تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
رسانه ها
بادبادك
حوادث
میهن
خراسان امروز
فراسو
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-08-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 6شهریور ماه 1386

[ فرهنگی ]
 * در گفت وگو با دبير علمي سومين همايش بين المللي «دكترين مهدويت» عنوان شد:مهدويت، ظهوري روشن در پايان تاريخ
 * درنگي در گستره عدالت مهدوي؛...تنها بهشت گمشده ما «عدالت» است
 * رئيس مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي وزارت علوم: رتبه بندي دانشگاههاي جهان برخاسته از رفتارهاي سياسي است
 * رئيس جهاد دانشگاهي در دومين همايش «طريق جاويد»:امام خميني(ره) هويت ديني را رمز قدرت ملي مي دانست
 * همزمان با سالروز ولادت منجي بشريت؛نخستين جشنواره بين المللي الكترونيكي «آخرين منجي» شروع به كار مي كند
 * او غايب نيست، پرده بر چشم هاي ماست

در گفت وگو با دبير علمي سومين همايش بين المللي «دكترين مهدويت» عنوان شد:مهدويت، ظهوري روشن در پايان تاريخ

 





همزمان با گذر زمان و سپري شدن ادوار تاريخي، توجه انسان به تاريخ بيشتر و بيشتر شده و هر چه جلوتر مي رويم تصور آدمي از زندگي، زمان و تاريخ متكامل و پرداختن به تاريخ و تحليل و بررسي آن فزوني مي گيرد. اين سير مطالعه و تعمق در تاريخ اگر چه از زمانهاي دور شروع شده و تاكنون ادامه داشته، اما نوع خاصي از تاريخ پژوهي، در زمانه جديد شكل گرفته است كه به سبب ويژگيهايي مي توان آن را از تلاشهاي مشابه خود در گذشته جدا نگاشت.
در كنار همه عواملي كه سبب مي شوند انسان امروز به تاريخ توجه عميق تري داشته باشد، شايد بتوان اين عامل را اثرگذارتر دانست كه هرچه پيشتر مي رويم، مجموعه بزرگتري از رخدادها و حوادث به گنجينه تاريخ افزوده مي شوند و محقق انساني از آن جهت كه اين گنجينه به زمان خود او منتهي شده است و دايماً اين سير در جريان است، مي كوشد با مطالعه تاريخ، قواعد و اصول حاكم بر اين تحولات را شناسايي كند كه اين خود بر تحليل كلي جريان تاريخ توقف دارد. آنچه در اين مطالعات از نظر انديشمندان مصون نمانده مسأله پايان تاريخ و فرجام انسان است.
ديدگاه بشري ومادي اين حوزه از پاياني تاريك خبر مي دهد، حال آنكه اديان افقي روشن در پناه حكومت عدل موعود جهاني را براي ما ترسيم كرده اند.
دكتر سيد رضي موسوي گيلاني، دبير علمي سومين همايش بين المللي «دكترين مهدويت»، و استاد دانشگاه در اين خصوص به پرسشهاي ما پاسخ گفته است...

