تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-16
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 25مرداد ماه 1386

[ حوادث ]
 * عامل جنايت باغ گردو به اعدام محكوم شد
 * سخنگوي سازمان آتش نشاني تهران در گفتگو با قدس:
آتش سوزي «سه راه امين حضور» 150 ميليارد ريال خسارت داشت
 * بازخواني يك پرونده ؛ كودكي كه شيطان صفت شد
 * كشف بيش از 53 كيلو ترياك پس از ذبح 10 رأس گوسفند
 * يك افغاني متهم به اذيت و آزار دختر6 ساله دادگاهي مي شود
 * بر اثر غش كردن گروگان؛آدم ربايان 970 ميليون تخفيف دادند
 * مسافر ژاپن در فرودگاه « مهرآباد » بازداشت شد
 * فجيع ترين كشتار سال آلمان
 * 7 شبانه روز زندگي روي سر تمساحها
 * فالگير شياد توسط پليس تهران دستگير شد
 * قاتل تاجر چاي، در يك قدمي چوبه دار
 * اسب آدمكش
 * بايگاني

عامل جنايت باغ گردو به اعدام محكوم شد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: مردي كه در جنايتي شوم پسر جواني را در كوههاي شهرك گردو به قتل رسانده بود، به قصاص محكوم شد.




وي متهم است سال 84 پس از قتل جوان 19 ساله اي، دختر مورد علاقه وي را نيز مورد اذيت و آزار قرار داده است.
10 آذر سال 84 كشف پيكر بي جان پسر جواني در كوههاي شهرك گردوي اراك به مأموران پليس اطلاع داده شد. مأموران پس از حضور در محل حادثه با پيكر خون آلود پسر جواني كه به درخت بسته شده بود، رو به رو شدند. پزشكي قانوني پس از معاينه جسد اعلام كرد، مقتول بر اثر اصابت 14 ضربه كارد به بدنش و كوبيدن جسمي سخت به سر و شكمش به قتل رسيده است.
همچنين در محل جنايت يك تكه سنگ خون آلود كشف شد كه نشان مي داد عامل يا عاملان جنايت با آن، جوان ناشناس را به قتل رسانده اند.
پس از تحقيقات اوليه جسد به پزشكي قانوني منتقل و تجسسها براي شناسايي هويت مقتول آغاز شد.
كارآگاهان جنايي اراك سرانجام در بررسي پرونده هاي فقداني توانستند هويت جوان 19 ساله به نام كامران را شناسايي كنند.خانواده مقتول در تحقيقات اظهار داشتند: روز حادثه پسرشان همراه دختر مورد علاقه اش براي گردش به كوه رفت و ديگر باز نگشت.با اظهارات خانواده كامران، مأموران دختر جوان را به اداره آگاهي احضار كردند، اما او منكر اطلاع از قتل پسر مورد علاقه اش شد.مأموران كه در تحقيقات خود پي برده بودند خانواده دختر جوان با ازدواج آن دو مخالف بودند، براي به دست آوردن سر نخي از جنايت، تلفنهاي خانه دختر جوان را تحت كنترل در آوردند.15 روز پس از جنايت بررسي يك تماس معماي اين جنايت خاموش را فاش كرد. مرد جواني در تماس با دختر جوان خواستار ملاقات با او شد. در ادامه منزل مرد ناشناس شناسايي و در يك فرصت مناسب وي در روز هفتم دي ماه 84 دستگير شد.
كارآگاهان در بررسي سوابق وي دريافتند متهم كه ابوالفضل نام دارد پنج ماه قبل از قتل، به اتهام رشوه گيري از محل كارش اخراج شده بود.بازجوييهاي فني و پليسي از متهم ادامه يافت تا اينكه او راهي براي فرار از بيان حقيقت نديد. بنابراين لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل كامران بر داشت.مرد 31 ساله به افسر پرونده گفت: روز حادثه در حال پرسه زدن در كوههاي شهرك گردو بودم كه صداي دختر و پسر جواني را شنيدم. به سوي آنان رفتم و خود را مأمور منكرات معرفي كردم. دختر و پسر جوان را به بهانه تحقيق به محل خلوتي كشاندم. در آنجا با كمربند دستان كامران را از پشت به درختي بسته و با كارد چند ضربه به بدنش زدم. سپس با سنگ بزرگي چند ضربه به سر و شكمش كوبيدم تا جان داد.
پس از قتل كامران دختر همراهش را مورد اذيت و آزار قرار دادم. چند روز پس از حادثه به خاطر اينكه احتمال مي دادم او ماجرا را به پليس اطلاع دهد، با او تماس گرفتم و درخواست كردم به محل قراري كه تعيين كردم بيايد تا او را هم از ميان بر دارم كه موفق نشدم.
با تكميل تحقيقات، براي متهم كيفرخواست صادر و پرونده او براي محاكمه به شعبه دوم دادگاه كيفري استان مركزي فرستاده شد.
در جلسه دادگاه كه به رياست قاضي محمدرضا عدالتخواه و با حضور چهار قاضي مستشار در دو بخش علني و غيرعلني برگزار شد، اولياي دم مقتول براي متهم تقاضاي قصاص كردند. رئيس دادگاه پس از تفهيم اتهام به متهم، از او خواست به دفاع از خود بپردازد كه او با انكار اتهامهايش منكر اعترافهاي قبلي اش شد.
او در دادگاه ادعا كرد هيچ نقشي در قتل كامران نداشته است و در شرايط روحي نامناسب به قتل اعتراف كرده است.
در ادامه جلسه دادگاه، وكيل مدافع وي نيز به دفاع از موكلش پرداخت. در ادامه بخش دوم جلسه دادگاه به صورت غيرعلني برگزار شد و در آن به اتهام تجاوز به عنف متهم رسيدگي شد.
به گزارش خبرنگار ما، متهم پس از محاكمه به قصاص محكوم شد. پرونده اين مرد جنايتكار براي تأييد حكم به ديوان عالي كشور فرستاده شده است.

