|
* علي شعار
«ماركو يك هنرمند بي تاب بود، پر از شور و پر از نيرو. مردي بسيار خوش قيافه و خوش لباس بود. نسبت به تأثير و نفوذ خود بر ديگران

آگاه بود و هيچ وقت با تحقير از كسي ياد نمي كرد. درگير هيچ يك از جريانهاي رايج و مسابقه هاي هنري نشد. من نديدم كه كسي از او ايرادي بگيرد يا عيبي را برشمارد، آن هم در دوراني كه همه در حال دريدن و زخمي كردن يكديگر بودند.» آن چه خوانديد تنها قسمتي از سخنان «آيدين آغداشلو» درباره «ماركو گريگوريان» بود. هنرمندي پيشتاز كه هميشه در نوك پيكان مدرنيسم ايران قرار داشت، هر چند كه دل در گرو سنتهاي ايراني قرار داده بود. هنرمندي پر شور كه نقشي با اهميت در پيشبرد جنبش مدرنيسم در ايران ايفا كرده بود. «ماركو گريگوريان» متولد 1304 در «كروپوتكين» روسيه، در خانواده اي ارمني به دنيا آمد. در سال 1319 به همراه خانواده به تبريز مهاجرت كرد. در جلفاي نو (اصفهان) و تهران درس خواند و سپس در سال 1322 در مدرسه حمل و نقل ارتش آمريكا به كار مشغول شد. مقدمات نقاشي را در هنرستان كمال الملك آموخت. در سال 1329 به ايتاليا رفت و در آكادمي هنرهاي زيباي رم نام نويسي كرد. آثارش را در گالري فيوراني در رم، گالري ريمون دونكان در پاريس و چند جاي ديگر به نمايش گذاشت و چهار سال بعد و پس از فارغ التحصيلي از آكادمي رم، به تهران بازگشت و فعاليتهاي هنري و فرهنگي خود را آغاز كرد. تأسيس گالري استتيك و معرفي آثار مدرنيستهاي جوان، تدريس در كلاس خصوصي، بنيانگذاري بي ينال تهران در سال 1337 و معرفي آثار هنرمندان ايراني در بي ينال ونيز، گردآوري نقاشيهاي عاميانه و پرده هاي قهوه خانه اي، برگزاري نمايشگاههاي انفرادي و جمعي و سرانجام بازي در فيلمهاي سينمايي ايران. چند سال بعد، يعني سال 1341 به آمريكا عزيمت كرد و فعاليتهاي خود را در نيويورك و مينه سوتا ادامه داد. از سال 1350 تا سال 1357 در دانشكده هنرهاي زيباي تهران به تدريس پرداخت و نمايشگاههاي انفرادي در انجمن ايران و آمريكا، گالري ليتو و گالري سامان برگزار كرد. پس از مدتي در 1358 به نيويورك بازگشت و دو سال بعد، در آن ديار گالري گوركي را بنيان نهاد. پس از آن بود كه آثارش را در نيويورك، مسكو و ديگر شهرها به نمايش گذاشتند. آثار ماركو علاوه بر موزه هنرهاي معاصر تهران، در موزه مدرن آرت نيويورك، انته ناتسيوناله توريسنيكا در رم، بنياد بن وابي گري و گالري گوركي در نيويورك نگهداري مي شود. او يكي از اعضاي گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان بود. «گريگوريان» پس از يك دوره نقاشي فيگو رايتو به شيوه اكسپرسيونيستي در سال 1339 و با الهام از طبيعت كويري ايران به هنر خاك روي آورد. نقش برجسته هاي او كه در ساده ترين فرمهاي هندسي با موادي چون خاك، كاه، پلي استر و ندرتاً رنگ ساخته مي شدند، پيوند ديرين انسان با زمين را به ياد مي آورد. نكته اي كه تعدادي از سخنرانان جلسه بزرگداشت ياد ماركو گريگوريان كه شنبه شب 