* در حركت تكاملي تاريخ، پديده ظهور امام عصر(عج) چه جايگاهي دارد؟
** در فلسفه تاريخ سه پرسش اساسي وجود دارد؛ پايان تاريخ چگونه است؟ اينكه تاريخ چه مكانيسمي دارد و به كجا منتهي مي شود؟ چه محركهايي دارد؟
يكي از پرسشها اين است كه حركت تاريخ به چه سمت وسويي كشيده مي شود؟ اين پرسش اساسي يكي از سؤالاتي است كه به يك معنا به نگرشي كه اديان درباره تاريخ دارند، برمي گردد. در واقع مي توان گفت اديان مي خواهند به نوعي به اين پرسش فيلسوفان تاريخ پاسخ بدهند. نظريات متفاوتي از سوي فيلسوفان تاريخ در اين خصوص مطرح شده است.
دو نوع نگاه در مورد پايان تاريخ وجود دارد: برخي نگاه مثبت انديشانه دارند ومعتقدند سرانجام تاريخ به فرجام نيكويي ختم خواهد شد. حتي نگاه كمونيستها نيز به پايان تاريخ نگاه مثبتي است. چون به عقيده آنان ما سرانجام به جامعه سوسياليست مي رسيم. در مقابل اين ديدگاه عده اي معتقدند سرانجام تاريخ تاريك است و در آينده تاريخ ما با چالش وجنگ ميان تمدنها مواجه خواهيم شد، در جنگ و درگيري ميان تمدنها فناوري سبب نابودي جامعه انساني خواهد شد و انسان دوباره به نقطه آغاز بر مي گردد.
اديان هم به اين نگرش معتقدند كه سرانجام به نيكويي رقم خواهد خورد. البته لفظ پايان تاريخ بدين معناست كه تاريخ كنوني ختم خواهد شد وآغازي ديگر خواهيم داشت. آغازي كه درآن هرچيزي در جاي خود و عدالت و همزيستي درآن وجود دارد. همه اديان چه ابراهيمي وچه غير ابراهيمي به اين نكته معتقدند كه ما سرانجام به يك اصلاح و حكومت جهاني خواهيم رسيد كه در آن حكومت عدالت، آزادي و توزيع قدرت و... به حد اعتدال خواهد رسيد. بنابراين نگرش اديان درباره پايان تاريخ يك نگاه مثبت و رو به پيشرفت است.
* مسأله ديگري كه در مكاتب شرقي وغربي به آن توجه زيادي شده بحث فرجام تاريخ است.
** از فرجام شناسي در ادبيات اديان مختلف سخن به ميان آمده است. مثلاً در مسيحيت مفاهيمي مثل «اپكاليكتيك» يا «اسكاتولوژي» براي مفاهيمي چون فرجام شناسي و آخرالزمان به كار برده شده است. در اسلام اين مفاهيم با عنوان جامعه مهدوي وفرجامي كه بعد ازيك سري كشتارها (الملاحم والفتن) و تلاطمها به يك فرجام نيكو ختم مي شود، ياد شده است.
به نظر نمي رسد در فرق ومذاهب اسلامي كسي با اين ديدگاه مخالفت داشته باشد. در ساير اديان هم مفاهيمي چون «مسيونيزم» يا «منجي گرايي» به كار برده مي شود. اديان ابراهيمي در نظريه آينده تاريخ يا به تعبير شما فرجام شناسي نگاه مثبتي دارند و اين همان نگاه ما مسلمانان به جامعه مهدوي است. مگر كساني كه به حكومت مهدوي معتقد نباشند.
* آيا بين اسلام و ساير اديان ابراهيمي در خصوص سرنوشت انسان و جهان و پايان تاريخ تفاوتي وجود ندارد؟
** با وجود اينكه اديان در طول تاريخ دچار تحريف شده اند وبا يك سري توهمات و موهومات آميخته شده، اما باز هم در اصل مسأله منجي گرايي اختلافي ندارند؛يهود هنوز منتظر ظهور مسيح است و حداقل 50 آيه درباره اين موضوع در عهد قديم آمده است، مسيحيت هم همين گونه است وبه بازگشت مسيح وملكوت خدا اعتقاد دارد. اين مسأله جدي بودن بحث منجي گرايي را در بين اديان مختلف اثبات مي كند. شايد بتوان گفت منجي گرايي يكي از معدود مشتركات همه اديان است و اختلافهايي كه وجود دارد در جزييات؛ اسم، شكل و برخي امور فرعي مي تواند باشد. مثلاً ما مسلمانان معتقديم حضرت مسيح با امام عصر (عج) ظهور مي كند و حضرت انجيل اصلي را از غاري در انتاكيه از زير خاك بيرون مي كشند و بر مسيحيان و يهوديان براساس همان كتاب اوليه كه بر حضرت عيسي و موسي نازل شده حكمراني خواهند كرد، اين اختلاف در جزييات به اصل قضيه آسيبي نمي زند.
* بحث انسان كامل نيزدر آينده تاريخ مطرح شده است...
** بله. بحث انسان كامل در ادبيات عرفاني ما مطرح است. اديان معتقدند اصلاح دروني واجتماعي توسط انسانهاي كامل اتفاق خواهد افتاد. مصداق بارز انسان كامل در ادبيات عرفاني پيشوايان دين است. در عرفان ما به اين نكته اشاره شده كه مفاهيم انساني و اجتماعي بايد توسط انسان كامل محقق شود كه مصداق عيني آن امام عصر(عج) است و تمامي فرق اسلامي بر اين مسأله اتفاق نظر دارند.
