تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-04
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 13مرداد ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * عضو كميته ارتباطات يونسكو در جمع مديران تحريريه «قدس»:
«جامعه اطلاعاتي» به الگوي توسعه كشورها در هزاره سوم تبديل شده است
 * جامعه تكنولوژيك به روايت هايدگر، هابرماس و بورگمن؛ تصور انتزاعي از جوهر فعاليت تكنيكي
 * آيةا... تسخيري: اهداف انسجام اسلامي بايد براي علما و نخبگان مسلمان تشريح شود
 * دبير شوراي فرهنگ عمومي: مديران برگزيده فرهنگي معرفي مي شوند
 * محقق داماد: اخلاق و فقه با يكديگر در ارتباطند
 * مراسم بزرگداشت علامه شيخ محمدتقي بهلول برگزار شد
 * آرين منش: عرفان وارداتي، محصول تهاجم فرهنگي است
 * معاون فرهنگي وزير ارشاد: ضعف در حلقه توزيع مهمترين مشكل حوزه نشر است
 * شهر قدس پايتخت فرهنگي عرب در سال 2009 شد
 * مركز ملي پاسخگويي ديني افتتاح مي شود
 * همايش «معرفت شناسي علوم» در اسپانيا برگزار مي شود
 * نشست بزرگداشت «شيخ شهاب الدين سهروردي» برگزار شد

عضو كميته ارتباطات يونسكو در جمع مديران تحريريه «قدس»:
«جامعه اطلاعاتي» به الگوي توسعه كشورها در هزاره سوم تبديل شده است

 

اشاره:
دنياي امروز ما، روز به روز موزاييكي تر مي شود و هيچ خيمه اي وجود ندارد تا براي انسان معاصر محل آرامش ايجاد نمايد. آنچه ما



