تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-14
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 23مرداد ماه 1386

[ حوادث ]
 * اعدام، مجازات مردي كه 5 گلوله به دوستش هديه كرد
 * بازخواني يك پرونده ؛ كودكي كه شيطان صفت شد
 * قتل خاموش عروس 17 ساله در نيمه شب
 * با تلاش پليس آگاهي محقق شد؛ متلاشي شدن باند فوق حرفه اي سرقت در تهران
 * همكاري پسر با زن صيغه اي براي سرقت از منزل
 * مرد ايراني در آلمان به پرداخت 1000 سكه طلا محكوم شد
 * بزرگترين محموله عتيقه قاچاق از تهران به آمريكا نرسيد
 * سارقان بانك سر از دادگاه در آوردند
 * اسرار كشته شدن نگهبان در تلفن همراه نهفته است
 * به خاطر برگشت خوردن اسباب بازيها از آمريكا؛رئيس كارخانه اسباب بازي چيني خودكشي كرد!
 * دور دنيا در 80 روز با پرنده تك موتوره
 * بايگاني راكد

اعدام، مجازات مردي كه 5 گلوله به دوستش هديه كرد

 

گروه حوادث - مصدق: دادگاهي در تهران مردي را كه دوست صميمي اش را با شليك پنج گلوله به قتل رسانده بود، به قصاص نفس محكوم كرد.




