وجود دارد. در اين كشورها كه معمولاً دولتها براي شفاف سازي عملكرد خود مشكل دارند، اتفاقي كه مي افتد اين است كه دولتها يا آمار رشد و توسعه را اشتباه ذكر مي كنند و يا اين آمارها را دستكاري كرده و آمار رشد را به جاي توسعه ارايه مي دهند. توسعه با رشد متفاوت است؛ گاهي اوقات رشد جنبه كيفي دارد و به بهبود وضعيت مربوط مي شود؛ مثل رشد شاخصهاي بهداشتي، اما توسعه در قالب آمارها و ساخت و سازها و يا توسعه راهها و شبكه هاي مختلف اتفاق مي افتد. شما مي توانيد توسعه را به شكل آماري درك و يا حس كنيد. توسعه به همان مفهوم قديمي خود، يعني از لفافه درآمدن و از يك موقعيت به موقعيت ديگر رفتن.





* اخبار توسعه بيشتر بر چه عنصر خبري متكي است؟
** در «روزنامه نگاري توسعه» عنصر خبر قالب عنصر خبري «كه» يعني فرد نيست، بلكه عنصر خبري «چه» است يعني چه اتفاقي افتاده و چه بهبودي حاصل شده است. در تنظيم اخبار توسعه مي گوييم با حضور استاندار فلان طرح افتتاح شد. ما نبايد توسعه را قائم به فرد بدانيم؛ توسعه فعاليتي است كه قائم به تمام ملت است و مديون تلاش جمعي است. «نيچه» دربرداشت فلسفي اش در توسعه، مي گويد: توسعه نتيجه كار جمعي و تلاش همه افراد يك جامعه است. خبر توسعه در كشورهاي جنوب به فرد قائم است. اگر به اخبار قبل از انقلاب نگاهي بيندازيم مي بينيم كه هر اتفاقي را با يك فرد همراه مي كردند. بعد از انقلاب هم ما اين مشكل را داشتيم. در حالي كه اين تلقي از توسعه اشتباه است. وقتي در خبر روزنامه نگاري توسعه عامل «كه» را جايگزين «چه» مي كنيم، ديگر اثرهاي توسعه به گوش مردم نمي رسد. اگر به اخبار و تيترهاي روزنامه نگاري توسعه در برخي از كشورهاي توسعه يافته نگاهي بيندازيد، مي بينيد كه ديدگاه «روزنامه نگاري توسعه» در اين كشورها قائم به فرد نيست. آنها به اين موضوع كاري ندارند كه فلان شهر و يا يك شهرك افتتاح شد، بلكه در پي آنند تا تأثيرهاي آن را ببينند. يكي از ويژگيهاي «روزنامه نگاري توسعه» اين است كه اثرهاي پيشرفت و رشد و توسعه و بهبود وضعيت اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي به گوش مردم رسانده شود، اگر اين مسأله به يك گروه و جناح كشيده شود، شما به يك بولتن خبري تبديل شده ايد. در اين حالت، ديگر به دنبال اثر توسعه، آمايش توسعه و يا بهبود وضعيت اقتصادي در يك منطقه نيستيد.
تجربه شخصي من اين است كه تاكنون كسي به اين مسأله توجه نكرده است كه ما در «روزنامه نگاري توسعه» بايد در پي عنصر خبري «چه» باشيم. تا هنگامي كه اين مسأله برطرف نشود، روزنامه هاي ما به بولتن خبري برخي از سازمانها تبديل مي شوند.
* در تعريف «روزنامه نگاري توسعه» در همه جا اين اتفاق نظر وجود دارد؟