برخلاف آنچه در دنياي سكولار بعد از ماكياول تلا ش مي شود اخلاق و مفاهيم ديني از سياست و حكومت جدا تلقي بشود، اديان معتقدند حاكمان سليم النفس بايد بر جوامع انساني حكومت كنند. هرچند ما هم فطرتا بر اين مسأله وفاداريم. بنابراين در جوامع سكولار هم اين اعتقاد وجود دارد كه حكومت يك انسان سالم برجامعه مؤثرتر و به خواسته انساني نزديكتر است. به نظر مي رسد تا زماني كه مفاهيم اخلاقي، مفاهيم فطرت پذير باشند، ما نمي توانيم بر اين اساس آنچه در غرب بعد از رنسانس مطرح شد بر مردم حكومت كنيم. بر اساس تعاليم اديان الهي حاكمان بيش از ديگران بايد به مفاهيم اخلاقي پايبند باشند. ايده انسان كامل در اديان با بحث مهدويت گره مي خورد. زيرا پيام جاويدان مهدويت همين مقوله است كه حاكم بايد بر قله اخلاق تكيه زده باشد. امروز در فلسفه سياسي دو مفهوم جدي مطرح شده است؛ اتوريته يعني مقبوليت و ديگري مشروعيت. بحث اقتدار ومرجعيت يعني حاكم بايد صلاحيت داشته باشد. در جوامع سكولار اعتقاد براين است كه مرجعيت ديني و اخلاقي بايد حذف شود، در حالي كه اديان مخالف اين ديدگاه هستند. چون با اعتقاد به مهدويت بر اين باورند كه ما بايد قدرت را به كسي كه صلاحيت حفظ آن را داشته باشد؛ بسپاريم.
يعني انساني كامل است كه از مشروعيت اجتماعي براي اداره جامعه برخوردار است، بنابراين انسان كامل بحثي است كه هم در عرفان و هم در فلسفه سياسي قابل بررسي است.
* عدالت چه نقشي در اين باور ايفا مي كند؟
** يكي از فيلسوفان سياسي، «هانه آرن» در اين خصوص مي گويد: هرحاكمي كه مي آيد بايد تكليف خودش را درباره 4 مفهوم عدالت، قدرت، حقوق و آزادي بداند. يعني در واقع آن پايه هايي كه امروزه در ادبيات سياسي مطرح است. يكي از اين مفاهيم «مفهوم عدالت» است. «عدالت» يك مفهوم فطرت پذير است. در فلسفه سياسي از افلاطون تا عصر جديد از مفهوم عدالت سخن گفته شده است. عدالت يعني اين كه به گونه اي قدرت و حكومت آن چنان كه شايسته است در جايگاه حقيقي خود قرار بگيرد. يا تعريفي را كه علي بن ابي طالب(ع) از عدالت دارد همين است كه هر چيزي در جاي خودش قرار داشته باشد. عدالت مي تواند حقوقي، اجتماعي و فردي باشد.
بنا به اعتقاد اديان، مجري عدالت بايد عادل باشد، جنگ و خونريزي نتيجه زياده خواهي و بي عدالتي رهبران ملتها است.
براساس باور ديني، جامعه مهدوي كه در رأس آن امام عصر(عج) قرار دارد مي تواند عدالت در مؤلفه ها و خرده نظامهاي جامعه پياده كند، بنابراين با اينكه در حوزه فلسفه سياسي از عدالت بسيار سخن گفته مي شود، اما اديان مفتخرند كه مي توانند عدالت را بار ديگر با مهدويت بازخواني كنند.
* شما به فطري بودن بسياري از مقدمات پذيرش مهدويت اشاره داشتيد. آيا مي توان مدعي شد زمينه و ظرفيت براي پذيرش «دكترين مهدويت» در تمامي دنيا فراهم شده است؟
** بسياري از فيلسوفان سياسي كه حتي موحد هم نيستند راه حل مشكلات جهاني را پياده شدن يك سيستم حكومتي جهاني مي دانند، زيرا معتقدند دنيا دچار نوعي گسست و ناهمگوني و بي عدالتي در عرصه بين المللي شده است. به نظر مي رسد جامعه به يك نوع بلوغي مي رسد كه مي تواند به برخي مفاهيم وفادار باشد. اين دوگانه زيستنهاي سياسي به نوعي عدالت گريز و با فطرت بشري ناهماهنگ است. بنابراين آنچه توسط اديان گفته مي شود به دليل فطري بودن به مرحله جهاني نزديك مي شود.
آناني كه به حكومت جهاني معتقدند بر اين باورند كه نمي توان جهاني را كه امروز به مثابه يك شهر يا روستا شده است را با آيينها و قواعد متفاوت و متعدد اداره كرد. من اينها را به فال نيك مي گيرم .
طرح مسائلي چون حقوق بشر يا حقوق انساني بيان كننده اين موضوع است كه امروز همه مردم در جهان دغدغه هاي مشتركي دارند. همه از عدالت، از همزيستي مسالمت آميز و رهايي از رنج و معناداري زندگي سخن به ميان مي آورند. اين مفاهيم پشتوانه اديان است. بيان مسأله مهدويت يا منجي گرايي طرح همين مسائل فطري است.
به نظر مي رسد پس از فروپاشي كمونيسم و زياده خواهي آمريكا، مردم به آن پيام جاويدان اديان گوش فرا دادند.
* پس زمان آن رسيده كه «دكترين مهدويت» را به عنوان يك تئوري برتر در دستور كار افكار عمومي قرار دهيم؟
** دقيقاً همين طور است. يكي از مظلوميتهاي دين، مهجوريت آن بوده است. حتي انديشمندان مسلمان كمتر تلاش كرده اند وقتي درباره آينده تاريخ يا عرصه هاي اجتماعي سخن مي گويند از آموزه هاي ديني كمك بگيرند. امروز اديان با توجه به قدمت و پشتوانه معرفتي كه دارند مي توانند درخيلي از حوزه ها نظريه پردازي كنند. «دكترين مهدويت» مبتني بر همين پيش فرض است. مبني بر اينكه ما مي توانيم درباره آينده تاريخ و اصلاح جهاني از آموزه هاي ديني تئوري سازي و نظريه پردازي كنيم. اين نظريه پردازي مبتني بر اين است كه از آينده روشن تاريخ و لزوم حكمراني فردي عدالت پيشه سخن به ميان آورده شود. در واقع مي توان گفت بحث مهدويت به جهت قابليتهاي فوق العاده مي تواند نقش مهمي را در حوزه نظريه پردازي ايفا كند.
* «دكترين مهدويت» چگونه به نظريه پايان تاريخ به عنوان يكي از سؤالهاي اساسي بشر پاسخ مي دهد؟