به گزارش خبرنگار ما، ساعت 40/19 نوزدهم مرداد ماه سال گذشته وقتي ساكنان خيابان ششم شهرستان كرج با شنيدن صداي چند گلوله خود را به محل شليك گلوله ها رساندند، با پيكر نيمه جان مردي مواجه شدند كه بر اثر اصابت پنج گلوله بشدت مجروح شده بود.
با مرگ داريوش روي تخت بيمارستان تحقيقات پليسي و قضايي با حضور بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي كرج و كارآگاهان پليس آگاهي آغاز شد.
تيم تحقيق در بازجويي از همسر مقتول كه چهار دقيقه پس از وقوع حادثه در محل حاضر شده بود، به «علي اصغر» دوست خانوادگي و صميمي مقتول مظنون شده و 10 روز بعد وي را در خانه اش بازداشت كرد.
علي اصغر در جريان تحقيقات مقدماتي لب به اعتراف گشود و سپس صحنه قتل را بازسازي و انگيزه اش را معايب و مشكلاتي كه دوستش براي وي به وجود آورده بود، اعلام كرد.
با اعترافهاي صريح متهم، وي از سوي دادسراي جنايي كرج مجرم شناخته شد و پرونده اش را با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع گرديد.
صبح ديروز قاضي كوه كمره اي رئيس شعبه 74 به همراه چهار قاضي مستشار دادگاه كيفري استان تهران به جلسه رسيدگي به اين پرونده رسميت بخشيدند.
در ابتداي اين جلسه سيفي، نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست صادره پرداخت و گفت: در اين پرونده علي اصغر 40 ساله متهم است پس از آنكه متوجه شد «پروانه» همسر سابقش با دوست خانوادگي و صميمي اش ازدواج كرده، نقشه قتل وي را طراحي و عملي كرده است.
نماينده مدعي العموم اضافه كرد: با توجه به گزارشهاي مرجع انتظامي، اظهارات شهود، تحقيقات قاضي تحقيق پرونده، نظريه پزشكي قانوني، گزارش اسلحه شناسي، كشف آلت قتاله (اسلحه كلاشينكف) بازسازي صحنه قتل و اقرار صريح متهم، جرم انتسابي به علي اصغر از نظر دادسراي جنايي محرز است. بنابراين به درخواست اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي اشد مجازات قانوني (اعدام) نامبرده را دارم.
در ادامه و پس از دفاعيات وكيل اولياي دم كه وي نيز خواستار قصاص متهم بود، نوبت به «علي اصغر» رسيد و او بعد از آنكه از سوي رئيس دادگاه تفهيم اتهام شد، به دفاع از خود پرداخت و گفت: اتهام وارده را قبول دارم و اعتراف مي كنم با شليك پنج گلوله دوستم را تحت تأثير همسر سابقم به قتل رسانده ام.
وي سپس در تشريح ماجرا گفت: سال 74 با داريوش آشنا شدم از روزي كه با وي آشنا شدم، آتش به خانه ام افتاد. «پروانه» همسرم هر از گاهي با من قهر مي كرد و نزد خانواده داريوش مي رفت.
متهم به قتل اضافه كرد: سرانجام به درخواست مادر داريوش براي دوستم دختر مناسبي انتخاب كردم و به خواستگاري اش رفتم. اما ازدواج داريوش نيز پايان مشكلات و ناسازگاري همسرم نبود تا اينكه پس از 7 سال زندگي با پروانه، مجبور به طلاق او شدم.
وي افزود: مدتي بعد با زني آشنا شدم و با هم ازدواج كرديم تا اينكه سال 83 متوجه شدم داريوش همسرش را كه من براي او خواستگاري كرده بودم، طلاق داده و با «پروانه» همسر سابقم ازدواج كرده است.متهم در ادامه اعترافاتش ادعا كرد؛ دو سال از اين ازدواج مي گذشت كه يك روز هنگام خروج از محل كارم «پروانه» را ديدم كه پشت در شركت منتظرم بود به درخواست وي پاي صحبتش نشستم.
عامل جنايت ادامه داد: «پروانه» با گلايه از همسرش حقايقي را مطرح مي كرد كه تا آن موقع نمي توانستم تصورش را بكنم. او مي گفت، «داريوش» وقتي كه ما با هم ارتباط خانوادگي داشتيم، از وي عكس و فيلم گرفته بود و در گرفتن چك 100 ميليون ريالي از من و وصول آن نقش داشته و مهمتر اينكه ربودن بچه ام و اذيت و آزار او از سوي چند جوان به دستور داريوش بوده است.
علي اصغر در ادامه شرح ماجرا گفت: هر چند من «پروانه» را در تمام اين اتفاقها مقصر مي دانستم، اما ربودن بچه ام و اذيت و آزار وي گناهي نبود كه بخواهم مسبب آن را ببخشم. بنابراين وقتي از زن سابقم شنيدم كه حاضر است با من در انتقام از داريوش همكاري كند، نقشه قتل وي را طراحي كرديم.
وي در خصوص روز حادثه گفت: آن روز طبق قرار وقتي «پروانه» همسرش را به بهانه ديدن بستگانش به محل حادثه كشاند، من به طرفش رفتم و از او در خصوص ظلمهايي كه در حقم كرده بود، پرسيدم. اما هنگامي كه پاسخ داد «همين كه هست و هر غلطي كه مي خواهي، بكن» اسلحه ام را به طرفش گرفتم و دو گلوله به طرفش شليك كردم كه در همين هنگام «پروانه» با يك دستگاه پيكان به آنجا آمد. مي خواستم او را نيز كه باعث تمام اين حوادث بود، به قتل برسانم كه وي به قصد من پي برد و بلافاصله فرار كرد. در نتيجه، سه گلوله ديگر به طرف شكم و سينه داريوش شليك كردم و با سرعت از محل جرم فرار نمودم.
وي در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه اگر همسر مقتول در ارتكاب اين جنايت تو را تحريك كرده است، چرا پس از دستگيري، درجريان تحقيقات در دادسراي جنايي وي را متهم به دخالت در قتل همسرش نكردي؟ گفت: پروانه مادر بچه ام است ضمن آنكه نسبت فاميلي و قومي اجازه نمي داد تا او را درگير اين قتل كنم. اما الان و پس از آنكه در زندان متوجه شدم وي 9 ماه پس از مرگ داريوش براي سومين بار ازدواج كرده است، تصميم گرفتم حقايق را مطرح كنم.
وي در آخرين دفاع از خود گفت: مجدداً مي گويم اتهام قتل عمد داريوش را قبول دارم و اعتراف مي كنم تحت تأثير همسر سابقم، خانواده دوستم را عزادار و داغدار كردم. از زندگي ام خسته شدم و از هيأت قضايي مي خواهم كه هر چه زودتر حكم اعدام مرا صادر كند.
در ادامه اين دادگاه پروانه، همسر مقتول به درخواست قاضي كوه كمره اي به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و با رد تمامي ادعاهاي متهم گفت: من همسرم را دوست داشتم و هرگز در خصوص قتل همسرم اقدامي نكرده ام.
گفتني است، هيأت قضايي شعبه 74 پس از پايان اين جلسه وارد شور شدند و به اتفاق آرا «علي اصغر» را به اتهام قتل عمد به قصاص نفس محكوم كردند.

