تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادي
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ویژه
نداي آشنا
صفحه آخر
یادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-09-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 20شهریور ماه 1386

[ هنری ]
 * مراسم بزرگداشت زنده ياد ماركو گريگوريان در موزه هنرهاي معاصر برگزار شد؛
آيدين آغداشلو: نوك پيكان مدرنيسم، دل در گرو سنتهاي ايراني داشت
 * نگاهي به كتاب«در قلمرو ديدار» / مصاحبه و مروري بر زندگي و آثار مجيد مجيدي؛ سفر طولاني
 * گام به گام با جشنواره تئاتر دفاع مقدس ؛ نسل امروز نگاه متفاوتي دارد
 * ناشر ايراني، داور نمايشگاه تصويرگري «تتريو» شد
 * آثار شكسپير را واقعاً چه كسي نوشته است؟!
 * چهارده تصويرگر ايراني در دوسالانه «رنگهاي مقدس»
 * پاپ: «استانبول» پاموك را مي خوانم ؛ پاموك: جاي تعجب نيست
 * در يك پروژه سنگين تاريخي؛تله فيلم « دهخدا » به شبكه دو مي آيد
 * مراسم اختتاميه اولين نمايشگاه دوسالانه طراحي پارچه و لباس
 * با موضوع مقاومت افغانستان ؛ابوطالب مظفري شعرهاي جديدي به چاپ مي رساند

مراسم بزرگداشت زنده ياد ماركو گريگوريان در موزه هنرهاي معاصر برگزار شد؛
آيدين آغداشلو: نوك پيكان مدرنيسم، دل در گرو سنتهاي ايراني داشت

 

* علي شعار

«ماركو يك هنرمند بي تاب بود، پر از شور و پر از نيرو. مردي بسيار خوش قيافه و خوش لباس بود. نسبت به تأثير و نفوذ خود بر ديگران