** «پايان تاريخ» نظريه اي بود كه «فوكوياما» در دو دهه پيش بعد از شكست كمونيسم مطرح كرد. قبل از آن ما دو بلوك غرب وشرق داشتيم كه همه كشورها در اين تقسيم بندي قرار گرفتند، مگر بعضي از كشورها كه به پيمان ناتو و ورشو متعهد نبودند. پس از شكست كمونيسم، طرفداران سرمايه داري به قدرت دست يافتند. «فوكوياما» از كساني بود كه مي گفت: «ما به انتهاي تاريخ رسيديم.» اين بيان او بدين معنا بود كه ما به جايي رسيده ايم كه ليبراليسم در حال فتح عالم است واين آخرين مدل و تئوري است كه در اقتصاد و جامعه شناسي بايد به آن پرداخته شود، و همه به آن بايد تن بدهند. اما تجربه يكي دو دهه گذشته نشان داده است اين چنين نيست و هماوردهاي ديگري هم پيدا شدند كه ليبراليسم را به مبارزه و چالش فرا خواندند. يكي از اينها اديان است. حضور دين در عرصه هاي مختلف نياز انسان، اين مطلب را ثابت كرد كه يك تئوري در حوزه اقتصاد نمي تواند برطرف كننده همه نيازهاي بشري باشد.
تئوري ديگري كه پس از «فوكوياما» توسط «هانتينگتون» مطرح شد بحث جنگ تمدنها بود. وي معتقد بود كه قرن پيش رو(قرن 21) تمدنها با يكديگر به نزاع و چالش خواهند پرداخت.
اديان نمي توانند به اين تئوريها گردن بنهند. اديان معتقدند انسانها سرانجام به يك نقطه اي خواهند رسيد كه به يك مصلح جهاني نياز خواهند داشت و او منادي عدالت خواهد بود.
* در واقع اديان به هدفدار بودن تاريخ اشاره مي كنند...
** همين طور است. البته اين نكته را هم تذكر بدهيم كه شبهه ايجاد نشود؛ اديان اين بحث اصلاح جهاني را يك امر جبري نمي دانند، بلكه معتقدند بشر با عقلانيت خود به اين باور خواهد رسيد. اين تفكر اديان در مقابل افرادي چون «هگل» كه معتقد به جبر تاريخند و معتقدند تاريخ مثل رودخانه اي است كه انسانها را با خودش خواهد برد، يا اينكه تاريخ كشتارگاه اراده انسانهاست تعارض دارد.
براساس پيش بيني اديان، بشر به مرحله اي خواهد رسيد كه نياز خودش را كه همان داشتن حكومتي مبتني بر عدالت است را فرياد خواهد كشيد.
* «رنه گنون» مي گويد حق بر همه چيز پيروز خواهد شد. رابطه اي بين اين ديدگاه با آنچه اديان درباره فرجام خوش تاريخ مي گويند وجود ندارد؟
** «رنه گنون» ، يكي از انديشمندان سنت گراي 70 سال پيش است كه امروزه آثارش بازتاب بيشتري در دنياي انديشه دارد. وي كتابي به نام «سيطره كميت و علائم آخرالزمان» دارد كه در آن شديداً مدرنيته را نقد مي كند.
از او حتي به عنوان پيشگوي قرن بيستم ياد شد، چون زماني كه مدرنتيه را نقد كرد خيلي از انديشمندان حرف او را نمي فهميدند، ايشان مسلمان شد و با انديشه هاي عرفاني آشنايي داشت. زماني كه «سيطره كميت وعلائم آخرالزمان» را مي نوشت بر اين باور بود كه مدرنيته و علم گرايي و خردورزي گرچه برخي كاركردهاي مثبتي را به ارمغان آورده، ولي هشدار داد مدرنيته آسيبهايي را نيز براي بشر رقم مي زند كه سبب نابودي او مي شود، به همين علت به نقد مدرنيته پرداخت و معتقد بود حاكميت علم (تجربي) و عقل دكارتي هويت انسان را تحت تأثير قرار داده است. بنابراين ايشان به يك جامعه مبتني بر تعاليم ديني معتقد بود و از آن به عنوان خرد جاويدان ياد مي كرد. با اين تعاريف مي توان گفت تفكر ايشان با تفكر مهدوي همسو است.
* راهكارهاي جهاني شدن انديشه «دكترين مهدويت» چيست؟
** نياز به مهدويت يك نياز تكويني است كه جامعه و تاريخ ناخودآگاه به اين سمت در حال حركت است.
موعود گرايي پس از 2000 سال به نقطه اي مي رسيد كه بشر به اين نكته واقف خواهد شد كه اينك پس از يك دوره طولاني از گذشت تفكر مدرنيته و اعتقاد جامعه بشري به آن، كاركرد خودش را از دست داده است، زيرا نتوانسته به همه نيازهاي او پاسخ دهد و آنچه او را در رسيدن به آرزوهايش ياري مي كند تلاش براي ساختن جامعه منتظر موعود است.
انسان آينده ايده آل خودش را در فناوري، صنعت و... پيدا نمي كند، چون تجربه اينها را داشته است. به همين دليل ما به سمت تفكرات ايده آل اديان خواهيم رفت.
در جهان كنوني جوامع معنويت خواه شده اند.امروزه ديگر تلقي ماكياولي از سياست و حكومت از بين رفته، بلكه خواستار يك حاكم عادل و اخلاق مدار هستند.
راه تسريع بخشيدن به گسترش انديشه مهدويت اين است كه آن را به يك تئوري تبديل كنيم كه مي تواند در همه حوزه هاي سياست، تاريخ و ... هويت ببخشد، .بنابراين ما بايد به مهدويت خواهي سرعت بيشتري ببخشيم.
نسل امروز نيازمند پاسخ در اين حوزه بر مبناي ايده مهدويت است. تلاشهايي كه در اين چند ساله در اين حوزه انجام شده است تا حدي مي تواند اين خلا و شكاف را از بين ببرد. خلاصه كلام آنكه افق پيش روي جهان با رويكرد به مهدويت روشن خواهد بود.

