تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 17مرداد ماه 1386


وزير كشور : « هماهنگي »، اولين مشكل امدادرساني در حوادث غيرمترقبه است

 

گروه حوادث - مصدق: هماهنگي بين سازمانها و دستگاههاي مرتبط با حوادث غيرمترقبه، اولين مشكل امدادرساني در هنگام وقوع بلاهاي طبيعي است.




به گزارش خبرنگار ما، حجة الاسلام «مصطفي پورمحمدي» وزير كشور كه صبح ديروز در اولين همايش مديران بحران و سوانح كشور در سالن 600 نفري وزارت كشور سخن مي گفت، با اشاره به اينكه بحث امداد و بازسازي مسأله اي فرابخشي، فرادستگاهي، فرامنطقه اي و گاهي فراملي است، تأكيد كرد: به خاطر وجود دستگاههاي مختلف در ستاد حوادث غيرمترقبه، هماهنگي، اولين مشكل امدادرساني در صورت وقوع حادثه است.
وي با بيان اينكه ستاد حوادث غيرمترقبه بايد قابليتهاي زياد و فوق العاده اي براي هماهنگي ميان دستگاهها و سازمانهاي مسؤول داشته باشد، گفت: البته در دو سال گذشته هماهنگي و تعامل خوبي بين اين دستگاهها وجود داشته است.
وزير كشور وقوع زمين لرزه لرستان، جاري شدن سيل به دنبال وزش طوفان «گونو»، رانش زمين در چند نقطه، بارش تگرگ، خشكسالي و سرمازدگي را از مهمترين حوادث و بلاهاي طبيعي در سال گذشته و امسال عنوان كرد و اظهار داشت: با وجود اين حوادث بزرگ، خوشبختانه با حضور قوي نيروهاي امدادي در صحنه، توجه به هشدارها و پيشگيريهاي لازم، كمترين تلفات انساني را شاهد بوده ايم.




