تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-15
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 24مرداد ماه 1386


مذاكره موضوعي كهنه ، جنجالي جديد

 

* غلامرضا قلندريان

آنچه در روزهاي اخير در ارتباط با موضوع مذاكره بين ايران و آمريكا در رسانه ها انعكاس يافته است، تنها درباره عراق مصداق دارد و تجديد نظر در سياستهاي راهبردي جمهوري اسلامي شمرده نمي شود. ايران در راستاي كمك به مردم ستمديده و مسلمان عراق و نجات آنان از اوضاع مصيبت بار كنوني در مسير مذاكره با آمريكا گام برداشت، چنانكه بايد گفت، هدف از اين مذاكره، تفهيم اتهام اشغالگري به مقامهاي آمريكايي بوده است.
موضوع مذاكره، پديده اي جديد نيست كه افكارعمومي ايران و جهان با آن بيگانه باشد، بلكه اين مسأله سالهاست به فراخور حوادث سياسي، منطقه اي و جهاني به عنوان يك سوژه گسترده رسانه اي مطرح مي شود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، هنگام مطرح شدن بحث مذاكره، دو تفكر موافق و مخالف همواره در مقابل يكديگر رويارويي نموده و با اتخاذ مواضع متفاوت ديدگاههايشان را در معرض قضاوت اذهان عمومي قرار داده اند. اكنون قبل از پرداختن به مقوله ياد شده، بايد مؤلفه مذاكره مورد واكاوي قرار گيرد. به سخن ديگر، بايد مشخص شود مراد از مذاكره در عرف روابط بين الملل چيست؟
آنچه از اين مفهوم مستفاد مي شود، نوعي بده بستان و داد و ستد سياسي است. در واقع، دو بازيگر بين المللي هنگامي كه از گفتگو سخن مي گويند، به رد و بدل كردن محموله هاي سياسي مي انديشند. اينك بايد ديد با توجه به اين مفهوم، اگر مقوله ياد شده در دستور كار طرفين قرار گيرد، ايران اسلامي چه چيزي را مي خواهد به طرف معامله (آمريكا) بدهد و متقابلاً چه دستاوردي نصيب كشور خواهد شد. مقام معظم رهبري در اين زمينه معتقدند: «... تو از انقلاب اسلامي، به آمريكا چه مي خواهي بدهي، تا چيزي از او بگيري؟ ... والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمدي، ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پايبنديتان دست برداريد. او مي خواهد شما اين گردن برافراشته را نداشته باشيد؛ حاضريد؟»
اينك بايد ديد در صورت فتح باب مذاكره، اين روند چه نسبتي با تأمين منافع و امنيت ملي ما دارد.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، ايران بالاترين مرتبه روابط سياسي، اقتصادي، نظامي و فرهنگي را با آمريكا داشت؛ اين درحالي است كه در اوج گرمي مناسبات سياسي، كشورمان با مشكلات عديده اقتصادي دست و پنجه نرم مي كرد. بر كسي پوشيده نيست كه ژئوپلتيك ايران قبل از سال 1357 با توجه به سلسله مراتب قدرت و تعاملهاي بين المللي موجود، از جايگاه منحصر به فردي برخوردار بود، اما شرايط مذكور نتوانست كشور را از معضلات اقتصادي نجات دهد.به منظور تبيين ماهيت افكار مقامهاي كاخ سفيد نسبت به روابط با ديگر واحدهاي سياسي، مي توان رابطه آمريكا را با ويتنام مورد بررسي قرار داد؛ چنانكه اين كشور با وجود 5 سال تلاش نتوانست وام 500 ميليون دلاري را از طرف آمريكايي دريافت نمايد. همچنين مي توان از كشور تركيه ياد كرد كه با وجود عضويت در ناتو و قبل از به قدرت رسيدن حزب اسلام گراي اردوغان، كارگزاران دستگاه ديپلماسي اين كشور در راستاي صيانت از اصول سكولاريسم كه همسو با سياستهاي آمريكاييهاست؛ از هيچ كوششي دريغ نمي نمودند، ولي همين كشور سالهاست براي ورود به اتحاديه اروپا تلاش مي كند و هنوز موفق به آن نشده است.
بنابراين، همگرايي با سياستهاي آمريكا در منطقه و جهان دليلي براي مرتفع شدن مشكلات نيست. از سوي ديگر، كساني كه بهبود وضعيت اقتصادي را يكي از دستاوردهاي رابطه با آمريكا مي دانند، نبايد فراموش كنند كه اقتصاد اين كشور رو به افول است و از جايگاه گذشته برخوردار نيست.