امروز به آن نياز داريم نظريه يك عصر جديد نيست، بلكه نظريه جديد عصري است كه آرام و بي صدا شكل گرفته و حدود و ثغور كلي آن مدتي است معين و مشخص شده است، ولي نه تنها پيامدهايش را هنوز به طوركامل نيافته ايم، بلكه هيچ ساختار حقوقي و اخلاقي مشخصي را براي آن تعريف نكرده ايم مفهومي چون جامعه اطلاعاتي و مفاهيم مرتبط با آن را بايد از آن دسته مقولاتي دانست كه به دليل ساختار نوين خود، هنوز در برخي از كشورهاي توسعه نيافته بدان توجه جدي نشده است. «دكتر فرقاني»، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو كميته ارتباطات يونسكو با حضور در جمع مديران گروههاي مختلف روزنامه قدس به طرح موضوع جامعه اطلاعاتي و چالشهاي مربوط به آن پرداخت. آنچه پيش رو داريد طرح اين مفهوم از سوي ايشان است كه تقديمتان مي شود:
اخيراً سازمان علمي - فرهنگي ملل متحد (يونسكو) اعلام كرده است در پي طرح و تأمين مفهومي به نام «جامعه دانش محور فراگير» است. چنانچه مي دانيد پيشتر اين سازمان، مفهوم جامعه اطلاعاتي را مطرح كرده و همچنان نيزاين مفهوم را پيگيري مي كند. در دو اجلاسيه سران كه در سالهاي 2003 و 2005 به ترتيب در ژنو و تونس برگزار شد، نقشه معماري آينده جهان در اين خصوص طراحي و ارايه گرديد؛ بدين معنا كه جهان آينده جهاني اطلاعاتي و در نتيجه رسانه اي شده است؛ يعني جهاني كه در آن رسانه ها مهمترين و برجسته ترين نقش را- به دليل نقشي كه در جهت توليد و توزيع اطلاعات و دريافت بازخورد و تكرار اين چرخه برعهده دارند - در زندگي عمومي ايفا مي كنند.
جامعه اطلاعاتي هنوز در بسياري از كشورهايي كه به عنوان كشورهاي در حال توسعه شناخته مي شوند به معناي واقعي تحقق پيدا نكرده است. جامعه اطلاعاتي تعاريف مختلفي دارد، اما معمول ترين تعريف از اين جامعه آن است كه اداره و چرخه امور جامعه اطلاعاتي بر اساس اطلاعات شكل مي گيرد؛ يعني اطلاعات با ارزش ترين و مهمترين كالايي است كه در اين جوامع توليد مي شود، بنابراين مزيت نسبي براي كشورها در جهان آينده متعلق به اين حوزه است؛ يعني در اين وادي هر كشوري كه اطلاعات بيشتري توليد و توزيع و درعين حال اطلاعات بيشتري را مصرف مي كند از ديگران موفق تر است.
شما براي اينكه مصرف كننده خوب اطلاعات باشيد، بايد اجزاي ساخت اجتماعي تان با حجم اطلاعات تحول پيدا كرده متناسب باشد؛ يعني اگر ما احساس كنيم بايد به همان روشهاي سنتي امورمان را اداره كنيم و قادريم به همين شيوه زندگي كنيم، معنايش اين است كه حتي به لحاظ بينش و نگرش هم تحول لازم را براي ورود به جامعه اطلاعاتي پيدا نكرده ايم
غالب بحثهاي مربوط به جامعه اطلاعاتي از دهه 90 ميلادي به بعد در يونسكو مطرح مي شود. جامعه اطلاعاتي با فراگير شدن فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات متولد شده و با فراگير شدن فناوري ارتباطات دور برد از طريق ارتباطات رايانه اي، امكان تحقق آن فراهم مي شود .در ذيل اين جامعه اطلاعاتي مفاهيمي همچون دولت الكترونيك، تجارت الكترونيك و... بايد شكل بگيرد و تحقق يابد. در ايران نيز طرح «تكفا1» (توسعه و كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات) با هدف تحقق دولت الكترونيك اجرا شد. سخن گفتن از اينكه اين طرح چقدر در تحقق هدفهاي مورد نظر خويش توفيق يافته خود مقوله اي ديگر است؛ چون ما براي اينكه در زمينه جامعه اطلاعاتي توفيق يابيم نيازمند چند تحول اساسي هستيم. اولين تحول، تحول فكري و فرهنگي است؛ يعني به لحاظ ذهني و نظري بپذيريم كه جهان امروز جهان اطلاعاتي شده است و جوامع خواسته و ناخواسته به درون اين جامعه پرتاب مي شوند، بنابراين اگر آمادگي قبلي داشته و برنامه ريزي و تفكر در اين مورد داشته باشند، مي توانند از مزايايي كه جامعه اطلاعاتي براي بهبود كيفيت زندگي انسانها ايجاد مي كند استفاده مطلوب كنند، در غير اين صورت همچون بسياري از پديده هاي ديگر تمدني ممكن است تنها آثار و عوارض منفي آن دامن آنها را بگيرد. گام اول در اين خصوص آن است كه نخست از لحاظ ذهني و فكري اين جامعه را بشناسيم و سپس به مقتضيات آن توجه كنيم و سرانجام اينكه زيرساختهاي آن همچون سخت افزارها را فراهم نماييم.
شما كافي است به توسعه تلفن همراه نگاهي بيندازيد و آن را با تلفنهاي ثابت از بدو ورود به ايران تا زماني كه به توسعه نسبي رسيد و امروز كه واگذاري آن به روز رسيده مقايسه كنيد. در خصوص توسعه تلفنهاي ثابت دهها سال طول كشيد كه ما به ميزان كنوني دست يافتيم، اما امروز در فاصله چند سال ضمن كاهش بهاي تلفنهاي ثابت، نحوه واگذاري آن نيز ساده تر شده است. اگر به تاريخ تحول ارتباطات در جهان نگاهي بيندازيد، مي بينيد حداقل  220 سال پس از تولد اولين روزنامه در اروپا، در سال  1253  هجري قمري توسط «ميرزا صالح شيرازي» و با انتشار روزنامه «كاغذ اخبار» صاحب روزنامه در ايران مي شويم. همين پديده در خصوص راديو و تلويزيون با تأخيري حدود بيست سال همراه است و وقتي به فناوريهاي نوين ارتباطي مي رسد، تأخير آن به حدود دو، سه سال كاهش مي يابد. در مورد وبلاگ نويسي هم تقريباً به همزماني مي رسد، به گونه اي كه امروز سايتها و وبلاگهاي فارسي زبان از حيث تعداد، مقام سوم و يا چهارم را در جهان دارند و اين فناوريها اين امكان را فراهم كرده اند تا شما همه جا و همه وقت حضور داشته باشيد. در حالي كه در گذشته گلايه بزرگ كشورهاي در حال توسعه اين بود كه انحصار خبري جهان در اختيار چهار خبرگزاري بزرگ رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس و فرانس پرس است و اين خبرگزاريها روزانه حدود 33 ميليون كلمه اطلاعات توليد و به سراسر جهان مخابره مي كردند. به قول «يوهان گالتونگ» حتي اطلاعات هم مثل مواد خام از كشورهاي پيرامون و حاشيه اي ابتدا بايد به كشورهاي مركز و سرمايه اي مي رفت و درآنجا پردازش و بازتوليد مي شد و به شكل اطلاعات قابل استفاده و مصرف دوباره به كشورهاي پيرامون باز مي گشت. فناوريهاي جديد اين تحول بسيار مهم را در جهان ارتباطات به وجود آوردند كه انحصار رسانه اي را شكستند. امروز وبلاگ شخصي يك شهروند عراقي، اخبار پردازش شده اتاق جنگ «سي ان ان» را در خصوص جنگ عراق و بمباران مناطق غير نظامي و فجايعي كه هرگز شما تصاوير آن را از تلويزيون «سي ان ان» و يا «بي بي سي» نمي ديديد، تحت تأثير قرار مي دهد. من معتقدم كشورهاي در حال توسعه بايد بيش از غربيها از اين فناوري استقبال كنند؛ زيرا امروز امكاني فراهم شده است تا شما نيز همچون ديگران دانش و اطلاعاتتان را جهاني كنيد و هر چه در چنته داريد بيرون بريزيد و عرضه نماييد.
امروز فرهنگها، اطلاعات و حتي گروههاي كوچك در درون كشورها به نحو بي سابقه اي امكان و فرصت عرضه خود را پيدا كرده اند. در گذشته اگر ما مي ترسيديم كه مبادا سلطه امپرياليستي خبري، فرهنگ كشورها را ناديده بگيرد و آنها را مضمحل كند، امروزه ديگر همين فناوري امكان بيشتري را براي كشورهاي ديگر فراهم كرده است تا آنها هم بتوانند محتواهاي مورد نظرشان را عرضه كنند و با تنوع و حجم بيشتري بتوانند آنها را در اختيار جهان قرار دهند. اما اين امكان به صورت بالقوه براي كشورهاي در حال توسعه اي كه از در حاشيه بودن خود و انعكاس اخبار درگيريها، زد و خوردها و بحرانهاي خويش بر روي تلكسهاي خبري گلايه مي كردند، فراهم شده است تا به زبان وعامليت خويش، خود را عرضه كنند. البته بايد گفت در اختيار داشتن صرف اين فناوريها مشكلي را برطرف نمي كند. ما به لحاظ در اختيار داشتن فناوري و امكان استفاده بالقوه از آن در وضعيت مطلوبي هستيم، گرچه هر چند هم كه عقب باشيم از پول نفتي كه در اختيار داريم مي توانيم سخت افزار آن را خريداري و وارد كرده و روي ميزهاي شخصي خود قرار دهيم. امكان اتصال به اينترنت با در نظر گرفتن تمام محدوديتهايي كه در خصوص سرعت آن وجود دارد براي همه فراهم شده است، اما آنچه امروزه اهميت دارد «توليد محتوا و كيفيت محتوايي» است كه در اين زمينه عرضه مي شود.
واقعاً چقدر توانسته ايم خود را در جهان نشان دهيم. صحبت بر سر اين است كه در همين شرايط باز هم همان كشورهاي غربي سرمايه دار هستند كه حرف اول را مي زنند؛ زيرا بيشترين ميزان اطلاعات در آنجا توليد و توزيع و از همه مهمتر مصرف مي شود. اين مقوله بدين معناست كه زندگي مردم اطلاعاتي شده است. امروز وقتي فردي مي خواهد كتابي را خريداري نمايد ترجيح مي دهد خريد الكترونيكي كند و چنانچه بخواهد محموله اي را ارسال نمايد آن را الكترونيكي پست مي كند. امروز ثبت نام كنكور در كشور ما نيز از طريق اينترنت انجام مي شود، اما مهم اين است كه بتوانيم به سوي توليد محتوايي كه قادر باشد به عنوان كالايي مرغوب با توليدات علمي، فرهنگي و ... كشورهاي سرمايه داري رقابت كند دست يابيم. ما عملاً نتوانسته ايم حركت شايسته اي در اين خصوص داشته باشيم و هنوز در شبكه گسترده جهاني به جاي آنكه توليد كننده اطلاعات باشيم، مصرف كننده هستيم.
در جهان كشورهايي مي توانند حرفي براي گفتن داشته باشند كه نه تنها توليد اطلاعات كنند كه ديگران را ناگزير به مصرف اطلاعات خود نمايند. ما اين همه ذخاير فرهنگي، معنايي، تمدني، علمي و تاريخي غني در كشور خود داريم، اما چه ميزان از آن را توانسته ايم به زبان اطلاعاتي شده امروز باز توليد و به شبكه جهاني وارد كرده و قابل دسترس كنيم؟ چقدر توانسته ايم حرف نو بزنيم؟ ادعاي توليد مقالات علمي مقوله اي است كه به نخبگان جامعه مربوط است، اما در حوزه توده مردم چه كرده ايم؟
بحث امروز بر سر اين است كه توليد محتوا را بايد جدي تر تلقي كرد. نكته ديگري كه يونسكو بر آن تأكيد مي كند مقوله چند گانگي و تنوع زباني و فرهنگي در محيط وب است؛ واقعيتي كه در گذشته امكان آن وجود نداشت، اما امروز شما مي توانيد وبلاگ فارسي زبان داشته باشيد. در گذشته نمي توانستيد اخبار فارسي خود را روي تلكس بين المللي ارسال كنيد در حالي كه در آينده نزديك با تهيه و ساخت ماشينهاي ترجمه، امكان ترجمه هر گونه خبر و اطلاعاتي از يك زبان به زباني ديگر فراهم مي شود. بنابراين فناوريهاي امروز اين امكان را فراهم آورده اند تا شما به زبان خود اطلاعات را توليد و همزمان با فرد ديگري در نقطه اي از جهان تعامل برقرار كرده و گفت و گو كنيد. البته اين مسأله با مقوله مالكيت معنوي تداخل پيدا كرده است. امروز غربيها و بويژه آمريكا به طور جدي بحث مالكيت معنوي و كپي رايت را مطرح مي كنند و مي گويند مطالب علمي كه يك فرد توليد مي كند جزيي از مايملك مادي اوست، بنابراين بايد وي بتواند از مزاياي مادي و معنوي آن استفاده كند، نه آنكه به صورت رايگان در محيط وب عرضه شود و ديگران بي آنكه نقشي در توليد آن داشته باشند از آن استفاده كنند. يونسكو نيز از اين نظريه كه اين موارد جزيي از مالكيتهاي بشري شمرده مي شوند، دفاع مي كند. دانش و اطلاعات در انحصار فرد خاصي نيست و به بشريت متعلق است، بنابراين امكان استفاده از آن بايد براي عموم فراهم شود. به بيان ديگر مي خواهم بگويم جامعه اطلاعاتي به الگوي توسعه كشورها در هزاره سوم ميلادي تبديل شده است؛ يعني نسبت كشورها را با توسعه يافتگي و يا توسعه نيافتگي بر اساس شاخصهايي مثل دسترسي همگاني و آزاد افراد به اطلاعات عنوان مي كنند. اين مساله با عنوان «حق ارتباط» در جهان مطرح شده است. حق ارتباط شامل آزادي جست و جو و كسب اطلاعات و به مشاركت گذاشتن اطلاعات است؛ يعني ديگر مهم نيست كه درآمد سرانه شما چقدر است و يا چقدر صنعتي شده ايد و يا چقدر سنتي عمل مي كنيد. تمام اين موارد درمقوله اي با عنوان جامعه اطلاعاتي و فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات ارايه شده است.
يونسكو برنامه اي را ارايه داده است كه مثلاً تا سال  2015  كشوري كه ادعاي توسعه يافتگي دارد در دورترين روستاهايش هم اينترنت داشته باشد. كارشناسان مي گويند ما مي خواهيم زبان بين المللي در شبكه هاي روستايي خود ايجاد كنيم كه ديگر روستاييان براي استفاده از اطلاعات اينترنت به سواد بالايي نياز نداشته باشند و مثلاً با استفاده از آيكونهاي تصويري مقصود خود را اعلام نمايند. ادعاي يونسكو اين است كه از طريق پيشبرد جامعه اطلاعاتي و فراگير كردن دسترسي به فناوريها، كشورها و دولتها مي توانند ملتشان را توانمند كنند و بدين وسيله گروههاي مختلف اعم از زنان، روستاييان و در حاشيه ماندگان از طريق فراهم كردن دسترسي آنان به اطلاعات و در اختيار گذاشتن امكانات بالقوه اي كه در حوزه آنها وجود دارد، توانمند تر از گذشته در عرصه جهاني وارد شوند. گرچه در اين خصوص منتقدان كاستيهايي را نيز مطرح مي كنند كه واقعيت هم دارد، اما آنچه مسلم است اينكه كاستيهاي ياد شده مانع پذيرش ضرورت توسعه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات نيست؛ مثلاً آنها بحث شكاف ديجيتال را مطرح مي كنند، حال آنكه شكاف ديجيتالي كه امروز در جوامع ملي و در سطح بين المللي بين كشورهاي مختلف وجود دارد كمتر از فاصله شمال و جنوبي كه ما در گذشته به لحاظ سنتي داشتيم، نيست. امروز باز هم كشورهايي كه متعلق به حوزه جنوب هستند به اطلاعات و اينترنت دسترسي ساده تري دارند. بحث شكاف ديجيتال بويژه وقتي مطرح مي شود كه بدانيم هنوز هم كشوري مثل آمريكا بيش از دو سوم مجموع اطلاعات جهاني را توليد و توزيع مي كند.

