|
* عباسعلي سپاهي يونسي
وقتي دلمان مي گيرد به شما فكر مي كنيم و براي آمدن شما دعا مي كنيم. سالهاي سال است شما را به زبان دعا ياد مي كنيم. گاهي در تنهايي هاي خود و گاهي با ديگران، با ديگراني كه براي آمدنتان دعا مي كنند و مي دانيم شما صداي ما را مي شنويد، چه آن وقت كه در تنهايي شما را ياد مي كنيم و چه آن وقت كه صداهايمان در همديگر گره مي خورد و كارواني از صداهاي دلتنگ براي رسيدن به شما بي تابي مي كنند. سالهاي سال است انسانها دعا مي كنند و آنها را به نشاني خداي بزرگ مي فرستند. سالهاي سال است فرشته هاي خداوند دعاهاي زمينيان را به مقصد آسمان مي برند؛ دعاي كوچك و بزرگ. بعضي ازدعاهايمان را خداوند پاسخ مي دهد، بعضي ها را نه، و ما مي دانيم اوست كه خير آدمي را مي داند و مي دانيم آنچه خير ماست، همان مي شود و خداوند همان را انجام مي دهد، اما در اين ميان دعايي است كه تنها دعاي يك نفر از ما نيست، دعاي هزاران و ميليونها انساني است كه چشم انتظارند، چشم انتظاران دلتنگي كه دعاهايشان حالا رنگ دلتنگي گرفته است و در آرزوي مستجاب شدن انتظار مي كشند. ما دعا مي كنيم اگر چه مي دانيم آن گاه دعاهايمان مستجاب مي شود كه خداوند خواسته باشد. حال ما براي آمدنتان دعا مي كنيم و مي دانيم خدا و شما صداي ما را مي شنويد و اين آراممان مي كند و اميدوار. |