  


درنگي در گستره عدالت مهدوي؛...تنها بهشت گمشده ما «عدالت» است

 





درپي هزاره طويل انتظار،كام جهان چو كويري تشنه بي قرار بر حكومت آن قائد منتظر نشسته، آن شجره پاك از سلاله مطهر امامت كه برجبين مشعشع و مباركش صلابت صبر ايوب مي درخشد، او كه با هيبت موسي و بهاء عيسي مي آيد و با عدالتي داوودي مسند دار آراي امامت مي شود؛ و چه نيكو وارثي است اين كرسي مجد و شرافت را.
حبيب نهان قلوب شيعيان روزي كه سر از مأمن مستور شيفتگان بيرون كشد و عيان گردد، بنا بر عهد سبحاني، وحي منزل احمدي در يد پرتوانش مي درخشد و با شمشيري آخته ازنامرديهاي روزگار و نشانه به سوي نامرد مردان نابكار، سوار بر مركب رهوار عزم مي آيد. او همان عدل گستر بي شائبه است كه طلايه دار رهايي است.طلوعش پايان تيرگي و سياهي و نويد بخش روشنايي است.
او آن شرحه شرحه صدر است كه صبورانه درامتداد طويل زمان خواهد آمد تا ظلم جاري دوران را از آن قلب پاك و معصوم جهان بزدايد .
روزي كه تو اي پرده نشين عالم غيب، سر از جيب خورشيد برگشايي و آن عهد معهود سبحاني فرا رسد؛
آن روز كه عيد موعود، در هستي جهان نمود گيرد، كائنات و زمين همندا با زمان در سپيده دمان اين طلعت خجسته خواهند سرود:
سپيده سر زند آخر كه عهد سبحاني است
زمين براي ضعيفان به ارث ارزاني است
و اعتدال بهاري عدل درراه است
اگر چه سخت مدار زمان زمستاني است
زيرا آن درخت ديانتي كه روح الامين با عرق جبين بر سطح خاكي زمين نشانيد، آن چنان كه سنگلاخ جاهليت را، مرغزاري بايسته نمود و در خورتربيت مرداني شايسته گردانيد، اكنون به ميوه هاي كفر آذين شده است گويا دوباره مشركان از خيبر شركشان شبيخون مي زنند. اما اين بارحصار حصين اين قلعه، پوستينهاي چپ و رو دوخته شده ديانت، مصلحتي است بر قامت مصلحت انديشان منفعت طلب ...
اي فاتح ثاني خيبر!اي يل بي همتاي دين گستر! بيا كه از بازوي شرك، عبدودها برخاسته، سر به عصيان نهاده و مبارز مي طلبند.
اي اسطوره عظمت باز اي ....
باز اي كه چون برگ خزانم رخ زردي است
با ياد تو دمساز دل من دم سردي است
از درد سخن گفتن و از درد شنيدن
با مردم بي درد نداني كه چه دردي است
اي بارقه اميد بر سرانجام روشن زمين، اي مصلح الهي كه مژده وصالت چون قطره هاي شبنم از جبين امير( ع) مي چكد، آن طور كه در خطبه اي مي فرمايد: « آن شخص از ما ( مهدي ) كه آن فتنه ها را در يابد، با چراغي روشنگر در آن گام مي نهد و بر همان سيره و روش صالحان رفتار مي كند تا گره ها را بگشايد، بردگان و ملتهاي اسير را آزاد كند. جمعيتهاي گمراه و ستمگر را پراكنده و حق جويان پراكنده را گرد هم آورد ... سپس گروهي براي در هم كوبيدن فتنه ها آبديده و مهيا مي گردند. همچون آبديده شدن شمشير به دست آهنگر! چشم اينان با قرآن روشني مي گيرد و معاني آياتش گوش آنان را نوازش مي دهد و شامگاهان و صبحگاهان از جام حكمت و معارف الهي سيراب مي گردند.» (نهج البلاغه / خطبه 15)
اي وعده آسماني نصرت الهي بر مستضعفين، كالبد رنجور شريعت در حال احتضار، چشم در راه دم عيسايي و نفحه الهي توست. اي زاده برگزيدگان مكرم و خونخواه پيامبران و انبيا، اي وارث خون شهيد كربلا ! باز آي كه ريخت بي گل رويت بهار عمر
كنه ضمير آدمي به خروش مي آيد، اي حقيقت مستور، بر فراز چه ارتفاعي از شأن و جلالت ايستاده اي كه جامه داران منتظرت دست يافتگان بر بيكرانه هاي روياي عظمت و انسانيت شده اند، آن چنان كه گوهر عمرشان در افضل عبادات سفته و بر انتظارشان مراتب و درجات نهفته گشته است. و در وصف شيردلان اين بيشه آمده است كه: آنكه منتظر فرج ماست، مانند كسي است كه در راه خدا در خون خود تپيده باشد و باز در والايي و ارجمندي اش گفته اند كه: مانند كسي است كه در خدمت پيامبر با شمشير بر فرق دشمن بكوبد. البته، عرش منزلت منتظر را از اين هم فراتر برده اند، آنجا كه مي فرمايند: مانند كسي است كه همراه پيامبر خدا جام شهادت نوش نمايد .
انتظار فرج آن قائد منتظر بر دل، شور عظمايي از شرافت و عظمت مي آفريند. شيدائيان شيفته و بيقراران خسته از بي عدالتي، آنچنانند كه اميد آمدنت چون قوت لايموت متضمن حياتشان است، گويا تير انتظارت چنان بر جگر جانشان نشسته كه فرياد از درونشان مي آيد .
افكار الهي و انديشه هاي ناب و روحاني منتظران ظهور، سر در درونهاي پاكيزه و رباني شان دارد. آنها خود صاحبان نفوس طاهر و طيب روزگارند و اصلاح شدگان دروني و نفساني اند كه افق اين پاكي و روشنايي را به وسعت جهان و جهانيان يافته اند، زيرا كسي كه در خود جرأت و جسارت درگيري با نفس اماره را نمي بيند، چگونه مي تواند در زمره انقلابيون صلح جهاني مهدي (عج) قرار بگيرد و يا كسي كه بر وسوسه هاي شياطين دروني اش غالب نگردد، چگونه مي تواند در برابر رجز خواني يلان سپاه كفر قد علم كند؟
پس اي عزمهاي آسماني بر اين انتظار روحاني، پاي محكم داريد كه سروش وحي مژده رسانتان شده است و چشمهاي منتظرتان را به وعده هاي الهي روشن گردانيده است كه: بر كسي خلافت او در زمين خواهيد نشست و دينتان پهنه گيتي را به جولا ن خواهد آورد و در آن مستقر مي شود و عرياني خوفتان در لباس امن مستور خواهد شد ( سوره نور آيه 55) پس به خروش آييد اي وعده هاي نيك و صادق الهي در ضمير جان مصلحان جهاني كه:
مرا بر عدو عاقبت فرصت است
كه از آسمان مژده رحمت است(حافظ)
دشمنان مي خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش گردانند، اما او نورش را كامل مي گرداند، گرچه بر كوردلا ن سنگين باشد و اوست كه رأيت هدي را بر همه اديان علم مي نمايد، گرچه مشركان را بيازارد( سوره توبه، آيه 32)
آن روز هستي سر در آغوش وجدي روحاني فرو مي برد. گويا اين صور عدالت است كه در آن مي دمند و اين زبور است كه به سخن آمده و شهادت بر صداقت وعده هاي الهي مي دهد كه: زمين اين مقتل خونين، موروثي است كه عاقبت داغ فراق و جدايي اش بر جگرغاصبانش خواهد نشاند. ( و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها العبا د ي الصالحون ؛ پس مژده باد بر شما را اي صالحان منتظر بر روزي كه ذرات معلق هوا و زمين و زمان و كتب پيشين و اديان و همه شهادت بر صداقت وراثت آسماني تان مي دهندو در آن ....
بامدادان كه زخلوتگه كاخ ابداع
شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بر كشد آيينه از جيب افق چرخ و درآن
بنمايد رخ گيتي به هزاران انواع
درزواياي طربخانه جمشيد فلك
ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع
چنگ در غلغله آيد كه كجا شد منكر
جام در قهقهه آيد كه كجا شد مناع (حافظ)
درآن روز او همان خورشيد مشرق است كه از مغرب طلوع مي كند و در ميان ركن و مقام ظاهر مي شود و ميزان عدالت را مي گستراند و ديگر كسي به كسي ستم نمي كند. (الزام الناصب)
آن روز كه گردش زمين دگرگون مي شود و فرش طلوع جيب غروب را مي دراند، گويا اين يعقوب نبي است كه از كلبه احزانش به استقبال درج گرانمايه و گمشده ديرينش - عدالت - مي شتابد و آن را تنگ در آغوش وصال مي فشارد.
در آن روز، امت اسلام به مهدي (عج) مهر مي ورزند و به سويش پناه مي برند و او عدالت را بر پهنه گيتي مي گستراند. او خفته اي را بيد ا ر نمي كند ( مزاحم كسي نمي شود ) و خوني را به نا حق نمي ريزد. ( منتخب الاثر/ ص 478)
او با دم عيسايي عدل آمده است كه زمين مرده از ظلم را به رمق حيات نشاند:
وقتي دل شكسته نيستان غربت است
تنها بهشت گمشده ما عدالت است (عليرضا قزوه)
عدالت او مصداق پاسخ پيامبر است به معاذ كه در تقسيم غنايم به تساوي آن اعتراض كرده و مي پرسد آيا فرماندهان و سواران را با افراد عادي برابر مي داني؟ و چه كوبنده بر عدالت و انصاف پيامبر مجاب مي شود كه: آيا جز به وسيله ضعيفان پيروز شديد؟
عدالت مهدي متباين و متضاد با عدالتهاي سفاكانه ايسمهاي غربي و اذهان كوتاه و تاريك بشري است. بقية ا... پرچمدارعدالتي آسماني، قانون و حكومتي عدل گستر، مردمي عدالتخواه و امامي عادل كه در رأس آن چون نگيني مي درخشد.
اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله
در حكومت كريمانه او آفت و بيماري از جان شيعيان زدوده مي شود و قلبهايشان چون دژي آهنين استوار مي گردد .... آنها حاكمان و سروران شايسته زمين خواهند شد و زمين بعد از اين فجر سبحاني بر شعله هاي ولايت و عدالت مشتعل وفروزان به عشق آسماني و الهي او مي گردد و زمين از فوران نعمتش جوشان و درغليان مي شود.
دلها از اصابت كينه و دشمني در امان و جنگ و نزاع حتي از زندگي و حوش هم دامن كشان مي شود. زمين چون سبزه زاري بر نعم الهي زيبنده و امنيت كامل اقصي نقاط دور آن را نيز در بر گرفته، آن چنان كه يك زن ميان عراق و شام پياده خواهد رفت و آسيبي نخواهد ديد و هر جا قدم مي نهد سبزه و رستني است كه بر قدومش مي نشيند و زينتهايش را بر روي سرش نهاده، نه ددي به او آزار مي رساند و بترساندش.(تحف العقول)
بگو به عاشق تنها كه يار آمدني است
قرار خاطر ما را نگار آمدني است
به جاده ها بسپاريد بي غبا ر شوند
كه از كرانه مغرب سوار آمدني است

