تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23مرداد ماه 1386

[ هنری ]
 * درباره « هري پاتر 5 »  و آنچه مي خواهيد بدانيد ؛ جادويي براي تمام فصول!
 * نگاهي به سريال تلويزيوني راه بي پايان ؛ معما در خدمت درام
 * نگاهي به پرونده و آثار «داستين هافمن» به بهانه سالروز تولدش ؛ غول كوچولوي هاليوود
 * چگيني: در «چارخونه» قصد توهين به افغانيها را نداشته ايم
 * «ساعت شلوغي 3» پرفروشترين فيلم آمريكاي شمالي شد
 * بزرگداشت ابراهيم يونسي برپا شد
 * اسرار مولوي در آمريكا فاش شد
 * هشتمين دوره جايزه «مهرگان» مهر امسال برگزار مي شود
 *
«آن تايلر» لب به تمجيد از ايرانيان گشود
 * هنرمندان ايراني در جشنواره كارتون چين جايزه گرفتند

درباره « هري پاتر 5 »  و آنچه مي خواهيد بدانيد ؛ جادويي براي تمام فصول!

 

* وحيد ضرابي نسب
اول)
باز هم هري پاتر! باز هم هاگوارتز و لرد و لدمورت و دامبلدور و هرميون و سيريوس و ديوانه كننده ها! باز هم صفهاي طويل جلوي



سالنهاي سينما و جا به جا شدن آمار فروش و مردماني كه پيگيري سرنوشت پسرك عينكي، حالا، بزرگترين دغدغه و علاقه شان شده است!
پنجمين فيلم از «هري پاتر» ها نيز چندي پيش اكران شد تا اين بار هم جادوي تصوير به كمك برو بچه هاي هاگوارتز و خانم رولينگ بيايد و دنيا را تسخير كند. البته من قبلاً و در هنگام نمايش «هري پاتر و جام آتش» درباره اينكه پسرك عينكي حالا ديگر يك سمبل در فرهنگ اروپايي - آمريكايي شده و مي توان راحت آن را پديده قرن بيست و يكم خواند، گفته بودم. اينكه هيچ محصول فرهنگي (نه فيلم، نه كتاب، نه موسيقي و ...) تاكنون نتوانسته چنين موج تأثيرگذاري در ميان مخاطبان ايجاد كند و تأثير مستقيم بر فرهنگ شخصي و اجتماعي بسياري از جوامع جهاني بگذارد.
جادوي هري پاتر به طرزي بسيار باور نكردني بر همه چيز مستولي شده طوري كه تصور انسان قرن بيست و يكم بدون پسرك عينكي و دوستان و دشمنانش غيرممكن است!
غلو مي كنم؟! نه، اگر كمي با پديده «هري پاتريسم» آشنا باشيد و علاقه وافر اروپاييها و آمريكاييها (و اخيراً آسياييها و آمريكاي جنوبيها) را به فانتزي، تخيل، رؤيا و جادو بدانيد و اينكه هيچ خوراك ديگري مثل آثار «جي.كي.رولينگ» نتوانسته اين ميل و علاقه را ارضا كند، متوجه خواهيد شد كه آن سوي مرزها دنياي بدون هري پاتر وجود ندارد.
اينكه هفت كتاب پاتري دارد به مرز باورنكردني و رؤيايي فروش نيم ميليارد نسخه اي نزديك مي شود (لطفاً روي اين عدد كمي تأمل كنيد)، اينكه با اكران اخير پنجمين فيلم، مجموع فروش هري پاترها از مرز 5/4 ميليارد دلار گذشت (و هنوز جلو مي رود)، اينكه برخي از هكرهاي بين المللي برنامه ويژه اي براي سردرآوردن از قصه آخرين كتاب با نفوذ به سايت اينترنتي اش (قبل از عرضه جهاني) تدارك ديده بودند، اينكه كتابهاي هري پاتر به 50 زبان دنيا ترجمه شده است (آن هم رسمي و گرنه آمار غير رسمي و فاقد حق كپي رايت بيشتر از اين حرفهاست). اينكه محصولات جانبي پاتر از جمله تي شرت، دفتر، ليوان و ... همه جا را پر كرده و قرار است پارك «هري پاتر» (به تقليد از ديسني لند) بزرگترين مركز تفريحي (و احتمالاً پردرآمدترين) در جهان شود و ...
جديداً هم نشريه تايمز ادعا كرده كه «مرگ برخي شخصيتهاي مجموعه و حذف آنها در كتاب هفتم هري پاتر، تأثير نااميد كننده وسيعي بر مخاطبان خواهد گذاشت و باعث سرخوردگي احتمالي و يأس شديد و مشكلات روحي و رواني تعداد زيادي از جهانيان مي شود»!
حالا به نظر شما، ادعاي من مبني بر اينكه امروز، تصور دنياي بدون هري پاتر غيرممكن مي باشد، غلوآميز است؟!