  


جامعه تكنولوژيك به روايت هايدگر، هابرماس و بورگمن؛ تصور انتزاعي از جوهر فعاليت تكنيكي

 

اشاره:
چندي پيش در مطلبي با عنوان «هايدگر و نگاه ذات گرايانه به فناوري» به بررسي معروفترين مقاله اي كه تا كنون در باب فناوري توسط



مارتين هايدگر نگاشته شده است، پرداختيم. با اين مقاله، فلسفه فناوري ظهور مي كند. نوشتار حاضر به يادآوري گوشه اي از مدعيات هايدگر، تلقي هابرماس را نيز از جامعه تكنولوژيك مشخص مي سازد.
مدعاي هايدگر اين بود كه ما در تغيير كل اين جهان به كار گمارده شده ايم تا محصولات خام را به فرايندهاي تكنيكي تبديل كنيم. ما چيزي بيش از موضوعات تكنيك نيستيم كه در مكانيسمي كه به وجود آورده ايم، غرق گشته ايم. جوهر اين فناوري، برنامه ريزي روشمند براي آينده است.
هايدگر تصريح مي كند فناوري نوع جديدي از نظام فرهنگي را مي سازد كه جهان ما را به عنوان شيئي براي كنترل بازسازي مي نمايد. اين نظام با ديناميك گسترده تعريف مي شود كه به هر حوزه پيشامدرني وارد مي گردد و همه زندگي اجتماعي ما را شكل مي دهد.
اين ابزارگرايي انسان و جامعه چنان تعين پذيرفته كه راه فراري براي آن وجود ندارد. تنها اميد يك احياي معنوي مبهم است كه بسيار انتزاعي است و نمي تواند فعاليت تكنيكي جديد را معرفي نمايد.
هايدگر به ما هشدار مي دهد جوهر فناوري، تكنولوژيك نيست؛ يعني فناوري نمي تواند از طريق كاركردش فهم شود. بلكه بايد از طريق مشاركت فناوريك با جهان فهم گردد.
هايدگر تصريح مي كند كه نقد او از فناوري صرفاً به حالات انساني توجه ندارد، بلكه به شيوه اي توجه دارد كه «وجود» خود را نشان مي دهد. اين بدين معناست كه جهان مدرن شكلي فناورانه دارد، همان طور كه جهان قرون وسطي شكلي ديني دارد. شكل در اينجا صرفاً پرسشي از حالت نيست، بلكه زندگي مادي و ابزاري را مد نظر دارد. نيروگاههاي برق، كليساهاي گوتك زمان ما هستند. اما اين تفسير از تفكر هايدگر، اين توقع را مطرح مي كند كه معياري براي اصلاح فناوري به مثابه واقعيت مادي و نهادي در نقد وي مطرح شود. به طور مثال، تحليل وي از تمايل فناوري مدرن براي جمع و ذخيره قدرتهاي طبيعت، اولويت يك فناوري ديگر را كه با طبيعت در چالش نباشد، پيشنهاد مي كند.
متأسفانه استدلال هايدگر در چنان سطحي از انتزاع مطرح مي شود كه وي نمي تواند ميان بمب اتم و نيروگاههاي برق تمايز قايل شود. اينها همه صرفاً نوعي ارتباط با وجود قلمداد مي شوند. از آنجا كه وي بازگشت به جهان قبل از فناوري را رد مي كند، به هيچ بديلي نيز تن نمي دهد.

