|

«ابن سينا» حكيم و فيلسوف ايراني، در دوره حيات عمر خويش چنان درخشيد كه اينك پس از سالهاي متمادي كه دنيا از فقدان آرا و انديشه هاي علمي او محروم مانده، تلالو دستاوردهاي علمي اش جهان دانش را روشن مي سازد. يكي از ابعاد حيات علمي «ابن سينا» يادگارهاي مكتوبي است كه از او به جا مانده و حاوي نكات فلسفي و اخلاقي و تربيتي فراواني است كه بررسي آن براي نسل هاي آينده بي تأثير نخواهد بود. آنچه در اين نوشتار بدان پرداخته مي شود، بررسي وظايف معلم در آراء تربيتي «ابن سينا» است. وظايف معلم از ديدگاه بوعلي چنين است: «معلم بايد اولاً طفل را از عادات زشت و كارهاي نكوهيده دور و با همدرسان خوب محشور سازد، ثانياً در پرورش او گاهي تشويق كند و زماني تهديد. ثالثاً اوقات ورزش را طوري ترتيب دهد كه هم معده خالي باشد و هم غذا هضم شده باشد، رابعاً معلم بايد بر حسب اقتضا يكي از انواع تعليم را كه عبارت باشد از تعليم ذهني، صناعتي، تلقيني، تأديبي، تقليدي، تنبيهي در تدريس خود به كار برد، خامساً به هنگام تعليم و رفتار با شاگرد رويه معتدل اتخاذ كند؛ يعني نه چنان خود را بگيرد كه شاگرد جرأت سؤال كردن و توضيح خواستن و رفع مشكلات نداشته باشد و نه آنقدر ملايمت نشان دهد كه طفل جسور شود و به بيانات او توجه نكند، سادساً طفل را بشناسد و طبع و قريحه او را بسنجد و هوش او را بيازمايد تا بتواند به موقع خود، هنر و پيشه اي كه متناسب با استعداد و ذكاوت اوست، براي وي اتخاذ كند، سابعاً ذوق و تشويق طفل را در انتخاب هنر و پيشه رعايت كند، ثامناً هنر و پيشه اي كه به كودك آموخته، او را به استفاده از آن وادار سازد تا عملاً به كسب معاش عادت كند.» (1) نظر بوعلي سينا پيرامون وظايف معلم كه از مطالب فوق مي توان فهميد، چند مورد مهم است كه در ذيل به آنها اشاره مي كنيم: 1- كودك را از عادات زشت و نكوهيده دور بدارد: اين وظيفه مهم مقدمه اي براي آموزشها و عادتهاي مطلوب است؛ زيرا كودك در مواجهه با موقعيتهاي نكوهيده به دليل عدم قدرت تشخيص سره از ناسره، ممكن است آلوده شود و اين امر تأثير سوئي در شخصيت او داشته باشد. 2- كودك را با همدرسان خوب همنشين سازد: امروزه ثابت شده يكي از راههايي كه كودكان كسب آموزش مي كنند، از طريق همسن و سالان و همكلاسي هاي خودشان است. اولياي تربيتي نبايد اين نوع آموزش را كه به صورت غيرمستقيم و غيركلاسيك است، از نظر دور بدارند؛ زيرا كودكان در مجالست و معاشرت با دوستان خود بسياري از آداب و رسوم و خلقيات را كسب مي كنند. بوعلي سينا براي اينكه كودك را از خوي هاي زشت مصون بدارد، به معلمان سفارش مي كند كودكان را با همدرسان خوب همنشين سازند. 3- رعايت اعتدال را به تشويق و تنبيه بنمايد: اين اصل نيز امروزه پذيرفته شده است. تشويق و تنبيه به عنوان دو اصل تربيتي محسوب مي شود كه اگر به موقع و در حد مطلوب انجام پذيرد، جواب مثبت مي دهد؛ اما اگر بي موقع انجام شود و يا مورد افراط و تفريط قرار گيرد، معمولاً بي تأثير است و يا اثر منفي در رفتار كودك بر جاي مي گذارد. 