  


سخنگوي سازمان آتش نشاني تهران در گفتگو با قدس:
آتش سوزي «سه راه امين حضور» 150 ميليارد ريال خسارت داشت

 

گروه حوادث: سخنگوي سازمان آتش نشاني ميزان خسارت حريق انبار عاج در سه راه امين حضور تهران را 150 ميليارد ريال اعلام كرد.




مهندس رزميانفر در گفتگو با خبرنگار ما با اعلام اين خبر افزود: كارشناسان بررسي علل حريق سازمان آتش نشاني از هنگام بروز آتش سوزي در انبار عمومي عاج واقع در سه راه امين حضور كار خود را آغاز كرده اند و همچنان مشغول تحقيق از ابعاد مختلف حريق ياد شده هستند.
وي افزود: عوامل مختلفي براي بروز اين آتش سوزي وجود دارد كه همه آنها از نظر كارشناسي در دست بررسي است. بافت فرسوده محل، وجود سيم كشيهاي قديمي و متعدد برق، وجود وسايل قابل اشتعال از جمله فرش و كارتن هاي مقوايي كالاها و چندين مورد ديگر هر كدام مي تواند باعث بروز اين حادثه شده باشد كه كار تحقيق و پيگيري در اين خصوص با دقت در حال انجام است.
رزميانفر تأكيد كرد: تاكنون بارها به انبارهاي عمومي و همچنين مكانهاي پرخطر تذكر و اخطارهاي لازم از سوي آتش نشاني و شهرداري منطقه داده شده است تا نسبت به تأمين ايمني خود به طور جدي اقدام كنند تا شاهد بروز حوادث مشابه و خطرات ناشي از آن براي مردم و صاحبان كالا نباشيم. ضمن آنكه بروز آتش سوزيهايي با اين وسعت به طور قطع به محيط زيست شهر نيز آسيبهاي زيادي وارد مي كند.
وي ادامه داد: ساعت 48/16 روز سه شنبه آتش سوزي انبار عمومي عاج واقع در سه راه امين حضور به ستاد فرماندهي آتش نشاني اعلام و نخستين ايستگاه ساعت 51/16 در محل حاضر شد و به دنبال آن نيروهاي 10 ايستگاه حريق ديگر و دو ايستگاه نجات با استفاده از نردبان و تانكرهاي آب و همچنين هيدرانت ها مشغول عمليات شدند كه در ساعت 40/18 كار اطفا به پايان رسيد.
حضور مأموران آتش نشاني و مديريت حريق از سرايت آتش به بسياري از واحدهاي مسكوني و آپارتمانهاي اطراف انبار عاج جلوگيري كرد. اين حادثه هيچ گونه تلفات انساني نداشته و تنها دو نفر از آتش نشانان دچار مصدوميت جزيي شدند و بلافاصله با انتقال به بيمارستان تحت مداوا قرار گرفتند.
سخنگوي آتش نشاني تهران در پايان تأكيد كرد: اين حريق براساس استانداردهاي جهاني مهار شد و به ساختمانهاي همجوار هيچ آسيبي نرسيد.