  


رئيس مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي وزارت علوم: رتبه بندي دانشگاههاي جهان برخاسته از رفتارهاي سياسي است

 

رئيس مؤسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي وزارت علوم در واكنش به خبر برخي از رسانه ها درباره جايگاه دانشگاههاي ايران گفت: رتبه بنديهاي جهاني دانشگاهها، ماهيت سياسي دارد و برخاسته از رفتارهاي سياسي سياستمداران غربي است.
به گزارش كرسي نيوز، دكتر معمارياني در مورد خبرهاي رسانه هاي غربي، در خصوص جايگاه دانشگاههاي ايران در رتبه بندي جهاني برترين دانشگاههاي دنيا در سال   2007  در ميان هزار دانشگاه برتر دنيا، افزود: مهم اين نيست كه آنها ما را در چه رتبه اي قرار دهند، بلكه مهم اين است كه دانشگاههاي ما به نيازهاي علمي ما توجه كنند و ما اصراري نداريم در رتبه بندي آنها مقام بالايي داشته باشيم.
وي توضيح داد: شاخصهاي مورد استناد آنها، الزاماً شاخصهاي مورد قبول ما نيست، ما دستاوردهاي علمي زيادي داريم و الزامي نيست كه از شاخصهاي آنها تبعيت كنيم.
معمارياني گفت: مثلاً شاخص آنها جايزه نوبل است كه وجهه سياسي دارد و آنها به خيلي از كشورهاي مسلمان اين جايزه را نمي دهند و از نظر ما، اين رتبه ها اعتبار علمي ندارد.
وي افزود: دليل دوم اين است كه ما براي خود نظام استنادسازي داريم كه توليد علم را بر اساس آن اندازه گيري مي كنيم، اما مراكز استنادسازي بين المللي بخش عظيمي از توليدات علمي ما را تحت پوشش قرار نمي دهند؛ به دليل اين كه زبان ما فارسي است و بخش زيادي از توليدات ما به زبان عربي و فارسي منتشر مي شود.
وي در ادامه گفت: دليل ديگر اين رتبه بندي اين است كه نظام آماري دانشگاههاي ما ناقص است و بايد آن را اصلاح كنيم، زيرا خيلي از نوآوريها و رخدادهاي علمي را اعلام نمي كنيم و به دليل عدم انتشار آن، در سطح بين المللي مطرح نمي شويم.
دكتر معمارياني تصريح كرد: ما بايد به نيازها و اولويتهاي كشور خود توجه كنيم و در اين راستا، براي توليدات علمي خود برنامه ريزي كنيم. ما در ايران نه تنها به دنبال ارتقاي دانشگاهها هستيم، بلكه در صدد كمك به دانشگاههاي جهان اسلام هستيم تا آنها سطح علمي خود را ارتقا دهند.
وي گفت: بدين ترتيب، رتبه بندي دانشگاههاي جهان اسلام را زير نظر سازمان كنفرانس اسلامي انجام مي دهيم كه شاخصهاي آن متناسب با نيازها، اولويتها و برنامه هاي جهان اسلام خواهد بود و در اين راستا تلاش مي كنيم كه شاخصهاي دانشگاههاي خود را ارتقا دهيم.
معمارياني گفت: ما اميدوار هستيم طي يكي دو سال آينده، نتيجه اين گونه ارزيابيها، رتبه دانشگاههاي ما را در جهان به ميزان قابل توجهي تغيير دهد.