** ببينيد، بحث اصلي در همين جاست. در مسائل مربوط به توسعه، جهاني شدن و مسائل بين المللي و برخي از واژه هايي كه انتزاعي است و عمدتاً به رويكردهاي مختلف به آنها مي نگريم، اين اتفاق نظر وجود ندارد. شما اگر به «روزنامه نگاري توسعه» در هند نگاهي بيندازيد، مي بينيد با روزنامه نگاري توسعه در جنوب شرق آسيا متفاوت است. هنديها در دو دهه 50 و 60 با آغاز روزنامه نگاري، شروع به چاپ نشريات محلي براي برخي از روستاها و اماكني كه جمعيت باسواد داشت كردند، خبر آنها استاني، ايالتي و به پايتخت مربوط نبود. بعدها هنديها خبر توسعه را به راديو بردند و جزو اولين كشورهايي بودند كه به زبان ساده روستاييان آموزش دفع آفتها و رعايت مسائل بهداشتي و بهداشت را فرا گرفتند و در آن كشور تأثير بسزايي داشت. پس «روزنامه نگاري توسعه» از حيث ساختار و شكل شايد شكل مشابهي را داشته باشد. «روزنامه نگاري توسعه» در اختصاص فضاي پيشرفت، موفقيت و حركت به جلو يك جامعه نقش ايفا مي كند و انگيزه و روحيه جمعي را به وجود مي آورد تا مردم جامعه انگيزه لازم براي كار و تلاش داشته باشند.
بعد از بمباران دهه 50 هيروشيما و ناكازاكي ژاپن و بعد از اينكه برنامه هاي توسعه خود را شروع كردند، چند شاخص مهم مطمح نظر آنها قرار گرفت؛ آنها دوره اي را به نام عصر نوسنتي داشتند كه در خدمت توسعه ژاپن به جلو بود. ژاپني ها تصميم گرفتند از حصارهاي زندگي سامورايي قديمي خود خارج شوند و يكي از ابزارهايي را كه تلاش كردند از آن استفاده كنند تا به وسيله آن انگيزه جمعي را در مردم ايجاد كند، روزنامه ها بود. ما گاهي به مديران روزنامه هاي خود مي گوييم از اخبار اميدوار كننده و مثبت استفاده كنند، اما اين مقوله هنر و فني را لازم دارد. ما در «روزنامه نگاري توسعه» بايد واقعيتهاي جامعه را به نحوي منعكس كنيم كه با برداشت و فهم مردم از جامعه مطابقت داشته باشد.
وقتي از بهبود وضعيت كسب و كار در جامعه صحبت مي كنيم، بايد اين مقوله اثري داشته باشد و مردم اين مسأله را باور كنند. يكي از مشكلات كار «روزنامه نگاري توسعه» اين است كه پيام شما به مخاطب بايد با واقعيتهاي اجتماعي جامعه منطبق باشد. نكته اي كه وجود دارد اين است كه شايد در بحث «روزنامه نگاري توسعه» چارچوبهاي كلي وجود داشته باشد، اما «روزنامه نگاري توسعه» بنا بر فرهنگ و انگيزه اجتماعي و جايگاه خود در هر جامعه، متفاوت است. ما چند برنامه توسعه را در كشور خود پشت سر گذاشتيم و به تمام شاخصها توجه كرديم، اما چيزي كه غريب مانده و تاكنون در مورد آن بحث نكرديم «روزنامه نگاري توسعه» است. اين همه همايش برگزار كرده ايم، اما يك بار نگفته ايم «روزنامه نگاري توسعه» چيست و اصلاً آيا ما روزنامه نگاري توسعه داريم يا خير.
«روزنامه نگاري توسعه» حلقه مفقوده اي است كه تحقق آن به مردم نشاط و روحيه مي دهد و جهان خبري داخل و خارج را از پيشرفت آگاه مي كند. اين است كه تريبون پيشرفت همه جانبه و يا تريبون پيشرفت يك جامعه «روزنامه نگاري توسعه» است.
* جانبداري از رواج «روزنامه نگاري توسعه» بيش از همه به سود چه گروهي است؟
** نكته اي كه در كشور با آن مواجهيم اين است كه شفافيت مالكيت خصوصي رسانه هاي ديداري و شنيداري به صورتي كه ما متصوريم، مشخص نيست. در كشورهاي ديگر چون مالكيت و مديريت خصوصي و نيمه خصوصي و وابسته بسيار مشخص است، هر يك از آنها در چارچوب هدفها و برنامه هاي خود مقوله «روزنامه نگاري توسعه» را دنبال مي كنند؛ نكته اي در مطبوعات ما وجود دارد كه از آن به مقوله همگرايي تقويت مطبوعات يك كشور از شرايط موجود آن كشور ياد مي شود. در ايران برخي مطبوعات و رسانه ها به جاي آنكه فضاي ايده آلي را براي انعكاس فعاليتها و نقاط قوت و ضعف وجود داشته باشند، يكديگر را دفع مي كنند.