  


بازخواني يك پرونده ؛ كودكي كه شيطان صفت شد

 

قسمت اول
«ادكمپر» هنگامي كه پدربزرگ و مادر بزرگ خود را كشت 15 سال داشت. اما بعد از پنج سال از تيمارستان مرخص شد. قربانيان بعدي وي دختران جوان بودند.
«ادموند اميل كمپر» در بربانك كاليفرنيا در 18 دسامبر سال 1948 از مادري به نام «اي.اي» و پدري به نام «كرنل كمپر» به دنيا آمد. پدر و مادر وي از قد بلندي برخوردار بودند.
پدرش به عنوان يك برقكار مشغول كار بود، او يك قهرمان جنگي محسوب مي شد كه در واحد نيروهاي ويژه اروپا خدمت كرده بود. وي جمع آوري اسلحه را دوست داشت. منزل آنها از انواع سلاحها پر بود. «اد» جوان پدر خود را پرستش مي كرد. در سال 1957 پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند. وي به همراه مادر براي زندگي به مونتانا رفت. «اد» پدرش را از دست داد و اين امر بر وي تأثير بسزايي گذاشت.
«اد» در 9 سالگي گربه خانواده را زنده زنده سوزاند، سپس سرش را از تن جدا و آن را به طنابي آويزان نمود. وي از اين كار لذت مي برد و رؤياي كشتن انسانها را در سر مي پروراند. به تدريج اين حس در او قوت گرفت. وي در رؤياهايش اقدام به كشتن انسانها مي كرد. يك بار تمام عروسكهاي خواهرش را تكه تكه كرد. در مدرسه هم همكلاسي هايش از او حساب مي بردند. وي با وجود جثه كوچكش خوفناك شده بود.
«اد» در 15 سالگي نخستين تجربه كشتن را به دست آورد. قربانيانش والدين پدرش بودند كه با آنها در مزرعه شان در «نورث فورك» كاليفرنيا زندگي مي كرد. «اد» به همراه مادربزرگش در آشپزخانه نشسته بود. مادر بزرگش سرش غر مي زد. «اد» از كوره در رفت، بنابراين اسلحه اش را برداشت تا برود كسي را بكشد. مادربزرگ فرياد مي زد به پرندگان كاري نداشته باشد. وي برگشت و گلوله اي در سر مادربزرگش خالي كرد و دو گلوله نيز به پشت مادربزرگ اصابت نمود. «اد» در حالي كه جسد مادربزرگ را به سوي اتاق خواب مي كشيد صداي خودروي پدربزرگش را شنيد.
«اد» مترصد ورود پدربزرگش بود و با يك گلوله وي را از پاي درآورد. وي به پليس گفت: از اين امر متعجب بودم كه كشتن مادربزرگم چه احساسي دارد.
وي هرگز محاكمه نشد، زيرا او را مجنون روان پريش اعلام كردند. در دسامبر سال 1964 چند روز قبل از آنكه وي 16 ساله شود به دليل ديوانگي در بيمارستان بستري شد.
«اد كمپر» هنگامي از بيمارستان مرخص شد، به وي گفته شد براي زندگي نزد مادر خود نرود. پزشكان بر اين باور بودند كه مادر منشأ اغلب مشكلات وي بوده است. با اين حال، او به منزل مادرش رفت كه در آنجا مشاجره جدي در گرفت. «اد» با پول كافي كه جمع كرده بود راهي «آلمدا» نزديك «سان فرانسيسكو» شد. او آپارتماني با يكي از دوستانش اجاره كرد و اغلب اوقات در حال پرسه زدن در بزرگراههاي كاليفرنيا و به دنبال سوار كردن زنان جوان تو راهي بود.
ادامه دارد

  


قتل خاموش عروس 17 ساله در نيمه شب

 

گروه حوادث: براي مردي كه در جنايتي خاموش، همسر خود را در كرج به قتل رسانده بود به اتهام قتل عمد كيفرخواست صادر



