|
دكتر محمد علي زلفي گل قسمت دوم و پاياني
تلاش و هماهنگي و انسجام ملي صرفاً مستلزم وجود شرايط حاد نظير جنگ و رويارويي با بلايا و ... نيست و اگر نگوييم عرصه زندگي

همواره يك عرصه جنگ است، بي ترديد عرصه رقابت و سبقت جوييهاست. آنان كه در تغيير اوضاع خود و تلاش براي بهبود آن سبقت داشته باشند و تلاش نمايند، مطابق سنت الهي نيز پيشرو خواهند بود: ان ا...لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم. اگر هشت سال دفاع و جنگ يك اهتمام ملي به وجود آورده بود، وقتي مبنا بر زندگي در يك سطح ملي است، اين هماهنگي و انسجام به نحو مقتضي بايد تداوم يابد. امروز اين مسأله به لحاظ گرايش عمده رقابتهاي جهاني به عرصه هاي علمي بايد بسته به وضعيت موجود مورد توجه ويژه قرار گيرد؛ همچنان كه تدوين سند چشم انداز بيست ساله بر آن صحه مي گذارد. در اين عرصه، لازم است برنامه ريزيهاي دقيق علمي به عمل آيد و با نگرشي خاص انجام پذيرد. عقب ماندگي علمي دست كمي از تحمل تبعات حاصل از جنگ ندارد: بيكاري، فقر، اعتياد، نبود شور و نشاط، وابستگي علمي و فني و بسياري مسائل ديگر، مي تواند بر اثر سهل انگاري در دنياي رقابتي امروز حاصل شود. با توجه به آنچه گفته شد، در اين نوشتار ضمن مروري بر وضعيت علمي ايران در گذشته و امروز و نيز در مقايسه با كشورهاي منطقه، همچنين با ارائه توضيحاتي در خصوص عوامل مؤثر در توليد علم، و عطف توجه به مسائل پيرامون ISI ، نوع نگرش درست به سند چشم انداز توسعه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
تأسيس سيستم نمايه سازي علم و فن بومي ISIاسلامي با سرواژه ISC؛ چرا؟ در حال حاضر، پژوهشگران و محققاني كه يافته هاي پژوهشي آنها در سطح ملي منتشر مي شود، نمي توانند تحقيقات انجام شده را رديابي نمايند و نيز براي آنان اطلاع از ميزان اثرگذاري و استنادهاي علم و فن داخلي ميسر نيست. در زمينه طرحهاي كاربردي نيز سيستمي وجود ندارد كه يك طرح با يك شكل و شمايل در مراكز مختلف به صورت تكراري انجام نپذيرد. به همين دليل، تأسيس سيستم نمايه سازي علم و فن بومي به يك پروژه ملي تبديل شد كه البته اهميت آن به خوبي مورد تفهيم و حمايت ملي قرار نگرفته است. در سال جاري، براي تأسيس چنين سيستم حياتي و سرنوشت سازي (ساماندهي علم و ساخت استخر دانش كشور) از سوي دولت، تنها سيصد ميليون تومان اختصاص داده شد؛ در حالي كه اگر مسؤولان كشور به اهميت آن واقف شوند، پي خواهند برد كه هر گونه سرمايه گذاري در اين زمينه، خدمتي بزرگ به ملت و كشور است. لذا انتظار مي رود در سالهاي اوليه تأسيس مركز نمايه سازي ، به اين مركز كمك لازم به عمل آيد تا اين نهاد نوپا با محدوديت منابع مادي، انساني، سخت افزاري و نرم افزاري مواجه نباشد. مطمئناً اين مركز پس از تكميل و رسيدن به بلوغ، درآمدزا خواهد شد و خواهد توانست هزينه هاي روزآمد شدن و حيات خود را تأمين نمايد. با راه اندازي موفقيت آميز اين مركز يعني ISCبه عنوان سيستم ISIاسلامي و داخلي، از پژوهشها، طرحهاي