|
* مليحه پژمان
تاكنون به دنياي تصويربرداري خبري فكر كرده ايد؟ قرار گرفتن در شرايط بحراني خبري و تصويربرداري از اين فضاها شايد كار هر كسي نباشد. تصويربردار پل انتقال اطلاعات و تكميل كننده خبر است.

اگر به دنبال كردن اخبار علاقه مند باشيد، حتماً شما هم گاهي با تصاوير منحصر به فردي مواجه شده ايد. مثلاً صحنه هاي جنگ عراق، آمريكا و انگليس و آن تصاوير معروف. صحنه لگد زدن سرباز آمريكايي به در خانه هاي عراقي ها و وحشت زنان و كودكان. اين تصاوير را حميد بهمني ثبت كرده. او تصويربردار خبري بين المللي است كه جنگهاي زيادي را تصويربرداري كرده است. بهمني متولد سال 1342 در مازندران است و از سال 1368 وارد سازمان صدا و سيما شده و تا زمان مجروحيت با شبكه هاي يك، دو، سه (گروه ورزش)، جام جم، العالم و ... همكاري داشته است. او همچنين عضو گروه مستندسازان UN سازمان ملل بوده و به همين خاطر دوره هاي خاصي چون «بازي مكانيكي» كه نوعي تصويربرداري است را تجربه كرده است. بهمني در سال 82 و در زمان ارسال خبر از كشور عراق دو چشم خودش را از دست مي دهد و در حال حاضر هم با شرايط سخت تنفسي زندگي را مي گذراند. به بهانه روز خبرنگار، گفت و گويي داشته ايم با اين تصويربردار خبري كه حتماً براي شما هم جالب است، بخوانيد. * آقاي بهمني! در چه شرايطي به كشور عراق سفر كرديد؟ ** همزمان با شروع جنگ عراق و حمله آمريكايي ها و انگليسي ها به اين كشور در سال 82 طي حكمي رسمي از صدا و سيما در قالب يك گروه 9 نفره از طريق شبكه برون مرزي «العالم» براي تهيه گزارش، تصوير و ارسال خبر به عراق اعزام شديم. و چون همه ما به شكل قانوني وارد كشور عراق شده بوديم، فرمانده انگليسي شهر بصره ما را به مكاني كه همه خبرنگاران دنيا حضور داشتند، انتقال داد. ما در بصره مستقر بوديم؛ منطقه اي كه كاملاً آلوده بود و حوزه خبري ما شهرهاي العماره، ناصريه، رماديه و شهر بصره بود. همان روزها هم از ايران با ما تماس گرفتند كه منطقه كاملاً آلوده است و نبايد به تجهيزات، اشيا و وسايل اطرافمان دست بزنيم، چون آمريكايي ها سلاحهاي هسته اي خودشان را در آن منطقه آزمايش مي كردند. و تمام گلوله ها و ادوات جنگي آلوده به اورانيوم ضعيف شده اند كه البته همان اورانيوم به نابينايي چشم ها و مشكلات تنفسي من منجر شد. * در طول روز چند دقيقه تصويربرداري و ارسال خبر داشتيد؟ ** چيزي حدود 700 الي 800 دقيقه تصوير توليد مي كرديم و به وسيله ماهواره به تهران ارسال مي نموديم و ساعت 10 صبح هم چيزي حدود 45 دقيقه برنامه زنده به تهران و قاهره ارسال مي كرديم. همه در واحد سيار مستقر بوديم، اما تصويربرداران در هر شرايطي حضور داشتند و ما همه پا به پاي آمريكاييها و انگليسي ها حركت و تصويربرداري مي كرديم. ما در آن شرايط گروهي توانمند بوديم كه گاهي بهترين اخبار را ارسال مي كرديم. * قبل از جنگ عراق در شرايط جنگي ديگري هم تصويربرداري داشته ايد؟ ** بله، جنگ صربستان (بوسني و هرزگوين)، جنگ آمريكا و افغانستان و در نهايت جنگ عراق و آمريكا. * تصويربرداري در آن شرايط بحراني به چه شكل صورت مي گرفت؟ ** در كنار كار تصويربرداري، يك تصويربردار بايد در آن شرايط به همه چيز اشراف داشته باشد. چون ديگر شرايطي وجود ندارد كه دوربين را هر جا مي خواهي بكاري، پس بايد از محيط جغرافيايي اطرافت چيزهايي بداني، تابع احساسات كار نكني و با جسارت به شكار تصاوير بپردازي. مثلاً همان تصاويري كه من از آمريكاييها در هجوم خانه به خانه عراقيها گرفتم، خشم مردم دنيا را برانگيخت. در آن شرايط مي خواستم ارائه دهنده تصاويري باشم از كساني كه داعيه دموكراسي و دفاع از حقوق بشر را دارند. تصويربردار نسبت به دوربين خودش تعهد دارد. * در شرايط كار، اتفاق افتاده كه دوربين شما را ضبط كرده باشند؟ ** خير، از آنجا كه من دوره هاي امنيتي و تصويربرداري را گذرانده بودم، هيچ وقت اين مشكل پيش نيامد و ما هم غيرقانوني وارد مناطق نمي شديم، بلكه با مجوز رسمي و پرس كارت وارد مي شديم. من اولين كسي بودم كه در آن شرايط داخل تانك آمريكايي نشستم و در كنار آنها تصويربرداري كردم. در اين شرايط 800 دقيقه تصوير امنيتي از نوع سلاح، تانك، قايق و ساير ادوات جنگي آمريكاييها گرفتم، اما هيچ وقت طوري رفتار نكردم كه نسبت به من حساسيت پيدا كنند و گاهي خود آمريكاييها از ديدن اين تصاوير تعجب مي كردند. * شما ويژگيهاي خاصي هم در كارتان داريد. از آنها بيشتر مي گوييد؟ ** بله، من اولين تصويربرداري هستم كه با چتربال گلايدر در آسمان بدون هيچ آموزشي از مسابقات ورزشي هوايي كشور به مدت 45 دقيقه تصويربرداري داشته ام. مسابقات فوتبال ايران را با شيوه هاي جديد تصويربرداري كردم كه اين شيوه، انقلابي در تصويربرداري ورزشي بود. اولين بار مسابقات اتومبيلراني را در كوير پوشش دادم. مسابقات فوتبال مقدماتي جام جهاني را در سال 84-83 با يك چشم نابينا پوشش دادم. از طريق شيوه «بازي مكانيكي» تصويربرداري خاصي داشته ام كه آثار منحصر به فردي هستند. * به عنوان يك تصويربردار خبري، فكر مي كنيد در كار شبكه هاي خبري در دنياي امروز «تصوير» در كنار «خبر» چه جايگاهي دارد؟ ** تصوير و خبر مكمل هم هستند. گزارش خبري بدون تصوير يعني هيچ؛ چون تصوير به گزارش و قلم خبرنگار جان مي دهد. * تعامل يك تصويربردار با خبرنگار چطور شكل مي گيرد و آيا ممكن است گاهي تصويربردار خودش هم خبر را گزارش كند؟ ** ببينيد، من هيچ وقت نمي توانم ميكروفن دست بگيرم و گزارش بدهم، اما گزارشگر هم نمي تواند تصوير بگيرد. تصويربردار دوره هاي خاصي را طي مي كند و داراي تخصص است. ولي هر دو در كنار هم كار مي كنند و كار هم را تكميل مي كنند. خبرنگار و تصويربردار بايد به هم انرژي بدهند؛ مثلاً زماني كه من مجروح شدم، سعي كردم در همان شرايط همراه گروه باشم تا روحيه دوستانم ضعيف نشود و درست 11 روز در همان شرايط بحراني چشمهايم تصويربرداري كردم كه چشم راستم در همان شرايط نابينا شد و درست دو، سه ماه بعد هم چشم چپم را از دست دادم. اما در آن شرايط سخت ما اولين گروه ايراني اعزامي بوديم، پس بايد خبرنگار و تصويربردار در كنار هم فعال حركت مي كرديم. * در حين كار تصويربرداري بخصوص در عراق تا چه حد با شبكه هاي خبري رقيب مواجه مي شديد؟ چطور تلاش مي كرديد در كار از آنها سبقت بگيريد؟ ** آنها از تكنولوژي بالايي برخوردار بودند. مثلاً ما با يك ماشين سيار حركت مي كرديم، تصاوير را مي گرفتيم و آنها را تنظيم مي كرديم و به تهران مي فرستاديم، اما آنها با لپ تاپ تصاوير را رؤيت و پخش مي كردند. اما با وجود اين گزارشها و تصاوير ارسالي ما در ايران، هميشه تصاويري منحصر به فرد بودند كه در آن زمان شبكه العالم، يكي از بهترين شبكه هاي خبري دنيا شناخته شده بود. * و فكر نمي كنيد كه شبكه العالم پس از آن دوره، فعاليتش كم رنگ تر شد؟ ** بله، كم كم اين اتفاق افتاد. شايد به اين دليل كه حضور عوامل برجسته چون تصويربرداران و خبرنگاران در اين شبكه كم رنگ تر شد. شايد هم به دليل نداشتن وجوه تصويري و خبري برجسته. * امروزه و در دنيايي كه «تصوير» در مناسبات سياسي و اجتماعي جهاني تعيين كننده ترين عنصر شمرده مي شود، شبكه هاي خبري، خبرنگاران و بخصوص تصويربرداران ما بايد به چه شيوه هايي مسلط باشند تا از گردونه خبر و اطلاع رساني جهان خارج نشوند؟ ** سؤال بسيار خوبي است. اينجا ايران است، اما شرايط عراق مثل ايران نيست كه مساعد باشد. يك تصويربردار كه به يك كشور خارجي وارد مي شود بايد حتماً به زبان خارجي مسلط باشد، تسلط نداشتن به زبان به منزله نابينايي يك چشم است. كار با دوربين مثل كار كردن با اسلحه است، تصويربردار بايد روي دوربين تسلط داشته باشد و اگر اشكالي براي دوربين پيش بيايد، بتواند آن را در سريع ترين زمان ممكن رفع كند. چون راه برگشتي وجود ندارد، همه چيز در يك لحظه اتفاق مي افتد. وقتي وارد كشوري مي شوي بايد به فرهنگ و جغرافياي آن كشور اشراف داشته باشي، در اين صورت يك ژورناليست موفق خواهي بود. * سرعت در كار يك خبرنگار اصل است، اين اصل در كار يك تصويربردار چه ويژگيهايي دارد؛ شما به بخشي از اين ويژگيها اشاره كرديد، آيا موارد ديگري هم در اين زمينه وجود دارد؟ ** يك تصويربردار خبر بايد در تمام زمينه ها آگاه باشد. دروازه باني ذهني خبري داشته باشد. شرايط دريافت تصاوير را بداند، گزارشگر فيكس مي خواهد تا شرايط را به هم تفهيم كنند. چون در آن شرايط تصويربردار در جايگاه كارگردان هم قرار دارد، چون يك بار بعضي شرايط به وجود مي آيد، پس بايد بهترين برداشت را داشته باشيم و بهترين تصاوير را شكار كنيم. |