به گفته وي، ايران در زمينه امداد و نجات، بازسازي و پيشگيري از حوادث به ركوردهاي تازه و خوبي دست يافته است.
وزير كشور با اشاره به وسعت آسيبها و خسارتهاي مالي و جاني در برابر حوادث گفت: واقعيت اين است كه هر چه سازمانها تلاش كنند، نسبت به ميزان خسارت به مردم عقب هستند؛ بنابراين بايد تا جايي كه امكان دارد با بازسازي و اقدامهاي امدادي، از خسارت مردم حادثه ديده كاست.
پورمحمدي با اشاره به وقوع انواع حوادث طبيعي در كشور گفت: ضمن ايجاد هماهنگي و انسجام در مديريت حوادث، بايد براي زيرساختها تصميمات جدي تري اتخاذ شود و مقاوم سازي و آمادگيهاي لازم براي پيشگيري روند خاص خود را طي كند.وي سپس به بخش بازسازي و درمان اشاره كرد و گفت: بايد از سيستم درمان و جبران حوادث به صورت مقطعي خارج شويم.
وزير كشور همچنين به لزوم اجرايي شدن قانون جامع سازمان مديريت بحران كشور اشاره كرد و گفت: لايحه تأسيس اين سازمان كه جزو اصل 85 بود، براي تصويب به كميسيون مربوط بازگشت و به زودي تصويب خواهد شد.
وي در خصوص بودجه سازمان مديريت بحران گفت: در ابتدا يك درصد از بودجه عمومي كشور به اين سازمان اختصاص يافته بود، اما با شرح وظايف، اين بودجه به 2/1 درصد بودجه عمومي كشور افزايش يافت.وي خاطرنشان كرد: با آنچه قانون در اختيار ما قرار داده و با توان مديريتي موجود، اميد مي رود كشور از لحاظ مقاوم سازي متحول شود تا در صورت بروز حوادث غيرمترقبه، ميزان تلفات جاني و خسارات مالي به حداقل برسد.
در ادامه اين همايش، سردار رحيم صفوي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و رئيس كارگروه ستاد حوادث ستاد نيروهاي مسلح نيز گفت: 90 درصد جمعيت كشور در معرض خطرات ناشي از حوادث طبيعي قرار دارند.وي با اشاره به اينكه ايران مقام ششم را در وقوع حوادث طبيعي در دنيا به خود اختصاص داده است، اظهار داشت: ايجاد يك سازمان ملي در مركز استانها براي مديريت بحران حوادث غيرمترقبه يك ضرورت حياتي است.به گفته وي، ايران مي تواند الگوي مناسبي براي مديريت حوادث غيرمترقبه براي ساير كشورهاي منطقه باشد.
وي نيز ناهماهنگي دستگاههاي اجرايي در صحنه حوادث را از بزرگترين مشكلات ستاد حوادث غيرمترقبه عنوان كرد و گفت: بحران، عرضه و تقاضا را از حالت تعادل خارج مي كند.
وي با اشاره به اينكه در زمان حادثه همه از مديريت تقاضا غافل مي شوند، افزود: اگر نتوانيم مديريت تقاضا را به درستي انجام دهيم، مديريت بحران مختل مي شود.
به گفته سردار صفوي، از نظر درصد وقوع بحران در دنيا، طوفان و سيل 20 درصد و زلزله 13 درصد و بقيه بلاهاي طبيعي نيز 10 درصد را به خود اختصاص داده اند، اما در ايران زلزله بالاترين درصد را به خود اختصاص داده است.
وي عمده تلفات و خسارات ناشي از حوادث و بلاهاي طبيعي در ايران را زلزله دانست و تصريح كرد: اين امر نيز به خاطر وجود گسلهاي بسيار در كشور است.
فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با بيان اينكه مديريت بحران اقتدار نظم و نظام مي خواهد، اضافه كرد: از نظر ما مديريت داراي چهار مرحله كاهش اثر فاجعه، ايجاد آمادگي، واكنش به بحران و تعميم و بازسازي است.
وي در خاتمه تصريح كرد: نيروهاي نظامي از كارآمدترين افرادي هستند كه در صورت وقوع حوادث طبيعي، مي توانند اقدامهاي مؤثري را انجام دهند.

  


شكايت باجناقها 2 خواهر را به اعدام محكوم كرد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: دو زن كه در كرج اقدام به راه اندازي يك خانه فساد كرده بودند از سوي قضات شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران به اعدام محكوم شدند.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل سال جاري مردي با مراجعه به پليس گفت: همسرم زماني كه من در بيرون خانه هستم به همراه خواهرش، مردان غريبه را به منزل دعوت كرده و با آنها رابطه پنهاني برقرار مي كند.وي افزود: از حدود دو ماه قبل متوجه رفتارهاي مشكوك همسرم شدم. او وقتي من از خانه خارج مي شدم با تماسهاي پي در پي به اداره، حضور مرا در آن جا بررسي مي كرد تا مطمئن شود من در اداره هستم. ابتدا فكر كردم او به خاطر شك به من اين كار را انجام مي دهد.
اما يك شب يكي از همسايه ها به من گفت؛ در طول روز مردان غريبه بسياري به خانه شما رفت و آمد دارند، به همين خاطر شك من به موضوع بيشتر شد.
در ادامه براي بررسي موضوع يك دوربين مداربسته در خانه نصب كردم كه با بررسي فيلم آن مشخص شد همسرم پس از خروج من از خانه همراه خواهرش، مردان غريبه را به آن جا دعوت كرده و خود را در اختيار آنها قرار مي دهند.
با اطلاع از ماجرا موضوع را به باجناقم اطلاع دادم و تصميم گرفتيم از همسرانمان به خاطر اين خيانت شكايت كنيم.
پس از طرح اين شكايت و بررسي فيلم دوربين مداربسته، دو زن جوان با دستور بازپرس پرونده بازداشت شدند.
با تحقيقات مقدماتي در دادسراي جنايي كرج، پرونده براي رسيدگي به شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.در تحقيقات قضات دادگاه مشخص شد دو خواهر جوان براي به دست آوردن پول به دور از چشم همسرانشان با مردان غريبه رابطه برقرار مي كنند.آنها در خيابان پس از شناسايي طعمه هاي خود، شماره تلفن همراه خود را به آنها مي دادند.
دو زن جوان نيز اعلام كردند، بيشتر مواقع دو پسر جوان مشتريان را شناسايي و آنها را به ما معرفي مي كردند، اما گاهي نيز خودمان به مردان غريبه شماره مي داديم.
به گزارش خبرنگار ما، يكشنبه هفته جاري جلسه محاكمه دو زن جوان برگزار و متهمان با اعتراف به جرم خويش درخواست بخشش كردند.
رئيس شعبه 80 كيفري استان تهران پس از شنيدن دفاعيات دو متهم همراه چهار قاضي مستشار وارد شور شده و به اتفاق رأي، دو خواهر را به خاطر زناي محصنه به اعدام محكوم كردند.
پرونده متهمان براي تأييد حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شد.

