|
*غلامرضا قلندريان
نشست امروز سران شانگهاي در بيشكك پايتخت قرقيزستان، با توجه به مسائل موجود بين المللي، متفاوت از اجلاس گذشته اين سازمان ارزيابي مي شود. اعزام 508 خبرنگار از 16 كشور جهان به بيشكك براي پوشش خبري مناسب به نشست سران، گوياي افزايش نقش و اهميت سازمان شانگهاي به عنوان يك ساختارمنطقه اي تازه تأسيس است. ائتلافهاي منطقه اي در شرايطي ايجاد مي شوند كه شكل بنديهاي قدرت در سياست بين الملل با تغييراتي همراه گردد، جهت گيري سياسي و رفتار بين المللي كشورها دگرگون شود و اهداف جديدي در سلسله مراتب اولويت سياسي، اقتصادي و امنيتي كشورها به وجود آيد. در اين شرايط، جلوه هايي از همكاري و تعارض به وجود مي آيد. كشورها تلاش مي كنند اهداف خود را از طريق حداكثر سازي همكاريها و همچنين ايجاد ائتلاف بين نيروهاي موجود تأمين نمايند. اين روند پس از فروپاشي نظام دو قطبي، مطلوبيت بيشتري يافت. به طور كلي، زماني كه خلا قدرت ايجاد مي شود، بازيگران تلاش مي كنند تا اهداف خود را از طريق ائتلافهاي جديد تأمين نمايند، زيرا سياست بين الملل بدون وجود نهادهاي حمايتي تداوم چنداني نخواهد داشت. تشكيل «سازمان همكاريهاي شانگهاي» از ايده هاي «دنگ شيائوپينگ» رهبر فقيد چين و معمار اصلاحات اقتصادي اين كشور است. اين سازمان در سال 1997 در شانگهاي چين توسط پنج كشور چين، روسيه، قزاقستان، قرقيزستان و تاجيكستان تشكيل شد و در 15 ژوئن 2001 ميلادي، ازبكستان نيز به آن پيوست و به دنبال آن در 7 ژوئن 2002 منشور سازمان مذكور در اجلاس شهر سنت پترزبورگ پذيرفته گرديد. مانور بزرگ نظامي كشورهاي عضو شانگهاي، كه از 9 آگوست شروع و تا 17 آگوست (26 /5) ادامه خواهد داشت، توجه بي سابقه جهانيان را به اين نشست معطوف نموده است. كارشناسان و مقامهاي ديپلماتيك در مسكو و پكن و پايتختهاي كشورهاي آسياي مركزي اين روزها بشدت ترديدها و نگراني سايرين، بخصوص جهان غرب را از اينكه سازمان شانگهاي در حال تبديل شدن به يك «ضد ناتو» در شرق است، تكذيب مي كنند. از سوي ديگر، اين احساس در حال شكل گيري است كه در صورت ضرورت، چنين بلوكي مي تواند به سرعت ايجاد شود. بنا به گفته مقامهاي وزارت امور خارجه قرقيزستان، درخواست آمريكا براي اعزام ناظران نظامي به مانور، مورد قبول قرار نگرفته است. اكنون بر كسي پوشيده نيست كه اين سازمان در حالي در راستاي تحكيم روابط همسايگان گام بر مي دارد كه هرگونه مداخله جويي و حضور قدرتهاي فرا منطقه اي را در حوزه جغرافيايي شانگهاي با چالش جدي روبه رو ساخته است. تحليلگران سياسي نسبت به روند و عملكرد اعضاي اين سازمان كه حاصل آن ايجاد چالش براي سلطه طلبي هاي آمريكاست، به ديده ترديد نگريسته و بعضاً اظهارنظرهايي مبني بر تكذيب ضد آمريكايي بودن آن مطرح مي كنند. اكنون، اين باور در بين ناظران سياسي قوت گرفته است كه يك بلوك از همكاريهاي منطقه اي بين كشورهاي عضو در مقابل نفوذ آمريكا در آسياي ميانه بويژه پس از حوادث 11 سپتامبر، شكل گرفته است. سازمان همكاري شانگهاي در مبارزه عليه تروريسم، خشونتهاي قومي و منطقه اي، مسأله مواد مخدر و بخصوص منازعه هاي مرزي نسبتاً موفق بوده و به نوعي نظام تك قطبي را در جهان به چالش كشيده است. ايالات متحده زماني خواستار عضويت در اين سازمان به عنوان ناظر شده بود كه با آن مخالفت شد. علاوه بر اين، سازمان شانگهاي از واشنگتن خواسته بود پايگاههاي نظامي خود را كه تأمين كننده عمليات نظامي در افغانستان بود، برچيند؛ در نتيجه سردمداران آمريكايي بر خلاف ميلشان مجبور به بستن پايگاه خود در ازبكستان شدند. اظهارات ضد آمريكايي برخي شركت كنندگان در اجلاس شانگهاي هم باعث نگراني دولت آمريكا شده است. شايان ذكر است، روسيه و چين دو عضو مهم اين سازمان هستند كه هر يك مدعي قدرت در جهان بوده و همواره در صدد احياي نقش بازدارنده براي ايالات متحده در گستره جهاني هستند. چين