|
* وحيد ضرابي نسب اول) باز هم هري پاتر! باز هم هاگوارتز و لرد و لدمورت و دامبلدور و هرميون و سيريوس و ديوانه كننده ها! باز هم صفهاي طويل جلوي

سالنهاي سينما و جا به جا شدن آمار فروش و مردماني كه پيگيري سرنوشت پسرك عينكي، حالا، بزرگترين دغدغه و علاقه شان شده است! پنجمين فيلم از «هري پاتر» ها نيز چندي پيش اكران شد تا اين بار هم جادوي تصوير به كمك برو بچه هاي هاگوارتز و خانم رولينگ بيايد و دنيا را تسخير كند. البته من قبلاً و در هنگام نمايش «هري پاتر و جام آتش» درباره اينكه پسرك عينكي حالا ديگر يك سمبل در فرهنگ اروپايي - آمريكايي شده و مي توان راحت آن را پديده قرن بيست و يكم خواند، گفته بودم. اينكه هيچ محصول فرهنگي (نه فيلم، نه كتاب، نه موسيقي و ...) تاكنون نتوانسته چنين موج تأثيرگذاري در ميان مخاطبان ايجاد كند و تأثير مستقيم بر فرهنگ شخصي و اجتماعي بسياري از جوامع جهاني بگذارد. جادوي هري پاتر به طرزي بسيار باور نكردني بر همه چيز مستولي شده طوري كه تصور انسان قرن بيست و يكم بدون پسرك عينكي و دوستان و دشمنانش غيرممكن است! غلو مي كنم؟! نه، اگر كمي با پديده «هري پاتريسم» آشنا باشيد و علاقه وافر اروپاييها و آمريكاييها (و اخيراً آسياييها و آمريكاي جنوبيها) را به فانتزي، تخيل، رؤيا و جادو بدانيد و اينكه هيچ خوراك ديگري مثل آثار «جي.كي.رولينگ» نتوانسته اين ميل و علاقه را ارضا كند، متوجه خواهيد شد كه آن سوي مرزها دنياي بدون هري پاتر وجود ندارد. اينكه هفت كتاب پاتري دارد به مرز باورنكردني و رؤيايي فروش نيم ميليارد نسخه اي نزديك مي شود (لطفاً روي اين عدد كمي تأمل كنيد)، اينكه با اكران اخير پنجمين فيلم، مجموع فروش هري پاترها از مرز 5/4 ميليارد دلار گذشت (و هنوز جلو مي رود)، اينكه برخي از هكرهاي بين المللي برنامه ويژه اي براي سردرآوردن از قصه آخرين كتاب با نفوذ به سايت اينترنتي اش (قبل از عرضه جهاني) تدارك ديده بودند، اينكه كتابهاي هري پاتر به 50 زبان دنيا ترجمه شده است (آن هم رسمي و گرنه آمار غير رسمي و فاقد حق كپي رايت بيشتر از اين حرفهاست). اينكه محصولات جانبي پاتر از جمله تي شرت، دفتر، ليوان و ... همه جا را پر كرده و قرار است پارك «هري پاتر» (به تقليد از ديسني لند) بزرگترين مركز تفريحي (و احتمالاً پردرآمدترين) در جهان شود و ... جديداً هم نشريه تايمز ادعا كرده كه «مرگ برخي شخصيتهاي مجموعه و حذف آنها در كتاب هفتم هري پاتر، تأثير نااميد كننده وسيعي بر مخاطبان خواهد گذاشت و باعث سرخوردگي احتمالي و يأس شديد و مشكلات روحي و رواني تعداد زيادي از جهانيان مي شود»! حالا به نظر شما، ادعاي من مبني بر اينكه امروز، تصور دنياي بدون هري پاتر غيرممكن مي باشد، غلوآميز است؟!
