|
اشاره: دنياي امروز ما، روز به روز موزاييكي تر مي شود و هيچ خيمه اي وجود ندارد تا براي انسان معاصر محل آرامش ايجاد نمايد. آنچه ما

امروز به آن نياز داريم نظريه يك عصر جديد نيست، بلكه نظريه جديد عصري است كه آرام و بي صدا شكل گرفته و حدود و ثغور كلي آن مدتي است معين و مشخص شده است، ولي نه تنها پيامدهايش را هنوز به طوركامل نيافته ايم، بلكه هيچ ساختار حقوقي و اخلاقي مشخصي را براي آن تعريف نكرده ايم مفهومي چون جامعه اطلاعاتي و مفاهيم مرتبط با آن را بايد از آن دسته مقولاتي دانست كه به دليل ساختار نوين خود، هنوز در برخي از كشورهاي توسعه نيافته بدان توجه جدي نشده است. «دكتر فرقاني»، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو كميته ارتباطات يونسكو با حضور در جمع مديران گروههاي مختلف روزنامه قدس به طرح موضوع جامعه اطلاعاتي و چالشهاي مربوط به آن پرداخت. آنچه پيش رو داريد طرح اين مفهوم از سوي ايشان است كه تقديمتان مي شود: اخيراً سازمان علمي - فرهنگي ملل متحد (يونسكو) اعلام كرده است در پي طرح و تأمين مفهومي به نام «جامعه دانش محور فراگير» است. چنانچه مي دانيد پيشتر اين سازمان، مفهوم جامعه اطلاعاتي را مطرح كرده و همچنان نيزاين مفهوم را پيگيري مي كند. در دو اجلاسيه سران كه در سالهاي 2003 و 2005 به ترتيب در ژنو و تونس برگزار شد، نقشه معماري آينده جهان در اين خصوص طراحي و ارايه گرديد؛ بدين معنا كه جهان آينده جهاني اطلاعاتي و در نتيجه رسانه اي شده است؛ يعني جهاني كه در آن رسانه ها مهمترين و برجسته ترين نقش را- به دليل نقشي كه در جهت توليد و توزيع اطلاعات و دريافت بازخورد و تكرار اين چرخه برعهده دارند - در زندگي عمومي ايفا مي كنند. جامعه اطلاعاتي هنوز در بسياري از كشورهايي كه به عنوان كشورهاي در حال توسعه شناخته مي شوند به معناي واقعي تحقق پيدا نكرده است. جامعه اطلاعاتي تعاريف مختلفي دارد، اما معمول ترين تعريف از اين جامعه آن است كه اداره و چرخه امور جامعه اطلاعاتي بر اساس اطلاعات شكل مي گيرد؛ يعني اطلاعات با ارزش ترين و مهمترين كالايي است كه در اين جوامع توليد مي شود، بنابراين مزيت نسبي براي كشورها در جهان آينده متعلق به اين حوزه است؛ يعني در اين وادي هر كشوري كه اطلاعات بيشتري توليد و توزيع و درعين حال اطلاعات بيشتري را مصرف مي كند از ديگران موفق تر است. شما براي اينكه مصرف كننده خوب اطلاعات باشيد، بايد اجزاي ساخت اجتماعي تان با حجم اطلاعات تحول پيدا كرده متناسب باشد؛ يعني اگر ما احساس كنيم بايد به همان روشهاي سنتي امورمان را اداره كنيم و قادريم به همين شيوه زندگي كنيم، معنايش اين است كه حتي به لحاظ بينش و نگرش هم تحول لازم را براي ورود به جامعه اطلاعاتي پيدا نكرده ايم غالب بحثهاي مربوط به جامعه اطلاعاتي از دهه 90 ميلادي به بعد در يونسكو مطرح مي شود. جامعه اطلاعاتي با فراگير شدن فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات متولد شده و با فراگير شدن فناوري ارتباطات دور برد از طريق ارتباطات رايانه اي، امكان تحقق آن فراهم مي شود .