|
* مليحه پژمان
شبهاي بلند تابستان فرصتي است براي دور هم جمع شدن و گپ و گفت هاي شبانه. و تلويزيون در سالهاي اخير سعي كرده

فراغتهاي شبانه مخاطبان را پر كند. در تابستان 86 هم تلويزيون با جنگ هاي شبانه اش در ساعات انتهايي شب مهمان خانه هاي مردم مي شود. * شبكه اول سيما؛ «سيب سفيد شب» سعي دارد ماهيت ايران و ايراني را مطرح كند و براي دست يافتن به اين مهم، از فضاهاي ايراني، سفرهايي به نقاط مختلف كشور، موسيقي سنتي و... بهره برده است. اين برنامه را رسول نجفيان و علي معصومي اجرا مي كنند. ** شبكه دوم سيما؛ اين شبكه با برنامه اي با عنوان «خانه اي با طرح نو» سعي مي كند هر شب به يك موضوع خاص بپردازد و پيامهاي خاص آن موضوع را در قالب هاي طنز و مطرح كردن آن با مهمان برنامه به شكل روان و خارج از تكلفات روزمره ارايه كند. البته هر شب پس از اين برنامه، يك فيلم سينمايي هم پخش مي شود. اجراي اين برنامه را رامبد جوان و اشكان خطيبي برعهده دارند. *** شبكه سوم سيما؛ اين شبكه با رويكردي جوان پسند و تعميم اين رويكرد بر همه برنامه هايش سعي در جلب نظر مخاطب جوان دارد و با جنگ شبانه «يه شب مهتاب» نگاهي ويژه به مسايل اجتماعي، فرهنگي، ادبي و هنري دارد و البته در حال و هواي ويژه شب به طرح اين مسايل مي پردازد. مهماناني هم كه به اين برنامه دعوت مي شوند سعي مي كنند در مورد مسايل مبتلا به جوانان صحبت كنند. اجراي اين برنامه هم به عهده رضا صفدري است. هدف ما از طرح اين سوژه، بررسي شيوه هاي طراحي و توليد جنگ هاي شبانه و همچنين سطح كيفي اين برنامه ها در سيما است. در تنظيم اين گزارش سعي شده تا با برخي از تهيه كنندگان تلويزيوني چه آنها كه برنامه دارند و چه آنها كه صاحب نظر در اين حوزه اند، صحبت كنيم و ارزيابي آنها را از اين گونه برنامه ها و رويكرد برنامه سازان جويا شويم. برخي از اين تهيه كننده ها عقيده دارند كه اعمال نظر مديران شبكه ها خيلي چيزها را تغيير مي دهد، تا جايي كه گاهي برنامه پخش شده با هدف كلي تهيه كننده متفاوت است و برخي مي گويند كه بايد فكرهاي تازه به سيما تزريق شوند. اما براي اين كه بدانيم اصولاً اين نوع برنامه ها تا چه حد مخاطب دارند سراغي هم از مردم به عنوان مخاطبان اصلي رسانه ملي گرفتيم. آنها هم نظرهاي جالبي داشتند كه مي خوانيد. * مردم چه مي گويند؟ عليرضا نظري 27 ساله و كارمند در مورد اين نوع برنامه ها مي گويد: «به عقيده من اين برنامه ها شبيه هم هستند و خيلي تفاوت ندارد كه كدام شبكه را دنبال كني، چون دقيقاً شبيه هم هستند.» مي پرسم چطور، كه مي گويد: «همه مهمان دارند و معمولاً مجري ها هم اجازه نمي دهند مهمان صحبت كند و البته گاهي هم فضاي برنامه با لودگي مجريان پر مي شود كه اين براي بيننده خيلي جالب نيست.» نازنين فرزاد - دانشجو - برنامه كوله پشتي را ترجيح مي دهد و خيلي علاقمند است كه وقت بيشتري به اين برنامه اختصاص داده شود. هر چند اين برنامه در گروه جنگهاي شبانه قرار نمي گيرد، اما بالاخره مخاطب خويش را پيدا كرده است. طناز رضايي - دانش آموز - در مورد برنامه مورد علاقه اش مي گويد: «من چند شبي است كه برنامه سيب سفيد شب را دنبال مي كنم، اجراي رسول نجفيان را خيلي مي پسندم، از اين كه برنامه سعي كرده به شهرستانها و روستاهاي دور