آگاه بود و هيچ وقت با تحقير از كسي ياد نمي كرد. درگير هيچ يك از جريانهاي رايج و مسابقه هاي هنري نشد. من نديدم كه كسي از او ايرادي بگيرد يا عيبي را برشمارد، آن هم در دوراني كه همه در حال دريدن و زخمي كردن يكديگر بودند.»
آن چه خوانديد تنها قسمتي از سخنان «آيدين آغداشلو» درباره «ماركو گريگوريان» بود. هنرمندي پيشتاز كه هميشه در نوك پيكان مدرنيسم ايران قرار داشت، هر چند كه دل در گرو سنتهاي ايراني قرار داده بود. هنرمندي پر شور كه نقشي با اهميت در پيشبرد جنبش مدرنيسم در ايران ايفا كرده بود. «ماركو گريگوريان» متولد 1304 در «كروپوتكين» روسيه، در خانواده اي ارمني به دنيا آمد. در سال 1319 به همراه خانواده به تبريز مهاجرت كرد. در جلفاي نو (اصفهان) و تهران درس خواند و سپس در سال 1322 در مدرسه حمل و نقل ارتش آمريكا به كار مشغول شد. مقدمات نقاشي را در هنرستان كمال الملك آموخت. در سال 1329 به ايتاليا رفت و در آكادمي هنرهاي زيباي رم نام نويسي كرد. آثارش را در گالري فيوراني در رم، گالري ريمون دونكان در پاريس و چند جاي ديگر به نمايش گذاشت و چهار سال بعد و پس از فارغ التحصيلي از آكادمي رم، به تهران بازگشت و فعاليتهاي هنري و فرهنگي خود را آغاز كرد. تأسيس گالري استتيك و معرفي آثار مدرنيستهاي جوان، تدريس در كلاس خصوصي، بنيانگذاري بي ينال تهران در سال 1337 و معرفي آثار هنرمندان ايراني در بي ينال ونيز، گردآوري نقاشيهاي عاميانه و پرده هاي قهوه خانه اي، برگزاري نمايشگاههاي انفرادي و جمعي و سرانجام بازي در فيلمهاي سينمايي ايران.
چند سال بعد، يعني سال 1341 به آمريكا عزيمت كرد و فعاليتهاي خود را در نيويورك و مينه سوتا ادامه داد. از سال 1350 تا سال 1357 در دانشكده هنرهاي زيباي تهران به تدريس پرداخت و نمايشگاههاي انفرادي در انجمن ايران و آمريكا، گالري ليتو و گالري سامان برگزار كرد. پس از مدتي در 1358 به نيويورك بازگشت و دو سال بعد، در آن ديار گالري گوركي را بنيان نهاد. پس از آن بود كه آثارش را در نيويورك، مسكو و ديگر شهرها به نمايش گذاشتند. آثار ماركو علاوه بر موزه هنرهاي معاصر تهران، در موزه مدرن آرت نيويورك، انته ناتسيوناله توريسنيكا در رم، بنياد بن وابي گري و گالري گوركي در نيويورك نگهداري مي شود. او يكي از اعضاي گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان بود.
«گريگوريان» پس از يك دوره نقاشي فيگو رايتو به شيوه اكسپرسيونيستي در سال 1339 و با الهام از طبيعت كويري ايران به هنر خاك روي آورد. نقش برجسته هاي او كه در ساده ترين فرمهاي هندسي با موادي چون خاك، كاه، پلي استر و ندرتاً رنگ ساخته مي شدند، پيوند ديرين انسان با زمين را به ياد مي آورد.
نكته اي كه تعدادي از سخنرانان جلسه بزرگداشت ياد ماركو گريگوريان كه شنبه شب 18 شهريورماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد به آن اشاره كردند. در اين مراسم كه با استقبال هنردوستان و هنرمنداني چون دكتر جواد مجابي، آيدين آغداشلو، محمد احصايي، سيراك ملكنيان، رضا بانگيز، مهدي حسيني، فرشته غازي راد، ژانت لازاريان، حسين خسروجردي و هما خوشبين برگزار گرديد. در ابتدا «حبيب ا... صادقي» سرپرست موزه هنرهاي معاصر به عنوان نخستين سخنران عنوان نمود كه اميدوار است تا بتواند آثار اين هنرمند بزرگ را از موزه ها، گالري دارها و مجموعه داران خصوصي جمع آوري كرده و در قالب كتاب فاخري به همراه يادداشتها، عكسها، ترجمه ها و طراحيهاي او چاپ و منتشر كند.
آيدين آغداشلو نيز به عنوان دومين سخنران به روي صحنه آمد و چون هميشه بسيار عالي سخن گفت.
وي گفت: ماركو به گروهي از هنرمندان پيشگام و سپس پيشتاز تعلق داشت كه متأسفانه با هنر بي مخاطب كار كرد، هنري كه نه در آن زمان شناخته شده بود و نه متر و معيار دقيقي براي سنجش آن وجود داشت تا بتواند جايگاه اين هنر را روشن كند. اما او هنر پيشتازش را به هيچ چيز نفروخت و با هيچ چيز و هيچ كس كنار نيامد، چون اين كنار نيامدن، عنصر اصلي هنرمند پيشتاز است...
ماركو زماني كه مجموعه كارهاي كاهگلي خود را آغاز كرد، از اشيايي كه در زندگي مردم عادي استفاده مي شد مايه گرفت و بدين ترتيب لحظه اي از هستي را بر روي بوم ثبت مي كرد. در آثار كاهگلي اش از فقيرانه ترين ماده اي كه پشت بام خانه هاي مردم را مي پوشاند استفاده كرد و با هنرمندي تمام آن را تبديل به اثري فاخر و هنري نمود.
دكتر جواد مجابي به عنوان سومين سخنران پس از نقل خاطراتي از ماركو گريگوريان، شعري را كه به ياد او سروده بود قرائت نمود كه متن كامل آن در پي مي آيد. سپس يادداشت غلامحسين نامي كه از تورنتو ارسال شده بود قرائت گرديد. در انتها تعدادي از هنرمندان چون محمد احصايي، ژانت لازاريان و سيراك ملكنيان چند دقيقه اي به ذكر خاطرات خود از ماركو پرداختند.
***
سي مرغ هنر
به ماركو گريگوريان
* جواد مجابي
ساز در سازي و بس آواز در آواز
هر كجا پرواز آري يا فرود آيي
گوش با آواي تو داريم
بوده و نابوده مان در كوه و دريا و
خيابانها و ايوانها
با طنين جان تو خوانا،
ماهيان ساز و مرغان نوايت هر زمان با ما
آي ديوانه ترين جان جهان عشق!
مرغ موسيقار!
با فراوان روزن و سوراخ در منقار
كه زهر روزن مي آيد
بس نوا و نغمه اندر كار
اين جهان را از طنين ساز و خنيايت چه آسان در طرب آري
هوش ما ماهي تو، با ما بخوان اي روح ماهي خوار
بر رگ ما شاد مي راني و مي خواني
باز مي خواني و مرگ از آتش آوازهايت دود مي گردد
دود جان فرسود، شد نابود
هر چه سوگ ما از اين عزم هزيمت
سور مي گردد
سرزمين من
بر دميده باز در شادي و آزادي
پهنه ور درياي موجاموج پيرامون
شعله ور از تابش الماس نور
وژرفي فيروزه هاي صبح نيشابور مي گردد
مرغ موسيقار در روز بزرگ مردم البرز
در سراي عاشقان، مدهوش جام باده هاي نور مي گردد