دوم)
اكران «هري پاتر و فرمان ققنوس» تقريباً همزمان با انتشار هفتمين كتاب رولينگ يعني «هري پاتر و قديسان مرگبار» بود و بي شك در هري پاتري كردن بيشتر فضا و فروش فيلم تأثير بيشتري گذاشته است. اينكه سركار خانم نويسنده قبلاً ادعا كرده بود كه در اين كتاب دو شخصيت اصلي اش را خواهد كشت و اين قصه پاياني خواهد بود بر تمام مجموعه اش (و البته هري پاتر خوشبختانه! هنوز زنده است و احتمالاً وسوسه پول باعث خواهد شد كتابهاي اين پسرك عينكي حالا حالاها تمام نشود!) اشتياق به «قديسان مرگبار» را آنچنان بالا برد كه حتي در اقبال عمومي فيلم پنجم نيز اثر گذاشت و «فرمان ققنوس» در هفته اول فقط در آمريكاي شمالي 140 ميليون دلار فروخت.
بگذاريد براي اينكه بتوانيم تصور بهتري از مجموعه هاي هري پاتر (تصويري و مكتوب) داشته باشيم ده سالي به عقب برگرديم. جون كاتلين رولينگ يك معلم ساده و فقير است(!) اين خانم معلم انگليسي با مردي پرتغالي ازدواج مي كند، از او صاحب يك دختر مي شود اما در مديترانه دوام نمي آورد و با دختر خردسالش پرتغال را به مقصد زادگاهش ترك مي كند؛ يك آپارتمان كوچك و محقر در منطقه اي نه چندان خوش نام در ادينبوروي اسكاتلند، فاقد هر نوع امكانات زندگي.
رولينگ حتي براي نوشتن هم نمي تواند در خانه بماند و مجبور است به همراه دخترش روزها در كافه اي همان اطراف «هري پاتر» را خلق كند.
اين معلم فقير (كه هيچگاه اين گونه تصور شهرت، پول و فرهنگسازي را نمي كرد) اما با خلاقيت سرشار و آگاهي بالا نسبت به دنياي فانتزي، پسركي عينكي به نام «هري» را خلق مي كند كه در يك سالگي پدر و مادرش توسط لرد ولدمورت بدجنس كشته مي شوند اما جادوي سياه او به پاتر كوچك آسيبي نمي رساند.
از آن به بعد لرد سياه به دنبال هري است تا او را از بين برده و نيروي جاودان يابد.
رولينگ البته هري پاتر را وارد مدرسه جادوگري هاگوارتزمي كند و با پيدا كردن دو دوست فابريك يعني «هرميون» و «ران» براي او قصه ها را يكي يكي شكل مي دهد. «سنگ جادوگر»، «تالار اسرارآميز»، «زنداني آزباكان»، «جام آتش»، «فرمان ققنوس»، «شاهزاده دو رگه»، و دست آخر «قديسان مرگبار».
جالب است بدانيد وقتي رولينگ اولين اثر هري پاتري را نوشت هيچ ناشري حاضر نشد آن را به چاپ برساند تا اينكه با يك واسطه «بلومز بري» امتياز آن را خريد و البته كه چه قدر از بابت اين انتخاب شادمان است(!) بعد هم انتشارات آمريكايي «شون استيك» حق پخش آن را از انگليسي ها خريد و كتاب پس از 5 سال نگارش و يك سال جستجو براي ناشر، به شهرتي جهاني رسيد.
هري پاتر آنقدر طرفدار پيدا كرد كه برادران وارنر حقوق سينمايي «سنگ جادوگر» و البته 6 جلد بعدي چاپ نشده را خريد (رولينگ در همان جلد اول اعلام كرده بود كه رمان فانتزي اش هفت جلدي است) و حالا پس از 10 سال همان معلم فقير انگليسي تبديل به پردرآمدترين نويسنده جهان شده و مخلوق دوست داشتني اش، دنيا را در تسخير خود قرار داده است.
سوم)
اولين فيلم از مجموعه هري پاترها را كريس كلمبوس كارگرداني كرد. فيلمسازي كه به خاطر «جومانجي» و «تنها در خانه» حسابي مشهور شده و البته بهترين فرد براي استارت زدن فيلمهاي پاتر بود.
دومين قسمت را هم به دست او سپردند تا دو فيلم اول اين مجموعه از نظر بصري، شوخ و بامزه و حسابي نوجوانانه از كار دربيايد، هر چند از لحاظ سينمايي و روايتي به هيچ وجه استانداردهاي لازم را نداشتند.
آلفونسوكارون مكزيكي، اما در سومين پاتر لايه هايي از تيرگي را نيز به قصه اش اضافه كرد اما باز هم فضاي نوجوانانه و رنگ و لعاب حرف اول را مي زد.
اما مايك نيول، كارگردان موفق انگليسي، روند ديگري پيش گرفت. او فضايي خاكستري و تاريكتر را خلق كرد و حتي جان هري پاتر را بارها و بارها به خطر انداخت تا فضاي دوست داشتني و رؤيايي قسمتهاي اول تبديل به يك مبارزه براي بقا و مايه هاي هراس آميز شود. گرفتن PG-13 براي يك فيلم هري پاتري نشان از فضاي متفاوت نيول دارد. و حالا پنجمين فيلم توسط هموطن نيول يعني ديويد ياتس ساخته شده كه البته در قسمت قبلي در نوشتن فيلمنامه همكاري داشته است.