شد.پرونده اين جنايت براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شده است.به گزارش خبرنگار ما، ظهر روز 30 ارديبهشت ماه سال جاري، كارآگاهان دايره ويژه قتل اداره آگاهي كرج در جريان قتل نوعروسي در منطقه حصارك بالا قرار گرفتند.بلافاصله تيم ويژه پليس جنايي در محل حاضر شده و به محض ورود به قتلگاه عروس جوان، با پيكر بي جان فرزانه 17 ساله در اتاق خوابش روبرو شدند. مقتول با ضربات متعدد كارد به قتل رسيده بود.با توجه به اينكه هيچ آثاري از ورود به زور به خانه مشاهده نشد مأموران احتمال دادند، فرزانه از سوي قاتلي آشنا به قتل رسيده است.به همين خاطر به بازجويي از علي، همسر 27 ساله مقتول پرداختند.او در نخستين بازجوييها گفت: ما در طبقه چهارم آپارتمان پدرم زندگي مي كرديم. ساعت هفت صبح آن روز پس از خداحافظي با همسرم راهي محل كار شدم، اما ظهر مادرم با من تماس گرفت و با نگراني گفت: همسرم در آپارتمان را قفل كرده و از او خبري نيست. من هم نگران و مضطرب به خانه آمدم و به ناچار در را شكسته و وارد خانه شديم، اما به محض ورود در كمال ناباوري در اتاق خواب پيكر خون آلود فرزانه را مشاهده كرديم.
وي ادامه داد: به محض ورود متوجه به سرقت رفتن طلا و جواهرات همسرم شدم و فهميدم او قرباني سرقت مرگباري شده است.
بررسيهاي پزشكان و كارشناسان قانوني حاكي از آن بود كه مقتول حداقل 12 تا 18 ساعت قبل از كشف جسد، قرباني جنايتي شده است. بدين ترتيب كارآگاهان با اطلاع از اين موضوع به تناقض گوييهاي همسر مقتول پي بردند. همچنين از سوي ديگر آنان دريافتند نوعروس هنگام قتل لباس رسمي به تن داشته است. بنابراين بازپرس پرونده دستور داد شوهرش به مدت 24 ساعت تحت نظر قرار گيرد.كارآگاهان كه از ابتدا به رفتار و گفتار داماد جوان شك كرده بودند، با توجه به سرنخها و تناقضهاي موجود، «علي» را مورد بازجوييهاي فني و پليسي قرار دادند.سرانجام پس از ساعتها بازجويي از وي، ساعت يك بامداد روز بعد او ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: شش ماه قبل با فرزانه ازدواج كردم.شب حادثه با هم به خانه پدرش رفتيم و بعد از صرف شام از او خواستم به خانه بر گرديم، اما فرزانه خواب آلود بود و دلش مي خواست شب همان جا بخوابد. اصرارهاي او براي ماندن در خانه پدرش به شدت شك مرا بر انگيخت.با اصرارهاي من، ساعت دو نيمه شب به خانه آمديم. او گريه كنان به من اعتراض كرد و ميان ما جر و بحث در گرفت. از او خواستم صدايش را پايين بياورد، اما او توجهي نكرد و من با كاردي كه از آشپزخانه برداشته بودم به سمت او حمله كردم. دهانش را گرفتم و از شدت ناراحتي و عصبانيت ضربات متعددي به او زدم. بعد با صحنه سازي سعي كردم نشان دهم كه او از سوي دزدان ناشناس به قتل رسيده است.متهم ادامه داد: بعد از كشتن همسرم، طلاهايش را برداشته و آنها را در يك ساختمان نيمه كاره مخفي كردم و بعد هم مثل هميشه به محل كارم رفتم.
پس از اعترافهاي متهم و بازسازي صحنه جنايت از سوي او، داديار شعبه اظهارنظر دادسراي جنايي كرج براي اين مرد به اتهام قتل عمد كيفرخواست صادر كرد و پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
مرد همسركش قرار است بزودي در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شود.

  


با تلاش پليس آگاهي محقق شد؛ متلاشي شدن باند فوق حرفه اي سرقت در تهران

 

گروه حوادث: يك مقام پليس آگاهي مركز از متلاشي شدن يك باند فوق حرفه اي سرقت خودرو در تهران خبر داد.