  


بازخواني يك پرونده ؛ كودكي كه شيطان صفت شد

 

قسمت دوم و پاياني
«اد كمپر» هنگامي كه پدربزرگ و مادربزرگ خود را كشت 15 سال داشت. او به تشخيص پزشكان در بيمارستان رواني بستري شد و پنج سال در اين بيمارستان تحت مراقبتهاي ويژه بود. پس از اين مدت پزشكان توصيه كردند كه «او» با مادرش زندگي نكند ولي او گوشش بدهكار نبود.
پس از مشاجره با مادرش به «سان فرانسيسكو» رفت و در بزرگراهها به دنبال سوار كردن زنان جوان تو راهي بود.
در هفت مي سال 1972 وي دو دختر دانشجوي 18 ساله به نامهاي «آن پيس» و «آنيتا لوچاسي» را سوار كرد. آنها مي خواستند به دانشگاه «استنفورد» بروند كه با خودرو كمتر از يك ساعت فاصله داشت.
«اد كمپر» كنار جاده ايستاد و سپس به آنها گفت كه مي خواهد آنها را به آپارتمان خود ببرد. آنها را در داخل خودرو كشت. با علم به اينكه هم خانه اش در آن زمان در خانه نيست، اجساد دختران را به آپارتمانش برد و آنها را قطعه قطعه كرد و سپس از آنها عكس گرفت.
قرباني بعدي وي «اكيكو كو» 15 ساله بود كه در هنگام سفر وي به فرسكو به دام وي افتاد. «اد» به اين شهر مي رفت تا با دو تن از روانشناسان ديدار كند كه از پيشرفت وي خشنود بودند و حتي پيشنهاد كردند كه سابقه جنايي وي مختومه شود. «اد» قبل از آن كه تصميم بگيرد به مقامهاي شخصيت واقعي خود را نشان دهد، چند تن ديگر را نيز از پاي درآورد.
در 20 آوريل، اد به «آپتوس» رفت تا مادرش را ببيند و هنگامي به خانه رسيد كه مادرش سركار بود. مادر سرانجام 4 صبح به خانه بازگشت. كمي با مادر صحبت كرد. سپس به رختخواب رفت تا بخوابد. تا ساعت پنج صبح صبر كرد و مطمئن شد كه مادر خوابيده است. چكش و چاقويي برداشت. روي سر مادر رفت. مدتي به مادر نگاه كرد. سپس چكش را با تمام قوا به سر مادر فرود آورد و سپس گلوي مادرش را با چاقو بريد و سرش را جدا كرد.
سپس به «سالي هالت»، زني 50 ساله كه دوست مادرش بود، زنگ زد و او را به خانه كشاند. سپس او را به قتل رساند و سرش را از تن جدا كرد.او سپس به پليس زنگ زد و به ارتكاب قتلها اعتراف كرد و سرانجام توسط پليس دستگير شد. وي هنگامي كه شروع به صحبت كرد كسي جلودارش نبود. وي دست راست خود را بالا برد و اعتراف كرد و همه جزييات را نيز گفت.
پس از اعترافاتش به همراه كارآگاهان و خبرنگاران به محلهايي رفت كه بقاياي قربانيانش را پنهان كرده بود.او اعلام كرد كه مشكل رواني دارد، اما در هشت نوامبر سال 1973 به ارتكاب هشت فقره قتل عمد مجرم شناخته شد و به حبس ابد محكوم شد.
قاضي توصيه كرد كه وي هرگز نبايد آزاد شود. وي قبل از محاكمه اش گفت، به اين دليل اعتراف كرده كه نياز به كمك داشته و در زندان خود را در اتاقش محصور كرده است كه نتواند كسي را آزار دهد.
«اد كمپر» هيچ گاه فرجام خواهي نكرد. او اكنون در يكي از زندانهاي آمريكا زنداني است.

