|
عباسعلي سپاهي يونسي
به فكر كردن به شما و روز خوب آمدنتان درجمعه اي زيبا خوشنوديم و اين كار هر روزه ما شده است و اين فكرهاست كه آراممان مي كند و قوتمان مي بخشد تا دوريتان را تاب بياوريم و سبز و اميدوار و چشم انتظار بمانيم. روز آمدنتان روز بزرگي خواهد بود. بزرگترين روزي كه ما تجربه خواهيم كرد؛ روزي متفاوت با همه روزهايي كه تا به حال ديده ايم و تجربه كرده ايم و حالا دوباره در انديشه آن روزيم. روزي كه شادماني بي پاياني جهان را فرا مي گيرد و لبخند شما در همه جهان منتشر مي شود و نداي مظلوميت مظلومان را پاسخي مي رسد، پاسخي كه رنجهاي هزاران ساله را از دوش آنان برمي دارند و آنها نفس راحتي مي كشند و در برابر ظالمان بر مي خيزند و داد مظلوم از ظالم گرفته مي شود و اين چه اتفاق مباركي است. مي آيي و آن و قت ما مزه مهرباني را مي چشيم و احساس مي كنيم خدا بيشتر از هميشه به ما نزديك شده است و شايد هم ما بيشتر از همه وقت به خدا نزديك شده ايم. با خود فكر مي كنم اگر روز آمدنتان سنگ ها هم از شادماني به پرواز در آيند، عجيب نخواهد بود و هيچ دهاني از تعجب باز نخواهد ماند. آن روز روزي ديگر خواهد بود. دوست داشتني ترين روز خداوند براي آدمهاي چشم انتظار. آنها كه سالهاي سال و قرنها در انتظار آمدن بهترين روز خدا و بهترين مسافر جهان انتظار كشيده اند، به آرزوي خود كه ديدن آن مهرباني مجسم است خواهند رسيد. آن روز همه زمين و آسمان را مهرباني فرا خواهد گرفت و تيرگي ها خواهد رفت. روز آمدنت غمهاي فراوانمان را حراج خواهيم كرد، اصلا آنها را به باد خواهيم داد تا ديگر در اين حوالي غمي نماند. شما آن چشمه زلاليد كه درختان تشنه اين حوالي با فكر كردن به شما سيراب مي شوند. |