18 شهريورماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد به آن اشاره كردند. در اين مراسم كه با استقبال هنردوستان و هنرمنداني چون دكتر جواد مجابي، آيدين آغداشلو، محمد احصايي، سيراك ملكنيان، رضا بانگيز، مهدي حسيني، فرشته غازي راد، ژانت لازاريان، حسين خسروجردي و هما خوشبين برگزار گرديد. در ابتدا «حبيب ا... صادقي» سرپرست موزه هنرهاي معاصر به عنوان نخستين سخنران عنوان نمود كه اميدوار است تا بتواند آثار اين هنرمند بزرگ را از موزه ها، گالري دارها و مجموعه داران خصوصي جمع آوري كرده و در قالب كتاب فاخري به همراه يادداشتها، عكسها، ترجمه ها و طراحيهاي او چاپ و منتشر كند. آيدين آغداشلو نيز به عنوان دومين سخنران به روي صحنه آمد و چون هميشه بسيار عالي سخن گفت. وي گفت: ماركو به گروهي از هنرمندان پيشگام و سپس پيشتاز تعلق داشت كه متأسفانه با هنر بي مخاطب كار كرد، هنري كه نه در آن زمان شناخته شده بود و نه متر و معيار دقيقي براي سنجش آن وجود داشت تا بتواند جايگاه اين هنر را روشن كند. اما او هنر پيشتازش را به هيچ چيز نفروخت و با هيچ چيز و هيچ كس كنار نيامد، چون اين كنار نيامدن، عنصر اصلي هنرمند پيشتاز است... ماركو زماني كه مجموعه كارهاي كاهگلي خود را آغاز كرد، از اشيايي كه در زندگي مردم عادي استفاده مي شد مايه گرفت و بدين ترتيب لحظه اي از هستي را بر روي بوم ثبت مي كرد. در آثار كاهگلي اش از فقيرانه ترين ماده اي كه پشت بام خانه هاي مردم را مي پوشاند استفاده كرد و با هنرمندي تمام آن را تبديل به اثري فاخر و هنري نمود. دكتر جواد مجابي به عنوان سومين سخنران پس از نقل خاطراتي از ماركو گريگوريان، شعري را كه به ياد او سروده بود قرائت نمود كه متن كامل آن در پي مي آيد. سپس يادداشت غلامحسين نامي كه از تورنتو ارسال شده بود قرائت گرديد. در انتها تعدادي از هنرمندان چون محمد احصايي، ژانت لازاريان و سيراك ملكنيان چند دقيقه اي به ذكر خاطرات خود از ماركو پرداختند. *** سي مرغ هنر به ماركو گريگوريان * جواد مجابي ساز در سازي و بس آواز در آواز هر كجا پرواز آري يا فرود آيي گوش با آواي تو داريم بوده و نابوده مان در كوه و دريا و خيابانها و ايوانها با طنين جان تو خوانا، ماهيان ساز و مرغان نوايت هر زمان با ما آي ديوانه ترين جان جهان عشق! مرغ موسيقار! با فراوان روزن و سوراخ در منقار كه زهر روزن مي آيد بس نوا و نغمه اندر كار اين جهان را از طنين ساز و خنيايت چه آسان در طرب آري هوش ما ماهي تو، با ما بخوان اي روح ماهي خوار بر رگ ما شاد مي راني و مي خواني باز مي خواني و مرگ از آتش آوازهايت دود مي گردد دود جان فرسود، شد نابود هر چه سوگ ما از اين عزم هزيمت سور مي گردد سرزمين من بر دميده باز در شادي و آزادي پهنه ور درياي موجاموج پيرامون شعله ور از تابش الماس نور وژرفي فيروزه هاي صبح نيشابور مي گردد مرغ موسيقار در روز بزرگ مردم البرز در سراي عاشقان، مدهوش جام باده هاي نور مي گردد |