در ذيل اين جامعه اطلاعاتي مفاهيمي همچون دولت الكترونيك، تجارت الكترونيك و... بايد شكل بگيرد و تحقق يابد. در ايران نيز طرح «تكفا1» (توسعه و كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات) با هدف تحقق دولت الكترونيك اجرا شد. سخن گفتن از اينكه اين طرح چقدر در تحقق هدفهاي مورد نظر خويش توفيق يافته خود مقوله اي ديگر است؛ چون ما براي اينكه در زمينه جامعه اطلاعاتي توفيق يابيم نيازمند چند تحول اساسي هستيم. اولين تحول، تحول فكري و فرهنگي است؛ يعني به لحاظ ذهني و نظري بپذيريم كه جهان امروز جهان اطلاعاتي شده است و جوامع خواسته و ناخواسته به درون اين جامعه پرتاب مي شوند، بنابراين اگر آمادگي قبلي داشته و برنامه ريزي و تفكر در اين مورد داشته باشند، مي توانند از مزايايي كه جامعه اطلاعاتي براي بهبود كيفيت زندگي انسانها ايجاد مي كند استفاده مطلوب كنند، در غير اين صورت همچون بسياري از پديده هاي ديگر تمدني ممكن است تنها آثار و عوارض منفي آن دامن آنها را بگيرد. گام اول در اين خصوص آن است كه نخست از لحاظ ذهني و فكري اين جامعه را بشناسيم و سپس به مقتضيات آن توجه كنيم و سرانجام اينكه زيرساختهاي آن همچون سخت افزارها را فراهم نماييم. شما كافي است به توسعه تلفن همراه نگاهي بيندازيد و آن را با تلفنهاي ثابت از بدو ورود به ايران تا زماني كه به توسعه نسبي رسيد و امروز كه واگذاري آن به روز رسيده مقايسه كنيد. در خصوص توسعه تلفنهاي ثابت دهها سال طول كشيد كه ما به ميزان كنوني دست يافتيم، اما امروز در فاصله چند سال ضمن كاهش بهاي تلفنهاي ثابت، نحوه واگذاري آن نيز ساده تر شده است. اگر به تاريخ تحول ارتباطات در جهان نگاهي بيندازيد، مي بينيد حداقل 220 سال پس از تولد اولين روزنامه در اروپا، در سال 1253 هجري قمري توسط «ميرزا صالح شيرازي» و با انتشار روزنامه «كاغذ اخبار» صاحب روزنامه در ايران مي شويم. همين پديده در خصوص راديو و تلويزيون با تأخيري حدود بيست سال همراه است و وقتي به فناوريهاي نوين ارتباطي مي رسد، تأخير آن به حدود دو، سه سال كاهش مي يابد. در مورد وبلاگ نويسي هم تقريباً به همزماني مي رسد، به گونه اي كه امروز سايتها و وبلاگهاي فارسي زبان از حيث تعداد، مقام سوم و يا چهارم را در جهان دارند و اين فناوريها اين امكان را فراهم كرده اند تا شما همه جا و همه وقت حضور داشته باشيد. در حالي كه در گذشته گلايه بزرگ كشورهاي در حال توسعه اين بود كه انحصار خبري جهان در اختيار چهار خبرگزاري بزرگ رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس و فرانس پرس است و اين خبرگزاريها روزانه حدود 33 ميليون كلمه اطلاعات توليد و به سراسر جهان مخابره مي كردند. به قول «يوهان گالتونگ» حتي اطلاعات هم مثل مواد خام از كشورهاي پيرامون و حاشيه اي ابتدا بايد به كشورهاي مركز و سرمايه اي مي رفت و درآنجا پردازش و بازتوليد مي شد و به شكل اطلاعات قابل استفاده و مصرف دوباره به كشورهاي پيرامون باز مي گشت. فناوريهاي جديد اين تحول بسيار مهم را در جهان ارتباطات به وجود آوردند كه انحصار رسانه اي را شكستند. امروز وبلاگ شخصي يك شهروند عراقي، اخبار پردازش شده اتاق جنگ «سي ان ان» را در خصوص جنگ عراق و بمباران مناطق غير نظامي و فجايعي كه هرگز شما تصاوير آن را از تلويزيون «سي ان ان» و يا «بي بي سي» نمي ديديد، تحت تأثير قرار مي دهد. من معتقدم كشورهاي در حال توسعه بايد بيش از غربيها از اين فناوري استقبال كنند؛ زيرا امروز امكاني فراهم شده است تا شما نيز همچون ديگران دانش و اطلاعاتتان را جهاني كنيد و هر