|

نمي دانيم اطرافيان قطبي براي او تعريف كرده اند كه بازي در مشهد چقدر طاقت فرساست؟ به او گفته اند كه كمتر غولي از مسلخ مشكي پوشان در استاديوم ثامن جان سالم به در برده است يا نه؟ استقلال و پرسپوليس همه گاه در شمال شرق به مشكل برخورده اند و اگر گاهي دست پر هم برگشته اند يا اقبال يارشان بوده و يا... . پرسپوليس در حالي بايد براي سومين ديدارش در ليگ برتر مقابل ابومسلم صف آرايي كند كه ابومسلميها با زخمهاي عميقي از دو ديدار گذشته، سخت به دنبال اولين پيروزي و غلبه بر سرخ پوشان هستند. آنها در بيست دقيقه پاياني ديدار با سپاهان نشانمان دادند كه در حال رسيدن به هماهنگي لازم هستند. در منگنه قرار دادن سپاهان آن هم در خانه اش كار كمتر تيمي است و البته مردان خداداد چنين كردند. بسياري معتقدند، عيار واقعي پرسپوليس قطبي در ديدار روز چهارشنبه است كه عيان مي شود، چه تيم او تا به حال در مقابل دو تيمي به پيروزي رسيده كه از ليگ دسته اول آمده اند و عملاً هنوز هيجان و ترس حضور در ليگ برتر در ساقهاي مردانشان خودنمايي مي كرد. پرسپوليسيها اما در هفته سوم بايد به مصاف تيمي بروند كه در چند دوره گذشته در ليگ برتر درخشش خوبي داشته و بازيكنانش با تجربه بالايي كه كسب كرده اند، در هر لحظه از بازي مي توانند جريان و نتيجه را به سود خود تغيير دهند به طوري كه خيليها معتقدند، اگر پگاهيها تنها دو سه تا از بازيكنان ابومسلم را در تركيبشان داشتند، مطمئناً بازي مقابل پرسپوليس را واگذار نمي كردند. جداي از بيست دقيقه طوفاني ابتدايي، پرسپوليسيها مقابل پگاه كار شاقي نكردند. آنها در خط دفاعي متزلزل نشان دادند و در خط مياني چندان مقتدر ظاهر نشدند. تنها نيكبخت واحدي بود كه ستاره وار هر از چند گاهي با خلاقيتهاي فردي اش نظام دفاعي پگاه را به هم مي ريخت. در حقيقت اين طور مي توان گفت كه با همه تعريفهايي كه اين روزها از تيم قطبي مي شود، ضعفهاي اين تيم بر نقاط قوتش مي چربد. نكته قابل تأمل در مورد بازي روز چهارشنبه اين است كه دقيقاً نقاط ضعف پرسپوليس همان نقاط قوت ابومسلم است و اين البته كفه ترازو را به سمت مشكي پوشان سنگين مي كند. پرسپوليس به دليل نداشتن پيستونهاي تخصصي از بازيكناني چون بادامكي، نوري و آقايي در اين مناطق استفاده مي كند. اين بازيكنان اگرچه جزو درجه يكهاي پرسپوليس و ليگ محسوب مي شوند، اما قبول كنيد هنوز با وظايف يك «گوش» كلاسيك بيگانه هستند. بادامكي در هجومها به واسطه تكنيك بالايش عالي است، اما در برگشتها و انجام امور دفاعي چندان تبحر ندارد، چه او در چند سال اخير بيشتر يا در خط حمله يا در مركز ميدان فقط هجوم برده و كمتر دفاع كرده است، آقايي هم دقيقاً چنين وضعي دارد. نوري جنگنده است. هم هجوم مي برد و هم دفاع مي كند، اما او در ارسال پاسهاي سرنوشت ساز آخر ضعيف است. كمتر به ياد داريم كه از پژمان نوري سانتري در حال حركت و دقيق ديده باشيم. قطبي در جناحين فقط شيث رضايي را دارد كه همه وظايف گوشها را حفظ است! اما مقابل ابومسلم زخمي يك گوش! كافي نيست. در مقابل اما