  


نگاهي به كتاب«در قلمرو ديدار» / مصاحبه و مروري بر زندگي و آثار مجيد مجيدي؛ سفر طولاني

 

* علي جعفري
paperweblog@yahoo.com
اكنون، شايد ساده باشد كه مجيدي را فيلمسازي جدي و جهاني به شمار آوريم؛ يك دهه و اندي گذشته، و خيلي چيزها به اثبات



رسيده است؛ اما مي دانيم كه همين نگاه و همه اينها هرگز به سادگي به دست نمي آيد؛ و بعيد است در اين زمان و حالا، قدر آن به درستي دانسته شود! مي ماند براي ...؛
رازي هست در اين مسير و در درون آن فيلم ها و با اين فيلمساز؛ كه مكاشفه ديدن و بيشتر دانستن را تقويت مي كند، و... ( بخشي از مقدمه كتاب)
*
وارد شدن به جريان نقد يك كتاب مثلاً رمان، كار دشواري نيست. آنچه بايد انجام دهيد آن است كه رمان را بخوانيد و بعد، برداشتهاي شخصي خود و آموخته هايتان از ادبيات، نقد، نگارش و... را در قالبي بريزيد كه بيانگر ديدگاه شما نسبت به آن رمان باشد. در نهايت، با اتكا به دانش و آموخته ها و ديدگاهها و آنچه دنياي ذهني شما را ساخته، به مقابله و كالبدشكافي اثري رفته ايد كه روبه رويتان ايستاده. اما در مواجهه با كتابهايي چون «در قلمرو ديدار» و كتابهايي از اين قبيل كه مجموعه اي است فراهم آمده از بيوگرافي و نقد و نظر و مصاحبه و گاه فيلمنامه يك فيلم، چه بايد كرد؟ آيا بايد به جريان شكل گيري كتاب نگاهي انداخت و موضوع را از زاويه ديد نويسنده كه (يك فيلم يا يك كارگردان) را مناسب طرح مسأله ديده و به طرفش رفته، نگريست، يا از زاويه ديد فيلمساز و نقد ديدگاههايش؟ اينجاست كه نوشتن يادداشت يا نقد، بر كتابي چون «در قلمرو ديدار» دشوار مي شود، زيرا از يك سو با مؤلفي طرف هستيد كه با تشخيص ارزشهاي كار يك فيلمساز، او را به عنوان موضوع كتابش انتخاب كرده و از سوي ديگر با فيلمسازي مواجهيد كه طرف مصاحبه نويسنده بوده و حرفهاي بسياري براي گفتن دارد. از اين منظر، بايد به نقد كدام مسأله پرداخت: مصاحبه كننده يا مصاحبه شونده؟!
***
«در قلمرو ديدار» حاصل يك مصاحبه طولاني است. مصاحبه رضا درستكار با مجيد مجيدي. رضا درستكار منتقد سينماست. سالها در اين عرصه كار كرده و نوشته. مجيدي هم فيلمساز نام آشنايي است كه كمتر كسي است كه نام او يا فيلمهايش را نشنيده باشد.
«در قلمرو ديدار» حاصل نشست طولاني اين دو تن است براي حرف زدن درباره سينما. سينمايي كه مجيدي به آن باور دارد و در آن عرصه تلاش مي كند و سينمايي كه رضا درستكار مي شناسد و براي آن ارزش قايل است. كتاب، حاصل اين گفتگوست؛ گفتگويي كه در لابه لاي آن، بسياري از ناگفتني ها، گفته مي شود. چيزهايي درباره سينما، آدمهاي سينما و مسيري كه مجيدي پشت سرنهاده تا به «بيدمجنون» برسد.
***
«در قلمرو ديدار» همچون هر گفتگويي ديگر، با مرور سالهاي آغازين زندگي مجيدي آغاز مي شود. از دوران كودكي اش شروع شده و فصل به فصل زندگي او را ورق مي زند تا جريان تولد و رشد يك فيلمساز را به تصوير بكشد. در جريان تشريح اين زندگي و مراحل رشد و تكامل آن، پرده هاي بسياري كنار زده مي شود و مجيدي به عنوان راوي اصلي داستان، از خودش و شروع به كارش در سينما مي گويد: از پدرش كه نظامي بوده و خانواده اش كه پرداختن به كار هنري را يك جور «از راه به درشدن» مي دانسته اند! از جريان شكل گيري «حوزه هنري» و گرد هم آمدن گروهي جوان كه تشنه فعاليتهاي هنري بودند و پس از وقوع انقلاب، عموماً هنر (و بخصوص سينما) را ابزاري مناسب براي طرح ديدگاههاي ارزشي خود يافته بودند. كساني چون محسن مخملباف، محمد كاسبي، فرج ا... سلحشور، كاظم چليپا و ... كه هر كدام در بخشهايي از حوزه  هنري كه پس از پيروزي انقلاب شكل گرفته بود، به فعاليت مشغول شده بودند.
