تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
ضربان
حوادث
میهن
ايرانسرا
خراسان امروز
فراسو
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 5شهریور ماه 1386


بررسي و تحليل بيماري اختلال وسواسي-جبري؛رازهاي يك ذهن وسوسه گر

 





وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر است كه با نوعي احساس اجبار و ناچاري ذهني و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت  به شخصيت  خود بوده و از غيرعادي و نابهنجار بودن رفتار خود آگاه است. روان شناسان، وسواس را نوعي بيماري از سري نوروزهاي شديد مي دانند كه تعادل رواني و رفتاري را از بيمار سلب و او را در سازگاري با محيط دچار اشكال مي كند و اين عدم تعادل و اختلال داراي صورتي آشكار است.





روانكاوان نيز وسواس را نوعي غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفي مي كنند و آن را حالتي مي دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده اي خاص كه اغلب وهم آميز و اشتباه است، آدمي را در بند خود مي گيرد، آن چنان كه حتي اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وا مي دارد كه حتي رفتاري را برخلاف ميل و خواسته اش انجام دهد و بيمار هر چند به بيهودگي كار يا افكار خود آگاه است، اما نمي تواند از قيد آن رهايي يابد.
وسواس به صورتهاي مختلف بروز مي كند و در بيمار مبتلاي به آن اين موارد ملاحظه مي شود :
اجتناب، تكرار و مداومت، ترديد، شك در عبادت، ترس، دقت و نظم افراطي، اجبار و الزام، احساس بن بست، عناد و لجاجت.
علايم ديگر: در مواردي وسواس به صورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدي، آتش زدن جايي، درآوردن جامه خود، بي قراري، بهانه گيري، بي خوابي، بدخوابي، بي اشتهايي و... متجلي مي شود، آنچنان كه به اطرافيانش اين احساس دست مي دهد كه نكند ديوانه شده باشد.
انواع وسواس: وسواسهايي كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تأثير قرار داده و احاطه شان مي كند، معمولاً به صورتهاي زير است:

1- وسواس فكري:
اين وسواس به صورتهاي مختلف خود را نشان مي دهد كه برخي از نمونه هاي آن به شرح زير است:
* انديشه درباره بدن:
بدين گونه كه بخشي مهم از اشتغالات ذهني و فكري بيمار متوجه بدن اوست. او دايم به پزشك مراجعه مي كند و درصدد به  دست آوردن دارويي جديد براي سلامت  بدن است.
* رفتار حال يا گذشته:
مثلاً در اين خصوص مي انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملي مي شود، آيا درست مي انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست  يا ناروا؟
درباره اعتقادات: زماني فكر وسواسي زمينه را براي تضادها و مغايرتهاي اعتقادي فراهم مي كند كه مسايلي در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را به خود مشغول مي  دارد.
* انديشه افراطي:
زماني وسواس در مورد امري به صورت افراط در قبول يا رد آن است،  گويي انديشه مزاحمي بر فرد مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مي كند، از آن دفاع و يا آن را طرد مي نمايد بدون اينكه آن مسأله كوچكترين ارتباطي با زندگي او داشته باشد؛ مثلاً در رابطه با دارويي عقيده اي افراطي پيدا مي كند، به گونه اي كه طول عمر، بقاي زندگي و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مي  داند، اگر چه بر اثر مصرف به چنان نتيجه اي دست نيابد.

2- وسواس عملي:
وسواس عملي به شكلهاي گوناگون خود را بروز مي  دهد كه ما به نمونه ها و مواردي از آن اشاره مي  كنيم :
شستشوي مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مي  دانند و اين بيماري در نزد زنان رايج تر است.
* رفتار منحرفانه:
جلوه آن در مواردي به صورت دزدي است و اين امر حتي در افرادي ديده مي  شود كه هيچ  گونه نياز مادي ندارند.
* دقت وسواسي:
نمونه اش را در منظم كردن دكمه لباس و... مي  بينيم و وضعيت فرد به گونه اي است كه گويي از اين امر احساس آرامش مي  كند.
* شمردن:
شمردن و شمارشها در مواردي مي  تواند از همين قبيل به شمار آيد؛ مثل شمردن نرده ها با اصرار بر اينكه اشتباهي در اين امر صورت نگيرد.
راه رفتن:
گاهي وسواسها به صورت راه رفتن اجباري است. شخص از اين سو به آن سو راه مي  رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلاً فاصله بين دو نقطه از 10 قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