روزنامه نگاران توسعه و كساني كه به «روزنامه نگاري توسعه» اعتقاد دارند، بر اين باورند كه يكي از شاخصهاي مهم «روزنامه نگاري توسعه» انتقادپذيري است، زيرا معتقدند توسعه به دليل سرعت بسيار زياد خود آسيبها و يا خسارتهاي شديد اجتماعي و سياسي را ايجاد مي كند كه دولتمردان به دليل اشتغال زياد خود از آنها غفلت مي كنند. اينكه گفته مي شود رسانه ها چشم و گوش دولتند و يا پل ارتباطي ميان مردن هستند، براي اين است كه «روزنامه نگاري توسعه» بدون نقد و انتقاد ستايش سازمانها و عملكرد موجود، كار ديگري انجام نمي دهد و به رسانه اي فرمايشي تبديل مي شود كه تنها خبرها را چاپ مي كند، در حالي كه اگر روحيه نقدپذيري در نظام اجتماعي- اقتصادي و فرهنگي يك جامعه وجود نداشته باشد «روزنامه نگاري توسعه» هم معنا ندارد. براي اينكه تفاوت «روزنامه نگاري توسعه» در كشورهاي شمال و جنوب را بهتر بدانيم، بد نيست به اين موضوع اشاره كنم كه در كشوري مثل ژاپن روزنامه «آساهي شيمبون» در نتيجه سوءاستفاده يكي از وزيران مطلبي را چاپ و منتشر مي كند و مديران را به عذرخواهي از مردم و استعفا وادار مي نمايد.
برخي معتقدند كشورهايي مثل ژاپن، چين، هنگ كنگ و سنگاپور و بويژه هند براي همگام كردن مردم با سياستهاي دولت به روزنامه نگاري توسعه نياز دارند، چون شما از ابزار ارتباطي در «روزنامه نگاري توسعه» مدد مي گيريد كه مشاركت مردم را جلب كنيد، اما اگر اين ابزار ارتباطي با ديدگاههاي مردم فاصله داشته باشد مشاركت به مقاومت تبديل مي شود، به همين دليل است كه مطبوعات برخي كشورهاي جهان سوم هر چه اخبار و واقعيتها را منعكس مي كنند و يا تلاش مي كنند شرايط جامعه را به سوي مشاركت همگاني سوق دهند مردم مشاركت نمي كنند.
* نياز به اين شكل از روزنامه نگاري در كشور ما احساس شده است يا نه؟
** بحثي كه اكنون با آن مواجهيم اين است كه حرفه اي گرايي در مطبوعات يكي از زمينه هاي شناخت راهبردها، نيازها و مشكلات مردم است. اگر رسانه هاي در يك كشور منطبق با نيازها، مشكلات و خواست مردم رخدادها را منعكس نكند، يا از مردم فاصله مي گيرد و يا اينكه مخاطب به پيامهاي ارايه شده از سوي آن توجهي نمي كند. ما بايد ببينيم حرفه اي گرايي در روزنامه ها و رسانه هاي ما وجود دارد يا نه. اگر حرفه اي گرايي وجود دارد، شاخصها و چارچوبهاي آن كدام است. اصلاً آيا مديران ما با «روزنامه نگاري توسعه» آشنا هستند و يا به آن اعتقاد دارند يا خير. نكته مهم در اين خصوص آن است كه روزنامه هاي ما در چه سطحي قرار دارند. برخي از مديران كه مدعي نياز به مشاركت مردم براي پيشبرد هدفهاي خود هستند، معتقدند اطلاع رساني در اين خصوص تنها بر عهده رسانه ملي است. بنابراين ابتدا بايد ميزان اعتقاد مديران رسانه هاي ما به اين مهم و ميزان آگاهي آنها مشخص شود. اين ميزان با دو شيوه معمولي قابل سنجش است؛ يكي از اين موارد از طريق تحليل محتوا بر روي روزنامه هاي آنهاست. ما به آمارهاي نگران كننده اي در اين خصوص مي رسيم. اخبار حوادث، سياسي و گرايشهاي سياسي در محور كار قرار مي گيرد و اين مسأله نشان مي دهد يا آگاهي كافي براي «روزنامه نگاري توسعه» وجود ندارد و يا اينكه برخي خود را به انجام آن مكلف نمي دانند و عقيده جمعي در اين خصوص وجود ندارد و يا اتفاق ديگري افتاده است.