تاريخي و فراتاريخي
طرح كلي «هابرماس» نيز در نقد گونه اي عمل تكنولوژيك دارد و تفسير وي از عمل هدفمند عقلاني در اين راستا صورت مي گيرد. شاهدي براي اين مباحثه، مناقشه وي با عقل پوزيتيويستي و تحقق تاريخي آن در جامعه تكنوكرات است. اين استدلالها كه بخصوص در مقاله «تكنولوژي و علم به مثابه ايدئولوژي» گسترش يافت، ساختار بنيادين نظريه برماس را شكل مي دهد؛ هرچند در طول زمان انديشه هاي وي غني تر مي شوند. بايد گفت، شباهتي كافي ميان زيرساختار نظري هايدگر در باب فناوري با نظريه هابرماس وجود دارد.
درحالي كه هايدگر تبيين به ظاهر تاريخي از فناوري مدرن ارائه مي كند، هابرماس جوهري فراتاريخي براي فعاليت تكنيكي قائل مي شود. چنانكه «تاماس مك كارتي» مي نويسد، ديدگاه هابرماس اين است كه اشكال تاريخي مخصوص علم و تكنولوژي بر نظمهاي نهادي استوارند كه اين نظمها متغير، اما ساختار منطقي بنيادين آنها بر سرشت فعاليت «غايت مند - عقلاني» استوارند. در ابتدا، هابرماس از اين نكته بحث مي كرد كه كار و تعامل منطق خاص خود را دارند. كار، «نتيجه محور» است و شكلي از عمل غايت مند عاقلانه است كه هدفش كنترل جهان به شمار مي آيد. بر اين اساس، پيشرفت تكنولوژيك طرحي جامع است كه بر جايگزيني ابزارهاي مكانيكي براي اعضا و قابليتهاي انساني استوار است. اين فعاليت در نقطه مقابل تعامل با جامعه اي از سوژه ها كه در پي فهم مشترك هستند، شكل مي گيرد. تمايل تكنوكرات جوامع مدرن از نبود توازن ميان اين دو نوع فعاليت ناشي مي شود.

«نظريه رسانه»؛ حل شدن تكنولوژي در سياست و اقتصاد
هابرماس با نظريه معروف خود، «رسانه» سعي مي كند تبيين نمايد كه چرا زيرنظامهاي مختلفي متكي بر اشكال عقلاني محاسبه و نظارت نظير تجارت، قانون وامور اداري ظاهر مي شوند. مفهوم رسانه از تبادل پولي عموميت يافته است. هابرماس مدعي است كه تنها قدرت شبه پول، ابزارهاي رسانه هستند.
رسانه ها براي افراد مدرن اين امكان را فراهم مي كنند كه در حالي كه به دنبال موفقيت در يك موقعيتي ابزارگرايانه به سوي جهان هستند، اعمالشان را در يك مقياس وسيع هماهنگ سازند. رسانه ها كه تعامل را هدايت مي كنند، براي فهم ارتباطات و رسيدن به باورهاي مشترك زباني تلاش مي كنند. فهم مشترك و ارزشهاي مشترك، نقشي تقليل يافته در يك بازار ايفا مي كنند؛ زيرا مكانيسم بازار به دنبال نتيجه يا رضايت بدون مكالمه و بحث است. چيزي شبيه اين در عالم سياست رخ مي دهد. هم پول و هم قدرت جنبه هاي غيرزباني زندگي اجتماعي هستند كه تعامل را از طريق رفتار شئ گونه هدايت مي كنند.
نظريه «رسانه» از سرمايه داري رفاه حمايت مي كند. هابرماس ميان نظام ، نهادهاي عقلاني نظم نظير بازارها و بخش دولتي و زيست جهان كه فضاي تعاملهاي روزمره را تشكيل مي دهند، تمايز قايل مي شود. آسيب شناسي محوري جوامع مدرن، جايگزين شدن نظام با زيست جهان است. اين امر با گسترش بيش از اندازه موفقيت عمل محور فراتر از طيف مشروعيت آن همراه است. هابرماس از «لومان» پيروي مي كند كه اين گستره را تكنيكي شدن زيست جهان مي نامد.
ناپديد شدن تكنولوژي به مثابه يك موضوع با مسأله اي بزرگتر در اين نظريه در ارتباط است و آن ابهام، تمايز تحليلي و واقعي ميان نظام و زيست جهان است. هابرماس تأكيد مي كند تمايز ميان نظام و زيست جهان تحليلي است. نه هيچ نهادي صرفاً نظام و نه زيست جهان است. در حالي كه اعمال هماهنگ كننده هر گستره از هم متمايزند، آنها هميشه در موقعيتهاي گوناگون به صورت تركيبي با هم حضور دارند. از اين رو، اين نظام في نفسه نهاد اجتماعي واقعي نيست، بلكه صرفاً به نهادهاي واقعي اشاره مي كند كه اين نهادها پول و دولت هستند كه در آنها، رسانه ها تعامل را مسلط مي سازند. به همين ترتيب، زيست جهان يك نهاد ارتباطي صرف نيست، بلكه نهادهاي واقعي را شرح مي دهد مانند خانواده كه در آن، ارتباط مسلط است.
با اين همه، اساساً هابرماس از تعريف كردن نظام و زيست جهان با نهادهاي واقعي پرهيز مي كند و بر تمايز تحليلي دست مي گذارد. به طور مثال، دولت و خانواده از نمادهاي نظام و زيست جهان خارج مي شوند. شايد به همين دليل است كه هابرماس تكنولوژي را «رسانه» مي داند. از آنجا كه هيچ گستره مجزايي از جهت نهادي موجود نيست كه تأثير يك ويژگي مسلط باشد، به نظر تكنولوژي همه جا حاضر است، بنابراين چگونه مي توانيم تكنولوژي را با مبناي نهادي كه در آن تكنولوژي از گونه اي تعامل حمايت مي كند، تعريف كنيم؟ به نظر هابرماس، مشاركت تكنولوژي در مسائل جهان مدرن بايد با تحليل كاربردي آن در بازار و ساختارهاي دولتي مشخص شود و اين كار از طريق پيشرفتهاي فرايند مهار تبيين گردد. با اين همه، زيانهاي نظري حل شدن فناوري در اقتصاد و سياست بر مزاياي آن مرجح است.
نقد هابرماس از وبر و همچنين هايدگر كه فرايند عقلاني كردن را به صورت منحصر بفردي با گسترش كنترل تكنيكي تعريف مي كنند، قانع كننده تر است. او معتقد است عقلانيتي كه آزادي انسان را گسترش مي دهد، بايد مقدور باشد، اما اين آن چيزي است كه در فرايند پيشرفت مدرنيته مغفول مانده است. در حالي كه اين نكته در يك بعد كلان درست به نظر مي رسد، او در حال تعمير محدوديتهاي نظام است. تا آنجا كه رسانه ها صرفاً تسهيل گر تعاملهاي پيچيده و نظمهاي نهادي مورد نياز جامعه مدرن هستند، آنها مسأله اي را طرح نمي كنند. بديلي كه وي مطرح مي كند اصلاح رسانه نيست، بلكه بيشتر محدود كردن آنها به صورت مناسب است تا عقلانيت، ارتباطهايي گزينه اي براي كامل كردن خود داشته باشد. همان گونه كه نزد هايدگر نيز اين نقد هيچ معيارعيني براي تغيير تكنولوژي معرفي نمي كند.