3- وسواس ترس:
صورتهاي ترس وسواسي عبارت است از: ترس از آلودگي، ترس از مرگ، ترس از دفع، ترس از محيط محدود، ترس از امري خلاف اخلاق و ترس از تحقق آرزو.
4- وسواس الزام:
فرد در اين نوع وسواس نمي  تواند خود را از انجام عمل و يا فكري بيرون آورد و در صورت رهايي از آن فكر و خودداري از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.
وسواس در چه كساني بروز مي كند؟
الف) سن
تجارب حيات عادي افراد نشان مي  دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و بتدريج رشد مي  كند. اگر در آن ايام شرايط براي درمان مساعد باشد، بهبودهاي نسبي و دوره اي پديد مي آيد و گرنه بيماري سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايي كه خود بيمار به ستوه مي  آيد.
ب) هوش:
بررسيهاي علمي نشان داده اند كه وضع هوشي اين افراد در سطحي متوسط و حتي بالاتر از حد متوسط است. وسواسي هايي كه داراي هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند، بسيار كم هستند. بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم هوشي شان شود.
ج) اعتقاد:
د) شخصيت و محيط:
تجارب نشان داده اند آناني كه در زندگي شخصي حساس ترند، امكان ابتلايشان به بيماري وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنان زيادتر است. در بين فرزنداني كه والدينشان معمولاً محكومشان مي كنند اين بيماري بيشتر ديده مي  شود.
پاره اي از تحقيقات نشان داده اند كه شخصيت والدين و حتي صفات ژنتيكي، روابط همگن خويي و محيطي در اين امور مؤثرند به همين دليل وسواس در بين دوقلوهاي يكسان بيشتر ديده مي شود تا در ديگران، اگر چه ريشه هاي اساسي و كلي اين امر كاملاً مشهود نيست.
مسأله شخصيت را اگر با دامنه اي وسيعتر مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه اين امر حتي در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيماري هيستري است كه اغلب در جوامع عقب نگه داشته شده ديده مي شود، در جوامع به ظاهر متمدن و پيشرفته و حتي در بين افراد هوشمند هم به ميزاني قابل توجه ديده مي شود.

ريشه هاي خانوادگي وسواس
در مورد ريشه و سبب اين بيماري مطالب بسياري ذكر شده كه مهمترين آنها عبارتند: از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقي، وضع هوشي، عوامل اجتماعي، عوامل خانوادگي، عوامل اتفاقي، رقابتها، منع ها و... كه به مواردي از آن اشاره مي كنيم:
الف) وراثت:
تحقيقات برخي از صاحبنظران نشان داده است كه حدود  40 درصد وسواسي ها، اين بيماري را از والدين خود به ارث برده اند، اگرچه گروهي ديگر از محققان جنبه ارثي بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده اند، انتقال زمينه هاي عصبي مي تواند ريشه و عاملي در اين راه باشد.
ب) تربيت:
در اين مورد مباحثي قابل ذكرند كه مهمترين آنها عبارتند از:
1- دوران كودكي: اعتقاد گروهي از محققان اين است كه  50 درصد وسواس هاي افراد در سنين جواني و پس از آن از دوران كودكي پايه گذاري شده و تاريخچه زندگي آنها حاكي از دوران كودكي ويژه اي است كه در آن كشمكشها و مقاومتها و سرسختيهاي فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته هاي بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.
2- شيوه تربيت: در پيدايش گسترش وسواس بايد براي شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده اي را قايل شد. بررسيها نشان مي دهد مادران حساس و كمال جو به صورتي ناخودآگاه زمينه را براي وسواسي شدن فرزندان فراهم مي كنند و بخصوص والديني كه رفتار كودك را بر اساس ضابطه خود به صورت دقيق مي خواهند و انعطاف پذيري كمتري دارند، در اين ارتباط مقصرند. تربيت  خشك و مقرراتي در پيدايش و گسترش اين بيماري زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك به صورت ناگهاني، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.
3- تحقير كودك: عده اي از بيماران وسواسي كساني اند كه دايم اين عبارت به گوششان خورده است كه: «آدم بي عرضه اي هستي، لياقت نداري، در خور آدم نيستي، به درد زندگي نمي خوري» و از بابت عدم لياقت  خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد سر كوفت  شنيده و تنبيه شده اند. اين گونه برخوردها بعداً زمينه را براي ناراحتي عصبي و يا وسواس آنان فراهم كرده است.
4- ناامني ها: پاره اي از تحقيقات نشان داده اند برخي از كودكان كه دوران كودكي آشفته  اي داشته و با ترس و ناامني همساز بوده اند، بعدها به چنين بيماري دچار شده اند. آنان در مرحله كودكي وحشت از آن داشته اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تأييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكي براي راضي كردن مربيان خود مي كوشيدند و سعي داشته اند كه دقتي افراطي درباره كارهاي خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك بيني و موشكافي وارد شوند.
5- منع ها: گاهي وسواس فردي بزرگسال نشأت گرفته از منع هاي شديد دوران كودكي و حتي نوجواني و جواني است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاي بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را طبق مذاق خواستاران پديد آورد، معلوم نيست عاقبت  خوش و ميموني داشته باشد.
6- خانواده افراد وسواسي: بررسيها نشان داده اند؛ اغلب وسواسي ها والدين لجوج داشته اند كه در وظيفه خواهي از فرزندان سماجت  بسيار نشان مي داده اند. والدين ايرادگير و عيبجو بوده اند. اگر مختصر لغزشي از فرزندان خود مي ديدند، آن را به رخشان مي كشيدند. همچنين ممكن است والدين خسيس و ممسك بوده اند، به طوري كه كودك براي دستيابي به هدفي، ناگزير به شيوه اي اصرارآميز بوده است و سرانجام والدين افرادي كم گذشت، طعنه زن و ملامتگر بوده اند و كودك سعي مي كرده خود را در حضور آنان دايم جمع و جور كند تا سرزنش نشود.