درستكار در اين كتاب به سراغ كسي رفته كه امروزه، چهره اي موفق در عرصه سينماي ايران و جهان به شمار مي رود و همين انتخاب است كه علاوه بر جذابيت بخشيدن به كتاب، كنجكاوي خواننده را نيز برمي انگيزد، بخصوص در لحظاتي كه مجيدي، بي واهمه، از آدمهايي حرف مي زند كه روزگاري با آنها همراه بوده و حالا سالهاست از آنها گسسته. از كساني چون محسن مخملباف كه روزگاري زندگي ساده  و اعتقاداتي محكم داشته و بر تعصبات خاصي پاي مي فشرده و بعدها، به آدمي ديگر تبديل شده: «مخملباف خانه اي داشت به غايت ساده و زندگي ساده تر، كل زندگي او يك تلويزيون 14 اينچ، يك يخچال پنج فوت و دو دست رختخواب بود. يك بار همسر محسن، يك فرش 9 متري خريده و از من خواسته بود تا با او حرف بزنم تا آن را بپذيرد، چون محسن با مناعت طبع، روي موكت زندگي مي كرد. آن روز از مسير حوزه هنري تا خانه، با محسن حرف زدم، اما به محض اينكه به خانه رسيديم،  محسن به همسر مرحومش گفت: تو نمي داني اگر من روي اين فرش راه بروم، ديگر نمي توانم بنويسم؟! ديگر خودم نيستم!؟ و فرش را جمع كرد و برد و پس داد. پس از آن محسن دچار تغييرات بسياري شد. آدمي ديگر شد. در مورد محسن اين تغييرات بسيار عجيب بود. همه چيز ناگهان «كات» مي شد! او در هر مقطعي وقتي تحول پيدا مي كند، ارتباطش با گذشته را كاملاً قطع مي كند! كسي كه به قول خودش حاضر نبوده در «لانگ شات» با عده اي از آدمهاي سابق سينما بنشيند، بعدها اعتقادات و تفكراتش كاملاً تغيير مي كند و در «كلوز آپ» آنها ظاهر مي شود!
محسن مخملباف هميشه به نقل از داستايوفسكي، با لحني شوخي وار مي گفت: «اگر خدا را از ميان برداريد، همه چيز مجاز مي شود». اين حرف براي محسن انگار يك دغدغه تمام عيار بود، اما فكر مي كنم محسن از يك جا به بعد تصميمي تازه گرفت و واقعاً نوع نگاهش به همه چيز تغيير كرد ... ! ».( بخشهايي از كتاب)
***
به گفته مولف، «در قلمرو ديدار» مي كوشد مسير زندگي و تجربيات و تخيل و بصيرت فيلمسازي را تصوير كند كه براي رسيدن به جايگاه كنوني اش در عرصه سينماي ايران و جهان، از راه هاي سخت و دشواري گذشته و با استقامت و سلامت و صلابت، پله پله بالا آمده و رشد كرده است. كتاب، در نقب زدن به درونيات شخصي مجيدي و كالبد شكافي انديشه هاي او در جريان ساخت فيلمهاي مختلفش، موفق است و درستكار مي كوشد با طرح سوالهاي گوناگون، مسائل حاشيه اي مرتبط با هر فيلم را مطرح كرده و تصويري كامل از مسائل پيش روي مجيدي در جريان توليد فيلمهايش ارائه كند.
اگرچه اين مباحث كمتر چالش برانگيز و بيشتر در حد گفتگويي صميمي و دوستانه است و مصاحبه كننده سعي دارد با طرح سؤالهايي متفاوت در اطراف يك موضوع، آن را از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار دهد، كه البته در اين امر موفق بوده است.
«در قلمرو ديدار» به عنوان يكي از كتابهايي كه به بررسي زندگي و آثار يك فيلمساز مي پردازد و فيلمساز هم بي پرده هر آنچه را درباره زندگي و فيلمهايش وجود داشته به زبان مي آورد، موفق است و اين نكته در عرصه سينماي ايران كه همه،  بخصوص فيلمسازان را به ورطه محتاط بودن كشانده، اتفاق مباركي است.