  


با انگيزه اخاذي 120 ميليوني؛عمو برادرزاده 4 ساله اش را ربود

 

گروه حوادث: پسر جواني كه با ربودن برادرزاده اش، براي آزادي او تقاضاي 12 ميليون تومان وجه نقد كرده بود، دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته مرد جواني هراسان و مضطرب با مراجعه به كلانتري 20 قم با طرح شكايتي از ربوده شدن پسر چهار ساله اش خبر داد.
اين مرد به مأموران گفت: پسرم به نام اميرحسين در حال بازي در مقابل خانه بود كه به طرز مشكوكي ناپديد شد. همه جا را به دنبال او گشتيم، اما هيچ اثري از پسرم نبود.
ساعتي بعد فرد ناشناسي با من تماس گرفت و ادعا كرد، اميرحسين را به گروگان گرفته است و براي آزادي او تقاضاي 120 ميليون ريال پول نقد كرد. اين مرد ما را تهديد كرد در صورت اطلاع موضوع به پليس، پسرمان را مي كشد.
با طرح اين شكايت مأموران تحقيقات گسترده اي را آغاز كرده و پرونده براي رسيدگي به اداره آگاهي فرستاده شد.
مأموران در ادامه به بررسي تماسهاي مرد آدم ربا پرداخته و پي بردند متهم از تلفن همگاني در نقاط مختلف شهر تماس مي گيرد.با توجه به اينكه مرد آدم ربا از وضعيت مالي و خانوادگي خانواده گروگان خود به خوبي اطلاع داشت، احتمال دادند كه آدم ربا از آشنايان اين خانواده است.
با به دست آمدن اين سر نخ، مأموران به بررسي سوابق بستگان شاكي پرداخته و پي بردند، برادر او به نام جواد داراي دو فقره سابقه كيفري است. او چندي قبل به خاطر شكست در ازدواج با دختر مورد علاقه اش، از خانه فرار كرده و به نقطه نامعلومي رفته بود.
فرد مظنون به آدم ربايي از يك ماه قبل با مشكل مالي نيز روبرو شده بود.
كارآگاهان سپس تحقيقات براي شناسايي مخفيگاه متهم را آغاز كردند كه در اين هنگام جواد در تماس با برادرش اعلام كرد، كودك چهار ساله را در يك مغازه بستني فروشي در فلكه معصوميه قم رها كرده است. بلافاصله مأموران در محل حاضر و با پيدا كردن كودك ربوده شده، او را تحويل خانواده اش دادند.
در حال حاضر تحقيقات براي دستگيري متهم ادامه دارد.