دست سفر كند، خيلي لذت مي برم، شايد براي همه امكان سفر كردن به همه جا نباشد اما اين برنامه يا برنامه هايي مثل اين مي توانند اطلاعات خوبي به مردم بدهند.» الياس حقي - بازاري - در مورد يكي از برنامه هاي شبانه نظر جالبي دارد و مي گويد: «من آنقدر خسته ام كه خيلي وقتها فرصت ديدن تلويزيون را ندارم، اما يك شب اتفاقي برنامه شبانه شبكه دوم كه اسمش خاطرم نيست را ديدم، از اجراي مجري برنامه كه البته دو نفر بودند و هر دو بازيگرند خيلي خوشم آمد، حالا هر چند شب يك بار بعضي از قسمتهاي اين برنامه را مي بينم.» مريم امامي - دبير - از دير پخش شدن اين برنامه ها گله دارد و مي گويد: «بعضي از برنامه هاي شبانه گاهي اوقات مفيد و ارزشمند هستند، ولي متأسفانه در ساعات آخر شب پخش مي شوند و شايد خيلي ها در آن ساعت خواب باشند. اي كاش كمي زودتر پخش مي شدند تا بهره بيشتري از اين برنامه ها برده شود.» گلناز طاهري، مترجم، مي گويد: «تا كي بايد اين برنامه هاي تكراري را ببينيم؟! ما كه خسته شديم! بالاخره برنامه سازان تلويزيون نمي خواهند كار تازه اي انجام دهند؟!» *** بخشي از نظرهاي مردمي را مرور كرديم. ببينيم تهيه كننده ها و دست اندركاران سيما در اين مورد چه مي گويند. * الهيار عطابخش، تهيه كننده و كارگردان عطا بخش در مورد شبانه هاي سيما مي گويد: «جنگهاي شبانه مثل «سيب سفيد شب»، «يه شب مهتاب» و «خانه اي با طرح نو»، كه از شبكه هاي مختلف سيما پخش مي شوند با رويكردهاي خاص برنامه ريزي شده اند كه ممكن است فكر اوليه توليد اين برنامه ها، با آنچه در حال حاضر پخش مي شود متفاوت باشد. مثلاً در مورد «يه شب مهتاب» حداقل مي دانم كه فكر اوليه اش با آنچه پخش مي شود متفاوت است؛ يعني بيشتر نزديك به فكر و نظر مديران ارشد شبكه است و از هدف اصلي خودش كه ذهنيات تهيه كننده را در بر دارد دور شده است. به عقيده من در اين تيپ برنامه ها مديران شبكه ها بيشتر به سراغ گفت و گوهايي كه بار معنوي دارد مي روند، كه اين مسأله از حالت سرگرم كنندگي برنامه ها كم مي كند، چون اين سفارش مسؤولان سازمان است، نه ايده و علاقه تهيه كننده.» عطابخش در مورد اين كه براي ساخت برنامه هاي تازه چقدر از اطلاعات مركز تحقيقات صدا و سيما بهره مي برند مي گويد: «مركز تحقيقات در طول سال در مورد همه برنامه ها نظرسنجي مي كند، اما اين كه چقدر بررسي ها و تحقيق ها در برنامه هاي سال بعد تأثيرگذار باشند، مهم است و من تصور نمي كنم به اين شكل باشد، چون در حال حاضر تصميم گيرنده ها مديران شبكه ها هستند، پس به اين نظرات چندان اهميتي نمي دهند، به همين دليل است كه گاهي كيفيت برنامه ها نازل تر از گذشته به نظر مي رسد.» مي پرسم شما نه در جايگاه يك تهيه كننده، بلكه در جايگاه مخاطب، برنامه ها را انتخابي دنبال مي كنيد يا تصادفي، كه مي گويد: «من سعي مي كنم ببينم موضوع برنامه چيست؛ بعد آن را دنبال مي كنم.» عطابخش در ادامه مي گويد: «اگر من بخواهم يك جنگ شبانه را تهيه كنم، سعي مي كنم اول از همه به علاقه مخاطب توجه كنم. من خودم هيچ وقت برنامه اي كه به شكل گفت و گو اجرا مي شود را در حوزه برنامه هاي شبانه نمي دانم. اين جنگ ها به نظرم تا حد زيادي سنتي و از رده خارج هستند، بخصوص اين كه مجريان اكتيوي ندارند، هر چند برخي از اين مجريان