  


گام به گام با جشنواره تئاتر دفاع مقدس ؛ نسل امروز نگاه متفاوتي دارد

 

* دكتر چيستا يثربي
در يك تقسيم بندي كلي مي توان هنرمندان تئاتر دفاع مقدس را در دو دسته و دو نسل تقسيم بندي كرد. نسل قديم هنرمنداني



هستند كه دوران جنگ تحميلي را به طور مستقيم تجربه كرده اند و براساس اين تجربيات به فعاليت در حوزه تئاتر دفاع مقدس مي پردازند. نسل جديد هم، هنرمنداني هستند كه در ادامه كارهاي نسل قديم وارد حوزه تئاتر دفاع مقدس شده اند و به دغدغه هاي اين ژانر علاقه پيدا كرده اند.
نسل قديم هنرمندان تئاتر دفاع مقدس هنوز نسبت به جنگ، نگاهي آرماني و ارزشي دارند و از اين منظر به حوزه كاريشان نزديك مي شوند، اما نسلهاي جديد برخلاف هنرمندان قديمي تئاتر دفاع مقدس جنگ را مثل يك پديده روز اجتماعي يا هر پديده ديگري - با ديد آسيب شناسانه - مورد پرداخت قرار مي دهند.
در واقع مي توان اين طور نتيجه گيري كرد كه جنگ در آثار نسلهاي جديد تئاتر دفاع مقدس حضوري اجتماعي دارد و در آثار قديميها، آرماني و اسطوره اي است. به هر حال نسل قديمي تئاتر دفاع مقدس سالها درگير ماجرا بوده و موضوع برايش ارزشمند است.
نسل جديد هنرمندان ما اساساً در هر حوزه اي واقعگراتر از نسلهاي پيشين هستند و چون به حوزه تاريخي موضوع نزديك نبوده اند، مثل يك پديده قابل تكرار به آن نگاه مي كنند.
بهترين و ايده آل ترين شكل هنر، در همراهي و پيوند هر دوي اين ديدگاهها نهفته است، اما متأسفانه ارتباط ميان نسلهاي قديمي و جديد تئاتر دفاع مقدس در حال حاضر گسسته شده است.
مهمترين دليل اين گسست هم آن است كه جايي براي شكل گيري اين ارتباط وجود ندارد. ما اجراهاي عمومي، مستمر، سمينارها و نشستهاي پيگير و برنامه هايي كه به ايجاد اين ارتباط دامن بزنند، نداريم.
من در دانشگاه و در مواجهه با دانشجويانم هم اين موضوع را با دقت مورد توجه قرار داده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه برداشت آنها نسبت به جنگ با هم نسلان من خيلي متفاوت است و خب، اين مسأله طبيعي هم هست.
من معتقدم كه بهترين راه براي ارتباط مؤثر و مستمر نسلهاي تئاتر دفاع مقدس ايجاد يك فضاي مناسب براي مواجهه و برخورد آنهاست. شايد جشنواره يكي از بهترين فضاها براي اين ارتباط باشد. در اين محدوده است كه گروهها و نسلها مي توانند كارهاي يكديگر را ببينند و با يكديگر برخورد داشته باشند.
صرفنظر از همه اين تقسيم بنديها، من هنرمندان تئاتر دفاع مقدس را در سه گروه تقسيم بندي مي كنم و نسلي كه سن آنها بالاتر از دوران جنگ تحميلي است را هم به اين گروه بندي اضافه مي كنم. كساني مثل جمشيد خانيان و عليرضا نادري و... مسلماً نگاه متفاوت تري نسبت به نسل دوران جنگ دارند.
به طور كلي معتقدم كه طبيعتاً نگاه كسي كه در بطن ماجرا بوده بايد با نگاه نسلهاي ديگر متفاوت باشد. در اين گستره همان طور كه گفتم، نسل قديمي با جنگ و موضوع دفاع مقدس مثل زندگي برخورد مي كند و نسل جديد مثل يك پديده به موضوع نگاه مي كند.