پژوهشي و پايان نامه هاي تكراري و به تبع آن هزينه هاي غير ضروري در داخل كشور جلوگيري خواهد شد و از منابع مادي و انساني نهايت بهره وري به عمل خواهد آمد. علاوه بر اين، محققان و نويسندگان مقاله ها در سطح ملي خواهند توانست خودشان را ارزيابي نمايند. دستيابي پژوهشگران به پيشينه تحقيقات و پژوهشهاي علم و فن بومي، زمينه را براي تقاضاگرا نمودن دستاوردهاي پژوهش، جلب نگرش و گرايش فرا ملي به يافته هاي پژوهشي و اولويتهاي بومي نيز فراهم خواهد نمود؛ به گونه اي كه محققان خارجي نيز با رجوع به اطلاعات اين مركز، علاقه مند خواهند شد در زمينه موضوعاتي پژوهش كنند كه مورد نياز كشور ما باشد. آنان از اين طريق در واقع در تيم ما بازي خواهند كرد و از طرفي چنانچه طرحي در كشور به فن و محصولي منجر شده و يا دانش لازم براي كاربردي شدن در آن نهفته باشد، با بهره مندي از اطلاعات موجود در مركز نمايه سازي ISC ، امكان تماس با مجري طرح و سازمان مربوط و يا نويسنده مقاله جهت تجاري كردن وجود خواهد داشت. در مواقع لزوم، شركتها و صنايع مختلف مي توانند با مراجعه به اين مركز مشاوران مناسب خويش را بيابند. ايجاد چنين سيستمي باعث تقويت مجلات علمي داخلي، امكان ارزيابي، رتبه بندي و اعتباردهي علمي و دستيابي به ضريب تأثير (Impact Factor) آنان را نيز فراهم مي نمايد. مطمئناً اين اطلاع رساني مورد استقبال پژوهشگران خارجي نيز قرار خواهد گرفت؛ زيرا همان گونه كه ما در مسير توسعه علمي و دسترسي به اطلاعات علمي هزينه صرف مي نماييم، آنان نيز دست كم براي كسب اطلاع از وضعيت و حركتهاي علمي كشورهاي گوناگون از جمله ايران، چنين هزينه اي را متقبل خواهند شد. مزيت مهم ديگر سيستم نمايه سازي بومي، ايفاي نقش مقابله علمي به ويژه در مواقعي است كه برخي كشورها شاهراههاي اطلاع رساني خود را مسدود و جمهوري اسلامي ايران را با تحريم موقت مواجه مي سازند. مطمئناً تأثير تحقق سيستم نمايه سازي علم و فن بومي در رشد علمي و پژوهشي كشور، با هيچ عامل ديگري از جمله افزايش بودجه پژوهشي قابل مقايسه نخواهد بود. ضمناً با راه اندازي اين سامانه، بحث و جدل رشته هاي علوم انساني نيز با توجه به ارزيابي علمي مجلات داخلي حل خواهد شد. امروزه داشتن سامانه اطلاعات اجرايي محرمانه حتي در مديريت اجرايي كشورها براي دستيابي به پيشينه تصميم سازي و تصميم گيري اهميت ويژه اي دارد، زيرا امكان استفاده از تجربيات گذشته را در اختيار مي گذارد؛ يعني در آينده نزديك ما بايد سيستم نمايه سازي اجرايي را نيز داشته باشيم. در مجموع، مزاياي سيستم نمايه سازي و ضرورت آن را چنين مي توان برشمرد: 1- دستيابي به پيشينه تحقيق 2- داوري جدي مقالات، طرحها، كتابها، پايان نامه ها و نظارت بر آنها 3-انتخاب پژوهشگران، دانشگاهها و پژوهشگاههاي برتر 4- دستيابي به ميزان اثربخشي بروندادهاي پژوهشي 5- توزيع بهينه بودجه پژوهشي بر اساس رعايت تفاوتهاي فردي و سازماني 6- سياستگذاري علم و فناوري 7- ارائه مشاوره مناسب به صنايع و جامعه.