  


كشف بيش از 53 كيلو ترياك پس از ذبح 10 رأس گوسفند

 

بيش از 53 كيلوگرم ترياك پس از ذبح 10 رأس گوسفند كشف و ضبط شد.
به گزارش ايسنا، مأموران انتظامي فرماندهي شهرستان درميان حين گشت زني در محورهاي فرعي اين شهرستان به يك دستگاه پيكان وانت حامل بار گوسفند با توجه به وضعيت ظاهري گوسفندان مشكوك شدند.
به اين ترتيب مأموران با هماهنگي مقام قضايي پس از ذبح 10 رأس گوسفند موفق به كشف بيش از 53 كيلوگرم مواد مخدر از نوع ترياك شدند.
در اين رابطه خودرو توقيف و دو متهم دستگير و تحويل مقامات قضايي شدند.

  


يك افغاني متهم به اذيت و آزار دختر6 ساله دادگاهي مي شود

 

پرونده يك مرد تبعه كشور افغانستان كه متهم است به همراه پسرش اقدام به اذيت و آزار دختر بچه اي شش ساله كرده اند به دادگاه كيفري استان ارجاع شد.
به گزارش فارس، 20 تيرماه سال جاري خانواده اي با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران اظهار مي كنند كه دختر شش ساله شان از سوي همسايه آنها در فرحزاد كه يك تبعه افغان به همراه پسر 12 ساله اش است مورد اذيت و آزار قرار گرفته است.
پس از اعلام شكايت از سوي اين خانواده كه دخترشان اظهار مي كرده چندين بار با تطميع او به وسيله پول و خوراكي مورد اذيت و آزار قرار گرفته است، پرونده اي تحت نظر بازپرس دادسراي جنايي تشكيل و پس از ارجاع آن به واحد اظهارنظر مستقيماً جهت رسيدگي به دادگاه كيفري استان ارسال شد.

  


بر اثر غش كردن گروگان؛آدم ربايان 970 ميليون تخفيف دادند

 

گروه حوادث-محمودي:ربايندگان مهندس معمار هنگامي كه قصد اخاذي از شريك او را داشتند، توسط پليس به دام افتادند.
معاون دادسراي امور جنايي تهران با اعلام اين مطلب گفت: ساعت 19 روز سه شنبه يك مهندس معمار در تماس تلفني با شريكش به وي اعلام كرد به خاطر ناراحتي قلبي بايد در بيمارستان بستري شود و براي خرج عملش به 30 ميليون ريال پول نقد نياز دارد.
رضا جعفريان افزود: با اعلام اين موضوع شريك وي كه به گفته هاي دوستش مشكوك شده بود بي درنگ موضوع را با خانواده وي و مأموران كلانتري 105 سنايي در ميان گذاشت. در ادامه مأموران به كنترل تماسهاي اين فرد پرداختند كه پس از مدتي در تماس با شريك اين مرد قرار شد 30 ميليون ريال در ميدان هفتم تير تهران به وي تحويل داده شود.
با مشخص شدن اين موضوع مأموران كلانتري با زير نظر گرفتن محل، هنگامي كه شريك مرد ربوده شده 30 ميليون ريال پول را تحويل آدم ربايان داد موفق شدند دو نفر از آنان را كه يك زن و يك مرد بودند بازداشت كنند و نفر سوم نيز موفق شد از دست مأموران بگريزد.
با انتقال متهمان به كلانتري 105 سنايي آنها با اعتراف به آدم ربايي به مأموران گفتند از آنجا كه اين مهندس معمار را از قبل مي شناختند و چند بار از او پول گرفته اند اين بار نيز به اتفاق دوست فراري خود به نام (سعيد) با معرفي خود به عنوان مأمور يكي از نهادهاي امنيتي وي را ربوده و پس از زنداني كردن او در داخل محل سكونت خود در خيابان بهار ابتدا قصد اخاذي يك ميليارد ريالي داشتند، اما به خاطر غش كردن مهندس تصميم گرفتند تنها از او 3 ميليون تومان اخاذي نمايند.
با اعترافهاي متهمان مأموران به محل نگهداري گروگان رفته و موفق شدند او را آزاد كنند.
بر پايه اين گزارش متهمان با تكميل تحقيقات و دستگيري همدست فراري خود تحويل كارآگاهان اداره يازدهم مبارزه با آدم ربايي پليس آگاهي تهران شدند.