يكي از مباحث مهمي كه ضروري است در كشور ما به آن پرداخته شود، اينكه چرا مردم مشاركت نمي كنند و در برخي از زمينه ها همگام نيستند. علت اصلي اين است كه مديران رسانه ها با مفهوم «روزنامه نگاري توسعه» آشنايي ندارند.
* با اين نظر كه «روزنامه نگاري توسعه» قالبهاي روزنامه نگاري قديم را مي شكند، موافقيد؟
** قالبها به دو شكل شكسته مي شود؛ نخست از طريق مطالب جديد و نحوه ارايه مطالب و شكلهاي نوين و ارايه تحليل از وضعيت جامعه، بيان واقعيتها به زباني ديگر و ...
«لرنر» يكي از پيش شرطهاي بهبود وضعيت در خاورميانه را در اين مي دانست كه اگر رسانه ها به كمك مردم بيايند و ميزان آگاهيهاي آنها را ارتقا دهند، مردم مشاركت جو مي شوند.
وي در دهه هاي 50 و 60 تحقيقي را در 5 كشور خاورميانه مثل لبنان، ايران، مصر، تركيه و سوريه طي هفت سال انجام داد و به اين نتيجه رسيد كه قبل از توسعه اقتصادي و قبل از آغاز هر گونه توسعه ما به توسعه اجتماعي نياز داريم؛ توسعه اجتماعي بدان مفهوم كه ابتدا بايد سطح آگاهيهاي مردم را ارتقا دهيم و سپس از آنها مشاركت بخواهيم. ما در بخش توريسم مي گوييم چرا مردم وقتي براي تفريح به محلي مي روند، آنجا را تخريب مي كنند. يكي از نكات بحث «روزنامه نگاري توسعه» مقوله توريسم است، چون يكي از شاخصهاي مهم در كشورها توريسم است.
فرانسه در سال 2006 بيش از 40 ميليون توريسم را جذب كرده است- «روزنامه نگاري توسعه» با شكستن قالبهاي قديمي به سوي مردم مي رود و به آنها آگاهي مي دهد. البته آگاهي دادن به مردم حد افراط و تفريط هم دارد، گاهي در كشور ما روزنامه ها از اين سوي بام سقوط مي كنند و گاهي از سوي ديگر بام. گاهي در حوزه نقد آنقدر افراط مي كنند كه تئوري توطئه شكل مي گيرد و گاهي آنقدر سكوت مي كنند كه مردم معترض مي شوند.
يكي از گامهاي نخست روزنامه نگاري اين است كه چارچوبها را بشكند و مردم را به سطحي از آگاهي برساند كه با دولت مشاركت كنند. دولت را آقا بالا سر خود ندانند، بلكه بخش اجرايي تلقي كنند كه در پي تأمين رفاه آنهاست.
* در بخشي از صحبتهاي خود به مقوله انتقادپذيري اشاره كرديد. غير از اين مسأله، چه پيش شرطهاي ديگري براي نيل به «روزنامه نگاري توسعه» لازم است؟
** از ديگر پيش شرطهاي اين مقوله مي توانم از به كار گرفتن نيروهاي متخصص و حركت به سوي حرفه اي گرايي و استفاده از تجربيات ديگر كشورها اشاره كنم. دانشگاهها، مراكز تحقيقاتي و بسياري از مراكز صنعتي، سفرهاي تحقيقاتي زيادي را براي بازديد از فعاليت كشور تدارك مي بينند، اما هيچ گاه نديده ايم روزنامه نگاران كشور به انگيزه بررسي توسعه ديگر كشورها به اين كشورها بروند و از تجربيات آنها استفاده كنند. شمارگان مطبوعات چين بشدت در حال افزايش است. در اين كشور اگر به سراغ اينترنت چيني برويد، وضعيتي متفاوت را مي بينيد و همه اينها نشان دهنده ظرفيت سازي و ايجاد ظرفيتهاي مختلف است كه خود جزو پيش شرطهاي روزنامه نگاري است.