درمان :
براي درمان مي توان از راه و رسم و وسايل و ابزاري استفاده كرد كه يكي از آنها تغيير محيطي است كه بيمار در آن زندگي مي كند.
1- تغيير آب و هوا: دور كردن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگي در يك منطقه خوش آب و هوا براي تخفيف اضطراب و درمان بيمار، اثري آرامش بخش دارد و اين امري است كه اولياي بيمار مي توانند به آن اقدام كنند.
2- تغيير شرايط زندگي: از شيوه هاي درمان اين است كه زندگي بيمار را به محيطي ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطي كشاند كه در آن مسأله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناي اصلي شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد.
بررسيهاي تجربي نشان مي دهند كه در مواردي با تغيير شرايط زندگي و حتي تغيير خانه و محل كار و زندگي بهبود كامل حاصل مي شود.
3- ايجاد اشتغال و سرگرمي: تطهيرهاي مكرر و دوباره كاري ها بدان دليل است كه بيمار وقت و فرصتي كافي براي انجام آن در خود احساس مي كند و وقت و زماني فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضروري است در حد امكان، سرگرمي او زيادتر گردد تا وقت اضافي نداشته باشد. اشتغالات يكي پس از ديگري او را وادار خواهد كرد كه نسبت  به برخي از امور بي اعتماد گردد، از جمله وسواس.
4- زندگي در جمع: فرد وسواسي را بايد از گوشه گيري و تنهايي بيرون كشاند. زندگي در ميان جمع خود مي تواند عامل و سببي براي رفع اين حالت  باشد. ترتيب دادن مسافرتهاي دسته جمعي كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدي را در زندگي پذيرا شوند، در تخفيف و حتي درمان اين بيماري بخصوص در افراد كمرو مؤثر است.
5- شيوه هاي اخلاقي: رودربايستي ها و ملاحظات فيمابين كه هر انساني بنحوي با آن مواجه است تا حدود زيادي سبب تخفيف اين بيماري مي شود. طرح سؤالات انتقادي توأم با لطف و شيريني، بويژه از سوي كساني كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگي بيمار بسيار مؤثر است و مي تواند موجب پيدايش تخفيفهايي در اين ارتباط شوند و البته بايد سعي بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود و روح بيمار را نيازارد. احياي غرور بيمار در مواردي بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزاردهنده و خفت و خواري ناشي از پذيرش رفتارهاي ناموزون وسواسي است و به بيمار قدرت مي دهد. بايد گاهي غرور فرد را با انتقادي ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مي تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بي معني است، صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.
6- تنگ كردن وقت: بيش از اين هم گفته ايم كه گاهي تن دادن به ترديدها ناشي از اين است كه بيمار خود را در فراخي وقت و فرصت  ببيند و براي درمان ضروري است كه در مواردي وقت را بر فرد وسواسي تنگ كنند. در چنين مواردي لازم است  با استفاده از شيوه هايي او را به كاري مشغول داريد و به امر و وظيفه اي او را وادار نماييد تا حدي كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه، كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است  سريعاً انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه اي در مواردي مي تواند به صورت جدي در درمان مؤثر باشد.
7- زير پا گذاردن موضوع وسواس: در مواردي براي درمان بيمار چاره اي نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتي با پيراهني كه آن را نجس مي داند و يا با دست و بدني كه او تطهير نكرده، به نماز بايستد و وظيفه اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كاري را كه از آن مي ترسد، انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مي يابد هيچ واقعه اي اتفاق نمي افتد.

* شيوه هاي اصولي در درمان وسواس:
الف) روانپزشكي: اگر رفتار و يا عمل وسواسي شديد شود به متخصص رواني و درمانگري نياز است كه در اين زمينه اقدام كند. كسي كه تعليمات تخصصي و تحصيلي اش در روانپزشكي به او اجازه مي دهد كه براي شناخت ريشه بيماري و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه يابي ها كار و تلاش كرده و دايم در رابطه با خود هم اقداماتي به عمل آورده و حداقل حدود 200 تا300 ساعتي هم در رابطه با شناخت  خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايي تجويز كنند و يا شيوه هاي ديگري را براي درمان به كار گيرند.
بيماران را گاهي لازم است كه در مؤسسات روانپزشكي و گاهي هم در بيمارستانها به روشهاي روانكاوي و روان  درماني درمان نمايند و در موارد ضروري بايد آنها را بستري نمود. درمان بيماري براي برخي از افراد بسيار ساده و آسان و براي برخي ديگر بسيار سخت است؛ بويژه شرايط اقتصادي و اجتماعي بيمار هم در اين امر مؤثر است.
ب) روان درماني: اين هم نوعي درمان است كه توسط روانكاو يا روان شناس صورت مي گيرد و آن همكاري آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتني بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطي نسبتاً طولاني و طبق هدف و برنامه ريزي مشخصي به پيش مي رود. درمان اختلال به  صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدي كه قادر به اصلاح زندگي رواني فرد باشد، انجام مي شود. در اين درمان گاهي هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براي يك تحول دروني فراهم شود.
اصولي در روان درماني: در روان درماني افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:
الف - اصلاح محيط: غرض از محيط زندگي بيمار، توجه به امنيت آن، بررسي اصول حاكم بر جنبه هاي محبتي و انضباطي، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاي تفريحي، گردشها، تلاشهاي جمعي، مشاركتها در امور و... است.
ب - ارتباط خوب و مناسب: در روان درماني آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردي و همراهي، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق به بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خودداري از سرزنش و....
ج - روانكاوي و روان درماني: اين روش تلاشي براي ريشه يابي، ايجاد زمينه براي دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود براي گشودن عقده ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشأ اختلال خود، القائات لازم است.