  


مسافر ژاپن در فرودگاه « مهرآباد » بازداشت شد

 

مسافر ژاپن كه مواد افيوني را در كمربندش جاسازي كرده بود، با هوشياري پليس فرودگاه «مهرآباد» رسوا شد.
به گزارش ايسكانيوز، پليس فرودگاه مهرآباد تهران هنگام بررسيها به يك مسافر ژاپن كه دلشوره در چهره اش موج مي زد، مشكوك شد.
مأموران هنگام بازرسي بدني اين مسافر يك كيلوگرم ترياك را كه ماهرانه در كمربندش جاسازي كرده بود، كشف و ضبط كردند. بدين ترتيب كامران 28 ساله دستگير و به دستگاه قضايي معرفي شد.
او در بازجوييها گفت: از بچگي در آلمان زندگي مي كردم و براي ديدن بستگان به ايران آمدم؛ مي خواستم ترياك را براي پسر خاله ام به ژاپن ببرم كه دستگير شدم.
اكنون تجسسهاي افسران معاونت مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ براي شناسايي همدستان احتمالي قاچاقچي مواد افيوني ادامه دارد. ادامه گزارش حاكي است اين پرونده در شعبه اول بازپرسي دادسراي ناحيه 9 تهران «فرودگاه» از سوي بازپرس مهاجري، تحت رسيدگي است و مسافر قاچاقچي با قرار قانوني در بازداشت به سر مي برد.

  


فجيع ترين كشتار سال آلمان

 

پليس آلمان از كشته شدن 6 نفر با شليك گلوله، نزديك يك ايستگاه راه آهن «دويسبورگ» اين كشور خبر داد.
به گزارش ايسكانيوز، پليس آلمان جنازه هاي 5 نفر را نزديك ايستگاه راه آهن غرب اين كشور پيدا كرد. ششمين قرباني هم كه تيرباران شده، ديروز در مسير بيمارستان «روهر» دويسبورگ جان سپرد.
گفته مي شود، جنازه هاي سه نفر در دو خودروي نزديك ايستگاه راه آهن اصلي اين شهر و دو جنازه ديگر روي زمين پيدا شدند. شواهد نشان مي دهد همگي قربانيان بيرحمانه از ناحيه سر هدف گلوله قرار گرفتند.
فجيع ترين كشتار درون شهري 2007 ميلادي آلمان در حالي صورت مي گيرد كه هنوز هيچ نشاني از جاني يا جانيان و انگيزه آنان به دست نيامده است.
همچنين فهرست قربانيان تاكنون منتشر نشده و بسياري از مردم «دويسبورگ» با شنيدن خبر اين كشتار جرأت بيرون رفتن از خانه هاي خود را نيافتند. ادامه گزارش مي افزايد، اكنون چند گروه ويژه پليس، سرگرم رسيدگي به اين پرونده هستند. در همين حال شهردار دويسبورگ و ساير مقامهاي دولتي سعي در برقراري آرامش مردم وحشت زده دارند.

  


7 شبانه روز زندگي روي سر تمساحها

 

«ديويد جرج» كشاورز 53 ساله، از ترس تمساحها كه به او در يك منطقه باتلاقي استراليا حمله كرده بودند، مجبور شد هفت شبانه روز بالاي درخت زندگي كند.
به گزارش ايسكانيوز، «ديويد» مالك زمينهاي كشاورزي در شبه جزيره «كيپ يورك» (شرق استراليا) پس از نجات به كمك بالگرد گفت: هر شب دو تمساح زير درخت، خيره خيره به من نگاه مي كردند.
وي افزود: تنها چيزي كه از بالاي درخت مي ديدم دو جفت چشم قرمز بود و تمامي شب مجبور بودم صداي گوشخراش تمساحهاي غول پيكر را تحمل كنم.
اين كشاورز در توضيح راز مقاومت خود در برابر تمساحها اظهار داشت: از بالاي درخت فرياد مي زدم كه طعمه آنها نخواهم شد.
گرفتاري اين مرد استراليايي از آنجا شروع شد كه از اسب به زمين افتاد. وي گيج و منگ دوباره سوار اسب شد و انتظار داشت با حيوان نجيب به خانه اش بر گردد. «ديويد» و اسبش اما از باتلاق تمساحها سر در آوردند.
وي خاطرنشان كرد: نمي توانستم به عقب بر گردم، خيلي خطرناك بود. بنابراين خودم را به نخستين بلندي رساندم و همانجا ماندم به اميدي كه پيش از تمساحها كسي به نجاتم بيايد.
ايسكانيوز مي افزايد، سرانجام پس از هفت شبانه روز، كمك رسانان بالگرد سوار «ديويد» را پيدا كردند و او را نجات دادند.