به گزارش خبرنگار ما، معاون مبارزه با سرقت وسايط نقليه پليس آگاهي تهران بزرگ صبح ديروز در جمع خبرنگاران رسانه هاي جمعي در تشريح اين خبر گفت: در پي گزارشهاي متعدد سرقت خودرو در طول سال گذشته و امسال، كارآگاهان پليس آگاهي مركز اقدامهاي خود را آغاز كردند تا اينكه با تحت نظر قراردادن سارقان سابقه دار موفق به شناسايي يك باند فوق حرفه اي شدند كه در سطح وسيعي از تهران اقدام به سرقت انواع مختلف خودرو مي كردند.
سرهنگ فريدون خالقي فر با اشاره به اينكه شناسايي باند ياد شده در فروردين ماه سال جاري انجام شد، افزود: تاكنون 45 نفر از اعضاي اين باند كه شامل هشت سارق، دو جاعل و 35 مالخر هستند در 15 عمليات پليسي دستگير شده اند.
به گفته وي، اعضاي اين باند كه به سركردگي سه سارق سابقه دار به نامهاي حسين، مجيد و نورالدين فعاليت مجرمانه مي كردند، تاكنون در بازجويي هاي پليسي به سرقت 70 دستگاه خودرو در تهران اعتراف كرده اند.
سرهنگ «خالقي فر» تعداد خودروهاي كشف شده از اين باند را 70 دستگاه اعلام كرد و افزود: شناسايي و كشف ديگر خودروهاي مسروقه توسط اين باند همچنان ادامه دارد.
معاون مبارزه با سرقت وسايط نقليه پليس آگاهي در ادامه به شيوه كار اين باند پرداخت و گفت: اعضاي اين باند با استفاده از شاه كليد و تخريب شيشه خودروها را سرقت مي كردند و سپس با زدن سند و نمره آنها را به فروش مي رساندند.
وي اضافه كرد: پرونده اعضاي اين باند براي رسيدگي قضايي به شعبه ششم دادسراي جنايي تهران ارجاع شد.
به گفته اين مقام پليس آگاهي آيتم هاي رديابي خودرو نسبت به گذشته رشد قابل ملاحظه اي داشته، به گونه اي كه هم اكنون اين آيتم ها از سه به 30 رسيده است.

  


همكاري پسر با زن صيغه اي براي سرقت از منزل

 

گروه حوادث-زنجاني: زني به اتهام دو فقره سرقت از منزلي در مشهد دستگير و زنداني شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت زني مبني بر اينكه مقاديري زيورآلات طلا و مدارك از منزلم واقع در كوي امام هادي(ع) مشهد به سرقت رفته است، پرونده اي در شعبه 55 دادياري تشكيل شده و با دستور قاضي شاكر تحقيق مأموران انتظامي براي شناسايي و دستگيري سارق آغاز شد.
برپايه اين خبر شاكي در جريان تحقيقات مأموران انتظامي گفت: همسر موقت فرزندم در اين مدت منزلم را در اختيار داشته است، بنابراين به وي مظنون هستم.مأموران انتظامي با دستور قاضي شاكر همسر موقت فرزند شاكي را به اداره آگاهي احضار كردند كه اين زن در بازجويي اعتياد به موادمخدر و سرقت از منزل مورد نظر را پذيرفت.اين زن گفت: اموال شاكي را با همكاري فرزند وي كه در آن زمان همسرم بود، به سرقت برديم.متهم با دستور قاضي شاكر روانه زندان شد و تحقيق به منظور كشف طلاها و مدارك مسروقه ادامه دارد.

  


مرد ايراني در آلمان به پرداخت 1000 سكه طلا محكوم شد

 

با حكم دادگاه «تسواي بروكن» ايالت راين لندفالتس آلمان، يك مرد ايراني موظف به پرداخت هزار سكه طلا به همسر پيشين خود شد.
به گزارش ايسكانيوز، هزار سكه بهار آزادي، ميزان مهريه اي بود كه مرد ايراني 11 سال پيش و هنگام ازدواجش در ايران، ضمانت پرداخت آن را به همسر خود بر عهده گرفت.
پس از مهاجرت اين زن و شوهر به آلمان، زندگي مشتركشان دوام نياورد، به طلاق كشيد و خودداري «مهران» از پرداخت مهريه و استدلالش مبني بر معتبر نبودن چنين قانوني در آلمان با توجه به داشتن تابعيت آلماني، منجر به شكايت زن و بررسي پرونده در دادگاه تسواي بروكن شد.
رأي قاضي اما بر خلاف پيش بيني هاي «مهران» از آب در آمد؛ دادگاه بر اساس موافقت نامه اي كه سال 1929 ميان آلمان و ايران منعقد شده شكايت زن را قانوني دانست و درخواست او را به رسميت شناخت.پس از برآوردهاي انجام شده، يك هزار سكه بهار آزادي به شاكيه تعلق گرفت.
گزارش ايسكانيوز مي افزايد، مهريه مي بايست پس از صدور حكم طلاق پرداخت شود اما زن با توجه به رأي صادره اين حق را داراست تا زودتر از موعد آن را بگيرد.

  


بزرگترين محموله عتيقه قاچاق از تهران به آمريكا نرسيد

 

بزرگترين محموله عتيقه قاچاق كه از لحاظ حجم و ارزش در 15 سال اخير، نادر است در گمرك جنوب تهران كشف شد.