  


بازخواني يك پرونده ؛ «والاس»، سوار كار شب

 

قسمت ششم
«هنري لوئيس والاس» قاتل سياهپوستي كه گفته مي شود 20 زن سياهپوست را به قتل رسانده، هنگامي كه در 4 فوريه 1994 در «شارلوت» كاروليناي شمالي دستگير شد، قرباني شرايطي گرديد كه در آن نقشي نداشت. والاس قتلهاي زيادي انجام داد. او ديگر بي پروا وقتلهايش خشن تر شده بود. والاس كه به «كراك» اعتياد شديدي پيدا كرده بود، از خود بي خود شده و يك ماه دردناكي را براي مردم «شارلوت» شرقي رقم زده بود. پليس نسبت به شواهد و قراين بي توجه بود و همين مسأله باعث جسارت بيشتر «والاس» شده بود.
دو هفته ديگر گذشت. شواهد نشان مي داد كه اعتياد والاس زندگي وي را به خطر انداخته است. وي از آخرين قرباني خود پولي به دست نياورده، بنابراين خيلي خشمگين بود. شايد وي فكر مي كرد فاصله دو هفته براي دست زدن به قتلي ديگر كافي است زيرا قتل ماك حتي در اخبار نيز گزارش نشد. والاس در هشتم مارس به مجتمع دوستش «ورنون لامار وودز» رفت و هدفش نيز سرقت، تجاوز و قتل «براندي هندرسون» دوست «وودز» بود.
والاس هنگامي كه در زد از پشت در صداي «وودز» را شنيد. وي انتظار چنين چيزي را نداشت. به وودز گفت كه مي خواهد براي مدتي شهر را ترك نمايد و آمده كه از او خداحافظي كند.
والاس كه مجتمع را ترك مي كرد، ناگهان به ياد آورد، كسي ديگر را نيز در اين مجتمع مي شناسد. دختري به نام «بتي باكوم» كه با مك نايت، دوست وي در رستوران بوجانگلز همكار بود. بتي دستيار مدير بود. والاس بر اين باور بود كه وي ممكن است كليد گاو صندوق رستوران را داشته باشد، وي به آپارتمان بتي رفت.
هنگامي كه «باكوم» زنگ در را جواب داد، «والاس» گفت كه مي خواهد با تلفن وي زنگي بزند. وي از اينكه مي ديد مي تواند به دوستش كمكي كند خوشحال شده بود. «والاس» تظاهر كرد كه به دنبال شماره تلفني در دفترچه اش مي گردد و در اين زمان «باكوم» به كار خود مشغول شد كه ناگهان «والاس» به وي حمله كرد و خواستار كليدهاي گاوصندوق رستوران و رمز از كارانداختن آژيرهاي خطر شد.
باكوم براي 30 دقيقه مقاومت و در خواستهاي والاس را رد كرد. سرانجام وي تسليم شد. والاس از خفه كردن وي منصرف گرديد و باكوم كه نفسي تازه مي كرد از والاس پرسيد چرا مي خواسته او را بكشد كه والاس در پاسخ گفت، مريض بوده و به افراد بسياري آسيب رسانده است.
به گفته والاس، او بلند شد و گفت كه وي به كمك نياز دارد و بايد به او كمك كرد و او را مي بخشد. والاس گلوي دختر را گرفت و مانند شيوه هاي گذشته، قربانيش را با حوله خفه كرد. سپس كيف پولش را خالي نموده و گردنبند او را از گردنش جدا كرد.
والاس كه بي پرواتر از گذشته شده بود، تلويزيون باكوم را به سرقت برد. آن را فروخت و براي خود كراك خريد و آن را كشيد. سپس به منزل باكوم بازگشت و جسد را بررسي كرد تا از مردن وي اطمينان حاصل كند.
12 ساعت گذشت. هيچ زماني براي تحقيقات پليس بين مرگ باكوم و قتل بعدي والاس وجود نداشت. وي همان شب به مجتمعي رفت كه پيش از اين رفته و با دوستش ورنون وودز مواجه شده بود. مي دانست كه وودز در خانه نيست و مي تواند نقشه شوم قبلي خود را از سر بگيرد، قتل «براندي هندرسون».
ادامه دارد