  


فالگير شياد توسط پليس تهران دستگير شد

 

با دستگيري مرد شياد كه در پوشش فالگير كلاهبرداري مي كرد، مشخص شد متهم براي عملي شدن نقشه خود لوحهاي فلزي بي ارزش را به مشتريان فروخته و يك شماره حساب سيبا براي واريز كردن وجوه نقد به آنها مي داده است.




به گزارش ايسنا، كارآگاهان پليس آگاهي اصفهان پس از آنكه با شكايتهاي متعدد مردمي مبني بر فعاليت مردي كلاهبردار در پوشش فالگير مواجه شدند، با تشكيل پرونده اوليه وارد عمل شده و در اولين اقدام از مالباختگان تحقيق كردند.
شاكيان در اظهارات خود به مأموران اعلام كردند: مردي با معرفي خود به نام «جعفر» و راه اندازي دفتري در طبقه دوم ساختماني واقع در چهارراه شيخ طوسي در جلسات مختلف پس از آنكه به ظاهر براي مشتريان فال مي گيرد، آنان را مجبور به خريد لوحهاي فلزي بي ارزش به قيمت 300 هزار ريال كرده و ادعا مي كند كه اين لوحها، جادو را باز مي كند.
بنا بر اعلام شاكيان، اين در حالي بوده كه مرد فالگير براي واريز كردن هزينه جلسات و لوحهاي فلزي يك شماره حساب سيبا معرفي كرده بود.
به دنبال اطلاعات به دست آمده، ادامه تحقيقات پليسي در خصوص اين پرونده نشان داد، زماني كه مشتريان متوجه بي ارزش بودن لوحها و برطرف نشدن مشكل خود مي شدند، تازه برايشان محرز مي شد كه فالگير، يك مرد شياد است.
بدين ترتيب مأموران براي بررسي موضوع به نشاني اعلام شده از سوي مالباختگان رفته، متهم را در حالي كه در محل كارش حاضر بود، دستگير و در بازرسيهاي انجام شده، بعضي آلات و ادوات جرم را كشف كردند.
در حالي كه «جعفر» در بازجوييهاي به عمل آمده كارآگاهان پليس آگاهي اصفهان جرم ارتكابي را پذيرفت، محل كارش پلمپ شد و با ارجاع وي به مرجع قضايي براي تكميل پرونده قرار وثيقه صادر شد.

  


قاتل تاجر چاي، در يك قدمي چوبه دار

 

حكم دادگاه كيفري تهران مبني بر اعدام مردي كه دوست تاجرش را قرباني اختلاف مالي كرد، به تأييد ديوان عالي كشور رسيد.




به گزارش ايسكانيوز، ساعت 5 و 45 دقيقه بامداد  25 فروردين 84 افسران گشت كلانتري 140 باغ فيض در خيابان آيةا... كاشاني متوجه يك دستگاه خودرو اپل شدند كه با چراغهاي روشن در حاشيه خيابان متوقف بود و جنازه «كاردآجين» مردي جوان كنار آن قرار داشت. سپس بازپرس كشيك دادسراي جنايي تهران در جريان جنايت قرار گرفت، جنازه به پزشكي قانوني منتقل و در بازرسي از خودرو يك قبضه كلت كمري و كارد كشف شد.
در آن ميان مردي به نام غلامرضا كه زخمي شده و در بيمارستان ميلاد بستري بود، با پليس تماس گرفت و مدعي شد در خيابان مورد حمله سه مرد مسلح قرار گرفته است، اما توانسته از چنگ آنان فرار كند و دوستش حسين قرباني شده است.
اما ادامه تجسسها دست غلامرضا را رو كرد و در بازجويي چاره اي جز بازگويي حقيقت نديد.
او گفت: با حسين كه تاجر چاي است، اختلاف حساب 200 ميليون ريالي داشتم و براي تهديد او اسلحه كشيدم تا مجبور شود پولم را بر گرداند، اما بي اعتنا به تهديدهايم حرف خودش را مي زد. بنابراين عصباني شدم و با چاقو به جانش افتادم. پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 71 دادگاه كيفري تهران فرستاده شد و امروز در نشست رسيدگي قضايي به جنايت، ابتدا رضوانفر- نماينده دادستان- با تشريح جزييات ماجرا براي غلامرضا اشد مجازات اسلامي تقاضا كرد.
سپس پدر، همسر و سه فرزند قرباني به ترتيب در جايگاه اولياي دم قرار گرفتند و براي مجرم، حكم مرگ خواستند.
مجرم 28 ساله وقتي رو به روي پنج قاضي شعبه 71 ايستاد، جنايت را گردن گرفت و در حالي كه اشك مي ريخت، گفت: باور كنيد قصد آدمكشي نداشتم. سالها بود كه حسين را مي شناختم و او را عمو صدا مي زدم. ساعت 10 آن شب با هم قرار گذاشتيم تا تسويه حساب كنيم و از او مهلت 20 روزه خواستم، اما قبول نكرد.
بحثمان طولاني شد و حدود ساعت پنج صبح بود كه به در خانه ام آمدم، براي تهديدش اسلحه و چاقو برداشتم، اما او بي اعتنا به من پولش را مي خواست و نمي دانم چه شد كه به جانش افتادم.
غلامرضا ادامه داد: فقط 10 روز از به دنيا آمدن پسرم مي گذشت و براي حسين شيريني خريده بودم، اما يك باره زد به سرم و روزگار خودم هم سياه شد.
با پايان حرفهاي وي، قاضي عزيزمحمدي و چهار مستشارش وارد شور شدند و با توجه به مدركهاي موجود و همچنين تقاضاي خانواده داغدار، غلامرضا را به مرگ محكوم كردند. حكم به تأييد ديوان عالي كشور رسيد.

