|
در دهه 1990 ، اقتصاد دولتي در هم شكست و از دل آن هزاران شركت خصوصي زاده شدند. نيروي كار ارزان، بي توجهي به محيط زيست و بازار تشنه داخلي، جمله «Made in China» را بر پيشاني اقتصاد جهان حك كرد. روش چينيها علاقه مندان ديگري هم پيدا كرده است. برزيل، هند و روسيه هم كشورهايي با تحول اقتصادي مشابه چين هستند. اين سه كشور كه همراه چين، كشورهاي «بريك» (BRIC) (Brasil, Russia, Indien, China) را تشكيل مي دهند، به زودي، همانند همتاي خاور دوريِ خود، براي پشت سر گذاشتن آلمان در فهرست قدرتهاي اقتصادي جهان، به استقبال اين كشور خواهند آمد. برزيل توانست پس از يك دوره افول، در ابتداي هزاره جديد به رشد اقتصادي قابل توجهي دست پيدا كند. صندوق بين المللي پول، رشد اقتصادي اين كشور را در سال جاري ميلادي (2007) 4/ 4 و در سال آينده 2/ 4 درصد پيش بيني كرده است. در اين صورت، توليد ناخالص ملي به ازاي هر برزيلي به 6500 دلار آمريكا خواهد رسيد. افزايش قيمت نفت از يك سو و تقاضاي جهاني روزافزون اتانول، به عنوان يك حامل انرژي جايگزين- با توجه به اين كه برزيل يكي از توليدكنندگان عمده اين محصول در دنياست- درآمد سرشاري نصيب اين كشور كرده است. برزيل همچنين در تلاش است كه با رد شدن از سد قوانين دست وپا گير اتحاديه اروپا، بازار مناسبي در اين قاره، براي محصولات كشاورزي خود، بخصوص شكر، پيدا كند. روسيه هم پس از بحران بانكي سال 1998 توانست با بهبود دوباره شرايط، به تحول اقتصادي پايداري دست پيدا كند. اما اين كشورنيز همانند چين، برزيل وهند از نظر جغرافيايي، در منطقه اي بسته واقع شده است. روسيه براساس پيش بيني صندوق بين المللي پول، در سال 2008 رشد اقتصادي 9/ 5 درصدي را تجربه خواهد كرد كه اين رشد عموماً در كلان شهرها اتفاق خواهد افتاد. تحول اقتصادي در مناطق روستايي روسيه نيز مانند سه كشور ديگر، بسيار كند است و شرايط زندگي مدام در حال بدتر شدن است. اما به هر حال توليد ناخالص ملي 9500 دلاري به ازاي هر فرد، اين كشور را در جايگاه خوبي قرار داده است. البته روسيه اين رشد اقتصادي قابل توجه را بيش از هر چيز مديون قيمت بالاي نفت خام و گاز است. صادرات صنعتي روسيه را فناوري هسته اي و تسليحات نظامي تشكيل مي دهند. هند هم مانند چين يكي از صادركنندگان عمده پوشاك و مدهاي لباس ارزان قيمت به حساب مي آيد. اين كشور همچنين مواد خام، نرم افزارو خدمات رايانه اي صادر مي كند. امور مربوط به بانك اطلاعات شركتهاي رايانه اي فعال بين المللي، معمولاً توسط مهندسان هندي انجام مي شود. رشد اقتصادي هند درسال آينده ميلادي 8/ 7 درصد پيش بيني شده است. اما توليد ناخالص ملي اين كشور در مقايسه با چين در وضعيت بدتري قرار خواهد داشت؛ به ازاي هر هندي تنها 942 دلار. شركتهاي بين المللي داروسازي و توليدكننده فولاد اين كشور، مهمترين منبع درآمد آن را تشكيل مي دهند. چين در توليد ناخالص ملي، كشور آلمان را پشت سر گذاشته است. اين رقم براساس بر آوردهاي صندوق بين المللي پول در سال جاري 2300 دلار براي هر چيني است. اما شكاف طبقاتي بسيار عميقي بين مناطق شهري و روستايي اين كشور وجود دارد. بر اساس پيش بيني صندوق بين المللي پول، رشد اقتصادي چين در سال 2008 ميلادي رقمي بيش از 5/ 9 درصد خواهد بود.
نسخه بيماري زا اما همين ميزان رشد اقتصادي، كه آرزوي بسياري از كشورهاست، از نظر برخي از كارشناسان يك تهديد به شمار مي آيد. آنها نگران يك انفجارند. تورم 4/4 درصدي ماه ژوئن سال جاري، كه از سه سال پيش تاكنون در چين بي سابقه بوده است، خود دليلي بر اين نگراني است. رونق بيش از اندازه بازار مسكن هم نتيجه اي جز خالي ماندن انبوهي از خانه هاي نوساز در بر نداشته است. آشفتگي بازار سهام هم خود تهديد ديگري به شمار مي آيد. روزانه 400 هزار چيني، سرمايه خود را صرف خريد سهام مي كنند، به اين اميد كه يك شبه ثروتمند شوند. علاوه بر اينها، عوارض جانبي صنعتي شدن هم به سوي چين حمله ور شده اند. به گزارش بانك جهاني، 20 يا 30 شهر آلوده جهان در چين قرار دارند. به دليل حفر صدها حلقه چاه در سال، خشكسالي شمال اين كشور را تهديد مي كند. فشارهاي رواني افزايش يافته اند. در حالي كه در شهرها سطح در آمد مردم افزايش پيدا كرده و بسياري به سفرهاي خارجي مي روند و خودروهاي گران قيمت مي خرند، بسياري از روستاييان حتي از پس پرداخت نسخه پزشكان هم بر نمي آيند. كشاورزي سنتي كه ظرفيت تأمين نياز روزافزون غذاي مردم را نداشت از بين رفت و ميليونها نفر به اميد يافتن كار به شهرها هجوم مي آورند . در دهه 1990 ، اقتصاد دولتي در هم شكست و از دل آن هزاران شركت خصوصي زاده شدند. نيروي كار ارزان، بي توجهي به محيط زيست و بازار تشنه داخلي، جمله «Made in China» را بر پيشاني اقتصاد جهان حك كرد. تمامي اين عوامل فوق در كنار فساد اداري، دولتمردان چيني را به اين نتيجه رسانده كه اصل «رشد صرف اقتصادي» كه شعار سياستمدارانِ اصلاح طلب دهه 1970 بود، در حال كشاندن اين كشور به ورطه نابودي است. ازاين رو، هو جين تائو (Hu Jintao) رييس جمهورچين، در تلاش است تا با شعار «جامعه هماهنگ» بمب اقتصاد چين را خنثي كند. تحول اقتصادي ميان مدت چين، بستگي مستقيم به اين مسأله دارد كه دولتمردان چيني چطورعوارض جانبي اين رشد اقتصادي موفق، از قبيل آلودگي محيط زيست و اختلاف طبقاتي شديد را مديريت كنند. قدر مسلم طبقه مياني جامعه، مهمترين نقش را در پي ريزي آينده اقتصادي موفق برعهده دارد و با همين قشرجامعه است كه بازار فروش داخلي رشد مي كند، بازاري كه در سال آينده ميلادي 3/ 1 ميليارد مشتري خواهد داشت. |