در «روزنامه نگاري توسعه» مفهوم خط قرمزها با روزنامه نگاري سنتي بسيار متفاوت است؛ در «روزنامه نگاري توسعه» گاهي سراغ كساني مي رويد كه تا قبل از آن نمي توانستيد به سراغشان برويد. «روزنامه نگاري توسعه» نيازمند انجمنهاي صنفي قوي براي احقاق حقوق و آموزش و ايجاد شرايط مناسب روزنامه نگاري براي پيشرفت است. «روزنامه نگاري توسعه» نيازمند رشد روزنامه نگاري مالكيت خصوصي و تجاري شدن روزنامه نگاري است. البته، منظورم سوداگري روزنامه نگاري نيست. يك برداشت نادرست در كشور ما وجود دارد كه تصور مي شود تجاري شدن روزنامه يعني سوداگري؛ در حالي كه اين گونه نيست. اين دقيقاً مثل كاري است كه مطبوعات آمريكا و اروپا در قرن 19 كردند. تا قرنهاي 17 و 18 روزنامه ها با وضعيت بسيار دشواري امرار معاش مي كردند، اما بعد از اين تاريخ به اين نتيجه رسيدند كه راه حل رسيدن به موفقيت، تجاري شدن است. يك اصل ديگر هم وجود دارد و آن اينكه تا زماني كه رقابت بين مطبوعات براي حفظ شمارگان وجود نداشته باشد و برخي از مطبوعات دغدغه رقيب نداشته باشند و به كمك يارانه و كمكهاي دولتي امرار معاش كنند، نمي توان مفهوم «روزنامه نگاري توسعه» را درك كرد. نكته مهم در «روزنامه نگاري توسعه» اين است كه «روزنامه نگاري توسعه» نيازمند برنامه ريزي و استراتژي است. اين استراتژي را خود روزنامه ها يا سازمانهاي ناظر بر آنها اتخاذ مي كنند.
ما امروز براي بسياري از بخشهاي متفاوت كشور برنامه اي تدارك ديده ايم، اما نهادهاي ناظر و بالا دست مطبوعات ما استراتژي خاصي را براي مطبوعات دارند يا خير؟
* گفته مي شود «روزنامه نگاري خبرمدار» چالشي براي «روزنامه نگاري توسعه» به شمار مي آيد. اين تعبير دقيقاً به چه مفاهيمي اشاره دارد؟
** «روزنامه نگاري خبرمدار» وظيفه خود مي داند هر حادثه اي را عيناً منعكس نمايد، اما «روزنامه نگاري توسعه» با يك مفهوم خبري مواجه است و آن اينكه بايد به خواننده تفسيري از وضعيت ارايه دهد. در بين روزنامه هاي ما آنهايي كه با تفسير و گمانه زني منتشر مي شوند مورد توجه بيشتر مردم قرار مي گيرند. «روزنامه نگاري توسعه» مغاير خبرمدار بودن و يا انعكاس مطالب روزمره نيست، اما مسأله مهم اينجاست كه «روزنامه نگاري توسعه» تنها نبايد خبرمدار باشد. يكي از شرطهاي «روزنامه نگاري توسعه» اخبار توليدي است، اما روزنامه هاي امروز ما مصرف كننده خبرهاي خبرگزاريها شده اند.
گاهي اوقات، وقتي به تيترهاي روزنامه هاي يوميه نگاه مي كنيم، متوجه مي شويم عمدتاً اخبار توسعه و پيشرفت تيتر نمي شود و اخبار سياسي، برخورد، تضاد و اخباري كه به عنصر خبري «چه» ختم مي شود، مورد توجه قرار مي گيرد. نكته مهم ديگر اين است كه امروزه «روزنامه نگاري توسعه» به عنوان بخشي از منابع درسي دانشگاههاي اروپا و آمريكا و حتي جنوب شرق آسيا آموزش داده مي شود. يكي از زمينه هايي كه كمك مي كند ما اين مقوله را از حالت تئوريك به عمل تبديل كنيم، همين مسأله است؛ اما مي بينيد يكي از مهجورترين واژه هاي روزنامه نگاري در كشور ما «روزنامه نگاري توسعه» است.
* آقاي دكتر از حضورتان در اين گفت و گو سپاسگزارم.