  


اسب آدمكش

 

اسب فراري در كنار زاينده رود به يك موتورسوار نگون بخت خورد و او را كشت.
به گزارش ايسكانيوز، نجار 40 ساله اي به نام مهدي وقتي سوار بر موتور از حاشيه زاينده رود مي گذشت، به خط پايان زندگي اش نزديك شد. در آن ميان يك اسب رم كرده كه از دست صاحبش گريخته بود به موتورسوار نگون بخت خورد و او را نقش زمين كرد.
مهدي خيلي زود با تلاش شاهدان به نزديكترين بيمارستان برده شد، اما تلاش پزشكان بي نتيجه ماند و بر اثر خونريزي مغزي، جان باخت.
به دنبال اين رخداد دلخراش، صاحب اسب آدمكش شناسايي گرديد و در دادسراي جنايي اصفهان به اتهام كوتاهي در نگهداري حيوانش بازجويي شد.
پرونده در شعبه پنجم بازپرسي اين دادسرا تحت رسيدگي است.

  


بايگاني

 

شماره 110 وقايع اتفاقيه پنج شنبه 29جمادي الاول  1269ه.ق برابر 1231ه.ش
جعفر نام ساكن بندرآباد زني داشته مطلقه نموده و از او طفل صغيري باقي بوده بعد از آن زني ديگر عقد بسته و اين زن ثاني روزي آن طفل را به اطاقي برده و پارچه ميلي به آتش گذاشته اعضاي آن طفل را داغ كرده بود. عاليجاه نايب الحكومه از كيفيت مطلع شده آن زن را با شوهرش به محضر يكي از مجتهدين فرستاده بود كه هر چه حكم شرع است جاري سازد. بعد از حضور به محضر مجتهد حكم به ديه شده و عاليجاه ميرزا ديه آن طفل را گرفته و به مادرش رسانده بود.

شماره 110 وقايع اتفاقيه پنج شنبه 29جمادي الاول  1269ه.ق برابر 1231ه.ش
ميرزا عبدالمجيد به جهت نظم ابرقوه و اخذ ماليات آنجا مأمور شده بود در بيست و هفتم ربيع الثاني روانه شده است و با دوازده نفر از قصبه قمشيه گذشته به مقصد مي رفته است، ناگاه علي الغفله پلنگي از ميان راه برخاسته حمله به مشاراليه مي كند و بازوي او را گرفته همراهان پيش آمده اند كه ميرزا عبدالمجيد را مستخلص نمايند پلنگ او را رها كرده و يك نفر از آنها را گرفته زخم دار نموده و دوباره به ميرزا عبدالمجيد درآويخته است. بالاخره غلامان كه همراه بوده اند پلنگ را به تفنگ و شمشير كشته اند و ميرزا عبدالمجيد را با آن يك نفر ديگر كه زخم دار شده بود هر دو را به قصبه قمشيه آورده و بالفور مشغول معالجه زخم آنها مي باشند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com