دوم) اكران «هري پاتر و فرمان ققنوس» تقريباً همزمان با انتشار هفتمين كتاب رولينگ يعني «هري پاتر و قديسان مرگبار» بود و بي شك در هري پاتري كردن بيشتر فضا و فروش فيلم تأثير بيشتري گذاشته است. اينكه سركار خانم نويسنده قبلاً ادعا كرده بود كه در اين كتاب دو شخصيت اصلي اش را خواهد كشت و اين قصه پاياني خواهد بود بر تمام مجموعه اش (و البته هري پاتر خوشبختانه! هنوز زنده است و احتمالاً وسوسه پول باعث خواهد شد كتابهاي اين پسرك عينكي حالا حالاها تمام نشود!) اشتياق به «قديسان مرگبار» را آنچنان بالا برد كه حتي در اقبال عمومي فيلم پنجم نيز اثر گذاشت و «فرمان ققنوس» در هفته اول فقط در آمريكاي شمالي 140 ميليون دلار فروخت. بگذاريد براي اينكه بتوانيم تصور بهتري از مجموعه هاي هري پاتر (تصويري و مكتوب) داشته باشيم ده سالي به عقب برگرديم. جون كاتلين رولينگ يك معلم ساده و فقير است(!) اين خانم معلم انگليسي با مردي پرتغالي ازدواج مي كند، از او صاحب يك دختر مي شود اما در مديترانه دوام نمي آورد و با دختر خردسالش پرتغال را به مقصد زادگاهش ترك مي كند؛ يك آپارتمان كوچك و محقر در منطقه اي نه چندان خوش نام در ادينبوروي اسكاتلند، فاقد هر نوع امكانات زندگي. رولينگ حتي براي نوشتن هم نمي تواند در خانه بماند و مجبور است به همراه دخترش روزها در كافه اي همان اطراف «هري پاتر» را خلق كند. اين معلم فقير (كه هيچگاه اين گونه تصور شهرت، پول و فرهنگسازي را نمي كرد) اما با خلاقيت سرشار و آگاهي بالا نسبت به دنياي فانتزي، پسركي عينكي به نام «هري» را خلق مي كند كه در يك سالگي پدر و مادرش توسط لرد ولدمورت بدجنس كشته مي شوند اما جادوي سياه او به پاتر كوچك آسيبي نمي رساند. از آن به بعد لرد سياه به دنبال هري است تا او را از بين برده و نيروي جاودان يابد. رولينگ البته هري پاتر را وارد مدرسه جادوگري هاگوارتزمي كند و با پيدا كردن دو دوست فابريك يعني «هرميون» و «ران» براي او قصه ها را يكي يكي شكل مي دهد. «سنگ جادوگر»، «تالار اسرارآميز»، «زنداني آزباكان»، «جام آتش»، «فرمان ققنوس»، «شاهزاده دو رگه»، و دست آخر «قديسان مرگبار». جالب است بدانيد وقتي رولينگ اولين اثر هري پاتري را نوشت هيچ ناشري حاضر نشد آن را به چاپ برساند تا اينكه با يك واسطه «بلومز بري» امتياز آن را خريد و البته كه چه قدر از بابت اين انتخاب شادمان است(!) بعد هم انتشارات آمريكايي «شون استيك» حق پخش آن را از انگليسي ها خريد و كتاب پس از 5 سال نگارش و يك سال جستجو براي ناشر، به شهرتي جهاني رسيد. هري پاتر آنقدر طرفدار پيدا كرد كه برادران وارنر حقوق سينمايي «سنگ جادوگر» و البته 6 جلد بعدي چاپ نشده را خريد (رولينگ در همان جلد اول اعلام كرده بود كه رمان فانتزي اش هفت جلدي است) و حالا پس از 10 سال همان معلم فقير انگليسي تبديل به پردرآمدترين نويسنده جهان شده و مخلوق دوست داشتني اش، دنيا را در تسخير خود قرار داده است. سوم) اولين فيلم از مجموعه هري پاترها را كريس كلمبوس كارگرداني كرد. فيلمسازي كه به خاطر «جومانجي» و «تنها در خانه» حسابي مشهور شده و البته بهترين فرد براي استارت زدن فيلمهاي پاتر بود. دومين قسمت را هم به دست او سپردند تا دو فيلم اول اين مجموعه از نظر بصري، شوخ و بامزه و حسابي نوجوانانه از كار دربيايد، هر چند از لحاظ سينمايي و روايتي به هيچ وجه استانداردهاي لازم را نداشتند. آلفونسوكارون مكزيكي، اما در سومين پاتر لايه هايي از تيرگي را نيز به قصه اش اضافه كرد اما باز هم فضاي نوجوانانه و رنگ و لعاب حرف اول را مي زد. اما مايك نيول، كارگردان موفق انگليسي، روند ديگري پيش گرفت. او فضايي خاكستري و تاريكتر را خلق كرد و حتي جان هري پاتر را بارها و بارها به خطر انداخت تا فضاي دوست داشتني و رؤيايي قسمتهاي اول تبديل به يك مبارزه براي بقا و مايه هاي هراس آميز شود. گرفتن PG-13 براي يك فيلم هري پاتري نشان از فضاي متفاوت نيول دارد. و حالا پنجمين فيلم توسط هموطن نيول يعني ديويد ياتس ساخته شده كه البته در قسمت قبلي در نوشتن فيلمنامه