به گزارش ايسكانيوز، كارشناس آثار تاريخي سازمان ميراث فرهنگي استان تهران گفت: اين محموله شامل مجموعه اي عتيقه ايراني، آثار هنري اروپايي و كالاهاي مربوط به هنر شرق در آيين بوداست كه در پوشش اثاثيه  خانه به گمرك ارائه شده و قرار بود به آمريكا قاچاق شود.
حسن قراخاي بهار افزود: نمونه هايي نفيس از اين مجموعه كه در زمره آثار فرهنگي نخبه و كمياب محسوب مي شود به اين شرح است: ظرف منقوش و كتيبه دار كه به تاس دوره صفويه معروف است و نمونه آن در موزه رضا عباسي نگهداري مي شود، شمعدان و تنگ مسي مزين به كتيبه به خط كوفي و به زبان عربي، كوزه دوقلوي خاكستري رنگ براي هزاره اول (عصر آهن 1)، ظرف سفالي منقوش با آبريز ناوداني كه از آثار شاخص تمدن سيلك بوده است و نمونه هاي آن در موزه ملي ايران و موزه لوور فرانسه نگهداري مي شود و به هزاره اول (عصر آهن 1) مربوط است.
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان تهران اعلام كرد: بت هاي مفرغي لرستان متعلق به اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد، كاسه هاي سفالي لعابدار قرون 4 تا 7 هجري قمري، تنگ قليان و سر قليان از جنس چيني و مزين به تصوير ناصرالدين شاه و رجال قاجاري، قرآن خطي بسيار نفيس با تذهيب كامل صفحات اوليه و جلد نقاشي شده لاكي روغني داراي تاريخ كتابت و مربوط به دوره ناصرالدين شاه، ظروف كريستال و شيشه اي كه جزو آنتيكهاي اروپايي بوده و به اواسط قرن 19 ميلادي مربوط است و مجموعه اي بودايي و قطعات مربوط به هنر بوديسم كه قدمت آنها به قرون 12 تا 19 ميلادي باز مي گردد.
قراخاني خاطرنشان ساخت: كشف چنين محموله اي با اين ابعاد در 15 سال اخير از آن جهت نادر است كه پس از كشفيات سال 1370 وزارت اطلاعات كه منجر به ضبط دهها هزار عتيقه ايراني از قاچاقچيان شد، اين نخستين بار است كه چنين محموله اي از نظر حجم، اندازه و كيفيت از آنان به دست مي آيد.
وي اظهار داشت: اين مجموعه شامل بيش از 300 قلم عتيقه است كه شناسايي و فهرست برداري از آنها ادامه دارد.
كشف اين مجموعه در پوشش اثاثيه خانه نشان مي دهد در گمركها و مبادي خروج كالا از كشور بايد توجه بيشتري به قاچاق عتيقه شود.

  


سارقان بانك سر از دادگاه در آوردند

 