مقايسه هايدگر و هابرماس
مقايسه هايدگر و هابرماس، نكات جالب مكملي را گوشزد مي كند؛ اما يك مشكل در هر دو مشترك است. هر دو بر اين فرض وبري تكيه مي كنند كه جوامع مدرن و پيشامدرن با درجه اي از تفاوت حوزه هايي چون تكنولوژي و هنر كه در اشكال فرهنگي اوليه تر وحدت داشته اند، شناخته مي شوند. هر دو موافق اين نكته هستند كه اين تفاوت، به شئ شدن موضوع عمل تكنيكي منجر شده كه درجه كم اهميت تري از سوژه اي كه كاري بر آن انجام شده، دارد. هر يك بر جنبه هاي متفاوت از اين فرايند اشاره مي كنند. هايدگر به شئ و هابرماس به سوژه. با اين همه، آنها هر دو تكنولوژي را ذاتي و نه تاريخي به نظاره مي نشينند.
به عقيده هايدگر و هابرماس، مدرنيته با تصور انتزاعي جوهر فعاليت تكنيكي شناخته مي شود. اين ديدگاه را مي توان «ذات گرايانه» ناميد، زيرا پديده اي تاريخي را به عنوان مفهومي غيرتاريخي در نظر مي گيرد. البته، نظامها و عقلانيتهاي عمل تكنيكي بايد مركزيتي از جهت خصايل داشته باشند كه ما را قادر سازند تا ميان آنها و ديگر وجوه واقعيت تمايز قايل شويم. اما اين متفكران، خواهان فراتر رفتن از اين حداقل هستند و انديشه هايي انتزاعي را به اين هسته اطلاق مي كنند.
به نظر مي رسد تمايز گذاشتن ميان جهان مدرن و پيشامدرن، با تكيه بر عمل تكنيكي قانع كننده نيست. نمي توان اين فرايند تاريخي پيچيده را با يك مفهوم شرح داد. در برابر اين معضل، دو راه حل وجود دارد؛ يا تداوم تكنيكي را ناديده گرفت و تكنولوژي مدرن را امري برجسته ساخت، آن گونه كه هايدگر مي گويد، يا مانند هابرماس ميان سطوح اوليه و متأخر در عمل تكنيكي تمايز قايل شد و تمايز را با توجه به ميزان خلوص عمل تكنيكي انجام داد.
تفكر هايدگر در اين زمينه جبرمآبانه است و معتقد است راه گريزي از اين معضل براي ما وجود ندارد و ما بايد تنها منفعلانه منتظر بمانيم.
اما هابرماس مدرنيته را فراموشي وجود نمي بيند، بلكه آن را فعاليت انساني در نوري جديد و خالص تر ارزيابي مي كند. در جامعه پيشامدرن، ميان جنبه هاي تكنيكي، زيبايي شناختي و اخلاقي تمايزي وجود نداشت، اما اين تمايز با جهان مدرن ايجاد مي شود. اين جهان بر عقلانيت نتيجه محور متكي است. به نظر هابرماس، وضعيت ايده آل اين است كه اين تفكر در ساحت زيست جهان نقشي را ايفا نمايد.
هايدگر و هابرماس عمل تكنيكي را نوعي از عقلانيت قلمداد مي كنند، اما از ابعاد اجتماعي و تاريخي اين عقلانيت و اين كنش كمتر سخن به ميان مي آورند. به همين دليل، آراي آنها آن قدر انتزاعي شده كه از محتوا خالي است.
هم هايدگر و هم هابرماس معتقدند فناوري براي بشر امروز بحران معنا را به وجود آورده است. نسبت هايدگري با وجود و فرايند هابرماسي براي رسيدن به فهم با تأكيد بيش از اندازه بر تفكر تكنولوژيك منافات دارد. به نظر ميرسد نقد هابرماس و هايدگر از تكنولوژي، نقد از مدرنيته است.

بورگمن و «پارادايم وسيله»
استدلالهاي «البرت بورگمن» كه مهمترين نماينده فلسفه تكنولوژي ذات گرايانه است، نيز تفاوت چنداني با هايدگر و هابرماس ندارد.
نقد اجتماعي بورگمن نيز بر نظريه ذاتگرايانه تكنولوژي استوار است. آنچه بورگمن «پارادايم وسيله» مي نامد، اصل تشكيل دهنده جامعه تكنولوژيك است كه هدف اصلي اش «كارآمدي» است. تكنولوژي مدرن در سازگاري با اين اصل شكل ميگيرد. به همين دليل، اجاق مدرن با اجاق جهان قديم تفاوت ماهوي دارد؛ همچنان كه مايكرووي نيز، معادلهاي جهان قديم تفاوت ماهوي عمده اي دارد.
«پارادايم وسيله» كارآمد است، اما اين كار را به قيمت فاصله انداختن ميان ما و واقعيت انجام مي دهد. در اينجا، بورگمن «فست فود» را با ناهار جهان قديم مقايسه مي كند. در «فست فود»، گونه كارآمدي و راحتي نهفته است. همه آداب غذا خوردن در اين بين فدا مي شوند. «بورگمن» ميان اين شيوه از زندگي با فعاليتهاي معنا داري كه ارزشي ذاتي دارند، تمايز قايل مي شود.
آنچه وحدت خانواده ناميده مي شد، در جهان جديد رنگ و آوايي ندارد. نمي توان رواج «فست فود» را علت اين مشكل دانست، بلكه ما در فضاي ديگري زيست مي كنيم.
به نظر «بورگمن» در جايي كه ابزارها و اهداف، بسترها و كالاها كاملاً از هم جدا شده اند، معنايي نهفته نيست. در اين فضا، ارتباط جدي انسان با طبيعت به كمترين مقدار خود مي رسد و كنترل و دراختيار داشتن طبيعت، بزرگترين موهبت است.
دوگانگي ايجاد شده از سوي بورگمن ميان تكنولوژي و معنا، ما را به ياد دوگانگي هابرماس ميان كار و تعامل و دوگانگي هايدگر ميان كاربست و وجود مي اندازد. اين دوگانگي ها وقتي معنا دارند كه پرسش اصلي از جوهر تكنولوژي باشد.
تحليل بورگمن همان مشكلات بررسيهاي هايدگر و هابرماس را با خود دارد. او هيچ معياري براي تصحيح روند جامعه معاصر پيشنهاد نمي كند و نسبتي دقيق ميان فرهنگ و تكنولوژي به دست نمي دهد. نسبت معنا و تكنولوژي نيز پيچيده تر از آن است كه چيزي عايد ما كند. او همانند دو سلف خود، بديلي براي تكنولوژي معاصر سراغ ندارد.
مشكل اين رويكردها اين است كه مي توان فرهنگهايي را يافت كه معنا را بتوانند با تكنولوژي جمع كنند و آينده تكنولوژي را نيز ميتوان با تكيه بر اين رويكردها تعريف كرد.
براي نقد اين رويكرد ذاتگرايانه بورگمن، مي توان از رايانه مثال آورد، زيرا وي معتقد است شيوه به كار بردن تكنولوژي، زندگي انسان را خراب كرده است.
بورگمن از هوش محور مثال مي زند تا وضعيت پست الكترونيك و اينترنت را نشان دهد. جامعه هوش محور، جلوي تعامل جديد انسانها را مي گيرد. اين نوع ارتباط، تعاملهاي جدي را كم رنگ مي كند.
با اتصال به رايانه، گويي ما ارتباطي را سامان مي دهيم كه از رابطه بين شخصي اصيل فاصله دارد. در اين منظومه حسي، از ارتباط و مكان به دست نمي آيد. مثالهاي ديگري نيز براي اين رويكرد موجودند.
مشكل اول ديدگاه وي اين است كه فكر مي كند رايانه از منطق خاصي به عنوان يك رسانه ارتباطي پيروي مي كند. اين در حالي است كه در ابتدا اصلاً رايانه به عنوان وسيله اي براي توزيع داده ها به كار مي رفت، چنان اين كاربرد ارزشمند بود كه كاربران اوليه تصور مي كردند كاركرد اصلي اش اين است.
بعد از اين، رايانه به يك رسانه ارتباطي تبديل گشت. در اين گستره، كاركرد داده اي رايانه كم رنگ گشت.
به تعبير ديگر، تفسيري ديگر از تكنولوژي به وجود آمد و تكنولوژي از وسيله اي براي توزيع اطلاعات به عامل ارتباط انساني مبدل گشت. اين درحالي است كه دو دهه قبل، كسي تصور نمي كرد كاركرد اين تكنولوژي چنين تغيير كند.
در تحليل هايدگر، بورگمن و هابرماس، اين تحليل تاريخي غايب است.
در اين زمينه، الزامهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي نيز ناديده گرفته شده اند. علاوه بر اين، اين سه تن نمي توانند تعاملهاي گسترده و متنوعي را كه در اين منظومه جديد الكترونيكي رخ مي دهند، تبيين كنند. ما در اين منظومه هم شاهد گفتگوهايي زياد هستيم كه گويي رودررو صورت مي گيرند.
به طور مثال، بورگمن نمي تواند استفاده هاي سودمند و جالب از رايانه ها را در نظر بگيرد. اينترنت پژوهش را بسيار راحت كرده و در بحث آموزش، تحول شگرفي به وجود آورده است. پست الكترونيك تحولي عجيب در مكاتبه ايجاد كرده و اينترنت فضايي ايجاد نموده كه دشوارترين عملهاي جراحي با تجربيات افرادي كه هزاران كيلومتر از هم فاصله دارند، به راحتي انجام شود.