البته ياتس برخلاف كارگردانهاي قبلي، كارنامه درخشاني در فيلمهاي پرفروش ندارد و بيشتر به خاطر كارهاي تلويزيوني اش مشهور است. به هر حال او روند مايك نيول را در هري پاترها ادامه داد و حتي آن چنان پا را فراتر گذاشته كه به راحتي مي توان «فرمان ققنوس» را تاريكترين و هراس آورترين هري پاتر خواند. براي همين مي توان يك جورهايي ادعا كرد هري پاتر 5 آن چنان هم مناسب نوجوانان نيست و اگر كسي براي اولين بار با هري پاتر در اين فيلم آشنا شود حتماً جا مي خورد.
نبرد خير و شر در «فرمان ققنوس» مايه اصلي ماجراهاست و البته پاتر در راه رسيدن از نوجواني به جواني بايد با مشكلات بزرگ و دشمنان قويتري دست و پنجه نرم كند. اين بار كاراكترهاي مثبت و منفي بخشهاي قبلي دوباره جمع مي شوند تا هم يكي از پرشخصيت ترين فيلمهاي هري پاتر را شاهد باشيم و هم بتوانيم بزرگان بازيگري اروپا و آمريكا را كنار هم ببينيم!
هري پاتر در پنجمين سال حضورش در هاگوارتز شروع خوبي ندارد. اكثر بچه ها او را از خود رانده اند، به خاطر استفاده از جادو خارج از مدرسه تنبيه شده است، حرف او و رفقايش مبني بر بازگشت ولدمورت و منفي بودن شخصيت معلم جديد «هنر تاريكي» هيچ خريداري ندارد و البته مسؤولان مدرسه براي سر به راه كردن هري پاتر، همان معلم «هنر تاريكي» كه پروفسوري متخصص جادوهاي سياه است (اومبريج) را به عنوان مربي اش مي گمارند. در اين ميان دامبلدور (حامي هميشگي پاتر و مدير مدرسه) به او كمك مي كند تا در برابر اومبريج و لرد تاريكي دفاع كند، اما قصه پيچيده تر از آن چيزي است كه اين جمع تصور مي كنند. پس پاتر به عنوان يك انقلابي بايد سر به شورش بگذارد، از مدرسه فرار كند و با قدرت جادويش به جنگ ديوانه كننده ها و ولدمورت و اومبريج و ... مي رود و البته كه بارها تا مرز مرگ پيش رفته و تماشاچي را حسابي به هم مي ريزد!
مطمئناً شما با اين چند خط نمي توانيد قصه پنجمين هري پاتر را متوجه شويد كه انصافاً نوشتن يك خط روايي مستقيم و يا خلاصه فيلم براي چنين فانتزيهاي رؤيايي به ويژه درباره پاتر، دشوارترين كار يك سينمايي نويس است ! البته اگر كتاب را خوانده باشيد متوجه مي شويد ديويد ياتس سعي كرده به اصل اثر وفادار باشد و خيلي هواداران هري پاتر را به خاطر رعايت نكردن برخي لحظات كتاب ناراحت نكرده باشد.اما گرد تيرگي و رمزآلود بودن فيلم او، نه تنها كسي را ناراحت نكرده بلكه جذابيتهاي بزرگسالانه تري به هري پاتر داده است.
رادكليف 17 ساله، كلاً با آن پسر بچه 10 ساله فيلم اول متفاوت است و شما راحت مي توانيد روند رشد او را در اين 5 فيلم ببينيد و البته كه اماواتسن (هرميون) حالا يك بانوي جوان شده است! به شخصه به همان بازيگران فيلم اول و دوم بيشتر علاقه داشتم تا جوانهايي كه الان كارهاي خارق العاده تري مي كنند اما به هر حال پختگي بازيهاي 3 دوست هاگوارتزي مي تواند دليلي بر ادامه آنها با فيلمهاي هري پاتر باشد.
از طرفي «فرمان ققنوس» مجموعه اي از بازيگران سرشناس را نيز با خود دارد. از هلنا بونهم كارتر و رالف فاينس و گري اولدمن محبوب تا اماتامپسن و ايلمدا استانتون و مگي اسميت و فيونا شاو و ... چه چيز ديگري مثل هري پاتر چنين بازيگران باكلاس و فوق العاده اي را مي توانست به بازي در يك فانتزي نوجوانانه علاقه مند كند؟!
چهارم)
پيش توليد «هري پاتر6» با همين عوامل و كارگرداني دوباره ديويد ياتس آغاز شده است و پيش بيني مي شود 7 پاتر براي صنعت سينما سوددهي 7 ميليارد دلاري داشته باشند. خانم رولينگ گفته ممكن است درباره پايان يافتن قصه هاي پاتر تجديدنظر كند و دنباله هايي بر آن بيفزايد.
شهرك تفريحي هري پاتر تا دو سال آينده احداث مي شود. محصولات جانبي با آرم و تصوير پاتر دنيا را تسخير كرده است. DVDها، CDها و كتابهاي پسرك عينكي اين روزها جزوي از دكوراسيون منازل بسياري از مردم جهان شده است و ... اين قصه حالا حالاها ادامه دارد. براي انسان معاصر امروز كه همچنان دنبال گمشده اش مي گردد، دهه اخير و شايد دهه آينده از آن هري پاتر است...