  


ناشر ايراني، داور نمايشگاه تصويرگري «تتريو» شد

 

مهر: فريده خلعتبري - نويسنده و مدير نشر شباويز - به عنوان يكي از داوران نمايشگاه بين المللي تصويرگري تتريو ايتاليا كه در سال 2008 برگزار مي شود حضور مي يابد.
نمايشگاه بين المللي تصويرگري «تتريو» ايتاليا يكي از مهمترين و معتبرترين نمايشگاههاي تصويرگري است كه همه ساله با تعيين موضوعي براي تصويرگري برگزار مي شود.
اين نمايشگاه در چهاردهمين دوره خود با موضوع «ارواح و حضورشان» در سال 2008 برگزار خواهد شد.
داوران اين نمايشگاه را همواره صاحب نظراني تشكيل مي دهند كه در حوزه كودك و نوجوان در جهان شناخته شده هستند.
اين نمايشگاه براي نخستين بار از يك ناشر و نويسنده ايراني (فريده خلعتبري) نيز دعوت كرده تا آثار ارسال شده براي نمايشگاه را داوري كند.

  


آثار شكسپير را واقعاً چه كسي نوشته است؟!

 

ايسنا: جمعي از هنرپيشگان انگليسي مناظره اي را آغاز كرده اند مبني بر اين كه آثار «ويليام شكسپير»- چهره  درخشان ادبيات انگليس - را واقعاً چه كسي نوشته است.




حدود 300 نفر از جمله «سر درك جاكوبي» و «مارك ريلانس»، در اقدامي «بيانيه  ترديد منطقي» را به امضا رسانده اند و اميدوارند اين امر به انجام تحقيقات بيشتر درباره  اين كه آثار شكسپير را چه كسي نوشته است، بينجامد.
به گزارش بي.بي.سي، اين گروه اعلام كرده است، هيچ مدركي دال بر اين كه شكسپير بابت آثارش درآمدي دريافت كرده باشد، وجود ندارد. اين در حالي است كه تمامي مداركي كه از شكسپير وجود دارند، به زندگي غيرادبي او مربوط مي شوند. بخصوص آن كه شكسپير در وصيتنامه اي كه براي همسرش به جا گذاشته، هيچ يك از عبارات و جمله هاي معروف به كاررفته در آثارش را نياورده است.
اين گروه 287نفره كه «ائتلاف نويسندگي شكسپير» نام گرفته، اعلام كرده است، نمايشنامه هاي شكسپير، كه به بحثهاي حقوقي تأكيد دارند، نمي توانند توسط يك آدم معمولي قرن شانزدهم كه در دنياي بي سواد آن زمان زندگي مي كرده، نوشته شده باشند.
اين گروه اين پرسش را مطرح كرده است كه چرا بيشتر نمايشنامه هاي شكسپير مربوط به طبقه   اشراف و ثروتمندند.اين نظريه هاي چالشي از قرن هجدهم نشأت مي گيرند كه برخي افراد از شكسپير به عنوان نام مستعار خود استفاده مي كردند، كه از آن جمله به «كريستوفر مارلو»، «ادوارد دور» و «فرانسيس بيكن» مي توان اشاره كرد.در اين بيانيه همچنين نام 20 چهره  مطرحي كه در گذشته نسبت به اين مسأله ترديد داشتند، آمده، كه «مارك تواين»، «اورسون ولز» و «چارلي چاپلين» از آن جمله اند.