  


آيةا... تسخيري: اهداف انسجام اسلامي بايد براي علما و نخبگان مسلمان تشريح شود

 

دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با تأكيد بر اينكه تشريح اهداف انسجام اسلامي براي علماي مسلمان و گسترش آن



ميان نخبگان، از ضرورتهاي رسيدن به اين هدف محسوب مي شود، علماي اسلامي را به عنوان ورثه انبيا، از پيشتازان حقيقت انسجام اسلامي معرفي كرد.
آيةا... محمدعلي تسخيري، دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با بيان اين مطلب اظهار داشت: اگر علما ايده انسجام را به طور كامل بپذيرند، مي توان آن را بين ساير نخبگان، استادان دانشگاهها، رهبران نهضتها و ديگران گسترش داد و آنها را متقاعد كرد كه مسأله انسجام يكي از ويژگيهاي بزرگ اسلام است. جا دادن اين ايده در دل و ذهن علما و نخبگان باعث مي شود، توده هاي مسلمان در هر نقطه اي از جهان، به سوي اين هدف حركت كنند.
آيةا... تسخيري گفت: اگر به مسلمانان تفهيم شود انسجام خواسته اصيل اسلام بوده و تنها راه نجات از اين وضعيتي است كه امت اسلامي گرفتار آن شد، بستر مناسب براي وحدت اسلام فراهم خواهد شد.
دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي تصريح كرد: در سطح جهان اسلام، نهادهايي وجود دارد كه نمود انسجام شمرده مي شوند. يكي از آنها، سازمان كنفرانس اسلامي است كه در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي فعاليت مي كند. از ديگر سازمانها مي توان به مجامع فقهي و ارگانهاي بزرگ فرهنگي نظير «آيسيسكو» كه مسؤول انسجام فرهنگي جهان اسلام است، اشاره كرد. اما بايد نقش اول در اين زمينه را علما به عهده گيرند، زيرا آنها ورثه انبيا بوده و بايد پيشتاز حقيقت انسجام باشند.
وي تأكيد كرد: ياري گرفتن از علما به عنوان پيشتازان بحث انسجام از مسؤوليتهاي مجمع جهاني تقريب مذاهب است كه تاكنون ارتباطات مناسبي با علماي سراسر جهان اسلام برقرار شده است.
نايب رئيس اتحاديه علماي مسلمان گفت: به عنوان بخشي از فعاليتهاي سال انسجام، از ابتداي سال در اجلاسهاي بزرگ و بين المللي استانبول، مصر، دوبي، لندن، مالزي، سريلانكا و تايلند شركت كرده ايم و تا پايان سال در اجلاسهاي ديگري نيز شركت خواهيم كرد. شركت در اجلاسها و همايشهاي بين المللي يك شيوه روش فعاليت است. يك روش ديگر، كوشش در راه نوشتن و تعميم ايده منشور اسلامي است كه در اين رابطه اقدامات خوبي انجام شود.
آيةا... تسخيري ابراز اميدواري كرد، منشور وحدت اسلامي در بيست و دومين همايش وحدت اسلامي كه از سوي مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي برگزار مي شود، به امضاي علماي اسلام برسد و در راستاي حل اختلافات براي تحقق انسجام سودمند واقع شود.

  


دبير شوراي فرهنگ عمومي: مديران برگزيده فرهنگي معرفي مي شوند

 

دبير شوراي فرهنگ عمومي گفت: در سال جاري بر اساس مصوبات سال گذشته، ترويج عفاف و حجاب، بررسي عرفانهاي انحرافي و



تجليل از خادمان فرهنگي، مهمترين موضوعات مورد بررسي شوراي فرهنگ عمومي كشور است.
منصور واعظي در حاشيه گردهمايي تخصصي كارشناسان فرهنگ عمومي استانهاي كشور در اراك، گفت: طرح ترويج حجاب كه قرار است از سوي اين شورا عملياتي شود، به طور كامل از طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي جداست.
وي اظهار داشت: ترويج حجاب و عفاف در طرحي چهار ساله بين مردان و زنان صورت مي گيرد و بر اساس پيش بينيهاي انجام شده در پايان اين طرح، جامعه هدف از نظر رواني اصلاح مي شود و به انتخابهاي درست در زمينه پوشش، حجاب و عفاف مي رسند.
دبير شوراي فرهنگ عمومي، بررسي و معرفي عرفانهاي انحرافي را از ديگر برنامه هاي امسال اين شورا اعلام كرد و يادآور شد: در سالهاي اخير، عرفان انحرافي و بي پايه در غرب رواج يافته و كشور ما را نيز تحت تأثيرات منفي خود قرار داده است. بر همين اساس، اين شورا با هدف بررسي و معرفي ابعاد مختلف عرفان و جلوگيري از گسترش عرفان انحرافي وارد عمل مي شود.
واعظي همچنين تجليل از خادمان فرهنگ را از ديگر برنامه هاي جدي اين شورا عنوان كرد و گفت: اين امر در دو مرحله استاني و كشوري انجام مي شود.
وي گفت: استانهاي مختلف كشور تا مهر امسال، خادمان فرهنگي شامل مديران، كارشناسان و نخبگان فرهنگي و افرادي كه خدمت شايان در عرصه فرهنگ و هنر داشتند را انتخاب و به تهران معرفي مي كنند و در مركز، اين افراد با بررسي شاخصهاي علمي با حضور رئيس جمهور مورد تقدير قرار مي گيرند.

  


محقق داماد: اخلاق و فقه با يكديگر در ارتباطند

 

مدير گروه فقه پزشكي مركز تحقيقات اخلاق و حقوق پزشكي در تدريس فقه پزشكي با اشاره به اين نكته كه مكاتب مختلفي در مبحث اخلاق مطرحند، گفت: اخلاق منشأ يافته از عقل آدمي است.




به گزارش مهر، دكتر مصطفي محقق داماد، رئيس گروه مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم و مدير گروه فقه پزشكي مركز تحقيقات اخلاق و حقوق پزشكي با اشاره به اين نكته كه مكاتب مختلفي در مبحث اخلاق مطرح شده اند، گفت: اخلاق منشأ يافته از عقل آدمي است، تجلي خدا و سايه خداوند و نشانه او در انسان، تعقل آدمي است. به عبارت بهتر مرتبه برين عقل، اخلاق است. اخلاق و فقه كاملاً در ارتباط با يكديگرند.
دكتر محقق داماد تصريح كرد: برخي معتقدند ديني كه شريعت ندارد اخلاق ندارد، به اين دليل كه همه اعمال بشري داخل در يكي از احكام پنج گانه هستند، لذا اخلاقيات همان مستحبات و مكروهات بوده و اخلاق جداي از اين موارد نيست. لكن اين عقيده مورد پذيرش ما نيست. اخلاقيات شامل خيلي از مواردي مي شود كه در خصوص آنها به هيچ وجه نص شرعي نداريم و حكم عقلي برايش وجود دارد. آنچه در قلب انسانها مي گذرد، آن اخلاق است.
رئيس گروه مطالعات اسلامي فرهنگستان علوم با طرح اين پرسش كه آيا مي توان دين نداشت و در عين حال اخلاقي بود، گفت: خير، دينداري شكر منعم است و خود قاعده عقلي است. سپاسگزاري از منعم، قاعده اخلاقي است. لذا اطاعت از احكام ديني خود قاعده اي اخلاقي است.