در فضاهاي ديگري موفق بوده اند. برنامه شبانه جنگ گونه بايد در يك فضاي شاد و شيك اجرا شود. برخي برنامه ها فضاهاي بسته و دكورهاي خسته كننده اي دارند.» * اميرحسين خرمشاهي، تهيه كننده و كارگردان «سيب سفيد شب» خرمشاهي در مورد رويكرد «سيب سفيد شب» مي گويد: «اين برنامه، بي آنكه در پي آرايه ها و پيرايه نشيني هايي از جنس هميشگي باشد، بي تكلف در صدد برگزاري يك شب نشيني ساده ايراني است. شايد خيلي ها تلويزيون را متهم رديف اول از بين رفتن بسياري از عادات كهن بدانند. به زعم خيلي ها حضور مقتدرانه تلويزيون در خانواده ها، نشانه گسست ارتباطات و تعاملات خانوادگي است. وقتي مي خواستيم سيب سفيد شب را بسازيم به يك سؤال تكان دهنده فكر كرديم: «همه تلويزيون را مي بينند؛ آيا تلويزيون همه را مي بيند؟» در اين برنامه سعي ما ديدن همه ايراني ها بوده. در سالهاي اخير متداول شده، اغلب برنامه هاي تركيبي با حضور مهمان يا آنقدر تخصصي اند كه مخاطب عام را همراه نمي كنند يا آنقدر فانتزي اند كه تنها ذائقه گروه خاصي را پاسخ مي دهند. البته گروه سومي هم وجود دارند كه با پرداختن به مسايل چالشي، مخاطب را جذب مي كنند. دلمان مي خواست ايران را با تمام داشته ها و ارزش هايش ببينيم و معرفي كنيم؟ دلمان مي خواست پاي صحبت كساني بنشينيم كه هيچ دوربيني سراغ آنها نرفته است. به عقيده من تهران خلاصه اي از ايران است، اما همه ايران نيست... پس دوربين ها را به نقاط دور فرستاديم و براي اولين بار در تاريخ تلويزيون، سفرنامه هوايي «سيب سفيد شب» را براي يك برنامه تركيبي طراحي كرديم و براي خوش نقش شدن اين بزم شبانه موسيقي سرشار از نشانه هاي ايراني را به آن وارد كرديم، كه البته مورد استقبال زيادي واقع شد. اما مي دانيم بزم شبانه ما هنوز هم نيازمند ظريف كاري است، اما خوشحاليم كه بسياري از سراسر ايران در فراخوان پيام كوتاه برنامه شركت مي كنند، بي آنكه خبري از مسابقه و هديه باشد.» خرمشاهي در مورد رويكرد كلي اين برنامه مي گويد: «چارچوب مشخصي در اين نوع برنامه ها وجود دارد و هر شبكه رسالت خاص و مخاطب خاص خودش را دارد. به عقيده من اگر به كليات اين برنامه ها توجه كنيم، هر كدام دارد مسير و قالب و فرم خودش را طي مي كند. شايد هر برنامه به تنهايي مورد بررسي قرار بگيرد اشكالاتي در آن ديده شود، اما در مجموع به عقيده من هر كدام از اين برنامه ها نگاه خاصي و البته نسبت به آن نگاه حركت خوبي دارند. در ضمن به دليل تنوع شبكه ها هر برنامه مخاطب خودش را پيدا مي كند. شايد عده اي علاقمند به گفت و گو باشند، برخي برنامه هاي طنز را دوست داشته باشند و بعضي هم مسايل اجتماعي و يا برنامه هاي معارفي را دوست داشته باشند؛ در اين شرايط هر كدام از اين برنامه ها نظر عده اي را جلب مي كنند و اين حركتي در راه رسيدن به رسانه اي مخاطب سالار است كه سعي دارد به خواست مخاطب توجه كند.» * محمد صالح علاء، تهيه كننده و نويسنده صالح علاء كه طي سالهاي گذشته تجربه هاي موفقي در زمينه برنامه سازي داشته، در مورد جنگها مي گويد: «من برنامه هاي شبانه شبكه 1، 2 و 3 را ديده ام. اول از همه بايد بگويم كه اجراي مجريان اين جنگ ها را دوست دارم. برنامه هاي شبكه سوم سيما بخصوص كوله پشتي و يه شب مهتاب با اجراهاي خوب مجريان تواناي