  


رئيس جهاد دانشگاهي در دومين همايش «طريق جاويد»:امام خميني(ره) هويت ديني را رمز قدرت ملي مي دانست

 





گروه فرهنگي- زهرا دلپذير: دومين اردوي فرهنگي- دانشجويي «طريق جاويد»، صبح ديروز با حضو ر 250  دانشجو از سراسر كشور در مشهد آغاز به كار كرد.
در اين همايش سه روزه كه به منظور بررسي شخصيت، انديشه و سيره عملي امام خميني(ره) برگزار مي شود، شخصيتهاي علمي و فرهنگي سخنراني خواهند داشت.
دكتر طيبي، رئيس جهاد دانشگاهي در مراسم افتتاحيه اين همايش با اشاره به اينكه امام خميني(ره) مهمترين عامل خودباوري ايرانيان است، گفت: امام، شناخت هويت ملي را مانع گسترش سلطه قدرتهاي جهاني و ملتهاي ضعيف و رمز قدرت ملي را بازگشت به خويشتن و خودباوري مي دانست.
وي افزود: امام، بر خودباوري، خودكفايي، توليد فناوري و برنامه ريزي تأكيد ويژه اي داشتند و معتقد بودند كه ما نبايد در برنامه ريزي راه غرب را برويم كه در همين راستا مقام معظم رهبري هم بر تدوين نقشه جامع علمي كشور تأكيد كردند.
رئيس جهاد دانشگاهي اظهار داشت: جهاد دانشگاهي در  16 مرداد 59 توسط جوانان مسلماني كه امامشان روح خودباوري را در آنها دميده بود تأسيس شد و محور فعاليتهاي خود را دستيابي به آرمانهاي والاي امام، يعني هويت، خودباوري و توسعه قرار داد.
در ادامه مراسم، دكتر سيد علي اكبر شمسيان، رئيس جهاد دانشگاهي مشهد با بيان اينكه امام خميني(ره) يكي از رهبران تاريخ ساز جهان است كه نقش بي بديلي بر حيات ديني، اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشورهاي منطقه، جهان اسلام و عرصه هاي بين المللي در نيم قرن گذشته داشته است، گفت: وحدت كلمه و اعتقاد به جوانان، بزرگترين هديه امام به ملت ايران و تمام ملتهاي مسلمان بود.
وي افزود: امام به رغم اعتقاد عميق به برخي تفاوتها، همواره سعي به حركت در محور مشتركات مسلمانان داشتند و يكي از آرزوهاي مهم ايشان، وحدت ملت در داخل و وحدت مسلمانان و مستضعفان در عرصه بين المللي بود.
دكتر شمسيان در خصوص اعتقاد امام به جوانان، اظهار داشت: اعتقاد عميق امام به جوانان تنها ناشي از روحيه انقلابي ايشان نبود، بلكه ريشه در باورهاي ديني ايشان داشت، در واقع در سيره امام جوانان، ضامن سلامت، توانايي، بالندگي و نشات جامعه اسلامي هستند.
شايان ذكر است، اين همايش كه از سوي مركز فرهنگي- دانشجويي امام و انقلاب اسلامي جهاد دانشگاهي برگزار مي شود تا پنج شنبه 8 شهريور ماه ادامه خواهد داشت.

  


همزمان با سالروز ولادت منجي بشريت؛نخستين جشنواره بين المللي الكترونيكي «آخرين منجي» شروع به كار مي كند

 