  


مراسم بزرگداشت علامه شيخ محمدتقي بهلول برگزار شد

 

گروه فرهنگي - دلپذير: مراسم بزرگداشت علامه شيخ محمدتقي بهلول روز گذشته، 11 مردادماه، در محل سازمان تبليغات اسلامي استان خراسان رضوي برگزار شد.




در اين همايش يك روزه كه از سوي جمعيت استشهاديون و منتظران ظهور صورت گرفت، سخنرانان به بيان گوشه هايي از زندگي گرانمايه اين مجاهد نستوه پرداختند.
آية ا... خزعلي، عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به مبارزات بهلول در جريان كشف حجاب گفت: من بهلول را زماني كه ده ساله بودم در حادثه مسجد گوهرشاد براي اولين بار ملاقات كرده و تحت تأثير شجاعت و صلابت بيش از حد او قرار گرفتم.
وي افزود: بهلول پس از افشاگري توطئه كشف حجاب و اعتراض به رژيم پهلوي با حمله مأموران رضاخان مجبور به ترك ايران شد و سالها در افغانستان در تبعيد به سر مي برد.
خزعلي در بخش ديگري از سخنانش، بهلول را از عجايب و نوادر روزگار دانست و گفت: تقوا، شجاعت، منطق بليغ، توكل باورنكردني و زندگي ساده و زاهدانه از مهمترين ويژگيهاي اين بنده صالح و پرهيزگار خدا بود.
عضو مجلس خبرگان رهبري درباره منش و كرامات بهلول اظهارداشت: دين دريچه ديگري را به روي انسان مي گشايد و شگفتيهاي بسياري را به ما نشان مي دهد كه مصداق بارز آن در علامه بهلول متجلي بود.
حجة الاسلام مدني، پژوهشگر، نيز با بيان اينكه بهلول علاوه بر برخورداري از رأفت و زهد، شجاعت و حدت خاصي در مواجهه با دشمنان اسلام داشت، گفت: اين عالم وارسته از همان دوران جواني در راه ترويج و تبليغ عقايد اسلام تلاش مي كرد كه مبارزه با فرقه ضاله صوفيه گناباد از جمله فعاليتهاي او در اين مسير بود.
وي تصريح كرد: بهلول ولايتمداري راسخ بود كه تمام زندگي طولاني و پرماجراي خود را وقف مبارزه با دشمنان اسلام و دفاع از اهل بيت نمود و در اين راه سختيها و فراز و نشيبهاي بسياري را تحمل كرد.

  


آرين منش: عرفان وارداتي، محصول تهاجم فرهنگي است

 

جواد آرين منش گفت: كميسيون فرهنگي مجلس بايد در زمينه خلاهاي قانوني مبارزه با عرفانهاي كاذب اقدام كند و اميدوارم اين امر به زودي محقق شود.




عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با فارس، اظهار داشت: عرفان اسلامي سير و سلوك عارف براي رسيدن به توحيد كامل است و اين عرفان از خداشناسي آغاز مي شود و سير و سلوك را به دنبال دارد. عرفان اسلامي با عمل صالح همراه است و همچنين به مراقبت و محاسبه نفس توجه كامل دارد. عرفان اسلامي نوعي از شناخت شهودي است كه مبتني بر سير و سلوك عملي است و انسان عارف از مرحله فهميدن به مرحله رسيدن و ديدن حق حركت مي كند و به مقام توحيدي مي رسد.
وي اضافه كرد: آنچه كه با عنوان «عرفانهاي دروغين» مطرح است، به نظر من به غلط كلمه عرفان را به خودش اختصاص داده است، چون هر نوع حركت معنويت گرايي و باطن گرايي را نمي توان عرفان ناميد. مثلاً از نظر اسلام، بوديسم و هندوئيسم، عرفان به شمار نمي آيند.
آرين منش درباره آنچه كه «عرفانهاي دروغين» خوانده مي شود، گفت: بايد بگويم اين نوع عرفانها بعد از تحولاتي كه بعد از قرون وسطي در اروپا اتفاق افتاد به وجود آمده است، زيرا دين جاي خودش را به علم داد و علم گرايي محور شد و انسان اصالت پيدا كرد. غرب به سمت يك بعدي شدن پيش رفت و معنويت رخت بربست و خلا معنويت در جامعه غربي كاملاً مشهود شد. بعد از اين اتفاقات يعني مادي گرايي صرف، خلا معنويت اتفاق افتاد و دنياي غرب بتدريج به يك كمبودي پي برد و آن كمبود معنويت در جامعه بود.
وي افزود: اينجا بود كه غرب براي پر كردن اين خلا، به دنبال انواع معنويت  گراييها و يا عرفان گراييها سوق پيدا كرد و تلفيقي از عرفانها را در قالب عرفانهاي دروغين رواج داد و البته ما معتقديم همه عرفانهاي وارداتي، فاقد خداگرايي است.
آرين منش گفت: من عرفان وارداتي را محصول تهاجم فرهنگي مي دانم. همچنان كه تفكرات سكولاريستي، فمنيستي و انديشه هاي مختلفي كه با اسلام مغايرت و گاهي متضاد است، از سوي جامعه غرب وارد كشورهاي اسلامي و جهان سوم شده است، عرفان وارداتي هم محصول تهاجم فرهنگي غرب در كشورهايي نظير كشور ماست و راه مقابله با آن هم دقيقاً همان راههاي مقابله با تهاجم فرهنگي است.
وي افزود: تعميق ارزشهاي اسلامي به عنوان يك راه حل است. ما بايد تلاش كنيم تا نسل جوان و نوجوان با ارزشها، مفاهيم و ايدئولوژي اسلامي آشنا شوند. آشنا شدن آنها باعث مي شود كه به سمت گرايشهاي انحرافي سوق پيدا نكنند.

  


معاون فرهنگي وزير ارشاد: ضعف در حلقه توزيع مهمترين مشكل حوزه نشر است

 

معاون فرهنگي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: ضعف در حلقه توزيع، مهمترين مشكل حوزه نشر در كشور است.




محسن پرويز در جريان پنجمين نمايشگاه سراسري كتاب همدان اظهار داشت: توزيع بسياري از كتابهاي چاپ شده با مشكل مواجه است.
وي افزود: برنامه ريزي درازمدت براي افزايش واقعي حجم پول در گردش در بازار نشر، موجب رفع شدن بسياري از تنگناها و نواقص موجود در اين حوزه مي شود.
وي بيان كرد: با اتخاذ اين راهكار، مي توان مشكل كمبود نقدينگي را در اين عرصه كاهش داد.
وي گفت: در برخي موارد، نبود انديشه نو و قابل عرضه تنگناهايي را در بحث چاپ و نشر كتاب ايجاد كرده است.
پرويز همچنين افزود: افزايش اقبال جامعه براي مراجعه به كتابخانه هاي عمومي، يكي از راهكارهاي گسترش مطالعه در برابر افزايش احتمالي قيمت كتاب است.
وي اظهار داشت: در اين خصوص، افزايش كتابخانه هاي عمومي در دستور كار اين وزارتخانه قرار دارد. وي گفت: 700  تا 800  جلد كتاب هر هفته با ميانگين شمارگان چهار هزار و  100  جلد در كشور چاپ مي شود.
وي افزود: از  9  هزار و صد ناشر داراي پروانه، فقط چهار هزار ناشر فعال هستند و سالانه 53  هزار عنوان كتاب در كشور چاپ مي شود.