گروه حوادث- ماني قرباني: پرونده دو سارق كه به شيوه فيلمهاي پليسي قصد سرقت مسلحانه از بانكي در جاده ملارد داشتند با صدور كيفرخواست براي متهمان به دادگاه فرستاده شد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك و نيم بعدازظهر دوشنبه، 25 تيرماه سال جاري، پسر جواني در حالي كه يك كلت و نارنجك جنگي در دست داشت وارد بانك تجارت شعبه حافظيه جاده ملارد شد.
جوان مسلح با گرفتن اسلحه اش به سوي كاركنان و مشتريان بانك تهديد كرد در صورت مقاومت اقدام به تيراندازي مي كند.
دزد مسلح سپس به سراغ رئيس بانك رفت و با كشيدن ضامن نارنجك، كيسه اي كه همراهش بود را روي زمين انداخت و از كاركنان بانك خواست آن را پر كنند.
مرد مسلح همان موقع يكي از مشتريان را به عنوان گروگان گرفت و از او خواست پولهاي موجود در بانك را داخل كيسه بريزد. پس از سرقت پولها دزد جوان همراه گروگانش قصد خروج از بانك را داشت، اما از آنجا كه حاضران به رفتارهاي مرد گروگان مشكوك بودند او را قبل از خروج دستگير كردند. مرد مسلح با مشاهده اين صحنه همراه كيسه پولها از بانك خارج شد و با تهديد راننده يك تاكسي از محل حادثه گريخت.
مأموران كلانتري 32 فرديس كه از طريق تماسهاي مردمي در جريان سرقت مسلحانه قرار گرفته بودند، بلافاصله به تعقيب خودرو تاكسي پرداختند تا اينكه با كمك مأموران بسيج حوزه پنج فرديس، خودرو را متوقف و سارق مسلح را دستگير كردند.
دو جوان دستگير شده در ادامه به اداره آگاهي فرديس منتقل شدند و در بازجوييها به همدستي در اين سرقت اعتراف كردند.
«ساسان» طراح نقشه سرقت در بازجوييها گفت: به دليل مشكلات مالي از حدود دو هفته قبل نقشه سرقت از بانك را طراحي كردم، چند بار به عنوان مشتري به آنجا رفته و همه چيز را بررسي كردم. مي دانستم حدود ساعت يك بعدازظهر بانك خلوت است، به همين خاطر با همدستي دوستم «مسلم» نقشه گروگانگيري ساختگي براي سرقت را اجرا كرديم.وي افزود: من چند بار از بانك تقاضاي وام كردم اما با آن مخالفت شد به همين خاطر تصميم به سرقت گرفتم. من قصد داشتم با پول سرقتي كاري را شروع كنم تا بتوانم از فقر رهايي يابم.
سارق مسلح درخصوص نقشه اش گفت: قرار بود ابتدا همدستم وارد بانك شود. سپس من وارد شوم و او را به گروگان گرفته و با سرقت پولها از محل فرار كنيم.
كارآگاهان پليس آگاهي كه احتمال مي دادند سارقان مرتكب سرقتهاي ديگري نيز شده باشند به بازجويي از آنها ادامه دادند.
ساسان به سرقت مسلحانه يك دستگاه پرايد نيز اعتراف كرد و گفت: ابتدا قصد داشتيم با پرايد سرقت را انجام دهيم اما بعد منصرف شديم.
اعضاي اين باند علاوه بر سرقت مسلحانه از بانك و سرقت پرايد اعتراف كردند چندي قبل 20 ميليون ريال تراول چك مردي را نيز سرقت كرده بودند كه مالباخته پس از مواجهه حضوري متهمان را شناسايي كرد.
اعضاي اين باند براي اينكه مالباخته نتواند آنها را تعقيب كند قبل از سرقت، لاستيكهاي خودروي او را پنچر كرده بودند.
با تكميل تحقيقات در دادسراي جنايي كرج براي اعضاي اين باند به اتهام سرقت ناكام از بانك، سرقت خودروي پرايد و چندين فقره كيف قاپي، كيفرخواست صادر شد.
پرونده اعضاي اين باند در ادامه براي رسيدگي به دادگاه عمومي كرج فرستاده شد.

  


اسرار كشته شدن نگهبان در تلفن همراه نهفته است

 

مرد جواني كه به اتهام دست داشتن در كشتن كارگر يك كارگاه بازداشت شده است، در حضور بازپرس جنايي تهران منكر دخالت در جنايت شد.
به گزارش ايسكانيوز، زنگ تلفن همراه بازپرس «حسين اصغرزاده» كشيك دادسراي جنايي تهران، عصر 17 ارديبهشت 1386 به صدا درآمد و از كلانتري 157 مسعوديه خبر رسيد ملاقلي 57 ساله در اتاق نگهباني يك شركت، قرباني جنايت شده است.
اين مقام قضايي و پليس جنايي تهران خيلي زود به ساختمان مورد نظر رفتند و با ديدن جنازه «كاردآجين» رسيدگي به ماجرا را دستور كار خود قرار دادند.
شواهد نشان مي داد مرد نگون بخت، قرباني دستبرد شده است و با به دست آمدن نخستين سرنخها از طريق بررسي ريز فهرست مكالمه هاي تلفن همراه ملاقلي، يك متهم رديابي و در رباط كريم دستگير شد.
مهدي 30 ساله، در حضور رئيس شعبه دوم دادسراي ناحيه 27 منكر جنايت شد و ادعا كرد تلفن همراه قرباني را در خيابان پيدا كرده است!
ادامه گزارش مي افزايد، بازپرس اصغرزاده پس از شنيدن حرفهاي متهم، او را با قرار قانوني روانه بازداشتگاه كرد و بررسي هاي افسران دايره 10 آگاهي مركز در مورد ادعاهايش ادامه يافت.