  


تدوين برنامه ملي پيشگيري و مراقبت از سرطان؛راهي به سوي بقا

 





با اجراي مرحله اول ثبت سرطان در كشور، اكنون 50 هزار بيمار سرطاني در كشور شناسايي شده اند كه تقريباً دو سوم كل بيماران، مبتلا به اين عارضه هستند.
براي تدوين و اجراي برنامه ملي پيشگيري و مراقبت از سرطان در كشور ابتدا لازم بود كه آمار دقيقي از موارد ابتلا به انواع سرطان به دست آيد و سرطانهاي شايع شناسايي شود كه براي اين كار از سال 84 برنامه ثبت و گزارش دهي سرطان در كشور اجرا شد.
بر اين اساس همه نمونه هاي مثبت سرطان كه در مراكز پاتولوژي ثبت مي شود، در سيستم گزارش دهي وزارت بهداشت نيز ثبت مي شود و به اين ترتيب در سال 84 به آمار 50 هزار نفري بيماران سرطان در كشور دست يافتيم.
به طور كلي در كشورهاي جهان سوم به ازاي هر هزار نفر يك نفر مبتلا به يكي از انواع سرطان است و پيش بيني مي شود حدود 70 هزار نفر در كشور مبتلا به اين بيماري باشند كه احتمالاً حدود 20 هزار نفر آنان به هر دليل هنوز در مراكز پاتولوژي كشور ثبت نشده اند. اين آمار در كشورهاي پيشرفته كه جمعيت مسن تري دارند، بيشتر است و به حدود  22/1 نفر به ازاي هر هزار نفر جمعيت مي رسد.
برنامه ثبت بيماريهاي سرطان اولين قدم در اجراي برنامه ملي پيشگيري و مراقبت از سرطان در كشور و يك برنامه بي همتا در منطقه مديترانه شرقي سازمان بهداشت جهاني است.
اين برنامه به طور كلي چهار محور اساسي دارد كه شامل پيشگيري، تشخيص زودرس، تدوين برنامه هاي درماني و بالاخره برنامه تسكيني براي بيماران سرطاني كه در مرحله چهارم اين بيماري هستند.
براي پيشگيري از سرطان مهمترين كار توجه به ريسك يا عوامل بروز سرطان و كنترل آنهاست، مهمترين عوامل بروز اين بيماريها مصرف سيگار، چاقي، تغذيه نامناسب و كاهش تحرك فيزيكي و استرس است، براي تشخيص زودرس نيز آموزش به مردم براي توجه به سرطانهاي شايع در مردان و زنان ضروري است.
مراحل بعدي اين برنامه نيز تعيين «guideline» يا خط مشيهاي درماني براي هر يك از سرطانهاست كه بايد با همكاري صاحبنظران هر يك از اين بيماريها تدوين شود و در حال حاضر هنوز اين روشهاي درماني به طور كامل تدوين نشده است.
مراقبتهاي تسكيني براي بيمار چهارمين محور اين برنامه است كه براي بيماراني اجرا مي شود كه در مرحله چهارم بيماري قرار دارند و شيمي درماني براي آنان تأثير زيادي ندارد، بلكه بايد از درد، استفراغ و يبوست آنان كاست.
اجراي كامل اين برنامه چندين ميليارد تومان اعتبار مي خواهد؛ به عنوان مثال خريد تعداد كافي ماموگرافي يا دستگاههاي پاراكلينكي براي اجراي اين برنامه ضروري است.
سرطانهاي شايع در گروه مردان و زنان متفاوت است. در جامعه زنان شايعترين سرطانها به ترتيب عبارتند از: سرطان سينه، پوست، روده بزرگ، معده، مري و دستگاههاي خون ساز و در جامعه مردان شايعترين سرطانها عبارتند از: سرطان پوست، معده، مثانه، پروستات، روده بزرگ، دستگاههاي خون ساز، مري، ريه، غدد لنفاوي و سرطان دستگاه مغز و اعصاب.
براساس برآورد كشوري سالانه 70 هزار سرطان با 30 هزار مرگ ناشي از آن در كشور به وقوع مي پيوندد. بيش از  20 هزار از موارد سرطان كشور با اقدامات مداخله اي قابل پيشگيري است.
مراجعه دير هنگام بيماران علت اصلي كاهش بقا و كشندگي بيشتر سرطان در ايران نسبت به كشورهاي توسعه يافته است و هم اكنون بيش از 60 درصد بيماران سرطاني كشور در مراحل  2 و 3 مراجعه مي كنند حال آن كه 80 درصد مراجعات در كشورهاي توسعه يافته در مرحله اول است.