  


شهر قدس پايتخت فرهنگي عرب در سال 2009 شد

 

وزيران فرهنگ كشورهاي عربي و اسلامي در همايشي كه در شهر مسقط پايتخت عمان برگزار شد، شهر قدس را پايتخت فرهنگي عربي در سال 2009 انتخاب كردند.
به گزارش رسا، وزيران فرهنگي كشورهاي عرب در همايشي كه در شهر مسقط پايتخت عمان برگزار شد، شهر قدس را پايتخت فرهنگي عربي در سال 2009 انتخاب كردند.
هدف از اين انتخاب، معرفي جايگاه اسلامي، عربي و جهاني شهر قدس و مبارزه با تهديدهايي است كه اين شهر با آن مواجهه و روبرو شده است.
همچنين قرار است در سال 2009،  برنامه هايي مانند برگزاري همايشها، نمايشگاههاي كتاب و هنرهاي تجسمي و انتشار كتابهاي مختلف به زبانهاي گوناگون براي توسعه و معرفي بيشتر شهر قدس صورت گيرد.

  


مركز ملي پاسخگويي ديني افتتاح مي شود

 

مركز ملي پاسخگويي ديني به همت دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، سوم شعبان افتتاح مي شود.
دبير ستاد پاسخگويي ديني دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم با اعلام اين خبر گفت: اين مركز سوم شعبان (25 مرداد ماه) با حضور يكي از سران سه قوه، مديران دفتر تبليغات اسلامي و مسؤولان مركز مديريت حوزه هاي علميه در منطقه منزل سابق امام خميني(ره) افتتاح خواهد شد.
حجةالاسلام ديبا افزود: با افتتاح اين مركز، در هر شيفت كاري حداقل 100 نفر از محققان حوزوي به سؤالات ديني پاسخ خواهند گفت.

  


همايش «معرفت شناسي علوم» در اسپانيا برگزار مي شود

 

همايش «معرفت شناسي علوم» 24 تا 26 آبان از سوي انجمن اروپايي فلسفه علم در مادريد اسپانيا برگزار مي شود.
به گزارش مهر، اين همايش كه در دانشكده فلسفه دانشگاه كامپليوتنس مادريد برگزار خواهد شد، به موضوعاتي چون فلسفه و روش شناسي علوم، فلسفه علوم طبيعي، فلسفه علوم اجتماعي، روشهاي صوري در فلسفه علم و مطالعات تاريخي، اجتماعي و فرهنگي در فلسفه علم مي پردازد.
انجمن اروپايي فلسفه علم كه در وين پايتخت اتريش تأسيس شده، محلي براي گردآمدن فيلسوفان علم از سراسر اروپاست تا در آن، به بحث و تبادل  نظر بپردازند.
هدف اصلي اين انجمن، گسترش و توسعه فلسفه علم در اروپاست.
همايش «معرفت شناسي علوم»، نخستين همايش اين انجمن است كه در آن، از فلاسفه علم سراسر دنيا براي همكاري و همفكري دعوت به عمل آورده است.
همايش «معرفت شناسي علوم» در دانشگاه كامپليوتنس مادريد برگزار مي شود. اين دانشگاه از قديمي ترين دانشگاههاي جهان است كه قدمت آن به سال  1293  برمي گردد.
در اين همايش كه به زبان انگليسي برگزار خواهد شد، از «فاگوت لارگولت» از كالژدو فرانس، «مايكل فريدمن» از دانشگاه استنفورد و «ايكا نينيلوتو» از دانشگاه هلسينكي براي سخنراني دعوت شده است.

  


نشست بزرگداشت «شيخ شهاب الدين سهروردي» برگزار شد

 

نشست بزرگداشت «شيخ شهاب الدين سهروردي»، در سراي اهل قلم برگزار شد.
به گزارش ايكنا، در اين نشست كه جمعي از استادان، دانشجويان و علاقه مندان و همچنين جمعي از دانشجويان زبان و ادبيات فارسي دانشگاه مسكو حضور داشتند، دكتر يحيي يثربي با اشاره به اين كه سهروردي يكي از سه يا چهار شخصيت علمي انديشه اسلامي است، گفت: نام سهروردي هميشه در كنار نام ابن سينا و ملاصدرا وجود دارد.
استاد دانشگاه علامه طباطبائي ادامه داد : اعتقاد سهرودي اين است كه حكمت با دنيا دوستي جمع نمي شود. سهروردي در حكمتش به ما مي آموزد كه براي طي كردن مسير ترقي بايد رياضت كشيد و پارسا بود.
وي گفت: سهروردي درد حكمت داشت، درد درهم و دينار نداشت. سهروردي در حكمتش به ما مي آموزد كه براي طي كردن مسير ترقي بايد رياضت كشيد و پارسا بود.
در ادامه سخنراني، دكتر حبيبي، رئيس سابق دانشگاه علامه طباطبايي گفت: فيلسوفان، مثل همه دانشمندان آن زمان آثار خود را به زبان عربي مي نوشتند، اما سهرودي با نوشتن چند تا از بهترين آثارش زبان فارسي، اين زبان را توسعه داد. وي نشان داد كه زبان فارسي قابليت علمي شدن را دارد و با اين كار بر غناي زبان فارسي افزود.
وي افزود: در انديشه سهروردي سخن مهم اين است كه انسان كيست؟ سهروردي معتقد بود بتدريج نور خدا در دل انسان تابيده مي شود و انسان در مسير تعالي و كمال قرار مي گيرد و او كسي بوده كه اين مسير را در جواني طي كرد.
وي گفت: سهروردي آثار داستاني  كوتاهي به زبان رمز و و تمثيل دارد، اما خود مي گويد، علت رمز نوشتن، ترس نيست، بلكه فيلسوف با شجاعت بايد حرف بزند و از كسي نترسد، فيلسوف از مرگ نمي ترسد.
در ادامه سخنراني دكتر داكاني به تأثير سهروردي بر ادب و زبان فارسي اشاره كرد و مدعي شد: داستانهاي كوتاه سهرودي با ادبيات داستان كوتاه غرب در حال حاضر قابل مقايسه است.
وي افزود: تمام تفكر سهروردي بر پايه آيه «ا... نورالسموات و الارض» بنا شده است. بر پايه فلسفه اشراق سهروردي، ما معرفت، دانايي و ... زندگي مان را از نور داريم. و همه نورها از نور خداست و همه هستي ظهور خداست و البته نورها در اين مكتب مراتبي دارد.
مدرس دانشگاه آزاد اسلامي در ادامه گفت: سهروردي معتقد است اگر انسان سعي كند درون دلش را پاك سازد، آن  گاه خداوند با تاباندن نورش در دل او به او معرفت مي بخشد. در انديشه سهروردي اين اعتقاد وجود دارد كه، پاك شو، زلال شو، آئينه شو، آن گاه خدا با تو سخن خواهد گفت و حكمت اشراق يعني خدا بر قلبهاي شما نورهاي خود را خواهد تاباند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com