  


چهارده تصويرگر ايراني در دوسالانه «رنگهاي مقدس»

 

مهر: آثار چهارده تصويرگر ايراني به چهارمين دوسالانه تصويرگري كودكان «رنگهاي مقدس» كه آذرماه امسال تا ارديبهشت 87 در موزه ديوژن پادوآ ايتاليا برگزار مي شود، راه يافتند.در اين دوسالانه از بسياري از كشورهاي دنيا حضور دارند و چهارده تصويرگر ايراني حاضر در آن هم عبارتند از علي عامه كن، حسن عامه كن، الهام اسدي، نسيم اسدي، ندا عظيمي، راحله برخورداري، بنفشه عرفانيان، عليرضا گلدوزيان، حسام الدين طباطبايي، شبنم جورابچي، شيلا خزانه داري، راشين خيريه، سحر خراساني و فرشيد شفيعي.

  


پاپ: «استانبول» پاموك را مي خوانم ؛ پاموك: جاي تعجب نيست

 

مهر: پاپ بنديكت شانزدهم اعلام كرد كه خواندن رمان «استانبول» اورهان پاموك در اولويت برنامه هاي شخصي او بوده و وي هم اينك مشغول خواندن آن است.
پاپ بنديكت كه نوامبر سال گذشته به استانبول سفر كرده بود، بتازگي درباره اين سفر گفته است: من قلبم را در استانبول جا گذاشته ام.
اما اورهان پاموك وقتي از ماجراي مطالعه كتابش توسط پاپ باخبر شد گفت: بيل كلينتون هم اين كتاب را خوانده است؛ براي همين جاي هيچ تعجبي وجود ندارد. شايد بخشهاي مذهبي كتاب پاپ را مجذوب خود كرده است.

  


در يك پروژه سنگين تاريخي؛تله فيلم « دهخدا » به شبكه دو مي آيد

 

اميد: تله فيلم « دهخدا» به كارگرداني محمد رضا ورزي در شبكه دو سيما ساخته مي شود.براساس پيش بيني ها اين فيلم اواخر ارديبهشت ماه در تهران كليد مي خورد.
تله فيلم «دهخدا» به مقاطعي از زندگي علامه دهخدا از كودكي تا فعاليتهاي سياسي و مرگ وي مي پردازد.
در اين تله فيلم، سعيد نيك پور در نقش دهخدا ايفاي نقش خواهد كرد. محمد علي ساربان، هادي مرزبان، محمد ابهري، اميرحسين صديق شريف، سيد طاهر مظلومي و علي رامز از جمله بازيگراني هستند كه تاكنون حضورشان در فيلم قطعي شده است.

  


مراسم اختتاميه اولين نمايشگاه دوسالانه طراحي پارچه و لباس

 

گروه هنر- شعار: مراسم اختتاميه و اهداي جوايز به برگزيدگان اولين دوسالانه طراحي پارچه و لباس ساعت 5 بعدازظهر امروز در سالن اجتماعات موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.
اولين دوسالانه طراحي پارچه و لباس با حمايت معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، دفتر امور هنرهاي تجسمي، مؤسسه توسعه هنرهاي تجسمي و انجمن طراحان لباس و پارچه از روز دوم مردادماه در موزه هنرهاي معاصر تهران افتتاح شده است.
در اين نمايشگاه تعداد 415 اثر در بخش طراحي پارچه و 304 اثر در بخش طراحي دوخت لباس از 172 هنرمند به نمايش درآمده است.
مراسم اختتاميه اولين دوسالانه طراحي پارچه و لباس با حضور و سخنراني هنرمندان طراح در سالن اجتماعات موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار مي شود.

  


با موضوع مقاومت افغانستان ؛ابوطالب مظفري شعرهاي جديدي به چاپ مي رساند

 

ايسنا: ابوطالب مظفري مجموعه  شعري را با عنوان «دور پرويز و فرهادهاي عاشق» زير چاپ دارد.
شعرهاي اين مجموعه در قالبهاي غزل، مثنوي، و تعدادي شعر سپيد، بيشتر با موضوع دوران مقاومت افغانستان هستند. «آخرين نسل» (مجموعه  خاطرات دوران جهاد)، «تصحيح ديوان سعيد بلخي» و دفتري از گزيده  ادبيات معاصر (نيستان) از ديگر آثار منتشرشده  مظفري هستند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com