|
* مصيب نعيمي
صرف نظر از اين كه حادثه 11 سپتامبر توسط چه گروه يا شخصي برنامه ريزي و شكل گرفت، بايد گفت، آمريكاييها تلاش كردند از آن بهره هاي خود را ببرند و با سوءاستفاده از تنفري كه نسبت به اين ماجرا در جهان به وجود آمده بود، دستاويزي به وجود آوردند تا راه را براي گسترش استيلاي خود هموار سازند. پس از 11 سپتامبر، ايالات متحده كه پس از جنگ سرد بهانه اي براي همدلي مردم خود با سياستهاي اعمالي اش نداشت، به دشمن پنهاني دست يافت كه مي توانست توجيهي براي لشكركشيها و قدرت طلبيهايش باشد. تروريسمي كه پس از 11 سپتامبر اعلام موجوديت كرد، از منظر آمريكاييها مي توانست در هر شرايط، هر مكان و هر زماني منافع ملت و دولت آمريكا را تهديد كند و همين دشمن بهترين وسيله است براي اين كه دولتمردان آمريكا را در توجيه رفتارهاي تند خود عليه مردم كشورشان و كشورهاي ديگر جهان ياري دهد. امنيتي شدن جهان مي توانست مردم را به سكوت در برابر رفتارهاي سلطه جويانه آمريكا وادار كند، زيرا دنيا با القائات آمريكا پس از 11 سپتامبر، با دشمن ناپيدايي مواجه شده بود كه مي توانست هر كسي و كشوري را تهديد كند. از اين منظر بايد گفت، جهان پس از 11 سپتامبر رويكرد جديدي به خود گرفت كه مي رفت ساز و كارهاي جديدي را نيز در دنيا سبب شود. اما در عمل، اين سياست و سوءاستفاده دوام چنداني نيافت و با بن بست مواجه شد. آمريكا كه به بهانه مبارزه با تروريسم، ابتدا به افغانستان و سپس به عراق حمله كرد، ناگهان با چالش جدي به نام مخالفت افكار عمومي جهان مواجه شد. آمريكا كه احساس مي كرد با استفاده از فرصت به دست آمده پس از 11 سپتامبر، مي تواند به راحتي امور خود را در دنيا مديريت كند، در اندك زماني اين فرصت را به يك تهديد جدي عليه خود تبديل كرد. اكنون نتيجه معكوس، تنها دستاورد آمريكا در عراق، افغانستان و حتي آفريقا است. شايد اگر جهان پس از 11 سپتامبر را جهان در حال افزايش تنفر از آمريكا بدانيم، سخني به گزاف نگفته باشيم. همچنين پس از سركوب تروريسم كه آمريكا بر آن تأكيد داشت نيز نه تنها شرايط بهتر نشد، بلكه وضعيت جديد موجب گستردگي تروريسم در دنيا و تشكيل گروههاي زيرزميني شد. ...آمريكاييها انتظار داشتند كشورهاي مورد تهاجم مانند عراق و افغانستان به سرعت تسليم شده و به نمونه و سرآغازي براي توسعه طلبيهاي بيشتر تبديل شوند. آنها قصد داشتند با دستيابي به منابع نفتي و ثروت اين كشورها و همچنين تسلط بر نقاط استراتژيك دنيا پس از يك جنگ فيزيكي، به سراغ جنگ اقتصادي با كشورهاي ديگري كه توان حمله نظامي به آنها را داشتند بروند؛ اما نه تنها اين خواسته رخ نداد، بلكه چند عامل از جمله هزينه هاي سنگين ماندن در عراق و افغانستان، رويكرد منفي افكار عمومي نسبت به تحركات ايالات متحده پس از 11 سپتامبر و واكنش منفي داخلي در آمريكا سبب شد تا نتايج به دست آمده براي آمريكا به يك كابوس بزرگ براي اين كشور تبديل شود. البته در خود آمريكا از ابتدا هم بسياري از نظريه پردازان اين كشور و كساني كه با دوران جنگ سرد دست و پنجه نرم كرده بودند، با رويكردهاي مسؤولان كاخ سفيد پس از حادثه 11 سپتامبر مخالفت مي كردند، اما كابينه نظامي نومحافظه كاران اجازه عمل به آنها نداد. شايد هيچ گاه آمريكا تا اين حد مجبور نشده باشد، دست نياز خود را به سوي ساير كشورهاي جهان به خصوص اروپاييها كه زماني آنها را رقيب خود مي پنداشت، دراز كند. ايالات متحده هم اكنون چنان در باتلاق حوادث پس از 11 سپتامبر گرفتار آمده كه حتي از كشورهاي غيراروپايي نيز براي پيدا كردن شريك جرم كمك مي خواهد تا دستكم بخشي از پيامدهاي رفتارهاي خود را به دوش آنها بيندازد. در نهايت آنچه مسلم است، اين كه امنيتي شدن جهان بيشترين ضربه را به جامعه آمريكا وارد خواهد كرد. به دليل اين كه زندگي و جامعه در اين كشور بر اساس رفاه، سرمايه داري و شرايط امنيتي و اقتصادي مناسب چيده شده است و لذا اگر اين شرايط مخدوش شود، اولين جوامعي كه دچار اغتشاش، سردرگمي و حداقل نگراني شديد مي شود، جامعه آمريكايي است و اين اتفاقي است كه در حال رخ دادن در آمريكاست. |