  


نگاهي به سريال تلويزيوني راه بي پايان ؛ معما در خدمت درام

 

* مهدي نصيري

راه بي پايان
نويسندگان: عليرضا بذرافشان، مهدي شيرزاد
كارگردان: همايون اسعديان
بازيگران: آتيلا پسياني، فرهاد اصلاني، هومن سيدي، آزاده صمدي، مهرداد ضيايي و...




«راه بي پايان» عنوان سريال تلويزيوني «همايون اسعديان» است كه مدتي است پخش آن از شبكه 3 سيما آغاز شده است. شروع توليد اين سريال به سالها پيش (سال 1381) مربوط مي شود. زماني كه «مصطفي عزيزي» (تهيه كننده سريال) طرح و ايده اوليه فيلمنامه آن را نوشت و تصميم به توليد آن گرفت. اما اين روند ادامه پيدا نكرد و عزيزي ادامه نوشتن كارش را به عليرضا بذرافشان و بعد از او به «مهدي شيرزاد» سپرد و پس از پايان مراحل نگارش ساختن آن را به «همايون اسعديان» واگذار كرد.
«همايون اسعديان» قبلاً فعاليت حرفه اي در سينما را با عكاسي براي فيلم «دبيرستان» آغاز كرده بود. او بعد از چندين تجربه ديگر در حوزه هاي مختلف سينما، اولين فيلمش «نيش» را در سال 73 جلوي دوربين برد و  6 سال بعد «آخر بازي» را كارگرداني كرد كه در زمان خودش فيلم موفقي هم بود. همايون اسعديان بعد از چند فعاليت سينمايي كار در حوزه تلويزيون را هم تجربه كرد. «چراغ جادو»، « بچه هاي خيابان» و «اگه بابام زنده بود» تجربه هاي تلويزيوني «همايون اسعديان» بودند كه البته در حوزه پرداخت و كيفيت نيز آثار خوبي محسوب مي شدند.
«راه بي پايان» پروژه اي بود كه خيلي سريع پيش رفت و از مرحله پيش توليد تا پايان ساخت آن، كمتر از يك سال به طول انجاميد.
مهمترين ويژگي اين سريال تلويزيوني مضمون اجتماعي آن است. اسعديان كه پيشتر نيز حوزه اجتماعي را در تلويزيون تجربه كرده بود، در اين سريال رابطه عاشقانه و دعواهاي خانوادگي طبقه اي از جامعه را در سطح درام مطرح مي كند و قصد دارد تا در زير متن كارش مضامين جدي تر و عميق تر اجتماعي را مطرح نمايد.
به تعبيري ديگر اسعديان داستاني را در سطح سريالش طرح مي كند تا در قدم نخست تماشاگر را مجذوب و با اثر درگير كند. البته بايد اعتراف كرد كه سريال اسعديان با همه ويژگيهايش در جلب مخاطب و قدرت درگيرسازي تماشاگر با تلويزيون، سريال موفقي نيست.
در مجموع آنچه مشخص است اين كه داستان و زيرمتن داستان را در سطوح دوگانه سريال مي توان تشخيص داد و آنها را بررسي كرد. مشكلات اجتماعي كه در رأس آن مسايل مربوط به جوانان است - به عنوان سوژه اي مخاطب پسند- مطرح مي شود، كه مي توان مهمترين مسأله طرح شده را در پس داستان درگيريهاي خانوادگي و مسأله عشق و ازدواج شخصيتهاي داستان دانست.
ويژگي ديگري كه مي توان در ساختار داستان و همچنين پرداخت عناصر و شبكه داستاني سريال مورد توجه قرار داد، طرح معما و شخصيت پردازيي است كه در ارتباط با هم قرار مي گيرند. معما بخشي از درام سريال است. بنابراين بايد وجود داشته باشد تا درام نيز وجود داشته باشد. اما زيبايي كار اسعديان در اين است كه حتي شخصيت پردازي آدمهاي داستانش را نيز به عنوان عنصري در ارتباط با معماي داستان قرار داده است.
شخصيتهاي پيچيده و شبكه ارتباطي معمايي ميان آنان از سويي شبكه درام را منسجم تر و مستحكم تر كرده و از سويي ديگر بر جذابيت شخصيتها و داستان سريال نيز افزوده است.
«راه بي پايان» مجموعه اي از بازيگران حرفه اي و غيرحرفه اي را هم در كنار يكديگر جمع كرده است عملكرد گروه كارگرداني سريال در زمينه انتخاب بازيگر و چينش تركيب بازيگران در كنار هم را نيز بايد جزو نقاط مثبت كار آنها ارزيابي كرد.
تركيبي كه حرفه اي هايي چون آتيلا پسياني، فرهاد اصلاني و مهدي صباغي را در كنار بازيگران كم كار ديگر مثل هومن سيدي و كساني كه تا به حال جلو دوربين قرار نگرفته اند مثل آزاده صمدي و... دارد، مسلماً از يك سو جذابيت چهره هاي آشنا را براي خود حفظ كرده و از سوي ديگر تجربه استفاده از چهره هاي تازه تر را نيز مي آزمايد. ضمن اين كه همايون اسعديان، توانسته به برآيند مناسبي از حاصل همكاري اين تركيب گوناگون دست يابد.
در مجموع سريال تلويزيوني «راه بي پايان» با وجود اين كه تا به حال نتوانسته آن طور كه بايد در جلب مخاطب موفق باشد، به لحاظ كيفيت، مجموعه خوب و قابل تأملي است.
تنها كاستي اين سريال در پخش، شايد همان فاصله اندكي باشد كه با تماشاگر دارد. فاصله اي كه بدون ترديد به فضاسازي و اتمسفر تلويزيوني كار برمي گردد.

