|
اشاره:؛ عده اي معتقدند بسياري از مفاهيم همچون «اخلاق» مفاهيمي نسبي اند كه نمي توان براي هر يك از آنها اصول و ضوابط

خاصي را تحرير كرد. از اين منظر، تبيين مفهومي چون «اخلاق روزنامه نگاري» نيز مورد پرسش بسياري از منتقدان قرار مي گيرد. از سوي ديگر، فرض كردن مرز و دايره اي جغرافيايي كه بتوان اصول يكساني را در درون آن نگاشت هم خود مقوله اي است كه ممكن است ذهن بسياري را به خود مشغول سازد.به همين منظور، به سراغ دكتر« نقيب السادات» رفتيم تا در بررسي چالشهاي موجود در اين خصوص به پرسشهاي ما پاسخ گويد: آقاي دكتر، اين ديدگاه كه اخلاق را نسبي مي داند، پرداختن به مفهومي مثل «اخلاق حرفه اي روزنامه نگار» را نيز صحيح نمي داند. نظر شما در اين خصوص چيست؟ ببينيد، همان طور كه در تمامي حرفه ها اصول و چارچوبهايي وجود دارد كه مرزها و مسير اصلي حركت را در مسير آن حرفه تعيين و تبيين مي كند، در حرفه روزنامه نگاري نيز بايد اين اصول و قواعد حاكم باشد. البته، وقتي از اخلاق حرفه اي صحبت به ميان مي آوريم، مقولات ديگري نيز همزمان با آن مطرح مي شود؛ مباحثي همچون استقلال، آزادي و چارچوبهاي قانوني كه بايد رعايت شوند و با وجود اينكه به عنوان يك صنف شناخته شده و داراي مرامنامه شده اند و چارچوبهاي قانوني را يافته اند، همچنان ملاحظاتي كه بايد آن را به طور كامل مد نظر قرار دهند، مورد توجه قرار نمي گيرد. بنابراين، پذيرش اخلاق حرفه اي، خود به عنوان مسير صحيح حركت به عنوان يك اصل ضروري است.

در نگاهي ديگر به اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري بايد گفت، ملاكهاي مختلفي براي اين نوع از فعاليت عنوان شده است. از منظري، شايد بتوان اخلاق حرفه اي را از بعد فردي آن مورد توجه قرار داد؛ يعني اخلاق در سطح خرد و قائم به فرد مورد توجه قرار گيرد و از منظري ديگر آن را از سطح كلان كه شايد با ملاحظات و رويكردهاي اجتماعي همراه باشد، مورد مداقه قرار داد. سطح خرد اخلاق حرفه اي؛ اصول و چارچوبهاي فردي خبرنگاري و روزنامه نگاري را همچون امانتداري، رعايت حريم خصوصي افراد شامل مي شود، لذا نگاه به اخلاق حرفه اي در چارچوب فردي عمدتاً مسايل و اصولي را در بر مي گيرد كه فرد خبرنگار ملزم به رعايت آن است، مسايلي همچون تنوع مواجهه با مسايل و ايجاد ارتباط سالم، راوي صادق و حقيقت گوي رويدادها بودن، ايجاد اعتماد، كسب اعتبار و اعتماد و... نكاتي است كه از بعد فردي مطرح است و بايد مورد ملاحظه قرار گيرد. در مقوله اجتماعي، ملاحظات عموميت بيشتري بين تمامي خبرنگاران پيدا مي كند. در واقع، خبرنگاران هم بايد مثل مرامنامه، اساسنامه و سوگندنامه پزشكان كه در آن پزشك متعهد مي شود، اصول خاص اخلاقي را رعايت كند و به بايدها و نبايدهايي موظف شود. مرامنامه خبرنگاري بايد بگويد خبرنگار به عنوان راوي صادق اجتماعي، اخبار را هر چند عليه شماست، به عنوان يك حق اجتماعي انعكاس دهد. بنابر اين، در جنبه هاي اجتماعي اصول و نكاتي نهفته است كه بايد مورد توافق اكثريت قرار بگيرد و هر فرد كه وارد اين حرفه مي شود آن را بپذيرد و در قالب اين چارچوبهاي تعريف شده عمل كند. برخي از مواردي كه در خصوص اخلاق حرفه اي قابل طرح است، ممكن است با اما و اگرهاي بسياري مطرح شود. براي مثال، برخي معتقدند تدوين اين اصول اصل دسترسي آزاد افراد به اطلاعات را تحت تأثير قرار مي دهد، اصولاً اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار نمي گيرند؟ ببينيد، اين طور نيست و اين دو در مقابل هم قرار نمي گيرند. حد و حدود آزادي را قانون تعيين كرده است، ولي اصول اخلاق حرفه اي در واقع با وجود اينكه چتر قانون بر روي آن واقع شده است، اما عمدتاً به شكل ضابطه اي و مقرراتي است، در صورتي كه آزادي و تعاريف آن سطحي قانونمند، كلان و اجتماعي را شامل مي شود. ثبات قانون نسبت به ضوابط بيشتر است، در حالي كه ضوابط با توجه به شرايط و اصول حاكم بر يك سيستم قابل تغيير است و حتي ممكن است تابعي از شرايط مديريتي شود، اما همه موظف به رعايت قانون هستند .با اين نگاه مي توان گفت اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار نمي گيرند و نمي توان گفت اگر كسي اخلاق حرفه اي را رعايت كرد، آزادي را نقض كرده است. آزادي حقي است كه قانوناً داده شده است و اصول اخلاق حرفه اي تابع ضوابط و چارچوبهاي حرفه اي است كه هر كس به اين جرگه وارد شود بايد آن را رعايت كند و ممكن است الزام آور نباشد؛ يعني شما ممكن است در محيط كار خود خبرنگاري را هم سراغ داشته باشيد كه اخلاق حرفه اي را رعايت نكند. همين مسأله در غرب نيز وجود دارد. پوشش رسانه اي غرب در خدمت نظام سرمايه داري است و از هيچ مسأله اي ابا ندارد و حريم و چارچوبي كه براي آنها وجود دارد اين است كه آنچه عنوان مي شود، به گونه اي باشد كه با نظام سرمايه داري شوخي نكند. بنابراين، آنچه ارايه مي شود، تماماً در راستاي ريختن آب در آسياب نظام سرمايه داري است. به همين دليل است كه مي بينيد در كشورهاي غربي بروي مسايلي چون تربيت حرفه اي روزنامه نگاران نكاتي مطرح و تأكيد مي شود، اما ترجيح مي دهند در كنار تربيت حرفه اي، اصول اخلاقي را نيز مطرح كنند، اما قطعاً با وضعيت كشورهايي كه در آن اخلاق ريشه دارتر است و اصول اخلاقي در آنها بيشتر رعايت مي شود، قابل قياس نيست. در كشورهاي غربي به بهانه نگاه حاكم بر اداره رسانه ها كه البته به نام نگاه آزادگرايانه و يا نگاه ليبرالي اجازه انجام هر كاري را به افراد مي دهند، خصوصي ترين مسايل مردم به عرصه مطبوعات كشانده شود؛ بنابر اين پورنوگرافي، سبك روزنامه نگاري هيجاني و ...اجازه رشد پيدا مي كند.اين تقابل كه شما به آن اشاره كرديد، در غرب بيشتر قابل لمس است، چون طبق اين تعريف از آزادي، هر فرد اجازه دارد هر كاري را كه مي خواهد انجام دهد .اما در اينجا چون حدود آزادي مشخص است و حمايت قانوني نيز شامل آن مي شود، اگر ضوابط اصول اخلاقي نيز در چارچوب قانون تعريف شود، با يكديگر در تقابل نخواهند بود. طي سالهاي 1978 تا 1983 در چند نشست مشورتي اصول بين المللي اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري تدوين و تصويب شد. با اشاره به اينكه نگاه به اخلاق در بسياري از كشورها نگاهي بومي است، تصويب اين اصول چه گره كوري را باز خواهد كرد؟ به نظر من، اجراي اين اصول عملي است؛ دليل آن هم اين است كه گرچه معمولا نوع فعاليت رسانه اي كشورهاي مختلف متفاوت است، اما با شكل گرفتن اتحاديه هاي رسانه اي كه با عناوين متفاوت قابل تمييز است، تدوين اصول حرفه اي خاص نيز قابل تدوين است، همان طور كه تاكنون در بسياري از اين نشستها ضوابطي هم تدوين شده است. وقتي كشورهاي مختلف مي خواهند عضو اين تشكل ها شوند، قطعاً بايد اصول و قواعد اساسنامه آنها را رعايت كنند، لذا وقتي اين نوع از چارچوبها وضع مي شود، عملياتي كردن آن هم چندان دشوار نيست مباحثي كه در نشستهاي برگزار شده مطرح شده است، عمدتاً در دو سطح خرد و كلان بوده است. در سطح خرد شامل محترم شمردن حريم خصوصي افراد و حقوق مردم، جريحه دار نكردن عفت عمومي، انتقال صحيح و بي كم و كاست خبر با ملحوظ داشتن اين واقعيت كه خبر حق مردم است و... در سطح كلان نيز مسايلي چون حفاظت از حريم قانوني در هر كشور، حفظ و صيانت از مرزها و جلوگيري از بسط سياستهاي جنگ طلبانه و تبعيض نژادي و...كه از هنگام تصويب منشور آزادي مطرح شده است. تدوين مرامنامه اخلاق روزنامه نگاري توسط چه كساني بايد صورت بگيرد و اصولا آيا دولت مي تواند تدوينگر خوبي براي تدوين اين مرامنامه باشد؟ از آنجا كه تدوين مرامنامه زمينه هاي حرفه اي هر حرفه را مورد توجه قرار مي دهد، بايد به دست كساني تحقق پذيرد كه در آن حرفه مشغول به كار باشند.بنابر اين اگر دولت بخواهد آن را وضع كند با توجه به اينكه همه كساني كه در اين حرفه كار مي كنند دولتي نيستند و احتمال دارد تابعي از قانوني كه دولت مجري آن است، نباشند ممكن است در عمل عملياتي نشود. بنابراين تدوين اين اصول بايد توسط روزنامه نگاران، كارشناسان متخصصان و افرادي كه در اين عرصه فعال هستند صورت بپذيرد، در غير اين صورت همچون بسياري از مصوبات عملياتي شدن آنها كليشه اي مي شود و ديگران به آن عمل نمي كنند. بر اساس دستورالعملي در «واشنگتن پست» هيچ يك از روزنامه نگاران اين روزنامه حق شركت در هيچ اجتماع و تظاهرات و گردهمايي را ندارند. چندي پيش نيز با تعدادي از روزنامه نگاراني كه در يك گردهمايي ممنوعيت سقط جنين شركت كرده بودند، برخورد شد. تدوين چنين ضوابط اخلاقي و حرفه اي در مؤسسات رسانه اي تا چه حد عملي و البته قابل قبول است؟ به نظر من، هر روزنامه مي تواند حريمهاي خود را از طريق اين ضوابط و خط مشي ها مشخص كند. برخي از روزنامه ها با برخي از مسايل كشور كاري ندارند. در حقيقت، براي آنها مشخص شده است كه شما در اين چند حوزه وارد نشويد. يا مثلاً نشريات تخصصي خود را ملزم مي كنند در همان حيطه تخصص خود فعاليت كنند. بر همين اساس است كه مسايل فرهنگي به حوزه اقتصاد و يا مسايل اقتصاد به حوزه سياست بسط داده نمي شود و احيانا اگر خبرنگاري خواسته يا ناخواسته وارد حوزه ديگري از فعاليت خود شد، با وي برخورد