نتيجه امروزه دنيا توسعه دانش مدار را دنبال مي كند. كشور ايران نيز براي رسيدن به توسعه پايدار و دانش مبتني بر جهان بيني اسلامي تلاش مي نمايد. در كشور منابع لازم براي دستيابي به چنين توسعه اي مهياست و با مديريت و سياستگذاري صحيح براي هر بخش توسط اهل فن، مي توان به بهره وري بهينه دست يافت. براي مديريت كارآمد، بايد به علم و دانش مجهز شد و براي توليد علم بايد برنامه ريزي و بسترسازي لازم را نمود. پيش از اين، برخي از عوامل مهم و تأثيرگذار در توليد علم برشمرده شد. با اين توجهات، نبايد توفيقات علمي پژوهشگران، دانشمندان و انديشمندان بين المللي كشور را ناديده گرفت. اگر توليد علم در كشور به ثروت تبديل نمي شود، تحقيقات كاربردي جايگاه مناسب خويش را ندارد، به علوم بومي بهاي لازم داده نمي شود، دانشگاه با صنعت و جامعه رابطه ندارد، دليل بر نقص در كار و فعاليت علمي پژوهشگران، دانشمندان و انديشمندان بين المللي كشور نيست، بلكه دليل ضعف مديريت منابع است، زيرا با وجود داشتن اهرمهاي مديريتي، منابع، امكان تدوين استانداردهاي جديد، قانونگذاري و نظارت بر حسن اجراي آن، از اين امكانات استفاده نمي شود. چنانكه گفته شد، گه گاه ضمن زير سؤال بردن كاركرد مجلات ISI در ساختار توليد علم كشور، به نظر مي رسد خواه ناخواه تلاش محققان داخلي كه تحقيقات خود را در اين مجلات منتشر مي سازند و باعث اعتلاي نام ايران مي شوند نيز مورد بي توجهي قرار مي گيرد و مسأله به گونه اي جلوه مي كند كه گويي اين محققان تحقيق و علمي را كه با هزينه ملي و داخلي توليد مي شود، رايگان (و حتي با پرداخت پول جهت چاپ مقالاتشان) در اختيار كشورهاي ديگر قرار مي دهند. اما چنانكه گفته شد، صورت مسأله به هيچ عنوان متوجه مشكل موجود نيست و علت در نواقص ديگري است كه لازم است به گونه اي واقع بينانه به آنها نگريسته و چاره جويي شود. يكي از انتقادهاي وارد شده در زمينه ISI اين است كه برخي مجلات با وجود پايين بودن سطح اعتبار علمي شان، در ازاي دريافت وجه خاصي از افراد ، مقاله ها را چاپ مي كنند. قطعاً نمي توان وجود چنين مسأله اي به طور كامل منكر شد، اما به هر حال هر وقت كالاي باارزشي وارد بازار مي شود، معادل تقلبي آن هم ظاهر مي گردد؛ اما آيا به دليل اينكه دلار تقلبي در جامعه وجود دارد، مي توان نتيجه گرفت دلار بي ارزش است. همين واقعيت براي علم و مستندات علمي هم مي تواند وجود داشته باشد؛ ولي با نظارت دقيق و صحيح اهل فن، يعني هيأتهاي مميزه دانشگاهها و مؤسسه هاي علمي، مي توان ماهيت واقعي آنها را مشخص نمود. اما در سطح جدي و معتبر مسأله، مسلما مجله اي كه متعلق به ديگران است و هزينه اداره آن با خودشان است، مطالب بي ارزش علمي را چاپ نخواهند نمود و اگر چنين كنند، اعتبار خودشان را زير سؤال برده اند. بنابراين، مقاله علمي و پژوهشي، سند علمي و ميزان ارجاعها و استنادها را بايد معيارهاي انكارناپذير در سنجش واقعي توليد علم به شمار آورد. نكته بعدي، چند درصد از اعضاي هيأت علمي دانشگاهها و مؤسسه هاي علمي نقش پررنگ در توليد علم دارند. چرا براي به ميدان آمدن كساني كه نقششان در توليد علم كم رنگ است، آسيب شناسي، نيازسنجي، نياز آفريني و برنامه ريزي نمي شود. كشور ما در شرايطي است كه وحدت و اميد به آينده، ترغيب و تشويق افرادي كه به وظيفه خويش عمل مي كنند، بايد در دستور كار مسؤولان امر قرار گيرد و مديران اجرايي كشور با استفاده از اهرمهاي مديريتي خويش جامعه را به سمت اجراي برنامه هاي ضروري جهت تحقق اهداف موجود در سند چشم انداز 20 ساله كشور هدايت نمايند تا با تحقق اهداف مقدس اين ميثاق ملي، پيروزي حاصل شود.