 افزون بر مراجعه دير هنگام، تأخيراتي كه به هنگام تشخيص و درمان در سيستم بهداشتي و در مراكز درماني، بخش جراحي،  راديولوژي و شيمي درماني به وقوع مي پيوندد، باعث شده تا بقاي سرطان در ايران پايين تر از كشورهاي توسعه يافته باشد.
ميزان بقاي 60 تا 70 درصد موارد سرطان پستان در ايران 5 ساله است و حال آنكه اين شاخص در كشورهاي توسعه يافته بالاي 90 تا 95 درصد است.
نخستين قدم براي كنترل سرطان، ثبت موارد جديد سرطان است كه از دو دهه پيش آغاز و در اولين گزارش آماري ارايه شده از سرطان در سال 82، 7 هزار و در سال 83، 47 هزار مورد جديد سرطان به ثبت رسيده است.
اين برنامه روي چهار محور اصلي آموزش و ارتقاي سطح آگاهي مردم براي كاهش مواجهات شغلي و كنترل دخانيات، تشخيص زود هنگام و غربالگري، درمان مؤثر سرطان و ارايه خدمات مراقبتي و يا درمانهاي نگهدارنده است، بنيان نهاده شده كه نبود هر يك از اين چهار محور، برنامه كنترل سرطان را با مشكل مواجه مي كند.
يكي از تجربيات كشوري در خصوص سرطان  دهانه رحم است كه به مدت يك دهه بر روي غربالگري سرطان دهانه رحم بدون توجه به آموزش و ارتقاي آگاهي كار شد كه برنامه موفق نبود و كنار گذاشته شد. اين در شرايطي بود كه سرطان دهانه رحم جزو 10 سرطان شايع زنان ايراني و در نتيجه يك اولويت بهداشتي محسوب نمي شود.
اما سرطان پستان به عنوان شايعترين سرطان زنان ايراني مي باشد كه دقت و پيشگيري ويژه اي را مي طلبد.
بسياري از عوامل خطر سرطان و بيماريهاي قلبي مشترك هستند،  لذا چنانچه 5 سال پس از آغاز برنامه كنترل سرطان در كشور شاهد كاهش چشمگير بروز بيماريهاي قلبي - عروقي شويم، مي توان به اجراي موفق اين برنامه اميدوار بود زيرا اين برنامه ديربازده و پس از 10 سال نتيجه بخش است.
رفتار تغذيه اي، سبك زندگي، مصرف دخانيات، آلودگيهاي زيست محيطي و ژنتيك از عوامل خطرزاي سرطان است و در صورت همكاري همه جانبه سازمانها و ارگانهايي نظير وزارت جهاد كشاورزي، سازمان محيط زيست، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت صنايع،  وزارت بازرگاني و حتي وزارت كشور ميزان بروز سرطان كاهش مي يابد.
دخانيات به عنوان خطرناكترين عامل سرطانزا محسوب مي شود و بر اساس آمار يك دهه گذشته 12 تا 14 درصد مردان ايراني بالاي 15 سال و 1 تا 2 درصد زنان ايراني سيگاري بودند، در حالي كه براساس آخرين بررسي وزارت بهداشت در سال 84 بالاي 20 درصد مردان ايراني و بالاي 5/3 درصد زنان ايراني سيگاري اند كه اين افزايش شيوع به لحاظ عواقب قلبي - عروقي و سرطانزا بودن آن بسيار نگران كننده است.
دانش آموزان را بايد مخاطبان درجه اول آموزش در خصوص كاهش ميزان استعمال دخانيات برشمرد و محدوديت ورود سيگار و اعمال مالياتهاي سنگين براي توليد كنندگان و عرضه كنندگان سيگار از استراتژيهايي است كه بايد وزارت جهاد كشاورزي و بازرگاني اتخاذ كنند.
چنانچه امروز كاري در خصوص پيشگيري از بروز سرطان در كشور به انجام نرسد طي 1 تا 2 دهه آينده با توجه به پير شدن جمعيت شاهد رشد فزاينده و افزايش سه برابري سرطان خواهيم بود، آيا ما قادريم كه امكانات تشخيصي، درماني و امكانات مراقبتي را با اين سرعت افزايش دهيم؟

  


ضربان زمان

 