همكاري داشته است. البته ياتس برخلاف كارگردانهاي قبلي، كارنامه درخشاني در فيلمهاي پرفروش ندارد و بيشتر به خاطر كارهاي تلويزيوني اش مشهور است. به هر حال او روند مايك نيول را در هري پاترها ادامه داد و حتي آن چنان پا را فراتر گذاشته كه به راحتي مي توان «فرمان ققنوس» را تاريكترين و هراس آورترين هري پاتر خواند. براي همين مي توان يك جورهايي ادعا كرد هري پاتر 5 آن چنان هم مناسب نوجوانان نيست و اگر كسي براي اولين بار با هري پاتر در اين فيلم آشنا شود حتماً جا مي خورد. نبرد خير و شر در «فرمان ققنوس» مايه اصلي ماجراهاست و البته پاتر در راه رسيدن از نوجواني به جواني بايد با مشكلات بزرگ و دشمنان قويتري دست و پنجه نرم كند. اين بار كاراكترهاي مثبت و منفي بخشهاي قبلي دوباره جمع مي شوند تا هم يكي از پرشخصيت ترين فيلمهاي هري پاتر را شاهد باشيم و هم بتوانيم بزرگان بازيگري اروپا و آمريكا را كنار هم ببينيم! هري پاتر در پنجمين سال حضورش در هاگوارتز شروع خوبي ندارد. اكثر بچه ها او را از خود رانده اند، به خاطر استفاده از جادو خارج از مدرسه تنبيه شده است، حرف او و رفقايش مبني بر بازگشت ولدمورت و منفي بودن شخصيت معلم جديد «هنر تاريكي» هيچ خريداري ندارد و البته مسؤولان مدرسه براي سر به راه كردن هري پاتر، همان معلم «هنر تاريكي» كه پروفسوري متخصص جادوهاي سياه است (اومبريج) را به عنوان مربي اش مي گمارند. در اين ميان دامبلدور (حامي هميشگي پاتر و مدير مدرسه) به او كمك مي كند تا در برابر اومبريج و لرد تاريكي دفاع كند، اما قصه پيچيده تر از آن چيزي است كه اين جمع تصور مي كنند. پس پاتر به عنوان يك انقلابي بايد سر به شورش بگذارد، از مدرسه فرار كند و با قدرت جادويش به جنگ ديوانه كننده ها و ولدمورت و اومبريج و ... مي رود و البته كه بارها تا مرز مرگ پيش رفته و تماشاچي را حسابي به هم مي ريزد! مطمئناً شما با اين چند خط نمي توانيد قصه پنجمين هري پاتر را متوجه شويد كه انصافاً نوشتن يك خط روايي مستقيم و يا خلاصه فيلم براي چنين فانتزيهاي رؤيايي به ويژه درباره پاتر، دشوارترين كار يك سينمايي نويس است ! البته اگر كتاب را خوانده باشيد متوجه مي شويد ديويد ياتس سعي كرده به اصل اثر وفادار باشد و خيلي هواداران هري پاتر را به خاطر رعايت نكردن برخي لحظات كتاب ناراحت نكرده باشد.اما گرد تيرگي و رمزآلود بودن فيلم او، نه تنها كسي را ناراحت نكرده بلكه جذابيتهاي بزرگسالانه تري به هري پاتر داده است. رادكليف 17 ساله، كلاً با آن پسر بچه 10 ساله فيلم اول متفاوت است و شما راحت مي توانيد روند رشد او را در اين 5 فيلم ببينيد و البته كه اماواتسن (هرميون) حالا يك بانوي جوان شده است! به شخصه به همان بازيگران فيلم اول و دوم بيشتر علاقه داشتم تا جوانهايي كه الان كارهاي خارق العاده تري مي كنند اما به هر حال پختگي بازيهاي 3 دوست هاگوارتزي مي تواند دليلي بر ادامه آنها با فيلمهاي هري پاتر باشد. از طرفي «فرمان ققنوس» مجموعه اي از بازيگران سرشناس را نيز با خود دارد. از هلنا بونهم كارتر و رالف فاينس و گري اولدمن محبوب تا اماتامپسن و ايلمدا استانتون و مگي اسميت و فيونا شاو و ... چه چيز ديگري مثل هري پاتر چنين بازيگران باكلاس و فوق العاده اي را مي توانست به بازي در يك فانتزي نوجوانانه علاقه مند كند؟! چهارم) پيش توليد «هري پاتر6» با همين عوامل و كارگرداني دوباره ديويد ياتس آغاز شده است و پيش بيني مي شود 7 پاتر براي صنعت سينما سوددهي 7 ميليارد دلاري داشته باشند. خانم رولينگ گفته ممكن است درباره پايان يافتن قصه هاي پاتر تجديدنظر كند و دنباله هايي بر آن بيفزايد. شهرك تفريحي هري پاتر تا دو سال آينده احداث مي شود. محصولات جانبي با آرم و تصوير پاتر دنيا را تسخير كرده است. DVDها، CDها و كتابهاي پسرك عينكي اين روزها جزوي از دكوراسيون منازل بسياري از مردم جهان شده است و ... اين قصه حالا حالاها ادامه دارد. براي انسان معاصر امروز كه همچنان دنبال گمشده اش مي گردد، دهه اخير و شايد دهه آينده از آن هري پاتر است... |