خداداد عزيزي بهترين پيستونهاي حال حاضر ليگ را در اختيار دارد. ناصحي، منصوري و دانش دوست به راحتي توان دور زدن خط دفاعي و سانتر دقيق از جناحين را دارند. به خصوص ناصحي و منصوري كه اين روزها در اوج آمادگي هم هستند. به اين جمع البته بايد احمد مقدسي پور را هم اضافه كرد كه با تكنيك و سرعت بالا مي تواند از جناحين در خط دفاع پر اشتباه پرسپوليس رخنه كند. به نظر مي رسد كليد پيروزي ابومسلم در بازي روز چهارشنبه استفاده درست خداداد از همين چهار مهره است. خط دفاعي سرخ پوشان كه به احتمال زياد از نصرتي، حيدري، شيث رضايي و نوري تشكيل مي شود فاقد سرعت لازم است و پيستونها و مهاجماني چون ناصحي، منصوري، دانش دوست و مقدسي پور به راحتي مي توانند دروازه ميهمان را با خطر مواجه سازند. با اين حال نبايد از ياد برد كه اجراي اين طرح به آرشيتكتهايي متخصص و سرحال در ميانه ميدان نياز دارد. ابومسلم آن وسط پتروويچ را دارد و خاني را. علي حقدوست هم هست كه اين بازيكن پيش از آن كه يك طراح باشد، يك تخريب چي كارآمد است. جدال او با مردان مياني پرسپوليس ديدني است به خصوص با آشوبي. پتروويچ و خاني اما بايد پتروويچ و خاني دو ديدار گذشته نباشند. اين خيلي مهم است كه آنها مثل ديدار مقابل صبا تنبل و ايستا نباشند و چون فصل قبل مدام در حال جنگيدن و سازندگي باشند، چون دوندگي و سازندگي آنها باعث به تحرك واداشتن كل تيم است (نيست؟). در خط حمله هم بودن اولروم براي ابومسلميها موهبتي است. سيندرلاي مشكي پوش كه حالا صاحب كفش طلاي ليگ برتر هم شده، اگرچه در دو ديدار قبلي گلي نزده، اما انگيزه هاي فراواني براي گشودن دروازه پرسپوليس دارد. اولروم البته با زدن شش گل در يك فصل به پرسپوليس رموز باز كردن دروازه اين تيم را بهتر از هر مهاجمي فوت آب است. مي ماند خط دفاع ابومسلم كه تنها مشكلش مهار نيكبخت واحدي است. به سايه بردن اين بازيكن يعني گرفتن زهر خط حمله پرسپوليس. اين كار اما از دست چه كسي ساخته است؟ سيدمحمد حسيني گزينه بدي نيست، اما هاشمي نسب گزينه بهتري است. قدرت سرزني و تكل زني اين بازيكن مقابل نيكبخت واحدي مثل آب روي آتش است. تنها نكته اي كه هاشمي نسب بايد رعايت كند حفظ فاصله اش با مرد شماره 10 پرسپوليسيها براي جا نماندن در كورسهاست. در اين خط البته محسن خليلي هم هست كه از كار انداختنش به مانند از كار انداختن نيكبخت پرزحمت نيست. ابومسلم فصل قبل هم در ديدار رفت و هم در ديدار برگشت شاخ غول سرخ را شكست و اين البته بهترين انگيزه و روحيه براي شكست دوباره پرسپوليس در استاديوم ثامن است. در واقع بايد گفت: ديدار با پرسپوليس براي ابومسلم همچون تيغي دو لبه است. پيروزي در آن يعني خروج از بحران و اوج گيري دوباره و البته شكست در آن به معناي اضافه شدن بر بحرانها و مشكلات ابومسلم است. همين هم هست كه معتقديم خيلي بعيد است پرسپوليس از دره هاي شانديز و از ميان هجمه تيفوسيهاي مشكي جان سالم به در برد. ملاقات با ابومسلم زخمي در مشهد سخت ترين روز كاري قطبي است. آيا كسي اين مسأله را به او گفته است؟ |