|
گروه سياسي- محمدي: سياستهاي مداخله جويانه ايالات متحده ادامه مي يابد.

رقابت نامزدهاي دوره آينده رياست جمهوري ايالات متحده در حالي پيگيري مي شود كه بحث درباره مهمترين مسائل پيش روي اين كشور، سهم چنداني در مناظرات انتخاباتي ندارد. نوآوريهاي كانديداها براي جلب نظر و مشاركت رأي دهندگان، بيشتر معطوف به برخي تغييرات شكلي و ابزاري است. در اين ميان، گرايش به استفاده از رسانه هاي نوين كه پيش از اين كاربرد سياسي- انتخاباتي نداشته اند، بيش از موارد ديگر به چشم مي آيد. به قول چارلي ريس، روزنامه نگار كهنه كار آمريكايي، مبارزات انتخاباتي همه نامزدها - به جز دكتر ران پاول كه نمايندگي ايالت تگزاس را در كنگره آمريكا بر عهده دارد- بر اين فرض استوار است كه سياست خارجي مداخله جويانه ايالات متحده بايد ادامه يابد. كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا تنها در مورد جزئيات و چگونگي مداخله در امور ديگر كشورها با هم اختلاف نظر دارند. اين روزنامه نگار آمريكايي در يادداشتي با عنوان «چه كسي اهميت مي دهد؟» نوشته است: از آنجا كه احتمال پيروزي دكتر ران پاول در انتخابات اندك است، بنابراين تضمين مي كنم بي توجه به آنكه چه كسي برنده انتخابات مي شود و به كاخ سفيد راه مي يابد، سياست شكست خورده مداخله جويي همچنان پيگيري خواهد شد. اين روند همانند گذشته از تحقق صلح جلوگيري مي كند و در نهايت به سقوط آمريكا منجر مي شود. ايالات متحده تنها تا زماني كه به مرحله فروپاشي نرسيده است، مي تواند همچنان به اتلاف منابع انساني و اقتصادي خود ادامه دهد. پس از آن، آمريكا نيز به جرگه امپراطوريهاي از دور خارج شده اي مانند بريتانيا، فرانسه، هلند و شوروي مي پيوندد. چارلي ريس از اين مسأله به عنوان دليل بي علاقگي به رقابتهاي انتخابات رياست جمهوري آمريكا ياد مي كند و ادامه مي دهد: ايالات متحده - نه به لحاظ اخلاقي و نه به لحاظ قانوني- حق دخالت در امور داخلي هيچ كشوري را ندارد و از آنجا كه توسط هيچ كشور يا دولتي تهديد نمي شود، به همپيمان نيازي ندارد. هنگامي كه جنگي رخ مي دهد، همپيمانان و متحدان به پشتيباني از شما وارد ميدان مي شوند و با پايان جنگ، نياز به داشتن همپيمان نيز خود به خود از ميان مي رود.جرج واشنگتن، خردمندترين رئيس جمهور ايالات متحده، سالها پيش به ما(آمريكاييها) در مورد مداخله جويي و نيز نفوذ لابيهاي خارجي هشدار داد. همان گونه كه جرج واشنگتن گفته است، دليلي وجود ندارد كه آمريكا خود را درگير توطئه چيني، دشمني و جنگهايي بكند كه بيشتر نقاط جهان را در كام خود فرو مي برند. تنها ارتباط ما با دنياي خارج بايد براي تجارت و بازرگاني باشد. مسأله تروريسم را كه نتيجه مستقيم سياست مداخله جويانه آمريكاست، نمي توان جنگ ناميد. تروريسم در واقع كشمكش و درگيري ايالات متحده با چند نفر است كه با كنار گذاشتن سياست خارجي مداخله جويانه، رفته رفته محو مي شود. تروريسم جنگ نيست كه بتوان با عمليات نظامي در آن به پيروزي رسيد، بلكه با فعاليتهاي پليسي و اطلاعاتي فقط مي توان آن را كنترل كرد. هر آمريكايي بايد بيزاري خود را از رو به رو شدن با دكترين جنگ پيشدستانه اعلام كند؛ زيرا جنگ پيشدستانه در حقيقت جنگ تجاوزكارانه و ستيزه جويانه است كه زماني در دستور كار آلمان هيتلري و امپراطوري ژاپن قرار داشت. به نظر مي رسد، بسياري از آمريكاييها از رويكرد جنگ پيشدستانه حمايت مي كنند كه از اين بابت بايد شرمسار بود. با اين وصف، آمريكاييها هرگز نبايد ژاپن را به سبب ماجراي پرل هاربر، رايش سوم را به دليل حمله به لهستان يا اتحاد شوروي را به خاطر تهاجم به افغانستان سرزنش كنند؛ چون بين آنها و مردمي كه براي هيتلر هورا مي كشيدند، تفاوتي وجود ندارد. دكترين موسوم به «جنگ بشردوستانه» كه نخستين بار توسط بيل كلينتون براي توجيه مداخله در امور بالكان ارائه شد، از كنار هم گذاشتن واژگان متناقض به دست آمده است؛ چرا كه جنگ اساساً پديده اي ضدانساني است. هيچ انسان خردمندي نمي تواند مرگ و ويراني تحميلي را با برچسب «انسان دوستي» توجيه كند. تراژدي بزرگي كه در نتيجه مداخله جويي به بار آمده است، چيزي نيست جز مانع تراشي و كارشكني در مسير تبديل شدن آمريكا به يك كشور صلح جو و پررونق. براي رازگشايي از دلايل تضعيف زيرساختهاي اقتصادي، آموزش عمومي، خدمات بهداشتي و ...، كافي است به هزينه هاي امپراطوري آمريكا - از بودجه هاي نظامي و اطلاعاتي گرفته تا هزينه جنگها- نگاهي بيندازيد. بدترين آدمها با دستاويز قرار دادن بدترين بهانه ها براي رسيدن به بدترين هدفها، در حال خشكاندن درياي گنجينه هاي آمريكا هستند. در اين شرايط، كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا بي توجه به واقعيات جاري در دنياي پيراموني در نمايشهاي تلويزيوني غرق شده اند و درباره توسل به راهبردهاي تازه براي ادامه مداخله جويي مناظره مي كنند؛ درست مانند مسافران ثروتمند تايتانيك كه غافل از اوضاع اطراف، سرگرم چانه زني تجاري و سوداگري بودند. |