  


انديشيدن در بستر سنت

 

در آغاز جهان جديد اين گونه تصور مي شد كه سنت از هرگونه عقلانيتي بي بهره است. تحولاتي كه دنياي ما و انسان جديد به خود ديده سبب گشته اين تصور عوض شود. هم اكنون از سنت به عنوان شرط لازم هر تفكري ياد مي شود.
سنت به مجموعه باورها، معارف، ارزشها و پيش فرضهاي يك فرهنگ اطلاق مي شود. اين مجموعه البته حاوي چندين ويژگي است: اول آنكه منسجم و هماهنگ است و ميان اجزاي مجموعه، گونه اي يك دستي و انسجام مشاهده مي شود. دوم آنكه اجزاي آن به مرور زمان همنشيني ها تركيبهاي گوناگوني به دست آورده اند. سوم آنكه مجموعه سنت را مي توان به دو شق كلان عقل و رسم تقسيم كرد.
شكي نيست كه سنت از صبغه عقلانيت خالي نيست و در پايه ترين مباني، بسياري از تعاليم و ارزشهاي سنت با عقلانيت خاصي گره مي خورند. هر سنت ديدگاهي در باب انسان و جهان عرضه مي كند كه در اين ديدگاه به وضوح و به وفور نقش عقل پيداست. از سوي ديگر هنجارها و رسوماتي وجود دارند كه لايه بيروني سنتند و سنت در قالب آنها نمود مي يابد. آداب و مراسم، طرز پوشش، نوع بناها، نوع حكومت و شيوه روابط انسان همه نمود اين لايه سنت به شمار مي آيند.
برخي از افراد بر اين نظرند كه سنت از صبغه عقلانيت خالي است و هنگامي كه از سنت پرسش مي شود ما از سنت خارج مي شويم و با ابزار عقل، سنت را زير سؤال مي بريم. به معناي ديگر نظر اين عده بر اين است كه در داخل سنت نمي توان از چيستي آن پرسيد. اما واقعيت آن است كه اين ادعا صائب به نظر نمي رسد. ممكن است در داخل سنت گونه خاصي از عقلانيت كه پرسيدن خاصي از سنت را سبب مي شود موجود نباشد، اما در دل سنت مجموعه اي از استدلالها و مدعيات معرفتي موجودند كه خالي ديدن آنها از عقلانيت، مدعايي بسيار بزرگ به شمار مي آيد. همان طور كه السدير مكينتاير فيلسوف اخلاق اذعان مي دارد هر سنتي با عقلانيت ويژه اي پيوند مي خورد كه ممكن است با عقلانيتهاي ديگر متفاوت باشند، اما اگر عقلانيت را « نظامي از مدعيات و دلايل» به شمار آوريم، در دل هر فرهنگ روحي از عقلانيت موجود است. مهم اما آن است كه با تصوير خاصي به سراغ عقلانيت نرويم و مفهوم عقل را بسيار فراتر از عقل هر يك از فرهنگها و تمدنهاي بشري به شمار آوريم.
چند قرني است كه عقلانيت خاصي در فرهنگ غرب روييده كه از جهاتي با عقلانيتهاي ديگر متفاوت است. اما اگر بتوان در يك جا بزرگترين و مهمترين اختلاف عقلانيت غرب را با ديگر عقلانيتها مشخص كرد در مقوله نقادي است. با غرب، عقلانيتي رشد و نمو مي كند كه نه تنها كميت نقادي آن با ديگر عقلانيتها متفاوت است، بلكه كيفيت نقد آن هم تفاوتهاي آشكاري را دارد. با اين همه در فرهنگهاي ديگر هم گونه هايي از نقادي موجودند كه نمي توان از آنها به سادگي گذشت. يكي از بزرگترين پرسشهايي كه پيش روي بسياري از انديشه ورزان معاصر قرار دارد، نسبت عقلانيت جديد و سنت است. عقلانيت جديد در