|
گروه حوادث- ماني قرباني: مردي كه براي قتل زني از سوي همسر او اجير شده بود، با حكم قضات شعبه 17 دادگاه كيفري اصفهان به اعدام محكوم شد.

همسر مقتول نيز به اتهام معاونت در قتل به 15 سال زندان محكوم شد. به گزارش خبرنگار ما، عصر نهم دي ماه 85 مرد سالمندي هراسان و مضطرب با مراجعه به مأموران پليس از ناپديدشدن مرموز دخترش اعظم خبر داد. اين مرد در شكايتش گفت: دخترم از چندي قبل با همسرش اختلاف داشت و احتمال مي دهم دامادم او را به قتل رسانده باشد. با طرح اين شكايت پرونده اي در شعبه 6 دادسراي اصفهان تشكيل و تحقيقات براي روشن شدن سرنوشت نامعلوم زن 27 ساله آغاز شد. مأموران در نخستين گام به بازجويي از همسر اعظم پرداختند، اما او گفت: روزي كه همسرم ناپديد شد، در حالي كه به محل كارم مي رفتم او در خانه بود، اما وقتي باز گشتم متوجه غيبتش شدم. ابتدا احتمال دادم او به خانه پدرش رفته، اما وقتي با پدر زنم تماس گرفتم متوجه شدم آنجا هم نيست. بنابراين به هر جا كه احتمال مي دادم اعظم به آنجا رفته باشد سر زدم، اما هيچ خبري از همسرم نبود.

در ادامه با توجه با اينكه هيچ مدركي عليه شوهر زن ناپديد شده نبود، بازپرس او را آزاد كرد تا اينكه يك روز پس از طرح شكايت، جسد سوخته اي در شهرك صنعتي محمودآباد اصفهان پيدا شد. بلافاصله بازپرس جنايي همراه مأموران پليس آگاهي در محل كشف جسد حاضر شدند. به دليل شدت سوختگي شديد تشخيص جنسيت مقتول مشخص نبود. مأموران در بازرسي محل، يك دسته كليد كشف كردند كه احتمال مي دادند متعلق به مقتول باشد. در ادامه براي شناسايي هويت جسد كشف شده، كارآگاهان بررسي بر روي پرونده هاي فقداني را آغاز كرده و سرانجام با امتحان كليدها به در خانه اعظم- زني كه روز قبل از كشف جسد ناپديد شده بود- موفق به شناسايي هويت مقتول شدند. در ادامه همسر مقتول دوباره تحت بازجويي قرار گرفت. او همچنان منكر هر گونه اطلاع از قتل شد، اما سرانجام لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل همسرش بر داشت. متهم به بازپرس حق شناس گفت: مدتي بود من و همسرم با هم اختلاف شديدي داشتيم تا اينكه در هفته آخر شدت جر و بحث ما بالا گرفت؛ به طوري كه بارها همسايه ها براي وساطت وارد عمل مي شدند. چند بار نزد پدر اعظم رفته و از او خواستم براي حل مشكلات ما كاري انجام دهد، اما او هم اقدامي نكرد. به همين خاطر تصميم به قتل او گرفتم. بدين ترتيب موضوع را با يكي از دوستانم به نام آرش در ميان گذاشتم. او هم قبول كرد با دريافت 20 ميليون ريال، همسرم را به قتل برساند. روز حادثه پس از خروج من، آرش به خانه آمد و همسرم را كشت. با اعترافات همسر مقتول گروهي از مأموران پليس آگاهي براي دستگيري آرش راهي گچساران شدند. آنان سرانجام صبح روز يازدهم دي ماه 85 او را دستگير كردند. با انتقال آرش به دادسراي اصفهان، او به قتل اعتراف كرد و گفت: روز حادثه همراه دو تن از دوستانم به نامهاي حميد 17 ساله و رضا 16 ساله براي خريد يك دستگاه رسيور ماهواره به اصفهان آمديم. مقابل 33 پل نشسته بوديم كه شوهر اعظم تماس گرفت و گفت، همه چيز آماده است. وقتي به در خانه آنها رسيديم، اعظم در را باز كرد. از آنجا كه چند سالي بود با آنان رفت و آمد خانوادگي داشتم و محل نگهداري رسيورها را مي دانستم به اعظم گفتم براي بردن يك دستگاه رسيور آمده ام. از حميد و رضا خواستم مقابل در منتظرم بمانند. وقتي وارد خانه شدم ضربه اي به سر اعظم زدم. او غرق در خون نقش بر زمين شد. گلويش را با دست فشردم نيمه جان بود كه به ياد آمپولي افتادم كه براي قتلش خريده بودم. آمپول در ساك حميد بود. در حالي كه اعظم نيمه جان بود از حميد و رضا خواستم وارد خانه شوند. همدستانم هم با مشاهده آن صحنه آمپول را از هوا پر كرده و به اعظم تزريق كردند. وقتي از مرگ او مطمئن شدم با شوهرش تماس گرفتم و چهار نفري جسد را به منطقه صنعتي محمودآباد برده و آن را به آتش كشيديم. بدين ترتيب با اعتراف متهمان پرونده با صدور كيفرخواست براي محاكمه به شعبه 17 تجديدنظر كيفري اصفهان فرستاده شد. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاكمه متهمان، اولياي دم مقتول خواستار اشد مجازات براي چهار متهم پرونده شدند. سپس قاضي هاشم رضايي رئيس دادگاه اتهام مباشرت در قتل عمدي اعظم را به آرش و معاونت در قتل را به سه متهم ديگر پرونده تفهيم كرد كه متهمان به دفاع از خود پرداختند. با دفاعيات متهمان، رئيس دادگاه و چهار قاضي مستشار براي صدور حكم وارد شور شدند. قضات دادگاه در حكم مجازات متهمان، آرش را به اتهام قتل عمد به قصاص محكوم كردند. همچنين همسر مقتول به 15 سال حبس و رضا و حميد به ترتيب به 5 و 3 سال حبس محكوم شدند. پرونده اين جنايت با اعتراض اولياي دم به اين حكم، براي رسيدگي به ديوان عالي كشور فرستاده |