دم عود سرطان روده بزرگ و رژيم غذايي سالم

طبق تحقيقات جديد، در افراد مبتلا به سرطان روده بزرگ كه از رژيم غني از ميوه، سبزيها، مرغ و ماهي استفاده مي كنند، خطر عود و بازگشت سرطان بسيار كمتر است.
به نقل از «health day» دانشمندان پيش از اين از تأثير رژيم غذايي در كاهش ابتلا به سرطان روده بزرگ آگاه بودند، ولي چگونگي تأثير رژيم غذايي را در افراد مبتلا به سرطان روده بزرگ نمي دانستند.
به گفته پزشكان، رژيم غذايي چنان تأثير بسزايي دارد كه حتي اگر آن سرطان ربطي به رژيم غذايي فرد نداشته باشد، در طولاني تر شدن عمر فرد تأثير دارد.
رژيم غذايي و ديگر عوامل مؤثر در شيوه زندگي به طرز شديدي با پيشرفت سرطان روده بزرگ مرتبط است.
در تحقيقي كه در مؤسسه ملي سرطان آمريكا صورت گرفت، رژيم غذايي غربي به سطح انسولين و عوامل رشد شبيه انسولين تأثير گذاشته و باعث رشد سرطان مي شود.

شكستگي لگن و داروهاي كاهنده سوزش معده

افرادي كه براي مدت طولاني از داروهاي كاهنده سوزش معده استفاده مي كنند، ممكن است در معرض خطر شكستگي لگن قرار گيرند.
به نقل از «ساينس ديلي» دسته اي از داروهاي سوزش معده سالها در رفع سوزش معده و ناراحتيهاي گوارشي كمك كرده اند، ولي پزشكان در تحقيقات اخير متوجه شده اند كه اين داروها مانع جذب كلسيم توسط بدن شده و در طولاني مدت پوكي استخوان را در پي خواهد داشت.
تحقيقي كه توسط محققان دانشگاه پنسيلوانيا روي  145 هزار بيمار بالاي 50 سال در انگلستان صورت گرفت، مشخص كرد افرادي كه يك سال مداوم از اين داروها استفاده مي كردند، 44 درصد بيشتر در معرض خطر ابتلا به شكستگي لگن قرار داشتند.

ديابت و بيماري قلبي

تحقيقات انجام شده مبين اين است كه قلب افراد چاق مبتلا به ديابت براي كسب انرژي سريع تر مي تپد؛ زيرا گلوكز لازم براي آنها مهيا نيست و اين منجر به ضايعات قلبي مي شود.
به نقل از «ساينس ديلي» به گفته پزشكان دانشگاه واشنگتن در ايالت لوييز، اين تغيير در سوخت و ساز، تركيب چربي غشاهاي سلولي را شكسته و باعث ايجاد بخشهاي فيزيكي غير عادي و بيكاري سلولي مي شود. چربيهاي روي قلب فراوان ترين چربيهاي بافت قلب هستند كه براي عملكرد توليد انرژي ساختار سلولي ضروري اند. با از دست رفتن مقدار زيادي از اين عملكرد بافت قلب با منبع كسب انرژي سلولهاي عضله قلب تداخل كرده و ميزان مواد آسيب ديده حاوي اكسيژن را در سلولها افزايش داده و منجر به مشكلات قلبي مي شود.

ساخت واكسن جديد MS

به گفته محققان كانادايي يك واكسن آزمايشي عليه سفت شدگي بافتها ساخته شده است كه در ظاهر مي تواند تغييرات چشمگيري را در مغز و سيستم ايمني بيماران ايجاد كند .
به نقل از رويترز، به گفته محققان، برخي از بيماران، سلولهاي ايمني كمتري براي مقابله با اعصابشان دارند. به نظر آنان اين واكسن كاملاً بي خطر است و وارد مرحله دوم آزمايش شده است و درماني براي اين بيماري يافت نشده است.
تنها 400 هزار نفر در آمريكا به اين بيماري مبتلايند. علايم آن شامل دوبيني، از دست دادن تعادل، كاهش هماهنگي، خستگي مفرط، فلج و نابينايي است. اين واكسن توسط كارخانه زيست شناختي وابسته به كاليفرنيا ساخته شده است كه هنوز در دست مطالعه است.
هدف اين واكسن ايجاد تغييرات در كاهش سلولهاي ايمني است كه هدفشان پوششهاي اعصاب است. چنانچه اين واكسن در MS پاسخگو باشد، مي تواند در درمان و يا پيشگيري از بيماريهاي مربوط مانند ديابت نوع يك، التهابهاي روماتيسمي و ضعف ماهيچه نيز مورد استفاده قرار گيرد.

نقش فعال استخوانها در تنظيم كردن موادشيميايي بدن





استخوانها ممكن است نقش فعال تري را در تنظيم كردن مواد شيميايي بدن ايفا كنند.
به نقل از بي بي سي، نقش فعال استخوانها در گسترش ديابت و چاقي مهم است و دانشمندان اعلام كرده اند كه اميد راه هاي جديدتر را براي درمان اين بيماريها افزايش داده است.
اما كارشناسان هشدار داده اند كه تحقيقات بيشتري براي تأييد زنجيره وجود دارد. محققان بر روي دو نژاد موش مختلف تحقيق انجام داده اند، هر دوي آنها فعاليت هاي استوكالسين را كه توسط سلولهاي استخواني توليد مي شود، تغيير داده بودند.
يك نژاد هيچ ژن استوكالسين نداشت، بنابراين استوكالسيني نداشت و ژن ديگر سطح فعاليت استوكالسين را افزايش داده بود.
محققان اعلام كردند: استوكالسين از سال  1977  شناخته شده بود و توسط سلولهاي ياخته استخوان ساز توليد مي شود.