  


نگاهي به پرونده و آثار «داستين هافمن» به بهانه سالروز تولدش ؛ غول كوچولوي هاليوود

 

* آي سان نوروزي
درست برعكس خودش كه روحيه پرشور و پرانرژي اي دارد، هميشه نقش آدمهاي رنج كشيده را بازي مي كند. چهره پرحرارت و



عميقي دارد و كمتر پيش آمده كه يك نقش تك بعدي را انتخاب كند و در سطح، بازي داشته باشد. چهره اش در اغلب فيلمها دو بعد و دو وجه متفاوت داشته كه البته وجه دروني آن هميشه جذاب تر بوده است.
«داستين لي هافمن» در هشتم اوت 1937 در لس آنجلس به دنيا آمد. پدرش يك طراح مبلمان روسي الاصل و مادرش يك هنرپيشه آماتور تئاتر بوده است.
هيچ كس پيش از ورود او به سينما فكر نمي كرد كه با اين چهره و جثه نحيف و بيني بزرگ بتواند به يكي از محبوبترين بازيگران صاحب سبك آمريكا تبديل شود. خودش مي گويد كه در اواخر دهه 60 همراه با جين هاكمن و رابرت دووال تصميم گرفته كه سينما را به صورت حرفه اي ادامه بدهد.
شروع فعاليت داستين در سينما با اوج دوران بازيگري كلينت استوود، رابرت دنيرو و آل پاچينو همزمان بوده اما از طرف ديگر شرايط ورود جوانان به عرصه بازيگري فراهم بود.
در اين دوران فعاليت بازيگري براي شخصي مثل هافمن- با آن فيزيك و هيكل خاص- بيش از هر زمان ديگري ايده آل به نظر مي رسيد.
داستين بازيگري را شروع كرد و در هر نقشي به بازيگري پرداخت. از يانكي عجيب و غريب «بزرگمرد كوچك» تا شخصيت زن نماي «توتسي»، جوان ولگرد «كابوي نيمه شب»، مرد مستأصل «كرايمر عليه كرايمر» و دونده به انتها رسيده «ماراتن من»، جوان سرگشته «فارغ التحصيل» و بعدها «تمام مردان رئيس جمهور» و «شهر ديوانه» و ... همه و همه نقشهاي متفاوتي بودند كه هافمن به زيبايي در آنها به ايفاي نقش پرداخت و واقعاً هم موفق نشان داد.
اوج دوران بازيگري «داستين هافمن» را بايد در دهه 70 جستجو كرد. او در اين سالها به همراه دنيرو و آل پاچينو عرصه بازيگري دوران خود و البته آينده را تسخير كرده بودند.
داستين هافمن در همين دوران توانست دو بار جايزه اسكار بازيگري مرد را دريافت كند. او يك بار در سال 1979 براي فيلم «كرايمر عليه كرايمر» اسكار گرفت و يك بار هم در سال 1988 با فيلم «مرد باراني» اسكار بهترين بازيگر مرد را دريافت كرد.البته بايد چهار بار نامزدي دريافت اسكار را هم جزو افتخارات كارنامه او به حساب آورد. هافمن در سال 1967 با فيلم «فارغ التحصيل» در 1999 با «كابوي نيمه شب» در سال 1974 با «لني» و در 1982 با فيلم «توتسي» نامزد دريافت جايزه اسكار شد.