چه در چنته داريد بيرون بريزيد و عرضه نماييد. امروز فرهنگها، اطلاعات و حتي گروههاي كوچك در درون كشورها به نحو بي سابقه اي امكان و فرصت عرضه خود را پيدا كرده اند. در گذشته اگر ما مي ترسيديم كه مبادا سلطه امپرياليستي خبري، فرهنگ كشورها را ناديده بگيرد و آنها را مضمحل كند، امروزه ديگر همين فناوري امكان بيشتري را براي كشورهاي ديگر فراهم كرده است تا آنها هم بتوانند محتواهاي مورد نظرشان را عرضه كنند و با تنوع و حجم بيشتري بتوانند آنها را در اختيار جهان قرار دهند. اما اين امكان به صورت بالقوه براي كشورهاي در حال توسعه اي كه از در حاشيه بودن خود و انعكاس اخبار درگيريها، زد و خوردها و بحرانهاي خويش بر روي تلكسهاي خبري گلايه مي كردند، فراهم شده است تا به زبان وعامليت خويش، خود را عرضه كنند. البته بايد گفت در اختيار داشتن صرف اين فناوريها مشكلي را برطرف نمي كند. ما به لحاظ در اختيار داشتن فناوري و امكان استفاده بالقوه از آن در وضعيت مطلوبي هستيم، گرچه هر چند هم كه عقب باشيم از پول نفتي كه در اختيار داريم مي توانيم سخت افزار آن را خريداري و وارد كرده و روي ميزهاي شخصي خود قرار دهيم. امكان اتصال به اينترنت با در نظر گرفتن تمام محدوديتهايي كه در خصوص سرعت آن وجود دارد براي همه فراهم شده است، اما آنچه امروزه اهميت دارد «توليد محتوا و كيفيت محتوايي» است كه در اين زمينه عرضه مي شود. واقعاً چقدر توانسته ايم خود را در جهان نشان دهيم. صحبت بر سر اين است كه در همين شرايط باز هم همان كشورهاي غربي سرمايه دار هستند كه حرف اول را مي زنند؛ زيرا بيشترين ميزان اطلاعات در آنجا توليد و توزيع و از همه مهمتر مصرف مي شود. اين مقوله بدين معناست كه زندگي مردم اطلاعاتي شده است. امروز وقتي فردي مي خواهد كتابي را خريداري نمايد ترجيح مي دهد خريد الكترونيكي كند و چنانچه بخواهد محموله اي را ارسال نمايد آن را الكترونيكي پست مي كند. امروز ثبت نام كنكور در كشور ما نيز از طريق اينترنت انجام مي شود، اما مهم اين است كه بتوانيم به سوي توليد محتوايي كه قادر باشد به عنوان كالايي مرغوب با توليدات علمي، فرهنگي و ... كشورهاي سرمايه داري رقابت كند دست يابيم. ما عملاً نتوانسته ايم حركت شايسته اي در اين خصوص داشته باشيم و هنوز در شبكه گسترده جهاني به جاي آنكه توليد كننده اطلاعات باشيم، مصرف كننده هستيم. در جهان كشورهايي مي توانند حرفي براي گفتن داشته باشند كه نه تنها توليد اطلاعات كنند كه ديگران را ناگزير به مصرف اطلاعات خود نمايند. ما اين همه ذخاير فرهنگي، معنايي، تمدني، علمي و تاريخي غني در كشور خود داريم، اما چه ميزان از آن را توانسته ايم به زبان اطلاعاتي شده امروز باز توليد و به شبكه جهاني وارد كرده و قابل دسترس كنيم؟ چقدر توانسته ايم حرف نو بزنيم؟ ادعاي توليد مقالات علمي مقوله اي است كه به نخبگان جامعه مربوط است، اما در حوزه توده مردم چه كرده ايم؟ بحث امروز بر سر اين است كه توليد محتوا را بايد جدي تر تلقي كرد. نكته ديگري كه يونسكو بر آن تأكيد مي كند مقوله چند گانگي و تنوع زباني و فرهنگي در محيط وب است؛ واقعيتي كه در گذشته امكان آن وجود نداشت، اما امروز شما مي توانيد وبلاگ فارسي زبان داشته باشيد. در گذشته نمي توانستيد اخبار فارسي خود را روي تلكس بين المللي ارسال كنيد در حالي كه در آينده نزديك با تهيه و ساخت ماشينهاي ترجمه، امكان ترجمه هر گونه خبر و اطلاعاتي از يك زبان به زباني ديگر فراهم مي شود. بنابراين فناوريهاي امروز اين امكان را فراهم آورده اند تا شما به زبان خود اطلاعات را توليد و همزمان با فرد ديگري در نقطه اي از جهان تعامل برقرار كرده و گفت و گو كنيد. البته اين مسأله با مقوله مالكيت معنوي تداخل پيدا كرده است. امروز غربيها و بويژه آمريكا به طور جدي بحث مالكيت معنوي و كپي رايت را مطرح مي كنند و مي گويند مطالب علمي كه يك فرد توليد مي كند جزيي از مايملك مادي اوست، بنابراين بايد وي بتواند از مزاياي مادي و معنوي آن استفاده كند، نه آنكه به صورت رايگان در محيط وب عرضه شود و ديگران بي آنكه نقشي در توليد آن داشته باشند از آن استفاده كنند. يونسكو نيز از اين نظريه كه اين موارد جزيي از مالكيتهاي بشري شمرده مي شوند، دفاع مي كند. دانش و اطلاعات در انحصار فرد خاصي نيست و به بشريت متعلق است، بنابراين امكان استفاده از آن بايد براي عموم فراهم شود. به بيان ديگر مي خواهم بگويم جامعه اطلاعاتي به الگوي توسعه كشورها در هزاره سوم ميلادي تبديل شده است؛ يعني نسبت كشورها را با توسعه يافتگي و يا توسعه نيافتگي بر اساس شاخصهايي مثل دسترسي همگاني و آزاد افراد به اطلاعات عنوان مي كنند. اين مساله با عنوان «حق ارتباط» در جهان مطرح شده است. حق ارتباط شامل آزادي جست و جو و كسب اطلاعات و به مشاركت گذاشتن اطلاعات است؛ يعني ديگر مهم نيست كه درآمد سرانه شما چقدر است و يا چقدر صنعتي شده ايد و يا چقدر سنتي عمل مي كنيد. تمام اين موارد درمقوله اي با عنوان جامعه اطلاعاتي و فناوريهاي نوين اطلاعات و ارتباطات ارايه شده است. يونسكو برنامه اي را ارايه داده است كه مثلاً تا سال 2015 كشوري كه ادعاي توسعه يافتگي دارد در دورترين روستاهايش هم اينترنت داشته باشد. كارشناسان مي گويند ما مي خواهيم زبان بين المللي در شبكه هاي روستايي خود ايجاد كنيم كه ديگر روستاييان براي استفاده از اطلاعات اينترنت به سواد بالايي نياز نداشته باشند و مثلاً با استفاده از آيكونهاي تصويري مقصود خود را اعلام نمايند. ادعاي يونسكو اين است كه از طريق پيشبرد جامعه اطلاعاتي و فراگير كردن دسترسي به فناوريها، كشورها و دولتها مي توانند ملتشان را توانمند كنند و بدين وسيله گروههاي مختلف اعم از زنان، روستاييان و در حاشيه ماندگان از طريق فراهم كردن دسترسي آنان به اطلاعات و در اختيار گذاشتن امكانات بالقوه اي كه در حوزه آنها وجود دارد، توانمند تر از گذشته در عرصه جهاني وارد شوند. گرچه در اين خصوص منتقدان كاستيهايي را نيز مطرح مي كنند كه واقعيت هم دارد، اما آنچه مسلم است اينكه كاستيهاي ياد شده مانع پذيرش ضرورت توسعه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات نيست؛ مثلاً آنها بحث شكاف ديجيتال را مطرح مي كنند، حال آنكه شكاف ديجيتالي كه امروز در جوامع ملي و در سطح بين المللي بين كشورهاي مختلف وجود دارد كمتر از فاصله شمال و جنوبي كه ما در گذشته به لحاظ سنتي داشتيم، نيست. امروز باز هم كشورهايي كه متعلق به حوزه جنوب هستند به اطلاعات و اينترنت دسترسي ساده تري دارند. بحث شكاف ديجيتال بويژه وقتي مطرح مي شود كه بدانيم هنوز هم كشوري مثل آمريكا بيش از دو سوم مجموع اطلاعات جهاني را توليد و توزيع مي كند. |