كاهش مشكلات رفتاري كودكان با حضور پدر

محققان دانشگاه «سينت لوييس» مي گويند: كودكان متولد شده از مادران افسرده، در صورت مشاركت پدر در كارها، كمتر به مشكلات رفتاري دچار مي شوند.
به نقل از «ساينس ديلي» كودكاني كه در خانه اي زندگي مي كنند كه مادرشان مبتلا به افسردگي است، در معرض خطر ابتلا به مشكلاتي مانند پرخاشگري، بيش فعالي، افسردگي و اضطراب قراردارند. با وجود اين، وجود پدري كه ارتباط خوب و مثبتي را با فرزند خود برقرار مي كند، مي تواند در كاهش بروز اين رفتارها كمك بسزايي داشته باشد.


استفاده از داروها، ممكن نيست به طولاني شدن عمر منجر شود

پزشكان اعلام كردند استفاده از داروها براي جلوگيري از بيماريها ممكن نيست به طولاني شدن عمر يا بهبود زندگي در افراد پير منجر شود.
به نقل از بي بي سي، براساس گزارشي كه در مجله پزشكي انگليسي منتشر شد، پزشكان اعلام كردند ترس از تبعيض نژادي به اين معني است كه پزشكان درمان پيشگيرانه را صرف نظر از سن پيشنهاد كنند.
كارشناسان موافق بودند كه مدارك بيشتري در چنين درمانهايي بر روي افراد پير مورد نياز است.
داروهايي مانند استاتين كه براي مبارزه عليه بيماريهاي قلبي تجويز مي شود، ممكن است بسادگي علت مرگ را به سرطان يا جنون در افراد پير تغيير جهت دهد. استاتين ها هدف اصلي دولت هستند كه دولت مي خواهد ميزان بيماريهاي قلبي را به 40 درصد تا سال  2010  برساند.
علت بيماري سندرم دست كشف شد

يك تيم تحقيق سوئيسي علت بيماري سندرم دست (يك اختلال عصبي كه حركات غير ارادي دست را سبب مي شود) كشف كردند.
به نقل از وب «ام. دي» افرادي كه به اين اختلال دچارند، ممكن است بدون اختيار به اشيا دست بزنند.
محققان، ناحيه هايي از مغز را كه در حركات ارادي و غير ارادي تأثير دارند، شناسايي كردند و فهميدند كه فعاليت عصبي با قشر مخ در طول فعاليت ناخودآگاه حركتي در ارتباط است.
اين كشف، اطلاعات جديدي را براي فهم اختلالات سيستم عصبي كه با كنترل غير معمول سلول عصبي يا فعاليت غير معمول كه به طور آگاهانه انجام مي شود؛ مثل عدم كنترل در اسكيزوفرني، آشكار كرد.

زردآلو و پيشگيري از كم خوني

زردآلو حاوي مقدار قابل توجهي ويتامين A است كه اين ويتامين سبب تقويت مخاط، پوست، مو و افزايش قدرت بينايي مي شود.
برخي از محققان معتقدند كه زردآلو منبع خوبي از ويتامينهاي گروه B است و به همين دليل در درمان بيماري هاي عصبي و روحي، خستگي، بي خوابي و فراموشي مفيد است.
زردآلوي نارس به دليل طعم نامطبوع پوست آن، قابل خوردن نيست، ولي با رسيدن اين ميوه بسيار خوش طعم و شيرين مي شود.
افرادي كه دچار سردي مي شوند و يا به بيماريها و نارساييهاي كبدي مبتلايند بايد در مصرف اين ميوه احتياط كرده و از زياده روي پرهيز كنند.
مغز شيرين هسته زردآلو مغذي است و طبيعت گرم و خشك دارد. مغز هسته زردآلو حاوي قند، ويتامين A و آنزيمهاي مختلف است و براي رفع خشكي حنجره، سرماخوردگي و تقويت عمومي بدن مفيد است.
زردآلوي خشك شده براي معالجه يبوست نيز سودمند است، بويژه بهتر است صبح ناشتا مصرف شود و قبل از مصرف كمي خيسانده شود.
از آنجا كه اغلب در خشك كردن آن به طريق صنعتي از گوگرد استفاده مي شود، پس لازم است از مصرف زردآلوهايي كه بسيار زرد رنگ هستند خودداري شود و بهتر است آن را در آفتاب طبيعي و يا در سايه خشك كرد تا كاملاً سالم و طبيعي باشد.
مصرف زردآلو بويژه براي كودكان توصيه مي شود.