«داستين هافمن» درست بعد از دريافت دومين اسكار بازيگري مدت زماني دچار ركود كاري شد و تا چند وقت هيچ نقش تأثيرگذار و بحث برانگيز ديگري را بازي نكرد. تا اينكه بعد از مدتها در فيلم «شهر ديوانه» گوستا و گاوراس يك بار ديگر توجه تماشاگران و منتقدان سينما را به خود جلب كرد.
كارهاي متعدد و موفقيتهاي پياپي، وكيل مدافع خسته از زندگي و بي هدف فيلم «تسويه حساب» را خسته كرده بود. به همين خاطر هافمن يك دوره سه ساله را در بيكاري گذراند و هيچ پروژه اي را براي بازيگري نپذيرفت. خود هافمن خانه نشيني اين دوران را اعتراض به نحوه توليد فيلمها و بازاريابي شان در هاليوود عنوان كرد و به گونه اي معترضانه در برابر دلال بازيهاي اين سينما موضع گرفت.
هافمن بعد از سه سال دوري از سينما سرانجام با قبول نقشي در فيلم «راه مهتاب» دوباره به بازيگري و سينما روي آورد. او در سالهاي اخير هميشه بازي متعادلي داشته است. او در اين سن و سال بيش از هر چيز به نقشي چالش برانگيز مي انديشد كه پايان خوشي بر چهل سال حضورش به عنوان بازيگر سينما بشود. با اين وجود او همچنان درصدد تجربه هاي تازه است. به عنوان مثال هميشه دوست دارد نقشي را در تجربه هاي بلند پروازانه سينماگران هندي داشته باشد.
فيلم «سگ را بجنبان» در سال 1997 يك بار ديگر توانايي اين بازيگر كهنه كار را به اثبات رساند. او با تسلط فوق العاده اش نقش مشاور سياسي اين فيلم را به خوبي ايفا كرد.
داستين هافمن 70 ساله اكنون بعد از چهار دهه فعاليت حرفه اي در زمينه بازيگري، گزيده تر و سنجيده تر از پيش به انتخاب نقش مي پردازد. هافمن در سال 2004، پنج فيلم در 2005، سه فيلم و در سال 2006 نيز، سه فيلم را روي پرده سينماها داشته است.او مي گويد: دوست دارم به هر طريقي كه شده از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگيري كنم. در اين سن و سال ديگر مايل نيستم با اندوه زندگي كنم؛ اما مشكلات را به عنوان بخشي از زندگي ام پذيرفته ام.
هافمن از شرايط نه چندان مساعد سينماي امروز به عنوان مانعي براي رشد استعدادها و خلاقيتهاي بازيگران ياد مي كند و مي افزايد: ما در جواني تصميم داشتيم تا با يك شركت تئاتري كوچك قرارداد خوني امضا كنيم و تا ابد براي آنها روي صحنه برويم.اما اين طور شروع كرديم و اكنون با وجود همه اين جوايزي كه دريافت كرده ام و با اينكه در اين دوران سالخوردگي ديگر انرژي جواني ام را ندارم؛ اما هنوز شور و شوق تجربه كردن در اين حرفه را دارم و به نقشهاي پيشنهادي فكر مي كنم. تا زماني كه اين احساس در من هست با تلاش تمام ادامه مي دهم و مطمئن باشيد روزي كه اين احساس ديگر وجود نداشته باشد، داستين هافمن نيز وجود نخواهد داشت.

