|
* رسانه هاي آمريكايي همچنان بسان هيولايي رفتار مي كنند كه بوزينه اي شيفته نظامي گري بر پشت آن جولان مي دهد

گروه سياسي- محمدي: چرا حالا؟ پرسشي كوتاه كه جاي بحث بسياري دارد. شهريور سال 2002 و درست هنگامي كه يك سال از حادثه 11 سپتامبر و بيشتر از 11 سال از جنگ خليج فارس مي گذشت، ناگهان در ايالات متحده صحبت از ضرورت برخورد فوري با صدام به ميان آمد. ويليام اشنايدر، تحليلگر برجسته شبكه خبري سي ان ان در واكنش به اين مسأله گفت: سياست رئيس جمهور بوش در عراق با يك پرسش بزرگ مواجه است: چرا حالا؟ يك هفته پيش از آنكه اشنايدر دست به كار نوشتن تحليل خود درباره «بازاريابي جنگ در عراق» شود، اندرو كارد، رئيس وقت ستاد مشترك ارتش آمريكا در پاسخ به اين پرسش روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز كه چرا حكومت بوش براي اعلام ادعاهاي خود عليه عراق تا ماه سپتامبر به انتظار نشسته است، گفته بود: از نقطه نظر بازاريابي، هيچكس توليدات جديد خود را در ماه آگوست(مرداد) معرفي نمي كند. اظهارات اين مقام ارشد نظامي آمريكا ناظر بر اين حقيقت بود كه تبليغات تمام عيار و همه جانبه را براي حمله به عراق بايد تا اوايل پاييز به تعويق انداخت. با اين وجود گويا آگوست امسال براي شروع تبليغ و بازاريابي براي فروش مسائل جنگ عراق به افكار عمومي، ماه بدي نيست! براي تغيير نگرش خريداران پشيمان و بازاريايي دوباره براي محصولاتي كه نامرغوب بودن آنها به مرور زمان روشن شده، بايد وارد ميدان شد. در روزهاي اخير، رسانه هاي آمريكايي با تبليغاتي با اين مضمون بار ديگر در صدد تزريق مخدر جنگ عراق در رگهاي افكار عمومي برآمده اند: با وجود همه حرف و حديثها، اوضاع چندان هم بد نيست و قدرت نظامي ايالات متحده مي تواند كژيها را برطرف كند و رهبراني كه در بيراهه رفتن يد طولايي دارند، اكنون حقيقت را مي گويند! تبليغات جاري رسانه هاي آمريكايي، كنايه از آن است كه جنگ بايد ادامه يابد. نورمن سولومون، روزنامه نگار و منتقد برجسته رسانه اي در يادداشتي با عنوان «حمله رسانه اي در حمايت از جنگ» نوشته است: آن دسته از منتقدان جنگ كه همواره از پيشرفت نظامي اندك ايالات متحده در عراق ناراضي بوده اند، اكنون احساس سربلندي مي كنند. كساني كه از ناكارآمدي ماشين جنگي آمريكا گلايه دارند(و حتي آنهايي كه تصور مي كنند در طلب صلح هستند)، در حقيقت خواستار نبردي مؤثرتر هستند. اگر مايكل اوهانلون و كنث پولاك وجود نداشتند، احتمالاً كسي بايد آنها را] از چوب يا سنگ [مي تراشيد. گزارش اين زوج خبري كه دوشنبه هفته پيش با عنوان «جنگي كه احتمال پيروزي ما در آن وجود دارد» در روزنامه نيويورك تايمز به چاپ رسيد، كار مشتركي از دو كارشناس تراز اول سياست خارجي است كه در بخشي از آن، خود را «دو تحليلگر منتقد سرسخت عملكرد ضعيف بوش در عراق» معرفي كرده اند. در پي حضور در يك تور رسمي 8 روزه كه بتازگي برگزار شد - چنانكه در نيويورك تايمز نوشته اند- آنان به اين نتيجه رسيده اند: رفته رفته در عراق به نتايجي دست پيدا مي كنيم؛ حداقل از جنبه نظامي. نورمن سولومون درباره سوابق حرفه اي اوهانلون و پولاك نوشته است: هر دو نفر پشتيبان دو آتشه جنگ عراق بوده اند. اوهانلون، يكي از نويسندگان پركار مؤسسه بروكينگز(يك اتاق فكر مشهور آمريكايي) است. سوابق شغلي پولاك هم از كار در «سيا» گرفته تا تأليف پرفروشترين كتاب سال 2002 با نام «طوفان تهاجمي: دلايل حمله به عراق» متفاوت است. از زماني كه رؤياي استقبال عراقيها از آمريكاييها با گل و شيريني نقش بر آب شد، انتقادات اين دو نويسنده درباره جنگ عراق صرفاًً تاكتيكي و مصلحت انديشانه بوده است.