اين شبكه، بسيار جذاب تر شده اند. اما مشكل بزرگ ما در اين نوع برنامه ها، قناعت گري در حوزه زيبايي شناسي است، كه در همه شبكه ها وجود دارد. من بعد از سالهاي سال با اعتنا به تجربياتم در رسانه، عقيده دارم كه هر پديده رسانه اي بايد مخاطب خودش را متعجب كند و اين تنها راه موفقيت يك جنگ شبانه است. اين به تعجب وا داشتن مخاطب جزو اصول كار رسانه است، ولي متأسفانه من هيچ حس تعجبي با ديدن اين برنامه ها ندارم. من مشكلات سازندگان اين نوع برنامه ها را درك مي كنم، اما فكر مي كنم كه بايد در توليد اين نوع برنامه ها تجديدنظر كنيم.» صالح علاء در پاسخ به اين سؤال كه آيا اين مسأله به ضعف محتوا برمي گردد يا اين كه تفكر تازه اي براي مطرح كردن نداريم، مي گويد:«ببينيد رسانه يك پديده جمعي است و در آن همه اتفاقها توسط جمع تصميم گيري مي شوند و برنامه هاي رسانه اي محصول هم انديشي زيبايي شناسي و تجربيات و مهارت يك گروه كارشناس است. من قائل به نوآوري و خلاقيت در رسانه هستم. شايد حرف شما درست باشد و ما فكرهاي نو نداشته باشيم، شايد انگيزه طرح نو ارايه كردن نباشد و يا اين كه اصلاً در كنار داشتن طرح نو، امكان ارايه كردن آن نباشد. اما به عقيده من ما خودمان را نمي توانيم به اثر سنجاق كنيم، و به مخاطب توضيح بدهيم كه وقت نداشتيم، بودجه كم بود و... چون مردم ما هم هزينه مي كنند و دوست دارند كه اصحاب رسانه آنها را در ايام تعطيلات و فراغت متناسب با فهم و سليقه آنها سرگرم كنند. ملاك ما بايد توجه جمعي باشد، نه علاقه خودمان در مقام توليد كننده برنامه. به عقيده من نوآوري و خلاقيت در آثار تلويزيوني، به خواب رفته و ما بايد آن را از اين خواب طولاني و آزار دهنده بيدار كنيم.» * امان ا... پيشنماز زاده، تهيه كننده پيشنماز زاده در مورد چگونگي شكل گيري اين برنامه ها در فضاي تلويزيون مي گويد: «برنامه هاي شبانگاهي اصولاً به شكل سرگرم كننده توليد مي شوند كه با دعوت از افراد مورد توجه مردم مثل هنرمندان و گفت و گو با آنها در قالبي مفرح پخش مي شوند. البته اين نوع برنامه ها از آنجايي كه با ارزشهاي تلويزيون ما سازگاري ندارد، اگر بخواهد با ارزشها منطبق شود و در چارچوب تعاريف برنامه هاي شبانگاهي قرار گيرد، بايد روي محتواي آن تأكيد شود. البته شوخي كردن با مهمان بد نيست، ولي بايد كنترل شده و در چارچوب خاصي انجام شود.» وي در ادامه مي گويد: «با توجه به رويكرد جديدي كه در 10 سال اخير نسبت به زمانهاي تابستانه به وجود آمده بايد بگويم، تلويزيون تفاوتي بين اوقات فراغت و زمان كار قايل شده است. از نظر آماري تعداد زيادي از بيننده هاي تلويزيوني را گروه سني جوان تشكيل مي دهند، كه اين قضيه تلاش عوامل و دست اندركاران تلويزيون را مضاعف كرده است؛ زيرا تلويزيون بايد مطابق ميل و سليقه دانش آموزان و دانشجويان برنامه توليد كند. اما چند نكته بايد در برنامه هاي شبانگاهي در نظر گرفته شود؛ نكته اول اين كه چه تعريفي براي اين برنامه ها وجود دارد؟ آيا صرف داشتن يك مجري و يك دكور ساده و يك مهمان كافي است؟ اين رويكرد درستي نيست و خيلي زود به حالت روزمرگي مي رسد. البته بخشي از اين نقاط ضعف برمي گردد به ناتوانايي تهيه كننده و مجري. در برنامه هاي زنده اين گروه، مجري بايد حتماً فردي توانمند، ساختارشناس و ساختار شكن باشد و اگر نخواهد ابتكاري داشته باشد، اين برنامه بي نصيب از بيننده خواهد بود و بتدريج در ذهن مخاطبان مي ميرد. پيشنماز زاده مي گويد: «بهتر است بگوييم همه اين برنامه ها تا حدي موفق بوده اند، اما اين موفقيت نسبي بوده است. سازندگان اين جنگها بايد در نظر داشته باشند فردي را كه دعوت مي كنند از همه نظر مناسب دعوت يك برنامه تلويزيوني زنده باشد. نكته بعدي آشنايي با مجموعه فعاليتهاي مهماني است كه دعوت مي شود. مجري بايد كاملاً به سوابق آن فرد اشراف داشته باشد؛ مثلاً برنامه «سيب سفيد شب» كه از شبكه يك پخش مي شود؛ يكي از ايرادهاي عمده اين برنامه دكور كوچك آن است. جا داشت اين برنامه در يك فضاي بزرگتر اجرا مي شد. در شبكه دو برنامه «خانه اي با طرح نو» را هم ديده ام كه در اين برنامه با اجراي رامبد جوان و خطيبي به نوعي ساختارشكني شده، اما احساس مي كنم اجراي آنها شبيه اجراهاي فرنگي باشد، يعني خيلي ايراني نيست و ما معمولاً مقابل دوربين چنين حركاتي از خودمان نشان نمي دهيم. برنامه شبكه سوم « يه شب مهتاب» هم كه من نمي دانم اين اسم و تيتراژ را چطور و از كجا برايش پيدا كرده اند و پخش مي كنند! من از اجراي آقاي صفدري بدم نيامد، اما احساس مي كنم در دوران جواني اجراهاي بهتري داشتند. دكور اين برنامه، اصلاً دكور تلويزيوني نيست و ما نبايد اين قدر از فرم ظاهري برنامه غافل شويم؛ مثلاً شبي مسعود ده نمكي را دعوت كرده بودند كه گفت و گوي خوبي بود، ولي چون رنگ و لعاب ظاهري نداشت خيلي جذاب نبود. البته در اين برنامه ها بايد سنخيت مهمانان را هم در نظر بگيريم. متأسفانه در خيلي از اين برنامه ها اين بيماري ديده مي شود كه مثلاً مجري يك سؤال مطرح مي كند و مدتي مهمان با اين سؤال دست به گريبان مي شود، بعد گزارش و دوباره يك سؤال ديگر و مهمان باز هم گير مي كند. به عقيده من بايد گفت و گو دوجانبه باشد و سؤالها ساختار را بشكند.» اين تهيه كننده در ادامه مي افزايد: «من محدوديتهاي تلويزيوني را مي شناسم. يكي از اين محدوديتها اين است كه سيما براي بهره گيري از نيروهاي خلاق مقداري مشكل دارد. نمي دانم به دليل كمبود بودجه است يا مسائل ديگر. وي مي گويد: به تجربه ثابت شده كه برنامه هاي شبانگاهي را بايد به باكس هاي كوچك تقسيم كنيم. درست مثل نوشتن در مطبوعات كه مردم به مطالب كوتاه و خواندني علاقه نشان مي دهند، ما هم بايد در مراحل برنامه سازي به اين نكات توجه كنيم.» پيشنماززاده در مورد چگونگي پيگيري اين نوع برنامه ها توسط خودش در جايگاه مخاطب مي گويد: «اگر من مخاطبي باشم كه فقط به دنبال تغيير شبكه باشم تا يك برنامه مورد علاقه ام را پيدا كنم، ممكن است چند شب هم بگذرد و برنامه دلخواهم را پيدا نكنم، ولي گاهي اوقات برنامه اي خاص را مي بينم مثلاً گاهي وقتها كوله پشتي را نگاه مي كنم و احساس مي كنم اين برنامه براي ديدن كشش دارد، هر چند گفت و گوي اين برنامه جزو گفت و گوهاي شبانه نيست؛ چون در برنامه هاي شبانه بايد تعدد مهمان و آيتم موج بزند. در هر صورت آنچه در اين نوع برنامه ها مهم است، خلاقيت، تأثيرگذاري و ماندگاري است. اميدوارم زماني برسد كه با سبكهاي جديدي در اين برنامه ها روبرو شويم كه باعث شود همه وقت بگذاريم و حتماً اين برنامه ها را ببينيم.» |