اكنون فارغ از چگونگي مذاكره، كشور ياد شده براي ورود به اين حوزه پيش شرطهايي را قائل است. آنان اتهامهايي را متوجه راهبردهاي جمهوري اسلامي مي دانند و خواهان رفع ابهامهاي آن مي باشند. شروط آنان براي مذاكره، روشن شدن وضعيت ايران با مقوله هاي تروريسم، سلاحهاي كشتار جمعي، روند صلح خاورميانه و حقوق بشر مي باشد. امروزه اكثر تحليلگران سياسي اين موضوع را بدون ترديد باور دارند كه نگرش حقوقي و فني در گروگان منافع برخي صاحبان زر و زور است تا از اين رهگذر با تشديد فشارها از طريق ابزارهاي به ظاهر حقوقي، ولي با ماهيت سياسي و امنيتي، بازيگران مستقل را در استمرار سياستهايشان با نااميدي مواجه كنند تا آنها به دامن كشورهاي استكباري بازگردند.آمريكا در حالي اتهام توليد سلاحهاي كشتار جمعي را به ايران نسبت مي دهد كه تاكنون از ارايه مدرك محكمه پسند و قرينه اي كه حتي همپيمانان آنها بپذيرند، ناتوان بوده است. مقامهاي كاخ سفيد در اقدامي برخلاف عرف بين المللي، با استفاده از ابزارهاي گوناگون رسانه اي و با ايجاد جنگ رواني گسترده، درصدد القاي اين موضوع هستند كه ايران را داراي تسليحات كشتار جمعي معرفي كنند كه هنوز ادعاهاي آنان در بوته ترديد محور غرب مي باشد. از سوي ديگر، نبايد فراموش كرد كه اظهارات بي اساس آنان در حالي در مورد ايران از فراواني برخوردار مي باشد كه اسرائيل با داشتن 200 تا 300 كلاهك اتمي، از ديد ناظران حقيقي و حقوقي سازمان ملل پنهان مانده است.
حقوق بشر، مقوله ديگري است كه همواره عليه جمهوري اسلامي مطرح مي كنند؛ در حالي كه برخي از طرفداران جبهه استكباري با وجود داشتن نظامهاي سياسي مستبد، از هرگونه اتهامي مبني بر نقض حقوق بشر مبرا مي باشند.روند صلح خاورميانه موضوع ديگري است كه از آن به عنوان شروط رابطه ياد مي كنند و اتهام اخلال در روند صلح مذكور را متوجه ايران مي دانند. گذشت زمان ثابت نموده است كه آنچه در خصوص مقوله صلح از آن سخن به ميان مي آيد، اكنون در سايه زياده طلبيهاي اسرائيل دفن شده و جمهوري اسلامي از همان ابتدا با اين ايده مخالفت نمود، زيرا روند موجود را يك ايده خطرناك مي دانست كه براي اعراب و فلسطينيها سودي نداشته است.حمايت از تروريسم مؤلفه ديگري از شروط آمريكا براي ورود به كريدور رابطه مي باشد. آنها جمهوري اسلامي را كه خود قرباني تروريسم مي باشد، همواره به عنوان حامي اين پديده زشت و غيرانساني معرفي نموده و خواستار عدم پشتيباني آنان از سوي ايران شده اند. همان گونه كه پس از حوادث 11 سپتامبر با نگاهي دوگانه و تهديدهاي گسترده سعي داشتند در كشورهاي منطقه اين موضوع را القا نمايند كه ايران پناهگاه تروريستهاست، ولي مقام معظم رهبري، با اين عنوان كه «ما با تروريستها نيستيم و تروريسم را نيز محكوم مي كنيم و حركت آمريكاييها در افغانستان يك حركت تروريستي است» مواضع ايران را اعلام و نقشه آنها را خنثي كردند.با اين اجمال، از نگرشهاي موجود درخصوص رابطه با آمريكا مي توان به اين نتيجه رسيد كه استراتژي مسؤولان نظام جمهوري اسلامي در رابطه با آمريكا دچار استحاله مفهومي نشده است، بلكه همان آرمانهاي امام راحل(ره) اكنون از لسان مقام معظم رهبري ادا مي شود و آمريكا همان شيطان بزرگ است كه نه تنها نسبت به سياستهايش تجديد نظر نكرده است، بلكه شواهد، بر تشديد دشمنيها با آرمانهاي جمهوري اسلامي دلالت دارد. دولتمردان كشورمان نيز همگي بر اين مهم اجماع نظر دارند و متناسب با سناريوهاي دشمن از مواضع اصولي و استدلالي خويش دفاع خواهند نمود.
به نظر مي رسد بازتابهاي خارجي نسبت به سخنان اخير آية ا... هاشمي رفسنجاني شروع يك جنگ رواني از سوي بد خواهان نظام اسلامي است كه سعي دارند با راه اندازي پروپاگانداي تبليغي و ايجاد اختلاف بين مسؤولان، اهداف خود را دنبال نمايند. نبايد فراموش نمود، هنگامي كه در ارتباط با رابطه با آمريكا از آقاي هاشمي رفسنجاني سؤال شد، در پاسخ اعلام نمودند كه اگر آمريكاييها داراييهاي ما را آزاد كنند، ما اين حركت آنان را نشانه حسن نيت شان مي دانيم. به عبارت ديگر، حتي ايشان پاسخ طرف آمريكايي را دليل رابطه و مذاكره قلمداد نمي كردند و پايبندي خود را به اصول سياست خارجي ايران، آرمانهاي امام راحل(ره) و رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب نشان داده اند.شايان ذكر است آمريكا و هژموني سلطه همواره تلاش مي كنند با بهره گيري از تاكتيها و فراتاكتيكهاي رسانه اي موج جديدي از بحرانهاي سايبر و فرضي عليه جمهوري اسلامي ايران ايجاد نمايند تا بتوانند با استراتژي تفرقه، افكارعمومي را در مسير اهداف كاذب خود هدايت نمايند، لذا ضرورت دارد، در شرايط فعلي همه مسؤولان كشور با هارموني مواضع خويش با نظام، در راستاي منويات مقام معظم رهبري و در جهت تحقق اتحاد ملي بكوشند تا دشمن نتواند با اختلاف افكني و استفاده از ترفندهاي تبليغي، به اهدافش اميدوار شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com