مي شود، يا حقوق مالي وي در اين خصوص ناديده گرفته مي شود. بنابراين، اگر مطبوعات و رسانه ها براي خود خط مشي و چارچوب خاصي را تدوين كنند، قطعاً نتيجه اين روند فعاليتي تخصصي آن هم با امكان نظارت و كنترل مطالب و مباحث است. بنابراين، حق رسانه هاي مختلف اعم از روزنامه ها، راديو و تلويزيون و حتي اينترنت است كه اين چارچوبها را وضع و كنترل كنند و اگر غير از اين باشد، كنترل عمل رسانه اي آنها با دشواري همراه خواهد بود. رابطه مصلحت و اقتضا با اخلاق روزنامه نگاري چگونه است؟ آنچه معمولاً به عنوان حريم عمل حرفه اي بايد مبنا قرار گيرد، ممكن است با برخي از نكات در تداخل و تقابل قرار گيرد. گاهي به خبرنگار گفته مي شود بايد به اخلاق حرفه اي ات عمل كني حتي اگر به قيمت زير سؤال رفتن فلان مسؤول كشور تمام شود. گاهي مصلحت جامعه ايجاب مي كند كه با ملاحظه بيشتري به برخي از مسايل توجه شود، لذا اگر در اينجا بگوييد اخلاق حرفه اي ما ايجاب مي كند كه به هر ترتيب اطلاع رساني كنيم، حتي اگر به بي نظمي و اختلال در امنيت كشور منجر شود تعبير درستي نكرده ايد. بنابر اين شايد مصالح در اولويت قرار گيرد، آن هم به اين دليل كه بسياري از افراد شناخت كاملي نسبت به تمام مسايل نداشته باشند و بخواهند بر طبق احساسات خود عمل كنند، در صورتي كه در اينجا احساسات مبناي كار قرار نمي گيرد، آنچه مطرح است ملاحظاتي است كه بايد مورد توجه قرار داد. آقاي دكتر، با مطرح شدن رسانه هاي الكترونيك و سايبر، موضوع اخلاق در اين فضا نيز به موضوعي قابل تأمل مطرح شده است. براي اين مسأله چه نسخه اي بايد پيچيد؟ در فضاي ايراني سايبر حق مؤلف از كمترين شأن و اعتبار برخوردار است. در سطح جهاني حتي استفاده غير قانوني از يك نشانه مي تواند مشمول تحريم و مجازات شود، اما در ايران اين موضوع اتفاق نمي افتد. البته در اينجا چند نكته نهفته است. ابتدا بايد بين عملكرد كساني كه از اين فضا به شكل قانوني و رسمي استفاده مي كنند و فردي كه در منزل خود با استفاده از خط اينترنت، وبلاگ خود را به روز مي كند و اطلاعاتي را منتقل مي نمايد و يا اظهار نظرهاي خاصي مي كند، تفاوت قايل شد. كنترل و نظارت بر شكل نخست ارايه اطلاعات، امكان پذيرتر و شديدتر است، اما در سطح فردي قدري اين كنترل كمتر است. در عين حال، نمي توان گفت كنترل وجود ندارد. مثلا وبلاگ شما از هر نقطه اي كه به عنوان ميزبان مطرح است سرويس بگيرد، مشمول همان مقررات است. در عين حال، شوراي عالي انقلاب فرهنگي از طريق شوراي عالي اطلاع رساني، مجموعه هايي را در داخل كشور به عنوان چارچوبهاي فعاليت در سايبر تدوين كرده است كه بخشي از آن ضابطه است، البته بندهاي قانوني هم در اين مورد وجود دارد كه در حال شفاف سازي است و احتمالاً با مصوباتي به مجلس ارايه و بندهايي به قانون اضافه شود. در عين حال، به نظر مي رسد فعالاني كه اداره كنندگان شبكه هاي مذكورند، مي توانند اصول و چارچوبهايي را وضع كنند كه بخشي از آن اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري باشد. |