  


پليس نسخه غول كاغذ ايران را پيچيد

 

رئيس پليس آگاهي نيروي انتظامي ابراز تأسف كرد، دانه درشتها با استفاده از خلاهاي قانوني و نبود نظارت كافي نهادهاي اقتصادي همچنان از پرداخت ماليات به دولت فرار مي كنند و بر ثروت غيرقانوني خود مي افزايند.
سردار سيداصغر جعفري در گفتگو با ايسنا با اشاره به اينكه هنوز فرارهاي مالياتي از سوي سرمايه داران بزرگ يك معضل اساسي براي اقتصاد كشور به شمار مي رود، گفت: برخي سرمايه داران با اينكه وارد كننده عمده و حتي انحصاري يك كالاي خاص هستند و گردش مالي آنها در طول سال ارقام نجومي است، با تكيه بر خلاهاي قانوني به گونه اي عمل مي كنند كه حتي يك ريال هم ماليات ندهند.
وي نحوه كار يكي از سرمايه داران بزرگ واردكننده كاغذ را در اين زمينه نمونه اي بارز به عملكرد چنين افرادي بر شمرد و اظهار داشت: غول كاغذ ايران در ظاهر هيچ فعاليت اقتصادي و حتي پرونده كسب هم در كشور ندارد، اما بررسيها نشان مي دهد تنها در سال 84، هفتاد و چهار محموله كاغذ وارد انبارهاي اين فرد شده كه ارزش آنها 5 ميليون و 500 هزار دلار بوده است.
رئيس پليس آگاهي ناجا درخصوص شگرد اين تاجر افزود: وي با پرداخت مبالغي اندك براي افراد گمنام و عمدتاً روستايي كارت بازرگاني گرفته و بدون اطلاع آنها و با تباني برخي بانكها براي آنها افتتاح حساب كرده و سپس با كمك رؤساي اين بانكها براي همين افراد گشايش اعتباري و اسنادي انجام داده است.
سردار جعفري افزود: از طريق اين كارتهاي بازرگاني، محموله هاي بزرگ كاغذ وارد كشور شده است و در نهايت مؤديان مالياتي به سراغ افرادي رفته اند كه در واقع از اين روند بي اطلاع بوده و پولي نداشته اند كه به عنوان ماليات بپردازند.
وي اين شيوه فرار مالياتي را مختص غول كاغذ ايران ندانست و تصريح كرد: متأسفانه برخي سرمايه داران نيز با همين روش از پرداخت ماليات طفره مي روند و سعي مي كنند ردپايي از خود در معاملات مالي بر جاي نگذارند.

  


به جرم آزار و اذيت 7 دانش آموز؛ معلم خصوصي به اعدام محكوم شد

 