  


چگيني: در «چارخونه» قصد توهين به افغانيها را نداشته ايم

 

فارس: تهيه كننده سريال تلويزيوني «چارخونه» گفت: در اين مجموعه تلويزيوني به هيچ كس توهين نشده است و قصد توهين به شخصيت، كشور و لهجه افغانيها را نداشته ايم.
محسن چگيني گفت: روندي كه داستان مجموعه «چارخونه» طي مي كند مسيري است كه از قبل آن را تعيين كرده ايم و در آن قصد توهين به هيچ شخصيت، كشور، لهجه و... را نداريم.
وي افزود: از قبل هم شخصيتهايي كه بتازگي به مجموعه اضافه شده اند، تلويحاً اعلام كردند كه افغاني نيستند و در قسمتهاي آينده هم اين ماجرا وضوح بيشتري پيدا خواهد كرد.

  


«ساعت شلوغي 3» پرفروشترين فيلم آمريكاي شمالي شد

 

ايسنا: فيلم «ساعت شلوغي  3»، جديدترين فيلم «جكي جان»، عنوان پرفروش ترين فيلم هفته را در آمريكاي شمالي به دست آورد.
فيلم «ساعت شلوغي  3» توانست در دو روز آخر هفته در آمريكا و كانادا  2/50 ميليون دلار فروش داشته باشد و به اين ترتيب، فيلم «اولتيماتوم بورن» را كه  7/33 ميليون دلار فروش داشت، پشت سر بگذارد.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، با اين حال، قسمت سوم فيلم جكي جان نتوانست ركورد فروش «ساعت شلوغي  2» را كه در سال  2001 بالغ بر 4/67 ميليون دلار در هفته اول فروش داشت، بشكند.
فيلم «سيمپسون ها» نيز در سومين هفته نمايش، فروش  1/11 ميليون دلاري و مجموع فروش  152 ميليون دلاري به دست آورد. همچنين «هري پاتر و محفل ققنوس» تنها  9/5 ميليون دلار فروش داشت تا در رده هشتم پرفروش ترين فيلمهاي آمريكا و كانادا قرار بگيرد.