ابتدا داعيه هاي بزرگي در سر داشت. قصد اين كرده بود كه حوزه اي بسيار مستقل به نام عقل معرفي كند كه همه چيز و همه كس با معيارهاي آن مشخص شوند. با اين حساب عقل جديد در ابتدا بسي سنت گريز و سنت ستيز بود. هرامري بايد رنگ و انگ عقل مي خورد تا مشروعيت يابد و بسياري از مؤلفه هاي سنت، بتهاي ذهني (به تعبير بيكن) لقب گرفتند. تنها پس از چالشها و بحرانهاي جدي و جديدي كه عقلانيت مدرن به خود ديد، متوجه شد كه به هيچ عنوان نمي توان از نقش و اثر سنت در تفكر غافل شد و پژواك سنت در هر صورت و به هر طريق بر چهره انديشه و عقل بارز است.
اين گونه مي توان گفت كه سنت و عقلانيت در رابطه ديالكتيكي و دوطرفه شركت مي كنند، بسيار بر هم تأثير مي گذارند و از هم تأثير مي گيرند. اگر خواسته باشيم با مفاهيم و واژه هاي تاماس كوهن در كتاب معروف «ساختار انقلابهاي علمي» سخن بگوييم مي توانيم بگوييم كه «هر عقلانيتي در ذيل يك پارادايم ( الگو سرمشق) قرار دارد» و بدون سرمشق، انديشيدن و تفكر مقدور نيست.
ديدار عقل و سنت در اين مجموعه جديد البته ديداري بسيار حساس و مهم است. نقادي سنت توسط عقل در اينجا امر بديهي و واضحي است؛ هر كجا و هر زمان عقلانيت موجود باشد، به وضوح به نقد دست مي برد و از اين تنها سلاح برنده و تأثيرگذار خود استفاده مي كند. اثر عقل و نقادي چنان پررنگ است كه عده اي حتي آن را با هويت نقادش مي شناسند. واضح است هنگامي كه اين عقل رودرروي سنت قرار مي گيرد، رويه سابق خود را ادامه مي دهد. عقلانيت مي تواند سنت را بن فكني و شالوده شكني كند و سپس با شرحه شرحه كردنش به جستار و كاوش در مؤلفه هاي آن مشغول گردد. سنتي كه پس از اين باقي خواهد ماند البته با سنتي كه قبل از عمل نقد وجود دارد، متفاوت است. اين نكته معناي ديگر آن سخن معروف است كه هنگامي كه از سنت پرسش مي كنيم بدين معناست كه از سنت خارج شده ايم. شرحه شرحه كردن سنت براي بازسازي مجدد آن و رسيدن به تركيبها و سنتزهاي جديد صورت مي گيرد. در عمل نقادي، پاره اي از اجزاي سنت به صورت خودآگاه يا ناخودآگاه مغفول مي افتند و بر عناصر و اجزايي ديگر تأكيد مي شود. در اين شكي نيست و بر آن ايرادي هم وارد نيست و با اين كار مجموعه جديدي به وجود مي آيد كه مي توان آن را «سنت بازسازي شده» نام نهاد.
پيشاپيش از صبغه عقلانيت سنت سخن به ميان آورديم، با اين تصوير مي توان سنت را پل ميان عقل و غريزه به شمار آورد. سنت نه آن چنان از عقل تهي است كه روي خود را بر آن ببندد و نه كاملاً عقلاني است كه نقش عقل را برعهده بگيرد اما سنت بازانديشي شده بيش از سنت خالص از صبغه عقلانيت بهره مند است.
خلاصه كنيم كه پرسش «سنت چيست؟» از بزرگترين پرسشهاي جهان انديشه است. اين پرسش به وضوح نشان از پرسش مهمتري دارد؛ اين پرسش كه نسبت سنت و عقلانيت از چه قرار است؟ سؤالي كه ذهن و زبان كثيري از نخبگان جهان معاصر را به خود مشغول داشته است.