گروه حوادث - زنجاني: يك معلم كلاس خصوصي كه هفت نوجوان 15 تا 16 ساله را مورد تعرض قرار داده بود، با رأي دادگاه به اعدام محكوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت يك نوجوان 16 ساله مبني بر اينكه معلم رياضي به بهانه كلاس خصوصي، وي را مورد آزار و اذيت قرار داده است، پرونده اي در دادگستري مشهد تشكيل شد و با توجه به اهميت موضوع، پرونده به شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي ارجاع گرديد.
پدر اين دانش آموز با ارايه شكايت خود گفت: فرزندم را براي تقويت درس رياضي به منزل متهم كه معلم بازنشسته است، در محدوده قاسم آباد فرستادم، اما او با حيله فرزندم را مورد تعرض قرار داد.وي افزود: در پي روابط غيراخلاقي اين فرد، فرزندم با توضيح معلم ديني اش درباره بيماري ايدز و ارتباط غيراخلاقي، موضوع را با مادرش در ميان گذاشته و متعاقب آن عليه فرد مورد نظر شكايت كرديم.
گزارش خبرنگار ما حاكي است، متهم كه ابتدا از بيان حقايق خودداري مي كرد، پس از ارشاد و راهنمايي در حضور قضات شعبه پنجم دادگاه كيفري استان لب به اعتراف گشود و گفت: چهار سال قبل از همسرم جدا شدم و به طور مجردي زندگي مي كنم و به خاطر مشكلات روحي و فريب شيطان، مرتكب اعمال خلاف اخلاق با شاكي شدم.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده، 6 نوجوان ديگر نيز كه به بهانه تدريس در كلاس خصوصي مورد تعرض متهم قرار گرفته بودند، با حضور در دادگاه چگونگي ماجرا و اغفال خودشان را توسط متهم بيان كردند.در جلسه بعدي دادگاه، متهم خود را بي گناه معرفي كرد و وكيل مدافع وي نيز طي مطالبي موكل خود را بي گناه دانست.
قضات شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي در ادامه رسيدگي به اين پرونده، بار ديگر به استماع شكايت شاكيان پرونده پرداختند و با توجه به صداقت و فشار روحي فراواني كه قربانيان در مقابل والدين خود تحمل مي كردند، اظهارات آنان را منطبق با واقعيت دانستند.
دادگاه كيفري سرانجام پس از چند جلسه رسيدگي به اين پرونده، متهم را كه تحت عنوان معلم رياضي و سوء استفاده از تسلطي كه بر شاگردان خود داشته مرتكب اعمال خلاف شده است، مقصر دانسته و وي را به اعدام محكوم كرد.
گفتني است، رأي دادگاه قابل فرجام خواهي در ديوان عالي كشور بوده و در صورت اعتراض متهم، پرونده بار ديگر در ديوان عالي كشور مورد بررسي قرار مي گيرد.

  


پس از شنيدن جواب رد ؛ خواستگار دست به جنايت زد

 

گروه حوادث: قضات شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران جوان 21 ساله اي را به اتهام قتل زن عمويش به قصاص محكوم كردند.
حكم اعدام اين جوان كه «شايان» نام دارد، ساعتي پس از رسيدگي به پرونده اش توسط پنج قاضي شعبه ياد شده صادر شد.
به گزارش خبرنگار ما، بيست و هفتم بهمن ماه سال 84 وقتي ساكنان خياباني واقع در شهرك جمهوري با فريادهاي كمك خواهي دختر جواني پاي در خانه آنها گذاشتند، با پيكر بي جان زن 39 ساله اي به نام «خاتمه» رو به رو شدند.اين در حالي بود كه خود دختر جوان نيز بر اثر سه ضربه چاقو بشدت مجروح شده بود.
دقايقي بعد، در پي تماس يكي از همسايه ها، عوامل كلانتري 154 كيانشهر با حضور در محل ضمن حفظ صحنه جنايت و كمك به انتقال مجروح به بيمارستان، موضوع را به بازپرس كشيك ويژه قتل گزارش دادند.
به دستور قاضي تحقيق پرونده، جسد به پزشكي قانوني منتقل و دختر مجروح تحت بازجويي قرار گرفت.
«پري» در جريان بازجويي پسر عموي خود به نام «شايان» را عامل قتل مادرش معرفي كرد.
وي در تشريح ماجرا گفت: با مادرم در حال تهيه شام بودم كه ناگهان شايان كه خواستگارم بود واردخانه شد و با مادرم شروع به مشاجره كرد.
وي افزود: «شايان» پس از اينكه از زبان مادرم شنيد خانواده ام تصميم دارند مرا به عقد جوان ديگري دربياورند، عصباني شد و با هفت ضربه چاقو مادرم را به قتل رساند و مرا نيز كه مي خواستم مادرم را نجات دهم با سه ضربه چاقو نقش بر زمين كرد.
در پي اين اطلاعات، به دستور قاضي تحقيق عامل جنايت پس از دو هفته شناسايي و دستگير شد.
متهم پس از دستگيري صريحاً به جرم خود اعتراف و صحنه قتل را بازسازي كرد.
محاكمه اين جوان 21 ساله صبح ديروز در حالي در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران برگزار شد كه نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي خواستار قصاص وي شدند.
در ادامه اين جلسه كه به رياست قاضي عزيز محمدي برگزار مي شد، متهم به دفاع از خود پرداخت و با قبول اتهام وارده در تشريح ماجرا گفت: از چند سال قبل دختر عمويم را براي ازدواج در نظر گرفته بودم، تا اينكه يك سال قبل از حادثه به خواستگاري وي رفتم، اما با مخالفت عمو و زن عمويم مواجه شدم.
«شايان» افزود: مدتي گذشت تا اينكه روز حادثه هنگامي كه در نانوايي مشغول كار بودم از طريق يكي از بستگانم متوجه شدم خانواده عمويم قصد دارند «پري» را به عقد جوان ديگري دربياورند، بنابراين از راه پشت بام وارد خانه آنها شدم و وقتي موضوع را با زن عمويم مطرح كردم و وي گفت، دخترشان را به عقد هر كسي كه خودشان تشخيص دادند، درخواهند آورد عصباني شدم و چند ضربه چاقو به وي و «پري» زدم و با سرعت گريختم.
وي در آخرين دفاع از خود گفت: از قتل زن عمويم متأسفم، اما قصاص را حق مسلم اولياي دم مي دانم.
گفتني است، در پي اعترافهاي صريح و مقرون به واقع متهم، وي از سوي هيأت قضايي شعبه 71 گناهكار شناخته و به قصاص محكوم شد.