4- تنبيه بدني را به عنوان آخرين راه حل انتخاب كند: بوعلي سينا معتقد است كودك را بايد از راههاي تشويقي و اگر لازم شد از تهديد، آن هم در حد اعتدال، به سمت خوبيها هدايت و از زشتيها بازداشت. 5- به آثار و نتايج ورزش در بهداشت جسماني توجه داشته باشد. 6- انواع تعليم را بنا به مقتضات موضوع به كار ببرد: بوعلي سينا معتقد است هر مفهومي نوع تعليم خاص خودش را مي خواهد. بعضي از مفاهيم در حد محفوظات و يادگيري ذهني هستند، در حالي كه بعضي ديگر از مفاهيم كاربردي اند و به نوعي تعليم در جريان عمل نيازمندند. بعضي از طريق تلقين و پاره اي ديگر به صورت تقليدي آموخته مي شوند. روشهاي تشويقي و تنبيهي نيز هر كدام در موقعيت مناسب، يادگيري را براي دانش آموز تسهيل مي كنند. بوعلي سينا در كتاب «برهان شفا» انواع تعليم و تعلم را بدين صورت توضيح مي دهد: - برخي صناعي اند و دستيابي به آنها از راه ممارست و مداومت بر انجام افعال مربوط به اين صنايع حاصل مي شود. - برخي تلقيني اند، مثل يادگيري شعر يا زباني خاص و راه فراگيري در اين امور اين است كه انسان ممارست و مواظبت فراوان بر تلفظ آن اصوات و الفاظ داشته باشد تا ملكه و مهارت لازم برايش حاصل شود. - برخي تأديبي اند، و اينها از راه مشاوره و گفت و گو و نصيحت به متعلم حاصل مي شوند. - پاره اي تقليدي اند، بدين صورت كه انسان با اعتقاد به رأي انس و الفت يابد، اين گونه معلومات به سبب وثوق اطمينان به معلم براي انسان حاصل مي شود. - علاوه بر آنچه گفتيم، اصناف ديگري نيز از تعليم و تعلم يافت مي شود كه البته هيچ يك از اينها تعليم و تعلم ذهني و فكري محسوب نمي شوند.(2) ابن سينا براي تعليم و تعلم ذهني حساب ويژه اي باز مي كند و مي گويد: «تعليم و تعلم ذهني و فكري آن است كه از راه قولي و مسموع و يا معقول به دست مي آيد كه مي تواند موجب اعتقاد يا رأي و يا تصوري شود كه قبلاً نبوده است... و هر تعليم و تعلم ذهني و فكري از راه علمي قبلي حاصل مي شود، زيرا تصديق و تصوري كه از راه تعليم و تعلم پيدا مي شوند، همواره پس از قولي مسموع يا معقول است كه قبلاً تحقق يافته است و حتماً لازم است كه اين قول قبلاً معلوم شده باشد.» (3) 7- جانب اعتدال را در معاشرت با دانش آموزان رعايت نمايد: بوعلي سينا معتقد است معلم نبايد چنان سختگير باشد كه شاگردان از او بترسند و نه آنقدر ملايم و نرم خوي باشد كه به حرفهاي او توجه نكنند. افراط و تفريط در مواجهه كودكان و سختگيري و يا ملايمت بيش از اندازه، هر دو از موانع يادگيري است و علاوه بر اينكه آموزش را به خطر مي اندازد، در تربيت نيز خلل وارد مي سازد. 8- كودك را بشناسد و هوش و قريحه او را بيازمايد: اين مطلب بوعلي را نظامهاي آموزشي با ديدگاههاي مختلف نيز تأكيد مي كنند. معلم در صورتي قادر به تعليم خواهد بود كه توانمنديهاي مخاطبانش را بشناسد، از ميزان هوش آنها مطلع باشد و بداند قريحه و طبع و يا استعداد آنها به چه جهتي ميل دارد؛ سپس متناسب با اين موارد، برنامه ريزي و براي تعليم