  


بزرگداشت ابراهيم يونسي برپا شد

 

ايسنا: مراسم بزرگداشت ابراهيم يونسي در تالار ناصري خانه  هنرمندان ايران برگزار شد.




اين مراسم با سخنراني رضا سيدحسيني، عبدا... كوثري، خشايار ديهيمي و محمدعلي سلطاني همراه بود.
رضا سيدحسيني نيز در اين مراسم گفت: آن چه درباره  ابراهيم يونسي قابل ذكر است، اين كه او تصادفي كار نكرده؛ نقشه  پيشبرد فرهنگ ملت را داشته و راهنماي فرهنگ ملت ما بوده است.

  


اسرار مولوي در آمريكا فاش شد

 

مهر: دكتر ويكتوريا لي - روانشناس باليني و استاد دانشگاه كاليفرنيا- كتابي با عنوان «اسرار رومي؛ درسهاي معنوي شاعر بزرگ» منتشر كرده است كه با استقبال خوب مردم كاليفرنيا روبرو شده است.
ويكتوريا در اين باره نوشته است: اسرار رومي اولين كتابي است كه از اشعار مولانا برداشت روانشناسي كرده است. اين شاعر ايراني به من انگيزه داد كه پس از 50 سال تدريس در زمينه روانشناسي نگاهم را به چالشها و شاديهاي زندگي عوض كنم و با «اسرار رومي» نشان بدهم كه چگونه مي توان از انديشه ها و فضايل اين شاعر در زندگي بهره برد.
او در ادامه آورده است: از اشعار مولوي مي توان مسايل ساده زندگي، عشق و احترام و نيز رويارويي با مرگ را آموخت و در اين باره بهره ها گرفت. مولوي پرتو روشني است كه ما را در تاريكي هدايت مي كند.

  


هشتمين دوره جايزه «مهرگان» مهر امسال برگزار مي شود

 

مهر: هشتمين دوره از جوايز كتاب مهرگان براي دومين سال بدون وابستگي به شركت پكا به صورت خصوصي و با حمايت مالي و معنوي جمعي از اهالي فرهنگ برگزار مي شود.
بانيان جايزه كتاب سال مهرگان كه در رشته هايي چون ادب، كودك و نوجوان، علم و محيط زيست جايزه اعطا مي كنند هم اكنون سرگرم برنامه ريزي براي برگزاري دومين دوره اين جايزه مستقل و همچنين هشتمين دوره آن هستند.

  



«آن تايلر» لب به تمجيد از ايرانيان گشود

 

ايسنا: «آن تايلر» رمان نويس آمريكايي و همسر تقي مدرسي ايرانيان را انسانهايي خونگرم، مثبت انديش و شوخ طبع خواند كه با وجود پذيرش مهاجرت، آداب و سنن خود را فراموش نمي كنند.
«آن تايلر» برنده جوايز پوليتزر و كتاب ملي آمريكا كه بتازگي رماني با عنوان «كنكاش تا آمريكا» نوشته است، در مصاحبه اي با «نيوز بليز» گفت: اين داستان را از زندگي شخصي خودم برگرفته ام. علت اينكه در اين اثر به اصول خانواده و سنت ايرانيها پرداخته ام اين است كه شوهر من (تقي مدرسي) ايراني بود و با ايرانيها و فرهنگ آنها آشنايي كافي داشته ام. ايرانيها انسانهايي بسيار خونگرم، مهمان دوست، مثبت انديش و بسيار شوخ طبع هستند. اين ويژگي را در ديگر فرهنگها نتوانستم پيدا كنم.

  


هنرمندان ايراني در جشنواره كارتون چين جايزه گرفتند

 

مهر: 9 هنرمند كارتونيست ايراني در پنجمين جشنواره بين المللي FreeCartoonsWeb در چين جايزه گرفتند.
در اين جشنواره كه در دو بخش كارتون و كاريكاتور برگزار شد، محمد امين آقايي، شاهرخ حيدري جايزه نقره و جواد اكبرپور و رامين رضايي جايزه برنز اين مسابقه را كسب كردند.همچنين محمود نظري، داريوش رمضاني، پويا صاره، محمد علي خلجي و محمد رضا بابايي «جوايز موفقيت» اين مسابقه را به خود اختصاص دادند. مسعود شجاعي طباطبايي، مدير خانه كاريكاتور ايران يكي از اعضاي هيأت داوران اين جشنواره بود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com