همزمان با فرا رسيدن سالروز ولادت منجي بشريت، امام مهدي (عج) و در يك هزار و صدمين سال غيبت كبري، نخستين جشنواره بين المللي الكترونيكي «آخرين منجي» با همكاري سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مؤسسه فرهنگي - هنري كوثر آل طه شروع به كار كرد.
به گزارش روابط عمومي نخستين جشنواره بين المللي «آخرين منجي»، محمد صادق افراسيابي، دبير اين جشنواره، ضمن بيان اين مطلب گفت: با توجه به اينكه انتظار ظهور آخرين منجي، يك عقيده عمومي و مشترك است و اختصاص به يك قوم و ملت و دين خاص ندارد، در راستاي ايجاد يك اتحاد جهاني حول محور انتظار منجي، عدالت خواهي و صلح طلبي بر آن شديم تا با برگزاري يك جشنواره، نمايشگاه و سلسله همايشهاي بين المللي از نيمه شعبان سال 1386 تا نيمه شعبان سال 1387، بستر مناسبي براي جمع آوري آثار توليد شده در زمينه منجيهاي بشريت و بخصوص آخرين آنها حضرت مهدي(عج)، انتشار آنها و ايجاد يك گفتمان علمي - پژوهشي در اين زمينه فراهم آوريم. وي با اشاره به اينكه دبيرخانه جشنواره از نيمه شعبان امسال به صورت رسمي كار خود را آغاز خواهد كرد، گفت: همزمان با افتتاح دبيرخانه جشنواره، از نيمه شعبان امسال تا عيد غدير سلسله نشستها و همايشهايي با موضوع مهدويت در سطح داخلي برگزار شده و با فرا رسيدن عيد سعيد غدير خم، دبيرخانه جشنواره پذيراي دريافت آثار مرتبط با موضوع در سطح بين المللي خواهد بود كه اين مهلت تا سالروز امامت امام زمان(عج) ادامه خواهد داشت.
وي افزود: از سالروز امامت حضرت مهدي(عج) تا نيمه شعبان سال آينده، نمايشگاه آخرين منجي در سطح كشور در تمامي استانها و در سطح بين المللي در برخي از كشورهايي كه آمادگي انجام چنين حركتي را دارند، برگزار مي شود.

  


او غايب نيست، پرده بر چشم هاي ماست

 





بلاي جانسوز عصر ما غيبت نيست، غفلت است.
حال و روز شيعه در اين عصر، از دو وجه بيرون نيست؛ يا معصوم خاتم را، امام را و ولي ا... الاعظم را محبوب و مقصود و مقتداي خويش مي داند يا سر بر آستان محبوب و مقتدايي ديگر مي سايد. شيعه اگر گمان كند حبيب و طبيب و نجات بخشي جز او در عالم هست، راه به خطا برده است و پا از صراط مستقيم تشيع بيرون نهاده است. شيعه اگر در حضور آب، دل به سراب مي سپارد، چگونه نام خود را شيعه مي گذارد؟ شيعه بهتر از هر كس مي فهمد كه: «هركه بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است. »
شيعه بهتر از هر كس مي  فهمد ميزان و معيار محبت، امام است و هر محبتي در راستاي محبت امام، معنا مي شود.
و اگر مدعي است مريد آن قطب عالم است، محب آن ولي ا... الاعظم(عج) است، عاشق آن حجت  خاتم است، اين حال و روز با عشق، سر سازگاري ندارد.
كدام عاشقي بي ياد معشوق، زيستن مي تواند؟
كدام عاشقي، يك لحظه بي خاطره معشوق سر مي كند؟
كدام عاشقي هر ازگاه به ياد معشوق مي افتد و محبوب را در رديف ديگر امور روزمره خويش مي بيند؟
كدام عاشق هجران  كشيده اي خورد و خوراك و خواب و لذت مي فهمد؟
اين ننگ و عار براي عاشق نيست كه از معشوق بشنود كه ما تو را از ياد نمي بريم و مراعات تو را فرو نمي گذاريم و او... و او بي اشتياق زيارت معشوق سر كند و ياد او را فروبگذارد؟
اين اوج بي معرفتي محب نيست كه بداند و بشنود كه محبوب به شادماني او شاد مي شود، با اندوه او غمگين مي گردد، مريضي اش محبوب را بيمار مي كند، هر گاه دست  به دعا بردارد، محبوب آمين مي گويد و آن زمان كه سكوت كند، محبوب، برايش و به جايش دعا مي كند و او سر از پاي نشناسد و قالب  تهي نكند؟
آري بلاي جانسوز عصر ما غفلت است، غيبت نيست.
و غيبته منا.
او غايب نيست، پرده بر چشمهاي ماست.
چه كس صادقانه دست  به دعا برآورده است، مخلصانه امام خويش را طلب كرده، و پاسخ نگرفته است؟
برخي امام را طلب مي كنند و ديگران را هم. اينان تا آن زمان كه چشم به ابواب چند گانه دارند، دستشان به دامان امام نمي رسد.
بعضي امام را طلب مي كنند، اما نه به خاطر امام كه براي وصول به حاجات خويش.
مي بيني كه امام را صدا مي كند - با تضرعي جانسوز و جگرخراش - اما آنچه مي طلبد، ديدار حيات بخش امام نيست، حل مشكلات و وصول به حاجات خويش است. اين سخن نه بدان معناست كه در تلاطم مشكلات، نبايد به سراغ امام رفت و قضاء حوائج و استجابت دعا و رفع موانع را از او نبايد خواست، بلكه به عكس، همه چيز از نزول باران، تا شفاي بيماران را بايد از امام طلب كرد كه تقدير و مشيت همه چيز در عالم به دست اوست.
سخن اين است كه شوق ديدار امام چيزي است و عريضه و عرضه حاجات دنيوي، چيز ديگر.
سخن اين است كه ساقي اين بارگاه، به ظرفيت و جام همت مهمان مي نگرد، محبوب، به ظرفيت دل محب نگاه مي كند. «ان  القلوب ادعيه و خيرها ادعاها».
يكي به هواي بهشت در مصيبت  حسين (ع) اشك مي ريزد.
يكي در مجلس حسين (ع)، بر مصيبت  خويش مي گريد.
و يكي را معرفت  حسين و معرفت به مصيبت  حسين (ع) مي گرياند.
هركس به قدر جام معرفت  خويش، از دستهاي امام نوش مي كند.
امام دست  نيافتني نيست، دستهاي ما بسته است.
امام(عج) در پرده غيبت نيست، پرده بر چشمهاي ماست.
و آنچه ما را از زيارت امام(عج) محروم مي كند، غفلت ماست.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com