|
*ميزگردي پيرامون اكران «هري پاتر و فرمان ققنوس» با حضور فيلمنامه نويس، كارگردان و تهيه كننده اين فيلم
*امير اطهر سهيلي

گمان مي كنم سري فيلمهاي هري پاتر و جريان ساخت فيلم بر اساس اين مجموعه فيلمها به معرفي و بحث نياز ندارد و اين جادوگر جوان، اين روزها ديگر براي مخاطبان غير حرفه اي سينما و ادبيات كاملاً شناخته شده است. «هري پاتر و فرمان ققنوس» پنجمين داستان از سري كتابهاي پر فروش «هري پاتر» است كه از ابتداي جولاي امسال اكران شد و توانست موفقيت فيلمهاي گذشته مجموعه خود را تكرار كند. خيلي ها معتقدند اين نسخه «هري پاتر» از فيلمهاي قبلي بهتر و به كتاب نيز نزديكتر است و «مايكل گلدنبرگ» (نويسنده فيلمنامه) هم در مراحلي از «جي. كي. رولينگ» (نويسنده كتاب) پيشي گرفته است! آنچه مي خوانيد ميز گردي است با حضور «مايكل گلدنبرگ» (فيلمنامه نويس)، «ديويد يتز» (كارگردان) و «ديويد هيمن» (تهيه كننده) اين اثر. * آقاي ديويد يتز، وقتي شما به عنوان كارگردان اين فيلم معرفي شديد، مردم خيلي شوكه شدند و اين حس با فهرست عواملي كه معرفي كرديد بالا گرفت. به طور حتم اين موضوع، مشكلاتي هم براي شما و گروه توليدتان به همراه داشت؟ - يتز: در آغاز برايمان بشدت وحشتناك بود. وقتي شما به شهرك سينمايي اي كه «هري پاتر» ها در آن ساخته مي شود قدم مي گذاريد، عظمت «ليوسدن» در همان آغاز، شما را مقهور مي كند. همين تصوير براي به لرزه درآوردن اعتماد به نفس شما كافي است. من در همان ابتدا به ديدن «مايك نويل» كارگردان «هري پاتر و جام آتش» رفتم. ما تقريباً نصف روز را با هم صحبت كرديم تا اينكه من راه ورود به اين گود را پيدا كردم. فيلم، يك پروژه عظيم بود و شما قبل از شروع به كار، حتماً از شدت استرس و عصبانيت، دل پيچه خواهيد گرفت! ولي من از همان اول، قدمم را محكم برداشتم. براي من، مهم فقط كارگرداني كردن بود و همچنين به تفاهم رسيدن با مايكل در مورد فيلمنامه. همين. در مورد عوامل هم، من با بيشتر اين اكيپ پيش از اين كار كرده بودم و تجربه هاي قبلي قابليت آنها را برايم مشخص كرده بود. عوامل ثابت قسمتهاي پيشين اين مجموعه فيلم را هم در ملاقات اول تأييد كردم. در اين ميان، «ديويد هيمن» و «ديويد بارون» هم به صورتي باور نكردني حمايتم كردند. * گمان نمي كنيد بهتر بود وقتي «هري پاتر» در آمريكا توليد مي شود، شخصيتها و لوكيشنها، رنگ و بوي آمريكايي تري به خود بگيرند؟ - ديويد هيمن: من هيچ تأكيدي بر اين شكل قضيه ندارم. مردم تا كنون چهار قسمت از اين فيلم را ديده اند و به خوبي مي توانند در باره آن قضاوت كنند. فقط يك نكته قابل ذكر است، زماني كه ما فيلم را شروع كرديم و در مراحل نخست توليد پروژه بوديم و به حتم در آن زمان سري كتابهاي «هري پاتر» به چنين شهرت و محبوبيتي دست نيافته بود، يك نفر به من پيشنهاد كرد تا لوكيشن داستان را به آمريكا ببريم، اما اين موضوع فقط در حد يك پيشنهاد لفظي باقي ماند و ما هم به سرعت آن را رد كرديم. ما از بابت كودكان بازيگر خيلي شانس آورديم. آنها فوق العاده بودند و با سختيهاي كار در استوديو و شهرك سينمايي به راحتي كنار آمدند. هرچند در مراحلي، فيلمبرداري واقعاً جذاب بود، ولي در مواقعي هم خسته كننده مي شد. بچه هاي بازيگر ما، سه ويژگي خاص داشتند: غرغرو نبودند، پر مدعا نبودند و تكبر هم در خصوصيات شخصيتي آنها پيدا نمي شد. صراحت و فروتني زياد آنان چيزي بود كه من در شروع پروژه عاشقش شدم. ما بازيگران جوان آمريكايي زيادي داريم كه بسيار موفق تر و با استعدادتر هستند، ولي من هنوز بازيگران انگليسي را ترجيح مي دهم. * به عنوان كارگردان، چه راهكاري براي بينندگاني كه قسمتهاي پيشين را نديده اند و در مورد دنياي اين فيلم اطلاعاتي ندارند انديشيده ايد و چه جايگاهي براي اطلاعات كلي در باب كليت داستان در اين فيلم قرار داده ايد؟ - يتز: خوب در مرحله اول، اين فيلم يك دنباله بود و هر دنباله اي به فيلمهاي قبل از خود ارجاع مي دهد، اما دغدغه هميشگي من، يافتن جايگاه «يك اثر مستقل» براي اين فيلم بود. كاري كه گمان مي كنم انجام شد. براي رسيدن به اين هدف، در مرحله اول، داستان بايد استقلال خود را پيدا مي كرد. يك بافت پيوندي اجتناب ناپذير در داستان اين مجموعه وجود داشت، ولي مراحل اقتباس از داستان، بسيار با مهارت انجام پذيرفت. ارجاع مخاطب در اين گونه هنرها به آثار قبل از خود هميشه ايجاد مشكل كرده و همذات پنداري مخاطب با اثر تازه را دچار اختلال مي نمايد. ما سعي كرديم در اين فيلم، ارجاع به قسمتهاي گذشته را به پايين ترين سطح خود برسانيم. - گلدنبرگ: در اين زمينه «ديويد» خيلي ظالم بود. او نمي خواست هيچ گونه پيش فرضي در ذهن تماشاگر باشد. من هم نبايد هيچ پيش فرضي مي داشتم و بايد از صفر شروع مي كردم. رولينگ، در يك كتاب، تنها به شخصيت پردازي پرداخته و من بايد تمام آن شخصيت پردازيها را دوباره در اين قسمت پياده مي كردم. كار دشوارتر شد، ولي دلنشين تر از كار درآمد. - هيمن: من در ابتداي پروژه با اين ويژگي آن كنار نيامدم. گمان مي كنم سه روز بحث من و ديويد طول كشيد تا سرانجام ديويد مرا قانع كرد و من به استوديو آمدم و به مايكل زنگ زدم و گفتم كه حق با «ديويد» است! * چه برنامه اي براي قسمت بعدي داريد؟ - يتز: زماني كه ما «فرمان ققنوس» را به پايان رسانديم، گمان كرديم دفعه بعد تجربه سخت تري خواهيم داشت! ما به اين فيلم افتخار مي كنيم. البته در كتاب بعدي اين مجموعه، داستان در حالي كه فضاي كودكانه خود را حفظ مي كند، اما كمي اغراق كرده و وارد خط قرمزهايي مي شود كه بشدت آزار دهنده هستند. مثلاً عشق، راك اند رول و استفاده از مواد مخدر. - هيمن: البته در فيلم ما، مواد مخدري وجود ندارد! * برخورد طرفداران افراطي پاتر با شما چطور بود؟ - گلدنبرگ: خوب مطمئناً ما نمي توانيم درخواستهاي همه آنان را برآورده كنيم. آنها معتقدند كتاب بايد كلمه به كلمه بازسازي شود. اين در توان ما نيست. ما در نخستين ملاقاتمان با رولينگ، قول همه گونه مشاوره را از او گرفتيم و او به ما گفت هر كاري را كه براي بهتر شدن فيلم نياز است، انجام خواهد داد. او خودش اعتقاد داشت بايد منتظر فيلم بزرگي باشد. «رولينگ» در يك مصاحبه هم، فيلم هري پاتر را يكي از عظيم ترين فيلمهاي تاريخ سينما خواند. اين صحبتهاي رولينگ، كمي متعصبان «هري پاتر» را نرم كرد. ما سعي كرديم روح داستان را حفظ كنيم، نه دانه به دانه كلماتش را. روح داستان اهميت بيشتري دارد و اين روح بزرگ هنر است كه آن را قابل ترجمه مي كند. - يتز: اما من معتقدم محدوديتها، كمي به اين روح اثر لطمه مي زنند و از اين زاويه، كمي به طرفداران پاتر حق مي دهم. ادبيات در بسياري از لحظات، در برگرداندن به سينما با مشكل مواجه مي شوند. مثلاً در فيلم ما شخصيت «اوانا» كاملاً به حاشيه كشيده شده و اين در طول كار، خيلي به من فشار مي آورد، چون او كاراكتر جالبي بود. هم بازيگر خوبي اين نقش را بازي مي كرد و هم در داستان رولينگ نقشي محوري را بر عهده داشت. *شما اقتباس دو فيلم «تماس» و «پيتر پن» را نيز برعهده داشتيد. چگونه اين پروژه ها در شكل گيري «هري پاتر» كمك كردند؟ - گلدنبرگ: گذشت زمان هميشه آموزنده است. براي من آن دو فيلم، مشقت و سختي همچون اين فيلم را داشتند. من خوشحالم كه اقتباسهايي را در ژانرهايي متفاوت تجربه كرده ام و مطمئناً «هري پاتر» چون آخرين كار من است، از كارهاي قبلي ام قوي تر و قابل بحث تر است. |