  


محاكمه جواني كه خواهرش را كشت

 

گروه حوادث: پسر جواني كه پس از قتل خواهرش در كرج قصد داشت مرگ او را خودكشي نشان دهد، به زودي محاكمه مي شود.
پرونده اين جنايت با صدور كيفرخواست به شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شده است.




به گزارش خبرنگار ما، ساعت 14 و 40 دقيقه يكشنبه 23 ارديبهشت امسال زني هراسان با مركز فوريتهاي پليسي 110 كرج تماس گرفت و از خودكشي دخترش خبر داد.
پس از اين تماس، گروهي از مأموران كلانتري 16 حصارك براي بررسي موضوع، خود را به خانه موردنظر در حصارك كرج رساندند.
مأموران پس از ورود به زيرزمين خانه با جسد دختر جواني كه يك رشته طناب كنارش بود، روبرو شدند. در نخستين بررسيها مشخص شد دختر 19 ساله «معصومه» نام داشته است. همچنين وجود آثار كبودي بر روي گردن او حكايت از آن داشت كه او بر اثر خفگي جان سپرده است.
خانواده معصومه در بازجوييها ادعا كردند دخترشان به خاطر برخي مشكلات ساعت 12 و 30 دقيقه روز حادثه به زيرزمين خانه رفته و با رشته طنابي خود را حلق آويز كرده است.از سوي ديگر كارآگاهان با توجه به تناقض گوييهاي خانواده مقتول موضوع را به محمد حسيني بازپرس كشيك قتل كرج اطلاع دادند. ساعتي بعد هم گروهي از كارآگاهان ويژه قتل همراه اكيپ بررسي صحنه جرم در محل حضور يافتند.كارآگاهان جنايي در بررسي جسد دختر جوان دريافتند آثار كبودي روي گردن مقتول به صورت دايره اي در ناحيه پايين گردن به چشم مي خورد كه اين موضوع با اظهارات خانواده او در تناقض بود؛ زيرا اگر معصومه خود را حلق آويز كرده بود، بايد رد طناب به صورت دايره اي در سمت بالاي گردنش باقي مي ماند.با به دست آمدن اين سر نخ، مأموران به بررسي خانه پرداخته و در طبقه بالايي خانه با لكه هاي خون روبرو شدند كه حكايت از مقاومت مقتول و درگيري او با قاتل داشت.بررسي صحنه جنايت نيز نشان مي داد، دختر جوان از سوي قاتلي آشنا به قتل رسيده كه به راحتي نيز به آن خانه رفت و آمد داشته است. بدين ترتيب، قاتل پس از قتل معصومه در طبقه بالاي خانه، جسد را به زيرزمين منتقل كرده بود.
كارآگاهان جنايي كه اطمينان داشتند قتل از سوي يكي از اعضاي خانواده صورت گرفته است، به بازجويي از خانواده دختر جوان پرداختند، اما آنها با تكرار ادعاهاي قبلي خود مدعي شدند ظهر روز حادثه با جسد حلق آويز شده دخترشان در زيرزمين خانه مواجه شده اند.اما در ادامه تحقيقات فني پليسي و قضايي يكي از فرزندان خانواده وقتي پي برد هيچ راهي براي كتمان حقيقت ندارد، لب به اعتراف گشود و راز قتل دختر جوان را فاش كرد.او اظهار داشت: ظهر روز حادثه برادرم- اصغر- با معصومه درگير شده و او را با روسري خفه كرد. پس از اطلاع از اين موضوع با صحنه سازي سعي كرديم طوري وانمود كنيم كه معصومه خودكشي كرده است.
با شناسايي متهم به قتل، كارآگاهان راهي مخفيگاه او شده و متهم به قتل را دستگير كردند. پسر جوان در بازجويي به قتل خواهرش اعتراف كرد و گفت: يكشنبه (روز حادثه) متوجه شدم اهالي محل در مورد خواهرم حرفهايي مي زنند. آنها ادعا مي كردند خواهرم را همراه با پسري ديده اند. عصباني شدم و به خانه آمدم. با او درگير شدم. آن موقع كنترلي بر رفتارم نداشتم. روسري معصومه را دور گردنش پيچيدم و فشار دادم. هنگامي كه به خود آمدم، متوجه شدم خواهرم نفس نمي كشد.