  


به خاطر برگشت خوردن اسباب بازيها از آمريكا؛رئيس كارخانه اسباب بازي چيني خودكشي كرد!

 

رئيس يك شركت اسباب بازي سازي چين كه به خاطر رنگهاي مضر توليداتش محور جنجالهاي زيادي در آمريكا شده بود، خودكشي كرد.
به گزارش فارس به نقل از آسوشيتدپرس، يك روزنامه محلي گزارش داد كه «ژانگ شوهانگ» رئيس شركت«Lee Der» تنها چند روز بعد از اينكه چين اعلام كرد موقتاً صادرات اين شركت را متوقف كرده است خودكشي كرد.
شركت Mattle آمريكا در اين ماه 967 هزار اسباب بازي توليدي اين شركت چيني را به اين علت كه رنگ اين اسباب بازيها داراي ميزان غير مجازي از سرب است، باز گردانده بود.
اين روزنامه گزارش داد رنگهاي اين شركت از نزديكترين دوست رئيس خريداري گرديده بود «ليو» يكي از مديران اين شركت ادامه داد: در چين خودكشي رؤسا بعد از رسوايي يك عرف است.
چندي پيش نيز يك شركت نيويوركي 5/1 ميليون اسباب بازي چيني را به خاطر رنگهاي سربي آن برگشت داده كه دولت چين نيز به همين دليل تحريمهايي را بر آنها اعمال كرده بود.

  


دور دنيا در 80 روز با پرنده تك موتوره

 

دو خلبان آلماني كه در فرودگاه «پنوم پن» كامبوج سرگرم هل دادن هواپيمايشان هستند، مي خواهند به دور دنيا سفر كنند.
به گزارش ايسكانيوز، «يووه توماس كارستنزن» 60 ساله و «سباستيان رتهمل» 27 ساله، با هواپيماي تك موتوره مارك سسنا (Cessna T206H) دنيا را دور خواهند زد.
با چنين هواپيمايي بايستي 270 ساعت تمام بدون وقفه پرواز كرد تا بتوان دور زمين را گشت. سفر به دور زمين با هواپيماي تك موتوره تا كنون 137 بار صورت گرفته است.
گزارش ايسكانيوز مي افزايد، سفر خلبانان آلماني ظرف 80 روز انجام مي شود و 14 سپتامبر در فرودگاه هانوفر آلمان به پايان مي رسد.

  


بايگاني راكد

 

شماره 106 وقايع اتفاقيه پنج شنبه اول جمادي الاول  1269 ه.ق برابر 1231ه.ش
بعضي از سياحان در روي دريا نوشته اند و گفته اند كه مار بزرگي در دريا ديده اند كه شايد سي- چهل ذرع بيشتر درازي داشته باشد، اكثر مردم باور نمي كنند كه اينطور جانور غريب وجود داشته باشد و حكايت اغراق سياحان مي دانند، اگر چه چهار سال پيش از اين يكي از اين قسم مارها ديده اند و شكلش را هم كشيده اند در اين روزها هم يكي از اهل كشتي كه به سمت مدرسس مي رفت يكي از اين مارها را ديده بود. شخصي از اهل آن كشتي كه اين گزارش را نوشته است نزديك به ظهر بود و در اتاق پايين كشتي طعام مي خورد يك بار صداي كشتيبانها بلند شد بالا رفته ديده كه نزديك كشتي يكي از مارهاي بزرگ بود و سر و گردنش تا پنج ذرع و نيم يا شش ذرع از آب بيرون بود و يالي داشت مانند مرغابي به دور او جمع شده بود و در ميان آب راه مي رفت و آب را مانند كشتي كوچك مي شكافت از تركيب سر و گردنش گمان مي كردند بيست و هفت يا سي ذرع داشته باشد صاحب كشتي، كشتي را به طرف او رانده و به قدر بيست قدم كه مانده به او برسد مار به آب فرو رفت.

شماره 106 وقايع اتفاقيه پنج شنبه اول جمادي الاول  1269 ه.ق برابر 1231ه.ش
چهار سگ در پشت بام حمام واقع در محله چالميدان با هم جنگ مي كرده اند چون در روي قبه خزانه بودند قبه خراب شده و هر چهار سگ به ميان خزانه آب افتاده اند چند نفر زن در ميان آب بوده اند وحشت نموده و فرار كرده اند و يكي از زنها نيز از شدت وحشت ضعف كرده بوده است بعد استاد حمامي را خبر كرده بودند و آمده سگها را از خزانه بيرون آورده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com