|

سرويس ترجمه - چشم انداز دانشگاههاي چين تا سطح فارغ التحصيل كردن دانشجويان به عنوان كارگران كارخانه ها مي باشد، زيرا چين نياز مبرمي به مهندسان كيفي و دانشمندان متخصص دارد كه هنوز نتوانسته آنها را توليد كند. پروفسور مائوشولونگ، معاون دانشگاهي و متخصص امور آموزش عالي در دولت چين مي باشد كه طي مصاحبه اي كه چاينا ديلي با وي داشته به سؤالهاي آنها درباره اوضاع دانشگاههاي چين پاسخ گفته كه به اين شرح ارايه مي شود. * به طور كلي كشور چين در دهه هاي اخير، فرصتهاي تحصيلي را براي دانش آموزان دبيرستاني فراهم آورده تا آنها وارد كالج شوند. اين اقدامها تا چه اندازه بر روي كيفيت تحصيلي و درجه بندي دانشگاهها مؤثر است؟ ** در مجموع، كيفيت تحصيلي دانشگاهها و دانشكده ها در مقايسه با دهه 80 كاملاً روزآمد شده اند. به طوري كه در دهه 80، دانشجويان در مقايسه با امروز سخت تر تحصيل مي كردند. در آن زمان تنها 5 درصد از دانش آموزان پيش دانشگاهي قادر به ورود به دانشگاه بودند، اما اكنون بيش از 20 درصد از فارغ التحصيلان پيش دانشگاهي وارد دانشگاهها مي شوند. حتي در مقايسه با دانشگاههاي كشورهاي توسعه يافته كيفيت آموزشي در چين همچنان پايين و ثبت نام كردن و قبولي در دانشگاه مشكل دارد اما همين كه وارد دانشگاه شوند، فارغ التحصيلي دانشجويان ساده مي شود، و اين تفاوت آنها با كشورهاي ديگر مي باشد. * گزارشهايي منتشر شده مبني بر اينكه ميليونها مهندس و فارغ التحصيلان علوم، از چين و هندوستان خارج شده اند و به كشورهايي مثل آمريكا رفته اند. آيا اين هشدار دهنده نيست؟ ** امكانات تحصيلي و آموزشي در چين در مقايسه با دانشگاههاي معتبر بين المللي چندان مطلوب نيست. براي مثال در ايالات متحده سرانه هزينه دولت براي يك دانشجو حداكثر ده هزار دلار است اما در چين سرانه هزينه دولت براي هر دانشجو، فقط به يكهزار و سيصد دلار مي رسد. در ايالات متحده دانشجويان نه تنها از امكانات خوابگاهي و رفاهي برخوردارند بلكه به همان نسبت از المپيكهاي ورزشي و قهرماني نيز بهره مند هستند. حال آن كه در چين دانشجويان مجبورند يك تخت را به طور مشترك در خوابگاه مورد استفاده قرار دهند، و وقت و زمان بسياري را فقط بر روي مطالعه علوم سياسي و زبانهاي خارجي صرف كنند. البته در مقايسه با گذشته، نظام آموزشي چين كيفيت خود را روزآمد نموده اما همچنان كيفيت آنها در مقايسه با دانشگاههاي معروف و معتبر جهان، پايين است. * چگونه در چين باستان بر آموزش و تحصيل از طريق تقويت حافظه تأكيد شده بود حال آن كه امروز تأكيد بر خلاقيت و ابتكارات و نوآوري نهفته است؟ ** درست است كه امروزه نظام تقويت و تمركز بر حافظه و حفظ محفوظات ذهني از كيفيت نظام آموزشي جهاني كاملاً حذف شده اما در چين از اين نظام آموزشي استقبال شده است. براي مثال، دانش آموزان راهنمايي حتماً بايد روش حفظ كردن و به ذهن سپردن را تمرين كنند. دانشجويان دانشكده ها و حتي دوره هاي پايان ليسانس و يا در مقطع كارشناسي ارشد بايد اين دوره را پشت سر بگذارند. در چين دانشجويان تا مرحله فارغ التحصيلي حتماً بايد برخي امتحانات سراسري براي ادامه تحصيلات بعدي را نيز پشت سر بگذارند بنابراين بسياري از دانشجويان مجبورند كه موضوعها و مسايل را حفظ نموده و آن را مجدداً ارائه دهند. متأسفانه در اين روش تلفيقي از مباني نظري با عملي و نيز ارايه نظرات مهم كاربردي و خلاقيت كاملاً ناديده گرفته شده است. به طوري كه بخش وسيعي از فارغ التحصيلان چيني در هيچ يك از كارخانه ها و شركتهاي چند مليتي به كار گرفته نمي شوند. زيرا آنها آموزشهاي عملي ندارند. * دانشجويان ممكن است نمرات خوبي را در امتحانات كسب كنند، اما آنها در كارهاي عملي بسيار ضعيف هستند. حال آن كه دانشجويان در آمريكا ممكن است نمرات بالايي را در كلاس كسب نكنند اما قادرند كه به اندازه كافي ابزارهايي را بسازند. در اين شرايط، دولت چين براي پر كردن خلا ميان كتابهاي آموزشي و كارهاي عملي چه اقدامهايي را در دست اقدام دارد؟ ** وزارت آموزش و پرورش و عالي قبلاً به اين مسأله پرداخته اند. اما تغيير شرايط كاملاً سخت و دشوار است. دليل آن هم اين است كه چين به اين نظام آموزشي يعني از حفظ كردن مواد درسي عادت كرده است، و چنانچه كسي بخواهد آن را تغيير دهد، دانش آموزان و دانشجويان در برابر آن مقاومت مي كنند. آنها فكر مي كنند كه معلمان و استادان نيز تنبل و ناكارآمد شده اند. لذا هرگونه تغييري را به حساب تنبلي معلم و استاد مي گذارند. فكر مي كنم كه در آينده، اين شرايط تغيير خواهد يافت و در نهايت چين بيشتر به ارايه تحصيلات عملي خواهد پرداخت. * در خصوص كيفيت آموزشي شخصي چه مي توانيد بگوييد؟ ** كيفيت آموزشي شخصي در چين اين روزها در مقايسه با دهه هاي 80 و 90 كاملاً روزآمد شده است. ما دارندگان مدارك تحصيلي دكتري داريم كه به عنوان استاد در دانشگاهها تدريس مي كنند حال آن كه در سالهاي دهه 80 و 90 اوضاع غير از اين بوده و علاوه بر آن فارغ التحصيلان چيني بازگشته از كشورهاي خارجي نيز در حال حاضر به عنوان استاد و پروفسور در دانشگاهها تدريس مي كنند. حتي بورسيه هايي را به خارج از كشور اعزام مي كنيم، اما در مقايسه با ايالات متحده، هنگ كنگ و تايوان در سطح و ميزان آموزش شخصي، از ضعف بسياري برخورداريم، زيرا ما تجربه 10 سال انقلاب فرهنگي را داشتيم كه از سال 1966 تا سال 1976 ساختار آموزشي ما را در آن سطح نگه داشت. * به نظر شما براي بهبود اين وضعيت، چه كارهايي بايد در كلاسهاي درس صورت بگيرد؟ ** به نظر من، مقامهاي رسمي و تصميم گيرنده بايد به اين ديدگاه نزديك شوند. بايد در وضعيت آزمايشگاهها و آموزش نوآوري و خلاقيت در زمينه هاي مهندسي و علوم، تغييرات و تجديدنظرهاي عميقي صورت بگيرد، به طوري كه بسياري از بورسيه ها براي اعزام دانشجويان به خارج از كشور با هدف كسب دانش روز و مطالعات فراگير و تكميلي براي دوره هاي دكتري و فوق دكتري و تخصصهاي عالي انجام پذيرد. ما نيز بايد از نظام ورود سخت به دانشگاهها و فارغ التحصيلي آسان فاصله بگيريم. در اين صورت است كه دانشجويان حتي پس از ورود به دانشگاه به سختي درس خواهند خواند و آن شعار معروف «قيف وارونه» بايد از نظام آموزشي چين حذف شود. * چرا چين اين همه مهندس و دانشمند، بي محتوا توليد مي كند؟ ** توجه بيشتر به مهندسي و علوم، بخشي از اقتصاد طراحي شده است. در گذشته براي بهبود و گسترش و توسعه اقتصادي، چين نيازمند دانشمندان و مهندسان بسيار بود. بنابراين دانشجويان از آن زمان نقش بزرگي را برعهده داشتند. ممكن است كه آنها به عنوان يك تكنسين از دانشگاه فارغ التحصيل بشوند و رفته رفته تا سطوح بالاي دولتي و دولت مركزي ترقي كنند. در گذشته حدود 60 تا 70 وزارتخانه دولتي وجود داشت كه در امور مهندسي در علوم ديگر درگير بودند. اما اكنون اين تعداد به 20 تا 30 وزارتخانه كاهش يافته است كه ديگر درگير كارهاي مهندسي و علوم نيستند. در نتيجه امروزه براي مهندسان و متخصصان علوم بسيار مشكل است كه وارد وزارتخانه ها و كارهاي دولتي بشوند. در آينده چنانچه كارها سامان يابد حداكثر ترقي آنها، مهندسان رايانه اي و متخصصان دي.ان.اي (A.N.D) و يا كارشناساني در حوزه هاي بخصوصي از علوم خواهند شد. |