  


نمايشگاه اسلامي در اسكاتلند برگزار مي شود

 

فعالان مسلمان اسكاتلند از برگزاري نمايشگاه اسلامي در فستيوال ادينبورو كه سالانه طي سه هفته اول آگوست برگزار مي شود، خبر دادند.
به گزارش مهر، صحاب سعيد، مدير نمايشگاه اسلام ادينبورو اظهار داشت: نمايشگاه كشف اسلام با پوسترهايي تبليغ مي شود كه ابعاد مختلف دين و فرهنگ مسلمانان و همچنين نمايشگاههاي هنري و چند رسانه اي را تبيين كرده است.
اين نمايشگاه ديروز طي مراسمي با حضور جني داوي رئيس شوراي شهر ادينبورو، ديويد استرانگ رئيس پليس شهر و چندين نماينده پارلماني و رهبران بين اديان افتتاح شد.
سعيد گفت: اين نمايشگاه كه يك ماه به طول مي انجامد با هدف ترويج درك دين اسلام و زندگي مسلمانان برگزار مي شود.
وي يادآور شد كه اين نمايشگاه طي پنج سال گذشته در مسجد مركزي ادينبورو برگزار شده و دستاوردهاي آن موفقيت آميز بوده است. در فستيوال اسلام همچنين آثار خوشنويسي اسلامي نيز به فروش مي رسد.
نقطه اوج اين همايش دو سخنراني درباره اسلام در بافت معاصر است كه نام سخنرانهاي آن هنوز اعلام نشده است.

  


وزارت ارشاد از نشر كتاب با موضوع وحدت ملي و انسجام اسلامي حمايت مي كند

 

وزارت ارشاد از چاپ و نشر كتاب هايي با موضوعات «وحدت ملي و انسجام اسلامي» و «تاريخ سوء استفاده استعمار از نزاع شيعه و سني» حمايت مي كند.
به گزارش مهر، با توجه به نامگذاري سال 1386 به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي و لزوم فعاليتهاي مؤثر فرهنگي در اين زمينه، معاونت فرهنگي اين وزارتخانه ضمن حمايت از طرحها و پژوهشهاي مختلف فرهنگي در حوزه هاي كتاب و كتابخواني، از اين دو موضوع حمايت مي كند. بنابراعلام، در صورت تأييد كتاب با موضوعات ياد شده، بخشي از شمارگان كتاب توسط هيأت خريد كتب ارزشمند خريداري مي شود.

  


سند دوم استاندارد سازي پژوهش حوزه هاي علميه تدوين مي شود

 

تدوين سند دوم استاندارد سازي پژوهش در حوزه علميه با موضوع اصول پژوهش از مهر ماه آغاز مي شود. مدير امور پژوهشگران معاونت پژوهشي حوزه علميه قم با اعلام اين خبر گفت: با اتمام مرحله تحقيق كتابخانه اي سند دوم استاندارد سازي پژوهش، تدوين اين سند از مهر ماه سال جاري آغاز خواهد شد.
حجةالاسلام خاكبان اضافه كرد: در بخش كتابخانه اي اين سند حداقل چهار و حداكثر 18 اصل به عنوان اصول پژوهش معرفي شده است كه در بخش دوم تدوين اين سند، اين اصول، نقد و بررسي شده و اصول نهايي پژوهش تدوين خواهد شد.
وي افزود: با تدوين بخش سوم اين سند نيز كه با موضوع فرايند پژوهش تدوين مي شود، بخش عام سند استاندارد سازي پژوهش به اتمام خواهد رسيد.

  


امروز در مشهد برگزار مي شود:
نشست مطبوعاتي همايش بزرگداشت آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني

 

نشست مطبوعاتي مسؤولان همايش بزرگداشت آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني(ره)، امروز، در مشهد برگزار مي شود.
به گزارش ستاد برگزاري بزرگداشت آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني، نشست مطبوعاتي مسؤولان برگزاري همايش بزرگداشت آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني(ره) امروز از ساعت 9 صبح با حضور خبرنگاران رسانه هاي گروهي در محل مركز مديريت حوزه علميه خراسان برگزار مي شود.
گفتني است، همايش بزرگداشت آيةا... حاج شيخ هاشم قزويني(ره) به زودي در استان خراسان رضوي برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com