شگرد رسانه اي روزهاي اخير به گونه خوف انگيزي به نقشه اي شباهت دارد كه هنگام زمينه چيني براي حمله به عراق توسط حكومت بوش در دستور كار قرار گرفت و بخوبي هم نتيجه داد. در آن زمان از يك سو نيويورك تايمز و ديگر رسانه هاي كليدي در روندي بي وقفه، اخبار دروغ را به عنوان حقايق خدشه ناپذير منتشر مي كردند و از سوي ديگر، معاون رئيس جمهور ديك چني و زير دستانش سرگرم فاش كردن اطلاعات و ادعاهاي گمراه كننده درباره سلاحهاي كشتار جمعي عراق و پيوندهاي آن با القاعده بودند. در ادامه چني، دونالد رامسفلد، كاندوليزا رايس و ديگر استادان جنگ افروزي بسرعت در برابر دوربينهاي تلويزيوني حاضر شدند و براي توجيه تحركات خود به گزارشهاي منتشره در نيويورك تايمز و رسانه هاي ديگر(كه با نظارت خود آنها جعل شده بود) استناد كردند. هنوز جوهر گزارش مشترك اوهانلون- پولاك نخشكيده بود كه اين دو نويسنده، تور تبليغاتي خود را در استوديوهاي راديو- تلويزيوني و تحريريه روزنامه ها آغاز كردند و تمام نيرويشان را به كار گرفتند تا به تداوم جنگي كمك كنند كه پيش از اين با فريب دادن افكار عمومي آمريكا، به شروع آن كمك كرده بودند. روز پس از چاپ گزارش نيويورك تايمز، چني تعليمي به دست روانه برنامه لري كينگ در شبكه خبري سي ان ان شد و اعلام كرد:] ارتش ايالات متحده[در دوره تابستاني حضورش در عراق به پيشرفتهاي چشمگيري دست يافته است... اگر گفته هاي من را باور نداريد، به گزارشي رجوع كنيد كه ديروز در نيويورك تايمز - نشريه اي كه مشي چندان دوستانه اي با ما(دولت آمريكا) ندارد- منتشر شد و در آن اوهانلون و پولاك به بررسي وضع عراق پرداخته اند. اين دو نفر كه از منتقدان سرسخت جنگ هستند، بتازگي از سفر عراق بازگشته اند. دوي امدادي رسانه ها در حمايت از جنگ عراق كه با انتشار گزارش نيويورك تايمز استارت خورد، روز چهارشنبه با تحليل مجله آمريكايي «خبرهاي ايالات متحده و گزارشهاي جهان» پيگيري شد. اين نشريه نوشت: انتشار خبرهايي مبني بر اينكه شمار تلفات آمريكايي در ماه ژولاي(73 نفر) به كمترين ميزان طي هشت ماه گذشته رسيد، برخي سازمانهاي خبري را بر آن داشت تا درباره اوضاع عراق راه خوش بيني در پيش گيرند. به نظر مي رسد اجماع رسانه اي در پوشش اين خبرها، نشانه بهبود شرايط نظامي آمريكا در عراق است، اگر چه بخش سياسي اين معادله همچنان نگران كننده است. چنين پوشش رسانه اي از وضعيت نظامي آمريكا در عراق، حكايت از حوادثي دارد كه پاييز آينده آبستن آنهاست و آن زماني است كه ماشين تبليغاتي دولت جنگ با دنده سبك به راه خود ادامه مي دهد و ادعاهاي بي پاياني مانند بهبود وضعيت نظامي، كاهش تلفات آمريكا و واگذاري مسؤوليت به نيروهاي عراقي در تالار پژواك رسانه اي، طنين انداز خواهد شد. كشمكش بر سر اينكه آيا امكان پيروزي نيروهاي آمريكايي در عراق وجود دارد، يك حقيقت را به حاشيه رانده است؛ حقيقتي كه هيچ تهاجم رسانه اي قادر به تغيير آن نيست: تحركات جنگي ايالات متحده در عراق همواره غيرقانوني و غيرمنطقي و اصولاً اشتباه بوده است. چشم انداز آينده جنگ آمريكا در عراق هرچه باشد، باز هم نبايد آن را ادامه داد. رسانه هاي آمريكايي در جنگ ويتنام، شيفته بگو مگو درباره اين مسأله بودند كه آيا در انتهاي تونل تاريك جنگ، پيروزي در انتظار ايالات متحده است. اين جر و بحثها سالها به طول انجاميد، غافل از اينكه مسأله مهم آن بود كه اصلاً ايالات متحده حق حضور در اين تونل را نداشت! سالهاست كه مخالفان جنگ عراق مي پندارند، تغيير جريان تاريخي بزودي سربازان آمريكايي را به وطنشان باز مي گرداند. فرانك ريچ، ستون نويس نيويورك تايمز، دو سال پيش در چنين روزهايي نوشت: آخرين آمريكايي كه مي فهمد جنگ عراق براي آمريكاييها (اگر از عراقيها صرف نظر كنيم) پايان يافته تلقي مي شود، احتمالاً رئيس جمهور بوش خواهد بود. او در پايان يادداشتش نتيجه گرفت كه ايالات متحده به عنوان يك كشور هم اكنون تصميم خود را به بوش ابلاغ كرده است و ما بايد از عراق خارج شويم. خط داستاني كه فرانك ريچ در تحليل خود تعقيب مي كرد، در بردارنده يك پيام رضايتمندانه و خودخواهانه بود كه با شرايط واقعي و كنوني آمريكا در عراق كاملاً در تعارض است. هم اكنون ايالات متحده درگير جنگي است كه احتمالاً مدتها بر ادامه آن پافشاري كند. بعيد به نظر مي رسد، سرنوشت آمريكاييهايي كه همچنان در عراق به سر مي برند و عراقيهايي كه هنوز گرفتار مهلكه اشغال هستند، مطابق همان پيش بيني هاي اميدواركننده اي باشد كه صاحبنظران در تابستان 2005 منتشر كردند. رسانه هاي آمريكايي همچنان بسان هيولايي رفتار مي كنند كه بوزينه اي شيفته نظامي گري بر پشت آن جولان مي دهد. |