مرتباً ناقض حقوق بشر از سوي آمريكا معرفي مي شود و روسيه چند ماه است در موضوع سپر دفاع موشكي با واشنگتن چالشهاي جدي دارد، به گونه اي كه اين مناقشه هاي لفظي فضاي لطيف مناسبات سياسي را در ابهامهاي منافع طرفين به بهاي موضعگيريهاي شديداللحن بخصوص از سوي روسها در واكنش به ابرام طرف غربي جهت استقرار سايتهاي موشكي، قرار داده است. مسلماً اين امكان وجود دارد كه شانگهاي به رقيبي براي ناتو در شرق تبديل شود. اين سازمان طي پنج سالي كه از موجوديتش مي گذرد، كاملاً نشان داده كه مخالف ايجاد جهان تك قطبي به رهبري ايالات متحده است. در نشست اين سازمان در قزاقستان براي نخستين بار موضعگيري قاطعي در رابطه با سياستهاي آمريكا در منطقه اتخاذ شد و اعضاي آن خواستار خارج شدن پايگاههاي نظامي اين كشور از قرقيزستان شده بودند. كشورهاي عضو سازمان همكاريهاي شانگهاي در نشست سالانه سران كشورهاي عضو، به آمريكا نشان دادند كه جايگاهش كجاست. لذا از ايالات متحده خواسته شد در امور داخلي كشورهاي آسيايي مداخله نكند. مانور نظامي در منطقه مرزي مشترك روسيه و چين، تحت عنوان «مأموريت صلح-2007» برگزار مي شود. اين مانور بزرگترين مانور برگزار شده طي شش سالي است كه از زمان تأسيس سازمان شانگهاي مي گذرد و تمامي اعضاي آن يعني روسيه، چين، قزاقستان، قرقيزستان، تاجيكستان و ازبكستان در آن شركت دارند. اولين و تنها مانور نظامي مشترك شانگهاي در آگوست سال 2005 در خاك چين برگزار شد كه تنها نيروهاي نظامي روسيه و چين در آن شركت داشتند. ايده برگزاري اين مانور از طرف روسيه مطرح شده است. ايده اصلي طرح عملياتي مانور، از حادثه سال 2005 كه دولت ازبكستان برخورد نظامي شديدي با مخالفان خود نمود، الهام گرفته شده و در راستاي مبارزه با يك عمليات تروريستي انجام مي گيرد. لازم به ذكر است، روسيه كليه هزينه هاي مورد نياز براي برگزاري مانور را تقبل كرده است. تلاش مسكو براي اجراي مانور «مأموريت صلح-2007» جاي تعجب ندارد، زيرا اين مانور در واقع بخشي از طرح سازمان همكاري شانگهاي براي ايجاد بلوك سياسي- نظامي در منطقه آسياي مركزي است تا بتواند مدافع منافع روسيه -با توجه به علاقه مندي روز افزون ايالات متحده به اين منطقه- باشد. اين امر دقيقاً يكي از اهدافي است كه در نشست سران سازمان شانگهاي دربيشكك دنبال خواهد شد. براي اينكه به تمامي جهان نشان داده شود كه سازمان همكاري شانگهاي به خوبي توان مقابله با طرحهاي سلطه طلبانه در منطقه را دارد، ولاديمير پوتين و ساير همتايانش پس از اجلاس سران بيشكك راهي منطقه عملياتي مانور مي شوند تا شخصاً بر پايان عمليات نظامي مانور نظارت داشته باشند. بدين ترتيب، به نظر مي رسد شواهد با توجه به نيازهاي اعضاي سازمان مذكور، از تقويت يك سازمان اقتصادي، سياسي، نظامي حكايت مي نمايد تا از اين رهگذر بتوانند ضمن صيانت از منافع خود در جهان متغير، با توسعه طلبي و زياده خواهي برخي كشورهاي مداخله جو مقابله كنند؛ اگر چه در اين مرحله با توجه به عدم شفافيت توسعه سازماني براي عضوگيري جديد، بعضي استراتژيهاي آنان به طور دقيق قابل ارزيابي نيست؛ ولي مسير تحولات و تعهدات كشورهاي عضو، بيانگر تقويت مناسبات سياسي و اقتصادي با اتخاذ مشي همگرايي منطقه اي جهت تحقق اهداف آنهاست. بدون ترديد، ادبيات مقامهاي كاخ سفيد در ارتباط با تعاملهاي بين المللي، از نبود يك نظم و صورت بندي مناسب قدرت در عرصه جهاني حكايت مي كند. اگر روابط بين الملل در ذيل يك منظومه قدرت به گونه اي سامان يابد كه روابط شمال- جنوب و ارباب و رعيتي از بين برود، مي توان ثبات و تعاملهاي منطقي را بين بازيگران، براساس منافع متقابل شاهد بود كه اتحادها و ائتلافها با رويكردهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي در چنين خلايي متولد مي شوند تا در عرصه مراودات ناسالم قدرت، استمرار حيات و بقاي سياسي آنها تضمين شود. |