و تربيت آنها تصميم گيري كند. 9- به موقع هنر و پيشه براي كودك انتخاب نماييد: بوعلي در چند نوبت به ضرورت هنر و پيشه اشاره كرده است. او معتقد است تعليم پيشه و ايجاد امكان كارآموزي از وظايف معلم است. معلم بايد نوع كار و پيشه را متناسب با استعداد دانش آموز انتخاب كند و او را با توجه به استعداديابي انجام شده در مسير درست هدايت نمايد. بوعلي به معلم يادآور مي شود كه در جهت استعداديابي به ذوق و شوق كودك توجه نمايد و انجام كاري را به او پيشنهاد دهد كه علاقه يادگيري آن در كودك وجود دارد. 10- كودك را نسبت به كسب معاش عادت دهد: يكي ديگر از توصيه هاي بوعلي به معلمان اين است كه كودك را به انجام كار متناسب با علاقه اش وادارد تا سيستم روحي و بدني او با كار عادت كند و خو بگيرد و زمينه كسب معاش برايش فراهم شود تا در آينده به عنوان عنصري مفيد در جامعه حضور يابد. وظايف معلم بسيار گسترده است و هر كدام از پيشوايان ديني و يا متفكران اسلامي سعي كرده اند گوشه اي از اين وظايف را بر اساس مقتضيات زمان بيان نمايند. از جمله وظايف اساسي معلم، اشاعه علم و دانش است. امام صادق(ع) به جابر جعفي فرمودند: «كوه علم و دانش اين است كه آن را به بندگان خدا تعليم دهي.» پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «پر بهاترين و والاترين صدقه و بخشش اين است كه انسان به علم و دانش دست يابد و آن را به برادر ديني خود تعليم دهد.»(4) ملا احمد نراقي از علماي برجسته قرن سيزدهم در رابطه با وظايف معلم به چند نكته مهم اشاره مي كند و مي نويسد: «اول آنكه معلم در تعليم قصد قربت به خدا داشته باشد، دوم آنكه بر شاگرد مهربان و مشفق باشد و خيرخواهي او را ملاحظه نمايد و او را نصيحتهاي مشفقانه گويد و در تعليم به قدر فهم او اكتفا كند و با نرمي و گشاده رويي با او سخن گويد و درشتي نورزد و كسي را كه قابل مطلبي نداند، آن مطلب را با او در ميان ننهد و به او نگويد. چهارم آنكه چيزي كه خلاف واقع باشد نگويد و نخواهد امري را كه مطابق واقع نيست، به او بفهماند.(5) در عصر ما نيز به سبب گسترش روابط اجتماعي و نيازهاي جديد، وظايف معلمي نيز توسعه يافته است. ما در عصري زندگي مي كنيم كه علم و تكنولوژي و صنعت از سرعت غيرقابل تصوري برخوردار است. امروزه در انتقال اطلاعات، مرزي وجود ندارد و اطلاعات با سرعت وصف ناپذيري به همه نقاط كره زمين مخابره مي شود و به راحتي از طريق ماهواره و يا اينترنت، قابل دسترسي مي باشد، لذا سيستم آموزش و پرورش نيز به انواع تكنولوژي آموزشي مجهز شده است. بنابراين، مسلمانان نيز بايد در استفاده درست از مهارتهاي جديد تدريس، به اطلاعات روز مجهز و بر يافته هاي جديد مسلط شوند. مهارت در بهره مندي از تكنولوژي آموزشي هم به معلم و هم به دانش آموز در ياد دادن و ياد گرفتن با كيفيت و سريع كمك مي كند. پي نوشت ها: 1- جشن نامه ابن سينا،ج2، ص153 2- ترجمه و شرح برهان شفا، مصباح يزدي، ص49 3- همان، صص52 و 54 4- منية المريد، شهيد ثاني، ص9 5- معراج السعادة، ص64 |