نگرش درست به چشم انداز بيست ساله وجود برنامه اي براي آينده كشور كه بر اساس آن بتوان ايراني آباد، آزاد، متمدن و دينمدار را ساخت، ضرورت غير قابل انكار دارد. طبعاً با همين توجه بود كه از سوي مسؤولان كشور سند چشم انداز 20 ساله تدوين گرديد. با توجه به آنچه در تئوري و برنامه هاي اين چشم انداز منعكس شده، مي توان گفت چنانچه اهداف موجود در اين سند تحقق پيدا كند، آينده اي با نشاط و امن براي تمام ايرانيان به ارمغان خواهد آورد. لذا انتظار مي رود موارد زير به منظور تحقق اهداف موجود در اين سند مورد توجه و اهتمام هر ايراني، در هر پست و مقامي، قرار گيرد: 1- سند چشم انداز 20 ساله كشور به عنوان ميثاق ملي و اولويت اول كشور در نظر گرفته شود و هر ايراني با هر قوميت، دين و آييني، خويش را در قبال تحقق اهداف موجود در آن متعهد بداند و صدا و سيماي جمهوري اسلامي در خصوص آن با توليد و پخش برنامه هاي مختلف نقش كليدي خويش را به خوبي ايفا نمايد. هر بخشي از اهداف سند كه تحقق پيدا مي كند، براي مردم باز گو شود و تمام امكانات كشور جهت حمايت مادي و معنوي از اين ميثاق ملي بسيج گردد. 2- مسؤولان كشور بر اساس ميزان تعهدي كه در راستاي تحقق اهداف موجود در اين ميثاق ملي از خود نشان مي دهند انتخاب گردند و سعي گردد از تمامي ايرانيان و تمامي ظرفيتهاي كشور استفاده شود. در انتصاب و انتخاب مسؤولان سعي گردد شايسته سالاري به معناي واقعي به كار گرفته شود و چنين نباشد كه خداي ناكرده به خاطر مسائل سياسي و جناحي، بخشي از پتانسيل كشور حذف گردد. ثانياً ارزيابي مديران بر اساس ميزان تلاش آنها در جهت تحقق اهداف سند كه در ارتباط با حوزه مسؤوليت آنهاست، صورت پذيرد. 3- بسترسازي و هزينه لازم جهت تلاش علمي و پژوهشي نخبگان صورت پذيرد، زيرا دانايي و توانايي، اساس سند چشم انداز و ميثاق ملي است. بنابراين، مراكز و سازمانهايي كه ماهيت علمي و فني دارند، بايد مورد توجه ويژه قرار گيرند و سعي شود مورد حمايت جدي اعم از مادي و معنوي مسؤولان كشور قرار گيرند. 4- چون ميثاق ملي دانايي محور است، مسلماً دانشگاه ها و پژوهشگاه ها در تحقق اهداف اين ميثاق ملي جايگاه ويژه اي دارند؛ لذا منطقي است كه محور و مدار كشور، مراكز علمي باشند و به صورت ملي مورد حمايت مادي و معنوي قرار گيرند. تمامي مسؤولان و مردم اين محيطها را مقدس بدانند و اگر قرار است صرفه جويي و محدوديتي در كشور به عمل آيد، اين محدوديت شامل دانشگاه ها و پژوهشگاه ها نشود. با عالم ، پژوهشگر ، دانشجو ، آموزش و پژوهش سخاوتمندانه برخورد شود. منظور نگارنده اين است كه اگر مي خواهيم به اهداف متعالي ميثاق ملي برسيم، بايد طبق برنامه هاي مصوب، اعتبارات و هزينه هاي پيش بيني شده جهت تحقق اهداف موجود در آن نيز تحقق پيدا كند. اين مطلب از آن رو مورد تأكيد قرار مي گيرد كه به عنوان مثال در سال 1384 كه اولين سال اجراي اولين برنامه پنج ساله از سند چشم انداز20 ساله كشور بود، مقرر گرديد 2/1 درصد از درآمد ناخالص ملي صرف پژوهش و تحقيق شود؛ اما سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور آن را در حد 6/0 درصد از درآمد ناخالص ملي كاهش داد. بودجه فصل تحقيقات سال 1385 و 1386 در حد سال 1383 باقي ماند. البته، مجلس محترم شوراي اسلامي توزيع آن را در بودجه سال 1385 دستكاري و اصلاح نمود و اين اقدام به افزايش جدي سرانه بودجه پژوهشي دانشگاه ها و مؤسسه هاي آموزشي و پژوهشي كشور منجر گرديد. اين اقدام ظاهراً پسنديده بود و جاي تحسين دارد، ولي كافي نيست؛ زيرا هر برنامه اي راهكارها و ساز و كارهاي خاص خودش را مي طلبد: حركت در مسير دانايي در دنياي تكنولوژيك و مدرن امروز بدون وسيله ، تجهيزات و داشتن ملزومات پژوهش بسيار كند و نا محسوس خواهد بود. اين در حالي است كه بسياري از تجهيزات موجود در دانشگاه ها و پژوهشگاه هاي كشور يا مستهلك شده و يا داده هاي آنها در مقايسه با دستگاههاي جديد مورد استفاده در دنيا از استانداردهاي لازم برخوردار نبوده و نمي توانند به توليد علم شتاب دهند. از اين رو، براي دستيابي به رتبه اول علم و فناوري در منطقه بر اساس سند چشم انداز، بايد بپذيرم همان گونه كه توليد علم به توليد فناوري منجر مي شود، فناوري جديد هم براي توليد علم ضروري است. با اين حال و با وجود اين محدوديتها، دانشمندان و پژوهشگران كشور به خوبي توانسته اند با مديريت طرحهاي تحقيقاتي و پايان نامه هاي دانشجويان مقاطع دكتري و كارشناسي ارشد، جايگاه علمي و فني ايران را روز به روز در دنيا ارتقا دهند. |