ارتباط استرس كاهش دهنده با بيماري قلبي





به گفته يكي از متخصصان قلب و عروق آمريكا، افزايش سطح نوعي آنتي اكسيدان با نام گلوتاتيون كاهش يافته در بروز بيماريهاي قلبي تأثير دارند.
به گفته محققان دانشگاه «اوتا»، پروتئين آلفا B- كريستالين به طور طبيعي به ورود پروتئينها به داخل سلولها كمك مي كند. زماني كه اين كار درست انجام مي شود، سلول ميزان مورد نيازي از «گلوتاتيون كاهش يافته» توليد مي كند كه براي بدن مفيد است، ولي اگر ژني كه آنها B- كريستالين را ايجاد كرده، تغيير كند، پروتئين در داخل سلول تجمع يافته و سطح بالايي از «گلوتاتيون كاهش يافته» را توليد مي كند كه به قلب آسيب مي رساند. نتيجه اين وضعيت استرس كاهش دهنده است. بيماري قلبي، آلزايمر، پاركينسون و بيماريهاي مهلك ديگر با استرس يا افزايش دهنده در ارتباطند كه طي آن راديكالهاي آزاد در بدن حركت كرده و باعث آغاز واكنشهاي شيميايي مي شود كه به پروتئينها آسيب مي زند و موجب تجمع آنها مي شود.

گرما و سالمندان

به گفته محققان، افراد سالمند بيش از ديگران در معرض خطر ناشي از گرماي زياد هوا قرار دارند.
طبق گفته هاي انجمن جامعه سالمندان آمريكا، به دليل تغييرات جسمي ناشي از افزايش سن، دماي بدن سالمندان بسرعت جوانان پايين نمي آيد. افراد سالمند گرماي زياد هوا را خوب احساس نمي كنند. حتي زماني هم كه آب از دست مي دهند، تمايلي به خوردن آب ندارند. تمامي اين عوامل به اين معني است كه گرماي شديد مشكلات بهداشتي جدي براي سالمندان به وجود مي آورد و خطر مرگ را در آنان بالا مي برد. هر سال حدود  200 نفر در آمريكا بر اثر مشكلات بهداشتي ناشي از گرماي بالا و رطوبت، جان خود را از دست مي دهند. بيشترين افرادي كه به اين مشكلات مبتلا مي شوند، افراد  50 سال به بالا هستند.

كودكان چاق بيشتر غيبت مي كنند!

طبق تحقيقات، كودكان چاق دبستاني نسبت به همكلاسيهاي خود كه وزن طبيعي دارند، روزهاي بيشتري از كلاسهاي درس را غيبت مي كنند.
به نقل از آسوشيتدپرس، به گفته محققان، چاقي دوران كودكي علاوه بر در پي داشتن مشكلات پزشكي، باعث بروز مشكلات ديگر هم مي شود.
طبق تحقيقات صورت گرفته در دانشگاه پن و تمپل، به دليل نامعلومي افرادي كه دچار كاهش وزن هستند روزهاي كمتري از مدرسه غيبت مي كنند.
طبق آمار به دست آمده تعداد كودكان چاق از سال  1970  بين سنين 6 تا 11 سال پنج برابر، بين نوجوانان و كودكان  2 تا 5 سال، سه برابر شده است.

داروهاي بارداري عامل بروز سرطان سينه نيست

طبق گزارشهاي اخير، داروهايي كه براي درمان زنان نابارور استفاده مي شود، با افزايش خطر ابتلا به سرطان سينه مرتبط نيست.
به نقل از رويترز، به گفته محققان انجمن سرطان «دنيش» «كپن هاگ»، زنان نابارور نبايد نگران سرطان سينه باشند.
در آزمايشي كه روي 54 هزار زن نابارور انجام دادند  331  نفر از آنان طي 14 سال دچار سرطان سينه پيشرفته شدند.
هورمونهايي كه باعث باروري مي شوند، به طور چشمگير در ابتلا به سرطان سينه تأثير ندارند بلكه تنها تأثير بسيار ناچيزي بر اين امر مي گذارند كه خطر آن بسيار پايين است.

ارتباط حالات بد بدن با فشار خون بالا

وضعيت بد و نامناسب بدن در موقعيتهاي مختلف بيش از هر چيز ديگري باعث افزايش فشار خون مي شود.
به گفته دانشمندان بين عضلات گردن، فشار خون و ضربان قلب ارتباط عميقي وجود دارد.
دانشمندان دانشگاه «ليدز» انگلستان ارتباط مستقيم عصبي را بين عضلات گردن و بخشي از ريشه مغزي يافتند كه نقش حياتي در تنظيم ضربان قلب و فشار خون ايفا مي كند.
گروهي از سلولهاي مغزي كه به عضلات گردن مرتبطند، در پاسخ به دو نوع پروتئين بشدت فعال شده و سلولها را وادار مي كند كه نقش فعالي را در مغز ايفا كنند.
به گفته محققان، اين يافته ها مشخص مي كند كه چرا با آسيب عضلات گردن، فشار خون بالا رفته و ضربان قلب دچار دگرگوني مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com