  


بايگاني راكد

 

شماره 97 وقايع اتفاقيه پنج شنبه 27 صفر 1269 ه.ق برابر 1231 ه.ش
از قراري كه در روزنامه سمنان نوشته بود در يكي از دهات آنجا كه موسوم به سنگسر است شخصي به مرض دق گرفتار بود و از معالجه اطباي آنجا به هيچ وجه بهبودي براي او حاصل نشده از كثرت استيلاي هم و غم به صحرا رفته بود و در آنجا عطش بر او غالب شده و از چوپان قدري شير گرفته آشاميده و بقيه آن را در ظرف گذاشته به استراحت مشغول شده بود و هنوز به خواب نرفته بود كه ماري قوي جثه از سوراخي بيرون آمد و شير را به تمام خورد و بعد در همان ظرف قي كرد و رفت. شخص مدقوق كه از زندگي خود به تنگ آمده بود بعد از مشاهده اين حالت عمداًُ آمده شير را نوشيده بود به قصد اينكه، بميرد و از آن مرض خلاص شود. از آنجا كه مشيت ايزدي بر شفا و صحت او تعلق گرفته بود از قراريكه نوشته بودند پس ازخوردن آن شير آثار بهبودي و شفا در خود مشاهده كرده بعد از دو سه ساعت آن مرض از او رفع شده بود.

شماره 79 وقايع اتفاقيه پنجشنبه 18 شوال المكرم  1268 ه.ق برابر با 1231 ه.ش
اهل چين اگرچه در طباخي مشهورند و لكن در ولايت خودشان بسيار بدخوراك اند و چيزهاي كثيف از جمله گوشت سگ و موش و غيره مي خورند. بسياري از اهل چين اين اوقات به مملكت فازنيا رفته اند و چونكه موشهاي آن ولايت بسيار درشت و فربه مي باشد و زياد هم هستند اهل چين اين موشها را مي گيرند و مي خورند و از اكراه و بر هم خوردگي ساير خلق كه در آنجا هستند احتراز نميكنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com